۲۶/تیر/۹۰, ۱۵:۳۲
از باورهای علمی تا نگرشهای فرهنگی
گوشه اي از مصاحبه با دکتر افتخار – سكسولوژيست را مطالعه نماييد
اينجا بد نيست درباره masturbation (خود ارضايی) صحبت کنيم به خاطر اينکه به طور سنتی در کشور ما درباره خودارضایی خيلی بد صحبت شده، ازقبيل آموزشهايی درباره اينکه خودارضایی ايجاد کوری و کری میکند، باعث میشود ستون فقرات برجستگی پيدا کند و …
کاپوچينو: لطفا اگر می شود در مورد اين مساله کامل توضيح بدهيد.
دکتر: من فکر میکنم که اينها مهمترين قسمت مسئله است. مثلا میگويند فرد لاغر میشود. (اين را معمولا در مدارس پسرانه میگويند.)
کاپوچينو: در مدرسههای ما، مربیهای پرورشی اينها را میگفتند.
دکتر: مثلاً میگويند فرد رنگ پريده میشود. حتی بعضی از کسانی که کتابهای تربيتی مفصلی نوشتهاند، افراد تربيتی که رویشان حساب میشده هم در جلسات سخنرانی برای پدران و مادران گفتهاند، حتی در کتابهایشان گفتهاند و نوشتهاند که ما میتوانيم وقتی وارد يک کلاس شديم بر روی چند بچه دست بگذاريم که اينها خودارضایی میکنند، مثلاً رنگپريده، گوشهگير و افسرده هستند! واقعيت اين است که تمامی اين حرفها غيرعلمی است و اصلاً يک همچين چيزی نيست. اگر خودارضایی اين اثرات را داشت- از آنجايی که اثرش روی بدن کاملاً همانند اثر يک ارتباط جنسی روی بدن است- بنابراين يک رابطه جنسی هم همهی اين اثرها را داشت! اين حرفها کاملا غيرعلمی و بیاساس هستند. آمارهايی هم که وجود دارد نشان میدهد که اکثر افراد در طول عمرشان اين کار را کردهاند و میکنند. اگر قرار بود که اين گونه باشد نزديک به همه افراد بايد اين مشکلات را میداشتند.
کاپوچينو: آيا از لحاظ پزشکی تکرار بیحساب خودارضایی میتواند مضر باشد؟
دکتر: ببينيد خودارضایی هم اگر کنترلی رويش نباشد compulsive میشود.
يک نشانهاش اين است که خيلی تکرارش زياد باشد مثلا 4 بار در هفته اين کار را انجام دهند يا آنقدر خودارضایی کنند که نتوانند متوجه پارتنر شوند، مثلا شوهری بيايد این کار را به روابط جنسی با همسرش ترجيح دهد.
اين موارد از جمله مواردی هستند که نياز به دخالت پزشکی دارند. نه از اين نظر که خودارضایی است، از اين جهت که ملاکهای ديگر يک سکس غيرطبيعی را دارد.
هر رفتار انسانی اگر compulsive باشد مورد توجه کلينيکی قرار میگيرد و فرقی نمیکند خودارضایی باشد يا خارش بدن يا صورت باشد و يا خريد باشد.
البته اين را هم بگويم که از نظر دين ما اين کار حرام است، به خاطر همين نوجوانانی که اين کار را انجام میدهند دچار يک احساس گناه میشوند. اين احساس گناهِ دائم باعث میشود که آنها غمگين و افسرده شوند و بارها اقدام میکنند و تصميم میگيرند که آن کار را انجام ندهند ولی باز انجام میدهند.
اين وضعيت فرهنگی تاحدودی کار ما را در کلينيک سخت ميکند و نمیتوانيم راحت بگوييم اين کار هيچ اشکالی ندارد.
در کشورهای غربی در مدارسشان انجام خودارضایی را به بچهها آموزش میدهند و برای تکامل psycho sexual ممکن است که کمککننده هم باشد. منتها ما بايد يک حد وسطی را بگيريم. حداقلش اين است که اطلاعات غلط ندهيم که اين احساس گناه دينی که وجود دارد را با اين احساس که الان که من دارم اين کار را انجام میدهم به نسل بشری دارم خيانت میکنم و در آيندهام مثلاً اين مشکلات را پيدا میکنم ، عينکی میشوم و غيره (!) تلفيق کنيم.
کاپوچينو: در مورد خودارضایی شما يک عدد گفتيد، مثلاً بيش از 4 بار در هفته. يعنی ما آمديم يک جور خطکش تعيين کرديم که اگر بالاتر رفت نرمال نيستيم، آيا قانونی در اين مورد وجود دارد؟
دکتر: نه! اين هم حدودیست، اگر زياد باشد و فرد احساس اجبار و تنش بکند، نشاندهنده اين است که compulsive است ولی واقعيت اين است که نه! هيچ عدد مشخصی را نمیتوان قرار داد. همانطور که گفتم اگر دفعات آن زياد باشد و فرد احساس کند که compulsive است و احساس گناه و اضطراب کند ما میآييم يک مداخلاتی میکنيم و گرنه خودارضایی يک رفتار نرمال انسانیست.
کاپوچينو: پس اين از لحاظ روانشناسی به هيچ عنوان ناهنجاری تلقی نمیشود؟
دکتر: نه از جهت روانشناسی بلکه از جهت هيچ علمی غيرطبيعی محسوب نمیشود. من فکر میکنم بهتراست واقعيتهای خودارضایی را راحت بگوييم که اين عمل از لحاظ دينی حرام است و باقی چيزهايی که درباره آن در جامعه میگويند غلط و غيرعلمی است
گوشه اي از مصاحبه با دکتر افتخار – سكسولوژيست را مطالعه نماييد
اينجا بد نيست درباره masturbation (خود ارضايی) صحبت کنيم به خاطر اينکه به طور سنتی در کشور ما درباره خودارضایی خيلی بد صحبت شده، ازقبيل آموزشهايی درباره اينکه خودارضایی ايجاد کوری و کری میکند، باعث میشود ستون فقرات برجستگی پيدا کند و …
کاپوچينو: لطفا اگر می شود در مورد اين مساله کامل توضيح بدهيد.
دکتر: من فکر میکنم که اينها مهمترين قسمت مسئله است. مثلا میگويند فرد لاغر میشود. (اين را معمولا در مدارس پسرانه میگويند.)
کاپوچينو: در مدرسههای ما، مربیهای پرورشی اينها را میگفتند.
دکتر: مثلاً میگويند فرد رنگ پريده میشود. حتی بعضی از کسانی که کتابهای تربيتی مفصلی نوشتهاند، افراد تربيتی که رویشان حساب میشده هم در جلسات سخنرانی برای پدران و مادران گفتهاند، حتی در کتابهایشان گفتهاند و نوشتهاند که ما میتوانيم وقتی وارد يک کلاس شديم بر روی چند بچه دست بگذاريم که اينها خودارضایی میکنند، مثلاً رنگپريده، گوشهگير و افسرده هستند! واقعيت اين است که تمامی اين حرفها غيرعلمی است و اصلاً يک همچين چيزی نيست. اگر خودارضایی اين اثرات را داشت- از آنجايی که اثرش روی بدن کاملاً همانند اثر يک ارتباط جنسی روی بدن است- بنابراين يک رابطه جنسی هم همهی اين اثرها را داشت! اين حرفها کاملا غيرعلمی و بیاساس هستند. آمارهايی هم که وجود دارد نشان میدهد که اکثر افراد در طول عمرشان اين کار را کردهاند و میکنند. اگر قرار بود که اين گونه باشد نزديک به همه افراد بايد اين مشکلات را میداشتند.
کاپوچينو: آيا از لحاظ پزشکی تکرار بیحساب خودارضایی میتواند مضر باشد؟
دکتر: ببينيد خودارضایی هم اگر کنترلی رويش نباشد compulsive میشود.
يک نشانهاش اين است که خيلی تکرارش زياد باشد مثلا 4 بار در هفته اين کار را انجام دهند يا آنقدر خودارضایی کنند که نتوانند متوجه پارتنر شوند، مثلا شوهری بيايد این کار را به روابط جنسی با همسرش ترجيح دهد.
اين موارد از جمله مواردی هستند که نياز به دخالت پزشکی دارند. نه از اين نظر که خودارضایی است، از اين جهت که ملاکهای ديگر يک سکس غيرطبيعی را دارد.
هر رفتار انسانی اگر compulsive باشد مورد توجه کلينيکی قرار میگيرد و فرقی نمیکند خودارضایی باشد يا خارش بدن يا صورت باشد و يا خريد باشد.
البته اين را هم بگويم که از نظر دين ما اين کار حرام است، به خاطر همين نوجوانانی که اين کار را انجام میدهند دچار يک احساس گناه میشوند. اين احساس گناهِ دائم باعث میشود که آنها غمگين و افسرده شوند و بارها اقدام میکنند و تصميم میگيرند که آن کار را انجام ندهند ولی باز انجام میدهند.
اين وضعيت فرهنگی تاحدودی کار ما را در کلينيک سخت ميکند و نمیتوانيم راحت بگوييم اين کار هيچ اشکالی ندارد.
در کشورهای غربی در مدارسشان انجام خودارضایی را به بچهها آموزش میدهند و برای تکامل psycho sexual ممکن است که کمککننده هم باشد. منتها ما بايد يک حد وسطی را بگيريم. حداقلش اين است که اطلاعات غلط ندهيم که اين احساس گناه دينی که وجود دارد را با اين احساس که الان که من دارم اين کار را انجام میدهم به نسل بشری دارم خيانت میکنم و در آيندهام مثلاً اين مشکلات را پيدا میکنم ، عينکی میشوم و غيره (!) تلفيق کنيم.
کاپوچينو: در مورد خودارضایی شما يک عدد گفتيد، مثلاً بيش از 4 بار در هفته. يعنی ما آمديم يک جور خطکش تعيين کرديم که اگر بالاتر رفت نرمال نيستيم، آيا قانونی در اين مورد وجود دارد؟
دکتر: نه! اين هم حدودیست، اگر زياد باشد و فرد احساس اجبار و تنش بکند، نشاندهنده اين است که compulsive است ولی واقعيت اين است که نه! هيچ عدد مشخصی را نمیتوان قرار داد. همانطور که گفتم اگر دفعات آن زياد باشد و فرد احساس کند که compulsive است و احساس گناه و اضطراب کند ما میآييم يک مداخلاتی میکنيم و گرنه خودارضایی يک رفتار نرمال انسانیست.
کاپوچينو: پس اين از لحاظ روانشناسی به هيچ عنوان ناهنجاری تلقی نمیشود؟
دکتر: نه از جهت روانشناسی بلکه از جهت هيچ علمی غيرطبيعی محسوب نمیشود. من فکر میکنم بهتراست واقعيتهای خودارضایی را راحت بگوييم که اين عمل از لحاظ دينی حرام است و باقی چيزهايی که درباره آن در جامعه میگويند غلط و غيرعلمی است