کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روشنفکربازی یعنی
۱۸:۲۹, ۲۳/آبان/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
روشنفکربازی یعنی
مرتبا از حمله اعراب به ایران دم بزنی، ولی از اولین هجوم بیگانگان به ایران یعنی همان هجوم آریایی ها و کشتار بیرحمانه بومیان ایران توسط آنها، جیک نزنی.

Surprise:روشنفکربازی یعنی
"فتح ایران" توسط مسلمانان را "حمله اعراب" بخوانی. و جنگ با " ساسانی" را جنگ با "ایرانی" بنامی. تا بلکه با تیز کردن دعوای #عرب و #عجم، رگ نژادپرستی عصر جاهلیت را زنده کنی

Surprise:روشنفکربازی یعنی
تمام تاریخ طبری را زیر و رو کنی تا بلکه یه سند درباره کشته شدن فلان ایرانی توی جنگ با مسلمونا، فقط "مسلمونا" پیدا کنی. (نه رومی ها، نه ارمنی ها، نه یونانی ها نه دهها حکومت دیگری که با ایران جنگ داشتند) ولی جنایت همین 100 سال پیش انگلستان را که نصف کل جمعیت ایران را با قحطی و مریضی نسل کشی کردند، شتر دیدی ندیدی. تازه برای یه لندن رفتن، یا فلان بازیگری که با لهجه غلیظ بریتیش حرف میزنه له لَه بزنی!

Surprise:روشنفکربازی یعنی
ادعای میهن پرستی کنی و خودتو به در و دیوار بزنی با یه حدیث جعلی درباره ائمه و قرآن شبهه بندازی، ولی ندونی هر وقت این مملکت در برابر اجنبی ایستاده، با حبّ اهلبیت(علیه السلام) بوده. اهلبیتی که ضد تعصبات قبیله ای و نژادی بودند و چون عرب و عجم را #برابر میدانستند، مرتب مورد اعتراض متعصبهای عرب بودند.

Surprise:روشنفکربازی یعنی
ادعای وطن پرستی کنی، ولی همان شهدا و رزمندگان و بسیجی هایی را که 8 سال برای دفاع از خاک کشور اسلامی مان جنگیدند، برچسب "ساندیس خور"! بزنی و افتخار کنی توی فتنه 88 یه بسیجی رو کتک زدی و مدافعان حرمی که برای آرامش ما شهید میشن، رو سرباز اسد و روسیه !! بخوانی!! درست اونطوری که BBC هر شب میگه.☹

Surprise:روشنفکربازی یعنی
پُز خردورزی و "التماس تفکر" : بیایی، ولی سواد تاریخی ات همون دروغ دلنگهایی باشه که خاخامهای یهود و نوچه های پهلوی، از چند تا کتاب آبکی و سایت و کانال و کلیپ، پخش میکنند.

Surprise:روشنفکر بازی یعنی
شعار "انسانیت" و "دین من #انسانیت است" ( در مقابل "دین من اسلام است") بدهی ولی شعار_اسرائیلی "نه غزه نه لبنان" هم سر بدهی و تمام تصورت از وطن پرستی، تحقیر اعراب و بقیه ملتها (البته بجز یهود و اروپایی) باشه.

Surprise:روشنفکربازی یعنی
بجای "سلام" قیافه بگیری و بگی "درود" نکنه یه کلمه "عربی" از زبونت دربیاد! ولی حالیت نباشه، 50% زبان فارسی، کلمات عربی هست و اگر زبان عربی نبود، الان فارسی ای وجود نداشت. در ضمن بچتو هم از 3 سالگی (بعضیام از نوزادی حتی!) بفرستی به زور "هللو هاواریو" توی مغزش فرو کنه!

Surprise:آریایی بازی یعنی
ایران ایران از دهنت نیفته ولی ندانی در هیچ کتاب #ایرانی، در اوستا، در شاهنامه، در گلستان و در هیچ نگاره و نقاشی، نامی از #کوروش و هخامنشی نیست و توی یه کتاب فرمانده نظامی اردشیر دوم، نامیده شده، (یعنی کوروش و هخامنشی انقدر در نظر ایرانی ها ناچیز بودند) و ریز و درشت این داستان سازی های تاریخی را از تورات یهود و چند منبع یونانی کپی تورات بگیری!

Surprise:آریایی بازی یعنی
از لابلای خرابه های تاریخ، بند کنی به 2500 سال پیش، و 6000 سال تاریخ ایران #قبل از آن را عمدا خط بزنی.

Surprise:آریایی بازی یعنی
بگی هخامنشیان چه قدرت و شکوه و امپراتوری عجیب غریبی داشتند، ولی تمام منبعت از این عظمت، ویکی پدیا باشه، اونم فارسی اش! و هضم نکنی آخه با اون شکوه و عظمت چطوری در برابر یه لشکر کوچک نابود شدند و حکومتشون به 200 سال هم نکشید!!

Surprise: آریایی بازی یعنی
دم از نژاد برتر عاریایی بزنی ولی ندونی ما اصلا چنین نژادی از نظر علمی نداریم و 150 ساله این کلمه اختراع شده. ولی ندونی محتوای ژنتیکی ما و همون عربها یکسانه و هیچ تفاوتی جز در زبان با هم نداریم. ولی ندونی 6 میلیون "سید" فقط از نسل پدر توی این کشور وجود داره. یعنی 6 میلیون فقط از نسل #ائمه داریم. و حالا پیدا کن آمار جمعیت را از نسل بقیه اعراب!!

Surprise: کوروش پرستی یعنی
یعنی به بهانه احترام به تاریخ و ملی گرایی! جلوی کوچکترین نقد و بیان حقایق کوروش و چند شاه با بوی یهودی را ببندی و چند تا چوب پرست خونریز را مقدس و غیرقابل نقد کنی.

Surprise:کوروش پرستی یعنی
بچه مسلمانها را "عرب پرست" و "ملخ خور"! بخونی، ولی خودت بعد از 1400 سال یکتاپرستی توی این کشور، مثل عربهای دوره جاهلیت، دور یک سنگ خالی منتسب به یک بت_پرست بچرخی.

Surprise:کوروش پرستی یعنی
باور کنی شاهی برای کشورگشایی به کشورهای دیگر حمله کنه ولی خون از دماغ مردم آن کشورها نریزه!

تو روشنفکر نیستی عزیزم، یه فسیل هستی. آریایی نیستی. هرهری هستی.
ما اما نه روشنفکریم، نه آریایی. یه ایرانی هستیم یه #ایرانی_مسلمان. که اسلام و خداپرستی تمام هویتمونه و به فرموده مولایمان علی(علیه السلام) بقیه انسانها، یا در دین شبیه ما هستند و برادر دینی ما؛ یا در آفرینش شبیه ما هستند و انسان.
این متن که نقل شد ، از شبکه اجتماعی هست .
.اگه کسی نقدی داشت بیان کنه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، علی املشی ، افشین ، MOHSEN-Z ، mohammadhadi ، sarallah ، MohammadSadra ، میم.حسین.الف ، vahrakan ، 1fabeg ، غریب ، حقیقتجو ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۴۱, ۱/آذر/۹۵
شماره ارسال: #31
آواتار
شور بودن یا مزه داشتن ویژگی خاص ماده است . ما میدانیم که خدا از جسم بودن مبرا است . اما همان طور که ویژگی جسم بودن از ناحیه ی خداست ، ویژگی شور بودن هم از ناحیه ی خداست .

جسم بودن ، ماده بودن و مزه داشتن ویژگی هایی هستند که علت اصلی باید از آن مبرا باشد ، به زبان ساده خدایی که طعم یا رنگ خاصی داشته باشد خدا نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱:۵۶, ۱/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۵ ۱۹:۴۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #32

دقیقاً.

در شیوه ای که ما برای تفکر استفاده می کنیم، ماده نقش داره. یعنی سلولهای عصبی ما که بخشی از جسم ما هستند در تفکر ما نقش دارند. پس ما نمی تونیم از این طریق مدبر بودن خدا رو اثبات کنیم. باید به دنبال روشی دیگر برای اثبات باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۱۱, ۲/آذر/۹۵
شماره ارسال: #33
آواتار
ببینید قرار نیست که در مورد مسایلی که قبلا بحث شده دوباره دچار لکنت بشیم .

در مورد تدبیر ، اولا واضحه که تدبیر در انسان فقط ناشی از عصب نیست ، گرچه اگر فرض کنیم تدبیر ناشب از عصب هست هم تغیری در ماجرا نمیدهد .

قبلا گفتیم اگر موجودی بیابیم که علت کمالی(مانند تدبیر) باشد ولی خودش معلول چیز دیگری نباشد ، باید ویژگی های علت بدون معلول (یکتایی و کامل بودن) را داشته باشد .

منشا تدبیر در انسان هرچه که باشد (سلول های مغز ، روح یا ترکیب انها) تنها جایگاه و ظرفی برای انعکاس جلوه ی علت بدون معلول است .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۳:۵۵, ۲/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۵ ۱۷:۵۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #34

سلام آقا عمار

از کجا می دونیم که علت العلل بایستی تمام صفات خوبی که انسانها دارند را داشته باشه؟ از کجا می دونیم که باید یک موجود متشخص باشه؟


گفتیم که علت لزوماً تمام صفات معلول را نداره، به خصوص اگر ماده در به وجود آمدن اون صفات نقش داشته باشد. شیوه ای که ما برای فکر کردن استفاده می کنیم بدون استفاده از سلولهای عصبی غیر ممکنه (سلولهای عصبی لازم اند حتی اگر تنها عامل نباشند). پس ماده در اون نقش ایفا می کنه.

اگر هم به دنبال اثبات یک نوع تدبیر متفاوت با تدبیر انسانها باشیم، در این صورت با تعمیم ویژگیهای انسانی نمی تونیم به هدف برسیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۰, ۲/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۵ ۲۱:۰۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #35

قبل از اینکه به صفات خدا بپردازیم، باید مفهوم خدا رو برای خودمون تعریف کنیم: به چه موجودی خدا میگن و رابطه علت و معلولی اش با سایر موجودات به چه صورته؟

در مورد مفهوم خدا دیدگاههای مختلفی رو داریم. به طور مثال یکی از این دیدگاهها وحدت وجوده، این دیدگاه بیان می کنه که تمام موجودات، تجلی یک موجود واحدند. قبلا گفته شد که برخی فیزیکدانها ماده و انرژی رو حاصل پیچ خوردگی های فضا می دونند. در این دیدگاه مداد شما و کتاب شما دو بخش از این فضا هستند که به شکلهای مختلفی جلوه گر شده اند. اگر این دیدگاه رو جلوتر ببریم و خود این فضا رو تجلی یک حقیقت واحد دیگه بدونیم، به یک دیدگاهی می رسیم که بهش میگن وحدت اتحادی (که یکی از دیدگاههای مطرح در اعتقاد وحدت وجوده).

یا یک دیدگاه دیگه داریم که خدا رو یک موجود مجزا می دونه که این جهان رو ساخته. در این دیدگاه، بحث تجلی مطرح نیست بلکه صحبت از ساخت یک موجود مجزاست. همون طور که کوزه گر جزئی از کوزه ای که ساخته نیست بلکه موجودی مجزاست.

دیدگاههای متعددی در مورد خدا وجود داره که هر کدوم معتقدانی رو دارند. در بین علمای معروف شیعه، علامه حسن زاده آملی معتقد به دیدگاه وحدت وجود اند. در مقابل، علمایی رو داریم که این دیدگاه رو نمی پذیرند و خالق و مخلوق را دو موجود مجزا به حساب میارند. به این صورت هم نیست که فقط دو دیدگاه در بین علما باشه، بلکه تعدد دیدگاهها بیش از اینهاست. مثلاً ممکنه دو نفر به وحدت وجود معتقد باشند اما در مورد مفهوم این وحدت با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند.


ما در این مرحله نمی تونیم بحث درون دینی در مورد مفهوم خدا داشته باشیم چون مراجعه به منابع دینی فقط بعد از اثبات نبوت خاصه ممکنه. ضمن اینکه علمایی که بر اساس متون دینی به این بحث پرداخته اند نیز در مورد مفهوم خدا اتفاق نظر ندارند. بنابراین اگر درستی دیدگاهی رد نشده باشه باید احتمال درستیش در نظر گرفته بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۵, ۲/آذر/۹۵
شماره ارسال: #36
آواتار
قرار شد اینجا فعلا نظرات خودمون رو بررسی کنیم ، اول از همه هم قراره یاد بگیریم که از اظهار نظر نترسیم ، خیلی ها بودن که با شنیدن یک ایه از قرآن مجید ، درستی اسلام رو پذیرفتن و ایمان آوردند .

(۲/آذر/۹۵ ۱۳:۵۵)سعدی نوشته است:  از کجا می دونیم که علت العلل بایستی تمام صفات خوبی که انسانها دارند را داشته باشه؟ از کجا می دونیم که باید یک موجود متشخص باشه؟
فرض میکنیم علت علل کامل نباشه ، پس نقصی داره که برای برطرف کردندش باید به یه موجود دیگه مراجعه کنه پس علت علل ما علت العلل نیست و علت العلل منهای 1 است ، واضحه فرضه ما باطله و علت العلل باید کامل باشه .

(۲/آذر/۹۵ ۱۳:۵۵)سعدی نوشته است:  گفتیم که علت لزوماً تمام صفات معلول را نداره، به خصوص اگر ماده در به وجود آمدن اون صفات نقش داشته باشد. شیوه ای که ما برای فکر کردن استفاده می کنیم بدون استفاده از سلولهای عصبی غیر ممکنه (سلولهای عصبی لازم اند حتی اگر تنها عامل نباشند). پس ماده در اون نقش ایفا می کنه.

اگر هم به دنبال اثبات یک نوع تدبیر متفاوت با تدبیر انسانها باشیم، در این صورت با تعمیم ویژگیهای انسانی نمی تونیم به هدف برسیم.

منظور من رو درست متوجه نشدید . فرض کنید ما یک دستگاه ساخته ایم که کار تدبیر را انجام میدهد . یعنی رفتیم از معدن سیلکان اوردیم و ذوب کردیم و باهاش مدارمجتمع درست کردیم و کار طرحی و برنامه نویسیش رو هم خودمون انجام دادیم ، یک دستگاه صرفا مادی که تمام اجزاش رو هم میشناسیم و برای جز به جز اش هم محاسبه انجام دادیم ،قاعدتا اصلا هم بحث نمیکنیم که کنترل این دستگاه مادی یا غیر مادی هست !
آیا کار این دستگاه را میتوان به خودش نسبت داد ، دستگاه ما قطعا علت العلل نیست و خودش برای ساخت به عللی نیازمند بوده .
در اینجا دستگاه ظرفی برای انعکاس تدبیر سازنده اش (انسان) و انسان ظرفی برای انعکاس خالقش است و واضحا میتوان گفت هم دستگاه و هم انسان تجلی علت بی نیاز و کامل اند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، mahdy30na
۲۲:۲۰, ۲/آذر/۹۵
شماره ارسال: #37
آواتار
(۲/آذر/۹۵ ۲۰:۴۰)سعدی نوشته است:  قبل از اینکه به صفات خدا بپردازیم، باید مفهوم خدا رو برای خودمون تعریف کنیم: به چه موجودی خدا میگن و رابطه علت و معلولی اش با سایر موجودات به چه صورته؟

در مورد مفهوم خدا دیدگاههای مختلفی رو داریم. به طور مثال یکی از این دیدگاهها وحدت وجوده، این دیدگاه بیان می کنه که تمام موجودات، تجلی یک موجود واحدند. قبلا گفته شد که برخی فیزیکدانها ماده و انرژی رو حاصل پیچ خوردگی های فضا می دونند. در این دیدگاه مداد شما و کتاب شما دو بخش از این فضا هستند که به شکلهای مختلفی جلوه گر شده اند. اگر این دیدگاه رو جلوتر ببریم و خود این فضا رو تجلی یک حقیقت واحد دیگه بدونیم، به یک دیدگاهی می رسیم که بهش میگن وحدت اتحادی (که یکی از دیدگاههای مطرح در اعتقاد وحدت وجوده).

یا یک دیدگاه دیگه داریم که خدا رو یک موجود مجزا می دونه که این جهان رو ساخته. در این دیدگاه، بحث تجلی مطرح نیست بلکه صحبت از ساخت یک موجود مجزاست. همون طور که کوزه گر جزئی از کوزه ای که ساخته نیست بلکه موجودی مجزاست.

دیدگاههای متعددی در مورد خدا وجود داره که هر کدوم معتقدانی رو دارند. در بین علمای معروف شیعه، علامه حسن زاده آملی معتقد به دیدگاه وحدت وجود اند. در مقابل، علمایی رو داریم که این دیدگاه رو نمی پذیرند و خالق و مخلوق را دو موجود مجزا به حساب میارند. به این صورت هم نیست که فقط دو دیدگاه در بین علما باشه، بلکه تعدد دیدگاهها بیش از اینهاست. مثلاً ممکنه دو نفر به وحدت وجود معتقد باشند اما در مورد مفهوم این وحدت با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند.


ما در این مرحله نمی تونیم بحث درون دینی در مورد مفهوم خدا داشته باشیم چون مراجعه به منابع دینی فقط بعد از اثبات نبوت خاصه ممکنه. ضمن اینکه علمایی که بر اساس متون دینی به این بحث پرداخته اند نیز در مورد مفهوم خدا اتفاق نظر ندارند. بنابراین اگر درستی دیدگاهی رد نشده باشه باید احتمال درستیش در نظر گرفته بشه.

دادا شما به چیزی نمیتونی بگی خدا . من کاری به مطالب فلسفیش و ... ندارما . ولی وقتی به چیزی اشراف نداشته باشی نمیتونی براش چیزی وضع کنی( البته اخرش ناچار وارد منطق و اصول شدم)
وحدت وجوذ رو میشه شرح بدی صحیح؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۲۲:۳۹, ۲/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۵ ۲۳:۲۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #38

سلام آقا عمار
از کجا می دونیم که متشخص بودن لازمه واجب الوجود بودنه؟ چه دلیلی داره که علت العلل مجبور بشه شخصیت رو داشته باشه یا از جایی بگیره؟

مسئله اینه که از نظر فطری به نظر میاد که یک هوشمندی باید در جهان باشه. اما لازم نیست که این هوش از نوع هوش ما انسانها باشه و نیاز نیست که از یک موجود متشخص باشه. یادتون باشه که در نظر گرفتن رابطه علت و معلول به صورتهایی غیر از رابطه "رادیو ساز و رادیو" هم ممکنه و حتی برخی علمای اسلامی هم دیدگاه متفاوتی دارند.

علت العلل لازم نیست صفاتی مشابه معلول داشته باشه، بلکه باید ویژگیهایی داشته باشه که بتونه موجب ایجاد معلول بشه.

(۲/آذر/۹۵ ۲۲:۲۰)mahdy30na نوشته است:  دادا شما به چیزی نمیتونی بگی خدا . من کاری به مطالب فلسفیش و ... ندارما . ولی وقتی به چیزی اشراف نداشته باشی نمیتونی براش چیزی وضع کنی( البته اخرش ناچار وارد منطق و اصول شدم)
وحدت وجوذ رو میشه شرح بدی صحیح؟
سلام مهدی گرامی

بله ما نمی تونیم در مورد ویژگیهای خدا چیزی رو وضع کنیم، یعنی صرفاً بر اساس منطق نمی تونیم با اطمینان بگیم که خدا چنین و چنان ویژگیهایی دارد و لا غیر. حتی اگر بحث درون دینی هم بود، با توجه به اختلاف نظری که بین علما وجود داره نمیشد با اطمینان گفت که کدوم نظر صحیحه.

اما باید توجه کنیم که دیدگاههای مختلفی هست و این تعدد دیدگاهها می تونه ما رو سردرگم کنه. در مورد وحدت وجود دیدگاههای مختلفی وجود داره و ممکنه دو تا عالم معتقد به وحدت وجود نظرات متفاوتی داشته باشند. اونهایی که به وحدت وجود معتقد نیستند هم ممکنه دیدگاههای یکسانی نداشته باشند.

در این مرحله فقط می تونیم بگیم که شاید رابطه علت و معلولی به صورت "الف" باشه یا "ب" یا "ج" یا "د" اما اینکه کدوم درسته رو هیچ کسی با اطمینان نمی تونه بگه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۹:۱۵, ۴/آذر/۹۵
شماره ارسال: #39
آواتار
فرض کنید از طریقی مطمئن شدیم در یک شهر کتابخانه وجود دارد ، این اطمینان سبب میشه بدانیم در ان شهر یک ساختمان وجود دارد که داخلش کتاب است .
حالا یه نفر بپرسه از کجا میدونی که حتما در شهر یک مکان با دوویژگی (ساختمان+ کتاب ) وجود داره ، جواب میدیم که کتابخانه زمانی ممکن است وجود داشته باشد که این دو ویژگی را همزمان داشته باشد .

پس از کجا میدانیم که خدا کامل است ؟ از جایی که خدا ، فقط به صورت کامل میتواند وجود داشته باشد . و هر نقصی در خدا او را به موجود دیگری وابسته میکند در حالی که هر موجود ی موجودیتش را از خدا میگیرد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۲۱:۳۵, ۴/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۵ ۲۳:۴۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #40

آقا عمار
اختلاف نظر ما شاید به خاطر تفاوتهایی باشه که در مورد مفهوم خدا و رابطه اش با موجودات وجود داره. همون طور که اشاره شد دیدگاههای مختلفی در مورد مفهوم خدا وجود داره که درستی یا نادرستیشون صرفاً از طریق عقل قابل بررسی نیست. حتی اگر بحثمون درون دینی بود باز هم این ابهامات باقی می موند چون خیلی از علمای بزرگ هم در این موضوع با همدیگه اختلاف نظر دارند.

اگر خدا رو یک موجود بزرگ در نظر بگیرید که جهان رو ساخته (همون طور که کوزه گر کوزه رو می سازه ویا همان طور که رادیوساز رادیو رو ساخته) و ساز و کار نظم دادن به جهان رو هم مشابه یک "مهندسی" بدونیم، در این صورت خدا باید یک موجود متشخص و با تدبیر باشه.

اما دیدگاههای دیگری هم قابل تصوره که نه تنها از نظر عقلی قابل رد نیستند، بلکه حتی مطمئن نیستیم که منظور اسلام کدام دیدگاه بوده. اگر به طور مثال خدا رو یک حقیقت واحد بدونیم که همه چیز تجلی اون حقیقت واحد باشه، داستان یه مقدار پیچیده تر میشه. در این صورت صفات موجودات معلول به دو دسته میشن:
1- صفات اصیل: صفاتی مثل "وجود" که برای علت العلل هم قابل تصور اند.
2- صفات غیر اصیل: صفاتی مثل "شور بودن" نمک که در واقع تفسیری ظاهری از رفتار یک موجود پیچیده اند.

حالا وقتی بحث متشخص بودن پیش میاد، باید دید که اصلاً ماهیت "شخصیت" چیه؟ آیا علت العلل یک ویژگی به اسم متشخص بودن داره که در انسانها هم جلوه گر شده یا اینکه شخصیت انسان حاصلی از بر هم کنش سلولهای مغز (یا هر عامل دیگری که وجود داره) است؟ آیا متشخص بودن بدون داشتن اجزاء هم ممکنه یا خیر؟

اینجاست که بحث خیلی پیچیده میشه. از طرفی مفهوم خدا به سادگی قابل شناخت نیست و از طرف دیگر، ماهیت این صفات رو هم نمیشه به سادگی بررسی کرد.

اما یک مسئله هست:
ممکنه اثبات نبوت خاصه نیازمند اثبات برخی از صفات خدا نباشه. به عنوان پیشنهاد، روند کلی در نظر گرفته شده برای این اثبات رو ترسیم بفرمایید تا مشخص بشه چه چیزهایی پیشنیاز بحثمونه.

سوال من اینه که بعد از اثبات صفات خدا قصد دارید چه نتیجه گیری انجام دهید؟ چطور از اون به اثبات نبوت خاصه می رسید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا