|
سوالاتی ویژه خانواده
|
|
۱۵:۱۴, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام خدمت شمادر واقع تصمیم گیری و برنامه ریزی به عهده خود مرد باشه و نه خانواده مردچون تصویری که در ذهن زن شکل میگیره یه مردیه که اقتدار نداره،خانوما با این تصویر خیلی مشکل دارندبرای مثال
- علی بریم سفر -بذار ببینم مامانم چی میگه یا میگه - به خاله ام زنگ بزن،مامانم خیلی سفارش کرد اگرم مرد دید نظر خانواده اش برای مشورت مناسبه مشورت بکنه اما در نهایت باز خودش و همسرش تصمیم بگیرن من یه مورد دیدم که سر همین مسئله از هم جدا شدن خونه عروس و داماد بالای مادر شوهر بود اقا هر وقت از سر کار میومد اول به مادرش سر میزد،چای میوه اش رو میخورد بعد میرفت خونه تازه عروسش،چرا؟ چون مادرش ازش میخواس یا اگه مسافرت میخواستن برن حتما خانواده شوهرش براش نظر میدادن و سرانجام جدا شدن. حالا نمیدونم منظور رو رسوندم یا خیر |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۳۹, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من به تمام آقایون وخانومادارم عرض میکنم واعتقادهم دارم به حرفام.... بذارید یه چیزی رو بگم.... تقصیربرادربزرگوارمون نیست.....ایشون نوشته های شوپنهاورونقل کردن....که وقتی خوندم قبولش ندارم... ولی من به عنوان یه خانوم عاشق همسرم هستم.....هرکاری ازم بخواد براش انجام میدم وبه این فکرهم نیستم که حقوق خودم داره پایمال میشه.... تنهاچیزیکه برام ارزش داره وعزیزه احساس آرامش وآسایش ایشونه.... وبه این خاطرحاضرم تموم خوشی های خودمو فدای آسایش ایشون کنم.... ببینید کاری به مطالب گفته شده دراین تایپیک ندارم..... مامعنی اصلی ازدواج رونفهمیدیم.....وتاوقتی متوجه نشیم همین جوری میزنیم به جاده خاکی.... خداگفته من شمادوتاروآفریدم تادرکنارهم آسایش پیدا کنید....آرامش پیداکنید...انس ومودت بینتون ایجاد بشه.... ومن اینودرکنارهمسرخودم حس میکنم....وبه کلام خداایمان آوردم.... خانوم موزه نامه ای ازحضرت امام گذاشتن....که کاربسیارزیبایی بود... ببینید دوستان.... من یه دختری بودم که ازجنس زن متنفربودم....ومیگفتم خدازن روآفرید تاوسیله ی رفع نیازهای مرد باشه.... خدامیدونه میشستم گریه میکردم.... میگفتم خدایامن نمیخوام زن باشم.....چرازن رواینطورخلق کردی؟؟؟ نینای عزیزمیدونه که چقدرباهاش درددل کردم توپیامای خصوصی وبهش ازمشکلاتم گفتم وایشونم کمکم کرد... خدابه من یه لطفی کرد وکسی رودرمسیرزندگیم قراردادکه فکرنمیکردم همچین کسی نصیب من بشه.... فقط بگم که من دیدم به جنسیت خودم عوض شد وخدامسببش بود وهمسرم.... معنی ازدواج روخوب نفهمیدیم....هرکس غرق پول شد....گول رفاهیات روخورد اشتباه کرد.... هرکی ملاکش ماشینوخونه واین چیزابود باخت!!! ودرنهایت من به عنوان یه خانوم واقعادوس دارم همسرم زندگیمو مدیریت کنه البته باهمفکری هم ونه تنهاناراحت نمیشم بلکه به کارهاش وخودش ایمان دارم واگه اشتباهی پیش بیاد کمکش میکنم.... مدیریت باید همراه بامحبت واحترام متقابل باشه....همه عاشق همچین مدیری هستن....مطمئن باشید...واقعا آرزومیکنم که کسی درمسیرزندگیتون قراربگیره که عاشقش بشید وباهم بسوی خدایی شدن حرکت کنید.... این یعنی ازدواج.... یاعلی... |
|||
|
|
۲۱:۴۱, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
ممنونم از خانومایی که تجربیاتشون رو در اختیار ما میذارن ولی بعضی مواقع یکم زیاده روی میشه دیگه ادم از ازدواج میترسه
![]() البته برای من از ترس هم گذشته...... نقل قول:.ومیگفتم خدازن روآفرید تاوسیله ی رفع نیازهای مرد باشه....دقیقا منم همین حس رو دارم این پستتون رو که خوندم یکم امیدوارتر شدم ..... ![]() در ضمن اگه میشه دیگه لاقل اینجا کل کل راه نندازید تا ما بتونیم یه چیزی یاد بگیریم اگه بحثای مفید تاپیک ادامه دار بشه بهتره راستی نینا جان پس بقیه سخنرانیای استاد حبشی چی شد؟؟!! |
|||
|
|
۲:۵۸, ۱۵/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۳:۰۶ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
نقل قول:خدابه من یه لطفی کرد وکسی رودرمسیرزندگیم قراردادکه فکرنمیکردم همچین کسی نصیب من بشه....خدایا یکی از همینا در مسیر زندگی همه ما عذب ها قرار بده لطفا صلوات بفرستین ![]() --------------- نقل قول:برای منم همینطور نینا جان درمورد اینهایی که میترسن هم راهکار بدین خواهشا (من همش دارم به اون تئوری زنگوله که گفتین فکر میکنم ){البته اینو هم بگم مساله ترس رو با توکل میشه از بین برد }
|
|||
|
|
۴:۴۴, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
|
۸:۰۹, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
سلام بر دوستان گرامی
![]() تئوری زنگوله؟ من گفتم؟ ![]() راستش این حرفای ابتدای تاپیک که زدم مال اقای روانشناسه،وگرنه ما که واسه مردم تا حالا راه کار ندادیم ![]() در مورد ترس از ازدواج چیزی ببینم براتون میارم اما این نظر شخصیمه و ممکنه غلط باشه اما میگم: البته این حرفا در عمل یه چیز دیگه استا،اما گفتنش خیلی راحته اگه ادم ایدئولوژی اسلامی داشته باشه با هر مردی میتونه زندگی کنه،اگه خدا رو به عنوان رب،یعنی همون پرورش دهنده قبول داشته باشه میدونه که هر چی سر راه زندگیش قرار بگیره اون رو به کمال نزدیک میکنه،منتها همیشه از خدا میخوایم به ما خوباشو بده و متذکر میشیم ما بی جنبه ایم لطفا به ما رحم کن. اما تصور کنید کسی امتحانش مشکل تر بود و همسر خوبی نصیبش نشد،یعنی بدبخت شد رفت؟دیگه از فرعون که وحشی تر نداریم،خدا نصیب نکنه چون سخته،اما هیچ انسانی در زندگی شما نمیتونه مانع از پیشرفت و کمال شما بشه،شاید نذاره ادم ادامه تحصیل بده،اما مطمئن باشید اگه قراره چیزی به درد بخوری یاد بگیرید،خدا از راه های دیگه این رزق رو به شما میرسونه و مال شماست. البته قبل ازدواج باید خیلی تحقیق کرد،اما دیگه ازدواج کردی نباید خیلی جستجو کنی،اون موقع باید زندگی کرد. میگن بعد از هر نماز دعا براورده میشه،هم خودتون دعا کنید که خدا همسری لایق و شایسته شما بده هم پدر و مادرتون مطمئن باشید براورده میشه چون دستگاه الهی،دستگاه اجابت دعاس. اینو قبلا هم گفته بودم قال استاد: خیر و شر بستگی به اعمال ما داره،اگر کسی به ما بدی کرد،برای خودش شر درست کرده،اما اگه ما در برابر عمل اون رفتاری نشون دادیم که به خدا نزدیک شدیم برای ما خیر بوده،اگه دور شیم شر بوده،در واقع هیچ کسی نمیتونه به ما شر برسونه. هر چی برای مومن پیش بیاد خیره چون به خدا ایمان داره که خدا بد اون رو نمیخواد،خدایی که از سر رحمتش،به کافر هم رزق میده. مثلا جنگ ایران و عراق،واسه عراق شر بود،درسته ما خیلی شهید دادیم اما برای ما خیر بودیم،اگه مردم نمیرفتن جنگ و جهاد نمیکرد و از فرمان رهبر تبعیت نمیکردن شر بود. امیدوارم مفهموم رو رسونده باشم کلا خیر و شر همه چه،دست خدا و عکس العمل و نیت شماس. چقدر حرف زدم |
|||
|
|
۹:۰۰, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
من خودم قبل از ازدواج، تو جمع فامیلی میگفتم که اگه من شوهر کنم، انتقام همه ظلمهایی که به نسل زن شده رو از شوهرم میگیرم...
شاید واقعاً این شوهر هراسی توی دل همه ماها وجود داشته ها!!! شاید هم تقصیر مامان و بابامونه، شاید هم تقصیر صدا و سیما و شاید هم تقصیر دوست نابابمونه... فقط میتونم اینو بهتون بگم... همه اینها رو که خوندین، در واقع به خاطر این مطرح میشه که معضلات مطرح بشه و راهکارهای اسلامی و عقلانی براش مطرح بشه... وگرنه قبل از ازدواج چشماتونو باز کنین که بعد از ازدواج با خیال راحت ببندینش... زندگی های معمولی و موفق خیلی از این مشکلات رو نداره... بعدشم... ازدواج واقعاً سخته. اما به جون یه دونه بچه ام از مجردی خیلی خیلی خیلی خیلی بهتره... اصلاً یادم میاد مجردی چقدر اعصاب خردی داشتم و فکر و ذکرم چقدر مشغول چیزهای بیخود بود ها، خیلی خوشحال میشم که ازدواج کردم... کلاً شوهر موجود خوب و نازنینیه... یه داستان هم براتون بگم: یه روز یه زنی کتک خورده و کبود میره پیش روانشناس. میگه آقای دکتر، شوهرم اینقدر اعصابش خرده که راه به راه منو میزنه... مشکلات کاریش اینقدر زیاده که سر من خالی میکنه... از راه میرسه، شروع میکنه منو کتک زدن... دکتر بهش آلوی بخصوصی میده و میگه به محض این که دیدی شوهرت عصبانیه، بذار توی دهنت و مک بزن... یه ماه بعد زن خوشحال و ترگل و ورگل میره پیش دکتر و ازش تشکر میکند. میگه آقای دکتر این آلوئه چی بود؟ بوی آرامبخش داشت؟ من اگه آلو میخوردم، خوشگل میشدم و شوهرم کاریم نداشت؟ دکتر میگه: نه خیر... فقط وقتی آلو میخوردی نمیتونستی حرف بزنی...D: خلاصه این که دوستای خوبم... نصف دعواهای زن و شوهرا که الکی و بیخوده، مال اینه که ما خانوما خیلی موفق نیستیم در نگه داشتن زبان... نینا جان! منم منتظر بقیه مطالبم...:* |
|||
|
|
۹:۲۱, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
نقل قول:تشکر بابت تاپیک فوق العاده ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نقل قول: نقل قول: نقل قول:من خط به خط این تاپیک های ازدواج و دنیای زنان رو حفظم اینم آدرس زنگولهhttp://forum.bidari-andishe.ir/thread-30...#pid237778 |
|||
|
|
۱۶:۴۳, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۰)آیلار نوشته است:ماشاء الله(همون ماشالا) چه دختر درس خونی،افرین من خودم یادم نبود چی گفتم ![]() ببینید دانشجو باید مثل ایلار جان باشه ![]()
|
|||
|
|
۱۴:۰۲, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
حالا من میخوام یه سوال بکنم...
تا حالا شده با همسرتون قهر کنین؟ این قهر و آشتی ها سر چی بوده؟ چند وقت طول کشیده؟ کی اول اومده منت کشی؟ میخوام اصولاً در مورد قهر و آشتی با همسر یه صحبتی با هم داشته باشیم.. این تن بمیره آقایون متاهل هم شرکت کنن که بقیه هم بفهمن تو مغز یه مرد متاهل چی میگذره... |
|||
|
|
|
|
|
| 2 میهمان |














درمورد اینهایی که میترسن هم راهکار بدین خواهشا (من همش دارم به اون تئوری زنگوله که گفتین فکر میکنم
)
}