کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فرازهایی از صحیفه امام خمینی
۱۹:۳۶, ۱۲/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۵ ۰:۴۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #1
آواتار
در این تایپیک قصد دارم،بخش هایی از سخنرانی های آیت الله روح الله خمینی،قبل و بعد از انقلاب رو بیارم.
اکثریت سخنان ایشون در مجموعه ای به اسم «صحیفه امام خمینی» جمع آوری شده که مطالب تایپیک بخش هایی از این مجموعه ست.

$
[تصویر: url_1.jpg]
$
خواندن این سخنرانی ها در آستانه چهل سالگی انقلاب،بسیار جذاب و جالب توجهه.
همچنین اگر بخش خاصی از سخنرانی ها برای دوستان جالب بود میتونند در این تایپیک بزارند،یا اگر نکته ای درباره این سخنرانی ها داشتند بگن.
پیشاپیش از صعه صدر شما در مقابل تضارب آرا تشکر میکنم Rose
$
***
اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبه‌های دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمی‌آمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر می‌خواهم، خطای خودمان را عذر می‌خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم، دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند؛ من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم. تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم. یک حزب، و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین.
$
جلد 9 ، ص 282
***
ما فرض می کنیم که شاه خیلی هم مرد صالحی فرض کنید باشد، خیلی هم آدم صحیحی باشد، خیلی هم خدمتگزار به مردم باشد، خوب وقتی مردم یک خدمتگزاری را نخواستند باید کنار برود. ما فرض می کنیم اینطور که، خیر، ایشان مصالح مملکت را ملاحظه کرده است، ایشان می خواهد آزادی بدهد. ایشان می خواهد مملکت را مستقل کند، ایشان می خواهد مملکت را به تمدن نو برساند، همه اینها را ما فرض می کنیم صحیح، می خواهد یک همچو کارهائی را بکند لکن اهالی مملکت می گویند ما این را نمی خواهیم که سلطان ما باشد، سرنوشت اهالی مملکت با خودشان است، ما همچو خدمتگزاری را نمی خواهیم، ایشان بروند کنار، ما خودمان یک خدمتگزار دیگر جایش می گذاریم. ما فرض می کنیم اگر ایشان آن هم بود، آنطور هم بود، مثل سایر مثلاً انسان ها یک انسانیتی داشت، باز هم اهالی یک مملکت حق داشتند به اینکه بگویند ما این خدمتگزار را، این آدم بسیار صالح خوب را که می خواهد مملکت ما را بهشت برین بکند نمی خواهیم، ایشان بهشت برین کند مملکت مان را. حق ندارند این را بگویند؟ حقوق بشر این نیست که هر کسی، هر بشری حق دارد که سرنوشت خودش را خودش تعیین کند؟ اینها می خواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعیین کنند و این آقای خدمتگزار را نمی خواهند.
جلد 4 ، ص 74 و 75
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، پارمیس ، Nadia

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۵۱, ۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #91
آواتار
حتی راجع به این قتلهایی که شد، به ما گفته بودند که از اسرائیل آمده ولی من سند درست نداشتم.
در چند روز پیش از این یک نفر آمد اینجا گفت که فلان آدم - یک شخصی را که من حافظه‌ام حالا نمی‌تواند ضبط کند - گفت که آمده است پیش من گفته است که ما می‌خواستیم برویم برای آبادان و برای کجا، در بین راه یک جایی ایستادیم که بپرسیم راه از کدام طرف است، دیدیم یک سربازی آنجا ایستاده، صدا کردیم دیدیم که او زبان فارسی نمی‌داند، بعد عربی با او صحبت کردیم - عربی یکی بلد بود با او صحبت کرد - دیدیم که عرب است و عربیِ اسرائیل!
و این آدم هم خودش اعتراف کرد که من را از اسرائیل آورده‌اند اینجا. یک اتومبیل هم آنجا بود که پر بود از سربازها که از همین سنخ بودند.
اینها این ملت ما را با سربازهای اسرائیل کشته‌اند ولی مع ذلک ملت ایستاد، کشته داد، جوان داد و ایستاد گفت که نمی‌خواهیم این را.
این «نه» ملت یک همچو نه‌ای است.
جلد 5،صفحه 462
57/10/24
نقل قول:روزآنلاين، جلال کیهان منش‏ : صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد.
این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید "به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار" در روز پرداخت می شود.
چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.
این گفت و گوی ویژه در پی می آید.
از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست.
برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است.
دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت.
سر صحبت با وی را باز کردم.
سلام برادر خسته نباشی
خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)
اهل کجا هستی؟
تربت
تربت؟
تربت جام.
چند سال داری؟
36 سال
زن و بچه هم داری حتما؟
نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.
بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟
نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.
ولی الان که سرکاری؛ نه؟
ها
چوبدستی چرا دستت گرفتی؟
ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.
چه کسی داده؟
حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.
خودت چه فکر می کنی؟
من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.
پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.
ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟
حالا چقدر می دهند؟
روزی 200 تومان. (خنده ای می آید توی چشم هایش)200 هزار تومان
خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟
می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.
چند روز است آمده ای تهران؟
3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.
کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟
همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند. [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]
عرب هم هست بین تان. نه؟
آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.
آسایشگاه شما کجاست؟
نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد).
تا حالا تهران آمده بودی؟
نه ؛اولین باراست.
نماز هم می خوانی؟
بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.
ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟
مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید.
[در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ]
می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.
برو سر پست خودت. یا الله.
مرد چماقش را بر می دارد و می رود.
نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده.
هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
۰:۴۳, ۳/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #92
آواتار
نقل قول:روزآنلاين، جلال کیهان منش‏ : صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد.
این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید "به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار" در روز پرداخت می شود.
چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.
این گفت و گوی ویژه در پی می آید.
از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست.
برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است.
دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت.
سر صحبت با وی را باز کردم.
سلام برادر خسته نباشی
خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)
اهل کجا هستی؟
تربت
تربت؟
تربت جام.
چند سال داری؟
36 سال
زن و بچه هم داری حتما؟
نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.
بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟
نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.
ولی الان که سرکاری؛ نه؟
ها
چوبدستی چرا دستت گرفتی؟
ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.
چه کسی داده؟
حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.
خودت چه فکر می کنی؟
من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.
پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.
ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟
حالا چقدر می دهند؟
روزی 200 تومان. (خنده ای می آید توی چشم هایش)200 هزار تومان
خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟
می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.
چند روز است آمده ای تهران؟
3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.
کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟
همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند. [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]
عرب هم هست بین تان. نه؟
آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.
آسایشگاه شما کجاست؟
نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد).
تا حالا تهران آمده بودی؟
نه ؛اولین باراست.
نماز هم می خوانی؟
بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.
ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟
مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید.
[در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ]
می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.
برو سر پست خودت. یا الله.
مرد چماقش را بر می دارد و می رود.
نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده.
هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟

حداقل یه منبع بده از BBC ای CNN ای. من خودم باهاشون برخورد داشتم بهمن پارسال ولی این شبیه رمانه دیگه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۰۳, ۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #93
آواتار
#
صحیفه نور جلد8 صفحه180 الی 181 1358/04/30
بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان دانشکده بابل
قضیه موسیقی یک مطلبی است که خوب طبع جوان به آن توجه دارد اگر یک مدتی این عادت کرد که موسیقی را باز کند و گوش کند مغز این از تفکر در امور جدی باز ماند، می رود دنبال همین قضیه. اینها اموری است که با نقشه درست کردند که جوانهای ما را منحرف کنند و یکی از نقشه هایشان این بود (نقشه های دیگر زیاد) که نگذارند در دانشگاه درس بخوانند
#
صحیفه نور جلد8 صفحه197 الی 200 1358/04/30
بیانات امام خمینی در جمع کارکنان رادیو دریا
از جمله چیزهائی که باز مغزهای جوانها را مخدر می کند و تخدیری است موسیقی است. موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد تبدیل می شود به یک مغزی غیر آن کسی که جدی باشد، از جدیت انسان را بیرون می کند و متوجه می کند به جهات دیگر.
#
صحیفه نور جلد8 صفحه197 الی 200 1358/04/30
بیانات امام خمینی در جمع کارکنان رادیو دریا
موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید، لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشاند، دیگر یک جوانی که عادت کرد که روزی چند ساعت را با موسیقی سر و کار داشته باشد (که اینها شاید اکثر رادیوشان و تلویزیون شان از همین قسم ها بود) یک جوانی که اکثر اوقاتش را صرف بکند پای موسیقی و اکثر اوقاتش را صرف بکند در اینکه پای موسیقی بنشیند و اینها، این از مسائل زندگی و از مسائل جدی بکلی غافل شود، عادت می کند، همانطور که به مواد مخدره عادت می کند. کسانی که به مواد مخدره عادت می کنند، دیگر نمی توانند یک انسان جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر بکنند. فکر انسان را موسیقی جوری کند که دیگر نتواند در غیر همان محیط موسیقی و مربوط به شهوات و مربوط به موسیقی نتواند اصلش فکرش را بکند
#
صحیفه نور جلد8 صفحه200 الی 201 1358/04/30
بیانات امام خمینی در جمع کارکنان رادیو دریا
موسیقی با تریاک فرق ندارد، تریاک یک جور خلسه می آورد این یک جور خلسه می آورد. اینها باید تبدیل بشود. اگر بخواهید مملکت تان یک مملکت صحیح باشد، یک مملکت آزاد باشد، یک مملکت مستقل باشد، مسائل را از این به بعد جدی بگیرید، رادیو و تلویزیون را تبدیلش کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده، موسیقی را حذف کنید نترسید از اینکه به شما بگویند که کهنه پرست شدید. باشد ما کهنه پرستیم. از این نترسید. همین کلمات نقشه است برای اینکه شماها را از کار جدی عقب بزنند. اینکه می گویند که اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشید، آنها می روند از جای دیگر موسیقی را می گیرند، بگذار بگیرند از جاهای دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید، آنها کم کم برمی گردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو، آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند. حالا اگر جای دیگر می گیرند ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! موسیقی خیانت است به یک مملکتی، خیانت است به جوان های ما، این موسیقی را حذفش کنید بکلی، عوض آن یک چیزی بگذارید آموزنده باشد، کم کم مردم را و جوان ها را عادت به آموزندگی بدهید، از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید
#
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، عبدالرحمن ، سعدی
۱۲:۵۲, ۱۴/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #94
آواتار
.... لفظ را همه مى‌گویند، شاید شیطان را هم ازش بپرسند مى‌گوید من انقلابى هستم.

... ، این مردمى که شماها را روى کار آورده‌اند، این مردم کوچه و محله و عرض مى‌کنم زاغه‌هائى که شماها را روى مسند نشانده‌اند ملاحظه آنها را بکنید و این جمهورى را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزى که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکى از ایام الله، خداى نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن، قضیه این است که فاتحه همه ما را مى‌خوانند، ...

صحیفه نور جلد 14 صفحه 246
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، سعدی
۱۱:۲۶, ۲۱/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #95
آواتار
[تصویر: c7c1n28uimd8rqh1y032.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2
۲۱:۰۴, ۲۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #96
آواتار
شما خیال می‌کنید آن دزدی که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشتْ بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامه‌ها می‌خوانید، به وجود می‌آورد.
جلد 1 ص 270
فروردین 43
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۵۴, ۲۳/اسفند/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۵ ۰:۵۴ توسط Islam.)
شماره ارسال: #97
آواتار
(۲۲/اسفند/۹۵ ۲۱:۰۴)Ali#59 نوشته است:  
شما خیال می‌کنید آن دزدی که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشتْ بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامه‌ها می‌خوانید، به وجود می‌آورد.
جلد 1 ص 270
فروردین 43


می شود خواهش کنم متن کامل این سخنرانی امام رو بگذارید؟ یا حداقل چند خط قبل و بعدش. متاسفانه از بریدن و تکه تکه کردن حرف های امام مثل ماجرای فیش اب و برق و... خاطره خوبی نداریم.

اینجوری همه می توانیم از حرف امام خمینی استفاده کنیم.

ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱:۰۷, ۲۳/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #98
آواتار
(۲۳/اسفند/۹۵ ۰:۵۴)Islam نوشته است:  می شود خواهش کنم متن کامل این سخنرانی امام رو بگذارید؟ یا حداقل چند خط قبل و بعدش. متاسفانه از بریدن و تکه تکه کردن حرف های امام مثل ماجرای فیش اب و برق و... خاطره خوبی نداریم.

اینجوری همه می توانیم از حرف امام خمینی استفاده کنیم.

ممنون
اگر بخوام متن کامل سخنرانی ها رو بزارم هم تاپیک از ریخت میفته و هم کسی حوصله نمیکنه بخونه.
بخش هایی که گذاشتم رو سعی کردم طوری کات کنم که به مطلب ضربه نخوره،طوری مطالب رو گلچین نکردم که منظور طرف طور دیگه ای جلوه کنه.
اما اگر کسی هم متن کاملش رو میخواد آخرش آدرس هست خیلی راحت میتونه پیدا کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۲۴, ۲۳/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #99
آواتار
(۲۳/اسفند/۹۵ ۱:۰۷)Ali#59 نوشته است:  اگر بخوام متن کامل سخنرانی ها رو بزارم هم تاپیک از ریخت میفته و هم کسی حوصله نمیکنه بخونه.
بخش هایی که گذاشتم رو سعی کردم طوری کات کنم که به مطلب ضربه نخوره،طوری مطالب رو گلچین نکردم که منظور طرف طور دیگه ای جلوه کنه.
اما اگر کسی هم متن کاملش رو میخواد آخرش آدرس هست خیلی راحت میتونه پیدا کنه.
جناب ، متنش رو قرار دادن چیزی رو خراب نمیکنه جز نگاه شما و سعی که داری بر تخریب اونم با قیجی کردن متن .
چند خط قبل و یعد هم چیز خاصی نیست که
(۲۳/اسفند/۹۵ ۱:۰۷)Ali#59 نوشته است:  تاپیک از ریخت میفته و هم کسی حوصله نمیکنه بخونه.
نگران اینکه کسی میخونه یا نه نباش . حق مطلب رو درست بیان کن گرامی .
البته تقصیر ندارین اینطوری یاد گرفتین که فقط یه قسمت رو بگین و بقیه رو منکر بشین و یا اصلا شتر دیدی ندیدی
نقل قول:اسلام این نیست. والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفی کرده‌اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه می‌گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد. نمی‌خواهند این مملکت اصلاح بشود؛ اجانب نمی‌خواهند مملکت آباد شود. اینها حتّی آب هم برای این ملّت تهیه نکرده‌اند! آبی که ما در قم از آن استفاده می‌کنیم، در اروپا حتّی به حیواناتشان هم نمی‌دهند! اگر راست می‌گویند برای بیکاران کار پیدا کنند. این جوان بعد از بیست سال تحصیل، کار می‌خواهد. فردا، که فارغ التّحصیل می‌شود، سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود نمی‌تواند دین خود را حفظ کند. شما خیال می‌کنید آن دزدی که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشتْ بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامه‌ها می‌خوانید، به وجود می‌آورد.

ایا با چند خط پیشتر بیان کردن اینکه چرا امام این عبارت رو گفتن فکر نکنم تاپیک بهم ریخته شده باشه .
پیشتر که اونهمه اوریدن تاپیک از ریخت نیوفتاد ولی این تاپیک رو از ریخت مینداخت . چه زیبا چه نکته سنج و چه به فکر خواننده بودن
[تصویر: do.php?img=4612]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Islam
۱۴:۴۹, ۲۳/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #100
آواتار
(۲۳/اسفند/۹۵ ۱۰:۲۴)mahdy30na نوشته است:  جناب ، متنش رو قرار دادن چیزی رو خراب نمیکنه جز نگاه شما و سعی که داری بر تخریب اونم با قیجی کردن متن .
چند خط قبل و یعد هم چیز خاصی نیست که
نگران اینکه کسی میخونه یا نه نباش . حق مطلب رو درست بیان کن گرامی .
البته تقصیر ندارین اینطوری یاد گرفتین که فقط یه قسمت رو بگین و بقیه رو منکر بشین و یا اصلا شتر دیدی ندیدی

ایا با چند خط پیشتر بیان کردن اینکه چرا امام این عبارت رو گفتن فکر نکنم تاپیک بهم ریخته شده باشه .
پیشتر که اونهمه اوریدن تاپیک از ریخت نیوفتاد ولی این تاپیک رو از ریخت مینداخت . چه زیبا چه نکته سنج و چه به فکر خواننده بودن
[تصویر: do.php?img=4612]
البته عصبانیت شما قابل درکه،
اگر ایراد بنی اسرائیلی هم نگیرید که دیگر کاری نمیشه کرد...
ولی منطق غیر این رو میگه
جمله چی میگه؟ میگه فردی که خطا میکنه در اجتماع و مرتکب عمل خلاف قانون میشه مقصر نیست،مقصر کسی ست که به طور غیر مستقیم این جنایات و مفاسد رو در اجتماع ایجاد میکنه.
حالا آیا اون چند جمله بالا حرف دیگری میزنه؟
چیز دیگه ای میگه؟؟
من هر متنی که در این تایپیک گذاشتم رو سعی کردم در خلاصه ترین حالت ممکن بزارم.
اگر حرف خمینی در یک جمله تمام شده باشه و مفهومش رسیده باشه همون یک جمله رو میزارم،اگر که نه تمامش رو میزارم.
بعد هم شما فکر میکنی مطلب رو نگرفتی،خب تشریف میبری به سایت های مربوطه و کل مطلب رو میخونی!
و من اصلا تشویق میکنم تمام دوستان رو که بشینن تمام جلد های این صحیفه رو بخونن ببینن این آدم چی میگه.
بشینن خودشون قضاوت کنند،منطق خودشون رو قاضی کنند. بدون تعصب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Nadia
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  فرازهایی از صحیفه امام خمینی 2 Ali#59 25 6,620 ۳۱/شهریور/۹۶ ۱۴:۵۶
آخرین ارسال: -Ali-
  شکوفایی استعدادها در سختی ها از نظر امام خمینی -ره- yektasepas 0 1,081 ۲/آذر/۹۳ ۱۷:۵۹
آخرین ارسال: yektasepas

پرش در بین بخشها:


بالا