کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به مصوبه خلع ید ناجا از صدور مجوز کنسرت‌ها
۹:۳۲, ۲۷/تیر/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
نگاهی به مصوبه خلع ید ناجا از صدور مجوز کنسرت‌ها
بعد از نیروی انتظامی نوبت کیست!؟


[تصویر: 1750056_261.jpg]

اقدام دولت برای کوتاه کردن دست نیروی انتظامی سر سلسله اقداماتی برای ترویج ولنگاری و بی‌بند و باری است و می‌توان گام‌های بعدی‌ را هم پیش‌بینی کرد. اما این رفتار در همین گام نخست با واکنش علما و مؤمنین مواجه شده است.
به گزارش مشرق،هفته قبل مصوبه جلسه 95/4/13 هیئت وزیران در رسانه‌های عمومی منتشر شد. براساس این مصوبه، اختیارات ناجا در موضوع صدور مجوز برای برگزاری کنسرت‌ها و جشن‌ها و شب‌نشینی‌ها(!) به «بررسی ترافیک» و نیز عبارت مبهم «بررسی از جهت انتظامی» محدود شد و برای محکم‌کاری، تصریح شد که «نیروی انتظامی موظف است ظرف 10 روز نظر خود را ارایه و نظم امنیت محل و مراسم را «بدون دخالت در مجوز و محتوای برنامه و ویژگی مجریان» تأمین نماید»!


این که این متن عجیب و در عین حال مبهم، در گرماگرم مشکلات اقتصادی چه گره مهمی از کار مردم را باز می‌کند، به کنار. اما اینکه در روزهای پرهیاهوی فیش‌های نجومی مدیران و کارگزاران ارشد دولت یازدهم، دولتمردان فرصت را مغتنم شمرده و به زعم خودشان یکی از موانع قانونی و به حق بر سر راه «ولنگاری فرهنگی» از سر راه بردارد، نشان از اهمیت این موضوع برای آنها دارد.

اما چه شده که دولتمردان در چنین روزهایی و در روزگاری که رهبر معظم انقلاب صریح‌ترین گلایه‌ها را از اوضاع فرهنگی با بیان عبارت «ولنگاری فرهنگی» بیان می‌کنند، به جای تحکیم ضوابط قانونی و سوق دادن امور به سوی نهادینه شدن اخلاق و فرهنگ اسلامی، ضوابط و مقررات کنونی را هم لغو می‌کنند و از کارآمدی می‌اندازند؟!

پاسخ را باید در جهت‌گیری‌های فرهنگی دولتمردانی دانست که از فرهنگ فقط کنسرت را فهمیده‌اند و از هنر فقط ابتذال را! و چون مبنا و معنای دیگری برای این مسیر مهم و تأثیرگذار ندارند و چون برنامه‌ای برای سیر فرهنگی- در همه حوزه‌های آن- ندارند، ترجیح می‌دهند با ایجاد موج‌های اجتماعی، ضعف ساختاری و برنامه‌ای خود را پنهان کنند تا هر کس از آنها مطالبه کارنامه فرهنگی کرد، پشت سپر نخ‌نما و کهنه‌ «نگذاشتند» و «گروه‌های فشار» و... پنهان شوند! مرور گذرا بر یک نمونه ساده از این دست اقدامات دولت، حقایق را بهتر آشکار خواهد نمود.

نیشابور و تکدر رئیس‌جمهور!

28 اردیبهشت ماه سال جاری بود که سخنگوی دولت از تکدر خاطر رئیس‌جمهور محترم خبر داد. در ابتدا گمان می‌رفت وی به خاطر بیکاری گسترده، رکود، گرانی ، نابسامانی اقتصادی و... مکدر شده است. اما توضیح سخنگو، خیال همه را راحت کرد که این مشکلات خاطر کسی را در دولت مکدر نمی‌کند. اما ادعای لغو یک کنسرت در نیشابور، آنقدر اهمیت دارد که شخص رئیس‌جمهور به آن ورود کند و خاطرش را مکدر کند!


کدام مجوز لغو شد؟

بر خلاف آنچه رسانه‌های حامی دولت و موج‌سواران حرفه‌ای عنوان می‌کردند، هیچ مجوزی برای کنسرت «کلهر» در نیشابور صادر نشده بود که لغو آن موجب تکدر کسی بشود! اما از همان ابتدا جریانی حساب شده و هدفمند، تحرکاتی انجام دادند تا در موقع مقتضی بتوانند از آب گل‌آلود شده، ماهی مورد نظر خود را بگیرند. از جمله این کارها می‌توان به فروش بلیط کنسرت، سه روز قبل از تشکیل کمیته برآورد اطلاعات اشاره کرد!

اصل ماجرا چه بود؟!

برخلاف ادعای «لغو کنسرت توسط دادستان نیشابور» ماجرا از اساس چیز دیگری بود و همانگونه که گفته شد، مجوزی صادر نشده بود که بخواهد لغو شود! صورت ماجرا بدین شکل بوده که دادستان نیشابور، در پاسخ به یک پرسش تلفنی از سوی مسئولان پیگیری کننده برگزاری کنسرت اعلام می‌کند، معتقدم در این گونه مراسم اقدامات خلاف شرع انجام می‌شود، اگر از من استعلام شود، نظر خود را بی‌اغماض و براساس تکلیف قانونی‌ام خواهم گفت. با این وصف، پس از فضاسازی وسیع در شهر و رسانه‌ها و حتی رسانه‌های غیرمحلی و در شرایطی که افکار عمومی ظاهراً جهت‌دهی شده است، از دادستان استعلام صورت می‌گیرد. وی پاسخ روشنی می‌دهد به این مضمون که؛ نظر به سوابق موجود، اکثر قریب به اتفاق این قبیل برنامه‌ها و مراسم، همراه با رقاصی و اقدامات خلاف شرع و عفت عمومی بوده و موجب نارضایتی مؤمنین و خانواده‌های شهدا می‌گردد. نظر به عدم ضرورت برگزاری چنین مراسمی و با هدف «پیشگیری از وقوع جرم» با اجرای کنسرت مخالفت می‌گردد.

حمله به خاطر عمل به قانون اساسی

این اقدام دادستان، موجی از حمله به اصطلاح اصلاح‌طلبان را درپی داشت و همه وی را به خاطر عمل به تکلیف مصرح در قانون اساسی مورد حمله قرار دادند! قانون اساسی یکی از تکالیف قوه قضاییه را، پیشگیری از وقوع جرم برشمرده است. دادستان نیشابور، پیش از اعلام نظر رسمی، ضمن برشمردن مشکلات و جرائم احتمالی که معمولاً در زمان برگزاری کنسرت رخ می‌دهد، از مسئولان امر خواسته بود شخصی از بین خودشان یا برگزارکنندگان، به عنوان تضمین‌دهنده برای حفظ نظم، امنیت و اخلاق عمومی معرفی کنند، اما هیچ‌کس چنین شخصی را معرفی نمی‌کند! گویی آنها خود بهتر می‌دانستند که قرار است چه اتفاقی بیفتد! ظاهراً سناریو این بوده که برنامه‌ای- فارغ از خواست و نیت برگزارکنندگان- همراه با حاشیه‌های فراوان شکل بگیرد، اگر مورد اعتراض کسی قرار گرفت، وی مخالف هنر، شادی، نشاط و... معرفی شود و در مقابل افکار عمومی قرار گیرد و اگر مخالفتی نبود، یک ناهنجاری اجتماعی و یک تخلف وسیع، به راحتی و بی‌هیچ مخالفتی در شهر جا بیفتد و سنگ بنایی برای حرمت‌شکنی‌های بعدی بشود! اینکه عده‌ای حاضر نبودند برای تضمین رعایت قانون در یک مراسم پا پیش بگذارند، گویای آن بود که آنها، خود می‌دانستند چه خبر است و چه اتفاقی قرار بود بیفتد. این را می‌توان از رفت و آمد برخی اعضای اتاق فکر عملیات روانی به تهران و بالعکس حدس زد. اطمینان از رعایت نظم عمومی از سوی متقاضیان برپایی یک مراسم، شرطی عقلانی و قانونی است، همان‌گونه که این موضوع در خصوص تجمعات و راهپیمایی‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود.

مخالفت با همه مظاهر هنر!!

موج‌سواران پس از ناکامی از برپایی کنسرت و ایجاد حاشیه‌های بعدی آن، اینگونه کوشیدند که همه اهل شهر را خواهان آن نشان دهند و در مقابل یک جریان خاص و مشخصاً دادستان را مخالف همه مظاهر هنر نشان دهند!


حال آنکه برخلاف ادعای آنها، پیشتر، چندین و چند مراسم مشابه برگزار شده بود که آخرین آنها اجرای زنده توسط شهرام ناظری در کنگره عطارشناسی بود. و یا همایش اوج عرفان که بابت آن هزینه‌ای بین 700 تا یک میلیارد و 200 میلیون تومان صرف شد و به جهت وضعیت زننده اخلاقی و فرهنگی همایش- که دقیقاً بر خلاف نام آن بود- مورد اعتراض مومنین و امام‌جمعه نیشابور قرار گرفت. این سوابق و موارد مشابه نشان می‌دهد که اجرای برنامه‌های هنری، تا وقتی که به جریحه‌دار شدن اخلاق و عفت عمومی منجر نمی‌شد، به صورت کاملاً عادی و طبیعی جریان داشته است.

چه کسانی به فکر مردم هستند و چه کسانی دنبال کنسرت؟!

قضاوت اینکه هزینه 700 میلیون تا یک میلیارد و 200 میلیونی برای چه چیزی مهم‌تر است، با مردم، اینکه اساساً اولویت نیشابور، کنسرت است یا اشتغال، یا محیط‌زیست و حل مسئله کارخانه کارتن‌سازی و...، با مردم اما خوب است بدانیم چندی قبل برخی مسئولان شهری، به دلیل تخلفات مالی با پرونده‌ای سنگین بازداشت و راهی محکمه شدند! این جماعت، اصلی‌ترین حامیان کنسرت، بدون تضمین قانونی و منطقی بودند! شاید دلشان می‌خواست زیر سر و صدای بلند سازهای هنرمندان، صدای دست درازی آنها به بیت‌المال، به گوش کسی نرسد! شاید بدشان نمی‌آمد در هیاهوی ساختگی برای کنسرت و لغو آن، چشم‌های نظارتی و اطلاعاتی شهر، سرگرم شوند و فرصت و نیرویی برای نظارت بر عملکرد آنها نداشته باشند! نکته جالب ماجرا، همراهی و همسویی جریان مطبوعاتی از نیشابور تا تهران است که با همراهی مسئولان درجه اول سیاسی تکمیل شد!


امید چه کسانی!؟

اقدام دولت برای کوتاه کردن دست نیروی انتظامی سر سلسله اقداماتی برای ترویج ولنگاری و بی‌بند و باری است و می‌توان گام‌های بعدی‌ را هم پیش‌بینی کرد. اما این رفتار در همین گام نخست با واکنش علما و مؤمنین مواجه شده است.


آیت‌الله علم‌الهدی، امام جمعه مشهد در واکنش به این مصوبه در خطبه‌های دیروز گفت: «جریان فساد فرهنگی و اخلاقی در جامعه مقدس انقلابی و شهید داده ما تاسف‌بار است، رهبری دغدغه‌شان را با عنوان «ولنگاری فرهنگی» بیان کردند، این ولنگاری در همه ابعاد یعنی هم فضای اجتماعی مردم را این ولنگاری فرا گرفته و هم حوزه اندیشمندان و فرهیختگان و هم عرصه متولیان فرهنگی را این ولنگاری فراگرفته است... بنده «دولت‌ستیز» نیستم، دولت ما وزرایی دارد که ولایتمدار هستند و حتی اکثر اینها مقلد رهبری هستند و در راس دولت نیز یک روحانی فقیه و عضو خبرگان رهبری قرار دارد... اما جای این سؤال باقی است که چه مصوبه‌ای است که دولت گذاشته مبنی بر اینکه نیروی انتظامی در مسئله کنسرت‌های مجوزدار دخالت نکند؟... رهبری فرمودند نیروی انتظامی محور اقتدار نظام است. مگر می‌شود این محور اقتدار برابر فساد و فسق و فجور بی‌تفاوت باشد و دخالت نکند؟ این مجوزی که دولت به کنسرت می‌دهد، این مجوز را به چه می‌دهند؟ فرض کنیم قرار است مجوزی داده شده اما آیا به همه بی‌بند و باری‌های حاشیه کنسرت هم مجوز داده شده است؟... آقای وزیر شما با یک خودکار 10 تومانی وزیر نشدید، بلکه با خون هزاران شهید، وزیر شده‌اید. آیا وزیر شده‌ای تا این را تصویب کنی؟ خوشبختانه قوه قضائیه قاطعی داریم و دادستان‌های جوانمرد ما در تمام نقاط کشور اجازه نمی‌دهند جمهوری اسلامی ایران کانون توسعه فساد و فحشا شود. شما فکر می‌کنید دل یک جریان اقلیت لائيک را خوشحال می‌کنید؟... دنبال دشمنان خدا رفتن نتیجه‌اش این بود و شما می‌خواهید یک اقلیت لائيک را راضی کنید و قاطبه مردم را ناراضی؟»

و حالا مصوبه!
شاید اکنون بهتر بتوان فهمید چرا دولت یازدهم به جای هر کار مهم و برزمین مانده دیگری، عدم دخالت نیروی انتظامی در کنسرت‌ها را تصویب می‌کند. لابد باید سراسر کشور، بی‌هیچ مانع و عامل بازدارنده‌ قانونی، غرق در سر و صدای سازهای هنرمندانی شود که خبر ندارند، زیر لوای حمایت از هنر، قرار است سر و صدای دزدی‌ها و حرامخواری‌ها پنهان شود! صدای فیش‌های نجومی، صدای اختلاس و رشوه و خلاصه صدای هر خلاف دیگری را باید با صدای هنر بست! عجب دولت هنردوستی!
منبع: کیهان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، سدرة المنتهی ، آیات ، میثم2 ، zamzam

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۹, ۲۸/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۵ ۱۴:۰۱ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #11
آواتار
کاربر گرامی آیات

بنده ی سر تا پا تقصیر، بنده ی مطلقا بی فکر ، بنده از دین رانده شده ، مطمنا از شما بیشتر با افرادی برخورد داشتم که به خاطر تحجر از اسلام که هیچی ، از راه خدا خارج شدند !

برای یکی مثل من ، اصلا مهم نیست شما ، یا افراد دیگه چه فکری میکنید ! یا چه چیزی میگید ! یکی مثل من زندگیشو در این راه گذاشته که افراد بیشتر حداقل از اسلام زده نشن یا حداقل اسلام ستیز نباشند به خاطر این تحجر های بیجا در جامعه.

من تا حالا کنسرت نرفتم، چون واقعا هزینه ش واسم زیاده ! میتونم با هزینه ش کارای دیگه انجام بدم ، منتهی به نظر من کنسرت رو هزینه ش رو باید کم کرد تا همه بتونن استفاده کنن ! ما اگه نتونیم4 تا کنسرت واسه جوونامون بذاریم ، خوب حق دارن در این اوضاع دنیا، فقط بشینن و کنسرت های خارجی رو ببینند.

متاسفانه تحجر شده قاتل اسلام در ایران.!!!!!!

اگه قانونه که مشکل داره اهنگ و ترانه ! که کلا به هیچ کسی مجوز ندن و ما هیچ چیزی به اسم ترانه نداشته باشیم. اگه مجور میدن دیگه کسی اجازه نداره لغو کنه. بشیم مثل داعش راحت !

واقعا متحجرین ما چیزی از داعش کمتر ندارند. البته جرات کمتر دارند که کاری کنند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۱, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #12

چرا کسی به فکرش نمیرسه یه شهربازی تاسیس کنه و پول پارو کنه.
همین صفدر حسینی با پولهایی که دزدیده میتونست یه شهربازی در حد شهربازی لندن تو تهران بزنه و سالانه ۲ برابرش رو پارو کنه.
مردم هم سرگرم میشن و اینقدر فسق و فجور نمیشه.
دلم میخواد یه روز تعطیل یکی به شهربازی ارم با وسایل داغونش سر بزنه.
جای سوزن انداختن نداره.
تمام تفریح مردم ما شده شب های تعطیل بل خانواده رفتن به رستوران برای صرف غذا.
عقل که نباشه جون در عذابه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، سعدی ، vahrakan
۱۷:۰۵, ۲۸/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۵ ۱۸:۱۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #13

اسلام شوخی ندارد؛ همه‌اش جدّی است، هزل ندارد؛ لغویات ندارد؛ لهویات ندارد؛ همه‌اش جدّی است، جدّیات است. هم در امور مادی، که اسلام هر دو جهت را دارد، هم امور مادی و هم امور معنوی، همه‌اش جِدّ است. لهو و لعب و لغو و آن چیزهایی که اسلام جلویش را گرفته همانهایی است که اینها دامن به آن می‌زنند. هر چیز را دیدید که اینها از آن ترویج می‌کنند بدانید آنی است که اسلام جلویش را گرفته. آن چیزهایی که‌ اسلام جلویش را گرفته است همین هایی است که جوانهای ما را به تباهی می‌کشد. اسلام رزمنده می‌خواهد؛ جنگجو می‌خواهد در مقابل کفّار، در مقابل آنهایی که هجوم می‌کنند به مملکت ما، اسلام مجاهد می‌خواهد درست کند، نمی‌خواهد یک نفر آدم عیّاش درست کند که این آدم عیّاش، عیّاشیش را بکند، و همه چیزش را از بین ببرند. همه شرافتش را از بین ببرند و این باز مشغول عیّاشی و رقصیدن باشد. اسلام جِدّ است. یک مسلک جدّی است، هزل در آن نیست، لغو در آن نیست، لهو در آن نیست، بازی در آن نیست.
آن بازیی که اسلام اجازه؛ داده تیراندازی است و اسب سواری؛ مسابقه در اسب سواری؛ مسابقه در تیراندازی، آنها هم جنگ است و آن را اجازه داده حتی برایش «رِهان» هم قرار داده‌اند؛ یعنی شرطبندی هم بکنند، آن را اجازه داده‌اند. لکن مسئله جدّی است آنجا، تربیت [است‌].
و اینها می‌خواهند که ما را به همان حالی که بودیم اسم، جمهوری اسلامی، و رسم و واقعیت، همان مسائل طاغوتی و همان مسائل باشد. ما باید جدیّت کنیم که همان طور که رأی دادیم به جمهوری اسلامی و اسم جمهوری اسلام الآن در ایران است، محتوایش را اسلامی کنیم؛ یعنی رادیو - تلویزیون که شما هستید اسلامی باشد؛ لغویات و لهویات و نمی دانم صورتهای کذا نباشد. اصلاح باید بشود اینها. البته ما بخواهیم جوانهایمان که چندین سال، از آن وقتی که چشم باز کردند در فساد بودند و در مراکزی بودند که همه‌اش فساد بوده، و این جور بزرگ شدند، برنامه هم این بوده که اینها را این طوری بزرگشان کنند، بخواهیم این برگردد به حال اوّل، طولانی است، ولی امیدواریم که برگردد. و الحمدللَّه تحولاتی که الآن دارد می‌شود و شده است، تقریباً راه صد ساله را در یک شب، جوانهای ما دارند می‌پیمایند، تحولات، تحولات تند و سریعی بوده، و امیدوار کننده است ...

امام خمینی (رحمة الله علیه)
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahife...&ghesar=86
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، vahrakan
۱۷:۱۹, ۲۸/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۵ ۱۷:۲۷ توسط آیات.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۸/تیر/۹۵ ۱۳:۵۹)Mohammad Trust نوشته است:  کاربر گرامی آیات


برای یکی مثل من ، اصلا مهم نیست شما ، یا افراد دیگه چه فکری میکنید ! یا چه چیزی میگید ! یکی مثل من زندگیشو در این راه گذاشته که افراد بیشتر حداقل از اسلام زده نشن یا حداقل اسلام ستیز نباشند به خاطر این تحجر های بیجا در جامعه.


متاسفانه تحجر شده قاتل اسلام در ایران.!!!!!!

اگه قانونه که مشکل داره اهنگ و ترانه ! که کلا به هیچ کسی مجوز ندن و ما هیچ چیزی به اسم ترانه نداشته باشیم. اگه مجور میدن دیگه کسی اجازه نداره لغو کنه. بشیم مثل داعش راحت !

واقعا متحجرین ما چیزی از داعش کمتر ندارند. البته جرات کمتر دارند که کاری کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

بله شما مطلقا بی فکر هستید و باید حتما و سریعا به فکر چاره باشید رک عرض می کنم چون متناسب با سبک بیان شماست ولی مفید است زیرا زمان به سرعت می گذرد و بعد از چهل سالگی اگر خدای نکرده تبدیل به یک پیر جاهل شدید تغییر صبر ودرک شما تقریبا ناممکن خواهد شد.

بی فکر هستید زیرا از چهره کشتار وحشتناک داعش استفاده می کنید و آن را به نیروی انتظامی که فداکارانه با آن ها مبارزه می کنند مقایسه می کنید چون تصور کرده اید دین داری که از آن صرفا سوء استفاده می کنند به مبارزه با فساد می تواند مربوط بشود غافل از اینکه حتی خنگ ترین انسان هم در بین مسلمانان فریب ادای دینداری آن ها را نخورده است

داعش فقط می تواند چهره دروغین از اسلام در تصورات ساکنین کشورهای دور دست قاره های دیگر که از اطلاعات و امکانات برخوردار نیستند تصور و فهم اشتباه ایجاد کند والا حتی در فرانسه آلمان و انگلیس هم می دانند که داعش ربطی به اسلام ندارد و ساخته چه کسانی است.

بدانید که داعش هیچ اساس تفکری ندارد که حتی انگیزه ای داشته باشد داعش عین سیاست استعمار گر انگلیس و آمریکا است و هیچ هویتی ندارد که بخواهد تفکری داشته باشد.

این از داعش و دوباره تاکید می کنم حتی خنگ ترین فرد از بین مسلمانان فریب ریش آن ها را نخورده است که حالا کسی بخواهد عقده هایش را با نسبت دادن آن ها به متدینین خالی کند و یقینا این شیوه عقده گشایی گناه ،فتنه انگیزی و جرم بزرگی است .


اما در خصوص دین زدگی بدانید که شیوه قضاوت شما ناشی از بی فکری است و سریعا درباره یک مساله که نیازمند تحقیق و برسی های مختلف از جمله روانشناسی ، فرهنگ، تربیت خانوادگی و... است بدون اینکه مطلب و حرفی برای گفتن داشته باشید نتیجه گیری کرده اید .

درباره شادی هم قبلا صحبت کرده بودم و ثابت کردم که این جور برنامه ها موقتا شادی آفرینند اما مانند مواد مخدر انسان را به خود وابسته می کنند و نهایتا دچار افسردگی می کنند زیرا خیالی بیش نیستند و شادی اصلا با این جور برنامه ها تامین نمی شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۷, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #15
آواتار
شما حالت خوب نیست

یه فکری به حال خودت کن

داعش ؟ پلیس ؟ مازا فازا

چرت و پرت هم حدی داره

همونطور که عرض کردم ، کلا حرف های شما برای بنده ارزشی نداره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
۱۸:۴۵, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #16
آواتار
نقل قول:درباره شادی هم قبلا صحبت کرده بودم و ثابت کردم که این جور برنامه ها موقتا شادی آفرینند اما مانند مواد مخدر انسان را به خود وابسته می کنند و نهایتا دچار افسردگی می کنند زیرا خیالی بیش نیستند و شادی اصلا با این جور برنامه ها تامین نمی شود.
دوتا از اون برنامه های شادی آفرینتون رو بهمون معرفی کنید مستفیض بشیم. دیگه دارید حد عقل رو می گذرونید

(۲۸/تیر/۹۵ ۱۱:۴۵)vahrakan نوشته است:  
با تشکر از اظهار نظر موافق و مخالف دوستان
برای دوستان اهل بصیرت داستان اندلس رو بازگویی خواهم کرد تا بدانند که چگونه سرزمین اندلوس که بیش از هشتصد سال در دست مسلمانان بود ،به چه بلایی گرفتار شد ،شاید باعث عبرت برای ما باشد ،با این روندی که در حال حاضر در پیش داریم ،اگر نخواهیم هم که بگوییم در مسیر اندلوسیزه شدن می رویم ،قسمت اعظمی از این جامعه خواهان اندلوسیزه کردن این کشور هستند ،پیشنهاد می کنم که سخنرانی استاد رائفیپور رو در این زمینه بشنوید و یا ببینید و متن ذیل که از همسنگر گرامی مان در این تالار منتشر شده است(

شماره ارسال: #1

اندلوسیزه کردن ایران

) را که سرانجام اسلام متمدن در عصر اروپای وحشی است ، به عرضتان می رسانم .


آيا طرح اندلسيزه كردن ايران اسلامي جدي است؟

دوران حكومت 800 ساله مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانيا و پرتقال) دوران درخشان و روشني است كه البته عاقبتي بسيار تلخ و دردناك دارد.در زمان حضور مسلمين در اندلس، سطح رفاه زندگي ، رشد تمدن در بالاترين سطح خود بود. اما چه شد كه اين تمدن عظيم و افتخار آفرين فروپاشيد . داستان اين فروپاشي عبرت آموز است.




جوان مرد يا شواليه عرب كه براي جنگ به ميدان مسابقه مي رفت، بر روي بازوهاي خود علامتي مانند شكل قلب با تيري كه آن را سوراخ كرده يا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ مي كرد و يا خال كوبي مي نمود. اين سپاهيان علناٌ درحضور محبوبه هاي خود براي جايزه شجاعت و دلاوري با يكديگر مبارزه مي كردند و اغلب با...
5 رجب سال 92 هجري مصادف با 712 ميلادي است. جنوب اروپا شاهد ورود دلاوران مسلمان به شبه جزيره ايبري (Iberia) است. اندلس مسيحي در مقابل سپاه سردار طارق بن عزيز تسليم مي شود.[1]


* * * *
مسلمانان حدود 800 سال دراسپانيا، قدرت را در دست داشتند و اسپانيا در اين مدت، مهد علم و تمدن شده بود.[2]

* * * *

اينك 800 سال از ورود سپاه 12 هزار نفري مسلمين مي گذرد. سال 897 هجري قمري است. ابوعبدا... محمد آخرين حاكم قرناطه، مهم ترين و زيبا ترين بخش اندلس، كليد شهر را تسليم فرديناند، سردار مسيحي مي كند و خود با چشماني گريان مي گريزد.
اين بار اين اندلس اسلامي است كه تسليم سپاهيان مسيحي مي شود.

* * * *

دوران حكومت 800 ساله مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانيا و پرتقال) دوران درخشان و روشني است كه البته عاقبتي بسيار تلخ و دردناك دارد.
پس از حضور مسلمين در اندلس، آزادي ديني، علم اندوزي و تحصيل دانش، سطح رفاه و زندگي ، رشد تمدن و ... در بالاترين سطح خود بود.
آن زمان كه ماريا راهبه مسيحي در نامه اي به اسقف طليطله اين گونه مي نويسد: تا 60 سالگي جز انگشتانم كه مكرر به آب مقدس رسيده، بدنم با آب آشنايي نداشته و شست وشو نشده است. در همان زمان در شهر قرطبه به تنهايي 900 حمام عمومي وجود داشت كه اغلب با سنگ مرمر ساخته شده بود و اين نشان دهنده ميزان پيشرفت و رفاه مسلمانان بود.[3]
فيليپ ك.حتي در "تاريخ عرب " مي نويسد: در اين دوران، قرطبه، پايتخت اندلس، بزرگترين مركز فرهنگي اروپا و با قسطنطنيه و بغداد سه مركز فرهنگي جهان به شمار مي رفتند. قرطبه 113000 خانه، 21 محله ي بيرون شهر، 70 كتابخانه و تعداد زيادي كتابفروشي و مسجد داشت. در شهر فرسنگها راه، سنگ فرش بود كه از خانه هاي دو طرف روشني مي گرفت. در صورتي كه لندن و پاريس، حتي هفت قرن پس از آن تاريخ، چنين وضعي نداشت. قرن ها بعد اگر كسي جرات مي كرد و در يك روز باراني پاريس، از آستانه ي خانه بيرون مي رفت، تا قوزك به گل فرو مي رفت. موقعي كه دانشگاه آكسفورد نظر مي داد كه استحمام يك رسم بت پرستي است!! نسل هاي متوالي از دانشوران قرطبه از استحمام در حمام هاي مجلل بهره ور شده بودند.[4]

گسترش، پيشرفت و توسعه ي علوم در شاخه هاي مختلف بسيار چشم گير بود، به نحوي كه همگان پيشرفت اروپا را مديون توسعه علم در اندلس مي دانند. "لاين پل‏ " مستشرق انگليسى مى‏نويسد: اسپانيا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود.[5]
اين پيشرفت هاي علمي آن چنان بود كه هر بيننده اي را به تعجب و البته تحسين وا مي داشت. به عنوان مثال، پزشكان مسلمان در اندلس اسلامي به درجه اي از تخصص رسيده بودند كه جراحى‏هاى دقيق چشم همچون آب مرواريد، قرنيه و ... را انجام مى‏دادند.[6]


* * * *
و اما چه اتفاقي افتاد كه اندلس زيبا، اين حسرت هميشگي مسلمانان، از كف رفت و به دست صلبيون فتح شد.
با حضور فرديناند در اندلس، پذيرش مسيحيت براي همگان اجباري و آموزش و صحبت به زبان عربي ممنوع شد و هر كه از اين امر سرباز مي زد به تبغ جلاد سپرده مي شد.
كشتارها آغاز شد. صليبي ها حتي به مسلماناني كه با تغيير دين، مسيحي شده بودند نيز رحم نكرده و با عنوان عرب هاي خائن آنها را كشتند. در يك روز 3000 نفر از آنان زنده زنده سوزانده شدند.
مساجد، دانشگاهها و نمادهاي والاي تمدن، به بهانه حذف نمادهاي اسلامي ويران شدند و اين ها همه در حالي بود كه در هنگام حضور مسلمين در اندلس نه تنها آزادي اديان وجود داشت، بلكه بسياري از مناصب دولتي در اختيار مسيحيان بود .


به راستي بر آندلس چه رفت ؟!
گوستاو لوبون در اين زمينه مي نويسد : دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الكلي و بي بند باري و بالاخره در اثر اختلافات بين زمامداران حكومت، بر مسلمانان چيره شدند و مسلمانان را به زور، وادار به قبول دين مسيح كردند.[7]
لوبون دو دليل اختلافات دروني و رواج فساد را عامل سقوط اندلس مي داند .پيرامون عامل اول اشاره به اين موضوع خالي از وجه نيست كه حكومت هاي كوچك محلي مسلمانان در پي درگيري هاي به وجود آمده ميان بومي هاي اندلس و شامي ها و عرب هاي مقيم اندلس براي غلبه بر ديگري، دست ياري و نياز به سوي حكومت هاي مسيحي دراز كردند. اختلافات و جنگ هاي داخلي در طول ساليان دراز سبب ضعف قواي مسلمين شده بود.


و اما عامل دوم :رواج فساد و فحشا

وقف تاكستان هاي بزرگ و متعدد و توزيع مشروبات حاصل از آنها به شكل رايگان در بين جوانان مسلمان و تاسيس تفريح گاه هاي متنوع از سوي صاحبان كليسا كه خدمه و كاركنان آن همگي زيبارويان مسيحي بودند و ... ، همگي عواملي اند كه موجب ضعف اراده در ميان جوانان مسلمان شد. دليران مسلمان كه به هنگام فتح اندلس با چنان ايماني مي جنگيدند كه نوشته اند،كشتي هاي خود را به آتش كشيدند تا ديگر راه باز گشتي نداشته باشند،[8] اينك در آغوش دختران زيباروي مسيحي به ضعف نشسته اند.

حال و روز جوانان و دليران مسلمان از زبان امير علي تاريخ نويس مسلمان، خواندني و البته افسوس خوردني است:

" جوان مرد يا شواليه عرب كه براي جنگ به ميدان مسابقه مي رفت، بر روي بازوهاي خود علامتي مانند شكل قلب با تيري كه آن را سوراخ كرده يا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ مي كرد و يا خال كوبي مي نمود. اين سپاهيان علناٌ درحضور محبوبه هاي خود براي جايزه شجاعت و دلاوري با يكديگر مبارزه مي كردند و اغلب با محبوبه هاي شان مي رقصيدند.[9] "
همچنين دقت در عوامل ديگري همچون آزادي بيش از حد مسيحيان براي تبليغ و ترويج ،رشد و گسترش روحيه تساهل و تسامح، تقدس زدايي گسترده از ارزش هاي اسلامي از راه عادي جلوه دادن توهين به مقدسات مسلمين همچون توهين به مقام والاي پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، دگرديسي ارزش هاي ديني و معنوي، اشرافي گري زمامداران و ... مي تواند در ارائه تحليلي روشن، پيرامون دليل از دست دادن اين بخش از سرزمين هاي اسلامي، سودمند و مثمر ثمر باشد .
دشمن براي شكست مسلمين در اندلس، به جاي قهرمانان و شواليه هاي و جنگ جويان غول پيكر، دختر كان ظريف اندام خود را به آوردگاه مسلمين روانه كرد و به جاي تيرهاي آتشين و كشنده با غمزده چشمان جادويي زيبارويان مسيحي به جان مجاهدان مسلمان افتاد و ترنم آوازه خوانان مه رو را به جاي برق شمشيرهاي خون ريز هديه مسلمانان كرد و شراب سرخِ شيرافكن را در كنار همه اين ها در حلقوم مسلمين ريخت تا بدين سان و در يك پروسه مدت دار، اندلس را به حسرتي هميشگي در دل مسلمين بدل نمايد .


* * * *
جمله زير از زبان "بنيامين نتانياهو " نخست وزير پيشين اسرائيل خطاب به مجلس نمايندگان امريكا بيان شده است:
ارسال برنامه هاي ماهواره اي حاوي تصاوير زنان زيبا، با بدن هاي برهنه و نيمه برهنه و پرداختن به امور دينوي، از قبيل زندگي تجملي و البسه زيبا و صحنه هاي جنسي و مشاهده امور كاملا انحرافي باعث مي شود كه كودكان ايراني خواستار لباس هاي زيبا، زندگي تجملي و استخر و امثال اين ها شوند و با اين امر مي توان در ايران انقلابي به راه انداخت .


يك سؤال جدي ؟!
آيا طرح اندلسيزه كردن ايران اسلامي جدي است؟
غفلت متوليان فرهنگي و اثر گذاران فكري ـ فرهنگي جامعه، شايد نشان آن باشد كه اين خطر آن چنان كه بايد و شايد، جدي نيست!!!


پي نوشت ها:
[1]- نور الدين آل على، اسلام در غرب، انتشارات دانشگاه تهران، ص 45 .
[2]- گوستاو لوبون، تمدن اسلام وعرب، ص333.
[3] - نورالدين آل علي، اسلام در غرب (تاريخ اسلام در اروپاي غربي)،1370، ص 3 و4.
[4]- اعترافات، ج1، خدمات اسلام به اروپا، عطايي اصفهاني، چاپ چهارم، 1387، ص 32.
[5]- محمد ابراهيم آيتى، اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ص 14.
[6]- حسن وطنخواه، اسلام در اندلس، مجله مشكوة، پاييز 1370، شماره‏32، ص 115 .
[7]- گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب ، ص335
[8]- همچنين، تدمير، جانشين پادشاه اندلس در زمان حمله دلاوران مسلمان، در نامه اي به رودريك، پادشاه اندلس در وصف دلاوران مسلمان اين گونه مي نگارد: مردمي به كشور ما آمده اند كه ندانيم آنها اهل آسمانند يا اهل زمين. اعترافات، ج1، خدمات اسلام به اروپا، عطايي اصفهاني، چاپ چهارم، 1387، ص 32.
[9]- امير علي، تاريخ غرب و اسلام، ص542.



و همچنین توجه شما را به متن ذیل از دیدگاه استاد رائفیپور جلب می کنم .
فتح اندلس و فروپاشی آن
با بررسی تاریخ آندلس، می توان به نقاط ضعف و قدرت دوستان و دشمنان خویش پی برد. بدین منظور در این بخش به بررسی مختصری از تاریخ فتح آندلس بوسیله ی مسلمانان پرداخته ایم:[/b]

در سال 92 هجری، مسلمانان تحت فرماندهی «طارق بن زیاد» حركت براي فتح اندلس را آغاز كردند. این جریان از 92 تا 96 طول کشید.


سپاه اسلام، پس از فتح اندلس، آزادي مسيحيان و يهوديان اهل اين سرزمين را تضمين كردند و با گرفتن جزيه و خراج اسلامي، آن ها را در پناه خود در آوردند.

مسلمانان فاتح، فقط املاك «خانواده رودريك» و افراد وابسته به آن و يا كساني كه در جنگ با مسلمانان كشته شده بودند و هم چنين املاك كليساها را غنيمت جنگي قلمداد كردند كه خمس آن به عنوان سهم دولت اسلامي خارج شد و بقيه در دست صاحبان آن ها باقي ماند به شرط آن كه ماليات آن را بپردازند.

در زيرسايه همين درخت بود كه بنيان گذاران تمدن نوين اروپايي، چون دكارت (دكارت، پياده از پاريس تا طليطله را پيمود، تا در مدارس عربي طليطله با زبان عربي آشنا شود.) توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.


بازپس‌گیری آندلس

در این بین کسانی (مسیحیان) که هنوز مسلمین را دشمنان خود می پنداشتند برای بازپس گیری آندلس راه هایی را در پیش گرفتند. راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:


مرحله اول: تبليغ و ترويج افكار و انديشه هاي مسيحيت با هدف ايجاد تزلزل در عقايد جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پايبندي به احكام ديني.

مرحله دوم: نفوذ در امر حياتي و مهم تعليم و تربيت جوانان مسلمان از طريق گرفتن امتياز باز كردن مدارس مجاني با هدف تعليم مطالب انحرافي و القاي شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاري با مسلمين با هدف ترويج فساد و بي بند و باري در زمام داران و به ويژه جوانان مسلمان اندلس.

نتيجه مراحل سه گانه مذكور كه جملگي يك راهبرد اساسي براي فروپاشي اندلس اسلامي و خارج كردن اين سرزمين از دست مسلمانان بود، تخدير افكار و انديشه هاي مسلمانان بود. وضعيت فرهنگي – اجتماعي ايجاد شده در اندلس اسلامي، اين گونه در كتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشريح شده است:

1. مي خوارگي كه در گذشته در ميان مردم عياش اندلس به طور خفا انجام مي شد، يك عمل عمومي و علني گرديد.

2. جوانان مي گسار و بي بند و بار، روش پدران خود را حقير شمرده و آنان را نادان و احمق و دور از تمدن خواندند.

3. لباس ساده خود را كه نشانه صبر بود از تن در آورده و جامه تن پروري را به تن كردند.

4. جوامع مذهبي در انحصار پير مردان و پير زنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو كاري نبود.

5. دختران زيبای اروپايي كه در همه جا مامور دلربايي از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمام تر ماموريت خود را انجام دادند و در نتيجه جوانان مسلمان تا نيمه هاي شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.


عوامل سقوط


دراینجا به طور مختصر عوامل سقوط اندلس را بررسی میکنیم.

1. دلدادگی فرمانروایان اسلامی به فرهنگ ترسایان(ازدواج با زنان مسیحی)

2. ساده لوحی فرمانروایان اسلامی و ندانستن فنون پیچیده جنگ نرم و دشمن شناسی

3. اشاعه اصالت لذت و تن آسایی بین مسلمین

4. اشاعه فحشا و بی بند و باری و غنا

5. بوجود آمدن اختلاف بین مسلمانان عرب و بربر

6. انگیزه مسلمانان برای فتح اندلس الهی نبود

7. بوی غرور و ریاست‌طلبی در سخنان فاتح اندلس

8. رفتارعباسیان با خلفای اموی پیش ازخود

9. قدرت دريايي مسلمين و پيدايش قدرت دريايي اروپايي پرتغالي

10. ركود تجارت و فروپاشي و سقوط اقتصادي جهان اسلام و دولت مماليك

11. جنگ استشراقي

12. انحطاط علمی مسلمانان

نتیجه

با توجه به چگونگی نفوذ مسیحیان در بین مسلمین، و در نتیجه ناکامی سپاه اسلام در حفظ اسپانیا، می توان از تکرار چنین وقایعی پیش گیری کرد.


شیوع بی حیایی که در نتیجه منجر به مسائلی چون بی عفتی، گناه آشکار، و ... می شود، یکی از مواردیست که به مرور باعث از هم گسستگی ملتهای مسلمان و در نتیجه انحطاط دولتهای آنها می گردد و تنها راه مبارزه با آن داشتن هوشیاری و بصیرت است که از راه های کسب آن نیز مطالعه در تاریخ، و تدبر و تعقل در آن است.

الان ایران 1395 - ... - رو دارید با اون اندلس مقایسه می کنید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۰, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #17
آواتار
(۲۸/تیر/۹۵ ۱۸:۴۵)Bidel.s نوشته است:  دوتا از اون برنامه های شادی آفرینتون رو بهمون معرفی کنید مستفیض بشیم. دیگه دارید حد عقل رو می گذرونید
بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدا قصد داشتم یک کلیپ اینجا بگذارم اما اندک لیاقتی لازم داشت که متاسفانه فقدان آن بنده رو منع کرد که حداقل در این بخش اون را قرار بدم...

حد عقل حرف درستی است باید بدانید که درک و عقل ارتباط مستقیمی با شادی دارد یک کودک با هزار کیلو طلا شاد نمی شه که با یک اسباب بازی ساده شاد می شود.

ضمنا: دیگر صاحب نظران چی؟ اون ها عقل ندارند؟ این تحقیق توسط بیداری اندیشه صورت گرفته است .

تحقیقی درباره موسیقی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۲:۱۷, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۸/تیر/۹۵ ۲۱:۴۰)آیات نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدا قصد داشتم یک کلیپ اینجا بگذارم اما اندک لیاقتی لازم داشت که متاسفانه فقدان آن بنده رو منع کرد که حداقل در این بخش اون را قرار بدم...

حد عقل حرف درستی است باید بدانید که درک و عقل ارتباط مستقیمی با شادی دارد یک کودک با هزار کیلو طلا شاد نمی شه که با یک اسباب بازی ساده شاد می شود.

ضمنا: دیگر صاحب نظران چی؟ اون ها عقل ندارند؟ این تحقیق توسط بیداری اندیشه صورت گرفته است .

تحقیقی درباره موسیقی

کاربر محترم لطفا به جای تکفیر موسیقی و پاک کردن صورت مسئله دوتا تفریح نشاط آور اسلامی به ما معرفی کنید که با شرایط کنونی ما بخوره. هزینه بر نباشه و مشکل آفرین نشه

این بار اول نیست که با امثال شما برخورد داریم. ناگهانی وارد می شید و ناسزا می گید به من و کسانی که اونا رو دوستان خودم می دونم. لطفا یه راه حل ارائه بدید و به سوالی که پرسیدم جواب بدید.

واگرنه روی نظرم هستم شما حد عقل رو گذروندید مثل باقی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust
۱:۵۶, ۲۹/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۵ ۲:۰۷ توسط آیات.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۲۸/تیر/۹۵ ۲۲:۱۷)Bidel.s نوشته است:  کاربر محترم لطفا به جای تکفیر موسیقی و پاک کردن صورت مسئله دوتا تفریح نشاط آور اسلامی به ما معرفی کنید که با شرایط کنونی ما بخوره. هزینه بر نباشه و مشکل آفرین نشه

این بار اول نیست که با امثال شما برخورد داریم. ناگهانی وارد می شید و ناسزا می گید به من و کسانی که اونا رو دوستان خودم می دونم. لطفا یه راه حل ارائه بدید و به سوالی که پرسیدم جواب بدید.

بسم الله الرحمن الرحیم

ثم السبیل یسره

تفریح نعمتی است که در به دری ندارد.

فکر خودتون رو اصلاح کنید خدای ما الله است و زندگی ما با آسانی همراه شده قحطی تفریحات و شادی ها اتفاقی نشدنی است و این تصور یک انسان افسرده است که دربه در دنبال دو تفریح سالم می گردد...
در کشور ترکیه برای شرکت در برنامه های قرآنی بلیط 50 هزار تومانی تهیه می کنند به نظرتون چرا؟ بنده حاضر هستم تا مصر هم سفر کنم آیا شما اصلا می توانید چنین چیزی را درک کنید؟ به همین خاطر کلیپ را برای شما قرار نمی دهم

اگر شما الان نتوانید خودتان دو تفریح سالم برای عوام مردم معرفی کنید باید خودتان خجالت بکشید ببخشید قصد بی احترامی ندارم ولی حرف شما خیلی عجیب است و خیلی عجیب است که فکر می کنید تفریح شادی بخش وجود ندارد انگار قحطی شادی شده!

ضمنا بنده ابتدا وارد نشدم دوست شما وارد شد ! سعی کنید جوگیرانه و بی فکر از کسی دفاع نکنید.

کاربری که ناجوان مردانه برکات حزب الله رو نادیده میگرفت و شروع به فحاشی کرد رو نادیده گرفتید و به بنده که صرفا پاسخ نامردی او را داده ام می گویید به دوست شما ناسزا گفته ام؟ آیا دوست دارید این رفتار را نادیده بگیرید؟ یا از مطلب اول او دفاع می کنید؟ یا دوستان شما چون دوست شما هستند هر رفتار زشتی از آن ها عیبی ندارد؟لیاقت این افراد کمتر از زندگی در افغانستان است تا بدانند چگونه مردانی بی ادعا امنیت کشور را حفظ می کنند آن وقت نوبت اخلاق و رفتار حداقل مورد انتظار که می رسد با طعنه و ناسزا فتنه انگیزی می کنند که ان شاءالله خداوند خودش پاسخ شان را بدهد.

ببینید از نظر بنده ما تفریح اسلامی و غیر اسلامی نداریم حقیقت دنیا همه اش خدایی است ما تفریح انسانی و شیطانی داریم

بحث ما روی تفریح انسانی نبود که شما از بنده می خواهید آن را به شما معرفی کنم بحث ما روی شیطانی بودن یا نبودن یک تفریح است

و این شما هستید که باید ثابت کنید که الان به این نوع تفریح نیاز هست و دولت اصلاحات چرا از آن دفاع می کند و این تصور شماست که غیر عاقلانه است
انسان عاقل زمانی در به در دنبال تفریح سالم می گردد که بیمارشده باشد زیرا تفریح نعمتی است که در به دری ندارد...
یک توصیه دلسوزانه به شما می کنم:

هرگز ناشکری نکنید چون انسان ناشکر نعمت از کف می دهد اگر شما این همه نعمت و شادی را نمیبینید این یک مشکل اساسی است ولی جوانی که چیزی مثل کنسرت دوای درد او باشد یقینا بیمار است و جوان سالم چنین دردی ندارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۱۲, ۲۹/تیر/۹۵
شماره ارسال: #20
آواتار
دوستان خواهشا به موضوع بپردازین و درگیری لفظی رو ادامه ندین.

پیرامون موضوع :

http://www.erfan.ir/farsi/24861.html

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، vahrakan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیت الله علم الهدی: در شهر امام رضا نمی شود کنسرت برگزار کرد Bidel.s 38 58,566 ۲۸/شهریور/۹۵ ۱۵:۴۶
آخرین ارسال: moi bai
  خوانندگان زیرزمینی که دارای مجوز میشوند ehsan8taherian 3 2,166 ۲۰/خرداد/۹۴ ۵:۰۶
آخرین ارسال: Bidel.s
  خواننده زنی که مجوز گرفت !!! (گل بود به سبزه نیز آراسته شد) انتصـار 66 32,549 ۱۷/بهمن/۹۳ ۲۰:۴۹
آخرین ارسال: Islam
  کنسرت موسیقی راک در بوشهر به مناسبت مبعث! + بیانیه دانشجویان M03TAFA 5 3,960 ۱۱/تیر/۹۰ ۱۳:۰۱
آخرین ارسال: dideban

پرش در بین بخشها:


بالا