۲۶/تیر/۹۰, ۲۰:۰۳
اونانیسم یا خودارضایی
در میان انبوه مشکلاتی که جوانان امروز را احاطه کرده است مسئله غریزه جنسی شاید مهم ترین مشکلی است که آنها را تهدید می نماید. از یک نظر در دوران جوانی شهوت جنسی یگانه حاکمی است که در کشور تن حکومت می کند . اگر این غریزه در دوره جوانی به صورت صحیحی رهبری نگردد، خردکننده ترین ضربه را بر پایه سعادت جوانان خواهد زد. زیرا به موازات شکوفایی این غریزه در روح جوان، طوفانی ایجاد می شود که اگر در برخورد با آن غفلت گردد چه بسا جوان را در آستانه انحرافات روانی و بهره برداریهای غیر طبیعی از این نیروی حیاتی قرار می دهد و از جمله این انحرافات که وحشتناک ترین و خانمان سوزترین آنها عمل غیراخلاقی و زیانبار خودارضایی است که اگر خدای نکرده این عمل جنبه اعتیاد به خود بگیرد انسان را تا آستانه مرگ پیش می برد.
متاسفانه به جهت عدم راهنمایی درست و به موقع، نوجوانان در همان ابتدای دوره بلوغ به اعمال و رفتارهایی دست میزنند که نتیجه ای جز نابودی جسم و روح آنها در پی ندارد. که از جمله این اعمال چشم چرانی ،خود ارضایی و... است.
اینجا ممکن است خواننده عزیز به علت اینکه هنوز مضرات و فرجام دردناک آن را احساس نمی کند مسئله را کم اهمیت انگاشته و به دیده بی اعتنایی بدان بنگرد، لذا نامه درد الود و غم انگیز جوانی مبتلا و معتاد را در اینجا می آوریم تا شاید ناله جانسوزی که این جوان ، از دست آن عمل مرگبار سر می دهد بر دل ها اثر کرده وزنگ خطری را در گوش خواننده و مبتلایان به اینگونه از اعمال به صدا دراورد و آنها را وادار به تجدید نظر در اعمال خود بنماید.
((... می خواهم خون گریه کنم، قطره اشکی نژگان مرا مرطوب نمی کند. می خواهم فریاد بکشم اما اه هم از سینه بیرون نمی آید، می خواهم فکر کنم اما به چه چیز، به کدام بدبختی و نافرجامی؟؟مگر مغز دانشمندی هم در برابر این ناملایمات برجا میماند؟؟بیچاره و تنها، ویلان و سرگردان،هراسان وبیمناک از آنچه هستم و خواهم بود،متنفر از همه کس و همه چیز و از وضع ننگینم.
21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترین ایام عمرم را ((تنهای تنها)) گذراندم، ناملایمات زندگی، رنگ های چهره اجتماع ، مرا فوق العاده رنج می دهد. نفهمیدم چه شد چند سال قبل هنگامی مطالعه کتابی بی اراده با یک عادت شوم جنسی آشنا شدم. آن موقع گذشت و کسی به من نگفت که جوانی چه دوران حساس و خطرناکی است.
بد حجابی دختران و زنان بی شخصیتی که فقط ادعای شخصیت می کنند که عقده حقارت داشته و از راه جلوگیری در برابر نامحرم می خواهند جبران عقده های ناگشوده خود را بنمایند-و همچنین تصاویر مستهجن از برخی هنرپیشه های داخلی و خارجی به هیجان درونی ام دامن زد و زمینه نگون بختی مرا فراهم ساخت.
بلی،من به آن عمل غیراخلاقی عادت کردم و اکنون یک مریض جسمی هستم و روحم نیز بیمار شده است.دارم به مرحله جنون پا می گذارم. انقدر ناراحتم که در فکر کسی نمیگنجد. مرا از طولانی کردن نامه ببخشید. این نامه ها و استغاثه ها تنها از من نیست که به گوش می رسد، می دانم بسیاری از جوانان مثل من در این دام خطرناک گرفتارند.
ناگفته نماند که در اوان جوانی ، در سنین 16 یا 17 سالگی بود که دو مرتبه دست به خودکشی زدم، اما اجازه مردن هم به ما بیچاره ها نمیدهند. اکنون خیلی ضعیف شده ام. مدت کوتاهی است با کمال معذرت از من بی اراده قطرات ... دفع میگردد و اینکه در میان طوفان مرگباری به این سو و آن سو می روم و شاید هم یک سویش مرگ و نابودی باشد...))
آری، این است محصول چشم چرانی، دیدن فیلم های نامناسب ویدئویی و ماهواره و ...، با فاراد ناباب رفیق شدن و خواندن رمان های مبتذل و...و این هم نامه ای دیگر
((...شب ها خواب ندارم، روزها فراموش کارم، همیشه گوشه نشینم، بچه های محل به من میگویند با خودت چه کار میکنی؟؟ چرا رنگت پریده؟؟چرا صورتت زرد رنگ است؟پرا روز به روز لاغر تر می شوی؟؟چرا اطرف چشم هایت گود شده؟؟
چه میتوانم در جواب سوالهای آنها بگویم؟؟آیا به آنها بگویم؟؟آیا به آنها بگویم در چه راه خطرناکی گرفتار شده ام.اگر بخواهم بگویم با چه زبانی؟؟با چه رویی؟؟؟
آری این است عوارض این عمل خطرناک که سرانجام آن خودکشی،امراض مراقبتی،سل و ده ها مرض و نارسایی خطرناک روحی و جسمی دیگر، و اقرار به گناه است. زیرا اقرار به گناه در برابر دیگران خود گناهی دیگر به حساب می آید که اسلام از آن منع کرده است
عذر میخوام یعنی شما تا الان در مورد خودارضایی هیچی نمیدونستین و یهو این تایپیک وسیله آشنایی شما با این مشکل جنسی بود؟؟؟
در میان انبوه مشکلاتی که جوانان امروز را احاطه کرده است مسئله غریزه جنسی شاید مهم ترین مشکلی است که آنها را تهدید می نماید. از یک نظر در دوران جوانی شهوت جنسی یگانه حاکمی است که در کشور تن حکومت می کند . اگر این غریزه در دوره جوانی به صورت صحیحی رهبری نگردد، خردکننده ترین ضربه را بر پایه سعادت جوانان خواهد زد. زیرا به موازات شکوفایی این غریزه در روح جوان، طوفانی ایجاد می شود که اگر در برخورد با آن غفلت گردد چه بسا جوان را در آستانه انحرافات روانی و بهره برداریهای غیر طبیعی از این نیروی حیاتی قرار می دهد و از جمله این انحرافات که وحشتناک ترین و خانمان سوزترین آنها عمل غیراخلاقی و زیانبار خودارضایی است که اگر خدای نکرده این عمل جنبه اعتیاد به خود بگیرد انسان را تا آستانه مرگ پیش می برد.
متاسفانه به جهت عدم راهنمایی درست و به موقع، نوجوانان در همان ابتدای دوره بلوغ به اعمال و رفتارهایی دست میزنند که نتیجه ای جز نابودی جسم و روح آنها در پی ندارد. که از جمله این اعمال چشم چرانی ،خود ارضایی و... است.
اینجا ممکن است خواننده عزیز به علت اینکه هنوز مضرات و فرجام دردناک آن را احساس نمی کند مسئله را کم اهمیت انگاشته و به دیده بی اعتنایی بدان بنگرد، لذا نامه درد الود و غم انگیز جوانی مبتلا و معتاد را در اینجا می آوریم تا شاید ناله جانسوزی که این جوان ، از دست آن عمل مرگبار سر می دهد بر دل ها اثر کرده وزنگ خطری را در گوش خواننده و مبتلایان به اینگونه از اعمال به صدا دراورد و آنها را وادار به تجدید نظر در اعمال خود بنماید.
((... می خواهم خون گریه کنم، قطره اشکی نژگان مرا مرطوب نمی کند. می خواهم فریاد بکشم اما اه هم از سینه بیرون نمی آید، می خواهم فکر کنم اما به چه چیز، به کدام بدبختی و نافرجامی؟؟مگر مغز دانشمندی هم در برابر این ناملایمات برجا میماند؟؟بیچاره و تنها، ویلان و سرگردان،هراسان وبیمناک از آنچه هستم و خواهم بود،متنفر از همه کس و همه چیز و از وضع ننگینم.
21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترین ایام عمرم را ((تنهای تنها)) گذراندم، ناملایمات زندگی، رنگ های چهره اجتماع ، مرا فوق العاده رنج می دهد. نفهمیدم چه شد چند سال قبل هنگامی مطالعه کتابی بی اراده با یک عادت شوم جنسی آشنا شدم. آن موقع گذشت و کسی به من نگفت که جوانی چه دوران حساس و خطرناکی است.
بد حجابی دختران و زنان بی شخصیتی که فقط ادعای شخصیت می کنند که عقده حقارت داشته و از راه جلوگیری در برابر نامحرم می خواهند جبران عقده های ناگشوده خود را بنمایند-و همچنین تصاویر مستهجن از برخی هنرپیشه های داخلی و خارجی به هیجان درونی ام دامن زد و زمینه نگون بختی مرا فراهم ساخت.
بلی،من به آن عمل غیراخلاقی عادت کردم و اکنون یک مریض جسمی هستم و روحم نیز بیمار شده است.دارم به مرحله جنون پا می گذارم. انقدر ناراحتم که در فکر کسی نمیگنجد. مرا از طولانی کردن نامه ببخشید. این نامه ها و استغاثه ها تنها از من نیست که به گوش می رسد، می دانم بسیاری از جوانان مثل من در این دام خطرناک گرفتارند.
ناگفته نماند که در اوان جوانی ، در سنین 16 یا 17 سالگی بود که دو مرتبه دست به خودکشی زدم، اما اجازه مردن هم به ما بیچاره ها نمیدهند. اکنون خیلی ضعیف شده ام. مدت کوتاهی است با کمال معذرت از من بی اراده قطرات ... دفع میگردد و اینکه در میان طوفان مرگباری به این سو و آن سو می روم و شاید هم یک سویش مرگ و نابودی باشد...))
آری، این است محصول چشم چرانی، دیدن فیلم های نامناسب ویدئویی و ماهواره و ...، با فاراد ناباب رفیق شدن و خواندن رمان های مبتذل و...و این هم نامه ای دیگر
((...شب ها خواب ندارم، روزها فراموش کارم، همیشه گوشه نشینم، بچه های محل به من میگویند با خودت چه کار میکنی؟؟ چرا رنگت پریده؟؟چرا صورتت زرد رنگ است؟پرا روز به روز لاغر تر می شوی؟؟چرا اطرف چشم هایت گود شده؟؟
چه میتوانم در جواب سوالهای آنها بگویم؟؟آیا به آنها بگویم؟؟آیا به آنها بگویم در چه راه خطرناکی گرفتار شده ام.اگر بخواهم بگویم با چه زبانی؟؟با چه رویی؟؟؟
آری این است عوارض این عمل خطرناک که سرانجام آن خودکشی،امراض مراقبتی،سل و ده ها مرض و نارسایی خطرناک روحی و جسمی دیگر، و اقرار به گناه است. زیرا اقرار به گناه در برابر دیگران خود گناهی دیگر به حساب می آید که اسلام از آن منع کرده است
(۲۶/تیر/۹۰ ۱۸:۰۶)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلامچرا ما نباید به واقعیتها بپردازیم؟؟؟عزیز من این موضوع کاملا جدیست و باید برای روشن کردن عواقب اون کار کرد تا دیگران به اون کار مبتلا نشن.
از مقاله بلند بالای آقا مهرداد چیزهایی یاد گرفتیم
چند تا موضوع
1- خود ارضایی، یاد گرفتیم
2- به آدرس این تاپیک دقت کردید ؟؟؟
اولا بخش مهدویت هست
دوما اخلاق اسلامی و سیره معصومین
یا نمی دونیم چی رو کجا باید بنویسیم
یا نمی خواهیم بدونیم
به خدا زشته
داریم به کجا میریم
جای این مسائل اینجا نیست
همه جور افراد با طیف سنی گسترده ای اینجا داریم
همه ی اینها به کنار روز ولادت حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا له الفداه)
میگه:
اومدیم ابروش رو درست کنیم، زدیم چشمش رو کور کردیم
قرارمون این بود که بیدار بشیم
یادتون که نرفته
ولی مثل اینکه
عذر میخوام یعنی شما تا الان در مورد خودارضایی هیچی نمیدونستین و یهو این تایپیک وسیله آشنایی شما با این مشکل جنسی بود؟؟؟