|
خـــــــــــــاطــــــــــره (ویژه تولد تالار)
|
|
۱۶:۴۹, ۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() سلام همه ما ممکنه خاطره های شیرین و جالبی از حضور در تالار داشته باشیم.... اینجا بیاید تعریف کنید....که دور هم لذت ببریم... منتظریم....
|
|||
|
|
۱۷:۳۶, ۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
یه بار من یه تاپیک زدم دوست دخترنداری؟مگه می شه! بعد یه کاربر داشتیم رنجستان که فکرکنم همه یادشون باشه بدون شک این اومد این تاپیک رو ربطش داد به ازدواج موقت و دخترپسرهارو تو دانشگاه باید عقدشون کردو اینا بعد هم خانم مشکات این تاپیک رو بستن گفتن از بحث خارج شدین من بهشون پیام دادم که بابا این اصلا ربطی به این موضوعی که این دوست مون میگه نداره لطفا به جای بستن موضوع پست های نامرتبط رو حذف کنین وایشون جواب دادن سلام. بله.درست ميفرماييد.اجازه بديد تيم مديريتي با جناب رنجستان صحبت كنن.چشم.تاپيك رو باز ميكنم. و چه ویرایشی هم شد کل ارسالها پاک شدن ![]() همون شب دیدم رنجستان پیام داده به من که سلام اقای علمدار. ایا بنده تاپیک شما را منحرف کرده ام؟!!!!!!!!!! این چه حرفی است که شما میزندی؟ اگر راضی نبودید خوب از همان اول میگفتید تا من پستم را بردارم. شما ماشا الله بااین سنتان میروید به یک خانم که جای دختر شما هست شکایت میکنید؟!!! واقعا برای مردانشگی شما اصلا شاسته نبود. خب شما که تحمل انتقاد از حرف خود را نداشتید می امدید به بنده میگفتید بنده هم ان پست را بر میداشتم تا تاپیک شما بسته نشود. اوصلا در این جا منطق بحث اسن است که فقط باید موافق افکار یک عده ای حرف زده بشود والا تاپیک را حذف میکنند. اصلا از شما با این همه سن و سال انتظار این نراحتی نمیرفت.!!!!!!!!!!!!!!!!!111 به هر حال شرمنده من میروم به خانم مشکات میگویم که پست من را حذف کند تا شما دلتان ارام شود و تاپیکتان از مسدودیت خارج شود. شب قبل من وحسن عزتی درموردایشون وپشتهاشون صحبت کرده بودیم من هم پیام ایشون رو به شوخی زیرش نوشتم وبه خیال خودم فرستادم به حسن عزتی حسن به جان خودم شومه این ریکاره لینگ ولو کمه ![]() این یه اصطلاح هست درزبان ما و برداشت از این موضوع برخلاف معنی اش هست وبعداز چندلحظه دیدم آقای رنجستان دوباره به من پیام دادن که سلام. یعنی چی حالا؟ مازندرانی هستید؟ حسن کیه؟ کی رو میخواهید بگیرید زیر مشت و لگد؟ چرا انقدر عصبی هستید؟ اینها رو با من بودید؟!!!!!!!!!1 .ودیگه خودتون حالت منو درنظر بگیرید که چطوری شدم ![]() اصلا هنگ کردم این چه میدونه؟؟؟!!!!!!! بعد رفتم دیدم ای دل غافل پیام رو برا این فرستادم ![]() حالا من جواب ندادم هی پیام میدا که چی شد چرا جواب نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رنجستان نوشته است:چی شد برادر؟ جواب ندادید چرا؟ این پیام چی بود به من دادید؟ سلام دوست عزیز اینو به عنوان یه شوخی درنظر بگیرین من اصلا هم عصبی نیستم![]() ضمن اینکه من به خانم مشکات به عنوان ناظر بخش وکسی که تاپیک رو قفل کرد پیام دادم که این تاپیک ربطی به ازدواج و صیغه نداشت که شما نوشتین قبلا به این موضوع پرداخته شده وآقای رنجستان نطرشخصی خودشون رو در مورد این موضوع نوشتن وربطی هم نداشت وشما بهتربود به جای قفل کردن تاپیک پستهای اضافی رو حذف میکردین یاعلی خداروشکر تموم شد موضوع ودیگه پیام نداد ![]() اینم یکی از خاطره های من توتالار
|
|||
|
|
۱۸:۲۸, ۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
من اول اول از دوستم تشکر می کنم که به واسطه ایشون با این تالار آشنا شدم راستش من از حدود 2 سال پیش با این تالار آشنا شدم اونم صرفا برای خوندن مطالب شیطان پرستی یعنی هروقت که میومدم تو سایت مثل اس.. فقط می رفتم تو اون قسمت انجمن های مخفی به عبارتی این برام جا افتاده بود و شده بود عادتم یک بار، فقط یک بار هم نشد که محض رضای خدا به بقیه قسمتاشم سر بزنم، اصلا نمی دونستم که بخشای مهدویت، اصول عقاید شیعه، این جو صمیمی بین بچه ها و ... هستش. حتی تاپیکای گلچین شده ی سر ماه هم که برام میل می شد رو هم نمی خوندم!!!!!!!!!! تا اینکه تو این تابستون یه بار که اومدم سایت یه تاپیک بود نمی دونم راجع به چی بود، که تو یکی از پستاش به امضای آقای... در رابطه با انت... بود، مواجه شدم. خیــــــــــــــــلی بهم برخورد. نمی دونستم که باید چیکار کنم بعد دیدم که:اَاااا تالار سیستم ارسال پیام خصوصی داره(بعد دو سال، تازه با مفهوم تشکر زدن هم آشنا نبودم ) آقا گرفتم یه پیام به این آقا دادمو نصیحتو، همون پیام وحید یامین پورو(که تو صندلی داغ گذاشتم) براش فرستادم، به خیال خودم طرفو ادب کردم که چرا به عقاید ما توهین می کنه، آقا ایشونم نه گذاشت نه برداشت، برگشت گفت : تو کاری که به شما مربوط نیست دخالت نکنید، منم خیلی بهم برخورد، دیگه جوابشو ندادم، تالارم تا یه مدت نیومدم تو ماه رمضون بود که یه بار دیگه اومدم دیدم بساط ختم قرآنو، دعای عهدو ... برپاس، گفتم اِااا اینجام از این چیزا دارن تا یه چند وقت به صورت مهمان مدام میومدم، مخصوصا تو تاپیکای گردانا و مطالب علی 110 سرگرم شدم، دیدم: آره بابا چه فضای عالیی داره اینجا، فقط انجمنای مخفی نیست، همه چیز هست، دیگه وقتی کاملا با جوش آشنا شدم، دوباره ثبت نام کردم و از نو کاربر شدم(تولدی دوباره) ![]() از همه ی عزیزانی که با مطالب خوبشون ما رو پای سفره هاشون می کشونن هم تشکر می کنم |
|||
|
|
۲۰:۳۶, ۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آبان/۹۲ ۲۰:۳۸ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
من این تالار تازه اومدم خاطره ندارم! ی خاطره از ی تالار دیگه تعریف کنم؟ اشکال نداره؟؟؟؟؟؟؟؟ خو حالا ک گفتین اشکال نداره!!!!!!! تعریف میکنم!!!!! بهله ی روز من شاد و خوشحال رفتم آیدی ام را باز کردم دیدم ی پیام از ناظر اخلاق برام اومده!!!!!!!!!!!! ب این شرح: ((آتوسای عزیز! شما به دلیل شیطنت و بازیگوشی زیاد در انجمن یک روزکامل به حصر در تالار اخلاق محکوم شده و حق ورود به سایر قسمتها را ندارید.به دقت مباحث را مطالعه نموده و از آن استفاده مفید بنمایید.)) من اولش خعلی عصبانی شدم و گفتم واقعا ک خیلی آدمهای نقطه چینی هستید!!! مگه من چی کار کردم؟؟؟؟؟؟؟؟ تازه من در محاکمه شما حضور نداشتم!! خودتون الکی حکم میبرید!! نقطه چینها!! دیگه دوستون ندارم!! خو اینارو با خودم گفتماااااااااااااااا چون وقتی حصر !!!! یعنی زندانی ی قسمت باشی دیگه ن می تونی پیام بدی ن بری تالارهای دیگه انجمن!!!!!!!!!!!!!! فقط تو همون تالاره میتونی بچرخی!!!!! 10 دقیقه بعد با خودم گفتم خو حالا ک جای دیگه انجمن نمیتونم برم ی سری بزنم ب قسمتهای تالار اخلاق ببینم چی میگن؟؟؟؟ اول رفتم بخش : سخنان زیربخش یک: حدیث و سخنان پیامبر پیرامون اخلاق اسلامی توجه: این بخش فقط قابل مشاهده برای کاربران است وارسال پست فقط مختص ناظرین اخلاق میباشد. * ی مقدار خوندم دیدم پستم هم نمیشه بدی خسته ام شد!!!!!!!!!!! گفتم برم ی بخش دیگه زیربخش دو: سخنان خلفای راشدین پیرامون اخلاق اسلامی توجه: این بخش فقط قابل مشاهده برای کاربران است وارسال پست فقط مختص ناظرین اخلاق میباشد. * ی مقدار خوندم دیدم اینجا پست هم نمیشه بدی خسته ام شد!!!!!!!!!!! گفتم اصلا از قسمت سخنان برم بیرون ی جای دیگه تالار اخلاق!! جایی ک بشه پست بدی!! رفتم بخش چهار: آداب رفتار اسلامی * من:آهان این خوبه.... بزار برم تو زیربخشها زیربخش یک: سیره پیامبر در برخورد با کفار ومنافقین گفتم آهان شد. حالا ببینم پیامبر هم کسی را حصرمیکرده یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بزار سوال کنم!!! اومدم پست بدم دیدم این ارور داد: آتوسای عزیز شما یک روز کامل حق ارسال پست ندارید.صرفا قادر ب مطالعه مباحث می باشید!!!!!!!!!!!!!! ![]() |
|||
|
|
۲۱:۵۹, ۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
یعنی این همه کاربر در این تالار (خودمم یکیش) ، این همه مدت اینجا (کاربرفعال،ناظر،مدیر و...) یه خاطره جالب نداره؟؟؟؟!!!
![]() عجب!! |
|||
|
|
۲:۰۵, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
خو حالا ک هیشکی خاطره نداره ی دونه از این تالار تعریف میکنم!!!!!!!!!!!!!
بهله ی روز تالار بیداری انتخابات گذاشت برای صندلی داغ بعد هر مدیری ک دوس نداشت در انتخابات باشه اطلاع میداد ک اسمش در لیست نباشه ..... خلاصه بعد از اینکه انتخابات شد و سه نفر انتخاب شدن نفر اول ک بیشتر رای آورده بود و همیشه خدا تو تالار آن بود ی روز اصلا آن نشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعدش هم ک اومد یکی دوتا جواب داد و رف!!!!!!!!!!! انگار ک ب زور مجبورش کرده باشن بیا صندلی داغ خو یکی نبود بگه دوس نداشتی می گفتی اسمت را در لیست نزارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تازه مدیر سبک زندگی هم بود!!!!!!!!!! حالا چ جور سبک زندگی بود ک کلاس گذاشت و ی روز نیومد (اون ک هر دقیقه قبلا میومد!!!!!!!!!!!!!) بعدش هم فقط دو تا جواب داد و رف!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی اینهمه اعضا پست گذاشتن هیچی احترام قائل نشد!!!!!!!!!!!! خلاصه اونهایی ک می گفتن خعلی ایشون ادم خوبیه حسابی ضایع شدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منم ک همون اول گفتم شخصیتهای مجازی و واقعی با هم فرق دارن........ ولی خو ی جاهایی آدم مجازی خود واقعیش را لو میده .................. بهله این بود خاطره من از تالار بیداری اندیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۳:۰۸, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۳:۰۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۲ ۲:۰۵)Atosa نوشته است: خلاصه بعد از اینکه انتخابات شد و سه نفر انتخاب شدن نفر اول ک بیشتر رای آورده بود و همیشه خدا تو تالار آن بود ی روز اصلا آن نشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! احیانا به این مسئله توجه کردید که امروز عید غدیر بود؟! و شاید عروسی یکی از بستگان و شااااید مهمانهایی که برای این عروسی اومده بودن شب مهمان ما بودن؟ نخیر توجه نکردید! و طبق معمول بدترین حالت ممکن رو توی ذهنتون خلق کردید و جالب اینجاست که چنین تصوارتی رو با دیگران هم درمیون میذارید! |
|||
|
|
۴:۱۷, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۴:۲۶ توسط رمز شب.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
منم ی خاطره بگم:
"به یکی گفته بودن که من در تالار بیدار اندیشه نامی عضوم و هر چند قرن یه بار پستی میذارم...ایشونم اومده بودن پستای من رو پیدا کرده و خوونده بودن.بعد چند وقت که بنده رو دیدن بهم گفتن:خیــــــــــــــــــــــــلی تو این تالار جیغ میزنی؟!!!!! چه خبره!!؟؟ "ببخشید حالا واقعا من خیلی جیغ میزنم تو پستام؟!نه دوستان بگن واقعا؟من اصلا پستی میذارم که بخوام جیغ بزنم؟ ![]()
|
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱۲:۲۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
خاطرات زیادی از تالار دارم که هم تلخه هم شیرین . چند تاش رو خیلی خلاصه میگم . یکی از شیرین ترین هاش دیدن دوستان مجازی در دنیای خارج از تالاره . بهترین خاطرش یا مفیدترینش وقتی بود رفتم خونه علی۱۱۰ و یه کتاب بهم داد! جالبش وقتیه که باز علی۱۱۰ زنگ میزنه . مثلا یه پست زدم منبع حدیثی نداره علی۱۱۰: سلام وحید : سلام علی جان خوبی؟ علی: اخه این چه حرفیه زدی . مگه نگفتم در اصول عقاید حرف بدون منبع نزنییییییدددد ایات و روایاتش کو وحییییددد ![]() ======= علی۱۱۰ بغیر از کار تالار علی۱۱۰: سلام وحید خوبی عزیزم چطوری عزیزم چه خبر چه میکنی رفقا خوبن ![]() وحید یه حدیث دیدم اصلا محشره ..... وحید : سلام .... ====== علی۱۱۰ بعد از ازدواج کلا دیگه تماس نمیگیره ... =========== روزایی که میام میبینم تعداد گزارش ها بالاتر از ۱۴ تاست میدونم حتما دعوا شده قبلنا میفهمیدم اسیمو اومده داره دری وری میگه ===== یه وقتایی هم مثلا فلانی نامه میده اقا وحید چرا به x اجازه میدید به مواضع اهل سنت بی احترامی کنه؟ شا ضد اتحادید . شما ضد ولایتید و ... نامه از یکی دیگه چرا شما اجازه نمیدید فلانی از اهل بیت بگه مگه نمیدونید تولا چیه ؟ شما ضد اهل بیتید شما .... در مباحث سیاسی هم همین وضعه ![]() و حالا باز یادم اومد میگم |
|||
|
|
۱۳:۳۲, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سبک موسیقی مورد علاقه تان (ویژه تولد تالار) | Amir | 104 | 47,630 |
۱۴/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: مسافرتنها |
|
| مسابقه تاپیک خوانی (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 17 | 8,690 |
۲۳/دی/۹۲ ۱۸:۱۳ آخرین ارسال: سخنگو |
|
| بهترین امضاها و آواتارها (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 29 | 14,981 |
۱۷/آبان/۹۲ ۲:۲۸ آخرین ارسال: Aryha |
|
| یادگـــــــــــــاری **دعـــــــا** (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 50 | 26,234 |
۱۲/آبان/۹۲ ۲۰:۲۱ آخرین ارسال: paradise |
|
| انتخاب بهترین سرصفحه تالار (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 35 | 16,586 |
۱۱/آبان/۹۲ ۱۹:۰۷ آخرین ارسال: mohamad |
|
| تفدیر و تشکر از همسنگر ها (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 33 | 16,918 |
۱۱/آبان/۹۲ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: m.hossein |
|
| صندلی داغ ˙·٠•●حسن عزتی ●•٠·˙ (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 56 | 33,765 |
۸/آبان/۹۲ ۱۱:۲۴ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|





![[تصویر: 02.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7976785692/02.jpg)





![[تصویر: angry.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/angry.png)

من اصلا هم عصبی نیستم![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)





![[تصویر: 94290250276235363562.gif]](http://www.shiaupload.ir/images/94290250276235363562.gif)