تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فرازهایی از صحیفه امام خمینی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
در این تایپیک قصد دارم،بخش هایی از سخنرانی های آیت الله روح الله خمینی،قبل و بعد از انقلاب رو بیارم.
اکثریت سخنان ایشون در مجموعه ای به اسم «صحیفه امام خمینی» جمع آوری شده که مطالب تایپیک بخش هایی از این مجموعه ست.

$
[تصویر: url_1.jpg]
$
خواندن این سخنرانی ها در آستانه چهل سالگی انقلاب،بسیار جذاب و جالب توجهه.
همچنین اگر بخش خاصی از سخنرانی ها برای دوستان جالب بود میتونند در این تایپیک بزارند،یا اگر نکته ای درباره این سخنرانی ها داشتند بگن.
پیشاپیش از صعه صدر شما در مقابل تضارب آرا تشکر میکنم Rose
$
***
اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبه‌های دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمی‌آمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر می‌خواهم، خطای خودمان را عذر می‌خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم، دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند؛ من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم. تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم. یک حزب، و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین.
$
جلد 9 ، ص 282
***
ما فرض می کنیم که شاه خیلی هم مرد صالحی فرض کنید باشد، خیلی هم آدم صحیحی باشد، خیلی هم خدمتگزار به مردم باشد، خوب وقتی مردم یک خدمتگزاری را نخواستند باید کنار برود. ما فرض می کنیم اینطور که، خیر، ایشان مصالح مملکت را ملاحظه کرده است، ایشان می خواهد آزادی بدهد. ایشان می خواهد مملکت را مستقل کند، ایشان می خواهد مملکت را به تمدن نو برساند، همه اینها را ما فرض می کنیم صحیح، می خواهد یک همچو کارهائی را بکند لکن اهالی مملکت می گویند ما این را نمی خواهیم که سلطان ما باشد، سرنوشت اهالی مملکت با خودشان است، ما همچو خدمتگزاری را نمی خواهیم، ایشان بروند کنار، ما خودمان یک خدمتگزار دیگر جایش می گذاریم. ما فرض می کنیم اگر ایشان آن هم بود، آنطور هم بود، مثل سایر مثلاً انسان ها یک انسانیتی داشت، باز هم اهالی یک مملکت حق داشتند به اینکه بگویند ما این خدمتگزار را، این آدم بسیار صالح خوب را که می خواهد مملکت ما را بهشت برین بکند نمی خواهیم، ایشان بهشت برین کند مملکت مان را. حق ندارند این را بگویند؟ حقوق بشر این نیست که هر کسی، هر بشری حق دارد که سرنوشت خودش را خودش تعیین کند؟ اینها می خواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعیین کنند و این آقای خدمتگزار را نمی خواهند.
جلد 4 ، ص 74 و 75
«بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مبارك اعليحضرت همايوني
پس از اهداي تحيت و دعا، به طوري كه در روزنامه ها منتشر است ، دولت درانجمنهاي ايالتي و ولايتي ، "اسلام " را در راي دهندگان و منتخبين شرط نكرده ؛ و به زنهاحق راي داده است . و اين امر موجب نگراني علماي اعلام و ساير طبقات مسلمين است .بر خاطر همايوني مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام وآرامش قلوب است . مستدعي است امر فرماييد مطالبي را كه مخالف ديانت مقدسه ومذهب رسمي مملكت است از برنامه هاي دولتي و حزبي حذف نمايند تا موجب دعاگويي ملت مسلمان شود.
الداعي : روح الله الموسوي»
جلد اول، صفحه‌ی ۷۸ (تلگراف به محمدرضا پهلوی درباره‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی)
(۱۲/تیر/۹۵ ۲۱:۳۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]
«بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مبارك اعليحضرت همايوني
پس از اهداي تحيت و دعا، به طوري كه در روزنامه ها منتشر است ، دولت درانجمنهاي ايالتي و ولايتي ، "اسلام " را در راي دهندگان و منتخبين شرط نكرده ؛ و به زنهاحق راي داده است . و اين امر موجب نگراني علماي اعلام و ساير طبقات مسلمين است .بر خاطر همايوني مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام وآرامش قلوب است . مستدعي است امر فرماييد مطالبي را كه مخالف ديانت مقدسه ومذهب رسمي مملكت است از برنامه هاي دولتي و حزبي حذف نمايند تا موجب دعاگويي ملت مسلمان شود.
الداعي : روح الله الموسوي»
جلد اول، صفحه‌ی ۷۸ (تلگراف به محمدرضا پهلوی درباره‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی)
علی جان اجازه داریم تو این تاپیک صحبت هم بکنیم یا فقط سخن ها گذاشته می شه؟

این چیزیه که به ما گفتن: آیت الله خمینی در این باره به سه مورد اشاره کرد توی این نامه من 2 مورد رو می بینم. مورد سوم رو یادم نیست(شفاها گفته شده) ولی اون مورد چالش برانگیزش حق رای زنان بود.
بعدا ها(قبل از انقلاب) ایشون فرمودن: ما با حق رای زنان مخالفتی نداریم. با سواستفاده از آنها مخالفیم. (هیچ سندی ندارم شرمنده فقط خواستم گرا بدم شاید کسی سندی داره)
اگه نکته ای بود حتما بگید استقبال میشه.
مورد سوم سوگند به قرآن بود که در این تلگراف ذکر نشده.
در راستای طرح اصلاحات اجتماعی و به موجب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی،منتخبین و رای دهنگان لازم نیست مرد و مسلمان باشند و قاعدتا منتخبین حتما نباید به قرآن سوگند بخورند (میتوانند به کتاب آسمانی که به آن اعتقاد دارند سوگند بخورند-مثلا مسیحیان به انجیل و بهاییان به کتاب اقدس)
بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

جرایم پنجاه سالۀ خاندان پهلوی


یکی از محسّنات این نهضت اسلامی این بود که ما قبل از این با این چهره‌ها مواجه نبودیم. شما مشغول اعمال خودتان، ما هم مشغول کار خودمان بودیم؛ و اینطور اجتماعات میسر نبود. نه شما ما را دیده بودید و نه ما شما را، و نه مواجه شده بودیم که مطالبی که داریم با هم صحبت کنیم. و این نهضت مقدس اسلامی که همۀ قشرها را فراگرفت، این فرصت را داد و وسایل را مهیا کرد که ما با آقایان مواجه باشیم و بتوانیم مسائلی را پیش آقایان طرح بکنیم. شما می‌دانید که گرفتاری ملت ایران از پنجاه و چند سال پیش از این تا حال چقدر بوده است، و جرایم این پدر و پسر به این مملکت چقدر زیاد بود، و همۀ اقشار این مملکت در اختناق و در زحمت به سر می‌بردند. از آن طرف، دانشگاهها، دانشکده‌ها، همۀ آنها، دانشسراها، نمی‌توانستند ایفای وظیفه‌ای که محول به آنهاست بکنند. و همین طور مهندسین و دیگر قشرها آزاد نبودند که مطالبی را که دارند بگویند یا اعمالی را که می‌خواهند به نفع ملت است انجام بدهند. ما مواجه شدیم در اروپا به بسیاری از محصلین که در آنجا هستند، و بسیاری از آنها که دولت فرستاده آنجا. مِنْجمله مسئلۀ انرژی اتمی که چهارصد نفر در آلمان هستند؛ و اینها عده‌ای‌شان آمدند پیش ما، و مطالبشان این بود که اولاً ما را عقب نگه داشته‌اند نمی‌گذارند که ما ترقی علمی بکنیم؛ و ثانیاً این انرژی اتمی برای ایران ضرر دارد نه فایده. تا آن وقتی که این قابل کار است در ایران نفت و گاز هست، آن وقتی که نفت و گاز تمام بشود اینها قابل عمل نیستند. علاوه، ضررهای مادی دیگر دارد. و این تعمدی بوده است که از دستگاه دولتی شده است؛ بر[ای]اینکه هم جوا‌‌ن‌های ما را عقب نگه دارند و نیروی جوانان ما را از بین ببرند، و هم نگذارند که این مملکت ترقی بکند. با اسم «مترقی کردن مملکت» مملکت را به عقب راندند.

http://farsi.khamenei.ir/sahifeh-content?id=14198


از نظر امام خمینی(سلام الله علیها) آزادی امر واضحی است که نیازی به تعریف ندارد، لذا ایشان فرمودند: « آزادى یک مسئله‏اى نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى. کسى الزامتان نمى‏کند که در کجا مسکن داشته باشى، یا در آنجا چه شغلى را انتخاب کنى‏ ، آزادی یک چیز واضحی است .» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 94)

بر اساس اندیشه امام خمینی(سلام الله علیها) آزادی عطیه ای الهی است و اسلام آن را امری فطری می داند و در اوج شکل گیری نهضت اسلامی ایران بزرگ ترین جرم شاه را سلب آزادی های اجتماعی دانسته و چنان شفاف و آزاد اندیشانه از آن سخن می گویند که به حق شایسته روشنفکرترین و روزآمدترین و آگاه ترین سیاستمدار فرزانه و فرهیخته دینی می باشد: « این چه وضعى است که در ایران هست؟ این چه آزادى است که اعطا فرموده‏اند آزادى را؟! مگر آزادى اعطا شدنى است؟! خود این کلمه جرم است. کلمه اینکه «اعطا کردیم آزادى را» این جرم است. آزادى مال مردم هست، قانون آزادى داده، خدا آزادى داده به مردم، اسلام آزادى داده، قانون اساسى آزادى داده به مردم. «اعطا کردیم» چه غلطى است؟ به تو چه که اعطا بکنى؟ تو چه کاره هستى اصلش؟ «اعطا کردیم آزادى را بر مردم»! آزادى اعطایى این است که مى‏بینید. آزادى اعطایى که آزادى- حقیقتاً- نیست، این است که مى‏بینید. براى این است که مردم را اغفال کنند.» (صحیفه امام، ج‏3، ص:406 و 407)

امام(سلام الله علیها) در خصوص آزادی عقیده چنین فرمود: « اسلام بیش از هر دینى و بیش از هر مسلکى به اقلیتهاى مذهبى آزادى داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعى خودشان که خداوند براى همه انسانها قرار داده است، بهره‏مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهدارى مى‏کنیم. در جمهورى اسلامى کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند ....»(صحیفه امام، ج‏4، ص:363و 364)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/n3461/%D8...9%86%DB%8C

http://lib.eshia.ir/50080/3/48
سلام

با توجه به سابقه استارتر تاپیک مثل اینکه قراره در این تاپیک به امام خمینی ره توهین ها و تمسخر های زیادی بشه و اینکه ایشون مشکل عقلی داشتن و خلاصه....

مثل هميشه هم مدیریت قراره مدارا کنه!!!!!

ولی چند نکته رو لازم ميدونم بگم

1_ از استارتر تاپیک ميشه فهمید که از منابع ضد انقلاب اسلامی دارن مطلب میزارن!!! که اين خودش بزرگترین مشکله

2_ باید هر مطلبی با مدرک گفته بشه و برای خوانندگان منابع قابل اعتماد داخلی و صحیفه امام خمینی ره باید در دسترس باشه تا هر خواننده بتونه بهش رجوع کنه یعنی باید مستقیم به صحیفه امام خمینی ره لینک داده بشه يا اگر صحبت ها شفاهی هستن باید فیلمش گذاشته بشه

3_ تمام انسانها ( استثناء نداره) در طول حیات خودشون دچار تغییر و تحولات گوناگونی از لحاظ اعتقاد و عمل میشن و این چیزی از ارزش شخصیت اونها کم نمی کنه و اگر حرفهای شخصیت های بزرگ دنیا در طول عمر تغییر کنه چيزه عجیب یا خلاف عقلی نیست چه اینکه تجربه عقل رو افزایش ميده

4_
يَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسي‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِکَ وَ آتَيْنا مُوسي‏ سُلْطاناً مُبيناً

اهل کتاب از تو درخواست می کنند که کتابی از آسمان برای آنها فرود آوری! حقیقت این است که آنان از موسی بزرگتر از آن را درخواست کردند و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده! پس به کیفر ظلمشان آنها را صاعقه ( آسمانی ) فرا گرفت. و باز پس از آنکه دلایل روشن به آنها رسید گوساله را به خدایی گرفتند ، پس ما از آن نیز درگذشتیم ، و به موسی برهانی روشن ( و قدرتی آشکار ) دادیم.

5_نکته ديگه اینکه بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل شورای نگهبان مجمع مشورتی فقیهان بزرگ برای پایه گذاری قوانین شکل گرفت
همونطور که میدونید در فقه هیچ دو فقیهی مثل هم نیستند و لاجرم در مسایل مختلف اختلافات فقهی دارند به همین خاطر با مشورت بزرگان حوزه علمیه قوانین اسلامی پایه ریزی شد و امام خمینی ره صرفا هدایتگری انقلاب و مسایل کلان را مدیریت کردند و در نظرات مشورتی که به ایشان میشد اهمیت می دادند
سلام قلب عزیز
واقعیتش در هر دو مطلبی که از امام خمینی نقل کردم، با ایشان هم عقیده ام. مثلاً در بحث آزادی، ما اینقدر پرداختیم به فلسفه در مورد مفهوم آزادی و تعریف آزادی و ... که اصل مطلب یادمون رفته، در حالی که آزادی یه مسئله واضحه که شاید واضحتر از این نشه بیانش کرد.

در مسئله هسته ای ممکنه نظرات مختلفی وجود داشته باشه، اما نظر ایشان خیلی منطقیه.
(۱۳/تیر/۹۵ ۰:۳۲)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام قلب عزیز
واقعیتش در هر دو مطلبی که از امام خمینی نقل کردم، با ایشان هم عقیده ام. مثلاً در بحث آزادی، ما اینقدر پرداختیم به فلسفه در مورد مفهوم آزادی و تعریف آزادی و ... که اصل مطلب یادمون رفته، در حالی که آزادی یه مسئله واضحه که شاید واضحتر از این نشه بیانش کرد.


به نظر من هم ازادی بدیهی است ، اما همین امر بدیهی در سایه ی ایده لوژی معنا پیدا میکند . مثلا ازادی از دیدگاه یک مسلمان / مسیحی یا یک بی دین میتواند کاملا متفاوت باشد .

در مورد کلیت تاپیک ! به نظرم استارتر یک ایده ی کلی رو پذیرفته اما این ایده ی کلی بعضا در برابر ایده ی کلی دیگری شل و کج میشه !
استارتر به جای اینکه بیاد شلی و کجی ایده ی خودش رو سروسامان بده ، سعی میکنه کلیت ایده ی دوم رو زیر سوال ببره و مسئله رو از سر خودش باز کنه !(دقت کنید از سر خودش !)

اگر جریان غیر از این است ، پست اول رو خط به خط بریم جلو ببینیم به کجا میرسیم!!
بدون تعصب عرض میکنم علی آقا شما فقط در صدد القای شک و شبهه و تخریب هستی یعنی بلایی که سر خودت اومده می خوای سر دیگران بیاری. خوب این رو بنده مدارا نمی کنم....

تا الان بنده در صحبتهای امام خمینی رحمه الله علیخ که گذاشتین نکته منفی ندیدم که قصد تخریب ایشون باشه ولی از قبل میگم اگر تشخیص بدم عمدا داره چنین کاری صورت می گیره حتما برخورد میکنم. هم با پست هم با ارسال کننده پست.

بحث رو هم ترجیحا منحرف نکنین وقتی خودتون چنین تقاضایی دارین از ناظران.
اسلام جلوی شهوات را می‌گیرد؛ اسلام نمی‌گذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را می‌کند!
با زنها لخت بروند آنجا، و بعد زنها لخت بیایند توی شهرها! مثل کارهایی که در زمان طاغوت می‌شد.
همچو کاری اگر بشود، پوستشان را مردم می‌کنند. مسلمانند مردم. نمی‌گذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند.
«تمدن» اینها این است! اینها از تمدن این را می‌خواهند. اینها از آزادی این را می‌خواهند!
آزادی غربی می‌خواهند. و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توی دریا بروند توی - نمی‌دانم - جاهای دیگر شنا کنند!
این تمدنی است که آقایان می‌خواهند! این تمدنی است که در رژیم سابق تحمیل بر مملکت ما شد، که بعد از اینکه می‌رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت می‌آمدند توی شهر! مردم هم جرأت نمی‌کردند حرف بزنند.

امروز اگر یک همچو چیزی بشود، اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد.و دولت هم معین کرد.

البته دولت طوری که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم می‌گیرند.مگر مازندرانیها می‌گذارند یا رشتیها می‌گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟
مگر بندر پهلوی‌ای‌ها مرده‌اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر می‌گذارند اینها را؟ تمدنهای اینها این است. آزادی‌ای که آنها می‌خواهند همین. این جور آزادی! بروند قمار بکنند و با هم لخت بشوند و با هم بشوند ....
$
جلد 8،ص 339
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع