|
فرازهایی از صحیفه امام خمینی
|
|
۱۹:۳۶, ۱۲/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۵ ۰:۴۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در این تایپیک قصد دارم،بخش هایی از سخنرانی های آیت الله روح الله خمینی،قبل و بعد از انقلاب رو بیارم.
اکثریت سخنان ایشون در مجموعه ای به اسم «صحیفه امام خمینی» جمع آوری شده که مطالب تایپیک بخش هایی از این مجموعه ست. $ ![]() خواندن این سخنرانی ها در آستانه چهل سالگی انقلاب،بسیار جذاب و جالب توجهه. همچنین اگر بخش خاصی از سخنرانی ها برای دوستان جالب بود میتونند در این تایپیک بزارند،یا اگر نکته ای درباره این سخنرانی ها داشتند بگن. پیشاپیش از صعه صدر شما در مقابل تضارب آرا تشکر میکنم ![]() $ *** اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبههای دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمیآمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر میخواهم، خطای خودمان را عذر میخواهم. ما مردم انقلابی نبودیم، دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند؛ من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمیدادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام میکردیم. تمام جبههها را ممنوع اعلام میکردیم. یک حزب، و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین.$ جلد 9 ، ص 282 *** ما فرض می کنیم که شاه خیلی هم مرد صالحی فرض کنید باشد، خیلی هم آدم صحیحی باشد، خیلی هم خدمتگزار به مردم باشد، خوب وقتی مردم یک خدمتگزاری را نخواستند باید کنار برود. ما فرض می کنیم اینطور که، خیر، ایشان مصالح مملکت را ملاحظه کرده است، ایشان می خواهد آزادی بدهد. ایشان می خواهد مملکت را مستقل کند، ایشان می خواهد مملکت را به تمدن نو برساند، همه اینها را ما فرض می کنیم صحیح، می خواهد یک همچو کارهائی را بکند لکن اهالی مملکت می گویند ما این را نمی خواهیم که سلطان ما باشد، سرنوشت اهالی مملکت با خودشان است، ما همچو خدمتگزاری را نمی خواهیم، ایشان بروند کنار، ما خودمان یک خدمتگزار دیگر جایش می گذاریم. ما فرض می کنیم اگر ایشان آن هم بود، آنطور هم بود، مثل سایر مثلاً انسان ها یک انسانیتی داشت، باز هم اهالی یک مملکت حق داشتند به اینکه بگویند ما این خدمتگزار را، این آدم بسیار صالح خوب را که می خواهد مملکت ما را بهشت برین بکند نمی خواهیم، ایشان بهشت برین کند مملکت مان را. حق ندارند این را بگویند؟ حقوق بشر این نیست که هر کسی، هر بشری حق دارد که سرنوشت خودش را خودش تعیین کند؟ اینها می خواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعیین کنند و این آقای خدمتگزار را نمی خواهند.جلد 4 ، ص 74 و 75
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۲۳, ۲۲/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۵ ۷:۱۶ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
نه عزیزم بنده رو هوا حرفی نزدم که 20 سال تغییرش بدم. شما یه سرچی بکنی مطالب بنده پیرامون هاشمی همشون مستند هستن اکثرا در کتاب خاطرات خود حاج آقا. از مسائل شخصی تا اجتماعی از سد لتیان رفتن ایشون با خانواده، تفریح رفتن ایشون در روز عاشورای حسینی تا تلاش برای شورایی کردن رهبری خلاف نظر امام تا تلاش برای پایان دادن به جنگ از سال 62 به بعد کاملا مخالف نظر امام و کارشکنی های مختلف برای سپاه، از تلاش برای اعلام منتظری به عنوان قائم مقام رهبری خلاف نظر امام و بعد هم استقراض از کشورهای خارجی و حذف کوپن و له کردن محرومان و بعد هم سخنرانی نماز جمعه با موضوع مانور تجمل که گفت مسئولین رو بیارن به مانور تجمل که تذکرات پیاپی رهبری در اون سالها رو به دنبال داشت و ... اینها و بسیار مدارک بیشتر از اینها مربوط به اون سالها در کتاب خاطرات خودش و خاطرات دیگر رجال سیاسی موجوده. بیشتر اونها در کتاب راز قطعنامه اومده که برای اهل تحقیق موجوده ...
تا سال 68 هاشمی از دید مسئولین هم ناشناخته بود حتی رهبری. در ظاهر همه چی خوب بوده اما خاطرات خود هاشمی نشون میده ایشون اون چیزی نبوده که ملت و مسئولین فکر می کردن. نه اینکه خائن باشه اما انقلابی هم نبوده و ولایت فقیه رو هم تبعیت نمی کرده. از سال 68 برای مسئولین آگاه از جمله رهبری کم کم تفکرات هاشمی برملا میشه سر قضیه رابطه با آمریکا و ... اما بعضی مسئولین دیگه و عموم مردم همچنان ... تا اینکه در فتنه 88 روز آشکار شدن باطن ها هاشمی نشون داد به عموم مردم که چقدر واقعا انقلابی و تابع ولایت فقیه و طرفدار نظام هست... |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۲۲/تیر/۹۵
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
همین آدمى که این است و همین آدمى که دور خانه ها میگردد و طعام تقسیم میکند، بدون اینکه بشناسندش، و وقتى که در خانه یک نفر میرود و بچه هایش گرسنه اند، یک مقدار نان به آنها میدهد، دهنشان میگذارد؛ و بعد هم براى اینکه بچه ها را دلجویى کند با آنها بازى میکند و صدایى مثل شتر میکند که بچهها خوششان بیاید! $ همین آدم که رئیس قوم است و آن کار را دارد میکند؛ این طور ملایم، این طور رئوف، وقتى مقابل دشمن می ایستد، شمشیر را میکشد به فرق میزند، دو تا میکند! از این ور میزند دو تا میکند! $ یهود «بنى قریظه»، که قیام نکرده بودند و از مفسدین بودند- این یهودیها از اول مفسد بودند- هفتصدتایشان را همین طور از دم شمشیر گذراند در یک روز هفتصدتایشان را کشت! بین خودشان دوستى، رفاقت، ملایمت، رحمت،لکن وقتى در مقابل غیر واقع میشدند، آنجا شدت. در موقع خودش شدت، در موقع خودش رحمت. این وضع حکومت اسلام است. $ جلد 7،ص 234
|
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۲۲/تیر/۹۵
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
«فرياد برائت از مشركان در مراسم حج و اين يك فرياد سياسى- عبادى است كه رسول اللَّه، صلى اللَّه عليه و آله و سلم، به آن امر فرمود. حال بايد به آن آخوند مزدور كه فرياد مرگ بر امريكا و اسرائيل و شوروى را خلاف اسلام مىداند گفت تأسى به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالى خلاف مراسم حج است؟ آيا تو و امثال تو آخوند امريكايى فعل رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- و امر خداوند را تخطئه مىكنيد، و تأسى به آن بزرگوار و اطاعت فرمان حق تعالى را بر خلاف مىدانيد و مراسم حج را از برائت از كفار تنزيه مىكنيد، و اوامر خدا و رسول را براى منافع دنيايى خود به طاق نسيان مىسپاريد، و برائت و نفرين را نسبت به دشمنان اسلام و محاربان با مسلمانان و ستمگران بر مسلمين كفر مىدانيد؟»
صحيفه امام ج18 92 ایشان در وصیتنامه خود نیز تاکید دارند: «اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.» http://javanonline.ir/fa/news/619033 http://www.rajanews.com/news/152863 |
|||
|
|
۱۶:۵۵, ۲۴/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۵ ۱۷:۰۵ توسط Nadia.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۲۲/تیر/۹۵ ۱۸:۴۱)میثم2 نوشته است: ایشان در وصیتنامه خود نیز تاکید دارند: «اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.» خیلی به صدای ایشون هم مطمئن نباشید. یعنی اگه فیلمی را با چهره و صدای امام دیدین حتم نکنید خود امام ره هستند. [ (۲۱/تیر/۹۵ ۱۷:۱۴)Ali#59 نوشته است: احتمالا از اواخر 88 ایشون یهویی ضد انقلاب شده از این یهویی ها در تاریخ بعد از انقلاب کم نیست.. طرف قرار بوده رهبر بعدی باشه ناگهان ... و حصر خانگی میشه!! ![]() (۲۰/تیر/۹۵ ۵:۴۶)بیداری اندیشه نوشته است: این تاپیکهای نقد سیاسی که دوستان بهش خرده می گیرن و جبهه می گیرن دنبال همین لنگی هاست. تا جایی که من و اکثر کاربران قدیمی یادمونه موقع انتخابات یک تاپیک انتخابات زدید و بارها اعلام کردید که این تنها تاپیک سیاسی تالار هست و بعد هرگونه بحث سیاسی ممنوعه! اما بعد وقتی کاندیدای موردنظر تون رای نیاورد ناگهان قانون شما هم عوض شد و تالار پرشد از تاپیک سیاسی. ![]() من همان موقع (3سال پیش ) هم وقتی کاربران اعتراض کردند که مگه نگفتید بحث سیاسی ممنوعه، گفتم شما خیال میکردین که جلیلی رئیسی جمهور میشه و خواستید که با ممنوع کردن بحث سیاسی جلوی نقد ایشون رابگیرید ولی دیدین حسن روحانی رئیس جمهور شد و ناگهان باب نقد باز شد!! حالا بگذریم همونجا هم بیشتر نقدهای اساسی به جلیلی را حذف میکردید (از جمله پستهای بنده رو) جناب بیداری اندیشه خوبه آدم در نقد همیشه منصف باشه و به خاطر حزب و گروه و این کاندیدا و اون کاندیدا و ... بحث نکنه و لنگی ها در همه دولت ها نقد کنه نه در دولتی که مطابق جهت گیریها و منافعش نیست.
|
|||
|
|
۲۰:۳۲, ۲۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
میخواهند آقایان ـ خنده دارد واقعاً این حرفها ـ میخواهند آقایان دانشگاه اسلامی تأسیس کنند؛ شنیده ام چندین میلیون هم بودجه برایش درست کردهاند؛ شما اگر برای اسلام دلسوز هستید، خوب این دانشگاه ما، اوناها، آنجاست؛ چرا خرابش میکنید؟ اگر شما واقعاً متوجه شدید که اسلام لازم است بودنش، احکام اسلام باید باقی باشد، علمای اسلام باید باقی باشند، ما به خیر شما هیچ امیدی نداریم بابا، شرّ نرسانید. بگذارید ما برای شما خدمت کنیم؛ بگذارید. ما یک شاهی بودجۀ این مملکت را بحمداللّه، صرف نمیکنیم. ما با این بیچارگی و با این شما، هر کس میخواهد برود، خوب این طلاب علوم دینیۀ اسلام، بروید مکانشان را ببینید؛ بروید زندگی قبلالغارت را ببینید؛ بعد از غارت هم بروید زندگیشان را ببینید. چه چیز اینها میخواستند ببرند؟ و الاّ به درد آنها نمیخورد که این گلیم کهنه؛ اینها میخواستند اذیت کنند؛ و الاّ یک گلیم کهنه و یک سماور شکستۀ حلبی به درد اینها میخورد؟ خوب بروید ببینید آقا این ـ ما که مخفی چیزی نداریم ـ این مدارس ما، همه موجود؛ این منازل ما هم همه موجود؛ بیایید ببینید دیگر. اگر شما دیدید که تمام بودجهای که این ملت اسلام، این ملت فقیر، با تمام اخلاص میآید به ما میدهد برای حفظ اساس احکام اسلام، اگر شما دیدید که تمام بودجۀ سال ما به قدر یک مهمانی، یک مهمانی که یک نفر از خارج وارد میشود و دولتها مهمانش میکنند، اگر به قدر یک مهمانی آنها، تمام بودجۀ سال ما بود، بگویید: تف بر شما مرتجعین. جلد اول،ص74
|
|||
|
|
۱۲:۴۱, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
جناب حجه الاسلام آقای حاج شیخ صادق خلخالی دامت افاضاته
به جنابعالی ماموریت داده می شود تا در دادگاهی که برای محاکمه متهمین و زندانیان تشکیل می شود حضور به هم رسانده و پس از تمامیت مقدمات محاکمه با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید . 1357/12/5 روح اللّه الموسوی الخمینی جلد 6 ص 215 |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۲۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
۱۸:۳۶, ۲۸/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۵ ۱۸:۳۸ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
یاد شعر زیر میوفتم:
من نبودم دستم بود/تقصیر آستینم بود. مشکل حل شد تمام کسانی که حقشون ضایع شده بود اون روز ها توسط این شخص بزرگ الان به حقشون رسید |
|||
|
|
۱:۲۷, ۳۱/تیر/۹۵
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
اینها باید اصلاح بشود. این نمیشود که ما تقریباً قریب دو سال است که میگوییم جمهوری اسلامی، هیچ چیز اسلامی نباشد. هر جای آن دست بزنیم میبینیم خراب است. اینجا هم وزارتخانه اش همینطور. این نمیتواند دوام پیدا بکند. ما نمیتوانیم تحمل کنیم این مطلبی را که آقایان میخواهند با آن مغزهایی که در اروپا تربیت شده است درست بکنند. ما میخواهیم اسلام را پیاده بکنیم. یکی از اینها آمده بود گریه میکرد که چرا بعضی از اینها را میکشند! نه این آخریها را، آنهایی که آقای خلخالی مثلاً میکشتند. اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حالی که تربیت است، یک مکتب تربیت است، لکن آن روزی که فهمید قابل تربیت نیست، هفتصد نفرشان را در یک جا، یهودی بنیقریضه را در حضور رسول اللّه میکشند، گردن میزنند به امر رسول اللّه. اینها همین حرفهای غربی را میزنند که ما باید اصلاح کنیم. اول همه را اصلاح کنید بعد حد بزنید. این عجیب است که اول ما باید این مملکت را، همه را هدایت کنیم که همه تربیت بشوند، بعد حد بزنیم. اگر یک کسی حالا شرب خمر کرد، حالا حدش نزنیم، حالا اول چیزش بکنیم تا مغزش اصلاح بشود. اینها یک حرفهای غلطی است. باید حدود جاری بشود. باید وزارتخانه ها اصلاح بشود. جلد 13،ص 49 [font=Tahoma][/font]
|
|||
|
|
۲:۰۵, ۱/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۵ ۲:۰۷ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
تیتر : کارنامه سیاه دودمان پهلوی آقا، شما شاید بیاطلاعید خیلیتان، من اطلاع دارم که - با من روابط بعضی از این دهاتِ اطراف دارد و اطراف شیراز و آنجاها - که بعض دهاتش هست که آب خوردنی ندارند؛ از یک فرسخی باید بروند از یک آب انباری که آب جمع شده است در آن از زمستان به واسطه بارانها، از آنجا آب بیاورند برای این بچههایشان بخورند. جلد 4،ص 118 57/7/30 * ![]() روستای چشمه شور قم 95/4/30
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فرازهایی از صحیفه امام خمینی 2 | Ali#59 | 25 | 6,625 |
۳۱/شهریور/۹۶ ۱۴:۵۶ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| شکوفایی استعدادها در سختی ها از نظر امام خمینی -ره- | yektasepas | 0 | 1,081 |
۲/آذر/۹۳ ۱۷:۵۹ آخرین ارسال: yektasepas |
|




![[تصویر: url_1.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8258414726/url_1.jpg)








![[تصویر: 2016_08_07_115233.jpg]](http://s2.picofile.com/file/8260695800/2016_08_07_115233.jpg)