بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
سلام خدمت همه دوستان
این اولین ارسال من در تالار بیداری اندیشه بود
(۴/آبان/۸۹ ۱۰:۱۶)mohamad نوشته است: [ -> ]سلام
از اینکه چنین تالاری افتتاح شده خیلی خوشحال شدم
به قول جمله پایانی مستند ظهور:
"ادامه دارد، اگر خدا بخواهد"
انگار خدا خواست که ادامه داشت.
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید
روزی که با تالار بیداری اندیشه آشنا شدم، درگیر افکار دوستی بودم که به عرفانی کاذب دچار بود.
بنده نیز به افکار او تمایل و شک داشتم. ولی از آنجایی که اطلاعاتم خیلی کم بود نمی توانستم تجزیه و تحلیل درستی داشته باشم.
در همان هفته اول شروع به کار تالار، جناب جوینده حق تاپیکی ایجاد کرد با عنوان "
فرقه TSM"
نکته ای که فکر من را مشغول کرد درباره نظریه تناسخ بود. چون اون دوست من با عرفانی که داشت این نظریه را تائید می کرد.
بنده نیز در دومین ارسالی که در تالار داشتم (
اولین ارسال من تبریک به مناسبت افتتاح تالار بود) در اعتراض به حرف ایشان درباره نظریه تناسخ ، مطلبی را ارسال کردم
ایشان نیز چند لینک به من معرفی کردند. که من دچار شک و تردید درباره مسأله تناسخ شدم (و البته پس از مدتی حق را درباره این مسأله پیدا کرده و مطلب ارسالی خود را ویرایش کردم)
پس از مدتی کم کم با علی110 آشنا شدم.
حرف های جالبی می زد. به نکاتی دقت می کرد که من اصلا به آنها فکر نمی کردم.
تازه فهمیدم که چنین آدمهایی هم وجود دارند.

با کمک علی شروع کردم به خواندن زیارت عاشورا و نماز دورکعتی به نیت نماز شب.
خیلی از گره های زندگیم باز شد.
تازه مفهوم دین و دینداری را می فهمیدم. تازه می فهمیدم که رابطه خدا با پیامبرانش و ائمه و رابطه آنها با ما چطور است.
با چیزهای که از ایشان و البته تالار یاد گرفتم، تونستم نقاط کور ذهنم را درباره دین روشن کنم.
و مهم تر از اون با اطلاعات جدید و کاملی که داشتم براحتی می تونستم از دین و عقایدم دفاع کنم.
وقتی رابطه تلفنی من با علی بیشتر شد، موقع پاسخ دادن به سوالات و حرفهاش فکر می کردم که یک آدم بیسواد بیشتر نیستم.
مطمئنا شرح حال ما را در تاپیک فوق العاده "
چهل نکته درباره مومن از نگاه امام علی (علیه السلام)" را خوانده اید.
قصه من و علی110 سر دراز دارد.
پس از مدت کوتاه دیگری با (Guided) آشنا شدم البته اینبار خارج از فضای مجازی بود.
یک دوست واقعی در دنیای واقعی (در دانشگاه) البته این هم از اون کارهای عجیب و غریب خداست.
داستان از این قرار بود که بعد از بحث و جدل های فراوان بین من و او در تالار، یک روز متوجه شدیم که ما هر دو در یک دانشگاه درس می خوانیم. اولین قرار ما نیز در مسجد حضرت امیر (علیه السلام) بود.
بعضی وقت ها به بهانه دیدن او به دانشگاه می رفتم و بعضی وقت ها هم به بهانه دیدن او کلاس ها را می پیچاندم. (البته این رابطه دو طرفه بود)
کم کم با (مسافر) و محمد790 آشنا شدم. (
دوستانی جدید که مرا به یاد خدا می انداختند) و ...
و این دوستان و دوستی ها هر روز بیشتر و پررنگ تر و عمیق تر شد
تالار نکات دیگری نیز برای من داشت:
مجبور بودم چیزی را که می گوییم خودم هم حتما عمل کنم.
درباره مسائل زیادی تحقیق کردم.
به اندازه هفت، هشت سالی که با کامپیوتر کار کرده بودم در مدت چند ماه، مطلب خواندم.
تالار باعث شد من نماز را بهتر، با حضور قلب بیشتر و سر وقت (تر) بخوانم.
وقتی در تالار
ختم قرآن برگذار شد، من اصلا قصد شرکت در آن را نداشتم ولی در آخرین لحظات جزء 27 را انتخاب کردم
و در حال حاظر اکثرا هر هفته این جزء از قرآن می خوانم (سوره های مبارکه ذاریات، طور، نجم، قمر، الرحمن، واقعه و حدید).
از تاپیک "
حکایتها و سخنان پندآموز" و "
احادیث تاثیر گذار" و "
تدبر در آیات قرآن" و همچنین "
در سایه سار وحی" خیلی چیزها یاد گرفتم.
تاپیک "
تحقیقی پیرامون موسیقی" که شاهکار جناب بیداری اندیشه بود، مرا بیچاره کرد، چند وقت پیش همه آهنگ های ... و ... و ... و ... را shift+Delete کردم.
تحقیق یکی از دروس دانشگاهیم را هم از یکی از مطالب تالار برداشتم که در نهایت نمره بیست پایان ترم را از استاد گرفتم.
تالار باعث شد من به مناسبت ها مذهبی اهمیت بیشتر بدم.
مثلا یک پیراهن مشکی خریدم، که همیشه در عزاداری های مربوط به هر کدام از ائمه می پوشم.
در صورتی که خیلی از ماها عزادری را خلاصه می کنیم در دهه اول محرم و فوقش در 21 رمضان.
البته این از لطف خدا و ائمه به بنده بوده است.
تالار باعث شد من به مرجع تقلید بیشتر فکر کنم.
تالار بصیرت منو بالا برد.
حتی بحث های با ... یا ... (که عقایدی دنیوی و مادی گرا داشتند) و امثالهم داشتم، خیلی برای من مفید بود.
گاهی اوقات وقتی شخصیتی هایی را در تالار را می دیدم که از نظر سنی خیلی از من کوچکتر بودند، به آنها غبطه می خوردم که چرا آنها اینقدر قدر چیز بلد هست که من نه!
وقتی کنار دوستانی مثل بیداری اندیشه و علی و مسافر و جوینده حق و Guided و وحید و محمد790 و
... می ایستم، تازه می فهمم که هیچی بلد نیستم. (عذر می خوام که اسم سایر دوستان را ذکر نکردم)
تالار باعث شد من بیشتر به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فکر کنم، نزدیک بشم، احساسش کنم، بفهمم که هست. و این خیلی مهمه.
من در تالار با "کتاب" آشنا شدم
من در تالار با "دعا" آشنا شدم
من در تالار با "حدیث و روایات" آشنا شدم
من در تالار با "دین" آشنا شدم
سال قبل چند روز قبل از عید من در یک سفر 3 روزه تنهایی به مشهد رفتم.
ولی اینباره انگار یک جور دیگه ای بود. انگار امام رئوف (علیه السلام) را بهتر می شناختم
بیشتر درک می کردم که ایشان امام معصوم و فرزند رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند
اصلا با یک نگاه نو و تازه خدمت ایشان رسیدم و خدا را شکر که امام رضا(علیه السلام) همان جا در حرم پاسخ OK را نیز داد.
تاپیک "
خادم معنوی امام رضا (علیه السلام)" یکی از بهترین تاپیکهایی است که من ایجاد کردم (ان شاء الله)
تالار بیداری اندیشه چراغی بود در زندگی من.
سفری هم که امسال با بچه های تالار به مشهد الرضا داشتیم یکی از بهترین سفرهای زندگی من
در آن سفر یاد این دو آیه سوره واقعه می افتادم:
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا
إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا
به تازگی اتفاق بسیار بزرگی نیز در زندگی من رخ داده است
شاید باور نکنید ولی تالار برای من در این اتفاق بسیار تاثیرگذار بود.
شاید اگر به این تالار و بچه های آن نمی پیوستم هیچگاه چنین اتفاقی با این کیفیت در زندگی من رخ نمی داد.
حرف آخر:
اگر حتی از این لحظه، این تالار باشد یا نباشد، من راهم را پیدا کردم
دعا می کنم خدا به آقای (بیداری اندیشه)، خانواده و پدر و مادر محترم ایشان خیر و برکت دهد
و همیشه در سایه ائمه، سلامت باشید.
این شرح بی نهایت کز لطف دوست گفتند
حرفیست کز هزاران کاندر عبارت آمد
یا علی مدد