|
نقد اقدس همراه با اسناد
|
|
۱۹:۴۷, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مجال و چندین جلسه اینده به بحث نقد کتاب احکام اقدس ( به تصور بهاییان وحی بر جناب حسین علی نوری رهبر بهاییان) میپردازیم. کتاب اقدس کتاب احکام و در حقیقت کتاب شرایع و قوانین بهاییت میباشد که در جامعه بهایی دارای ارج و مقام خاصی بوده . برای اطمینان، دوستان به مرجع کتابخانه بهایی مراجعه و نام این کتاب رو در لیست اثارجناب بهالله مشاهده کنند. البته اثار دیگه ای از این جناب هم هست که فعلا به این کتاب احکامشون میپردازیم. مشت نموونه خرواره ![]() برای نمونه میتوان به اینمورد اشاره کنیم که جناب ولی امر درباره کتاب اقدس چی میگه ( بالاخره هر کسی از دیانت خودش بهتر اگاهی داره ، نداره؟) پ.ن. ولی امر بهای کسی نیست جز ، شوقی افندی نتیجه جناب بهاالله . خو میدونه چقدر بابابزرگش این کتاب رو با زحمت نوشته دیگه ![]() نقل قول: توصيف کتاب اقدس به قلم حضرت وليّ امراللّه ترجمه از (گاد پاسزبای)این متن رو دوستان لطفا با تامل بر قسمتهایی که رنگی شده بخونین. پ.ن. اصل این کتاب به زبان عربی میباشد ولی به دستور مقامات بهایی به زبانهای دیگر هم ترجمه شده حال برسیم به نقد این کتاب که درش ببینیم اصلا چی داره و بعد نکاتی رو بگیم. در اولین مجال از این سلسه بحث به این موضوع میپردازیم که :
مفهوم اولین عبارت کتاب مقدس بهائیان (کتاب اقدس) این است: همه گمراهند جز بهائیان ! بهاءالله در عبارت اول کتاب مدعی است که هرکس مرا نشناسد از اهل ضلالت محسوب می شود حتی اگر همه کارهای خوب جهان بدست او صادر شده باشد!! لذا پیام “اقدس “به همه شش میلیارد انسان روی زمین ،همه نیکوکاران و مخترعان و دانشمندان غیر بهائی این است که شماگمراهید و همه کارهای خوبتان هم باطل است چون مرا نشناخته اید…این عبارت را باید به عنوان معرفی بهائیت به نقل از کتاب اقدس به مجامع بین المللی فرستاد…
“ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیروالذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال” ترجمه: نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست! هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد. از جوانان عزیز و دانش پژوهان گرامی می خواهم به این عبارت که نخستین جمله و طلیعه کتاب مقدس بهائیان است دقت نمایند و برداشت های خودشان را از آن بیان نمایند. بنده برای شروع بحث سعی می کنم مطالب برآمده از این عبارت را فهرست نمایم:
۱- اولین وظیفه هرکس شناخت رسول است.(رسول از سوی چه کسی؟!) ۲- شناخت رسول ،مهمتر از شناخت خود خداست چون اولین واجب شناخت خود خدا نیست بلکه شناخت رسول است! معلوم نیست وقتی هنوز خود خدا را نشناخته اند چطور رسول او را می توانند بشناسند؟! ![]() ۳- رسول ،قائم مقام خدا در عالم خلق و امر است بلکه نفس اوست! توضیح عالم خلق و امر باشد برای بعد! وقتی خود فرد شناخته شده نیست شناخت قائم مقام او چه معنی دارد؟! ![]() ۴- وصول به همه خیرها در گرو شناخت این رسول است ! ![]() ۵- هرکس از این عرفان منع شود گمراه است حتی اگر همه اعمال را انجام دهد! پس هرکس در دنیا به عرفان رسول دست نیافت از نظر بهاءالله اهل ضلالت و گمراهی است و اگر اعمال خوبی هم انجام دهد به درد نمی خورد و باطل است. خلاصه سخن بهاءالله در نخستین عبارت کتاب اقدس این است که :
بنازم انحصار طلبی را که از این بالاتر نمی شود! ![]() همه دنیا گمراهند جز این سه چهار میلیون نفر و همه مطالب و اعمال خوبشان هم باد هواست! راستی یک پیامبر الهی سراغ دارید که مردم را این چنین به خود _و نه به خدا _فراخوانده باشد؟! ![]() یک آدم انحصار طلب سراغ دارید که به اسم دین ،خود را قائم مقام خدا در عالم خلق و امر معرفی نموده و بگوید به جای هر شناخت دیگر بیائید دنبال من که اگر مرا نشناسید و دنبال من نیائید محکوم به گمراهی و بدبختی هستید؟! ![]() پایام بخش اول ان شاء الله تو چند جلسه اینده این بحث رو ادامه و تا قبل از سال جدید پایان میدیم دوستان اگه جایی روشک داشتن بگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه ااسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.از همه دوستان درخواست دارم نظراتشون رو هم بگن البته هر جا رو اگه نقل قول میکنن ادرس بدن.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۰, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
(۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۰۲)رکن الهدی نوشته است: اینطور که من می دونم نسل جدیدشونم می دونن بهالله چقدر حرفهای مفت زده الان بیشتر رساله های شوقی رو استفاده می کنن وکاری هم به توبه نامه بهالله ندارن اصن به روی خودشون نمیارن... سلام اساس دیانت بهاییت رو این شخص میدونن و کلماتش براشون وحی منزل هستا توبه نامه برای سید باب بودا اشتباه نشده؟ ![]() درباره این مکتب درتالار پست های مختلفی هست که روشون بحث شده و اینجا ما رو کتاب شرایعشون داریم پیش میریم و هرجا هم لازم باشه نکاتی رو اضافه میگیم. درباره ازادی بیان و اظهار عقیدشون فقط بگم اگه کافیه تناقضاتشون با بابت و کمی از تاریخچشون و نوشته ها و همچنین اگه درباره بابیت که رشته اصلی اینها هست بدونین میتونین پاسخ به مطالبشون بدین. بقول دوستی میگفت برای بحث با مکاتب منحرف کافیه تاریخشون رو زیر سوال ببرین همین کفایت میکنه چن وقتی اساس و بن مایه اون ها زیر سوال بره دیگه ..... (۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۵)Lord_Contemno نوشته است: فکر کنم منظورتون توبهنامهی باب بوده. که البته خب اینطور توجیهشون میکنن که تحت فشار بوده و بعضی اصلاً جعلی میدونندش. در ضمن اینطور نیست که حرفهای بهاءالله رو مفت بدونند. حالا کتاب اقدس رو که وحی الهی میدونند، ولی مثلاً درمورد کتاب ایقان توی سایت Goodreads: درباره کتاب ایقان هم ان شالله در اینده اگر عمری بود حتما صحبت خواهیم کرد. درباره سوال شما ، میشه واضح بگین چون متوجه سوال شما نشدم. (۸/اسفند/۹۳ ۱۸:۳۸)رکن الهدی نوشته است: اونی که هست اصلش نیست اصله اصلش تو بیت العدله ..اینا همه تیکه تیکه اس... اتفاقا کتاب اقدسی که من ازش رفرنس میدم و تصویرش رو دارین نیبینین برای 1899 هستا ![]() متن اصلیش که عربیه و برگردانش به لاتین و فارسی صورت گرفته حالا یه چیزی که جالبه بدونین این هست ایشون وقتی برای مردم ایران اومده چرا متناش عربیه همه اصلیاش؟ خو یه چنین سوالی هم پیش میاد دیگهالبته به نقل از محیط طباطبایی در مقالۀ «کتاب اقدس» در مورد کتابشناسی این اثر میرزا حسینعلی بها بحث نموده است. این کتاب در 1290 یا 1292.ق تدوین شد. وی در ایام پیری و در 1308.ق، پسرش میرزامحمدعلی غصن اکبر و میرزا آقاجان کاشی را برای چاپ و انتشار آثارش به بمبئی روانه کرد و برای بستن دهان عیبجویان، آنان را در اعمال اصلاحات مورد نیاز ترغیب نمود و به آنان اجازۀ لازم را داد. ازاینرو، اختلافهای فاحشی در متون خطی ــ به دلیل اصلاح آنها در زمان حیات بها ــ و نیز میان آنها با متون چاپی رخ داده است. طباطبایی با تأکید بر این مطلب، به دنبال حلّ این معماست که چرا بهائیان از چاپ مجدد این کتاب که روزگاری به دنبال آن بودند، امتناع کردند. او این پاسخ را اگرچه صحیح، اما کافی نمیداند که خوف بهائیان از زمینۀ بروز خردهگیریهای عربیدانان بر اشتباهات فراوان و فاحش ادبی در این متن عربی، علّت پرهیز از چاپ مجدّد آن است. وی در نهایت این جمعبندی را کرده است که بازماندگان عباس افندی غص اعظم اگر بخواهند به انتشار آن دست یازند، ناگزیرند به انتشار نسخۀ اصلاحشدۀ غصن اکبر رقیب عباس افندی دست یازند و این امر از منظر اختلافات فرقهای به زبان آنهاست و ازاینرو، از انتشار آن پرهیز دارند.[sup] ( [/sup]سید محمد محیط طباطبایی، «کتاب اقدس»، گوهر، سال 4، ش10، دیماه 2535 (شمارۀ مسلسل 46)، صص824ــ820، و ش11 و 12، بهمن و اسفند ماه 2535 [1355] (شمارۀ مسلسل 47 و 48)، صص910ــ906 ) |
|||
|
۱:۳۵, ۹/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۳ ۱:۳۹ توسط Lord_Contemno.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول: ببینید: نقل قول: میگم بعضی از مسلمونا هم چنین تفکری درمورد اسلام دارن. باز مسلمون ها دو میلیارد و دویست نفر هستن! بعضی از شیعیان که نسبت به سنّی ها تعداد خیلی کمتری هستن دقیقاً این طور فکر می کنند. شما صددرصد باید مخالف این طرز تفکر باشید دیگه، درسته؟ آخه اگه غیر از این باشه یه بهایی می تونه راحت خودش رو توجیه کنه. تو جوابش چی باید گفت؟ همین طور جالبه اگه حین بررسی کتاب به اشکالی رسیدیم که حاکی از عربی ندانی بهاءالله بوده و دوستان ازش مطلع بودند، ذکر بشه. |
|||
|
۲:۲۵, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۹/اسفند/۹۳ ۱:۳۵)Lord_Contemno نوشته است: ببینید: سلام ، بحث سر کلام رهبر بهاییان بود نه حرف مسلمونها و یا مسیحیا و یهویدان ... . مسلمونا چه نگاهی دارن ایا ملاک برای سنجش دین هست؟کلام نبی با کلام مردم عادی فرق نمیکنه؟اگه قرار بود مردم عادی به تفسیر اونجیزی که میخوان بردازن دیگه چرا نیاز به مفسر دیانت بود؟اگه نبی کافی بود چرا معصوم امد که کامل کنه مبانی رو؟تعداد قلت و یا کثرت دلیل بر برتری نیست و باید اینطور گفت که کسی که نخواست و یا نتونست و یا نشد مسلمان بشه باید دید چرا مشد و یا نخواست و ... بعضی ها بهشون اسلام و مفاهیم اسلامی نرسیده و یا اگه رسیده غلط رسوندن و یا اینکه نخواسته بشه و از روی لجبازی و تعصبات خاص خودش نیومده .
نقل قول:قرآن و روايات به طور صريح اعلام مىدارد كه تنها اسلام و تشيع كه همان حقيقت اسلام ناب است از افراد پذيرفته مىشود و اين به معناى آن نيست كه همه مسلمانان و شيعيان اسمى وارد بهشت مىشوند؛ شرط رفتن به بهشت از نظر قرآن كريم ايمان و عمل صالح است.چون تو متن بالا دو قسمت سبز و بنفش هست و هر دوی اینها تضادی با عقاید غیر بهایی نداره. به نقد ادبی و ... این کتاب هم ان شالله خواهیم رسید |
|||
|
۱۵:۰۹, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
در ادامه بحث تا اینجا گفتیم که
(۷/اسفند/۹۳ ۱۹:۴۷)mahdy30na نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم و بعدش گفتیم که (۸/اسفند/۹۳ ۱۳:۳۱)mahdy30na نوشته است: حالا در ادامه بحث میگیم که
من جامع همه خوبی ها و خیرات هستم و دیگران نقطه مقابل آن یعنی بدی و ضلالت!! می فرماید: من فاز به قد فاز بکل الخیر یعنی هرکس به عرفان من (مشرق وحی)برسد به همه خیر ها فائز شده است!
* اینجا ممکنه افرادی ایراد بگیرن که مگه انبیا برترین های دوران خودشون نبودن؟خوب این حرف درست ولی پیامبری الهی دیگه وقتی بخواین ببینین که ایا ایشون هم جزو انبیا هست یا نه لطف کنین به بحث خاتمیت کمی برگردیم تا اساس بحث نبوت ایشون رو برسی کنیم .البته در این بایه پیشتر در بحثی جدا صحبت شده که براتون لینکشو میزارم ، ولی قبلش یک نکته رو بخونین *بهائیت و خاتمیت* .
خیر مطلق و انحصاری هزاره سوم میرزاحسینعلی نوری مازندرانی است و مابقی هیچ هیچ!! حالا باید باز هم دید که کسی که سیر رشد خود را از بشر بودن و عامی بودن و نبوت و ....تا خدایی پیش میاد چرا از اول خودش رو خدا نشون نداد ![]() مثلا ایشون وقتی تو زندان هستن میگن : أن استمع ما يوحي من شطر البلاء علي بقعة المحنة و الابتلاء من سدرة القضاء أنه لا اله الا أنا المسجون الفريد . بشنو آن چه را از سوي محل بلاء بر محل محنت و رنج از سدرهي قضاء وحي ميشود که: هيچ معبودي نيست مگر من، که زنداني و تنهايم. آثار قلم اعلي ج ۱ ص۲۲۹. |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بعله تو اون پستم اشتباه کردم ولی توی پست بعدی گفتم باب ..قضیه توبه اش هم اضافه کردن نامش در اذان وبرانگیختن حساسیت علما بوده...
ببینید من می دونم شما اصل کتاب اقدس رو آوردین منظورم خود بهایی های حاضر هست که تو خونه اشون مثه قران ما کتاب اقدس به صورت کامل وجود نداره .. ومنظورم از بحث بیشتر شناسوندن فرایند کاری اونها از گذشته تا حالا واثبات باطل بودنشون براساس رفتارها واعتقادات خودشونه... |
|||
|
|
۱۷:۰۵, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۹/اسفند/۹۳ ۱۶:۰۴)رکن الهدی نوشته است: بعله تو اون پستم اشتباه کردم ولی توی پست بعدی گفتم باب ..قضیه توبه اش هم اضافه کردن نامش در اذان وبرانگیختن حساسیت علما بوده...سلام چون کلی داشتم همه رو جواب میدادم به سوالات پشت هم پاسخ دادم. تشکر از همراهیتون ببخشین من اینطوری متوجه شدم که ما قرانمون ناقصه؟یعنی قران ما تکه تکه هست؟ برای اثبات بطلانشون بدور از هر جدل سعی میکنیم با مدرک دسته اول و استنادات به حرفای خود بزرکای بهایی مثل بهالله و عبدالبها و ولی امر و از مبلغین سر شناسشون مثل می رزا ابوالفضل گلپايگاني و ... که کلامشون برای اونها سند هست استفاده کنیم بر مبنای عقیده خودشون. فقط یه چی میگم بدونین که خود جناب حسین علی نوری در کتاب اقدس صفحه 111 ( همین کتاب مورد برسی )میگه " و الّذی یتکلّم بغیر ما نزّل فی الواحی انّه لیس منی " خو این یعنی جی؟ هر کس به غیر انچه در نوشته های من امده سخنی بگه از من نیست. حالا اگه کسی بیاد کلام این فرد رو تعریف کنه و شرح بده از خودش دیگه بهایی نیست. و عباس افندی هم تو همین مورد میگه « حضرات احبا باید انچه نصوص کتاب است بیان کنند و ادنی کلمه ای تجاوز نشود » کتاب امر و خلق ص 9 و همچنین در کتاب مکاتیب ج4 ص31 حال اینکه در اسلام اینگونه نیست ![]() قرار نیست اینجا ما وهابی و شیعه کنیم و یا بهایی رو شیعه کنیم ( البته اینها همه ادعا دارن که از شاخه های شیعه و اسلا هستن که رشد کردن جون تو بحثای قبل گفتیم که اینا از شیخیه و بایبت شروع شد که همه دنبال رو مقام قائمیت بودن تا رسیدن به دیانت جدید برای مطالعه پیشنهاد میکنم به تحقیق سیری در شکل گیری بابیه و همچنین مطالبی که درباره بابیت گفته شده مراجعه کنین ) بلکه میخوایم بگیم دیانت شما اینگونه است از نگاه دیانت خودتان . اگه هم رو به اسلام اوردن خوشا بحال اینها وکرنه نه احبار هست نه جیزی. |
|||
|
|
۱۸:۰۳, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
فقط در مقابل اشاره کنم: وقتی مردم از پیامبر میخوان معجزهای بهشون نشون بده، ایشون میگن:«سبحان ربّی هل کنت الا بشراً رسولاً». (اسرا 93)
دقّت کنید تفاوت رو! |
|||
|
۱۸:۴۴, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
من گفتم مثه قران ما که کامل تو خونه هممون هست اونا کتابشون کامل تو خونه اشون نیست
![]() عجب سوئتفاهم های وحشتناکی
|
|||
|
۲۱:۵۷, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۹/اسفند/۹۳ ۱۸:۴۴)رکن الهدی نوشته است: من گفتم مثه قران ما که کامل تو خونه هممون هست اونا کتابشون کامل تو خونه اشون نیست سلام اره درست فرمودین قران کریم تو خونه ما هست اونم به برکت مرزبانان دینمان وگرنه ممکن بود ما هم مثل خیلیا دیگه به جاده خاکی میزدیم/ (۹/اسفند/۹۳ ۱۸:۰۳)Lord_Contemno نوشته است: فقط در مقابل اشاره کنم: وقتی مردم از پیامبر میخوان معجزهای بهشون نشون بده، ایشون میگن:«سبحان ربّی هل کنت الا بشراً رسولاً». (اسرا 93)
پاسخ استدلال منكرين شق القمر به آيـه (قل سبحان ربى هل كنت الا بشرا رسولا) و امـا ايـن كـه اسـتـدلال كـردنـد بـه آيـه (قـل سـبـحـان ربـى هـل كـنـت الا بشرا رسولا) بر اين كه هيچ معجره اى به پيشنهاد مردم صورت نمى گيرد، در پـاسـخ مـى گـويـيـم : مـفـاد آيـه شـريـفـه ايـن نـيـسـت كـه خـداى سـبـحـان نـبـوت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) را به وسيله معجره تاييد نمى كند، چون مفاد آن اين است كه : بگو من از آنجا كه يك بشر هستم كه از ناحيه خدا فرستاده شده ام، از ناحيه خود قدرتى بر آوردن معجره ندارم. چـون اگـر مـفاد آن انكار معجزات از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) باشد انكار مـعـجـره هـمـه انـبـيـاء هـم خـواهـد بـود، زيـرا هـمـه انـبـيـاى بـشـرى رسـول بـودنـد، و حـال آنـكـه قـرآن كـريـم در ضـمـن نقل داستان هاى انبياء معجزاتى بسيار براى آنان اثبات كرده، و از همه آن معجزات روشن تـر خـود ايـن آيـه خودش را رد مى كند، براى اين كه آيه شريفه يكى از آيات قرآن است كـه خـود مـعـجـزه اسـت، و بـه بـانـگ بـلنـد اعـلام مـى كـنـد اگـر قـبول نداريد يك آيه به مثل آن بياوريد، پس چگونه ممكن است اين آيه معجره را انكار كند با اين كه خودش معجره است ؟ بلكه مفاد آيه اين است كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) بشرى است فرستاده شـده، خـودش از اين جهت بشر است قادر بر هيچ چيز نيست، تا چه رسد به آوردن معجره، تنها امر به دست خداى سبحان است، اگر بخواهد به دست او معجزه جارى مى كند، و اگر نـخـواهـد نـمـى كند همچنان كه در جاى ديگر فرموده : (و اقسمو اباللّه جهد ايمانهم لئن جاءتهم ايه ليومنن بها قل انما الايات عند اللّه و ما يشعركم انها اذا جاءت لا يومنون ) و نـيـز از قـوم نـوح حـكـايـت كـرده كـه گفتند: (قالوا يا نوح قد جادلتنا فاكثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصادقين قال انما ياتيكم به اللّه ان شاء) و نيز فرموده : (و ما كان لرسول ان ياتى بايه الا باذن اللّه ) و آيات در اين معنا بسيار است. خو ببنین اینا تو بحث معجزه اصلا وارد نمیشن و یج.ر دیگه مطرح میکنن.میرسیم بهش ان شالله /در پناه خدا باشید |
|||
|
|
۲۳:۳۱, ۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
منظور من جواب پیامبر بود که گفتن "من هم انسانی هستم مثل شما". البته میدونم ممکنه چه برداشتهای بیراهی از این جمله بشه ولی من صرف مقایسه گفتم که معلوم باشه این ادّعاهای بهاءالله چقدر گزافه بوده.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














![[تصویر: wink.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.png)

