کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مردی که متهم است؟؟؟
۱۵:۱۷, ۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۹:۲۵ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بار ها برایم پیش آمده که از عقاید این مرد بزرگ سخن گفته ام یا حتی نامش را بر زبان آورده ام و مورد تمسخر غیر مذهبی ها و مورد مواخذه مذهبی ها(افراطی ها) قرار گرفته ام و برایم جالب این بود که هیچکدام از طرفین حتی یکبار هم به نوشته ها سخنرانی ها و عقاید این اندیشمند بزرگ نگاه و توجه نکرده بودند و همان ماجرایه همیشگی ،پیش داوری ،به همین علت تصمیم گرفته ام با معرفی این اندیشمند و عقاید و نوشته هایش ،کمی از بار این مسئولیت و وجدان درد خود بکاهم .(البته این را می دانم که من فقط می توانم بخشی از چهره ی این اندیشمند را نشان بدهم .)
((
نامی آشنا اندیشمند و روشنفکر بزرگ جناب آقای دکتر علی شریعتی))
ابتدا کلام :هیچ مذهبی ،تاریخی و ملتی ،چنین خانواده یی ندارد :خانواده یی که در آن ،پدر((علی))است ، و مادر ((فاطمه)) و پسر ((حسین)) ، و دختر ((زینب)).
[b]به هیچ خانواده یی از جانب ملتی ،این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون ، نثار نشده است !ملت ما ،برگرد در و بام خانه ی ((فاطمه))، یک فرهنگ پدید آورده است !

دکتر علی شریعتی
آثار دکتر علی شریعتی
  • کتاب ابوذر -
  • کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر -
  • کتاب زندگی علی پس از مرگش -
  • کتاب علی تنهاست -
  • کتاب آری برادر چنین بود -
  • کتاب با مخاطب های آشنا -
  • کتاب بازگشت به خوشتن -
  • کتاب انسان بیخود -
  • کتاب انسان و اسلام -
  • کتاب انتظار ، مذهب اعتراض -
  • کتاب عرفان ، برابری آزادی -
  • کتاب فلسفه تاریخ -
  • کتاب فاطمه فاطمه است -
  • کتاب گیاه شناسی -
  • کتاب هبوط در کویر -
  • کتاب ابراهیم در کشاکش یک انتخاب -
  • کتاب جهت گیری طبقاتی اسلام -
  • کتاب خود آگاهی و استحمار -
  • کتاب خداحافظ شهر شهادت -
  • کتاب خودسازی انقلابی -
  • کتاب اگر مارکس و پاپ نبودند -
  • کتاب مذهب علیه مذهب -
  • کتاب ترجمه دفتر اول نیایش از کارل مارکس -
  • کتاب نیاز های انسان امروز -
  • کتاب چه نیازی به علی هست -
  • کتاب پدر و مادر ما متهمید -
  • کتاب پیروان علی و رنجهایش -
  • کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی -
  • کتاب شهادت -
  • کتاب پیام امید به روشن فکر مسئول -
  • کتاب سرود آفرینش -
  • کتاب توحید و شرک -
  • کتاب یک جلوش ، تا بینهایت صفر ها
  • [تصویر: 367328_Vwno4Fb9.jpg]

زندگینامه دکتر علی شریعتی
در یکی از روزهای سال 1312 در خانواده محمد تقی شریعتی مرد دین و خدا، آموزگاری خردمند و انسانی پارسا و کوشا نوزادیچشم به جهان گشود.
پدرش با ارادت خاصی که به پیشوای بزرگ شیعیان و ابرمرد دنیای اسلام داشت، او را" علی" نام نهاد. علی شریعتی دوران کودکی را پشت سر گذاشت و راهی دبستان شد.
علی شریعتی شش سال بعد به دبیرستان فردوسی رفت و سپس دانشسرای مقدماتی را در مشهد به پایان برد. همه آنهائی که علی شریعتی را از نزدیک میشناختند بدین واقعیت اعتراف دارند که میان علی جوان 19 ساله با دیگر جوانان هم سن و سالش تفاوتی قابل درک وجود داشت.
علی شریعتی بر خلاف دیگر جوانان علم و آگاهیش به آموخته هایش در دوره دبیرستان و دانشسرا محدود نمی شد، وی با شوقی بسیار در محضر پدر فاضلش به کسب علم واقعی پرداخته و در آن سن وسال به آگاهی های چشمگیر دست یافته بود که تحصیلات درسی اش اعتبار چندانی در برابر آن آموخته ها نداشت.
علی شریعتی با پایان کار دانشسرا به آموزگاری پرداخت و به کلاس درس قدم گذارد و به کاری پرداخت که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجودش آنرا دنبال کرد.
علی شریعتی در سال 1334 به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکده مشهد وارد گشت ورشته ادبیات فارسی را برگزید.
سال 1335 سالی است که با آن مرحله خاصی در زندگی علی شریعتی آغاز می شود. در این سال علی همسری برمی گزیند و با یکی از همکلاسان خود بنام، پوران شریعت رضوی ازدواج می کند. علی شریعتی ازآن تاریخ با بهره مند بودن از صمیمیت فداکاری، گذشت و جنبه های انسانی همسرش، دغدغه خاطری از بابت زندگی خانوادگی نداشت تا جائی که عمده بارمسئولیت زندگی بر دوش همسر فداکارش بود.
علی شریعتی در طول مدت تحصیل در دانشکده ادبیات با علاقه ای خاص به کار تحقیق و پژوهش در زمینه های مختلف پرداخت و دست به انتشار آثاری چون، ترجمه ابوذرغفاری، ترجمه نیایش اثرالکسیس کارل و یک رشته مقاله های تحقیقی در این زمینه همت گماشت. این همه معرف خصوصیات روحی و جهت فکری ودقت و ارزش کارهای تحقیقاتی جوانی بود که هیچگاه از تفکر، خلق و آفرینش بازنایستاد.
سفر به دیارغرب:
علی شریعتی در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی چون شاگرد اول رشته شده بود، برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.((در سه سال اقامتش در این سرزمین، همراه تحصیل به سازمان آزادی بخش الجزایر پیوست و به همین اتهام در پاریس به زندان افتاد.))
او جزء معدود دانشجویانی بود که بجا و به موقع برای ادامه تحصیل و برخورداری از امکانات وسیع علمی روانه غرب شدند.
علی شریعتی که اندوخته ای به نسبت وسیع از فرهنگ ملی و اسلامی در حد یک انسان با تجربه و صاحب نظر با دنیای پرتلاطم و اقیانوس بیکران فرهنگ غرب برخورد نمود و با قدرت لازم توفیق آن یافت را تا به یاری بینش وسیع و موشکافش آنچه را که نمی دانست بیاموزد و بضاعت و شناخت علمی خود را درزمینه های مختلفی چون، جامعه شناسی، مبانی علم تاریخ ، تاریخ و فرهنگ اسلامی و بسیاری زمینه های دیگرغنی سازد و با برخورداری از محضراستادانی صاحب مکتب و متفکرانی آزاد اندیش پا ازحریم تحصیلات کلاسیک دانشگاهی بیرون نهاد و قدرت اندیشه اش را تعالی بخشید.
بازگشت به وطن
دکترعلی شریعتی پس از بازگشت به ایران مستقیماً به زندان رفت و بعد از چند ماه به خراسان زادگاه خویش رفت جایی که جمع فراوانی از دوستان و پیروان مکتب پدر ارجمند او، انتظارش را می کشیدند. دکتر علی شریعتی به دانشگاه مشهد پیوست و شوق وشوری ناگفتنی در بین دانشجویان بوجود آورد.
مکتب سازندگی حسینیه ارشاد
سال 1348 را باید سالی مهم در تاریخ زندگی دکتر علی شریعتی و در تاریخ حوادث و رویدادهای سالهای اخیر وطنمان به شمار آورد.
در این سال است که درهای حسینیه ارشاد بعنوان یک مرکز فرهنگی اسلامی، به روی همه مردم و بخصوص جوانان گشوده می شود و بعد از سالهای دراز سکوت وسکون موج دوستداران علم و جویندگان حقیقت به سوی این محفل سرازیر می گردد. در این محل است که دکتر علی شریعتی با قدرت و نیروی کم نظیری هرهفته ساعتها به گفتارمی نشیند و درمباحث مختلف سخن می گوید.
علی شریعتی با کنجکاوی ودیدی وسیع از یکسو به تجزیه و تحلیل تاریخ وطنش، تاریخ جهان اسلام، چهره های مقدس و شخصیتهای بزرگ اسلام پرداخت و از سوی دیگر با ظرافت و بینشی خاص به توجیه چگونگی حیات جامعه کنونی وطنش، ضعف های آن ، نابسامانیها، پریشانیها و بالاخره جنبه های انحطاطی آن اقدام نمود و با شجاعتی کم نظیر کوشید تا مردم و بخصوص نسل جوان را از واقعیت های دردناک سرزمین خویش آگاه کند و جامعه هویت از کف داده وطنش را با اصالت های فرهنگ خویش آشنا سازد.
دوران سکوت و زندان
دکتر علی شریعتی با تلاش خستگی ناپذیر شب ها تا صبح سرگرم خواندن و نوشتن بود و روزها بعد از مدت کمی استراحت به سخن گفتن می پرداخت.
هر چه بیشتر می نوشت و بیشتر می گفت اقبال مردم و جامعه به او بیشتر می شد و در عوض دشمنان دین و ملت را به هراس می انداخت . به همین دلیل کار استادی و آموزشی اش در دانشگاه مشهد پایان دادند و بعنوان عنصر نامطلوب از تدریس او جلوگیری به عمل آوردند.
زمانی بعد از ادامه سخنرانیهای دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد ممانعت به عمل آوردند و کمی بعد حسینیه ارشاد را تعطیل ساختند تا دیگر مردم امیدی به شنیدن سخنان دکتر شریعتی نداشته باشند.
دکتر علی شریعتی که دور از مردم بودن و در خاموشی بسر بردن برایش زجری بزرگ بود، با تمام این ناراحتی ها ساخت و خود را با نوشتن هر چه بیشتر مشغول داشت، ولی بداندیشان ودشمنان مردم را این همه بس نبود و سرانجام در مهر ماه سال 1353 بزندانش افکندند و مدت 18 ماه او را در سلولی کم نور و تنها قرار دادند.
رهائی و مرگ
دکتر علی شریعتی در 25 اردیبهشت ماه 1356 تهران را به سوی اروپا ترک گفت به این امید که به زودی با پیوستن همسر و فرزندانش ، به او دوران جدیدی از زندگیش را آغاز کند و بتواند به خلق آثاری بیشتر، قوی تر و روشنگرتر بپردازد.
سرانجام روز یکشنبه 29 خرداد ماه 1356 فرا رسید. در آن روز دوستان دکترعلی شریعتی ضمن آنکه شاهد سیمای آرام و لبخند صمیمی و همیشگی او بودند، به خوبی احساس می کردند که نوعی شادی توام با انتظار و تشویش وجود آن مرد بزرگ را در بر گرفته است.
علی آن روز در انتظار آن بود تا از همسر و سه فرزندش استقبال کند. از چند روز پیش به او خبر داده بودند که خانواده اش در آنروز به لندن وارد خواهند شد. زمان انتظار به سر رسید. هواپیما در فرودگاه لندن به زمین نشست و شریعتی کمی بعد خود را تنها در برابر دو دختر سیزده و چهارده ساله اش یافت که تنها بدون مادر و فرزند کوچک خانواده آمده بودند. همسر و فرزند کوچک دکتر شریعتی اجازه خروج از فرودگاه را نیافتند وبه عنوان گروگان در ایران نگاه داشته شدند.
علی رطوبت بازمانده از اشکهای فشانده بر گونه های فرزندان دلبندش را در هنگام بوسیدن آنها احساس کرد . و سرانجام در 29 خرداد 1356 دکتر شریعتی به طرز مرموزی دیده از جهان فرو بست و چراغ پر فروغ زندگی پربارش درزمانی که می رفت تا از آن پس در اوج پختگی و توانائی فکری و عملی سالیان دراز به خلق آثار شگرف بپردازد و به ملت و سرزمین و فرهنگ خویش صادقانه خدمت کند، خاموش گشت و یاران وفادارش را در غم ازدست دادن عزیزی چون او سوگوار ساخت.
منبع:.tebyan.net

((البته در تاریخ ها کمی تناقض هست ))
(( نکته : اکثر مطالب این تایپیک تا صفحه ی 8 ،از کتاب ، حکایت هایی از زندگی دکتر شریعتی ، به تدوین و مقدمه : ش . لامعی است ))
[تصویر: hhe252.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، fiftynine ، ztb ، سید ابراهیم ، یاوران مهدی ، ارش کمانگیر ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، Mohammad Trust ، Bahar ، Asma ، عدالت ، عبدالرحیم ، Havbb 110 ، یاســین ، SAViOR ، فرمیسک ، faateme-313 ، سجاد313 ، شهـاب ، فانوس *7* ، black ، warior ، m.hossein ، sabrina ، رضا میزانی ، السا ، termeh ، sadegh-a ، مجتبی110 ، help me ، captaincharisma ، hamoon ، سدرة المنتهی ، 313flowers ، محمد حسین ، L.H ، قلب ، Ali#59 ، صبح صادق ، fafa* ، revenger ، رمز شب ، هادی اندیشه ، حسن عزتي ، soora ، علمدار133 ، bi-ehsaas ، blue.blood ، ADAM ، hessam ، هادی... ، نجف آبادی ، 135 ، سرباز ولایت ، آفتاب پنهانی ، vahrakan ، yektasepas ، سعید714 ، phoenix313 ، amirak ، قاتل مرگ ، N2376DIR

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۰۶, ۲۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #91
آواتار
[تصویر: d6ec9ac3e5f1ff83a63019def7505bc1.jpg]

[تصویر: 8-9-1391%5CIMAGE634897173394557309.jpg]


علامه جعفری از شخصیتهای شناخته شده و نامی کشورمان است که متاسفانه غبار زمان کم کم چهره تابناک این شخصیت جامع الشرایط را به فراموشی می سپارد

که علاوه بر جنبه علمی ، جنبه اشراقی ومکاشفه ای عالی نیز داشتند که زیر چهر علمی ان پنهان شده که یکی از دلایل ان فروتنی و خشوع این کوه معرفت بشر ی بود..روحش شاد ..

شخصیتی که برای هم سن وسالیهای من در دهه هفتاد با سخنرانی ها ی جذاب با آن چهره بشاش و خنده روی که حکایت کننده ذات و ضمیر این مرد واصل الهی بود ، با ان لهجه شیرین

آذری ، وان دلسوزی و همدلی با جوانان ، شناخته شده است ...


اما دوستان شاید ندانند که رابطه ایشان با مرد بزرگ تاریخ ساز دیگر کشورما ن یعنی دکتر شریعتی ان نور الهی ، در کالبد زمان خود که تاکنون نیز فروغش ادامه دارد ..رابطه ای عمیق

عاطفی و انسانی بود ..لذا به ذکر خاطره ای از این دو مرد بزرگ که از اینترنت استخراج کرده ام می پردازم ...


آقای دکتر عبدالرحیم گواهی از نویسندگان و مترجمان آثار دینی و …درباره دیدار دکتر شریعتی با استاد محمدتقی جعفری خاطراتی دارند که از قضادر آن دیدار بحث انتقادات و ایرادات بر برخی نوشته ها و آثار شریعتی میشود که شریعتی هم در کمال فروتنی آمادگی خود را برای پذیرش و تصحیحاشتباهات اعلام می دارد : دکتر علی شریعتی را در سالهای ۱۳۴۰ به بعد زیادمی دیدم و در حسینیه ارشاد در سخنرانیهای ایشان حضور داشتم یک بار ایشانکه می دانست من شاگرد استاد محمدتقی جعفری هستم به من گفت مرا به خانهاستاد ببر .

برای روز جمعه قرار گذاشتیم یک ماشین فولکس داشتم گه در ان موقع ماشینکوچکی بود با این ماشین با دکتر به منزل استاد رفتیم . دکتر بسیار بهاستاد جعفری احترام کرد و به ایشان گفت واقعا دین را اساتید پرمایه و بیمدعایی مثل شما حفظ کرده اند .




استاد به دکتر شریعتی گفتند : بعضی افراد از برخی مطالب کتابهای شما ناراحت هستند و ایراد می گیرند دکتر گفت آقانظریه در دین عرضه کردن کار شما و تخصص شماست من یک جامعه شناس هستم و بلدهستم مردم و جوانها را به حرکت درآورم . این ماشین را من روشن می کنم و به حرکت درمی آورم اما اینکه به کدام سمت برود شما باید جهت آن را بگویید

دکتر شریعتی سپس مطلب عجیب تری گفت و افزود استاد شما همه آثار مرا وکالتا و نیابتا از سوی من بخوانید و هر کجا را که مایل باشید با مداد قرمز خطبکشید اصلا من نمی خواهم بدانم کجاها را خط می زنید من در چاپهای بعد میدهم آن مطالب را از نوشته هایم حذف کنند .

این کمال تواضع دکتر شریعتی بود و استاد بسیار به ایشان محبت کرد و گفتچشم و پذیرفت . اما این که این مطلب عملی شد یا نشد ظاهرا قضایا طور دیگرپیش آمد و دکتر شریعتی زندانی شد و کار ان طور که دکتر می خواست پیش نرفتولی شاهد بودم که ایشان در حضور من به استاد گفت از الف تا یای تماممجموعه ها را هر کجا که مایلید خط بزنید .

کتاب سیره استاد علامه محمدتقی جعفری به نقل از آقای عبدالرحیم گواهی

فکر میکنم خود دکتر در اون جملاتشون تکلیف را تاحد زیادی معلوم کرده اند.




تا اینجا نقل بود ، البته من درجایی دیگر خواندم که علامه جعفری ، حتی بااجازه ای که دکتر به ایشان دادند، به خود اجازه دستکاری یا هر نوع تصحیحدر اثار

استاد را ندادند و گفتند شاید گذر زمان نشان دهد که گفته ها و نظرات شریعتی صحیح بوده نه مال ما ...

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، ندا دهنده
۱۵:۰۰, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #92
آواتار
خدایا: "عقیده" مرا از دست "عقده‌ام" مصون بدار.
خدایا: به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
خدایا: رشد علمی و عقلی مرا از فضیلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدایا: مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن "درست " و "کامل" کسی، یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا: جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا، رایگان، ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست، نسازد.

---------------
ماندن برای چیست؟
چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند.
چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر ! (طرفداران آزادی و مدرنیسم و پسا مدرن).
دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند؟
اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟

اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل ها نباشد ماندن برای چیست؟

و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟
اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را؟
گفتگوهای تنهایی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، آیلار ، Mohammad Trust ، مجتبی110 ، captaincharisma
۱۱:۱۱, ۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #93
آواتار
ارتجاع و انحصاری کردن دین از آن معضلاتی است که در یحود رخ داده است.
اتفاقا در اسلام نیز رح داد ولی زیاد دوام نیاورد. از سخنان دکتر شریعتی می توان فهمید که در زمان ایشان، بخش اعظمی از جامعه دچار ارنجاع شده بودند که یکی از پیامد های ناگوار آن، تبعید آیت الله خمینی بود. چرا؟
چون زمانی که یک مسلمان باید در صحنه باشد و از حق خودش و ملتش دفاع کند، می رود گوشه ی خانه. نماز می خواند. دعای عهد را زمزمه می کند. چون هم راحت تر است و گاهاً ثوابش بیشتر از جهاد و دفاع است.
اوایل انقلاب تا پایان جنگ هشت ساله( که ماه عسل انقلاب بود) این ارتجاع به شدت کم رنگ شد. می تونید این حقیقت رو در گفته های شهید آوینی ببینید. اما الآن داره یواش یواش بوش بلند میشه.
مثلا الآن توی محافل فرهنگی ما صوفی گری و گوشه نشینی داره ترویج می شه که از مقدمات ارتجاع دوباره است. دکتر شریعتی به شدت با صوفی گری و سکوت(آن هم از نوع اسلامی) مخلف بود. چون:

Silentسکوتِ مسلمان = خیانت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، ندا دهنده
۱۱:۴۳, ۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #94

Huh مااکثراً تنها زمانی افراد را می شناسیم که از دستش بدهیم در زمان حیاتش زیاد کاری به او نداریم (کلاً)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، Ali#59
۱۷:۵۸, ۱۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #95
آواتار
قرن ما در جستجوی امام علی (علیه السلام)
امام علی (علیه السلام)، مظهر عبادت، خلوت و تنهایی در اوجی است که سلسله‌های عرفانی و سلسله‌های ریاضت‌کش تصوف و همچنین اقطابی که تمام زندگی‌شان را در ریاضت و عبادت خلاصه کرده‌اند، قهرمان، مظهر و سمبلشان علی (علیه السلام) است.
این، یک بعد دیگر است؛ بعدی که ضد مردی است که شمشیر می‌زند، (ضد) مردی است که در سیاست مبارزه می‌کند، (ضد) مردی است که به زیباترین امکانی که در زبان است، سخن می‌گوید و به عمیق‌ترین اندیشه‌ی حکیمانه می‌اندیشد: ریاضت، تنهایی، عبادت.
...و در کنار همه‌ی این مسائل، کسی که شب و روزش را در جنگ و جهاد و مبارزه، در کشمکش، در اندیشیدن، در نوشتن، در صحنه و در مسئولیت روزمره اجتماعی است.
یک پدر و یک همسر در حد انسانی است که گویی برای خانواده ساخته شده است. با فاطمه (سلام الله علیها) کارهای خانه ی خود را تقسیم کرده‌اند؛ نه این که «کار بیرون مال من است، کار درون مال تو است»؛ نه! در کار داخل خانه تقسیم‌بندی دقیق شده است، و در تمام مدت، در خانه، علی (علیه السلام) کار خودش را می‌کند و فاطمه (سلام الله علیها) کار خودش را
و برای یک مرد در خانه، کافی است که بگویم علی (علیه السلام)بهرحال همسر فاطمه(سلام الله علیها) است و بچه‌هایی که تربیت کرده معلوم است که چه کسانی هستند
کسانی هستند که هر کدامشان یکی از ابعاد علی (علیه السلام)هستند، در اوج مطلقش، بشکل امام، نمونه‌ی اعلی، متعال و ایده‌آل
زینب(سلام الله علیها)، حسین(علیه السلام)، حسن(علیه السلام).

حال با دانستن تمام فرائض امیرالمونین (علیه السلام) چگونه است که
امام علی (علیه السلام) در میان پیروانش هم تنها است؟
[چگونه است] که علی (علیه السلام)در اوج ستایش‌هایی که از او میشود مجهول مانده است؟
......
درد علی (علیه السلام) [درد شمشیر ابن ملجم] نیست؛‬ ‫دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است
"تنهایی"
است، که ما آن را نمیشناسیم!‬
‫باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛‬
که علی درد شمشیر را احساس نمیکند،‬
.
و... ما‬
‫دردِ علی را احساس نمی‌کنیم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، captaincharisma ، N.Mahdavian ، آیلار
۱۷:۵۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #96

سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشهConfused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۶, ۲۱/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۲۱:۳۷ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #97
آواتار
(۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۵۸)hamtaf نوشته است:  سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشهConfused
علیک سلام

اینجا ما قرار نیست کسیو از ریشه و بن بزنیم. هر کسی توی زندگیش یه چیزایی درست گفته و یه چیزایی غلط !

پیشنهاد میکنم به اینجا مراجعه بفرمایید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ندا دهنده ، Ali#59
۲۱:۴۹, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #98
آواتار
(۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۵۸)hamtaf نوشته است:  سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشهConfused
هر کی هر چی می خواد بگه.
من علی واقعی رو از چشمان دکتر علی شریعتی دیدم.
خیلی هم بهتر از علی خیلی های دیگه بود( با تمام احترام به استاد شهید مطهری می خواستم بگم لطفا شخصیت های کلیدی رو مقابل هم نگذارید. ضرر می کنید)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: باور
۲۱:۵۲, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #99
آواتار
گزیده سخنان استاد مطهری و دکتر شریعتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، ندا دهنده
۲۲:۳۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #100
آواتار
تاپیک خوبی زدین و مقداریش رو خوندم.
من خدایش حرصم در میاد وقتی از دکتر شریعتی یا حتی شهید مطهری بد می گن. هر دوشون رو دوست دارم و از هر دوشون کتاب هایی خوندم( بیشتر از استاد مطهری )
متاسفانه یه عده می خوان این دو رو از هم جدا کنن و ارتجاع دیرینه ی مارکسیسم رو در اجتماع نهادینه کنن. این شخصیت ها به نوعی ابر متفکر اسلامی بوده اند. به راحتی نمی شه تخریبشون کرد مگر با جدا کردن آنها از هم یا همان تفرقه.
تاسف می خورم واسه کسی که دم از تفرقه افکنی غرب در اسلام میزنه بعد خودش میاد و شخصیت ها متفکر اسلامی رو از هم جدا می کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، N.Mahdavian ، ندا دهنده ، باور
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا