|
ماجَرایِ سیلی زَدَنِ عُمَر به حَضرَتِ زَهرا
|
|
۰:۵۱, ۲۵/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۳ ۱۴:۳۰ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
علامه مجلسی می نویسد: هنگامی که خواستند علی علیهالسلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامیاش صدمههای روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشهای از آن در یک نقل تاریخی اشاره میکنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است. خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آن چنین مینویسد: «... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از داخل شدن من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی او زدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشتههای بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروختهتر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللهِ هکَذا کانَ یُفْعَلَ بِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال میخواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»([font=Arial,sans-serif] [/font]بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحین الشریعه، ج1، ص267) طبری در «دلائل الامامه» میگوید: عمر در ضمن نامهای برای معاویه پس از نقل قضیه سقیفه بنی ساعده و بیعت گرفتن برای ابوبکر، چگونگی برخورد با فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را چنین بیان میکند: «... به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ که پشت در بود گفتم: اگر علی ـ علیه السّلام ـ از خانه برای بیعت بیرون نیاید، هیزم فراوانی به اینجا بیاورم و آتشی برافروزم و خانه و اهلش را در آن بسوزانم یا علی ـ علیه السّلام ـ را برای بیعت به سوی مسجد میکشانم، آنگاه به خالد بن ولید گفتم: تو و مردان دیگر هیزم بیاورید، و به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ گفتم خانه را به آتش میکشم. همان دم دستش را از در بیرون آورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد، من او را دور نموده و با شدّت در را فشار دادم و با تازیانه بر دستهای او زدم تا در را رها کند، از شدّت درد تازیانه ناله کرد و گریست، نالة او بقدری جانکاه و جگر سوز بود که نزدیک بود، دلم نرم شود و از آنجا منصرف گردم، ولی به یاد کینههای علی ـ علیه السّلام ـ و حرص او بر کشتن قریشیان افتادم. با پای خودم لگد بر در زدم ولی او هم چنان در را محکم نگه داشته بود که باز نشود. وقتی که لگد بر در زدم، صدای نالة فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را شنیدم و این ناله طوری بود که گمان کردم مدینه را زیر و رو کرد. در آن حال فاطمه ـ سلام الله علیها ـ میگفت: «یا ابتاه! یارسول الله! هکذا یُفعل بحبیبتک وا بنتک، آه! یا فضَّةُ الیکِ فخذینی فقدوا... قُتِلَ ما فی احشائی من حملٍ» ای پدر جان! ای رسول خدا! بنگر که این گونه با حبیبه و دختر تو رفتار میشود، آه! ای فضّه بیا و مرا در یاب، که سوگند به خدا، فرزندم که در رحم من بود، کشته شد. در عین حال در را فشار دادم، در باز شد. وقتی وارد خانه شدم؛ فاطمه ـ سلام الله علیها ـ با همان حال روبروی من ایستاد، ولی شدت خشم من، مرا به گونهای کرده بود که گوئی پردهای در برابر چشمم افتاده است، چنان سیلی روی روپوش، به صورت او زدم که به زمین افتاد...»([font=Arial,sans-serif] [/font]طبری، دلائل الامامه، ج 2؛
شیخ عباس قمی, بیت الأحزان،ص 96 و 97) خصیبی در «الهدایه الکبری» و بحرانی در «العوالم» و همچنین بسیاری دیگر با ذکر سند به نقل از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نوشتهاند: عمر با لگد بر در خانه کوبید، تا این که در به پهلوی فاطمه ـ سلام الله علیها ـ اصابت کرد، در حالی که، او به جنینی شش ماهه به نام محسن حامله بود و آن جنین سِقط گردید. آن گاه عمر، قنفذ و خالد بن ولید هجوم آوردند، عمر بر صورت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ سیلی زد به طوری که گوشوارهاش در زیر مقنعه قطع گردید و صدایش به ناله برخواست و گفت: وا! ابتاه، وا رسول الله!! ابنتکِ فاطمة تکذّب و تضرب و یقتل جنین فی بطنها. «و ای پدر! وای رسول الله!! به دخترت نسبت دروغ میدهند، او را میزنند و فرزندش را میکشند.» امیرالمؤمنین در این هنگام فضّه را طلبید و گفت: بانویت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را کمک کن آن گونه که زنان حامله را در زایمان کمک می کنند. پس همانا از اثر لگد و ضرب در، درد زایمان او را فرا گرفت و محسنش سقط گردید. ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۴۵, ۱۵/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۳ ۱۳:۰۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۳ ۱۰:۵۳)حضرت عشق نوشته است: سلام علیکم داداش!سلام بر شما ببين برادر بزرگوار اگر بخواهيم شبهه بر هر مطلبي كه ميشنويم وارد كنيم كه درست نيست .بهتر كه براي رفع شبهه تلاش كنيم . اما درباره اين فرمايش تون بايد عرض كنم كه من قصد مقايسه ندارم ولي بنا به فرمايش تون عرض مي كنم اگر مولي علي عليه السلام موظف به صبر كردن بود در برابر اون جنايات حضرت عباس عليه السلام فكر نكنم چنين وظيفه اي در اون لحظه داشته و اجازه تفكر رو از اون حرومي ميگرفت و ....ميل خودت رد كن قبول كن و ....اما براي مطلب بعدي كه فرمودي : حالا مي خوام من شبهه ايجاد كنم بيا رد شبهه كن حالا فرمودي « به نظر شما چرا وقتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) داشتند نفرین می کردند بر سر قبر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ستون ها مسجد النبی به تحرک در آمده بود، امیر المؤمنین به وسیله سلمان اطلاع رساند تا حضرت دست از این کار بردارد؟» زبان لال : مادرببخش : زبانم لال : نعوذبالله " پس با اين حرفتون دارين عصمت حضرت زهرا سلام الله عليها زير سوال مي برين با اين فرض كه حضرت زهرا سلام الله عليها نمي دونسته كه نبايد نفرين كنه و حضرت علي عليه السلام كه جان من و عالمي به فداش مي دونسته و به سلمان فرموده برو به حضرت زهرا عصمت الله اكبر سلام الله عليها اطلاع بده ؟ اين شبهه اصلاً ميشه باشه ؟- خدا لعنتش كنه هر كي اين شبهه رو قبول كنه . بابا كار اين خاندان خيلي خيلي فراتر از عقل كل جن و انس هست با اين توضيح كه هم كار خدايي مي تونستند انجام دهند و هم كارهاي عادي و معمولي، منتهي به وقتش پس اگر مي گيم كه اون جا اگر عباس عليه السلام بود نه اينه كه حضرت عباس عليه السلام نافرماني ميكرده بلكه معتقديم اگر عمو اونجا بود مامور به صبر كردن نبوده و گردن كه چه عرض كنم بقيه اش رو از دهنم بشنو ديگه داداش ...... حالا شايد به زعم شما و اعتقاد برخي ها اين حرفها از روي احساس باشه و قبول دارم براي اينكه عباس عليه السلام خداي احساسه و ميشه درباره اش حرفهاي احساسي زد و وارد كردن شبهه نه به حضرت عباس عليه السلام كه جزء 14معصوم عليهم السلام نيست و مخصوصاً14 معصوم عليهم السلام كار بسيار ناپسند و دور از وجدان و عقل و انساني بايد باشه زيرا اين خاندان انتخاب شده خداوند تبارك و تعالي هستند. درباره اون مطلبي كه كه ديشب عرض كردم منبع اش ر پيدا كردم البته فعلاً به دستم نرسيد فكر كنم بچه ها گفتند تو كتاب كرامات العباسيه بايد باشه به محض اينكه بدست رسيد متن كامل و با ذكر منبع آن ثبت خواهم نمود . موفق باشيد يادم زوفاي اشجع الناس آيد / وز چشم ترم سوده الماس آيد / آيد به جهان اگر حسين دگري / هيهات برادري چو عباس آيد / بابي انت و امي يا اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ![]() |
|||
|
|
۱۳:۲۱, ۱۵/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۲ توسط seiied.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یه مطلبی هست که میگن: کسی که خیلی داغه خیلی هم زود سرد می شه هیچ کس منکر شجاعت ابوفاضل نیست اما مطمئن باش که امام حسن(علیه السلام) که به مظلومیت و صبر معروفه از عباس بن علی شجاع تره همچنین اباعبدالله (علیه السلام). 1.شما اول ولایت پذیری حضرت عباس(علیه السلام) رو زیر سوال بردی 2.دوم شجاعت حضرت امیر و حسنین (علیه السلام) رو زیر سوال بردی 3.سوم هم به مقدسات اهل سنت توهین کردی بازم میگم: کسی که خیلی داغه خیلی هم زود سرد میشه!!! یا علی |
|||
|
۱۳:۵۱, ۱۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۱)seiied نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سلام بر شما ظاهراً همينطوره كه مي فرمائيد . خدا كنه اينطور نباشه ، البته در اين گونه موارد لااقل . شكي نيست . عرضم چيز ديگري بود كه اگه باعث همچنين سوء تفاهمي برايتان شدم ببخشيد. از من نشنيده يا نخونده بگيريد .لطفاً 1- اگر چنين مي پنداريد برايم استغفار كنيد .لطفاً 2- بازم همينطور استغفار كن برايم اگر چنين مي پنداريد . لطفاً 3- ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوباره عرض مي كنم : خدا كنه اينطور نباشه در اين گونه موارد لااقل . (مذهبي رو عرض مي كنم ) موفق باشيد يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۱۴:۴۵, ۱۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۱)seiied نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم اینکه گفتید کسی که خیلی داغه و این مسائل این بحثیست مربوط به خود ابوتراب نه این تاپیک در ضمن حسنین علیهما سلام در سن طفولیت بسر می بردند پس نباید قیاس کرد گرچه معصوم معصوم است در هر سنی زیر سوال بردن ولایت پذیری حضرت عباس علیه السلام حق با شماست شجاعت هم باز حق با شماست در مورد مقدسات ابوتراب لطف کرد و به تبعیت از مراجع عزیز مخصوصا ولی فقیه اسم اون خبیث رو نبرد خب وقتی اسم نبرد دیگه مشکلی پیش نمیاد بله آن خبیث حرامزاده ای بوده که دومیش وجود نداشته و نخواهد داشت |
|||
|
|
۱۷:۳۸, ۱۵/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۳ ۱۷:۴۰ توسط seiied.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان تاپیک که «سیلی زدن عمر به حضرت زهرا» ست! کاملا مشخصه که صفاتی که شما (خبیث) و جناب ابوتراب (حرامزاده) می دهید مربوط به چه شخصیتی میشه! صرف نبردن نام کافی نیست، هرکجا که احساس شود کوچکترین توهینی به مقدسات در میان است باید خودداری کرد در غیر این صورت گناه است و مخالفت با مراجع! اگر یک شخص اهل تسنن وارد این تاپیک بشه و مطالب رو بخونه کاملا متوجه میشه که این صفات مربوط به چه شخصیتی است. در پناه حق و امیر |
|||
|
|
۱۹:۳۰, ۱۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۳ ۱۷:۳۸)seiied نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم شما خیلی علاقه مندید که این قضیه باز و مکشوف بشه؟ و در نهایت عقب نشینی؟ |
|||
|
|
۱۵:۱۰, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۵/فروردین/۹۳ ۱۲:۴۵)aboutorab نوشته است: اگر مولي علي عليه السلام موظف به صبر كردن بود در برابر اون جنايات حضرت عباس عليه السلام فكر نكنم چنين وظيفه اي در اون لحظه داشته و اجازه تفكر رو از اون حرومي ميگرفت و ... سلام علیکم! نه برادر! اگر وظیفه امیر المؤمنین (علیه السلام) صبر کردن بود دیگر افراد هم همین وظیفه را دارند! اینکه شما می فرمایی که مشکل ساز می شود! چرا؟ چون امیر المؤمنین جایی به حضرت زهرا می فرماید: که اگر صبر نکنم دیگر نام رسول الله را بر بالای مأذنه ها نخواهی شنید! یعنی دیگر اسلامی باقی نخواهد ماند!(مضمون حدیث). پس به قطع یقین عمو عباس هم اطاعت امر بابایش امیر المؤمنین را می نمود! در این هیچ شکی نیست! اصل داستان! حضرت علی(علیه السلام) را وارد مسجد کرده بودند، در این هنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها)به هوش میآید، این نقل را باز «ابن قتیبه» دارد که وقتی حضرت فاطمه علیهاالسلام دید، شمشیر را بر سر امیرالمومنان (علیه السلام) گرفتند و او را تهدید میکنند که اگر بیعت نکند، آن حضرت را گردن خواهند زد، فرمود: «دست از پسر عمویم بردارید که به خدا سوگند که اگر او را رها نکنید، به سوی قبر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میروم و در حق شما نفرین خواهم کرد»، معطل هم نشد و به سوی قبر مطهر پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفت، امیرالمومنین(علیه السلام) که چنین صحنهای را دید، به سلمان فرمود: «سلمان برو، جلوی ایشان را بگیر که اگر نفرین کند، خدا عذابی خواهد فرستاد که دیگر کسی روی زمین باقی نخواهد ماند!». سلمان آمد تا مانع حضرت(سلام الله علیها) شود، عرض کرد: شما پدرتان رحمة للعالمین بود، نفرین نکنید، فرمود: «ای سلمان! بگذار دادم را از این بیدادگران بگیرم»، سلمان عرض کرد: این گفته من نیست، این فرموده امیرالمومنین است. لذا تا حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شنید امیرالمومنین دستور داده است، فرمود: «چون او فرمان داده است، من اطاعت میکنم و شکیبایی میورزم و از خدا فقط میخواهم که بین ما و آنها داوری کند». نه می تونسته این دلیل باشه که: حضرت مادر می دونستند که نباید نفرین کنند ولی می خواستند اندازه قدرت معنوی و روحی که دارند و اینکه خداوند حرف این ها را رد نمی کنند را به اون حرامزاده ها نشان دهند. اینکه می گیم حضرت عباس ،خدای احساس و چیزهای دیگه حرف خودمان است! و حالا بر این فرض هیچ دلیل نمی شود که عقل را کنار بگذاریم و سراغ احساس برویم! اگر ابالفضل العیاس را بخواهیم بشناسیم باید به رفتارش در کربلا نگاه کنیم! نه به خدای احساس بودن و چهره ی زیبا و ابروی کمانی و چشمان و ...! فرمایشی که رهبری در جمع مداحان داشتند در سال های گذشته همین مضمون را داشته! حضرت عباس نمونه بارز ادب بودند و ادب در نزد ولی الله را رعایت کردند تا به اینجا رسیدند و حضرت زهرا به ایشون خطاب کردند پسرم! یا زهرا! موفق و پیروز باشید!
|
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۱۶/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۳:۳۳ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
برادر ابو تراب فرمایش کرد:
ببين برادر بزرگوار اگر بخواهيم شبهه بر هر مطلبي كه ميشنويم وارد كنيم كه درست نيست .بهتر كه براي رفع شبهه تلاش كنيم . و همچنین برادر سید: 1.شما اول ولایت پذیری حضرت عباس(علیه السلام) رو زیر سوال بردی 2.دوم شجاعت حضرت امیر و حسنین (علیه السلام) رو زیر سوال بردی 3.سوم هم به مقدسات اهل سنت توهین کردی بازم میگم: کسی که خیلی داغه خیلی هم زود سرد میشه!!! حالا این مطالب به هرکی گفته شد کار ندارم ولی می خوام بگم که لطفاً خیلی زود در مورد همدیگه قضاوت نکنیم و برچسب به دیگران نچسبونیم، هدف اینجا صرف مباحثه کردن و فهم مطلب هست و لا غیر! فهمی که خودمان از حرف دیگری داریم را فوری به او نسبت ندهیم!
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









هستم ولی این دلیل نمیشه با احساسات به این مسائل نگاه کنیم!![[تصویر: 533.jpg]](http://www.alkafeel.net/alkafeelnews/up/533.jpg)
