|
آمار تکاندهنده یا اغراق آمیز؟
|
|
۱۲:۱۰, ۱۸/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۳ ۱۳:۰۰ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی حدود یکماه پیش گزارشی با عنوان «ازدواج موقت و تاثير آن بر تعديل روابط نامشروع جنسی» منتشر کرد http://rc.majlis.ir/fa/report/show/890763 http://alaemezohoor.persiangig.com/docum...es).pdf/dl پس از یکماه بی توجهی عمومی به این گزارش، ظاهرا رسانه ها تصمیم گرفتند نیمه خالی این گزارش را منتشر کننده که در صورت صحت بسیار تکاندهنده و فاجعه بار است! اصلا منکر وجود ناهنجاری های زیاد در جامعه و مشکلات عدیده در این رابطه نیستم ولی به نظر می رسد این آمار حتی فقط برای شهر تهران هم کمی غیر واقعی باشد. البته گفته شده آمار برای کل کشور است به نظر می رسد بر فرض صحت این آمار، انتشار عمومی آن مشکلی را از جوانان و جامعه حل نکند قسمتی از گزارش در اين گزارش با استناد به نامهای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۲ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است. بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بودهاند. همچنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی 1386-1387 از 141552 دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد 24889 نفر (17.5 درصد) دارای روابط همجنسگرایی (لواط و مساحقه) بودند. به نوشته این گزارش، بر اساس اظهارات کارشناسان در سال 1388 در دهه 1960 و 1970 میلادی سن روسپیگری بالای 30 سال بود، اما اکنون سن روسپگیری به 15 سال به بالا رسیده است. تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی نشان داده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و 11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. http://www.tabnak.ir/fa/news/423952/آمار...ی-در-ایران |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۰۷, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۹ توسط Eve.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
من نگفتم روابط مبنی بر گرایش درسته! گفتم این مجوز نیست درسته؟
انقدر میشناسمشون که بگم انحراف اخلاقی ای ندارن که این گرایش رو موجب شده باشه. و گفتم باید دنبال درمان بود. ایشون هم جنس باز نیستند. بین کسی که گرایش داره و کسی که طبق اون اقدام میکنه تفاوت هست. نفص در افرینش خداوند نیست. اندازه ی نامناسب اعضا هم نیست. اما الان بین ما پر شده از بچه هایی که با نقص جسمی به دنیا میان. از نقص عضو..، تا مشکلات ذهنی و هزار چیز دیگه. نمیشه گفت اینا غلطن میشه؟ انقدر علم پزشکی رو دشمن خودتون ندونید. هرچقدر بیشتر این رو مخصوصا شمایی که ناظرید انجام بدید بیشتر نزدیک میشیم به کلیسایی که گالیله رو نقض کرد. ضمنا منظور من از سالم، از لحاظ اخلاقیه. نه جسمی. که بوضوح از لحاظ جسمی درست نیست. حق با شماست جناب درست پسند! این بحث قبلا ایجاد شده و هر حرفی من بزنم برای شما تکراریه. و برعکس ش هم صادقه.و بالطبع اثری هم نخواهد داشت. امیدوارم خودتون با یکی از همین ادمها اشنا بشید. بعد از اون دوباره میشه بحث کرد. شاید منم قبل ازینکه از نزدیک ببینم حرفهای شما رو میزدم. دیگه بیشتر از این ادامه نمیدم. |
|||
|
|
۱۱:۲۵, ۱۴/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
نقل قول:انقدر میشناسمشون که بگم انحراف اخلاقی ای ندارن که این گرایش رو موجب شده باشه. و گفتم باید دنبال درمان بود.مشکل از دیدی هست که اون فرد به شما داده. الآن می گین دو حالت دارن: 1- یا مشکل فکری دارن و سمت این مسئله رفتن 2- یا مشکل جسمی دارن و یه جورایی اجباراً این مشکل رو دارن. مشکل اینجاست گروه دوم کاملاً قابل تشخیص هستن. این افراد زنانه پوش هستن. همجنس باز نمی شن. چون بین زن و مرد گیر کردن. دیگه در شان این تالار نیست که به شما بگم زنانه پوش ها چه شکلی هستن. اما مشکل جسمی مسبب زنانه پوش شدن هست. کسی که مشکل جسمی نداره و همجنس باز هست. این فرد مشکل فکری داره. |
|||
|
۱۱:۲۹, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
در کل 4 تا حالت بیشتر نداره :
اسلام هم برای مورد چهارم مجازات قائل شده و البته مورد یک و دو و سه هم اگه به دنبال درمان نباشند و فساد رو در جامعه رواج بدن با مورد چهارم تفاوتی ندارند. |
|||
|
|
۱۷:۵۱, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۱۸:۴۰ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: حق با شماست جناب درست پسند! این بحث قبلا ایجاد شده و هر حرفی من بزنم برای شما تکراریه. و برعکس ش هم صادقه.و بالطبع اثری هم نخواهد داشت. امیدوارم خودتون با یکی از همین ادمها اشنا بشید. بعد از اون دوباره میشه بحث کرد. شاید منم قبل ازینکه از نزدیک ببینم حرفهای شما رو میزدم.تنها چیزی که در صورت تکراری بودن اثری نخواهد داشت سخن ِ غیراستدلالی هست. بنده استدلال کردم برای شما و افرادی که قبلاً این رو مطرح کرده بودن. نه اونها و نه شما، هرگز دلیلی در رد اونها نیاوردید. پس اگر دلیلی داشته باشید، ممکن نیست تکراری باشه. همچنین از اون طرف، اگر سخن من برای شما تکراری باشه، پس شما قبلاً به استدلالهایی نظیر استدلال بنده رسیده بودهاید. پس اگر تونسته بودید دلیلی در ردشون بیارید، الآن هم این کار رو بکنید تا من به حق گردن نهم. و اگر نتونسته بودید با دلیلی ردشون کنید، اگر حقطلب باشید، باید به حق گردن نهید. قل هاتو برهانکم إن کنتم صادقین خیلی ساده هست: مگه نمیگید بر اثر هورمونهاست؟ پس اگر راست میگید، اون تناقض بسیار روشن و ساده که بهش پیوند داده بودم رو رد کنید. همین پاراگراف اول: نقل قول:1. حتی اگر فرض کنیم نسبت هورمونها تعیین کنندهی گرایش جنسی هست، هیچ "مرد"ی رو نمیتونید بیابید که بخاطر هورمونهاش به همجنس گرایش قبیح داشته باشه، چون اگه نسبت هورمونهاش تغییر کرده باشه، نه خودش دیگه از جنس مرد هست، نه ظاهرش "مرد" هست. پس کسی که ظاهر مردانه داشته باشه نمیتونه بخاطر نسبت هورمونها به همجنس گرایش قبیح داشته باشه. در مورد زنها هم همینطور. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: ایشون هم جنس باز نیستند. بین کسی که گرایش داره و کسی که طبق اون اقدام میکنه تفاوت هست.اما دلایل بنده هم در مورد گرایش بود! امکان وجود گرایش رو رد میکرد تا نتیجه بگیریم که این گرایش نمیتونه بطور طبیعی وجود داشته باشه. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: من نگفتم روابط مبنی بر گرایش درسته! گفتم این مجوز نیست درسته؟توجه بفرمایید. اگر اینطور بپنداریم که هورمونها علت این گرایش هست و مفسدانه بودنش انکار بشه، اونها که چنین گرایش مشمئزکنندهای دارن به خودشون حق میدن که چنین گرایشی داشته باشن. پس نتیجه خواهند گرفت که خدا اونها رو در برآوردن شهوت بیراه گذاشته. بعد نتیجه میگیرن که تنها راهشون رابطهی همجنسبازی هست. دیگه به حرف ِ من و شما نیست که براشون بگیم مجوزی برای رابطه نمیشه. منطقاً مجوزی برای رابطه میشه. در همون تاپیک تشریف ببرید ببینید چقدر و به چند شکل این حرف رو مطرح کردهاند. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: نفص در افرینش خداوند نیست. اندازه ی نامناسب اعضا هم نیست. اما الان بین ما پر شده از بچه هایی که با نقص جسمی به دنیا میان. از نقص عضو..، تا مشکلات ذهنی و هزار چیز دیگه. نمیشه گفت اینا غلطن میشه؟ انقدر علم پزشکی رو دشمن خودتون ندونید.میگید من علم پزشکی رو دشمن خودم ندونم؟؟!! اتفاقاً این منم که دارم علمی کار میکنم، چون وقتی یک مطلب به گوشم میرسه بررسیاش میکنم و براساس باد هوا قبولش نمیکنم. اون پزشکیای که نتونه جواب ِ این تناقض سادهی بالا رو بده، چه پزشکیایه؟ آیا نظر شما اینه که باید اونقدر به عقل یک نفر دیگه اعتماد کنم که بخاطرش عقل خودم رو انکار کنم؟؟؟؟؟!!!!!!!! اونها هم انسانن! مثلاً بعضی از برجستهترین پزشکان دنیا، مادهگرا و کافر هستن. آیا ما باید مادهگرا باشیم؟؟؟؟ بنده وقتی این مطلب رو میبینم، براساسش پی میبرم که مادهگراها اشتباه میکنن. اگر اینطوری علمی نباشیم، در هجوم این همه ادعاهای غیرعلمی که به اسم علم(و با انگیزهی دفاع از کفر) ارائه میشه، چطور باید خداپرست بشیم و خداپرست باقی بمونیم؟ اینکه بدون هیچ دلیلی دنبالهروی کنیم از گفتهی یهنفر، ولو اینکه در کتابی معروف نوشته شده باشه، این اسمش نمیشه علم، میشه دنبالهروی ِ نادانسته. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: هرچقدر بیشتر این رو مخصوصا شمایی که ناظرید انجام بدید بیشتر نزدیک میشیم به کلیسایی که گالیله رو نقض کرد.ولی بنده براتون استدلال آوردم!!!! با این وجود چطور این رو به بنده میگید؟؟ بنده دلیل آوردهبودم. وقتی مواظبید به کسی برچسب ِ ناحق و غیرعادلانهای زده نشه، با دلایل دفاع کنید. چطور اون تناقض ساده رو برطرف نمیکنید و میگید نگاه علمی و حقطلبی اینه که حرف شما رو قبول کنم؟؟؟!! در این صورت، وقتی میگید موضع ما ناحق و غیرعادلانه هست، در واقع این شمایید که دارید برچسب ِ ناحق و غیرعادلانهای به موضع ما میزنید. (البته بنده «ناظر» نیستم. «کاربر فعال» هستم) (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۰۷)Eve نوشته است: انقدر میشناسمشون که بگم انحراف اخلاقی ای ندارن که این گرایش رو موجب شده باشه. و گفتم باید دنبال درمان بود.اما: (۱۴/شهریور/۹۳ ۲:۳۹)درست پسند نوشته است: از نظر منطقی امکان نداره بتونید بگید مطمئنید وضعیت درونی یک نفر و نحوهی زندگیاش پاک هست.فکر میکنید کسی که فاسد باشه، باید از ظاهرش بشه تشخیص داد؟؟؟!!! کسی که کراک میکشید و به عنوان مأمور برق یا پست به خونهها زنگ میزد و با تهدید چاقو دست به آزار و اذیت میزد، تنها بعد از اینکه دستگیر شد اطرافیانش فهمیدن که مرد محترمی که فکر میکردن نبود. یا یهنفر دیگه بود که تحصیلکرده و در برخورد بسیار مؤدب بود. طلبکارهاش بیچارهاش کرده بودن. یک خونهی خالی اجاره کرده بود و دو نفرشون رو برده بود اونجا کشته بود و اجسادشون رو مثله کرده بود. هر دو اینها رو آشنایان بنده از نزدیک دیده بودن، و بسیار شوکه شده بودن که این افراد چنین کارهایی کرده باشن. این مصاحبه از تاپیک قربانی کردن انسان در آیینهای رازآلود رو دیدین؟ خانوادههای بهظاهر یهودیای که پیرو کابالا هستن و اقدام میکنن به قربانی کردن نوزادانی که به این منظور از دیگران دزدیدن یا به این منظور به دنیا آوردن، و با چهرههایی بسیار موجه در اجتماع فعالیت میکنن. وضعیت دنیا اینه. اون وقت شما میگید مطمئنید که اون فرد فساد درونی هم نداره! امکان نداره بتونید مطمئن باشید. افراد زیادی که در بین مدرسه یا همکاران در صحبتهاشون شنیدهام که در مورد فیلمهای کثیف حرف بزنن، هیچکدوم ظاهر ِ «مفسد فیالارض»ی ندارن! بعضیشون نماز و قرآن میخونن، و تا زمانی که میبینم در صحبت با بعضی دیگه به صحبتهای کثیف میپردازن، پی به درونیاتشون نمیبرم. چطور میتونید ادعا کنید ظاهر و باطن یکی هست؟؟؟؟؟؟ اگر چیزی در مورد کسی ندونیم، نباید به باطنش گمان بد ببریم، اما وقتی میدونیم که میگه چنین گرایشی داره، این میشه نشانهای از فساد. |
|||
|
۱۸:۲۳, ۱۴/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
۱۸:۲۴, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۲۲:۵۳ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۲۹)Ali#59 نوشته است: همجنس گرایی - که یک اختلال هورمونیه. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() چرا ندونسته حرف میزنید؟ اصلاً برفرض که فکر کنید این فکرتون درسته. مگه من پیوند نداده بودم به این؟ شما هم از روی هرچی استدلال باشه میپرید؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() حالا فهمیدم! کلاً سرکارم! دارم با کسانی حرف میزنم که احتمالاً خیلی خیلی سریع میخونن و اهمیت نمیدن که ببینن طرف چی گفت. کلاً سرکارم! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۲۹)Ali#59 نوشته است: دگرجنسی (اصطلاح علمیش خاطرم نیست) - که یک بیماری روانیه.Heterosexual که دگرجنسگرا ترجمه میشه، یعنی همین افراد معمولی که به جنس مخالف گرایش دارن! ![]() (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۲۹)Ali#59 نوشته است: ترنسی - دو جنسه بودن.Transsexual کسی هست که از نظر احساسی و روانی حس میکنه که به جنسیت مخالف تعلق داره. همون کسانی که میرن عمل جراحی میکنن(یک عمل جراحی مفتضحانهی حال بهم زن) و تغییر جنسیت میدن. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۱:۲۹)Ali#59 نوشته است: همجنس بازی - که یک انحراف اخلاقی محسوب میشه.اینکه همجنسگرا با همجنسباز متفاوت باشه، با توجه به زبانی که ازشون برگرفته شدن رد میشه، چون در لغتنامهها میبینیم این دو واژه و تمام توصیفاتی که در موردشون میکنید همراه هم و در توضیح واژهی homosexual آورده میشه، فقط با این تفاوت که «همجنسباز» اصطلاح عمومی اون هست، و «همجنسگرا» در روانشناسی استفاده میشه. در لغتنامههای انگلیسی به فارسی(مثل این یکی) میتونید ببنید که هم به معنی «همجنسگرا» هست و هم به معنی «همجنسباز»، و در لغتنامههای فارسی به انگلیسی هم میتونید ببینید که همجنسگرا هم همجنسباز ترجمه میشه. حتی اگر بخواید بگید لغتنامهها اشتباه میکنن، باز هم باید بتونید دو تا واژه در زبان انگلیسی بیارید که بطور جداگانه به این دو اشاره کنن. علت اینکه اونها اصطلاح Heterosexual رو درست میکنن میذارن کنار Homosexual اینه که همجنسگرایی که گرایش کثیف عدهای از فاسدترین مردم هست، دیگه غیرطبیعی و غیرعادی جلوه نکنه. تبدیل بشه به یک گرایش از میان انواع گرایشها. حتی یهدونه دیگه هم میگن به اسم Bisexual که ترکیب این دوتا هست. یعنی کسی که به هر دو جنس گرایش جنسی داره. ببینید چقدر بیشرمانه امیال نفسانی رو موجه میدونن؟ این واژههای مسخرهای که برای توجیه امیال کثیفشون درست میکنن رو جدی نگیریم. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۳)Ali#59 نوشته است: اگه نمیتونه بطور طبیعی وجود داشته باشه،پس چرا در حیوانات هم وجود داره؟؟هر موجودی به قدر خودش هدایت داره. آیا به نظر شما حیوانات همه هدایتیافته هستن؟ اگر حیوانی با انسان عمل جنسی انجام بده، یعنی این عمل درسته؟؟!! آخه براساس شهوت یک چهارپا استدلال میکنید؟؟؟!!!! |
|||
|
|
۲۳:۲۰, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۳ ۱۰:۴۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
حق با شماست،جز در دو مورد در بقیه صحبت ها با شما هم داستان هستم :
(۱۴/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۴)درست پسند نوشته است: Transsexual کسی هست که از نظر احساسی و روانی حس میکنه که به جنسیت مخالف تعلق داره.این عمل جراحی طبق شرایطی،مجوز شرعی داره...و اینطور صحبت کردن ازش (مفتضحانه و حال بهم زن) توهین به افرادیه که دچار این بیماری هستند... . به هر حال این یک بیماری مادرزادیه و با همجنس بازی هم کاملا تفاوت داره...الان هم در ایران کمپین های مختلفی هستند که با مجوز رسمی از ترنس ها حمایت میکنند،همونطور که از سرطانی ها حمایت میشه. (۱۴/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۴)درست پسند نوشته است: هر موجودی به قدر خودش هدایت داره.حیوانات چون روح انسانی ندارند،بنابراین از قوه اختیار محروم هستند. پس وقتی که همجنس گرایی در بین بعضی از حیوانات دیده میشه،این نشون میده که این یک موضوع مادرزادیه و یک صفت بد اخلاقی اکتسابی نیست. در ضمن من تا متن شما رو کامل نخونم،جواب نمیدم. |
|||
|
|
۲۲:۵۴, ۱۶/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۳ ۲۳:۰۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: این عمل جراحی طبق شرایطی،مجوز شرعی داره...و اینطور صحبت کردن ازش (مفتضحانه و حال بهم زن) توهین به افرادیه که دچار این بیماری هستند... . ![]() اون عمل جراحیای که مجوز شرعی داره، عمل ِ دوجنسیتیهایی هست که بطور مادرزادی(یا بر اثر بلاهایی که سر خودشون بیارن، مثل مصرف استروید) هورمونهای دو جنس در اونها از حالت تعادل خارج هست(چون هورمونهای هر دو جنس در هر دو جنس هست، و فقط کم و زیاد داره). و البته اینها یک جنسیت اصلی دارن، که همونی هست که بطور فیزیکی جزئش هستن. البته و صدالبته منطقاً اثبات میشه که هرگونه تغییر در میزان هورمونها هیچ ربطی به تغییر در گرایش به یک جنسیت ِ دیگر نداره. توی زیستشناسی به اینها bisexual میگن(که البته این معنا کاملاً متفاوت هست از کاربرد ِ عامیانهتر این واژه که در ارسال پیش شرح دادم(کسی که به هر دو جنس گرایش داره). با این وجود، هر دو کاربرد در جای خودشون رایج هستن). این دوجنسیتیها عمل جراحی میکنن تا میزان هورمونهای دو جنس رو با میزان مناسب جنسیت اصلیشون تنظیم کنن. حالا میرسیم به transsexual. اونها تکجنسیتیهایی هستن که «از نظر احساسی و روانی حس میکنن به جنسیت مخالف تعلق دارن» و میرن عمل میکنن و خصوصیات ِ ظاهری جنس دیگر رو ایجاد میکنن. با تغییر ِ میزان ِ هورمونها، یک دسته تغییرات خودش اتفاق میافته، اما این دیوونهها اصولاً دنبال یک بدن با خصوصیات ِ بارز ِ جنس مخالف هستن، پس به اون تغییرات ِخودبهخودی اکتفا نمیکنن و عملهای زیبایی نیز میکنن. تا همینجاش به حد کافی مفتضحانه و حال بهم زن هست. و اما میرسیم به آخرین مرحله. یعنی عمل کردن ِ چیزی که بههیچوجه با تغییر هورمونها تغییر نمیکنه. یعنی آلت تناسلی. البته اونها هرگز نخواهند تونست به عنوان جنس مخالف باهاش تناسل کنن. فقط با جراحی به شکلی درش میارن که بتونن به عنوان جنس مخالف باهاش آمیزش انجام بدن. ![]() ![]() بهش میگن sex reassignment surgery. یک عمل ِ مفتضحانهی حال بهم زن.به قول خودشون "تغییر جنسیت" میدن، ولی در حقیقت هیچوقت نمیتونن تغییر جنسیت بدن، چون نمیتونن اندامهای داخلی رو تغییر بدن. چنین عملهایی هم مسلماً صددرصد غیرشرعی هست. تنها جایی که میشه موافق ِ این دیوونگیهای حال بهم زن فتوا داد، وهابیت هست. (۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: الان هم در ایران کمپین های مختلفی هستند که با مجوز رسمی از ترنس ها حمایت میکنند،همونطور که از سرطانی ها حمایت میشه.نمیدونم، شاید بعضیها عبارت transsexual رو به کسانی که دوجنسیتی هستن و میخوان میزان هورمونهاشون رو متعادل کنن بگن، اما از نظر لغتنامهها، چنین تعبیری در مورد اونها بکار نمیره. اگر اون کمپینها در مورد دوجنسیتیها هستن، چیز بدی نیستن. اما اگر در مورد ظالمینی هستن که میخوان خودشون رو به ظاهر جنس مخالف دربیارن، حتی اگر در ایران وجود داشته باشن هم دلیل بر هیچچیز نمیشه. (۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: حیوانات چون روح انسانی ندارند،بنابراین از قوه اختیار محروم هستند.چطور چنین حرف ِ سنگینی رو براساس چنین استدلال سستی نتیجه میگیرید؟؟؟؟؟!!!!! ![]() واقعاً آیا نباید از چنین کاری عصبانی بود؟؟؟؟؟؟ ![]() ![]() لااقل ببینید دارید چی رو توجیه میکنید و بر اون اساس به نتیجهگیریتون شک کنید. ![]() این چه استدلال ِسستی هست که هرکی روح انسانی نداره اختیار نداره؟ آخه جز گمان چی هست؟ ولی اگر به دنبال دلیل بگردیم، حق به خواست خدا بر ما روشن میشه: سوره نمل: وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ (20) لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ (21) و جوياى [حالِ] پرندگان شد و گفت: «مرا چه شده است كه هدهد را نمیبينم؟ يا شايد از غايبان است؟ (20) قطعاً او را به عذابى سخت عذاب میكنم يا سرش را میبرم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد. (21) روشن هست که پیامبر خدا اون حیوان رو دارای اختیار میدونه. همچنین: توضیح مفصل ِ اختیار داشتن حیوانات این چه استدلال سستی هست که وسطش خودتون هم فراموش میکنید که اعمالشون رو غیراختیاری و صفاتشون رو مادرزادی در نظر گرفتهاید و براشون بُعد اخلاقی در نظر میگیرین؟؟!! این چه استدلال سستی هست که بدون هیچ دلیلی ادعا میکنید که صفات بد، تنها اکتسابی هست؟! بلکه توانایی ِ دارا شدن ِ تمام صفات ِ خوب یا بد، در ذات ِ موجودات هست: سوره طه، آیه 50: قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى گفت پروردگار ما همان کسی است که آفرينش هر چيزی را به او عطا کرده، سپس هدايتش نموده است. سوره شمس : وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا (8) و قسم به نفس، و آنکه آنرا سامان بخشید(7) سپس بدکاری و پرهیزکاریاش را به او الهام کرد(8) تا اینجای استدلال ِ شما، امکان نداره از حیوانات کار خطا سر بزنه!!!!!!!! اما بعدش خیلی جالبتر هم میشه! ![]() صفاتی که برای حیوانات مناسب دونستید رو به انسانها تعمیم میدین!!!!!!!!! آیا امکان داشت که اندکی در این مورد بیاندیشید و هزارتا مثال نقض برای چنین حرفی نیابید؟؟؟؟ پس آیا نتیجه گرفتن ِ چنین حرف ِ سنگینی به این صورت واقعاً عصبانیت نداره؟؟؟؟؟!!!!!! ![]() مثال ِ نقض ِ چنین حرفی اینه که کارهایی رو بیابیم که مطمئن باشیم انجام شدنش از سوی حیوان درسته و از سوی انسان غلطه. به اندازهی تفاوت انسان و حیوان میشه مثال نقض زد!!! برهنه گشتن! ادرار و دفع در ملأ عام! ابا نداشتن از آمیزش در جایی که امکان ِ دیده شدن هست! این ابداً نحوهی استنتاج دینی نیست. با این کار به نتایج وهابیها میرسیم، که شما هم رسیده بودید، و عصبانیت مال اونجاست که این کار رو روا دونستید. ![]() نه با علم دین، نه با علم تجربی، هیچجوری نمیشه اینها رو استنتاج کرد. بلکه فقط به این صورت میشه که در حقیقت هیچ دلیلی نیاریم، چون خداوند منان کسی که به دنبال حق باشه رو گمراه نمیکنه. با یک آیهی قرآن کریم که در ارسالهای قبل ِ همین تاپیک هم بارها بهش اشاره شده و نادیده گرفتهاید، تمام نتیجهی شما در جا رد میشه: سوره روم - آیه 30: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ پس حقگرايانه به سوى اين آيين روى آور، فطرتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. تغييرى در آفرينش خدا نيست. آيين پايدار همين است ولی بيشتر مردم نمیدانند. دین منطبق بر فطرت هست. (۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۰)Ali#59 نوشته است: در ضمن من تا متن شما رو کامل نخونم،جواب نمیدم. ![]() شما حرفی که اونجا رد شده بود رو بدون اینکه دلیلی در رفع مشکلش بیارین تکرار کرده بودین. پس اگر دیده بودینش، آیا نادیدهاش گرفتین؟! فرض کنید من امروز زیر تریلی میمردم و فرصت نمیکردم توضیح بدم که چرا نادرسته. اون وقت آیا باید این حرفهای شما کسی که اونها رو درست بپنداره رو گمراه کنه؟؟؟؟!!!!![]() اصلاً همین قدر که توی این دو روز بیپاسخ بوده، ممکنه خیلیها از بیرون سایت دیده باشن. چرا نمیترسید از اینکه کسی بخونه و موجب گمراهیاش بشه؟؟!! ![]() سوره نساء، آیه 85: مَّن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً حَسَنَةً۬ يَكُن لَّهُ ۥ نَصِيبٌ۬ مِّنۡہَاۖ وَ مَن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً۬ سَيِّئَةً۬ يَكُن لَّهُ ۥ كِفۡلٌ۬ مِّنۡهَاۗ وَ كَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىۡءٍ۬ مُّقِيتً۬ا هرکس در کار نيکی ميانجی شود او را از آن نصيبی است و هرکس در کار بدی ميانجی شود او را از آن سهمی است و خداوند بر هر چيزی نگاهبان است. (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: وقتی گفتین تجاوزکاری من با خودم یه خصوصیت درونی رو تصور کردم که یه جورایی شبیه به لجاجت ورزیدگان(کاربرد این واژه در قرآن) هست.کاربرد این واژه در قرآن؟؟ خیر. شاید لجاجت هم داشته باشن، اما بطور دقیق، معنیاش همون تجاوز از حدود الهی هست. (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: یعنی تجاوز کاری رو خوی درونی پلید تصور کردم که توی دیدگاه جنسی فرد هم تداعی می کنه و مسبب اشکال خاصی از رابطه جنسی(همجنس بازی، روابط گودیک، رابطه جنسی وحشیانه، مسترینگ و لیدینگ، باستینگ و ...) می شه.بله. متوجه شده بودم. (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: فکر کنم مشکل ما فقط سر اون دلیل سومه باشه.دو تای قبلی هم مسلماً مردود بودن. مگه ناپاکی به این راحتیها قابل توجیه هست؟؟؟ مثل اینه که بگید یهنفر زد یکی رو کشت، بخاطر اینکه میخواست ببینه چی میشه!! مگه انسان نیست که زشتی و فساد ِ کشتن ِ یک انسان رو نفهمه؟؟ کسی که همجنسگرایی میکنه، مگه انسان نیست که زشتی و فساد ِ چنین کثافتکاریای رو نفهمه؟؟ (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است:منظورم همین بود که حقیقت ِ اون دو کار با هم فرق میکنه.نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» مشکلی نیست که «دسترسی از طریق نامشروع» برطرفش کرده باشه.منظورتون اینه که یه پسر 28 ساله مجرد مشکل جنسی اش رو نمی تونه از طریق نامشروع حل کنه(مشکل عاطفی به کنار) لازمه این توضیح رو واضحتر کنم: نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه)یعنی باید دقت بشه که آیا کسی که ازدواج نکرده، از طرق دیگه دسترسی نامشروع داره یا نه. یعنی تعریف گستردهتری داشته باشیم: مثلاً نظر انداختن حرام. یا مثلاً افکار ِ درون ذهن. چون: سوره انعام، آیه 151: ... به کارهای زشت - چه آشکارش و چه پنهانش - نزديک نشوید ... پس اگر کسی ازدواج نکرده باشه و سراغ ِ هیچکدوم از این کارها نره، همونیه که تا نیازی احساس کنه به مامانش میگه «من زن میخوام». اونجاست که میگیم در بدترین حالت، شاید طی یک لغزش به یک مورد از دسترسی نامشروع(با تعریف گستردهی بالا) برسه. و این فرد حسابش جداست از کسی که ازدواج نکرده ولی همزمان اهل خیلی دسترسیهای نامشروع به جنس مخالف هست(حتی اگر فقط نظر حرام، حتی فقط فکر حرام) چون این فرد در هر بار که دست به این کارها زده، دچار ِ یک مورد از فساد شده. چنین فرد فاسدی شاید طی موقعیتی بتونه مرتکب فساد شنیعتر ِ همجنسبازی هم بشه. علت کم شدن ازدواج و رواج فساد، همه در این حدیث هویداست: امام حسین(علیه السلام) میفرماید: کسی که بخواهد چیزی را از راه گناه بدست بیاورد، قطعاً ناامید خواهد شد، و از آنچه میترسد دچارش میشود، و به مطلوب خود نخواهد رسید. (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است:همهاش درسته به جز این نکته که عبارت «روی به رابطه نامشروع می یاره» که در مورد نفر اول گفتین، دقیق نیست. دقیقترش اینه که:نقل قول:«عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه) مشکلی هست که ممکنه طی یک لغزش به «دسترسی از طریق نامشروع» برسه(یعنی تازه میشه یک مورد از فساد)،خوب! فکر کنم این تو هم دو تا مصداق لازم داریم. شما اولی رو کسی تصور کردین که نمی تونه ازدواج کنه(یعنی واقعا شرایط رو نداره) و اونوقته که روی یه رابطه نامشروع می یاره نقل قول:در بدترین حالت، شاید طی یک لغزش به یک مورد از دسترسی نامشروع(با تعریف گستردهی بالا) برسه. (۱۳/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۳)Bidel.s نوشته است: حالا یه مثال دیگه از آب می زنممنظور از تشنگی، مگه عدم دسترسی به جنس مخالف نیست؟ یعنی اگر یک نفر به جنس مخالف دسترسی پیدا نکنه روحش میمیره؟(بر این باورم که مسلماً اینطور نمیگید. بنابراین باید بگم متوجه منظورتون نیستم) |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
نقل قول:اونها تکجنسیتیهایی هستن که «از نظر احساسی و روانی حس میکنن به جنسیت مخالف تعلق دارن» و میرن عمل میکنن و خصوصیات ِ ظاهری جنس دیگر رو ایجاد میکنن. با تغییر ِ میزان ِ هورمونها، یک دسته تغییرات خودش اتفاق میافته، اما این دیوونهها اصولاً دنبال یک بدن با خصوصیات ِ بارز ِ جنس مخالف هستن، پس به اون تغییرات ِخودبهخودی اکتفا نمیکنن و عملهای زیبایی نیز میکنن. تا همینجاش به حد کافی مفتضحانه و حال بهم زن هست. و اما میرسیم به آخرین مرحله. یعنی عمل کردن ِ چیزی که بههیچوجه با تغییر هورمونها تغییر نمیکنه. یعنی آلت تناسلی. البته اونها هرگز نخواهند تونست به عنوان جنس مخالف باهاش تناسل کنن. فقط با جراحی به شکلی درش میارن که بتونن به عنوان جنس مخالف باهاش آمیزش انجام بدن. جناب درست پسند چه علاقه ای دارید به ترنس ها که اگه درمان نشن به جنون هم کارشون میکشه دیونه بگید. چه ربطی به وهابیت داره . ختلاس تی اس ها، اختلال در احساسات و هیجانات و تمایلات آنهاست. یعنی فردی که به لحاظ ژنتیک و ظاهر فیزیکی زن است، احساسات و تمایلات و رفتارهایش مردانه است و درباره خودش معتقد است که باید مرد می شد. یعنی احساس می کند که تمایلات و احساسات و روحیات مردانه اش در یک قفس زنانه گیر افتاده است. مثل مردها رفتار می کند و حتی پس از رسیدن به سن بلوغ، تمایلات جنسی شان هم مثل جنس مخالفشان است. و یا برعکس، شخصی که به لحاظ فیزیکی مرد است ولی احساسات زنانه دارد، احساس می کند در قفسی مردانه گرفتار شده است. درست نیست بهشون میگید دیوانه.درد بدیه که مرد باشی اما از نظر روحی زن باشی. و بدتر از همه تو ایران باشی !!! |
|||
|
|
۰:۰۲, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
(۱۶/شهریور/۹۳ ۲۳:۱۰)SkyGirl نوشته است: جناب درست پسند چه علاقه ای دارید به ترنس ها که اگه درمان نشن به جنون هم کارشون میکشه دیونه بگید. چه ربطی به وهابیت داره .دلیل کو؟؟!! همینطوری بیدلیل روی هوا میگید: «اختلال در احساسات و هیجانات و تمایلات آنهاست» .... دلیل کو؟؟!! کجاست دلیل شما که کسی که چنین تمایلاتی داشته باشه، تمایلاتش نفسانی نیست؟؟!! کجاست دلیل شما که این تمایل چیزی غیر از بیماری نفسانی هست؟؟!! کجاست دلیل شما که گناه گناه نیست؟؟؟؟؟؟ دلیل ِ من اونهایی هست که در بالا آوردم. کجاست دلیل شما که تغییر ِ آفریدهی خدا گناه نیست؟؟!! دلیل من این هست که در پایین آوردم: سوره نساء: لَعَنَهُ اللَّهُ ۘ وَ قَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا (118) وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا (119) خدا لعنتش کند. و گفت بىگمان از ميان بندگانت نصيبى معين برخواهم گرفت. (118) و قطعاً سخت گمراهشان میکنم و قطعاً به آرزوهاى دور و دراز میاندازمشان و قطعاً فرمانشان میدهم تا گوشهاى دامها را بشکافند و قطعاً فرمانشان میدهم تا آفريدهی خدا را دگرگون سازند. و هر کس شیطان را به جاى خدا به دوستی گيرد قطعاً دچار زيان شده است، زیانی آشکار. (119) |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |

















![[تصویر: confused.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.png)