|
برنامه ی تلویزیونی "هفت"
|
|
۱۸:۰۵, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۲۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() تلویزیون - یزدان سلحشور برنامه «هفت» تلویزیون برنامه خوبی نبود اما کمکم داشت برنامه خوبی میشد؛ نه فقط به این دلیل که فریدون جیرانی ناگهان عَلَم مخالفت با سیاستهای سینمایی ارشاد را بر دوش گرفت بلکه به این دلیل کاملاً مشخص و غیر سلیقهای که اندک اندک آداب مجریگری را آموخت. با این همه نباید از یاد برد که سیاست تلویزیون ایران در این چند دهه حیات خود [خلاف مسیر جهانی این رسانه] همواره بر این بوده که ستارهزدایی کند به هر نحو؛ میدانیم که رسانه در ماهیت خود رویکردی مخاطبمحور دارد و اگر استقبال مخاطبان از تولیدات آن حداقلی باشد، به چیزی ضد خود بدل میشود بنابراین اصل علمی غیرقابل تردید در مورد تلویزیون یا هر رسانه دیگری این است که محبوبیت یک مجری یا بازیگر یا برنامه یا ساختار، برایاش در درجه اول اهمیت باشد اما تلویزیون ایران چنین تمایلی ندارد. شاید تنها استثناء در این میان، برنامه نود باشد با اجرای عادل فردوسیپور؛ که اگر بخواهیم روند اجرای آن را هم بررسی کنیم به دستاندازهای حیرتانگیزی میرسیم کهگاه تا حذف فردوسیپور هم پیش رفته اما به دلایل نامشخصی، تقلیل نقشاش در رسانه به حذفاش از یک برنامهٔ محبوب ترجیح داده شده. این رویکرد تلویزیون ایران را نباید ابدا ایدئولوژیک دانست چرا که به حاشیه راندن برنامهٔ پرمخاطبی چون درسهایی از قرآن [پرعمرترین برنامهٔ تلویزیون ایران] نمیتوانسته ثمرهٔ رویکردی ایدئولوژیک باشد یا حتی حذف کردن برنامههایی به شدت پرمخاطب با ساختاری کاملا ایدئولوژیک که از آموزههای صریح وگاه یک سویهٔ ایدئولوژیکی برخوردار بودهاند. برنامه «هفت» اندک اندک داشت جان میگرفت شاید به این دلیل که جیرانی مثل رانندهای تازهکار آن قدر به در و دیوار زده بود که دیگر اگر در «فرمول یک» هم شرکت میکرد امتیاز میآورد! جیرانی در ماههای اخیر «هفت»، دیگر یک فیلمساز و فیلمنامهنویس باسابقه نبود که افتخار داده بود روی صندلی مجری بنشیند؛ او مجری برنامهای سینمایی بود که میدانست معترضههایاش را کجای حرف مهمان بگوید و چه طور بر مخاطب تأثیر بگذارد. «هفت» کمابیش نظام گرفته بود و مسعود فراستی هم [به عنوان منتقد ازلی ابدی آن] به این نتیجه روشن رسیده بود که با دوربین مهربانتر باشد و خود را و شیوه بیاناش را طوری طراحی کند تا دوربین دوستاش بدارد. من بالشخصه موافق این نظر نیستم که حذف جیرانی از «هفت» به منظور حذف تفکر ضد دولتی شدن سینما از رسانهٔ عامی مثل تلویزیون بوده است؛ نه! جیرانی دیگر موقعاش بود که برود چون محبوبیت «هفت» به خط قرمز آستانه تحمل تلویزیون ایران رسیده بود. به گمانم اگر فراستی هم به همان اندازه که مشهور است محبوب میبود، قصهٔ او هم با «هفت» به پایان میرسید اما چون «منتقدان»، دشمنان طبیعی نسل خویشاند، نیازی به حذف، توسط شکارچیان طبیعی ندارند! به گمانم دیگر نباید از عدم موفقیت تلویزیون ایران در جذب مخاطب و شکستاش مقابل تلویزیونهای دیگر سخن گفت چون خط مشی این رسانه همین است. هر چه برنامهای کممخاطبتر باشد بیشتر حمایت میشود. «محبوبیت»، خط قرمز رسانه ملی ماست. منبع |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۳۹, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ضمن عرض سلام و ادب و احترام! (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۲)alitalebi نوشته است: صنف تهيه كننده ها بيانيه جالبي داشتند كه سينما ارث پدري حوزه نيست تو رو خدا از اون بیانیه ی بسیار زشت و بسیار بسیار بی ادبانه، کوچه بازاری و لمپنی صنف تهیه کنندگان حمایت نکنید!! حتی خود تهیه کنندگان هم جرات نکردن اسامی خودشون رو پای اون بیانیه بنویسن و بیشتر تهیه کنندگان لحن این بیانیه رو محکوم کردن و گفتن این ادبیات در شان فرهنگیان تحصیل کرده نیست. امیدوارم نیازی نباشه متن اون بیانیه ی سخیف رو اینجا حلاجی کنم ... (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۲)alitalebi نوشته است: يه نكته اي چه طور اين همه فرد در سمت هاي مختلف و ديدگاه هاي مختلف در ارشاد و جاهاي ديگه ميتونند خطا كنن. و افراد با غيرت ديندار فقط در حوزه هستند كه پي به فساد ميبرن و اتفاقي قدرت اين رو هم دارند كه خودشون با فساد مقابله كنند يعني هيچ سازمان ناظر و بالاتري نبود كه خود حوزه اين كار رو كرد هرچي جلوتر بريم قانون شكني بيشتر ميشه چون از اول كاري عجولانه انجام گرفته عقب نشینی آشکار وزیر ارشاد در موضع گیری های اخیرش کاملا کم کاریش رو اثبات می کنه. دیگه نیازی به جار و جنجال تهیه کنندگان بی ادبی که تا دیروز دم از استقلال می زدند و تحصن می کردند و زیر بار دولتی شدن نمی رفتند و به یک باره امروز طرفدار ارشاد شده اند، نیست. برید گفته های وزیر ارشاد و موضع گیری هاشون رو یک بار دیگه مرور بفرمایید تا حرف بنده رو تصدیق کنید و اگر نیافتید بنده متنش رو اینجا کپی می کنم ... (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۳۹)alitalebi نوشته است: اين جمله شما معني كامل ديكتاتوري است دیکتاتوری آن است که از جیب مردم و با پول بیت المال و در سالن های عمومی دولت که باز هم از جیب مردم است، فیلمی بسازی که به آرمان های آنها توهین کند و از آن بدتر این که زمانی که مردم اعتراض می کنند محکم بایستی و کم کاری هایت را توجیه کنی و مردم را احمق و نفهم فرض کنی! موفق بمانید |
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
دوست من امیدورم خوب و شاد باشید
پاسخی درباره ی صحبت هایم ندادید متن رو دوباره بخونید حمایتی نکردم. چند سوال مطرح کردم که امیدوار بودم به سوالات پاسخ دهید لازمه دوباره مطرح کنم ؟ |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
راستش قصد ادامه این بحث رو نداشتم ولی دیدم چند جایی تاکید کردید که:
(۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۳۷)Admirer نوشته است: دیکتاتوری آن است که از جیب مردم و با پول بیت المال و در سالن های عمومی دولت که باز هم از جیب مردم است، فیلمی بسازی که به آرمان های آنها توهین کند و از آن بدتر این که زمانی که مردم اعتراض می کنند محکم بایستی و کم کاری هایت را توجیه کنی و مردم را احمق و نفهم فرض کنی! میشه سندی به من نشون بدید که این 2 فیلم توقیفی و بد و ضد همه چیز با پول بیت المال ساخته شدن؟ بعد این مردمی که می فرمایید اعتراض کردند، چند نفر بودند؟ 10 نفر؟ 100 نفر؟ 1000 نفر؟ البته مستند باشه مستند عرض کنم که با وجود محدودیت زودهنگام و بعد از آن توقیف، این فیلم حدود 1,594,960,000 فروش داشت ![]() اگر متوسط قیمت هر بلیط را 4000 تومان در نظر بگیریم، حدود 400 هزار نفر به تماشای این فیلم رفته اند ادعا نمی کنم همه کسانی که تماشا کرده اند طرفدار این فیلم بوده اند ولی، دیکتاتوری اقلیت را به خوبی با این ارقام می توان اثبات کرد..... قبلا گفتم که بحث در این زمینه بی فایده است.شما هم نیتت خیره ولی باید واقعیت رو قبول کنی
|
|||
|
|
۱۱:۴۳, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۱۱:۴۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
@ alitalebi : با سلام به شما! (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۲)alitalebi نوشته است: دوست من امیدورم خوب و شاد باشید همچنین ![]() (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۲)alitalebi نوشته است: پاسخی درباره ی صحبت هایم ندادید. ما هم سوالات زیادی پرسیدیم و مباحث زیادی مطرح کردیم که از همه یشان عبور شد. امیدوارم در این مساله ای که دست رویش گذاشتید جسارت پذیرش حقیقت را داشته باشیم. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۲)alitalebi نوشته است: متن رو دوباره بخونید حمایتی نکردم. کلا هیچ اسمی از این بیانیه نیارید که به ضررتان می شود ... (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۲)alitalebi نوشته است: چند سوال مطرح کردم که امیدوار بودم به سوالات پاسخ دهید لازمه دوباره مطرح کنم ؟ سوال های شما بارها و بارها پیش از این جواب داده شده اند. این کار مصداق سفسطه ی تکرار است. شما اصلا فرض بفرمایید که دوستان همان لحظه متوجه شده باشند و تا قبل از آن غفلت کرده باشند. جلوی ضرر هر گاه که گرفته شود منفعت است دوست من!! مساله فوق العاده ساده است. ارشاد کم کاری کرده است و مردم مچش را گرفته اند و حوزه ی هنری و شهرداری هم اعمال کرده اند ... موفق بمانید @ علائم ظهور : با سلام به شما! (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: میشه سندی به من نشون بدید که این 2 فیلم توقیفی و بد و ضد همه چیز با پول بیت المال ساخته شدن؟ جواب این سوال بسیار ساده است. بالای 90 درصد فیلم هایی که ساخته می شوند بودجه ی دولتی دریافت می کنند و از جیب مردم هزینه ی ساختشان تامین می شود که شامل این دو فیلم هم می شود. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: بعد این مردمی که می فرمایید اعتراض کردند، چند نفر بودند؟ 10 نفر؟ 100 نفر؟ 1000 نفر؟ این مساله هم به قدر کفایت روشن است و از شما پرسش این سوال بعید است!! اصلا شما فرض بگیرید که هیچ نفر! آیا خدایی آن بالا حضور ندارد که شاهد و ناظر بر اعمال ما باشد؟ پس وجدان بشر کجا رفته است؟ مگر اینجا جامعه ی دموکراتیک است که تعداد حرف اول و آخر را بزند؟ ملاک ها و ارزش های دینی مشخص اند و برای آنها رفراندوم برگزار نمی شود. از ابتدای تاریخ بوده اند و تا انتها ادامه خواهند داشت. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: مستند عرض کنم که با وجود محدودیت زودهنگام و بعد از آن توقیف، این فیلم حدود 1,594,960,000 فروش داشت این مساله هم فهمش به اندازه ی فوق العاده نازلی ساده است. شاید از یک دودوتا چهارتا هم ساده تر!! ![]() بنده تحلیل معتبرترین ماهنامه ی سینمایی کشور درباره ی اکران فیلم ها رو قرار میدم، انشاالله که مورد رضایت شما واقع بشه :نقل قول:دو فیلم مغضوب اکران هر روز سالن های بیشتری از دست می دادند، اما فرششان بیشتر می شد! موج تبلیغی که به تبع این حاشیه ها به پا شد، فروش روزانه ی گشت ارشاد را در روزهایی حتی از اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین هم بالاتر برد و خصوصی که فیلم شکست خورده و نفروش اکران نوروز بود، در همان چند سالن محدود فروشش بالا رفت. بر اساس اولین ارقام فروش فیلم های روی پرده در هفته ی دوم اکران، دو فیلم گشت ارشاد و قلاده های طلا با فروش 500 و 450 میلیون تومانی صدرنشین گیشه ی نوروزی بودند و اختلاف چندانی نداشتند. اما با مقایسه ی فروش هفته های بعد می توان نتیجه گرفت که این ممنوعیت ها و جنجال ها تماما به نفع گشت ارشاد بوده است.ماهنامه سینمایی فیلم/شماره 443/صفحه ی 28 به قدری فروش فیلم های این دو کارگردان بالا رفت که حتی علی رقم موافقت دولت با پرداخت غرامت پی شکایت نامه ی خود را نگرفتند. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: دیکتاتوری اقلیت را به خوبی با این ارقام می توان اثبات کرد..... جواب این ابهام شما هم که بسیار بدیهی بود. البته معنای دیکتاتوری را پیش تر هم توضیح دادیم. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: قبلا گفتم که بحث در این زمینه بی فایده است. بنده از این بحث ذی نفع نیستم ولی لازم دونستم از دیدگاه های خودم دفاع کنم. (۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۴)علائم ظهور نوشته است: شما هم نیتت خیره ولی باید واقعیت رو قبول کنی ممنونم از لطف شما! ![]() نیت هر کسی رو خدا می دونه. انشاالله که نیت همه ی ما خیر و رسیدن به حقیقت باشه. البته برای رسیدن به حقیقت اول لازمه تا از خودت عبور کنی و به عبارت دیگه خودت رو ملاک حقیقت نگرفته باشی و سعی در توجیه عقایدت به هر نحوی داشته باشی. البته این تذکر رو اول با خودم بودم و انشاالله که همیشه بتونم رعایت کنم. شما هم موفق بمانید |
|||
|
|
۱۳:۳۷, ۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
مطالب به شكل كامل توضيح داده شده دليلي براي ادامه ي بحث نميبينم
موفق باشيد |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۲۱:۲۱ توسط fereydun.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
|
۱۶:۱۷, ۱۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سینما به سالاد فصلی می ماند که هم، پُر است از خیارهای تر و تازه و خوش طمع و هم خیارهای رنگ و رو رفتهی تلخ، هم گوجههای براق و زیبا و خوشمزه و هم گوجههای گندیده و تهوع آور، دوئالیسمی که در شخصیت سازندگان سینما نیز به چشم می خورد. هنرمندان در نسبت با قوانین و عقاید جامعه شان به سه دسته تقسیم می شوند. هنرمندان متعهد، دسته اول را تشکیل می دهند. آنان آرمان های جامعه را شناخته و برای تحقق بخشیدن به آنها تلاش می کنند. دسته دوم مخالفانی هستند که آشکارا از درِ جنگ و ستیز وارد میشوند تا با ایجاد تنش و هجمه هایشان، افکارشان را به کرسی بنشانند. مار های پرورش یافته ی در آستین نیز مصداق دسته سومیها هستند که در بزنگاهها سر از آستین در می آورند و نیشی می زنند و برای تجدید قوا باز به آستین برمیگردند. آشکارا شروع کردنِ جنگ و پنهانی پیروز شدن، یکی از هنرهای عملیاتی در عرصه نبردهاست و این همان مار در آستین است. فریدون جیرانی که باران، موسیقی های قدیمی، عشق های جنون آمیز و سبک فیلم فارسی ها، اجزای ثابت ساخته هایش می باشد؛ پشت فرم ساده و رایجِ آثاراش مخفی می شود. او از خود درمانده ای در باران می سازد تا با شروعی آشکارا، اهدافی را در آثارش پنهان کند. ستیزی که جیرانی پیش گرفته با قالبی تکراری در فیلم های مختلفش تکرار می شود. قصه پریا آخرین فیلم اوست که با پخش در شبکه خانگی، جامعه مخاطبین بیشتری را به خود اختصاص داده. این موضوع در کنار تبلیغ های ضد تبلیغ نمای جیرانی در برنامه هفت، دی وی دی قصه پریا را در سبد خرید خانواده های بیشتری قرار داد. عشقِ اجباری میان دختر و پسری از خانواده های متدین، آغازگر داستان ست. نقش اول مرد (مصطفی زمانی) فرزند شهید است که بنا به قوانین و تدابیر صحیح مسئولین، با حذف سکانس هایی، شخصیت او را پر ابهام کرده و شیرازه اثر جیرانی را از هم گسسته. از آن جا که قاعده ی تکرار مکررات جیرانی زیر سوال نرود؛ مثلثی شکل می گیرد که یک راس آن دختری ست بی بند و بار. دل کندن پسر از دخترِ مذهبی و وابسته شدنش به فردی بی بند و بار، سیری را رقم می زند که بیان می کند: دیگر جایی برای تفکرات مذهبی وجود ندارد. عشق میان آن ها تا آن جا جلو می رود که جا برای تکرار مکررات جیرانی بازتر شود. آن چه در فیلم فارسی ها و آثار گذشته جیرانی، سالاد فصل، قرمز و پارک وی (شاخص ترین آثارش) اتفاق افتاد، رخ می دهد. پسر، نرد عشق را به جرسومه ی بی دینی و لامذهبی می بازد و به دره اعتیاد سقوط می کند. قابل پیش بینی ترین اتفاقی که پس از اعتیاد او روی می دهد، ایدز گرفتن است که جیرانی هم بدون هیچ خلاقیت و هنر خاصی تن به این داستان تکراری می دهد و نقش اول مردش را به قتل می رساند. فردی با ظاهر و خط ریشِ فیلم فارسی های قبل از انقلاب، دور از انتظار نیست که ریشه اش هم مربوط به همان فیلم ها باشد. وقتی فرزند شهید را در فیلمی دل داده ی دختری بی بند و بار که هر نوع فسق و فجوری را مرتکب می شود و به نوعی در ستیز با قوانین و عقاید کشور ست، نشان می دهد دیگر جای چه شک و شبهه ای باقی می ماند که سازنده آن را باید در دسته سوم، دسته مارهای در آستین جستجو کرد!؟ خانواده مذهبیِ ریشه دار را چنان به توبره می بندد گو این که تمام سیاهی ها و نکبت ها از آن ها بلند می شود در صورتی که افراد نابینا و ناشنوایی مسبب مشکلات و تنش ها هستند که قدرت تشخیص حق از باطل را ندارند. جیرانی جای آن که خود را وام دار شهدا بداند، فیلمی تولید می کند ( اسم هنر را نمی توان برد، گیشه سینما را می چرخاند! ) که ابعاد پروتوگانیستیک آن حول دختر معتاد و بی بند و بار، یا همان تفکرات دین ستیز می چرخد و ابعاد آنتاگونیستیک آن حول خانواده های مذهبی. جیرانی آرام آرام، برای پُر کردن جیب، برای جلو بردن امیال واهی، برای لابی های سینمایی و سیاسی و ...، چند صباحی با بودجه کلان، مرگ تدریجی یک رویا می سازد و چند صباحی هم به طور هفتگی آنتن زنده را با زیر سوال بردن هم قطارانش دست می گیرد و برای نظام و حکومت سینه چاک می دهد تا در فرصت مناسب، آبدوزک وار افکار بیربطش را در همان مرگ تدریجی یک رویا، هفت و امثال قصه پریهایش بیان کند. این تحرکات، جز لومپنیسم واژه ای را تداعی نمی کند! وجود می خواهد مثل مسعود ده نمکی حرفت را بزنی و رو راست باشی و از خودی و ناخودی حرف بشنوی. وجود می خواهد مثل محسن مخملباف، دست از کشور برداری و مهاجرت کنی و در غربت آن چه فکر می کنی را به عمل برسانی. رو راست بودن وجود می خواهد. فریدون جیرانی در کوژیتوی (cogito) دکارت مانده. دکارت از فکر کردنش به وجود رسید، فریدون جیرانی چطور؟ از فکر کردنش می تواند به چیزی برسد؟ کسی که جرات نمی کند فکرش را بیان کند و یا به عقایدش عمل کند؛ دوگانگی شخصیتیِ او غیرقابل انکار است. اگر قصه پریا ساختهی جیرانی ست، در چارچوب قوانین نظام جهموری اسلامی کار کردنش دیگر چیست؟! تناقض فکری و شخصیتی به cogito نیل نخواهد کرد. این جاست که تکثر به وجود میآید و به دنبال افکار نیچه، پوچ گرایی و بی مقصد بودن، پیشه جیرانی میشود. اما سالاد فصل. در مواجه با سالاد فصلی که در ابتدای یادداشت آمد، سه راه حل وجود دارد: نخوردن سالاد، جدا کردن تکههای گندیده و یا فراهم کردن مواد اولیه سالم برای تهیه سالاد فصلی سالم. گاهی فیلمی مجوز پخش و اکران نمیگیرد؛ گاهی تصمیم بر این است که فرد دیگری مجری برنامه هفت شود؛ گاهی هم باید طرحی نو درانداخت و اینجاست که نیاز به افراد سالم برای تهیه خوراکِ فکری – فرهنگی بیشتر به چشم می خورد. منتشر شده در هفته نامه فرهنگی سایبری رویکرد
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پیشنهاد شما برای دادن تم اسلامی به یک فیلم تلویزیونی؟ | Ali#59 | 26 | 10,434 |
۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۱۶ آخرین ارسال: Reza2035 |
|
| نکات منفی مجموعه تلویزیونی زمانه | دل خسته | 28 | 13,402 |
۶/اسفند/۹۱ ۱۶:۲۰ آخرین ارسال: خیبر110 |
|
| سریال تلویزیونی شوق پرواز | EMPERATOR | 19 | 10,158 |
۲/اسفند/۹۰ ۲۱:۲۷ آخرین ارسال: آخرین مهتاب |
|





![[تصویر: 11-9-16-629352010_8_29_8_52_49.jpg]](http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/images/position1/2011/9/11-9-16-629352010_8_29_8_52_49.jpg)










:
