|
(( چ )) ، آخرین حرف حاتمی کیا
|
|
۱۵:۰۱, ۱۶/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۲:۱۸ توسط هادی....)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستای خوبم
جای خالیه یک یادداشت درباره ی فیلم ( چ ) در تالار احساس می شد... ![]() بسم الله الرحمن الرحیم
فیلم (چ) به معنای واقعی کلمه ( سینما ) است. همه چیز داشت : یک داستان پر مایه به همراه شاخ و برگ و اصطلاحاً خُرده داستان های مناسب . موضوع و مضمون با فرمی جذاب . قهرمان و ضد قهرمان ، با وجود اینها ، می توان گفت با یک فیلم ساختارمند مواجه هستیم... از ویژگی های دیگر فیلم می توان به میزانسن های عالی و درخدمت درام ، ممانعت از افت ریتم ، موسیقی که همیشه در بهترین زمان اجرا می شد و صد البته بازی بی نقص بازیگران این مجموعه ، اشاره کرد... اما من با جلوه های ویژه و کامپیوتری فیلم مشکل داشتم و با توجه به دو سال زمانی که حاتمی کیا داشت ، می توانست سکانس بهتری از صحنه ی سقوط هلیکوپتر به نمایش بذاره ( به نظر اگر اون سکانس حذف هم می شد هیچ لطمه ای به فیلم نمی خورد !!!) فیلم چ روایت گر دو روز از زندگی دکتر چمران است و به عمق شخصیت او نفوذ نمی کنه ، شخصیت او همین جور گنگ می مونه و اساساً هیچ کس واقعاً او رو درک نمی کنه ! نه رفیق سابقش و دشمن امروزش دکتر عنایتی ![]() و نه همسنگرش ، اصغر وصالی او را درک می کند و او را چمران بازرگان می داند تا چمران خمینی ! ![]() به شخصیت عارف و کهنه چریکِ چمران پرداخته نشده و در بیشتر فیلم، چمرانی منفعل رو شاهد هستیم! مثل جایی که عنایتی از چمران می پرسه که چرا زن آمریکایی گرفتی ؟ و به این سوال پاسخ داده نمی شه ... شخصیت چمران حاتمی کیا ، نه جنگ زده است و نه جنگ طلب و بیشتر در پی صلح و خونریزی کمتر است. به نظر من این فیلم بیشتر درباره اصغر وصالی بود تا چمران . اصغر وصالی نمونه یک جوان مذهبی و انقلابی که در روزهای تنگ به کمک رهبرشان می شتابند و بدون هیچ دلبستگی در این دنیا در برابر دشمن قد علم می کنند. برداشتی که من از حرف حاتمی کیا داشتم این بود که : چمران ها باید باشند تا اصغر وصالی ها رو مدیریت کنند تا هدف رو بهتر بشناسند ... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۷, ۱۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۳ ۲۱:۴۶ توسط هادی....)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
می خواستم پست بذارم اما می چسبید به پست قبلی ، از آقای 110 خواهش کردم که اسپم بذاره
![]() راستش دیروز تا حالا می خوام با حرفای آقا سید کنار بیام ، نمی شه ،گفتم بیام بگم ، شاید جواب گرفتم ... آقا سید ![]() ![]() گفت :نقل قول:اتفاقا عدم آن صحنه (سقوط هلیکوپتر ) لطمه هم میزد. به سه دلیل: الف) این اتفاق رو خود شهید چمران خیلی تاثیر گذاشت... میتونید لینک صحبتاش در اینجا ببینید. ب) به طور محسوسی غم این اتفاق را در سکانس های بعدی میتونیم در چهره بازیگرانش ببینیم. ج) این سکانس مثال زدنی شد. با هرکی که حرف می زدم میگفت صحنه سقوط هلیکوبتر را دیدی؟؟ روی آقای چمران تاثیر گذاشت ، قبول! بفرمایید روی من چه تاثیری میذاره ؟ به فیلم و داستان چه ربطی داره ؟ مگه اگر یک سکانس خوب ببینیم و ذوق کنیم ، باید بگیم خوب بود و لازم بود !!! مگه تو معراجی ها صحنه ی جنگ و در گیری رو شبیه سرباز رایان در نیاورده ؟ حالا باید بگیم فیلم خوبیه ؟ در ثانی ، یه حادثه به این گندگی افتاده ، یه هلیکوپتر جلوی پات سقوط کرده ، سره بریده ، دست بریده ، بعدش چی ؟ قیافه ی ناراحت چمران !!! همین ؟ یعنی فیدبکی ( بازخورد ) که باید داشته باشه همین بود ؟ ناراحتی اطرافیان !!! در داستان نویسی یه اصطلاحی هست می گن کاشت و برداشت . سقوط هلیکوپتر کاشت بود ، یک کاشت خیلی بزرگ . اما متاسفانه از این سکانس برداشت نشد ... نقل قول:با تشکر فراوان از هادی عزیز. نقد خوبی بود. بفرمایید یادداشت ، سواده ما اونقدر نیست که به این بگیم نقد
|
|||
|
|
۱۶:۰۵, ۱۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۶:۲۱ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
نه دیگه همون هلیکوپتر فقط یه صحنه نبود
چندجا بهش اشاره میشه مثلا اون مادر و دختر میان و چمران رو متهم میکنند ،واقعیتی که الانم تکرار میشه،یه عده بی ادعا میان کمک،دشمن زده نابود کرده اونوقت کاسه ها سره اون ادم فداکار میشکنه داستانی که هزاربار در تاریخ تکرار شده یا باید مرگ سیروان رو میدیدم،یک زن در بین نامردی روزگار،انتخاب بین همسر و برادر و البته همون روزگار انتخابی براش نمیذاره اتفاقا این سوژه درام نقاشی هم شده،اسم نقاشی شو یافتم میذارم زنانی که شوهرانشون این ور خط،پدر و برادرشون در مقابل |
|||
|
|
۹:۳۸, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
خب هادی عزیز، چقدر خوبه که با هم اختلاف نظر داریم و بحث میکنیم و در عین حال نه تو کافر و ملحد می شوی و نه من طالبان و ...
خواهش میکنم زود هم قانع نشو. علاوه بر سخنان ارزشمند یاسین گرامی، ببین کاشت را به قول تو انجام می دهد : سقوط هلیکوپتر... سقوطی که در آن یکی از عناصر داستان شهید می شود و همسرش این داغ را تا آخر با خود دارد... علاوه بر آن امیدهای تو نیز از بین می رود. حالا چرا؟ وقتی میبینی که یه هلیکوپتر نمیتونه پاشه و با شلیک های دشمنان روبرو میشه، و از اون طرف هم شهید چمران منتظر ارسال نیروی کمکی و مهمات است.. وقتی هلیکوپتر سقوط میکند، یعنی تمام. در اصل این امیدهای توست که می سوزد... باورت میشه حتی یه لحظه شک کردم گفتم نکنه شهید چمران در همین اتفاق شهید می شود، بعد یادم اومد که نه بابا هنوز جنگ شروع نشده. یعنی میخوام بگم قشنگ مخاطب نا امید میشه. خب حالا از این نا امیدی چه برداشتی میکنه؟؟؟ خیلی. من مهمترینش را میگم: سینمایی که رفتم، 90 درصدش به بالا دوستان اونطوری بودن . با وضع های آنچنانی. ولی زمانی که سخنرانی امام خمینی به پایان می رسد، سینما یکپارچه دست می زد....باورت می شود؟ من آدم فوق العاده سفتی هستم و الکی اشکم در نمیاد، ولی زمانی که این صحنه را دیدم، چشمانم تر شد، گفتم چه کردی که اینطوری دارن دست می زنن... این سخت ترین نوع پردازش قهرمان است. قهرمانی که در فیلم نیست ولی قهرمان اصلی داستان می شود. بدون آنکه دچار شعار زدگی می شود به ما میگوید عزیز دل قهرمان اصلی این فیلم و این دوران ما ولی فقیه است. خداوکیلی برداشت قشنگتر و بهتر از این میخوای؟ اینکه فیلم نامه را آنچنان هوشمندانه پیش ببری که مخابطت با درگیری ذهنی که با عناصر داستان پیدا کرده و آنقدر فرو رفته و خودش هم گویی محاصره شده، بیان ولی فقیه اش را می شنود که آزادی سازی میکند... نه خداوکیلی برداشت خفن تر از این میخوای؟ |
|||
|
|
۱:۵۵, ۲۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۳ ۱۹:۳۳ توسط هادی....)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
پشت صحنه فیلم (چ)
موزیک این فیلم داغونم کرده ، به جای اینکه موزیک رو فیلم بشینه ، فیلم رو موزیک نشسته !!! http://host17.aparat.com//public/user_da...112637.mp4 |
|||
|
|
۱۲:۵۶, ۲۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۰۷ توسط هادی....)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بخشی از حرف های حاتمی کیا در برنامه راز : این کارگردان سینمای ایران با ذکر مثال اسکار ادامه داد: ۱۲ سال بردگی که اسکار گرفت اصلا فیلم تازهای نیست اما آمریکاییها به آن اسکار میدهند و وقتی به آن اسکار میدهند یعنی برایشان این جریان فیلمسازی و کمپانیها مهم است و نمیخواهند این جریان قطع شود و این نشان میدهد در کشور آمریکا هنوز فرق بین سیاه و سفید مسئله است و احساس میکنند باید در مورد آن حرف زده شود. دوستان غایت نگاهشان اسکار است اگر غایت نگاهتان این است که آنها اینچنین عمل میکنند در حالی که مهندسی ما با این نگاه همراه نیست اما آیا نگاه شما هم اینگونه است و فیلمهایی که به اسکار میفرستند همین نگاه را دارند؟ حاتمی کیا با بیان اینکه به دلیل تند و تیزی بچه های عمار تا به حال به این جشنواره نرفتهاست، خطرنشان کرد: دلیل اینکه عمار احساس میکند در جشنواره فیلم فجر جایی ندارد، چیست؟ متاسفانه این موضوعات در کشور مطرح نیست؛ همچنین وقتی به اختتامیه برلین رفتم متوجه شدم که اصلا جریان ما در آن جایی ندارد. وی با اشاره به سینمای جشنوارهای افزود: این سینما یعنی بازاری که یکسری مولفهها دارد و فیلمهای خاصی را میطلبد که اگر این مولفهها در آنها رعایت شود، امکان رفتن فیلم به جشنوارههای دیگر بالا است؛ البته عدهای این نوع سینما را دوست دارند. کارگردان کشورمان با بیان اینکه عدهای از همکارانم همانند مسئولان وزارت خارجه صحبت میکنند، افزود: برخی از سینماگران میگویند که ما نیازمند رابطه با غرب و آمریکا هستیم؛ در حالی که هنوز نیاز داخل را پاسخ ندادهایم. هنوز کسی نمیتواند بگوید چرا فیلمهای ده نمکی فروشهای میلیاردی دارد و هر دفعه مسئلهای را در این خصوص مطرح کردهاند؛ گاهی گفتهاند چون بازیگرانی آنچنانی داشت، گاهی گفتهاند چون این فیلمش ادامه دهنده فیلم قبلی بوده است؛ در حالی که اینگونه نیست و تا زمانی که تحلیل درستی از بیرغبتی مردم به سینما نشود، دهنمکی را فردی تکیافته میدانند و انواع حرفها را به وی وارد میسازنند. وی گفت: به خاطر یک بغض و مسئله سیاسی و حال عقبه دهنمکی چرا جلوی این فرد را میگیرید و تحلیل نمیکنید؛ معتقدم بخشی از موفقیت دهنمکی به خاطر غریب الغربا بودنش، است. متن کامل مصاحبه |
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۲۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
فیلم چ را هنوز ندیدم ان شاءالله امشب میرم ببینم ولی دیشب وقتی حاتمی کیا صحبت میکرد دوست داشتم ساعتها صحبت کند و من سرتا پا گوش ،صحبت های بسیار عمیقی و حرف دل زد میگن سخنی که از دل بر اید لاجرم بر دل نشیند همین است سخنانش را بصورت جز جز بخوانید دقیقا مسئله سینما و معضلات را بخوبی بیان کرد یا علی. |
|||
|
|
۹:۳۵, ۲۳/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۳ ۱۰:۰۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
صحبتای بسیار مهم و جالبی بود. نکات ارزشمندی که کمتر در سینمای ما گفته میشه. یه خبر خوب هم داد که داره کار میکنه روی عملیات بیت المقدس. آزاد سازی خرمشهر. فقط ای کاش بیشتر روی این مسائل فرهنگی کار شود. ای کاش یه روز جشنواره فجر ما، جشنواره فجر انقلاب اسلامی بشه
پ ن1: راستی این برنامه راز را داشتم با یکی از متاسفانه آشناهام می دیدم، وقتی صحبتاش تموم شد گفت: ........... (متاسفانه ناسزایی گفت) ریششو ببین چی جوری زده. خجالت نمیکشه. ![]() ![]() ![]() پ ن2:اگر خونه خودمون نبود مطمئنا یه چیزی تو سر اون یا حداقل سر خود میشکوندم ![]() |
|||
|
|
۲۳:۵۳, ۲۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۸/فروردین/۹۳ ۹:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: وقتی میبینی که یه هلیکوپتر نمیتونه پاشه و با شلیک های دشمنان روبرو میشه، و از اون طرف هم شهید چمران منتظر ارسال نیروی کمکی و مهمات است.. وقتی هلیکوپتر سقوط میکند، یعنی تمام. در اصل این امیدهای توست که می سوزد... باورت میشه حتی یه لحظه شک کردم گفتم نکنه شهید چمران در همین اتفاق شهید می شود، بعد یادم اومد که نه بابا هنوز جنگ شروع نشده. با عرض پوزش من هنوز فیلم چ رو ندیدم ![]() یه روز اومدم ارسال اقای سید ابراهیم رو خوندم و زیرش یه تشکری هم زدم اما نفهمیدم چی شد اما الان دقیقا 30 ثانیه از دیدن نرم افزار کوچ تا عرج من میگدره... اگر شما فیلم چ رو دیدید من مستقیم از زبان خود شهید چمران این واقعه رو شنیدم (متوجه شدید دیگه ) اصلا این اعتراف مستقیم خود شهید چمرانه. که ما همه اماده شدیم برای شهادت ... که ناگهان دید پاسداران شعار الله اکبر دادند پرسید چه شده؟ جواب دادند امام خمینی بیانیه ای دادن... و نکته جالب سخنان ایشون این بود که بدون ورود هیچ نیرویی همین نیرویی که وجود داشت ان قدر قدرت و جان دوباره گرفتند که همین ها شهر رو تا حدود زیادی باز گرفتن. و نیروهای دشمن با شنیدن بیانیه حضرت اقا پا به فرار گذاشتن .. خیلی برام جالب بود که این بیانیه مگر چی بوده ....که با سرچ تو اینترنت این رو پیدا کردم در 27 مرداد 58 دستور انقلابی برای ورود نظامی به کردستان را صادر کردند: «... بدولت و ارتش و ژاندارمری اخطار مي كنم، اگر با توپها و تانكها و قوای مسلح تا 24 ساعت ديگر حرکت بسوی پاوه نشود، من همه را مسئول ميدانم. من به عنوان رياست کل قوا برئيس ستاد ارتش دستور ميدهم که فورا با تجهيز کامل عازم منطقه شوند وبه تمام پادگانهای ارتش وژاندامری دستور ميدهم که بی انتظار دستور ديگر و بدون فوت وقت باتمام تجهيزات بسوی پاوه حرکت کنند و بدولت دستور ميدهم وسايل حرکت پاسداران را فورا فراهم کند . تا دستور ثانوی، من مسئول اين کشتار وحشيانه را قوای انتظامی ميدانم و در صورتيكه تخلف از اين دستور نمايند با انان عمل انقلابی ميكنم».
|
|||
|
|
۸:۳۵, ۲۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
غریب گرامی این یعنی جامعه ای که از نعمت ولی فقیه برخوردار است. الحمدالله... چقدر راستی باید خدا رو شکر کرد برای داشتن این نعمت. که دوست و دشمن بر آن اعتراف می کند.
|
|||
|
|
۹:۴۱, ۲۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
من از کرخه تا راین رو به هر فیلم دفاع مقدسی ترجیح می دم. چون من از نسل اون خواهر زاده ی خردسال توی فیلم هستم.
به هر حال با چیز هایی که گفتین من هم فکر می کنم چمران به خوبی نشان داده شده باشه. نمی خوام ازش یه قدیس بسازم اما برای خودش یه اسطوره بود. آقای حاتمی کیا در این فیلم دقیقا مانند ابراهیم در برابر آذر ها ایستاد. مسائلی رو زیر پرده نشان داد و واقعیتش رو هم در «راز» گفت.« اگه من از یک شهید، فقط خوبی ببینم، چطور با اون همزاد پنداری کنم؟ چطور از شخصیتش الگو برداری کنم؟» چیزی که در فرهنگ دفاع مقدس فراموش شده است! مخصوصا این روز ها! در کل این فیلم سری توی فیلم های مسخره ی امروزی بود. و هنوز می توان گفت که حاتمی کیا پیر نشده است! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 79403920236039358904.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/79403920236039358904.jpg)
![[تصویر: 544a6b14c9cca3eeff7c3f6f688ac48f.jpg]](http://www.donya-e-eqtesad.com/upload/iblock/544/544a6b14c9cca3eeff7c3f6f688ac48f.jpg)
![[تصویر: 18271_orig.jpg]](http://www.defapress.ir/IDNA_media/image/2014/02/18271_orig.jpg)









خواهش میکنم زود هم قانع نشو. 

