کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 3.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
۸:۰۸, ۲۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان و همسنگران
استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب» می نویسد: معتقد بوده و هستم هیچ کس از نقد مبرّا نیست و هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام.
شاید این روزها در تاپیک هایی دیده باشید که برخی از دوستان در پی راههایی سازنده در بهبودی فضای تالار را هستند و لزوما این کار به شرایطی نیاز مند است که ما گاهی از آن عدول می کنیم. هرچند به نظر می رسد قریب به اتفاق دوستان به دنبال رشد و تعالی در دیگران و محتوای مطالب هستند اما بیاییم با هم ببنیم که چه موانعی بر سر راه یک نقد منصفانه است؟. لذا از همه ی دوستان می خواهم تا ابتدا به اهمیت بررسی روشهای درست در انتقاد توجه داشته باشند. در این تاپیک قصداست تا با یک دید باز و عقلانی به مسئله ی نقد،نقادی، روشهای صحیح در انتقاد و مباحثی پیرامون آن بپردازیم. هرچند که در یکی از تاپیکها تاحدودی به این موضوع پرداخته شد اما آنچنان که باید به ارزش این مسئله بعنوان اولین قدم در راه یک گفتمان سازنده نپرداخت. روش صحیح انتقاد و انتقادپذیری
پذیرفتن این نکته هم ضروری به نظر می رسد که جای نقد در این بحثی که مطرح می شود نیز باز است و هرکدام از دوستان که انتقادی به همین مبحث دارند هم میتوانند نظرات خود را برای بهتر بررسی شدن این بحث مطرح نمایند.

ابتدا تعریف:
انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی.


فکر می کنم باید در اولین گام به این مسئله بپردازیم که به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بیگانه آسیب پذیری بیشتری داریم. که هر فرد در طول حیات خود ممکن است بارها توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی از این ارزشیابی ها دارای جنبه های تشویقی و برخی دیگر منتقدانه است. انتقاد از دیگران در صورتیکه هوشمندانه انجام شود آثار بسیار مفیدی خواهد داشت، درغیر این صورت ممکن است با واکنش های منفی مختلف مواجه شود. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود.

لذا ابتدا به انواع انتقاد می پردازیم.

انتقاد سازنده: این روش در بسیاری موارد می تواند جنبه ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود. بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود «بد غذا میخورید» و یا «در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید». برای آنکه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سئوالات می بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تاثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می خواهیم انتقاد کنیم؟ این روش می تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده ای چون «همیشه همین کار را می کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می شود. هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست.
انتقاد غیرمستقیم: انتقاد می تواند به صورت غیرمستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید «به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟» این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است. حتماً این مثل را شنیده اید که می گوید «به در می گویند تا دیوار بشنود». این یک مثال متداول در فرهنگ ما برای ابراز همین موضوع است.
انتقاد همراه با تعریف و تمجید: در این روش ابتدا می توان به تعریف و تمجید ویژگی های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت.برای مثال «تو پسرخیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته اید.
انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.
محکوم کردن: گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است.
انتقاد دیرتر از موعد: این گونه انتقادات، زمانی صورت می گیرد که هیچ کمکی به رفع مشکل نمی کند. به عبارت دیگر زمان برای جلوگیری از خطا وجود ندارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که انتقاد در چنین زمانی برای جلوگیری از تکرار اشتباه بوده و اگر تشخیص داده شود که تاثیری در آینده نخواهد داشت، بهتر است هیچگاه ابراز نشود.

در ادامه به مسأله برطرف کردن عیب‌ها و راه‌های چاره و البته ذکر مبانی دینی آن خواهیم پرداخت.
امیدوارم در رشد و تعالی همدیگه کوشا باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mahdy2021 ، میلاد.م ، saloomeh ، Agha sayyed ، سید ابراهیم ، rastin ، Hadith ، در جستجوی سختی ، خیبر110 ، خاک ، مفقود الاثر ، Reza2035 ، mohamad ، AMINI ، Mohammad Trust ، ترنم ، درست پسند ، رنجستان ، meshkat ، yamin ، فاطمه خانم ، دیدگاه نوین ، black ، Admirer ، فرهاد55 ، جویای حقیقت ، MohammadSadra ، شیدا ، SARV ، m.hossein ، ANTI satan ، Amir ، MAHDI59 ، سرباز منتظر ، سدرة المنتهی ، مطواعی ، بیداری اندیشه ، Amirsaeed ، حنین ، Havbb 110 ، شهـاب ، nafas ، hesam110 ، امیریان ، سعید24 ، faateme-313 ، *مهاجر* ، منادی حق ، gomnam ، رضوانه ، محمد حسین ، mahramaneh ، آیلار ، أین المنتظر ، قلب ، مجتبی110 ، sakineh110 ، عبدالرحیم ، مجنون العباس

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۰۶, ۳۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
انتقاد درست آن است که ضمن تاکید بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نیز اشاره کند و با ارایه راهکارهای مناسب برای رفع آن سخن به میان آورد. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود.

قبل از اینکه به مبانی دینی نقد بپردازیم بیایم فکر کنیم ببینیم که رعایت چه نکاتی در شیوه ی درست انتقاد یاری کننده است؟ یا به عبارت دیگر روش صحیح انتقاد از نظر شما چه روشیست؟

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، سدرة المنتهی ، رنجستان ، hesam110 ، *مهاجر*
۱۵:۰۸, ۳۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
با خودیتر ها باید بی تعارفترو نسبت به کج رفتنهایی که خودمان داریم بمراتب حساستر خلاصه به اصطلاح رایج اهل "نقد درون گفتمانی" باشیم. البته از قِبَلِ این نقدها هم دلخوریها از دوستان می بینیم و اتهام ها و برچسبهای فراوان هدیهخواهیم گرفت!(از امل و متحجر و کیهانزده! گرفته تا غربزده و سکولار و فمنیست و...) که خب طبیعیست و اعتراضی هم نباید باشه.@
حالا این انتقادات گاهی تندتر و شتابانتر(و البته نه شتابزده!) است و حالت اعتراض و گلایه می­گیرد. گاهی هم "سوم شخصانه"تر و با حوصله تر و تحلیلیتر است و شبیه آسیبشناسی میشود. گاهی هم رنگ "حدیث نفس" گرفته که حاکی از آن است که خودمان هم کاملا در مجموعه ی نقدشونده یکی میشویم. و البته در هر سه حالت بکگراند "خویشتن پنداری و خیرخواهی" دارد و این شاید وجه تمایز اصلیِ انتقاد از دوست از انتقاد از دشمن است! (البته تعریف نقد درونگفتمانی اینها نیست. بلکه آن است که منتقد و نقد شونده هردو اصول موضوعه ی مشترکی را پذیرفته اند ولی بنده ترجیح دادم ناظر به نیت تفکیکشان کنم!)
-تا اینجا بخشِ «اشهد ان...»ها که در آغاز هر متن انتقادی ای لازم است! یعنی اشهد ان انّی منتقد و لامحافطه کار!-
اما آنچه اینجا میگویم بیشتر در دایره ی حدیث نفس، یا خودشناسی میگنجد و اگر کسی هم به خودش گرفت، از جهت شباهتش با بنده بوده! و خلاصه نظر به شخص خاصی البته دارم و اون شخص خودمم! منتها اینجا مطرحش کرده م چون شاید دیگرانی هم با مرضی شبیه بنده وجود داشته باشند. و متن حاضر را بیشتر از سر یک "ترس و نگرانی جدی" نوشته م تا یک اعتراض و غر! لذا از نظرات "امدادی"ِ دوستان هم استقبال میکنم.- تا اینجا شد مقدمه!
می دانیم که روح آدم، علاوه بر اینکه برحسب "ورودی"هاش تغییر میکند، بر حسبِ اعمال مختارانه ی خودش هم تغییر میکند؛ درست مثل جسم. که هم ورودیهایش(آب و غذا و هوا و تزریقات و دمای محیط و...) متاثرش میکنند و هم اعمال خود جسم: "خسته شدن" و فرسوده شدن و "ورزیده شدن" و... آثاری هستند که جسم از اعمال خودش می پذیرد.
اصلا لازمه­ی "مختار بودنِ بشر" آن است که روح آدم، شخصیتِ آدم، وجود آدم، بیشتر متاثر از اعمال مختارانه ی خودش باشد تا ورودیهای ناخواسته ش. سفارشات مراقبت و ممارست هم برای کسب یا ترک برخی صفات و حالات روحی درست ناظر به همین موضوع است: رفتار خودِ تو، روحیه­ی تو را متاثر می سازد. مثلا قوای عقلیِ تو با مطالعه و مباحثه و تفکر و ریاضی بازی(!) تقویت می­شوند و با پاره ای از اعمال دیگر تضعیف میشوند (اعمالی که کمتر بهشان پرداخته شده! مثل زیاد فیلم دیدن و زیاد داستان خواندن! مثل حرف بیهوده زدن، نابجا خوردن یا نابجا خوابیدن که بماند. جای بحثش اینجا نیست.) صبر و حوصله ی تو هم همینطور، با تمرین و رفتارهای صبورانه یا عجولانه، کم و زیاد میشود. حتی حب و بغضهای تو هم تحت تاثیر رفتار خودت تغییر جهت میدهند. اصلا چرا راه دور بروم: "عادت"! عادتهای رفتاری نمونه ی بارز تاثیرپذیری روح و شخصیت آدم از رفتار خود اوست. مثلا بنده چندسال قبل بدون پیامکبازی روزگارم میگذشت، حالا یک روز موبایلم خاموش باشد یک چیزی از وجودم کم شده! (این غیر از بحثِ وابستگی به "ابزار"موبایل است ها!) یا مثلا عادت آدم به ناخن جویدن! یا به برخی تکیه کلامها یا... مسئله بدیهیست و میگذرم! اساسا مفهومِ "ملکه" شدنِ برخی صفات و اعمال در آدم ناظر به همین مسئله ست.
همه اینها عرض شد تا برسم به این که «اگر کسی عادت به انتقاد بکند!...»آدمِ منتقد و بویژه و بویژه منتقد درون گفتمانی، در معرض خطر است!
نه خطرِ از دست دادن دوستان! (که خب دوستان باید یه کم باجنبه تر باشند! و خودش هم یک مقدار مودبتر! تا دوستانش را از دست ندهد. و اصلا از دست هم داد، داد! خطری بس بزرگتر مد نظرم هست!)
خطرِ تأثیراتی که انتقاد زیاد، بر روحیات خود شخص دارد. خطراتی که بواقع می تواند "عاقبت به خیری"ِ آدم را تهدید کند!
آدم منتقد، در معرض خطر «خودبرتربینی» و تکبر است.حتی بدتر، آدم منتقد در معرضِ خطرِ «خودبینی» و عُجب است.
آدم منتقد، رفته رفته عادت میکند به «عیب دیدن».آدم منتقد، رفته رفته «بدبین» می­شود.آدم منتقد، رفته رفته «مأیوس» و منفی باف می­شود.حتی بدتر،آدم منتقد رفته رفته عادت می­کند به «حسن ندیدن»!
من فکر میکنم این شدیدترین و شاید مخفیترین آسیب انتقاد برای منتقد است. عیب دیدن، لزوما بمعنای حسن ندیدن نیست. ممکن است منتقد، هم عیوب را ببیند و بگوید هم محسنات را. و بعکس، عیب ندیدن هم لزوما بمعنای حسن دیدن نیست! ممکن است آدم منتقد مراقب "بدبین نشدن"ِ خودش باشد! کسی را یکسره محکوم و مرتد نکند، اما باز هم محاسنِ کسی، توجهِ او را به خود جلب نکند. منتقد در معرض آن است که بقول حضرت امام:
ما عیب و نقص خویش و کمال و جمال غیر
پنهان نموده ایم، چو پیری پسِ خضاب
و آدمی که نتواند حسن ها را ببیند، ناشکر و قدرناشناس می شود.
آدمی که حسنها را نتواند ببیند، آدم خوبها هم توجه ش را اصلا جلب نمی کنند!
این است آن فلاکت بزرگی که گاهی ازش می ترسم. دقت دارید: توجه ش را جلب نمی کنند. شاید کسی "عیب"ی هم نداشت. شاید معصوم بود. شاید امام بود. شاید اصلا حسن محض بود، شاید خدا بود!... آدم منتقدِ تحلیلگری که فقط عادت به موشکافی "آسیب"ها دارد، بی تفاوت از کنار چنین موجوداتی خواهد گذشت و خودش را از چه هدایتی محروم خواهد کرد! (و مقوله ی "علوم اجتماعی" عمدتا ازین دستند. اگر بزرگانشان دورکیم و فروید و مارکس و...باشد که موضوع کار تمامیشان"اعوجاج"هاست.)
آدمی که عادت کرد به انتقاد، درمعرضِ خطرِ انتقاد از علی هم قرار دارد! مثل خوارج!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Havbb 110 ، مفقود الاثر ، بیداری اندیشه ، ANTI satan
۱۴:۴۸, ۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار

سلام به همه ی دوستان عزیز در تالار
Heart

زمانی که بنده این تاپیک را ایجاد کردم زمانی بود که در تاپیک آیا شما انتقادی به تالار بیداری اندیشه دارید؟ بعضی سوء تفاهمها و سوء برداشتهایی توسط برخی به وجود امده بود و من نیز احساس کردم جای تاپیکی که معیارهای نقد منصفانه را تبین نماید در تالار خالیست.

نقل قول:شاید این روزها در تاپیک هایی دیده باشید که برخی از دوستان در پی راههایی سازنده در بهبودی فضای تالار را هستند و لزوما این کار به شرایطی نیاز مند است که ما گاهی از آن عدول می کنیم. هرچند به نظر می رسد قریب به اتفاق دوستان به دنبال رشد و تعالی در دیگران و محتوای مطالب هستند اما بیاییم با هم ببنیم که چه موانعی بر سر راه یک نقد منصفانه است؟. لذا از همه ی دوستان می خواهم تا ابتدا به اهمیت بررسی روشهای درست در انتقاد توجه داشته باشند.

و بعد از فرو کش کردن این مسئله به ادامه ی این موضوع نپرداختم.
اما این روزها باز هم دوباره شاهد بعضی از همین سوء برداشتها و سوء تفاهمات هستیم.
لذا احساس می کنم، ادمه ی این تاپیک را برای حل درست این مسئله، ضروریست.
ابتدا در این ارسال به بعضی از نکاتی که توسط جناب حنین به ان پرداخته اند نگاهی می اندازیم و سپس در ارسال های دیگری به مبانی دینی نقد اشاره خواهیم کرد.


(۳۰/آذر/۹۱ ۱۵:۰۸)حنین نوشته است:  
با خودیتر ها باید بی تعارفترو نسبت به کج رفتنهایی که خودمان داریم بمراتب حساستر خلاصه به اصطلاح رایج اهل "نقد درون گفتمانی" باشیم. البته از قِبَلِ این نقدها هم دلخوریها از دوستان می بینیم و اتهام ها و برچسبهای فراوان هدیهخواهیم گرفت!(از امل و متحجر و کیهانزده! گرفته تا غربزده و سکولار و فمنیست و...) که خب طبیعیست و اعتراضی هم نباید باشه.@

ببینید دوستان، گاهی ما در بحثی مخاطبمان را به القابی نسبت می دهیم که برای ما عیبی به شمار نمی رود و اگر کسی انرا به ما نسبت دهد ناراحت نمی شویم اما برای دیگران اینطور نباشد. پس باید حداکثر تلاش خود را برای به وجود نیامدن چنین ذهنیتی بکار بگیریم.

یا اینکه حتی گاهی صفتی که برای مخاطبمان استفاده می کنم برازنده ی او باشد مثلا کسی که سوادی در موضوعی ندارد اما به هر صورت نظرش را بیان کرده. به نظر شما با گفتن لفظ بی سواد به او مشکل درست می شود؟؟؟!!! قطعا خیر. و این کار هیچ سودی برای طرفین نخواهد داشت و تنها بحث از مسیر اصلی خود منحرف شده و فقط آنچه می ماند ذهن تحریک شده ی کسانی نیست که طرفین این بحث هستند.
پس بیایم و سعی کینم به نسبت ها و الفاظی که درباره ی مخاطبان استفاده می کنیم دقت بیشتری داشته باشم.


نقل قول:صبر و حوصله ی تو هم همینطور، با تمرین و رفتارهای صبورانه یا عجولانه، کم و زیاد میشود.

داشتن چنین ویژگی می تواند به یک نقد غیر شتابزده و منصفانه بسیار کمک کند.

به عنوان یک پیشهاد عرض می کنم، هرکدام از ما بیاییم در بحثی پس از پاسخ مخاطب و در جواب او یک پاسخ سریع و یک پاسخ با کمی صبر را امتحان کنیم. ببنیم که تا چه اندازه پاسخ های ما در این دو حالت متفاوت خواهد بود. خواهش می کنم امتحان کنید.


برای اینکه ارسال ها طولانی نباشد، ادامه ی این مبحث را در ارسال دیگری پی می گیریم.

البته این تاپیک صرفا بیان عقاید بنده نیست. پس بیایم فکر کنیم ببینیم که رعایت چه نکاتی در شیوه ی درست انتقاد یاری کننده است؟ یا به عبارت دیگر روش صحیح انتقاد از نظر شما چه روشیست؟


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، حسن عزتي ، مفقود الاثر ، بیداری اندیشه ، ANTI satan ، ترنم ، *مهاجر*
۱۷:۲۳, ۷/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۱ ۲۲:۲۰ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #24
آواتار
نقل قول:
آدم منتقد، رفته رفته عادت میکند به «عیب دیدن».آدم منتقد، رفته رفته «بدبین» می­شود.آدم منتقد، رفته رفته «مأیوس» و منفی باف می­شود.حتی بدتر،آدم منتقد رفته رفته عادت می­کند به «حسن ندیدن»!

این مورد یکی از خطرات بسیار متداول در مورد یک منتقد است. حتی اگر توجه کرده باشیم معنای نقد کردن در عرف به بیان نکات منفی تغییر معنا داده شده. دلیل این امر به نظر بنده از همین خظر ناشی شده است.

نقل قول:
من فکر میکنم این شدیدترین و شاید مخفیترین آسیب انتقاد برای منتقد است. عیب دیدن، لزوما بمعنای حسن ندیدن نیست. ممکن است منتقد، هم عیوب را ببیند و بگوید هم محسنات را. و بعکس، عیب ندیدن هم لزوما بمعنای حسن دیدن نیست! ممکن است آدم منتقد مراقب "بدبین نشدن"ِ خودش باشد! کسی را یکسره محکوم و مرتد نکند، اما باز هم محاسنِ کسی، توجهِ او را به خود جلب نکند. منتقد در معرض آن است که بقول حضرت امام:
ما عیب و نقص خویش و کمال و جمال غیر
پنهان نموده ایم، چو پیری پسِ خضاب

خیلی باید مراقب باشیم در نقد کردنهایمان !
گاهی این نقدمان تبدیل به محکوم کردن مخاطبمان می شود.

محکوم کردن: گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است.

آیا با این نوع نقادی به نتیجه ای که باید برسیم، می رسیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس چرا همچنان به این کارمان ادامه می دهیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


این جمله ی بسیار زیبایی بود که جناب حنین در نکاتی که در ارتباط با نقد سازنده مدنظر داشتن، به آن اشاره کردند.

نقل قول:[i]آدمی که حسنها را نتواند ببیند، آدم خوبها هم توجه ش را اصلا جلب نمی کنند![/b]


اندکی تامل باید!!!


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، حسن عزتي ، مفقود الاثر ، بیداری اندیشه ، ANTI satan ، *مهاجر*
۲۳:۴۶, ۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
همانطور که عرض کرده بودم در ادامه به مبانی دینی نقد اشاره خواهیم کرد.

چیستی نقد و چگونگی آن یکی از مهمترین عناصر اخلاقی برای توسعه و پیشرفت همه جانبه است. ادب نقد و شیوه ی انتقاد در آثار شهید مطهری قابل جستجوست.
مطلبی که در ادامه عنوان می شود بر گرفته از کتاب تعلیم وتربیت دراسلام و ص37 - 40 می باشد
.

روایت بسیار معروفی در کتاب العقل و الجهل کتاب کافی، بحار و تحف العقول داریم که هشام بن حکم متکلم معروف آن را از حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) خطاب به خود هشام نقل کرده، که روایت بسیار مفصلی است.
در آنجا حضرت به یک آیه از قرآن، که در سوره «زمر»، آیه 20، آمده استناد می کند و می فرماید:


فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنة اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب.

آیه عجیبی است: بشارت بده بندگان مرا، آنان که سخن را استماع می کنند. بعد چکار می کنند؟ آیا هر چه را شنیدند همان را باور می کنند و همان را به کار می بندند، یا همه را یک جا رد می کنند؟ «فیتبعون احسنه»، نقادی می کنند، سبک سنگین می کنند، ارزیابی می کنند و آن را که بهتر است انتخاب می کنند، و آن انتخاب بهتر را پیروی می نمایند. آن وقت می فرماید: چنین کسانی هستند که خدا آن ها را هدایت کرده (و هدایت الهی یعنی، استفاده از نیروی عقل) و اولئک هم اولوا الالباب، اینها به راستی صاحبان عقل هستند. این، دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرماید: «یا هشام ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال» خدا اهل عقل و فهم را بشارت داده و فرموده: «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...».

از این آیه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمییز و جدا کردن است، جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی، و خلاصه غربال کردن. عقل آن وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال دربیاید، یعنی هر چه را که وارد می شود سبک سنگین کند، غربال کند، آن هایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را نگاه دارد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، ANTI satan ، *مهاجر*
۶:۳۱, ۸/دی/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار

در ادامه ی بیان مبانی دینی نقد به حدیثی از پیغمبر اکرم اشاره می کنم.
حضرت می فرماید:


کفی بالمرء جهلاً أن یحدث بکل ماسمع
برای جهالت انسان همین بس که هر چه می شنود نقل کند.
جامع الصغیر . 90 / 2

بعضی ها خاصیت ضبط صوت و گرامافون را دارند. آنچنان که هر چه دیگران می گویند پر می شوند و بعد هم در جای دیگر تحویل می دهند، بدون آنکه تشخیص بدهند، که آنچه می شنوند صحیح است یا غلط. انسان خیلی چیزها می شنود، که باید کمی از آن را قابل قبول و قابل نقل بداند؛ زیرا بعضی از عالم ها - عالم های خیلی عالم - کمتر از آنچه که عالمند عاقلند. (عقلی که در اینجا می گوییم، معیارش یکی همین است).

عالمند به معنای اینکه اطلاعات بسیار وسیعی دارند. کمتر عاقلند برای این که هر چه را از هر جا دیدند جمع می کنند و برایشان فرق نمی کند، زیرا همه را پس می دهند بدون این که فکر بکنند که این امر با واقع جور درمی آید یا جور در نمی آید.

و عجیب این است که با اینکه ما در روایات خودمان داریم که راوی باید نقاد باشد و هر چه را که می شنود روایت نکند، با وجود این می بینیم که در میان همین راویان، محدثان و یا مورخان خودمان فراوان دیده می شوند افرادی که این اصل را رعایت نمی کنند.

برای بی فکری انسان کافی است که هر چه را می شنود باور و نقل کند.

تعلیم و تربیت مرتضی مطهری ص 39

حال بیایم و ببینیم که گاهی چقدر اسیر این چنین رفتاری می شویم و آیا نباید در نگرش هایمان تجدید نظری کنیم!


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، ANTI satan ، *مهاجر*
۲۲:۱۴, ۸/دی/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار

مسئله ی دیگر نیز مسئله ی تجزیه کردن یک سخن است، یعنی عناصر درست را از عناصر نادرست جدا کردن.

فرق است میان اینکه انسان از دو سخن، درستش را بگیرد و نادرستش را رها کند، و بین تجزیه کردن یک سخن، که انسان عناصر درستش را بگیرد و عناصر نادرستش را الغاء کند، و این قدر تشخیص داشته باشد، که بگوید: از این سخن این قسمتش درست است و این قسمتش نادرست. و این، همان مطلبی است که در روایات از آن تعبیر به نقد و انتقاد شده است.

چنان که سکه ای را که به محک می زنند، طلای خالص و به اصطلاح عیارش را به دست می آورند. کلامی را نقد کردن نیز، یعنی خوبی های آن را از بدی های آن جدا کردن.

و خطری که در این مورد وجود دارد و در ارسال های قبلی نیز اشاره ای به ان شد تمرکز صرف روی نکات منفی صحبت های مخاطبمان است.

در ارسال اول به این مسئله تحت عنوان اتقاد همراه با تعریف و تمجید پرداختیم.


نقل قول:انتقاد همراه با تعریف و تمجید: در این روش ابتدا می توان به تعریف و تمجید ویژگی های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت.برای مثال «تو پسرخیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته اید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، ANTI satan ، *مهاجر*
۶:۱۷, ۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار

در شیوه ی برخورد با کسانی که احساس می کنیم با اعتقاداتمان مشکل دارند چه کنیم؟!


برای پاسخ به این سوال نکته ای را مدنظر دارم که از زبان استاد شهید مرتضی مطهری، خدمت شما دوستان ارائه می کنم.
شهید مطهری در کتاب پانزده گفتار و در صفحات 148 و 149 اینطور می فرمایند که:

یک کسی کتاب می نویسد و مثلاً ازکتاب او بوی این می آید که در باب علم امام حرفی زده که معنایش این بوده که امام حسین(علیه السلام) از شهادت خودش در کربلا بی خبر بوده است. ما چکار باید بکنیم؟

خود آن آقا را می خواهیم. اصلاً وظیفه اسلامی این است. قبل از اینکه جار و جنجال راه بیندازیم و سر و صدا بکنیم، قبل از اینکه حرفی بزنیم، باید خود اورا بخواهیم، بگوییم ما از شما خواهش می کنیم نظر خودتان رادرباره این مسئله توضیح بدهید. او نظر خودش را می گوید. یک وقت به طور صریح و قاطع می گوید: خیر، من این مطلب را قبول ندارم. و اگر سخنی گفت که بر خلاف عقیده ما بود و این عقیده از عقایدی بود که جزء ضروریات مذهب است، می گوییم راه تو از راه ما جداست.
اما اگر خودش توضیح داد، و لو توضیح اش بر خلاف ظاهرش بود، و ما دیدیم آنچه را که او توضیح می دهد چیز بدی نیست، دیگر نباید حمل به فساد کنیم و جار و جنجال راه بیندازیم و تکفیر و تفسیق کنیم واحیاناً(واویلا چه چیزهایی هست)
اگر افرادی بگویند من یقین دارم که این آدم ولدالزناست. از کجا؟ چون می گویند فلان حرف را زده. چه صغرا و کبراهایی می چینند. و چه گناهان بزرگی را به نام نهی از منکر مرتکب می شوند.

اسلام می گوید:

«إن شهد عندک خمسون قسامه علی أنّه قاله و قال لم اقله فصدّقه و کذبهم؛»

اگر پنجاه بیّنه شرعی حرفی را می زنند، از خودش که پرسیدید گفت من چیزی نگفتم، حرف خودش را بپذیرید. وقتی از خودش پرسیدید و گفت نه، حرف خودش را قبول کنیم.


حالا که حرف او را قبول کردیم، پس با کسی که آمده و علیه وی نظر داده و او را متهم کرده چه رفتاری می کنیم؟ آیا آنها را تفسیق کنیم که شما چرا تهمت زدید یا نه، با آنان هم بد رفتاری نمی کنیم، فقط به آنها می گوییم: شما هم اشتباه می کنید. دیگران می گویند. پس آنها چه گفتند؟ می گوییم آنها هم اشتباه کرده اند، برایشان سوء تفاهم پیدا شده است.

اندکی تامل در این سخنان باید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، *مهاجر* ، آیلار
۱۷:۴۹, ۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار

در ادامه ی بحثمان می پردازیم به مسئله ی فرا فکنی و حق گریزی.

افرادی که به معایب و نواقص خویش توجهی ندارند و برای رفع آنها انتقاد پذیر نیستند و اقدامی صورت نمی‌دهند، غیر از این که خود را از رسیدن به تکامل انسانی محروم ساخته‌اند، گاهی برای مسئولیت گریزی، مرتکب فرا فکنی می‌شوند و آن گاه که در زندگی، با موانع و تلخی‌ها مواجه می‌شوند، همه گناهان را به گردن دیگران یا زمانه می‌اندازند و در بیان امام علی(علیه السلام) آنان اشرار معرفی شده و آن حضرت می‌فرماید:

افراد شرور پیوسته در مقام عیب جویی دیگران هستند و به خوبی‌های آنان توجهی ندارند؛مانند مگس که جاهای سالم و تمیز بدن را رها می‌کند و روی نقطه آلوده و چرکین می‌نشیند.
سفینة البحار، ج 3، ص 736.

با توجه به چنین روحیه‌ای، وقتی افراد معیوب، خود را ناموفق و به تنگنا رسیده احساس می‌کنند، برای فرار از مسئولیت، همه گناهان را به گردن دیگران می‌اندازند، تا بلکه بدین وسیله خود را تسکین داده و تبرئه کنند!

تقاضای انتقاد و عیب جویی برای شناختن عیب‌ها و نقص‌ها، بزرگ‌ترین خصلت‌های متعالی انسانی است و از امتیازات فرهنگ درخشان اسلامی است.
نه تنها از انتقاد و عیب جویی مخلصانه دیگران نسبت به خود، نباید ناراحت و آزرده خاطر شویم، بلکه با کمال تواضع و فروتنی، آن را هدیه و ارمغان تلقی کرده و درصدد رفع آنها برآییم.


حال باز هم نگاهی به خودمان بیندازیم!
آیا چنین وِیژگی را در خود نمی یابیم؟!Huh
اولین قدم شناخت است. پس بیاییم قدم اول را محکم برداریم.

آینه گر عیـــب تـو بنمـود راسـت
خودشکن آئینه شکستن خطاست


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan ، بیداری اندیشه ، Havbb 110
۰:۵۲, ۱۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار

باتشکر از همه ی دوستانی که در چند ارسال گذشته نظر دادند، این ارسال ها به دلیل خارج شدن از اصل تاپیک و در مورد این تاپیک خاص می شود گفت رسالت این تاپیک، حذف شدند.


خواهشی که از شما عزیزان دارم اینه که:

اگر به معیارهایی که برای نقد منصفانه در این مدت اشاره شد نقدی دارید، بسیار خوشحال می شوم که در این باره با هم بحث نماییم. و یا اگر به نظر شما معیارها و پارامترهای عنوان شده در ایجاد یک بستر برای انتقاد منصانه مناسب هستند، سعی در بکارگیریشان کنیم.


امیدوارم دوستان دیگر از گذاشتن ارسال های بی ارتباط به این تاپیک پرهیز کنند، تا بتوانیم در یک شرایط مناسب به ارائه ی راهکارهایی برای انتقاد منصفانه بپردازیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، بیداری اندیشه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا