|
عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
|
|
۱۲:۴۹, ۹/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان یه سوال مهم که میشه به همه چیزم ربطش داد،دوست دارم نظرات بقیه رو هم بدونم با تجربه زندگیتون اول جواب بدید. به نظرتون اونی که عاشق هست بیشتر لذت میبره یا معشوق؟ به نظرتون مادر از بچه بیشتر لذت میبره یا برعکسش؟ هدیه دادن بهتره یا هدیه گرفتن؟ اطعام کردن بهتره یا اطعام شدن؟ همسر خوبی بودن بهتره یا همسر خوبی داشتن؟ .... اگه دوست داشتین واسه انتخابتون دلیل هم بیارید. خودتونم میتونید به سوالا اضافه کنید به این سوالا که فکر کنیم یه حقیقت جالبی رو در مورد زندگی متوجه میشیم،یه قانون کلی.بیشتر از این حرف نمیزنم چون دوست ندارم به افکارتون جهت بدم.
|
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۱۸, ۲۳/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۳ ۱۷:۲۴ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۳:۰۲)یاســین نوشته است: سلام سلام. برای شماره 3 چه بهتر بود همونطور که خودتون گفتید مثلا یه دوست فرضی رو مثال میزدید. بله اگه مثال این باشه میشه بهش گفت حسادت ولی حساب پیامبر یا کسی که خودشو فرستاده ی خدا معرفی میکنه با این فرق داره....خب اگه اینجوری باشه پس خیلی ها ممکنه که از این موقعیت سوء استفاده کنن و خودشون رو فرستاده یا پیامبر خدا معرفی کنن پس اگه ما بی چون و چرا نپذیریم یعنی حسودیم؟؟؟ برای شماره 4 هم من به طور فرضی دولت رو مثال زدم وگرنه به غیر از دولت که.........حتما متوجه هستید. در مورد روغن پالم هم توی این یه مورد حالا به نظرم دولت خوب عمل کرد چون تا قبل از این دولت هم پالم وجود داشت ولی اینا اومدن جلوشو گرفتن(البته نمیدونم کاملا موفق به انجام این کار شدن یا نه)....ولی در کل خدا میدونه توی این مملکت چه خبره.... به هر حال هر مسئله ای برای یه عده ای مهمه نمیشه گفت چون فلان مسئله رو ماهواره هم عنوان کرد پس دروغه یا مردم هم حق ندارن در موردش اعتراضی داشته باشن. به طور کلی ملت ما مثل یه عده مرده متحرک شدن(البته با پوزش از دوستان) هیچ جا صداشون در نمیاد چه مهم باشه چه غیر مهم. و در مورد جمله آخرتون هم خب بله ما باید در ضمن توقعی که از دیگران داریم به کارهای خودمون هم نگاهی بندازیم. (۲۳/آذر/۹۳ ۱۳:۳۸)رکن الهدی نوشته است: دوست عزیز شما الان از کجا می فهمین یه کسی فرستاده خداست؟!رو پیشونیش که ننوشته تو خود قرانم گفته مثه همه آدماس!! خب خانومی این که دلیل نمیشه چون مثلا ممکنه یک شخصی فرستاده خدا باشه(مثلا 50 درصد) و روی پیشونیش هم ننوشته پس ما هم بی چون و چرا قبول کنیم! همونطور که برای خانوم یاسین هم گفتم خب ممکنه یه نفر بخواد از این موقعیت سوء استفاده کنه و به دروغ خودشو فرستاده خدا معرفی کنه اونوقت شما چون راهی نداری که بدونی راست میگه یا دروغ ترجیح میدی حرفشو باور کنی؟؟ امام زمان هم همونطور که همه میدونیم ظهورشون و خودشون علایم و نشانه هایی دارن که با بقیه فرق دارن.... |
|||
|
|
۱۷:۴۹, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
نع نشد شما نفرمودین پیامبر چه ویژگی داشتن که مردم باورشون کردن یا حضرت علی؟!ا
نشانه های امام زمانم اصلا قطعی نیستن فقط ظهورشون قطعی؟!مطمءنن می دونید وقتی ظهور کنن یه عده از شیعیان جلوشون وایمیستن. حالا چه جوری بفهمیم ما جزو اون شیعه ها نیستیم وچه جوری قلبمون زو راضی کنیم که ایشونو باور کنه؟! مگه من گفتم هرکی اومد شما بگو چشم؟!!!حرفتون رو نشنیده می گیرم .. به نظر منم خیلی اوقات ما رضایت درونی خودمون رو با رضایت خدا اشتباه می گیریم یعنی یجورایی واسه خودمون حق و اجتهاد تعریف می کنینم یاسین جون مثال قشنگی زدن وسواس ها تا جایی پیش می رن که اگه خدا هم بگه آقا پاک شدی می گن نع بزار یه بار دیگه آب بریزم هنوز مطمءن نیستم...باید مواظب باشیم دنبال اینجور رضایتا نباشیم. |
|||
|
۱۸:۰۴, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
سلام به همه.
خوبین ؟ بحث به کجا کشید... شیعه یعنی پیرو. الان ما در غیبت وظیفمون اینه که از ولایت فقیه پیروی کنیم ! یعنی آقا خامنه ای. هر چی ولایت فقیه بگه همونه. مگه اینکه مثلا یک چیزی بگن که ضایع باشه ( یک چیزی مثل اینکه آمریکا کشور خیلی خوبیه ! اوباما هم بچه خیلی ماهیه) . اونوقت باید شک کرد. وقتی امام زمان بیاد هم معلوم میشه چی به چیه. یا یک چیز ضایع میشه یا نمیشه . اونوقت هم تکلیف ما مشخص میشه. |
|||
|
۱۸:۱۸, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۷:۱۸)کوروش کبیر نوشته است: سلام.سلام درسته حق با شما است،مثال دوم ملموس تر بود. حالا نگید صاحب تاپیک خودش بحث رو منحرف کرد ![]() در مورد پالم تو خصوصی بهتون میگم که دیگه تاپیک به قورمه سبزی تبدیل نشه ![]() در مورد جمله اخر مردم باید یه تعقل اجتماعی داشته باشن که بنده خیلی کم دیدم.یعنی گاهی اوقات منفعت اجتماعی از منفعت شخصی متفاوت میشه که البته بلوغ عقلی و عاطفی میخواد که ..... راستش چون بحث منحرف میشه بیشتر توضیح نمیدم. |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۲۳/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۳ ۱۵:۴۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۷:۴۹)رکن الهدی نوشته است: مگه من گفتم هرکی اومد شما بگو چشم؟!!!حرفتون رو نشنیده می گیرم .. حرف منم همین بود که خدا روشکر خودتون گفتید..... خب الان میتونیم مطمئن باشیم دیگه هیچ پیامبری فرستاده نمیشه که حالا بخوایم مطمئن بشیم واقعا پیامبر هست یا نه همینطور که روایت هم داریم در موردش ....... پیامبر و حضرت علی رو هم باید از مردم همون زمان بپرسید...نمیدونم شاید اونا اون موقع یه ویژگی دیدن در این بزرگواران که به عنوان فرستاده قبولشون کردن. الان با اون موقع فرق داره. |
|||
|
۲۱:۴۱, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
متوجه نشدین ؟!شما با مردم اون زمان چه فرقی دارین؟!مثلا تکامل یافته تریم برتریم چی هستیم یا اونا چی بودن!!!
می دونستید چقدر حضرت علی زمان پیامبر مظلوم بودن ایشون وقتی از کنار بزرگان قریش رد می شدن کسانی که تازه مسلمان بودن وجزو صحابه وقتی حضرت رو می دیدن دیگه حرف نمی زدن وسکوت می کردن تا حضرت رد بشن یعنی نمی خواستن ایشون حرفاشونو بشنوه در واقع یجور تحقیر کردن وقتی حضرت وارد مسجد می شدن همه شون شونه هاشون رو بهم می چسبوندن که یوقت حضرت علی نیاد بینشون بشینه برا نماز یعنی کارایی که آدم با نامسلمون نمی کنه چه برسه به اول مسلمان عالم حالا شما بفرمایید ایشون که دیگه مظهر دین بودن معصوم هم بودن پیغمبرم زیر ولایتشون رو امضا کرده بودن مردم ماله کره مریخ بودن که نمی فهمیدن !!! چرا می ترسید که خودتون رو با اون مردم مقایسه کنید چرا واقعا فک می کنید اونا آدمای دیگه ای بودن ؟!بماند که شما جواب سوالای دیگه متم ندادین!!! |
|||
|
۲۳:۰۶, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
|
ببینین!
من کاری به نظرات دوستان ندارم. اما من چون دیدم دیدگاهم با بقیه خیلی متفاوته، ادامه ندادم. من به عنوان یه دختر، وقتی فیلم وفا رو میدیدم، دوست داشتم یکی عاااشق من بشه. حتی اگه شده اون از دین من نباشه. عاشق حجاب و منش و شخصیتم بشه. وقتی این فیلمه رو میدیدم که دختره "نوشین" توش عاشق یه پسره بود، حالت تهوع بهم دست میداد. از این جهت دارم صادقانه میگم که دوست دارم معشوق باشم. من هنوز به اون درجه از ایمان و خلوص ذاتی نرسیدم که عاشق و معشوق رو در یک درجه ببینم. به نظرم این جایگاه ائمه است. هم اونا عاشق خدائن و هم خدا عاشق اوناست. من حتی دوست دارم که خدا عاشقم باشه. به خاطر این که خدا عاشقم بشه، من سعی میکنم (تاکید میکنم روی سعیش) حرفاشو گوش بدم که خدا عاشقم بشه. من خودم خدا رو به خاطر خیلی چیزا دوست دارم. مثلاً عاشق خدام که یه دریا خلق کرده که هر وقت نگاهش میکنم، آرامش سر تا پام رو فرا میگیره. امروز بابای زهرا مجبور شد یه کار خیلی سنگینی رو انجام بده. زهرا بهش گفت "بابایی! تو طفل محصومی" من از صمیم قلب عاااشق خدایی هستم که امثال زهرا رو خلق کرده. عاشق خدا هستم. اما نه اون عشقی که امام حسین (علیه السلام) یا حتی یارانشون که غیر معصوم بودن نسبت به خدا دارن. من در حد فهم خودم که محدوده، خدا رو دوست دارم و عاشقشم. اما فهم خدا و درک خدا از من بیشتره. لذا من به شخصه دوست دارم که خدا عاشق من باشه. اگه خدا عاشق من باشه، منو هم عاشق خودش میکنه. متوجه منظورم میشین؟ اما در مورد عشق به همسر و اولاد و ... واقعاً عاشق همسرمم. اما دلم میخواد ایشون باشه که به من میگه که "عاشقتم" فکر این که من بهش بگم، اذیتم میکنه. دوست ندارم که من قربونش برم. اما در عمل هرگز و هرگز کاری نمیکنم که اون دوست نداشته باشه. منظورم رو متوجه میشین؟ من دوست دارم که عشق زبانی از جانب همسرم باشه. عشق عملی از جانب هر دو. یعنی عشق اون باید بیشتر باشه. هم عملی و هم زبانی. در مورد بچه، فرق میکنه. اون ناتوانه... در مثل مناقشه نیست... اینم به عنوان مثال در نظر بگیرین. من زهرا رو طوری دوست دارم که دلم میخواد خدا منو دوست داشته باشه. من احساس میکنم من الآن حکم خدای زهرا رو دارم. یعنی من همون کاری رو با زهرا میکنم که دوست دارم خدا با من بکنه. گاهی میبخشمش چون خطایی نکرده که آسیبی به خودش یا دیگران بزنه. گاهی دعواش میکنم که مبادا دیگه سمت این خطرها بره. سیرش میکنم و تربیتش میکنم. میپوشونمش و اشتباهاتش رو تو بوق و کرنا نمیکنم. اما خوبی ها و نمک هاشو واسه همه تعریف میکنم. در اوج عصبانیت، وقتی ازم معذرت خواهی میکنه، میخندم و میبوسمش. من نمیخوام کلمات کفرآمیز بگم. واااقعاً در حد مثال ببینین این قضیه رو. من طوری به زهرا رحم میکنم، که دلم میخواد خدا به من رحم کنه. من طوری عاشق زهرام که دلم میخواد خدا عاشق من باشه. این که خدا عاشق من باشه، مستلزم اینه که من کاری بر خلاف میل اون انجام ندم. پس منم باید عاشق خدا باشم که هر کاری خدا میگه رو بی چون و چرا انجام بدم. من ناقصم. من نفهمم. اما خدا که کامل و دانای کله، آیا عشقش به من ناقصه؟ نه... من دوست دارم که خدا رو بیشتر از همه چیز دوست داشته باشم. دلم میخواد که واسه خدا هر کاری رو انجام بدم. دلم میخواد اگه خدا بهم گفت سر زهرا رو ببر، بگم چشم... اما... قبلاً هم گفته بودم. من برام خیلی سخت نیست که از اموالم واسه خدا بگذرم. شاید از همه اموالم هم راحت بتونم بگذرم. اما از زهرا... میترسم از این امتحان. بسیاری از آدما وقتی رو سرشون هفت تیر بذاری، رمز گاوصندوقشون رو میدن و حساب بانکیشون رو براتون خالی میکنن و ساعت رولکس و انگشتر برلیانشون رو میدن که جونشون رو حفظ کنن. اما وقتی پای بچه پیش بیاد... اکثر آدما خودشون رو می اندازن جلوی گلوله که آسیبی به بچه شون نرسه. من همیشه تصور میکنم که اگه تو این شرایط بودیم، کی جونش که مهمترین چیزشه واسه کی میده. من مطمئنم همسرم جونش رو واسه من و بچه اش میده و منم جونم رو واسه بچه ام میدم. اما من فکر نمیکنم من خودم رو بندازم جلوی گلوله که همسرم نجات پیدا کنه. متوجه منظورم میشین؟ این به این معنی نیست که همسرم رو از زهرا کمتر دوست دارما... نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه! اما چیزی که واضحه اینه که من شعار نمیدم و این چیزیه که با تمام وجودم بهش رسیدم. ایده آل ترین حالت ها همونیه که اکثر دوستان بهش اشاره کردن و عاشق و معشوق یکی باشن. اما من این ایده آلی رو تو خودم نمیبینم. من دوست دارم از همه محبت ببینم، اما به فرزندم محبت کنم. شما ها رو نمیدونم. اصولاً هم هر کی بهم کادو بده، یا پسش میدم یا میدم به یکی دیگه. اما دوست داشتم یکی که سلیقه اش خوب بود، برام کادو میخرید. خیلی خیلی خیلی لذت بخشه. اما متاسفانه خیلی کم پیش اومده هدیه ای رو دوست داشته باشم. اما در مورد سوالات جدید: نقل قول:1- یه شرایطی رو متصور بشید که مثلا یه حادثه ای داره رخ میده (خیلی فکر کردم یه مثال بگم Smile ) 1. خیلی راحت این کار رو خواهم کرد. حتی اگه هیشکی نبینه، دوربین خدا خراب نمیشه و 24 ساعته رکورد میکنه. من روزه نمیگیرم که کسی ببینه و ازم تشکر کنه. من اینم مثل عبادات میبینم. مگه این که موقع عمل یهو جهود بشم. ![]() اما تا اونجایی که فکر میکنم حتماً این کارو خواهم کرد. 2. اون وقتایی که ما دانشجو بودیم، با اتوبوس ولیعصر رفت و آمد میکردیم. خیلی خیلی پیش اومده بود که من جامو به یه پیرزن یا یه زن بچه دار دادم و وقتی پیاده شده، یکی دیگه رفته سر جام نشسته. ناراحتی هم نداره. ممکنه یه روزی واسه ما پیش بیاد. یعنی یکی دیگه جاشو داده باشه به یه پیرزن و بعدشم بره اون ور و پیرزن پیاده شه و ما بشینیم سر جاش. پیرزنه همچه غر بزنه و چه نزنه، ما بهتره فکر کنیم که ممکنه یه روزی ما جای این پیرزن باشیم. اصولاً آدم خودش رو جای دیگران بذاره، خیلی از مشکلات و ناراحتی ها پیش نمیاد. 3. محاله فک و فامیلای ما به نبوت برسن. ![]() فکر کنم اگه کسی تو فامیل ادعای نبوت کنه، من ادعای خدایی کنم و بهش بگم، من که تو رو نفرستادم. ![]() ![]() اما من به تجربه دیدم آدمای بی حجابی که خدا جاهای بزرگی بهشون کمک میکنه. من هیشوقت خودم رو از اونا بالاتر نمیبینم و اونا رو پایین تر نمیبینم. کارنامه اعمال همه ما ها یه چیزیه که فقط خدا ازش خبر داره. شاید من که اینقدر مومن به نظر میام، آدم پاکی نباشم و آدمی که ظاهرش بد باشه، شاید به مراتب از من پاک تر باشه. این چیزا تشخیصش با خداست و حسودی هم نداره. هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی الا بر آنکه دارد بر دلبری وصالی من این روزا که گاهی مستند آقای بهجت رو نشون میده، به شدت به ایشون حسودیم میشه. من تو سن 30 سالگی نمازامو نشسته میخونم و مثل کلاغ نوک میزنم... اما ایشون... موقع سلام نماز، انگار واقعاً داره از خدا و پیغمبر خداحافظی میکنه. من به این چیزا حسودیم میشه. به کسی که اختیار مرگ و زندگیشو داره. حسودیمم در حدی نیست که بخوام خرابش کنم. بعید میدونم که منم در حد اونا بشم. لذا فقط غبطه میخورم. من این متن رو در صورتی نوشتم که داشتم واسه زهرا "حسنی نگو بلا بگو" می خوندم و دیوونه شدم از بس ازم سوال پرسیده. لذا ممکنه اشتباهات گرامری توش باشه. به بزرگواری خودتون ببخشین. |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
سلام
مرسی زینب جان کلا یه سری ادراکات وجود داره که ادم تا مادر نشه متوجه نمیشه.دوستم میگه وقتی بچه ام بدنیا اومد ایمانم به خدا قوی تر شد.حرفایی که زدی درسته و معمولا میخوان مهربانی خدا رو مثال بزنن میگن فلان برابر عاطفه مادر.چون به جز انبیا و ائمه،تو سیستم ما زمینی ها،حبی بالاتر از مادر به فرزند نیست. همه ما از ایده ال هایی که اینجا مطرح شد خیلی فاصله داریم . اما فرض کنید یه شوهری خدایی نکرده،دیگه همسرشو دوست نداشته باشه،نمیگم سخت نیستا، بحث این نیست. اما درست نیست که خلیفه خدا (بالقوه) بخاطر این اتفاق خودش رو از کمالش محروم کنه.میخوام بگم این توقعات ریشه خیلی از غصه ها و ناراحتی های ماست. ادم سبکبال میشه. |
|||
|
|
۱:۵۶, ۲۴/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۳ ۲:۰۱ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
(۲۳/آذر/۹۳ ۲۱:۴۱)رکن الهدی نوشته است: متوجه نشدین ؟!شما با مردم اون زمان چه فرقی دارین؟!مثلا تکامل یافته تریم برتریم چی هستیم یا اونا چی بودن!!! واییی...... خانوم شما که باز زدی به مریخ. حرف من این بود که نبوید چشم بسته از کسی که ادعایی داره تبعیت کرد چون ممکنه دروغ بگه همین . خودتون هم قبول کردید..... حالا از این سوال ها میخواید به کجا برسید؟؟؟یعنی میخواید بگید پیامبر و امامان که نشونه ای نداشتن ولی فرستاده ی خدا بودن و مردم هم جاهل بودن که اونا رو قبول نمیکردن حالا اگه ما هم کسی رو که ادعای فرستاده شدن از طرف خدا داره(بر فرض مثال)نپذیریم ما هم جاهلیم.درسته میخواید همینو بگید؟؟ شما هر دقیقه از یه شاخه به شاخه دیگه میری منم اینطوری نمیتونم تمرکز کنم و جواب بدم. خب سوالاتتون چی بود؟؟ ------------------------------------------------------------------------------------------ راجع به اون رذایل اخلاقی که گفتید بهتره بدونید که ما نمیتونیم در مورد دیگران قضاوت کنیم چون خودمون هم مثل اونا انسانیم و اشتباه میکنیم این دلیل نمیشه چون یه نفر همفکر ما نیست (چه بسا تفکرش درست هم باشه)بگیم رذایل اخلاقی داره اصلا این دو تا ربطی به هم نداره.... من خودم توی اطرافیانمون دیدم آدمایی که خیلی ادعای دین داری دارن و ظاهرشون هم مذهبیه ولی از این رذایل اخلاقی مثل حسادت هم دارن توی زندگیشون. -------------------------------------------------------------------------------------------- آقای kol عقابو با فروهر میشناسن ......اصلا عقاب عقاب بودنش رو از فروهر گرفته...... |
|||
|
۱۱:۴۹, ۲۴/آذر/۹۳
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
من که از شما یه سوال پرسیدم از اول شما نتونستین جواب بدین می گین از این شاخه به اون شاخه پریدین
![]() من نگفتم شما نتیجه روبگید که البته نتیجه اتون هم اشتباه بود گفتم جواب سوال رو بدین می تونستین بگید من تاحالا به این قضیه فک نکردم دیگه انقدر فرافکنی نداره.... سوالم رو یجور دیگه می پرسم اگه جواب داشتید بفرمایید اگرم نع که بحث رو بیخود ادامه ندیم در صورت ظهور امام زمان شما چه طور به حقانیت ایشون پی می برید فقط خواهشا پای نشانه های ظهور رو وسط نکشید چون گفتم یه عده هم مخالف ایشون هستن؟ اما من در جواب زینب خانوم یه مطلبی رو بگم ببینید فک نکنم هیچ کدوم از خانومای این تاپیک منظورشون از عاشق شدن این بود که اونا عاشق مثلا شوهرشون بشن یا دنبال اونا راه بیفتن وفا ویژگی فطری همه زنان هست وفا بودن چیز غریبی نیست هیچ خانومی حاضر نمی شه جای خودش رو مثلا به ژوبین بده همه وفای زندگی خودشون هستن چون در خلقت زن این مساله از اول رقم خورده ...اینکه ما گفتیم عاشق بیشتر لذت می بره صرفا خودمون رو جای عاشق گذاشتیم چون به صورت خدادای معشوق هستیم حالا با یه عینک دیگه نگاه می کنیم همیشه زنان عاشق یا عشقشون یکطرفه بوده یا اگرم دو طرفه بوده ابراز اون رو به عهده طرف مقابل قرار دادن و جایگاته معشوقی رو برای خودشون حفظ کردن |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است !! | فاطمه خانم | 5 | 2,583 |
۲/شهریور/۹۴ ۱۳:۱۰ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| هنر زن بودن؟ | یاســین | 13 | 7,654 |
۳۰/تیر/۹۴ ۱۵:۳۳ آخرین ارسال: یاســین |
|













