سلام محمد احسان عزیز . . .
ببینید بنده قبول دارم که کار فرهنگی یه مقوله ی دو طرفه است و در واقع حاصل تعامل بین متولیان امور فرهنگی و مردم جامعه است!
و ناگزیر باید هر دو طرف رو مورد بررسی قرار داد! اما من قصدم از ایجاد این جستار این بود که بیشتر متولیان امور فرهنگی رو زیر ذره بین ببریم!
مطلب دوم هم این که من با بخشی از حرف شما که می فرمایید ایمان مردم بیشتر بوده تا حدودی ( البته نه صد در صد! ) موافقم.
اما این که این ایمان رو دلیل اصلی تاثیر پذیری زیاد مردم از اون حرف ها بدونیم رو به دو دلیل قبول ندارم :
1. اون زمان حتی در بین
بچه های غیر مذهبی و غیر متعهد هم شور و شوق با حرف های مطهری و شریعتی و . . . ایجاد می شد.
2.الان بعد از گذشت 30، 40 سال ما
هنوز هم در خیلی از مسائل از همون صحبت ها و کتاب های اون زمان استفاده می کنیم و این نشون میده که ما در این مدت جایگزینی نداشتیم که حالا بخواهیم ایمان مردم رو محک بزنیم و میزان تاثیر پذیریشون رو بسنجیم.
بنده بر خلاف شما معتقدم که علت اصلی داشتن هوادارهای زیاد برای صحبت های مطهری و امثالهم موارد دیگری است :
1.شناسایی
درد روز جامعه و عدم پرداختن به مسائل دست دو و سه!!
2.بعد از شناسایی این درد روز، حالا
نقد منصفانه ی راه حل های غیر اسلامی و کنار گذاشتن آنها!!
3.و بعد از کنار گذاشتن راه حل های غربی و شرقی، حلا ارائه ی
پاسخ جدید ( که نظیرش در تاریخ نبوده است! ) با تکیه بر اسلام و منابع شیعی!
اگر موافق این عرائض نیستید بفرمایید تا بحث کنیم!
در ارتباط با موارد دیگه ای که گفتید مثل عدم احترام به پدر و مادر و عدم تاثیر امر به معروف و نهی از منکر شمن پذیرش حرف شما، ولی یادتون باشه که ما اومدیم اینجا تا دلایل رو بررسی کنیم و بگیم که چرا اینطور هست و چرا آنطور نیست؟ یعنی اومدیم تا جامعه شناسی و آسیب شناسی کنیم! از خود شما می خوام که دلایلتون رو برای این که چرا جامعه به این سمت و سو رفته بگید!
نقل قول:هر چی علم پیشرفت می کنه دنیا از تکنولوژیهای پیشرفته تر برخوردار می شه دین و ایمان کمرنگ تر و محوتر می شوند به
جای این که علم در جهت قوی تر شدن ایمان باشه مایه ضعفش شده چرا که نمیدونیم باید چطوری ازش بهره بگیریم
متاسفانه کار زیاد وسیعی در جهت اعتلای دین ومعنویت انجام نمیشه اما تا دلتون بخواد تبلیغ برای زندگی تجملاتی بیشتر
وبیشتر می شه .
این که می فرمایید تبلیغات ضد دینی و ضد فرهنگ اسلامی هست رو بنده صد در صد قبول می کنم!!
فقط یه سوال از شما دارم :
قبول دارید که زمان قبل از انقلاب و زمان شهید مطهری
دشمن پرنفوذتر و پرقدرت تر بود؟
قبول دارید که اون زمان به مراتب
تبلیغات ضد دینی بیشتر از الان بود؟
قبول دارید که اون زمان اصلا بودجه ای برای کارهای فرهنگی
تخصیص داده نمی شد؟ و اصلا محافل فرهنگی
یک n ام الان هم نبودند؟
قبول دارید که
فشار های زیادی از همه سمت به شخص شهید مطهری وارد می شد که نتونه کارش رو انجام بده؟ و فقط یه
سری اعلامیه و بروشور نصفه و نیمه به دست برخی از جوانان محدود، آن هم با هزار بدبختی می رسید؟
پس چرا آن همه موج فرهنگی ایجاد می شد؟
یا حق