|
خـــــــــــــاطــــــــــره (ویژه تولد تالار)
|
|
۱۶:۴۹, ۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() سلام همه ما ممکنه خاطره های شیرین و جالبی از حضور در تالار داشته باشیم.... اینجا بیاید تعریف کنید....که دور هم لذت ببریم... منتظریم....
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۲, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱۴:۵۸ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
از منم خاطره زیاده ولی خیلی هاش قابل افشا نیست ![]() از کتک کاری مجازی در پیام خصوصی اون اوایلی که اومده بودم به تالار با یکی از کاربران که الان مدیر شده و امیدوارم حلالم کرده باشه ![]() ![]() تا برخوردهای اخلاقی اقا وحید110 که اون موقع تازه معاون شده بود و اولین اعتبار رو هم ایشون به من داد که حسابی اون زمان ذوقیدم و من هم تازه وارد بودم و این ها باعث شد باهاشون دوست بشم و توی مسنجر صبح به صبح کله سحر بیدار میشدم مزاحمشون میشدم نیم ساعت تا یک ساعت بحث های مختلف با هم میکردیم که فکر کنم یکی از دلایلی که دیگه مسنجر خیلی خیلی کم میاد از ترس من باشه![]() یادش به خیر دو سال پیش اون اوایل با کاربر امپرطور(مهدی)(سازنده تاپیک مشهور خنده حلال ) دوست شده بودم که کاربر فعال موزیک بود و الان خیلی وقته دیگه کم میادیک بار که رفته بودم مشهد اون هم از قزوین اومده بود یک زیارت اساسی بکنه چون اخرین باری که اومده بود مشهد میگفت بچه بوده ولی من که مشهد همین کنارمون هستش قدر نمیدونم ![]() چند روز اومده بود حسابی زیارت کنه و اونجا باشه که زنگ زدم بهش و توی حرم ایشون و یکی از مدیران فعلی تالار که اون موقع کاربر بود رو دیدم یک چند ساعتی با هم بودیم و کلی هم راجب به مسائل تالار و بحث های مهدوی و بعضی از دوستان غیبت کردیم ![]() و مطلع شدم چند روز قبلش کل مدیران و ناظرین تالار اومده بودن مشهد یک جلسه گذاشته بودن ![]() ![]() خلاصه یک عکس هم با هم گرفتیم که در موقع لزوم اسنادش افشا میشه ![]() ولی در کل حیف که ایشون دیگه کم میاد حالا من هم که چند هفته ی دیگه رفتم سربازی قدرم رو میدونید ![]() توضیحات : اون قسمت غیبت از دوستان رو زیاد جدی نگیرید در اصل تعریفشون رو میکردیم مگر بچه های گل این تالار رو میشه ازشون بد گفت ![]()
|
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
میگم آقای املشی چقدر شما بدشانسین!!!!!!!!!
اینهمه وقت عضو تالارین هر روز آن میشدین مشکلی نداشتین ولی ی روز ک صندلی داغ داشتین مهمون اومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۷:۲۵, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱۷:۳۰ توسط رمز شب.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
میشه من یه خاطره دیگه هم تعریف کنم؟همین الان یادم اومد:
اوایل که عضو اینجا شده بودم با یکی از دوستان که خودش مستند ظهور رو بهم داده بود و با آقای رائفی پور آشنام کرده بود,اومده بودیم تالار که فضاش رو نشونش بدم...یه دید کلی انداخت و گفت "خوبه جو مذهبی داره و..."بعد یهو چشمش افتاد به اسامی افراد آن لاین گفت:"واااااااااااااااااااااااا این رمز شب کیه؟من فکر کنم از این برادرای بسیجی خشک باشه که میخواد همه رو بزنه!!!!!!!!!!!!!چه اسمایی مردم میزارن؟؟!!!!" من دو دقیقه هنگ بودم ![]() بعد به حالت کاملا شک زده گفتم:دقت کن رمز شب منم و منم یه دخترم!!!!!!به صورت کاملا عادی و خونسردانه گفت:"خجالت بکش این همه اسم,اینم شد نام کاربری که واسه خودت گذاشتی؟یه ذره لطافت دخترونه داشته باش!!!" من :| نام کاربری O_o رمز شب =O لطافت دخترونه -_- . . . ولی خب من هنوز که هنوز نام کاربریمو دوست دارم و خیلیم خوب و لطیفه!!
|
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
من از اینجا خاطره خیلی زیاد دارم که خیلی هاشون مربوط به تعاملی بوده که با کاربرها داشتم...
یکیشون که خیلی برام جالب بود اینه که من به اسم اصلیم اینجا ثبت نام کردم و اوایل نظارتم تا پارسال هم با همون اسم خودم بود. (mehrnaz) تازه نام کاربریم رو تغییر داده بودم که یکی از کاربران قدیمی که اتفاقاً بسیار هم به خاطر پست ارسالهای سیاسی باهاشون بحث و مجادله داشتم،برام پیام خصوصی فرستاد که "خانم شما که جدید اومدید،از خانم مهرناز ناظر قبلی،خبر دارید؟ اگر خبر دارید ازشون بهش بگید من دعاشون می کنم،هرچند خیلی بهم گیر می داد ولی چون از ناظرای اینجا بود، دعاشون می کنم و چیزی از تذکرهاشون رو به دل نگرفتم." خیلی لذتبخش بود خوندن این پیام برام! یه انگیزه ی زیادی بهم داد ... و وقتی بهشون گفتم که من همون ناظر قبلی هستم،تا به امروز،ایشون دیگه هیچ ارسال سیاسی ای نداشتند و هیچ موضوع خلاف قوانینی هم توی تالار پست نکردند! من هم دعاشون می کنم!
|
|||
|
|
۱۹:۱۴, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۲۰:۴۵ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یک چند تای دیگه هم الان خاطره یادم اومد یعنی فکرش رو میکنم خاطرات سرریز میشه
راستی کسی از این اسیمو خبری نداره واقعا نگرانش شدم میگم شاید به خاطر بحران اقتصادی غرب حقوقش رو قطع کردن و دیگه نمیاد ![]() یعنی این اسیمو یکی از انگیزه های من توی این تالار بود نمیشد یک پستی بزنه و من سر و کلم برای گیردادن بهش پیدا نشه فرقی هم نمیکرد چه اسمی رو بزاره همیشه مشخص بود خودش هست سر همین شناخت نام های کاربری اسیمو با حامد(vahabb 110) اشنا شدم و رفت توی لیست دوستان![]() یکی از خاطرات اشنایی با یکی از دوستان این بود که اولین بار توی پیام خصوصی خودش رو ایرانی مقیم خارج معرفی کرد و کلی داستان داشت برای خودش . ولی بعدا خودش گفت خالی بسته و با هم تا امروز دوست هستیم البته فعالیتش امروز خیلی محدود هست (متاسفانه) ولی جزء 110 های تالار هستش ![]() ![]() ![]() راستی دوستان به خودتون اصلا زحمت ندید و خاطراتتون رو نگید تا یک وقت ترور نشید من رو باش توقع داشتم این تاپیک حداقل بیست صفحه بشه
|
|||
|
|
۲۳:۲۷, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۲۳:۴۰ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
با سلام .
توی اسایشگاه خوابیده بودم که زنگ زدن دو نفر اومدن میخوان ببیننت ... تعجب کردم آخه چه کسی توی مشهد منو میشناسه که به ملاقات من اومده ؟ از هم خدمتی ها هم که میپرسیدم که نفهمیدن اینا کی هستن ؟ میگفتن نه! از درب رفتم بیرون دیدم دو نفر دارن به من نگاه میکنن یکیشون به اون یکی میگه : چقدر قدش بلنده ! سلام علیک کردم و گفتم ببخشید شما ؟ - من محب الزهرا هستم و ایشون هم منتقم الزهرا کلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم دوستان تالار توی دوران خدمتم به ملاقاتم اومدن ! پست من درب شرقی بود یک ساعتی هم با همدیگه بیرون پست دادیم و حرف زدیم و جناب منتقم الزهرای دیروزی و این منتظر امروزی یخ کرد و دیدارمون کوتاه شد ...یکی از بهترین خاطرات من از تالار این ملاقات بود . |
|||
|
|
۳:۰۱, ۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۲ ۳:۱۶ توسط Bahar.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
خوش بحال شما پسرها که با هم قرار میذارید،مکان زیارتی یا... یا آدرس و مکان همیدیگرو پیدا میکنید و به دیدن هم میروید،به شهر همدیگه میروید.به خانه های هم می روید. خوشبحالتون. اصلأ زودتر و بیشتر بهم دیگه اعتماد میکنید.
تو این چند روز که ارسالهای شما رو میخواندم،خییییلی حسرت خوردم. میگفتم ای کاش پسر بودم واقعأ .(مخصوصأ واسه پیدا کردن دوست های پاک و خوبی مثله بچه های اینجا) ولی گذشته از اینها،واقعأ یه آرزو دارم اینکه: ان شاء الله،همه بچه های اینجا، روز قیامت، همدیگرو در بهشت ملاقات کنیم. بگید الهی آمین... |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
اقا یه بنده خدایی بود توی تالار به چند تا از خواهر ها نامه داده بود و ... خیلی هم ادعای مدهبیش میشد . یه چیزای عجیبی هم توی تالار میگفت . بعد تا معترضش میشدیم
نامه های طولانی مینوشت و میگفت دل شیعه اقا رو رنجوندید و فلان میشید و ... یعنی به عمرم ندیده بودم کسی روی اعصابم اینطور پشتک بزنه . دست اخرم گفت میرم حرم (قم) همتون رو نفرین میکنم . فرداش اومد گفت دیشب با چشم گریه رفتم من و علی۱۱۰ و یکی دیگه رو نفرین کردن . منم از قضا دندون درد داشتم . ولی علی۱۱۰ هیچیش نبود هر چی هم حرف میزدیم که بابا پست بردار خوب نکن این کارا رو . به خرجش نمیرفت. هی میرفت من بنده خدا رو نفرین میکرد .
|
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
آقا ما هم یه خاطره تکراری یادمون اومد بزار بگیم
![]() یک آقایی تو یکی از تاپیکها مدام توصیه میکرد به ازدواج و همش میگفت ازدواج خیلی آسونه خودتونید که سخت میگیرید و از اینجور صحبتها : ))) خلاصه ما هم با این آقا کمی کنتاکت پیدا کردیم و هرچی بحث میکردیم که آقا اینجور که میفرمایید نیست و مشکلات هست و کمی واقع بین باشیم قبول نمیکردند و میگفت که من بعنوان کسی که چهارتا پیراهن بیشتر از شما پاره کردم دارم اینو میگم ( یعنی وقتی این حرفو زد گفتم بالای چهل سالش نباشه پایین تر نیست ) و حتی از استاد اخلاقشون یک نسخه اخلاقی واسه ما آوردند و هرجوری بود ما رو آچمز کردند :||||چند وقت گذشت و من هم تصمیم گرفتم تو این زمینه از ایشون کمی راهنمایی بگیرم که دیدم بــــَــــعـــــــله تو یکی از تاپیکها خودشو لو داده که هنوز مجرد تشریف دارن ![]() خلاصه اینکه سوژه ترول ما هم ردیف شد و ایشون بعنوان یک شخصیت برجسته همواره حضوری فعال در داخل ترولها داشتند ![]() پ.ن : یه وقت شاید حدس بزنید ایشون آقای تلمیخا هستن !! باید بگم که شک نکنید ایشون هستن !!! ![]() |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۴/آبان/۹۲ ۱۵:۴۹)™SAViOR نوشته است: از بس اینو اینور اونور گفتی انگشت نما کردیش بسه دیگه ![]() من از طرف ایشون به دلیل جوگیر شدن عذرخواهی میکنم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سبک موسیقی مورد علاقه تان (ویژه تولد تالار) | Amir | 104 | 47,659 |
۱۴/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: مسافرتنها |
|
| مسابقه تاپیک خوانی (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 17 | 8,700 |
۲۳/دی/۹۲ ۱۸:۱۳ آخرین ارسال: سخنگو |
|
| بهترین امضاها و آواتارها (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 29 | 14,990 |
۱۷/آبان/۹۲ ۲:۲۸ آخرین ارسال: Aryha |
|
| یادگـــــــــــــاری **دعـــــــا** (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 50 | 26,249 |
۱۲/آبان/۹۲ ۲۰:۲۱ آخرین ارسال: paradise |
|
| انتخاب بهترین سرصفحه تالار (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 35 | 16,602 |
۱۱/آبان/۹۲ ۱۹:۰۷ آخرین ارسال: mohamad |
|
| تفدیر و تشکر از همسنگر ها (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 33 | 16,931 |
۱۱/آبان/۹۲ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: m.hossein |
|
| صندلی داغ ˙·٠•●حسن عزتی ●•٠·˙ (ویژه تولد تالار) | سخنگو | 56 | 33,805 |
۸/آبان/۹۲ ۱۱:۲۴ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|





![[تصویر: 02.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7976785692/02.jpg)










