|
نیمکت ســــ رد " جناب سید ابراهیم "
|
|
۶:۰۳, ۲۹/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۱ ۲۰:۳۱ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ
![]() سلام علیکم نوبتی هم باشه نوبت پرسمان و گپ و گفتمان دوستانه با ناظر تالار، جناب سید ابراهیم است . دوستان عزیز توجه داشته باشند که : **سوالاتی باید پرسیده شود که این عزیزان قادر به پاسخ گویی باشند.** امیدواریم که این پرسمان دوستانه ، برای همه ما مفید باشد . اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۳۰, ۳۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سلام ... گفتیم ما هم چندتایی بپرسیم !!!
البته سوالای ما بارم بندی داره ![]() 1. یکی از سوتی های خودت رو تعریف کن . (0.25) 2. گویند : خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ... قبولش داری ؟ چرا ؟ (0.75) 3. تاثیر گذار ترین نصیحتی که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ( 1 نمره ) 4. فلسفه یا کلام ؟؟؟ چرا ؟؟؟ مفصل توضیح دهید ... * بزرگترین فیلسوفی که میشناسی رو نام ببر : * بزرگترین متکلمی رو که میشناسی نام ببر : (17 نمره ) 5. کفشی رو که الان استفاده میکنی ، شماره اش چنده و چند وقته داری میپوشیش ؟ ( کاملا جدی ) (1نمره)پ.ن : جواب ندادن به هر کدام از سوال ها و بی توجهی به بارم ها ... پیگرد قانونی دارد
|
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۳۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام. شما در یک جا میگید که «صدفه و اتفاق نسبی» در فلسفه قابل قبوله مثالش رو هم این زدید : در حدود 500 صال پیش فردی گنجی را در زیر درختی چال میکند.... حال بعد از سالها من مثلا برای اینکه بخواهم دور درخت را بیشتر گود کنم زمین آنجا را میکنم و ناگهان به گنج میرسم. بعد یک جای دیگه میگید که شانس و رندورم کاملا مردود عقلی است. خب اینکه شما بعد از 500 سال دقیقا جایی رو کندید که گنج توش بوده رو بهش میگن شانس دیگه ![]() اصلا تعریف شانس همینه ... پس چطوری ردش می کنید؟ مگه اینکه اتفاق های اینگونه رو جزء «صدفه و اتفاق مطلق» بدونیم که در این صورت هم مثالی که زدید برای «صدفه و اتفاق نسبی» اشتباهه
|
|||
|
|
۰:۱۷, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
جان من یه جوری بحث کنید که ماهم متوجه شیم چی دارین میگین
![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۳:۰۳, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
نقل قول: راستی من همین جا آمادگی خودم را برای پاسخ دهی به هر سوالی.... تاکید میکنم به هر سوالی اعلام میکنم.... دوستان خجالت نکشید بگید راحت باشید سید جان ببخش یه سوال میپرسم جوابش برام مهمه . به نظرت هواپیما بووووق داره ؟ ![]() یه جمله هم با این کلمات بساز: سوسک . خوشمزه . خورد . صندلی داغ . تنبل . مارمولک . ساندویچ . بان کی مون چرا شکلک های تالار همه کچل اند ؟ ( ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() )منو به عنوان یه همکار و برادر کوچیک تر یه نصیحت بکن بدون رودربایسی ! |
|||
|
|
۶:۱۲, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
سلام سید جان
خیلی مخلصیم دیدم از همه طرف محاصره شدی گفتم منم یکم این حلقه رو تنگترش کنم!! نظرت چیه؟!!!!!!!!!!!!!!!! تصور کن کسی هست که خیلی درکی از اطرافش نداره. سواد هم نداره. برات مهم هم باشه که اونو از یه حقیقتی آگاه کنی. اما به هیچ وجه نمی پذیره. چه راهی رو پیشنهاد می کنی؟ تا حالا شده وقتی با چند نفر راجع به این موضوع صحبت کنی که نباید راجع به چیزی که اطلاعی نداریم صحبت کنیم و البته همه تایید کنن، اما بعد چند دقیقه ببینی که همشون دارن راجع به موضوعاتی حرف می زنن که هیچ اطلاعی ازش ندارن؟؟!!!!! خودت چطور؟ شده گاهی که داری فکر می کنی یادت بیفته مثلا دیروز راجع به چیزی که اصلا اطلاعاتی ازش نداشتی صحبت کردی اما اصلا متوجه هم نشدی که داری چنین کاری می کنی؟!!!!!!!! نظرت راجع به مصطفی ملکیان چیه؟ |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۱/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آبان/۹۱ ۱۰:۵۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۳۰/مهر/۹۱ ۲۰:۳۰)دیدگاه نوین نوشته است: سلام ... گفتیم ما هم چندتایی بپرسیم !!! با سلام خدمت دیدگاه نوین گرامی، راستی هنوز دیدگاه شما نوینه داداش؟؟ ![]() 1- بابا سوتی به این بزرگی رو تو بخش خاطرات نوشتم نخوندی؟؟؟؟ ![]() 2- اصلا. خب خیلی واضح است اگر این جمله، عبارت صحیحی بود و در همه جا صدق میکرد هیچ پیامبری نباید رسالت خویش را آغاز میکرد، هیچ قیامی اتفاق نمی افتاد و هیچ انقلابی پیروز نمی شد. 3- از استاد اخلاقم بود، بهم گفت هر راهی جز راه علی و خاندان پاکش کج راه و خطاست، هر کار میکنی بکن، ولی کاری نکن که دل مادرت (مادر حقیقی مان) را بشکنی.... 4- فلسفه.... مفصل توضیح دادنش از حوصله جمع خارج است... فقط این را میگویم که در فلسفه آدمی آزاد اندیش تر است و حقیقتا دنبال حقیقت است ولی در کلام شما یک چیز را برای خودت اصل گرفته ای بعد میخواهی با دلالیل عقلی و نقلی و حتی عرفی آن را به اثبات برسانی.... نه به نظر من فلسفه گنده تره. ![]() بزرگترین فیلسوف، اگر فیلسوف را به معنای حکیم بدانیم، بی شک و تردید مولا امیرالمومنین علی علیه السلام، ولی اگر به همین معنای عرفی در فلسفه غرب: فقط افلاطون. در فلسفه اسلامی: ملاصدرا. بزرگترین متکلم: به معنای حقیقی آن حضرت امام صادق علیه السلام و به معنای عرف خواجه نصیر الدین طوسی. 5-... ای شیطون شماره کفش من 42 است و الان این کفش را حدود 7ماه است که میپوشم....یعنی الان با این سوال مسیر زندگی ات عوض میشه؟؟؟ ![]() ![]() ![]() ![]() خب سوال یا ثارالله عزیز را میگذاریم برای بخش فلسفه خودمون.... من منتظر ایشان هستم تا در آنجا به این مباحثات ادامه بدیم .... با تشکر.
خب بریم سراغ امیر خان بابا حالا ما یه چیزی گفتیم شما دیگه چرا......![]() در مورد هواپیما باید بگم که آنقدر خود صداش بلند است که دیگه نیازی به بوق نداره بعد شما فکر کن بین اون همه دکمه دیگه جای بوق می مونه؟؟؟؟ البته الان که دارم فکرمیکنم چرا نباشه وقتی میشه تو کابین خلبان جوجه سیخ کرد و کباب.... چرا بوق نباشه. در مورد جمله: چون من آدم کلا پاتک زنی هستم اسم خودت هم میارم تو جمله تا حسابی حال کنی ![]() ![]() :امیرِ تنبل (همون ناظر صنعت موزیک خودمون) رو زمین لم داده بود ساندویج خوشمزه ای را میخورد که ناگهان می بیند سوسکی عین یک بان کی مون داره میاد جلو و قصد حمله داره، امیر هم که خیلی ترسوست..... مثل مارمولک می پره روی صندلی داغ......![]() ![]() ![]() ![]() (ببخشید اگر شوخی اش کمی زیاد بودا....) این شکلک ها به خاطر استفاده های بیجای کاربران کچل شده.... طرف دیگه کم مونده بهت فحش بده ها آخرش اینو میذاره .... من با این شکلک چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و اما نصیحت: ابتدا که همین نصیحتی که در بالا اوردم و بعدش هم کاری نکنیم که اون ور شرمنده خون شهدا باشیم.... ما برای اینکه الان بشینیم و در مورد دینمون حرف بزنیم و... برای همین خیلی ها زحمت کشیدند.... شرمنده اون ها نشیم.... یا علی مدد |
|||
|
|
۱۳:۲۶, ۱/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آبان/۹۱ ۱۳:۳۲ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام سید
دیدم داره دوباره هوا میره زیر صفر، گفتم بیام هیزم اضافه کنم راستش سید یک انتقادی داشتم اگر ناراحت نمیشی پاسخ سوالات من که نه ولی سوالات برخی دوستان که واقعا سوالات خوبی هست رو حس میکنم کمی میپیچونی جمع خودمونیه ها (۳۰/مهر/۹۱ ۱۷:۱۱)سید ابراهیم نوشته است: سلام برادر.... فکر کنم سوالات داره میره به سمت کنکوری شدن شرمنده سید ما همین قدر سوادمون میکشه که از ناظر علم و عقل در اسلام سوال کنیم بریم سر سوالات آسون من: 1- رابطه عرفان و فلسفه چیه؟ 2- از دید فلسفی، شعر زیر چه معنا و تحلیلی داره؟ چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی بر همه اهل آن زمین به مراد گردش دور آسمان بینی آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بینی بیسر و پا گدای آن جا را سر به ملک جهان گران بینی هم در آن پا برهنه قومی را پای بر فرق فرقدان بینی هم در آن سر برهنه جمعی را بر سر از عرش سایبان بینی گاه وجد و سماع هر یک را بر دو کون آستینفشان بینی دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی زیان بینی جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را کیمیای جان بینی از مضیق جهات درگذری وسعت ملک لامکان بینی آنچه نشنیده گوش آن شنوی وانچه نادیده چشم آن بینی تا به جایی رساندت که یکی از جهان و جهانیان بینی با یکی عشق ورز از دل و جان تا به عینالیقین عیان بینی که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو |
|||
|
|
۱۴:۴۹, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
(۱/آبان/۹۱ ۶:۱۲)مجید املشی نوشته است: سلام سید جانسلام خدمت مجید جان عزیز... 1- واقعا کار سختی است.... خیلی هم بهش مبتلا شده ام. ولی اولین کاری که میکنم از مشترکات میام جلو. این مشترکات در مباحث بسیار مهم است.... مثلا اگر طرف اهل عامه است تنها و تنها باید از قرآن و سنت رسول اعظم آن هم آن چیزهایی که در کتب خودشان است شروع کرد، اگر طرف هیچی را قبول نداشته باشد دیگه اجتماع نقیضین را که نمی تونه رد کنه باید کاری کرد که طرف خودش مطلب را درک کنه و به نتیجه برسه.... یادمه چند سال پیش بود یه مطلب دینی تو کلاس برای یک نفر جا نمی افتاد، اصلا هم لجبازی نمی کرد ولی اصلا جا نمی افتاد.... من میتونستم نتیجه را بهش بگم ولی دیگه اون موقع لذت تفـــــــــــــــــــکر رو ازش گرفته بودم.... چند ماه بعد وسط فوتبال بودیم یه هو اومد بغلم کرد و گفت آقا سید دستت درد نکنه تازه برام جا افتاد ... یک سنت الهی است این، اگر واقعا در پی حقیقت باشی و نیت خیر داشته باشی و آن شخص مخاطب هم معاند نباشه و یه آدم معمولی باشه که حالا افتاده توی غفلت ..... صد در صد به نتیجه خواهد رسد که اگر نرسد اصلا با حکمت الهی منافات داره....2و3- اتفاقا خیلی روی این زمینه من تاکید دارم... مثلا تو خونه میبینی یکی مریض بشه یه هو همه میشن متخصص حلق و بینی و گوش و داخلی و خارجی و.... خب این البته یک راه است برای نشان دادن محبت ولی من اصلا این کار را نمی کنم، حتی یادمه یه بار به خاطر اینکه اصلا هیچی به بیمار کناریم تجویز نکردم مورد سرزنش قرار گرفتم ![]() ![]() ....باید و باید رفت به سمت متخصص شدن.... در مورد چیزی که شک هم داری نباید با قاطیعت سخن بگویی که این خودش نوعی دروغ است. در رابطه با خودم تا الان همچین اتفاقی نیافتاده.... شاید هم افتاده ولی هنوز ازش با خبر نیستم... اقای مصطفی ملکیان در مورد کلام جدید کارهای بدی انجام نداده است.... خوبی اش اینه که خیلی خوب مبحث را چارت بندی میکنه و با شاکله می آید جلو ولی در مورد اینکه حالا نظرات کلامی و فلسفی اش تا چه حد درسته من در این حد نیستم که بگم... یا علی مدد |
|||
|
|
۱۵:۰۵, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
نقل قول:گاه وجد و سماع هر یک را اوه اوه این چهار بیتش چقدر زیبا بود
|
|||
|
|
۱۵:۱۳, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
با سلام دوباره خدمت مهدی عزیزم....
من که همون اول گفتم هر سوالی که دارید بپرسید و مطمئن باشید بدون پاسخ نمی مونه.... حالا شما هر کدام را که فکر میکنی من پیچوندم تکرار کن نامردم اگه جواب ندم ![]() ![]() ![]() ![]() در ضمن من فکر کنم این شیوه شما همان روش سیاسی فرار به جلو است..... تو قسمت خودتان برید ببینید چند سوال بی جواب مونده ![]() ![]() ![]() ![]() 1- در جواب دادنم من فلسفهِ درست و عرفانِ درست را در نظر می گیرم و کاری به عرفان های کاذب و یا فلسفه های غیر عقلانی ندارم. بهترین چیزی که میتونم بگم اینه که شما را به یاد دیدار ابو سعید ابی الخیر و ابن سینا بندازم. هرچند برخی از مورخین جدید اصلا به کل منکر این دیدار شدند ولی نفس و باطن این دیدار مهمه، خودتون می دونید چی میشه دیگه یا باید بگم؟؟؟ فلسفه مبنای عرفان است.... خیــــــــــــــــــــــلی سخته که در عرفان بخواهی حرکت کنی بی فلسفه و حکمت... البته نا شدنی نیست، ولی خب خیلی سخته.... عرفان پرنده ای است که دو بال نظری و عملی دارد.... عرفان نظری ادامه راه فلسفه است... تو همین تاپیک گفته بودم این را الان باز اشاره میکنم: به نظر من عشق میوه ای است که تنها و تنها باید از درخت عقل چیده شود... عشقی که مبنای شناخت است.... چگونه می شود انسان دل در گرو معشوقه ای داشته باشد که هیچ شناختی ندارد، چگونه میخواهی مطیع کسی شوی که هیچ از او نمی دانی.... قدم اول در این راه تنها و تنها شناخت است.... این شناخت هم باید ابتدا از خودت شروع بشه... من عرف نفسه فقد عرف ربه... حالا این نفستو چی جوری میخواهی بشناسی؟ باید مبانی داشته باشی... این مبانی را فلسفه بهت می دهد.... البته گفتم دیگه فلسفه ای که حکمت شده باشه.... خیلی حرف زدم ببخشید. 2- فوق العاده است این شعر.... تا الان دیده اید مثلا مقطع دانشگاهی را تمام میکنی یک گواهی نامه ای چیزی بهت می دهند.... تصور کردی؟؟؟ حالا این شعر به نظر من حکم اون تقدیر نامه ای را داره که به کسی داده اند که مراحل نظری عرفان را طی کرده و حالا چشم دلش را میخواهد باز کند و عالم را به قول افلاطون دیگه از سایه ها نبینه.... این شعر یه جورحکم ماموریت برای مرحله بعدی است... در مورد این شعر میشه کتاب ها نوشت... برادر! من رو سیاه چی بگم آخه.... ![]() هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی زیان بینی جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را کیمیای جان بینی این دو بیت تنها مرا یاد کربلا می اندازد.... اصلا به نظر من فلسفه ای که در نهایت مسیرش به صحرای کربلا نرسد را باید ریخت در زباله دان.
این جواب های حقیر بود باز اگر فکر میکنی دارم میپیچونم و.... بگو تا بیشتر توضیح بدهم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نیمکت ســــ رد "سرکار فاطمه خانم" | Agha sayyed | 62 | 41,256 |
۸/آبان/۹۱ ۲۱:۰۹ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| نیمکت ســــ رد "جناب Mahdy2021" | Agha sayyed | 90 | 51,550 |
۸/آبان/۹۱ ۱:۳۸ آخرین ارسال: Mahdy2021 |
|
| نیمکت ســـــ ر د (ويژه تولد تالار) | Agha sayyed | 19 | 12,527 |
۱/آبان/۹۱ ۲۱:۱۱ آخرین ارسال: S!lenced |
|





![[تصویر: tavallod.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7522605478/tavallod.jpg)




)










)
بابا حالا ما یه چیزی گفتیم شما دیگه چرا......