کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غصه هایی که آدمو پیر می کنه...
۱:۰۰, ۲۳/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۵ ۱۲:۱۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بابا ما خسته شدیم از این وضع!!
اسلامو نخوایم باید چی کار کنیم!!!
یه روزی پدرا و پدربزرگامون یه کاری کردن، ما چرا باید تابع تصمیم اونا باشیم!!!
سخته نمی تونیم ادامه بدیم!
تحریم، گرونی، بیکاری، ....
.
.
.

«فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا انّه بما تعملون بصیر» (سوره هود - آیه 112)
پس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن و همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده اند.


پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عزیز فرمودند : سوره ی هود مرا پیر کرد. (مجمع البیان، ذیل آیه ی 112 سوره ی هود)

و این داستان ادامه داشت تا عصر امام راحلمان و همچنین دوره ی مقام معظم رهبری (*)


اون چیزی که علت پیری پیامبر بیان شده براساس برداشتایی که از صحبتای حضرت امام و مقام معظم رهبری می شه، فراز دوم آیه هستش : "و من تاب معک"


آنچنان که ماموری استقامت کن.
این فراز پیغمبر رو پیر نمی کنه چرا که اصلا وظیفه ی پیامبر استقامت هستش.
پس اون چیه که عامل پیری پیامبره؟؟



"و من تاب معک" : هم خودت استقامت کن و هم اون کسانی که با تو هستند.
این فراز دومه که کار پیامبر رو سخت می کنه.
خودم در راه مستقیم، استقامت می کنم ولی بقیه... اونو چی باید کرد؟ این شروع سختی های راهِ پیامبری هستش. تا اونجا که "شیبتنی سوره هود"


بزرگترین غمی که پیامبر رو پیر می کنه، غصه های استقامت امتش هست : غصه های اجتماعی.

و این امر انقدر پیش خدا ارزش داره که می ارزه یکی به نازنینی پیامبر هم تو این معادله پیر شوند.
اون قدر می ارزه که در امتدادش علی (علیه السلام) باید خون دل بخورند.
فاطمه.... حسن... و حسین هم در گودال قتلگاه...




بله، مهمترین غصه های خدا توی قرآن، این غصه های اجتماعیه. غصه های حکومت که در راس مسئولیتش پیامبری هست که ستون این خیمه گاهه.
و اینجاست که شروع بسیاری از مصیبتاست!
چرا که خیلیا اجازه نمی دن و نمی خوان که امام و اون رهبر این کار رو انجام بده و آغاز این تقابلم، نتیجه ای جز ظهر خونین عاشورا نداره.
.
.
.
هنوز معنی سیاست عین دیانت است رو نفهمیدیم!!
اصلا موجودیت مسلمونا به همین مباحث اجتماعی و سیاسیه.

چرا برای نماز جماعت در مقابل نماز فرای اینقدر ثواب در نظر گرفته شده؟ تا جایی که اگه تعدادشون از ده نفر گذشت، دیگه این ثواب قابل محاسبه نیست؟
چون اینجا بحث اجتماعیه. اصلا موجودیت مسلمونا به همین مباحث اجتماعی و سیاسیه. این خدمتی به فرهنگ دینی جامعس. برای همینه که انقدر ثواب و اجر داره.


هر چیزی اگه جنبه خدمت به جامعه رو بگیره ثوابش عظیم می‌شه، از اون طرفم اگه عواقب عملی دامن جامعه رو بگیره اونجا دیگه خود خدا انتقام می گیره.


مثلا : داستان بنی اسرائیل که "جرم اجتماعی" کردن و با این‌که توبه کردن ولی باز هم خدا انتقام گرفت.

داستان بنی اسرائیل رو خدا در عبارت "فتوبوا الی بارئکم" تمام نمی‌کنه بلکه در ادامه می‌فرماید:" فاقتلوا انفسکم" (بقره- 54) بعدِ توبه بنی اسرائیل، 12 هزار نفرکشته شدن. این سیلی خدا بود چون آثار این جرم به جامعه کشیده شد.


مثال دوم : داستان حضرت آدم که آثارش به نسلش رسید و می‌ بینیم که خدا توبه ایشون رو پذیرفت "فتاب علیه"(بقره- 37) ولی دیگه به بهشت بر نگشت.



بزرگترین گناها براساس این معادله، گناهای اجتماعی شد.
توی گناه اجتماعی هم عفو نداریم.

حتی تعبیر "قُتِّلُوا" رو داریم که دلالت بر تکثیر عذاب می کنه. تقتیل یعنی چندین بار اعدام! چون جرم اجتماعیه. برای "مرجفون" و آشوبگرا و اهالی فتنه هم همین تعبیره چون گناه جمعیه: و قتّلوا تقتیلا (احزاب- 61)


اما از اون طرف، توی گناهای فردی حرف از عفوه. حتی اگه پدرت رو هم کشته تو ببخش! "فمن عفی له من اخیه شی ءٌ فاتباع بالمعروف و ادءٌ الیه باحسان"(بقره- 178)
تو این آیه، ولیّ دم رو برادر قاتل حساب کرده! چون جرم فردیه.



دین سیاسی یعنی این! مبنای سیاست اسلام همینه.


تو این منظومه بالاترین گناها، گناهای اجتماعیه
و که بزرگترین آن هم حاکم کردن کسیه که شایستگی نداره (حکومت غیر الهی)...



پ.ن :
(*) خطبه های نماز جمعه تهران در حرم امام (رحمة الله علیه)، 14 خرداد 89 :
شما در قرآن ملاحظه می کنید که در سوره‌ی مبارکه‌ی هود، خدای متعال به پیغمبرش می فرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا انّه بما تعملون بصیر». پیغمبر را امر می فرماید به استقامت. استقامت، یعنی پایداری؛ راه را مستقیم ادامه دادن؛ در جهت درست حرکت کردن. نقطه‌ی مقابل این حرکت مستقیم در این آیه‌ی شریفه، طغیان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغیان، یعنی سرکشی؛ منحرف شدن. به پیغمبر می فرماید: هم تو - شخصاً - هم کسانی که همراه تو و با تو هستند، این راه را درست ادامه بدهید و منحرف نشوید؛ «انّه بما تعملون بصیر». مرحوم علامه‌ی طباطبائی بزرگوار در تفسیر المیزان می فرماید: لحن این آیه، لحن تشدد است؛ هیچ نشانه‌ی رحمت در این آیه نیست. خطاب به خود پیغمبر است؛ «من افراد النّبىّ بالذّکر». در درجه‌ی اول، خود پیغمبر را مخاطب قرار می دهد: «فاستقم». لذا این آیه به نحوی است که پیغمبر اکرم درباره‌ی سوره‌ی هود فرمودند: «شیّبتنی سورة هود»؛ سوره‌ی هود مرا پیر کرد. این به خاطر همین آیه است. در روایت است که آن بخشی از سوره‌ی هود که پیغمبر می فرماید «من را پیر کرد»، همین آیه‌ی مبارکه است؛ به خاطر تشدیدی که در این آیه هست. در حالی که در یک جای دیگر قرآن هم دارد: «فلذلک فادع و استقم کما امرت»، اما عنوان «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا» - منحرف نشوید، از راه برنگردید - خطاب سختی است که به خود پیغمبر است. این خطاب، دل پیغمبر را می لرزاند.



منبع : روضه هاي ناشناخته كربلا، سيد علي اصغر علوي



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، سیمرغ ، یاســین ، mohammad reza ، Lancelot ، عبدالرحمن ، Mahtab1 ، Eve ، Asma ، رکن الهدی ، Agha sayyed ، شهیدطیبه واعظی ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، هادی... ، عدالت ، قلب ، بیداری12 ، میم.حسین.الف ، نورالسادات ، غریب ، fafa* ، Islam ، N.Mahdavian

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۴۵, ۳۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام

اول اینکه من از مدیران گله دارم

بارها و بارها عرض کردم وقتی حوصله جواب دادن رو ندارید اجازه ندید این افراد جولان بدن

این سایت با هزینه ماهیانه اداره میشه

این افراد میان با استفاده از امکانات شما حرفاشون رو خیلی شیک میزنن و چندتا کاربر دغدغه مند میان بحث میکنن و این دور باطل ادامه داره

چند درصد مطمئنید وقتی یه کاربر کم سن و سال شبهات این ها رو میخونه تو دلش اثر نمیزاره؟

چند درصد مطمئنید اون شخص خواننده مطلب بعد از خوندن شبهه برمیگرده برای خوندن جواب (نه جواب مدیر بلکه افراد دغدغه مند و نه خودم)؟

میدونید به خاطر این بیخیالی شما ممکنه چه دینی گردنتون بیفته؟

یه آدم مریض 200 تا کاربری میسازه و ساخته میاد وقت کاربرا رو میگیره و فکرشون رو خراب میکنه

لطفاً جمشون کنید

قبلا هم گفتم این ها انواع دارند

یکی میاد مثل فلانی عکس های موهن میزاره یکی منکر خداست یکی منکر پیامبره یکی امامان و یکی هم تو ولایت فقیه و حجاب و اینا کار میکنه و تازه اینها لایه اول هستن ... برخی هم میان برای اذیت مدیرا و افراد موثر سایت تا سرخورده بشن و برن یا افرادی که مخفی تر کار میکنن

دوم!

این بنده خدا شیطنت کرد و این مطلب رو گذاشت

نقل قول:اما این سخنان خشم آیت الله خمینی را برانگیخت و او در نامه ای سرگشاده به سید علی خامنه ای نوشت

مهم نیست کپی کرده یا خودش نوشته

منبعت کجاست آقا ؟ که خشم امام برانگیخته شده؟؟؟

آیا دروغگویی کار خوبیست؟ بد نیست حداقل آزاده باشید

چیزی که امام به آقا فرمودن یجور جنبه تربیتی داشته

ینی چی

اگر تربیتی بوده چرا در نامه خصوصی گفته نشده؟

چووووون اصل کاری افرادی بودن که همون موقع یا بعداً در این مسائل حرف هایی میزدند که....

همیشه آدم به اونی که دوستش داره اینطور حرف میزنه

خود خدا در قرآن عباراتی داره خطاب به پیامبر

که ای پیامبر اگر فلان کار رو میکردی فلان جزای بد رو میدیدی یا اگر فلان کار رو نمیکردی ... (مثل 73 اسراء )

آیا این یه تهدیده یا بد حرف زدنه؟

خیر چون این رابطه رابطه عادی نیست و قراره بقیه ای بفهمن که در حالت عادی نمیفهمن

در مورد حکومت اسلامی و ولایت مطلقه فقیه

خود نفس حکومت اسلامی از جان امام معصوم بالاتره

چرا؟

وقتی حکومتی نباشه جان خود امام هم به خطر میفته پس برقراری حکومت و داشتن سلطه امنیتی،سیاسی از همه چیز مهم تره

بنظر شما یکی از فرق های بین شهادت امام حسن و حسین در چیه؟

امام حسن ترور شدند یعنی سلطه (خیلی کم) داشتن ولی امام حسین کلا هیچ سلطه ای نداشتن

در واقع امام حسن ترور شدند ولی امام حسین به قتل رسیدند

نمیتونم خوب منظورمو برسونم ولی احتمالا اهمیت حکومت اسلامی براتون جا افتاده

ولایت فقیه هم کاملا مشخصه

مبانی اجرایی ولایت فقیه از کجاست؟ از همون اسلام پیامبره

هیچ شرط و شروطی در حوزه ولایت فقیه نداریم

همه چیزش تمام و کماله یعنی نه در مورد آقای سید علی خامنه ای بلکه در مورد این جایگاه ولایت فقیه

یعنی قابل تفکیک نیست و تبصره نداره

نقل قول: به این ترتیب بود که تئوری ولایت مطلقه سرانجام به تعطیلی احکام اسلام کشیده شد .

مشخصه سوزش امثال شما از کجاست

وقتی امام خامنه ای یه حرف میزنن و تو اونطرف دنیا شخصش میفهمه چی گفته شده و تنشون میلرزه برخی افراد داخلیشون شروع میکنن به خاک پاشی که البته تو چشم خودشون میره

سید علی یه مرررررده که دوستان و نه دشمنان بعدا میفهمن چکار کرد تو این سال های پایانی غیبت

چه چیزایی رو تحمل کرد و دم برنیوورد که امانت 1400 ساله اسلام آسیب نبینه (انقلاب اسلامی مردم ایران)

بله یه زمانی میرسه که میگن این انقلاب اسلامی مردم ایران همون خط شکنان ظهور بودن و روسیاهی میمونه به روسیاه!!!

لطفا پاکشون نکنید .... اگرم خواستید بگید افراطی بگید

حرفایی موند تو سینه که قلبمو سوزونده (یکبار)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، انتصـار ، سید ابراهیم ، عمار94 ، مجتبی110 ، fafa* ، sagheb ، بیداری12 ، غریب
۲۳:۴۱, ۳۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #12

دوست داشتم خیلی مفصل تر هم بحث آخوند خراسانی و هم خطبه دی ماه 66 رو پیگیری کنم حتی پیش نویس هم برای جواب آماده داشتم ولی هر جا شما میرید دیگه جا برای بقیه نمی زارید پس حالا که بحثش منم بگم لال از دنیا نرم


نقل قول:منبعت کجاست آقا ؟ که خشم امام برانگیخته شده؟؟؟

اینم منبع که خشم حضرت امام (رحمة الله علیه) کاملا نشون میده
در آغاز نامه
نقل قول:
جناب حجت الاسلام آقای خامنه ای رئیس جمهور محترم جمهوری اسلامی دامت افاضاته

پس از اهداء سلام و تحیت ....
در پایان
نقل قول:
انشاءالله تعالی خداوند امثال جناب عالی را که جز خدمت به اسلام نظری ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.

روح الله الموسوی الخمینی

و این هم واکنش آیت الله خامنه ای (دام ظله)


نقل قول:
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت امام خمینی - مدظله العالی پس از عرض سلام و ارادت ، مرقوم مبارک در پاسخ به معروضه اینجانب را استماع و زیارت کردم و از ارشادات آن حضرت که مانند همیشه ترسیم کننده خط روشن اسلام است متشکرم . نکته ای که بیان آن را لازم می دانم آن است که بر مبنای فقهی حضرتعالی که اینجانب سالها پیش آن را از حضرتعالی آموخته و پذیرفته و بر اساس آن مشی کرده ام ، موارد و احکام مرقوم در نامه حضرتعالی جزو مسلمات است و بنده همه آنها را قبول دارم . مقصود از حدود شرعیه در خطبه های نماز جمعه چیزی است که درصورت لزوم مشروحا بیان خواهد شد. امید است سالهای متمادی این ملت عزیز و فداکار و مسئولان آن و همه امت بزرگ اسلام از فکر بیدار و روشن و رهبری بی بدیل جنابعالی بهره مند گردند و خداوندعمر شریف شما را تا حضور ولی عصر - ارواحنا فداه - مستدام بدارد.


21/10/66 - سید علی خامنه ای


حالا باز هم جواب امام (رحمة الله علیه) :
نقل قول:
جناب حجت الاسلام آقای خامنه ای ، رئیس محترم جمهوری اسلامی - دامت افاضاته مرقوم شریف جنابعالی واصل و موجب خرسندی گردید. اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است ، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید، می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می دهید. مع الاسف جمهوری اسلامی و سران محترم آن به جرم اسلامخواهی و بسط عدالت اسلامی درجهان مورد تاخت و تاز تبلیغاتی جهانخواران شده اند و مثلا اگر بگویند آفتاب روشن است ، فردا تبلیغات جهانی به شرح و تفصیل و توجیه و تحلیل پرداخته و جمهوری اسلامی و یاران آن را به طوری محکوم می کنند و چون آشنا به فقه اسلامی و به ملت فداکار اسلام و ایمان راسخ آنان نیستند، بسیاری از اوقات تبلیغات آنان به نفع جمهوری اسلامی تمام می شود.
و البته ما متوقع نیستیم که با قیامی که بر پایه اسلام عزیز نمودیم و "نه " به شرق و غرب و عمال آنان گفته ایم ، آنان به ما و شماها و به ملت عزیز جان بر کف ما بارک الله بگویند.و خوشبختانه اخیرا در همین موضوع حدود ولایت فقیه نویسندگان و گویندگان متعهد وآگاه به مسایل اسلامی ، مسئله را در مجالس و روزنامه ها تا آنجا که دیدم مورد بحث قرارداده که من از تمامی آنان تشکر می کنم و امید است ائمه محترم جمعه و بویژه امثال جنابعالی که در بیان مسائل دست توانا دارید، مسئله را تعقیب و در خطبه های نماز جمعه اذهان ناآگاهان را روشن و زبان دشمنان اسلام را قطع فرمایید. و جنابعالی و ملت بزرگوارخواهند دید که در اطراف همین نامه چه شیطنتها و تحلیلها در رسانه های گروهی مخالفین اسلام و همدستان آنان خواهد صورت گرفت . در خاتمه سلامت و سعادت جنابعالی را از خداوند خواستار و امید است امثال جنابعالی در مقاصد عالیه خود پیروز وسربلند گردید.
والسلام علیکم و رحمه الله
-
21 دی ماه 66
-
روح الله الموسوی الخمینی
از شما بعیده آقای اخوی یعنی خشم و درگیری عقاید بین امام خمینی (قدسره الشریف) و آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) نمی بینید ؟
قطع به یقین این افراطی گری کار دست شما داده و دیگه چشمان شما بینا نیست، ذهنتون بیدار نیست


پ.ن


وقتی می گم مرتبط نیست یعنی شما در مبحثی بررسی بر اساس آیان الهی و اصول عقاید شیعه هست میاید با مطالب بی سند و غیر واقعی و گزینش موردی (شما حتی حرف های منم موردی نقل قول می کنید که نه سواتی دارم نه شخصیت برجسته چه برسه به سخن بزرگان و علما ) سعی در انحراف اون بحث می کنید .حداقل سوالی یا خبری در یه تاپیک بزنید تا شرح مفصل بدیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، انتصـار ، سید ابراهیم ، مجتبی110 ، fafa*
۸:۱۴, ۳۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۴ ۸:۱۴ توسط saman zaman.)
شماره ارسال: #13

(۳۰/شهریور/۹۴ ۲۳:۴۱)میم.حسین.الف نوشته است:  منبعت کجاست آقا ؟ که خشم امام برانگیخته شده؟؟؟
مگر خشم باید چطور باشه که شما بهش بگین خشم؟ وقتی آقای خامنه ای در همین چند سال اخیر از بعضی امور دولت ها صحبت های تند میکردن مگر در بین عموم مردم نمی گن آقای خامنه ای از فلان کار دولت یا سازمان یا شخص خشمگین بود عصبانی بود یا هر کلمه ای دیگر . این طبیعی است . اما شما اصل مطلب را ندیده گرفتید و به فرع آن چسبیده اید . چرا گفتید خشمگین! سندش کجاست! اصلا من آن قسمت خشمگین رو حذف میکنم شما راضی میشوی؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۸:۱۸, ۳۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۴ ۸:۲۵ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #14
آواتار
در این زمینه حرف برای گفتن بسیار دارم

یه زمانی اینقدر رفتم در سیاست که از عصبانیت و حرص خوردن تیک عصبی گرفتم

اما چون به تجربه دریافتم که اختلاف سیاسی بشدت باعث دوری میشه

نمیخوام که جو دوستی بهم بخوره



همه ما میگوییم حقیقت را دوست داریم اما آنچه را که دوست داریم حقیقت مینامیم ولتر

آقای زمان من به شما دستور نمیدهم

اما بعنوان یک دوست پیشنهاد میکنم که این بحثا باعث تشویش میشه


اگرم بخواد بحث بشه باید ریشه ای باشه که توش حرف و حدیثی نباشه

اما اینجا اجازه بحث نیست

البته باید بپرسیم که فقط برای مخالفان اجازه بحث نیست؟

آیا موافقان میتونن بحث کنند؟


به نظر من اگه قرار محدودیت باشه این محدودیت باید برای همه باشه نه فقط برای مخالفان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saman zaman
۸:۳۹, ۳۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۴ ۸:۴۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #15
آواتار
در جواب دوستمون که خاطره ای از آقای برقعی نقل کردن پیرامون گناه آقای فلسفی:

البته اینکه گاهی اوقات بعضی مداحان چیزهای اشتباهی میگن غصه داره اما نه اینکه استناد کنیم به نوشته های فردی مثل آیت الله برقعی که از قضا "علامه" هم شدن در حالیکه متاسفانه نوشته های ایشون بعضا خیلی ضعیف هست و حتی ایشون زیارت قبور ائمه رو شرک می دونستن و ...

البته خوب بود در ادامه این بیان خاطره، جواب آقای فلسفی هم مطرح میشد نه یکطرفه...

البته پاسخ های کاملی برای این شبهه و خاطره آقای برقعی در اینترنت هست که دوستان می تونن جستجو کنن. پاسخ کاملی در تاپیک زیر ارائه شده که دوستان رو ارجاع میدم به اون:

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-40144.html

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saman zaman ، مجتبی110 ، میم.حسین.الف ، انتصـار
۹:۱۳, ۳۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۴ ۹:۱۴ توسط saman zaman.)
شماره ارسال: #16

(۳۱/شهریور/۹۴ ۸:۱۸)دوست حقیقت نوشته است:  البته باید بپرسیم که فقط برای مخالفان اجازه بحث نیست؟
آیا موافقان میتونن بحث کنند؟
به نظر من اگه قرار محدودیت باشه این محدودیت باید برای همه باشه نه فقط برای مخالفان
(۳۰/شهریور/۹۴ ۲۲:۴۵)عبدالرحمن نوشته است:  لطفاً جمشون کنید
مشخصه سوزش امثال شما از کجاست
با بررسی ارسال ها در این تالار میشه به این نتیجه رسید اشخاصی که به طیف خاصی گرایش دارند به نوعی از هرگونه اخطار یا برخورد مصونیت دارند و اگر طیف مقابل یا مخالف با ادبیاتی به این شکل به ابراز نظر بپردازه ...

اگر هدف اطلاع رسانی درباره حق و حقیقت از منظر طیف خاصی از اسلامگرایان بوده چه نیازی به تالار . می توان با ساخت سایت و گذاشتن مطالب در آن به ابراز نظر و اطلاع رسانی مد نظر خود برسید . اما وقتی تالار گفتگو تاسیس میشه فلسفه گفتگو همین نظر های مخالف و موافق هست . اگر بگوییم مثلا فقط تالار گفتگوی موافقان فلان اعتقاد که دیگه تالار گفتگو نیست .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۱۰:۳۵, ۳۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #17
آواتار
بررسی؟؟؟!!!!! (با لحن جناب خان بخوانید)

کجا شما بررسی کردید؟ چقدر وقت گذاشتید؟ کلی گویی نکنید، اسم بدهید تا ببینیم کجا خلاف مقررات عمل کرده اند و خطا یا تذکری ندیده اند.

ما اتفاقا به شدت از برقراری دیالوگ بین جریان های مخالف استقبال میکنیم، و قبل از ورود شما به تالار، با افراد متعدد و گرایش های مختلف از لائیک و سنی و وهابی مناظراتی داشتیم.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، sagheb ، میم.حسین.الف ، انتصـار
۱۷:۳۵, ۳۱/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۴ ۱۷:۴۱ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #18

توجیه بعضی رفتار ها اینه که مشورت است درصورتی که ادبیات و شکل مشورت چیزی متفاوت است و بعضی می گویند بحث است بله بحث سازنده خوب است اما برای این بحث حداقل باید دو ویژگی داشت یکی صداقت در کلام دوم حق پذیری
اگر اینها را نداشت می شود جدل حتی با مودبانه ترین کلام حتی با قربان صدقه رفتن بازهم جدل است

حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرموده اند: بحث و گفتگوهایی که به مراء و خصومت منتهی می شود از چهار صورت خارج نیست:
[1]
یا تو و طرف گفتگویت به حقیقت مورد بحث،عالم و آگاهید با این حال با یکدیگر جدل می کنید، در این صورت شماها با بحث و مجادله، دوستی خود را ترک گفته اید، خواستار رسوایی شده اید و به علم خود اعتنا نکرده و آن را خوار شمرده اید.
[2]
یا آنکه تو و طرف مقابلت از موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید و هر دو از آن ناآگاه و بی اطلاعید، در این صورت شماها با بحث و جدل، نادانی خود را آشکار می سازید و روی جهل، با یکدیگر مخاصمه می کنید.
[3]
یا آنکه تو مطلب مورد بحث را می دانی و طرف مقابلت نمی داند در این صورت با ادامه ی بحث، به رفیق خود ستم روا می داری،
[4]
یا آنکه طرف بحثت مطلب را می داند و صحیح می گوید و تو نمی پذیری، در این صورت حرمت او را رعایت نکرده ای و به قدر و منزلتش در سخن حقی که می گوید ارج ننهاده ای، و در هر چهار صورت جدال و بحث خصومت انگیز، فاسد و باطل است و افراد
با فضیلت هرگز مرتکب ان نمی شوند.
مستدرک،ج2،ص98
.
توضیح بیشتر در مورد حدیث: کسی که در بحث و گفتگو انصاف می دهد، حق را قبول می کند، و مراء و جدال را ترک می گوید با این عمل ایمان خویش را محکم کرده، مصاحبت دینی خود را نیکو ساخته، و عقل خویشتن را از تیرگی و نادانی محفوظ داشته است.
.
.
[/font]
شما چیزی رو عنوان کردید ما هم پاسخی دادیم و بعد از اون سکوت کردیم هرچند پاسخ های شما واقعا محیر العقول بود
اما در این بررسی شما چی دید که اینطوری فلسفه چینی می کنید راجب تالار و وبلاگ و فضای گفتمان .
ارسال های شما هست(کسی دست نزده بهشون) ارسال های ما هم هست چیزی که الان مد نظر شماست جسارت نباشه اما عملا یک شو برای فرافکنی و در واقع شما مخالف با مخالفت در نظرتون هستید (یعنی اون کاری که الان به ما نسبت میدید رو خودتون انجام میدید) اینهمه در تاپیک دموکراسی رفتید جلو عاقبتش اینه که نظر مخالف ما باعث میشه تا شما دست به عملیات ایذایی بزنید و تخریب کنید
.
پس کو دمبه ات ...؟
.
این که زمانی که آقای کدیور متمرکز روی سیاست نامه خراسانی بود فکر تناقضات به راه و روش مرحوم آخوند خراسانی نکرده بود و باعث رو شدن این وصله ناجور شد ک تقصیر ما نیست . هم من هم شما میدونیم که منظورتون از بیان خطبه 11دی 66 چی بود!!! نخیر با حذف اون جمله این عوض نمیشه که شما سعی داشتید آیت االه خامنه (مدظله) مقابل امام خمینی (رحمة الله علیه) قرار بدید مگر اینکه پاسخ بین این بزرگان که ادامه اومده رو بخونید تا متوجه بشید اختلاف نظری نبوده و آقای خامنه ای (مدظله) دقیقا هم نظر حضرت امام بودند و امام هم غضب نکرده بودند
.
[font=Tahoma]
اگر واقعا از روی ذات پرسشگری و حق جویی چیزی رو بیان می کنید با منطق پیش برید نه با حاشیه سازی و برخوردهای احساسی برای جلب ترحم
.
خدایی نکرده نشیم مصداق این سخن امیرالمونین علی (علیه السلام):
الجاهِلُ لا يَرتَدِعُ، وبالمَواعِظِ لا يَنتَفِعُ؛
نادان باز نمى ايستد (هيچ نهى و بازداشتى در او اثر نمى كند) و پند و اندرزها سودش نمى دهد.
شرح آقا جمال خوانساری بر دررالحم و غررالکلم ج2 ،ص 35
.
.
.
.
.
صادق و حق پذیر باشیم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، انتصـار
۱۸:۱۶, ۳۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام آقای حسین

از حدیث زییاتون متشکریم مخصوصا از کلام زیبای شما

تعریف حق و مصداق حق چیست؟

کسی که با ما تفاهم نداره باید کشته بشه یا شخصیتش ترور بشه؟ مثل آقای میرزا

در زمینه نقد ولایت فقیه حرف بسیار داریم هم عقل هم دین هم نظر بزرگان هم دانشمندان سیاسی امروزی

نقد میکنیم اما به هیچ وجه توهین نمیکنیم

من پیش خودم میگم چه تضمینی برای حق بودن من وجود داره؟ علم ناقصم؟ عقل ناقصم؟ عدالت ناقصم؟ تنها قضاوت کننده خدا و معصومین میباشند نه ما و شما

پس بهتره که بهم احترام بذاریم همدیگر را نقد میکنیم اما بهم و عقاید هم احترام میذاریم

در ضمن در دادگاه هم بدون حضور و دفاع متهم رای صادر نمیشود

پس خواهشا بدون دفاعیات آقای کدیور رای صادر نکنید


اگر همه ی مردم مانند هم فکر میکردند هلاک میشدند امام علی علیه السلام

شک حالت ایده آل نیست اما ادعای یقین خنده آور است کانت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saman zaman ، پارمیس
۱:۱۳, ۱/مهر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۷:۴۷ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #20

نقل قول:تعریف حق و مصداق حق چیست؟

به زودی پاسختون اینجا می آید حق و باطل(حق بدیدن بردین از باطل)

نقل قول:کسی که با ما تفاهم نداره باید کشته بشه یا شخصیتش ترور بشه؟ مثل آقای میرزا
آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود. (امیر المونین علی (علیه السلام)) .
اینکه بیایم و تو تالار بگیم سلام صبح بخیر تکفیریان عزیز اگر از نظر شما عدم تفاهم است باید به نظر شما هم مشکوک بود


نقل قول:پس بهتره که بهم احترام بذاریم همدیگر را نقد میکنیم اما بهم و عقاید هم احترام میذاریم
ضمن حفظ احترام باید غلط بودن عقیده ای رو که غلط است بگیم یا نه ؟ و وقتی غلط بود باید عقیده را عوض یا نه ؟ فقط نقد که می شود بحث بی مورد یا همان جدل وقتی هی من بگم این شما هم هی بگید آن ... حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) این گونه مناظره را وسوسه شیطان می خواند. یا ثمر دارد یا نمی خواهند که ثمر داشته باشد در هر صورت تکلیف معلوم است

نقل قول:
در ضمن در دادگاه هم بدون حضور و دفاع متهم رای صادر نمیشود


پس خواهشا بدون دفاعیات آقای کدیور رای صادر نکنید
هیچ حرفی ندارم . بیشتر مطالعه کنید اگر هم مطالعه دارید پس لطفا شوخی نکنید

نقل قول:اگر همه ی مردم مانند هم فکر میکردند هلاک میشدند امام علی علیه السلام
مصداق این نیست راه برای مهمل گویی باز کنیم . من مخالف حرف زدن های باطل نیستم چرا چون کار عقل تشخیص درست از غلطه ، نیک از بد ، خیر از شر ، حق از باطل ، اصلا شغل قوه عقل این است ،باید هرجا سخن باطلی زده می شود سخن حقی هم زده شود تا مردم با عقل خودشون به درستی و غلطی پی ببرن


_متن عربی به همراه منبع و تفسیر به خاطر نسبت دادن آن به سلفیان تروریستی به حدیث اضافه شد_
«لا تَجْعَلوُا عِلْمَکُمْ جَهْلاً، وَ یَقینَکُمْ شَکًّا، اِذا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلوُا وَ اِذا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا»

(نهج البلاغه، کلمات قصار. شماره 274)
علم خویش را به جهل و یقین خود را به شک مبدل نکنید، آنگاه که به علم رسیدید عمل کنید و آنگاه که به یقین دست یافتید ،اقدام نمایید. (امیرالمونین علی (علیه السلام))
در مورد حدیث makarem.ir
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، انتصـار
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا