|
چرا روحانی باید رئیس جمهور باشد؟
|
|
۱۱:۴۶, ۲۴/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود بردوستان 6 نامزد معرفی شده شورای نگهبان که صلاحیت آنان تائید شده است فرزندان این کشورند که از آغاز جوانی در انقلاب ما همراه امام بوده ودر کنار رهبری مشغول خدمت بوده اند در هر سه قوه ویا نهاد رهبری. آنان تحصیل کرده همین دورانند وکم وبیش مانند هم اند .آنان نه جاسوسند نه نفوذی نه وابسته به غربند ونه شرق .اگر وابستگی درمیان است در بالای سیستم باید نگریست والا اینان وابسته به نظامند .بنابراین باید ازمیان اینان آنکه اصلح است برگزیده شود. چه کسی در کارنامه او بیشترین موارد از تائید صلاحیت وجوددارد؟ چه کسی در کارنامه اش یک اقدام چشمگیر وتاریخی وجوددارد؟ چه کسی دارای سابقه مدیریت کلان کشوری در سابقه اوست؟ پاسخ بدین موارد اصلح را نمایان میکند. آقای روحانی 4 سال رئیس جمهور بوده اند و5 بار توسط شورای نگهبان تائید صلاحیت شده اند وحل بزرگترین اختلاف سازمان ملل علیه ایران در کارنامه خوددارند .اما یک نکته مهم!؟ شما میدانید که در یک جابجائی منزل چه خساراتی وارد میشود حال ببینید در انتقال ریاست به فردی جدید مدت 3 ماه این جابجائی طول میکشد وخسارات وارده بمردم وارد میشود. این نقل انتقال هر8 سال الزامی است آیا دیوانگی نیست که 4 ساله این اقدام صورت پذیرد . این ریاست بر آقای روحانی ابدی نیست و4 سال دیگر برای همیشه تمام میشود .اما با دستان خود بزیان خود عمل نکنیم وبگذاریم هر امری بطور طبیعی سیر خودرا بکند. ضمنا اگر مواردی ازتخلف در میان باشد این درعهده قوه قضائیه است نه من وشما
|
|||
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۵۶, ۲۶/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۵۸ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
در عهد سلطان سنجر، هفت کوکب در برج میزان جمع شدند و انوری در شهر مرو حکم کرد که در آن ماه طوفانی بزرگ درخواهد گرفت و اکثر بناها و درختان را از جا خواهدکند و شهرها خراب خواهد شد! مردم از این حکم انوری، متوهم و هراسان شدند و شروع به کندن سرداب و پناهگاه کردند و در روز موعود در آنها خزیدند. اتفاقاً آن شب که انوری حکم کرده بود طوفان خواهد رسید، شخصی چراغی بر سر مناره مرو برافروخت. حتی بادی نوزید که آن چراغ را بر سر مناره خاموش کند! صبح سلطان سنجر انوری را احضار کرد و گفت این چه حکمی بود که کردی و چرا چنین حکم غلط میدهی؟ انوری بهانه آورد و گفت؛ آثار طوفان ناگهانی نیست و به تدریج ظاهر خواهد شد! آن سال چندان باد نبود که خرمنهای مزارع مرو را پاک کند و تمامی خرمنها تا بهار سال دیگر در صحرا ماند! انوری از شرم به بلخ گریخت و آنجا نیز به علم نجوم مشغول شد و بدون آنکه بلخیان به او آزاری برسانند شروع به هجو مردم کرد. بلخیان بر او شوریدند و میخواستند وی را از شهر بیرون کنند که قاضیالقضات شهر، حمیدالدین ولوالجی که از فضلای روزگار بود پادرمیانی کرد و او را از شورش مردم رهاند. انوری به جای آن که اشتباه خود را بپذیرد، قصیدهای سرود و گناه را بر گردن ماه و ستارهها انداخت! با این مطلع؛ ای مسلمانان! فغان از دور چرخ چنبری وز نفاق تیر و جبر ماه و کید مشتری! «فرید کاتب» از شعرای آن عصر در بطلان حکم و بهانه انوری چنین سرود؛ میگفت انوری که در این سال، بادها چندان وزد که کوه بجنبد چو بنگری بگذشت سال و برگ نجنبید از درخت یا مرسلالریاح! تو دانی و انوری! آنچه این روزها از اردوگاه مدعی اعتدال و اصلاحات به گوش میرسد از نوع حکم و ستارهشناسی انوری است. رفتار این اردوگاه در انتخابات پیش رو از بسیاری جهات تاریخی، عبرتآموز و قابل ثبت و مطالعهای عمیق است چرا که از هیچ ترفند و روشی برای کسب رای دریغ نمیشود. منت برداشتن سایه جنگی خیالی و موهوم را بر سر مردم میگذارند و آشکارا و البته گستاخانه مردم را تهدید میکنند که چنانچه به ما رای ندهید باید منتظر جنگ باشید و جان میلیونها تن به خطر میافتد! این سخنان و مواضع، گرا دادن و تشجیع دشمن نیست؟ در قاموس این جماعت معنای منافع ملی چیست؟ نقطه پایان سقوط در چاه آلوده قدرتطلبی کجاست؟ شعور مردم را چنان به سخره میگیرند که میگویند اگر رقیب بیاید در پیادهروها دیوار خواهند کشید! به جای آنکه بگویند در این چهار سال چه کردهاند و چه گلی بر سر مردم زدهاند و چه گرهای از کار خلق گشودهاند تمام هنرشان این است که مردم را بترسانند. نمایندهای که تمام شهرتش به مخالفت با دولت و نقد حرکت خزنده فرهنگی مدعیان اصلاحات بود، چنان در باتلاق وکیلالدولگی غرق شده است که پیام میدهد؛ «با انتخاب آقای روحانی کشور ما از نظر رفاه مادی سوئیس نخواهد شد اما با عدم انتخاب او احتمال ونزوئلا شدن کشور منتفی نیست»! زدن برچسب عوامفریبی و پوپولیسم به رقیب و کارهایی که در این ایام کردند و میکنند، قصه پر غصه دیگری است. چهار سال تمام به پرداخت یارانه تاختند و گفتند مصیبت عظماست اما حاضر نشدند طبق قانون دهکهایی برخوردار را از این طرح حذف کنند و برای آن عده اندکی هم که قطع شده بود، شب انتخابات رسماً پیامک فرستادند که اشتباه کردیم و میدهیم! دارندگان ویلاهای چند ده میلیاردی، طرح مسکن مهر را مزخرف نامیدند و مدعی شدند ما مسکن اجتماعی میسازیم. اگر مردم مرو آن سال کذایی بادی دیدند، در این دوره هم مردم یک باب مسکن اجتماعی دیدند! به قالیباف خرده گرفتند که طرحهایت خیالی است و اجرایی شدنی نیست. مدعیان آزادی سایتی که برای ثبتنام بیکاران ایجاد شده بود را فی*ل*تر کردند و چند حرف طرح قالیباف را جابجا کردند و سایتی بالا آوردند و گفتند بیکاران ثبت نام کنند. شما اگر اهل تولید اشتغال بودید همین چهار سال حرکتی میکردید و خودی نشان میدادید، نه آنکه شب انتخابات سایت بالا بیاورید و بیکاران را سرکار بگذارید! اینکه بعد از چهار سال به جای آنکه بگویند با آن همه وعده و وعید چه کردهاند، خیلی راحت بگویند «نگذاشتند»! توهینی دیگر به شعور ملت است. اینکه بگویند 50 درصد وعدههای سال 92 مربوط به دولت دوازدهم است و در آینده محقق میشود، اینکه خوردن سیب و گلابی خیالی برجام را به آیندهای خیالیتر حواله دهند و شعار دهند که در نیمه راهیم و آثار بهبود اوضاع معیشتی مردم مشروط به تداوم این دولت است و باید صبر و تحمل داشت، از جنس همان بهانههای انوری است که آثار طوفان ناگهانی ظاهر نمیشود! واقعیت آن است که 29 اردیبهشت صحنه رقابت نابرابر دو اردوگاه است. اردوگاه اعتدال-اصلاحات از تمام ابزارها و ترفندها بهره میبرد. وزارتخانهها و سازمانهایی که اگر سر و کارتان با آنها افتاده باشد هفتهها و بلکه ماهها طول میکشد تا پاسخی از آنها بشنوید، جمعههای مناظره حاضر به یراق بودند تا به رقبای نامزد دولت بتازند و کمکاریهای چهار ساله را یک روزه ماله بکشند. بیش از 40 روزنامه سراسری و چند برابر این روزنامه و هفتهنامه محلی به خط شدهاند تا میتینگهای نامزد دولت را بزک و دوپینگ رسانهای کنند و البته زنجیرهایها عاشق چشم و ابروی دولت نیستند و آگهیهای چند ده میلیونی، بدعتآمیز و غیرقانونی بانک مرکزی که این روزها به این روزنامهها میدهد، باج آن بزکهاست. صدا و سیما نیز مدتهاست بلندگوی نامزد دولت شده و البته هر چقدر بیشتر به دولت امتیاز میدهد، بیشتر هم مورد حمله و هجمه دولت و حامیانش قرار میگیرد و انگار میان این دو رابطهای مستقیم برقرار است! اینکه چرا رسانههای بیگانه و حتی سعودیها نیز حامی تداوم دولت مستقر هستند خود مسئله دیگری است که به طور مفصل نیاز به تحلیل و بررسی دارد. با در نظر گرفتن تمامی این ترفندها و حمایتها و تبلیغات، میتوان گفت جامعه با صحنهای نه چندان شفاف بر اثر بمباران عملیات روانی و رسانهای روبروست. بمبارانی مهیب که در آن رسیدن صدای حقیقت به گوشها به شدت دشوار است. زمان انوری بوقهایی نبودند که برای چند کیسه سکه دست به توجیه و فرافکنی بزنند. البته خود انوری هم آنقدر مردانگی داشت که بعد از محقق نشدن پیشگویی خفتبار طوفان خیالی شهر را ترک کند! طوفانی که از دیروز آغاز شده است انشاءالله تکلیف ارباب وعدههای توخالی را روشن خواهد کرد. محمد صرفی پ.ن. با خوندن این مطلب واقعاً روح آدم شاد میشه از رفتار آقایون. |
|||
|
|
۹:۳۴, ۲۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۶ ۹:۳۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
چرا روحانی نباید رییس جمهور شود؟
دوستان این مطالب رو بذارید کنار دفاع جناب روحانی از کرسنت. یادتون باشه این دولت در این چهار ساله کرسنت رو خط قرمز خودش کرده بود و کلاً به رسانه ها اجازه پرداختن به اون رو نمی داد و با اونها برخورد می کرد. در مناظرات هم دیدیم که جناب پرزیدنت چطور از اظهار نظر یکی از از کاندیداها برآشفتند و چه عکس العملی نشون دادند. یادش بخیر اون دولت مشایی رو کرده بود خط قرمز خودش این یکی کرسنت رو. ما به عقب بر نمی گردیم. س... زرد برادر ش... کرسنت؛مهلکه قدرت/کهنهپروندهای که بازیچه سیاسیکاری شد وزارت نفت در حالی قرارداد کرسنت را قراردادی خوب توصیف میکند که لایههای پیچیده و چند وجهی ارتشا، فساد و تبانی در دادگاه بین المللی به اثبات رسیده است.
ارتشا و فساد در کرسنت دارای دو مرحله اصلی است که بخش نخست مربوط به اتفاقات رخ داده تا سال ۷۹ است و بخش دوم مربوط به الحاقیه ششم و ورود علی ترقی جاه به این پرونده در سال ۸۳ است. تا روزی که موضوع رشوه استات اویل و توتال به مهدی هاشمی در راستای افزایش سقف قرارداد شرکت توتال در میادین سیری و فاز ۲ و ۳ پارس جنوبی افشا نشده بود، ردپایی از وی و همکار او یعنی عباس یزدان پناه نبود. فساد کرسنت در دولت اصلاحات کلید خورد پس از افشای رشوه نروژیها به مهدی هاشمی برای حضور در پروژههای پارس جنوبی جهت تسهیل حضور آنها در ایران، مدارکی در دفتر عباس یزدان پناه یافت میشود که مستندات لارم را برای تبانی در اختیار تیم تحقیق قرار میدهد. در بازرسی از رایانه عباس یزدان پناه ایمیلهای مشکوکی یافت میشود که از شرکتی به نام کرسنت نام برده شده بود و ایمیلهای وی با مهدی هاشمی و ضیا جعفر (مدیرعامل کرسنت) شبهه برانگیز شد. بررسیهای بیشتر اما نشان داد که تیم ایرانی مذاکرات خود را از سال ۷۷ با شرکت کرسنت آغاز کرده بود تا با فروش گاز میدان گازی سلمان به این شرکت، مشکلات منطقهای و سیاسی ایران و امارات را در منطقه مناقشه برانگیز ابوموسی برطرف کند. منابع و اسناد در این باره میگویند این موضوع یک ادعا و بازی زیرکانه از سوی شارجه و حمید جعفر بود. با این وجود مرحله نخست فساد بین سالهای ۷۷ تا ۷۹ رخ میدهد و عباس یزدان پناه راهبری این بخش از فساد را برعهده دارد و نقش واسطهای را با شرکای خود در ایران ایفا میکند. او در لندن زندگی میکرد و یکی از دفاتر کرسنت در این شهر برای پیشرانی قرارداد به وی داده شده بود. مجموع مکاتبات ایمیلی وی با ضیا جعفر و برخی مدیران به دادگاه ارائه شد و ثابت شد یک قرارداد محرمانه درباره قیمت گذاری میان چهرههای ایرانی و کرسنتی امضا شده است که سهم طرف ایرانی ۸ سنت به ازای هر هزار متر فوت مکعب گاز سلمان است. جزئیات این مدارک میگوید قراردادی میان کرسنت و عباس یزدان پناه منعقد شده است که شخصیت حقوقی ایکس که در قرارداد «شرکت» نامیده شده مسئولیت بازرگانی گاز مرتبط با میدان سلمان را بر عهده خواهد داشت. این شرکت در جزیره جرسی (یکی از جزایر قرار مالیاتی) ثبت شد و مهمترین وظیقهاش نهایی کردن ماده ۱۰ قرارداد فروش گاز سلمان به کرسنت بود. در واقع تیم ایرانی باید قیمت را طوری تمام میکرد که بالاتر از قیمت پیشنهادی کرسنت نباشد. در این قرارداد ذکر شده است که کرسنت باید به میزان ۸ سنت در هر میلیون بی تی یو رشوه به «شرکت» پرداخت کند. این قرارداد در دفتر عباس یزدان پناه یافت و به دادگاه بین المللی ارائه شد. عباس یزدان پناه در یکی از جلسات دادگاه به این موضوع اعتراف کرد ولی به طور عجیبی ناپدید شد و خبر کشته شدن وی در رسانهها منتشر شد. بازی در زمین ایران در الحاقیه پنجم قرارداد ایران و کرسنت، حق فسخ متعلق به ایران بود به این شکل که اگر شرکت گاز کرسنت (یکی از زیرمجموعههای کرسنت پترولیوم) نتواند اعتبار اسنادی مورد نیاز را تا تاریخ ۲۶ شهریور ۸۲ به شرکت نفت ارائه کند، ایران میتوانست قرارداد را فسخ کند اما به شکل عجیبی این اتفاق رخ نداد. حمید جعفر برای یافتن راهی جهت عدم فسخ این قرارداد جنجالی بدنبال فرد پرنفوذی بود تا بتواند حیات این قرارداد را حفظ کند. احسان الله خان معاون وی و یکی از افراد موثر در کرسنت این وظیفه را بر عهده میگیرد و طی تماسهایی با دوستان ایرانی خود، به فردی به نام علی ترقی جاه میرسد. ترقی جاه که شریک رضا مصطفوی طباطبایی دلال دکل گمشده است، طی جلساتی با کرسنتیها در تهران و دوبی با حمید جعفر به توافق میرسد و مقرر میگردد وی برای الحاقیه ششم از نفوذ خود استفاده کند. طبق قراردادی که به امضای حمید جعفر، بدر جعفر، احسان الله خان، علی ترقی جاه و یکی از شرکای وی به اسم کامین میرسد، سهم ترقی جاه تعیین میشود. او به ازای صادرات هر هزار فوت مکعب ۱.۷۵ سنت از کرسنت دریافت میکرد. با آغاز کار ترقی جاه در ایران و ترتیب دادن جلسات فراوان کرسنتیها با برخی چهرهها، الحاقیه ششم نهایی میشود که در این الحاقیه شرکت ملی نفت ایران انحصار کامل صادرات گاز ایران به شارجه را به این کرسنت میدهد و حق فسخ را از قرارداد حذف میکند. ترقی جاه بابت مهیا کردن این هدف، مبالغی را از جعفر دریافت میکرد و آن را به حساب برخی افراد ایرانی واریز میکرد که ریز این پرداختها از سوی نهادهای بازرسی به دادگاه بین المللی اعلام شده است. سال ۲۰۰۹ هم کرسنت از ایران به دادگاه شکایت برد و شرکت ملی نفت هم دلیل عدم اجرای این قرارداد را فساد و ارتشا خواند که اسناد آن به دادگاه داده شد و حمید جعفر هم آن را تایید و یزدان پناه هم بدان اعتراف کرد اما با روی کار آمدن زنگنه و تیم او در نفت، سرداور این پرونده رای به باطل شدن دفاعیات ایران داد تا همه چیز از ابتدا بررسی شود. منافع ملی، قربانی سیاسی بازی به گزارش مهر، پرونده کرسنت از جمله مباحثی است که نیازمند شرح و بسط مفصلی است که از حوصله این گزارش خارج است، تنها نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که چرا با وجود اینکه ارتشا و فساد در این پرونده پذیرفته شده، همچنان برخی از از افراد به اجرای آن مصر هستند و چرا در زمان هایی که اوضاع به نفع ایران در حال شکل گیری بود باانتصاب افرادی که نامشان از حساسیت بین المللی در این پرونده برخوردار است ، موجب احیای جریان این پرونده به ضرر کشور شدیم؟ وزارت نفت در حالی قرارداد کرسنت را قراردادی خوب توصیف میکند که لایههای پیچیده و چند وجهی ارتشا، فساد و تبانی در دادگاه بین المللی به اثبات رسید ولی با روی کار آمدن وزیر نفت و تیم وی، همه چیز به زیان ایران شد. حال به نظر می رسد در آستانه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، این کهنه پرونده ملی، تبدیل به بازیچه شده است. بازیچه ای که با کنایه های وزیر نفت به زمین مسئولان شورای عالی امنیت پاسکاری می شود. امید می رود مسئولان هر چه سریع تر و در فضایی تخصصی و کارشناسی، یک بار برای همیشه درباره آن به اجماع برسند. |
|||
|
|
۱۹:۰۲, ۲۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۰۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
چرا روحانی نباید رییس جمهور شود؟
دوستان این مطلب رو آقای احمد توکلی نوشتند. فارغ از اینکه نویسنه مطلب کیه لطفاً متن رو مطالعه کنید. واقعاً جای تامل داره. چرا به حجت الاسلام رئیسی رای بدهیم؟ احمد توکلی، ۲۷ اردیبهشت ۹۶ تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۸ این خدمتگزار شما قصد نداشت به طور مصداقی درباره انتخابات ریاست جمهوری نظری ابراز کند، اما به دو دلیل در پاسخ به پرسشهای مکرر برخی از هموطنان احساس وظیفه کردم در امر انتخاب مناسبتر، نظرم را به اطلاع شما برسانم. باشد که این نکات به شما در انتخابی بهتر یاری رساند. نخست آنکه حوادث ضمن تبلیغات انتخاباتی و مشی و موضعگیریهای رئیسجمهور محترم در مقام نامزد انتخابات، نگرانیهایی را برانگیخته است که آگاهی هموطنان از آنها نیز لازم است. دوم آنکه آرایش صحنه تغییر کرده و گزینه منتخب، یکی از آقایان رئیسی و روحانی خواهد بود. در این موقعیت، به دلایل متعدد با لحاظ نقاط ضعف و قوت جناب آقای رئیسی را برای برگزیده شدن به ریاست جمهوری شایسته میدانم و به وی رأی میدهم. اما نگرانیها... آقای روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی کاملاً در هیئت یک سیاستمدار متعصب ظاهر شد و با صراحت و مکرراً بدون آنکه به انتقادات خیرخواهانه رفیق و رقیب اعتنا کند، نامزدهای انتخابات و به تبع آنها مردم را به دو قطب طرفدار تعامل با جهان و جنگطلب، طرفدار توسعه و خواهان آشفتگی، عزت جویان و انزواطلبان، آرامشخواهان و حامیان تنش و خلاصه راه و بیراهه تقسیم کرد. از همین سنخ مواضع که بیشتر متوجه نظام سیاسی کشور است تا اشخاص. آقای روحانی بیمحابا تمام سیاستمداران و نهادهای بسیاری در حاکمیت را با اتهامات موهومی نواخت که نه یک رئیسجمهور بلکه از یک فرد عادی بیتجربه نیز سر نمیزند و تنها از مخالفان نظام برمیآید. دیوارکشی در پیادهرو، در طول 38 سال تنها اعدام و زندان بلد بودن، منطقی جز ممنوع کردن نداشتن، منشأ ناامنی در کشور و منطقه بودن، زبان بریدن و لب دوختن... . اگر رسانههای امروزی نبود از یک رئیسجمهور باورکردنی نبود. این اعتدال است یا افراطیگری؟ این را هم توجه بفرمایید که دولت با کمال جسارت تخلفی نیست که به دولت قبل نسبت داده باشد و زشتتر و گستردهتر از آن را مرتکب نشده باشد. از دخالت بیپروای وزرا و مقامات و دستگاههای رسمی دولتی تحت عناوین رسمی در انتخابات تا وام دهمیلیونی به دهیاران در این ایام، از توزیع سود سهام عدالت تا اعلام پیامکی برقراری مجدد یارانه به کسانی که طبق قانون یارانه آنِها قطع شده بود و تخلفات تأسفبار دیگر. اگر فردی با همکاری دستهای زیر عَلَم اعتدال، افراطیترین رفتار را داشته باشد و زیر عَلَم دموکراسی و قانون از ارتکاب زشتترین اقدامات غیرقانونی پروا نکند، نگران کننده نیست؟ آیا اینان شایسته اعتماد و ریاست بر جمهور مردماند؟ دستهبندی دیو و دلبری و نگاه افراطی که از خصوصیات رویکرد و رفتار اشرافی و طرد مطلق دیگران ملازمه دارد، باعث شده که ایشان هیچ ضعف و نارسایی را در دولت خویش نپذیرد و با صراحت تام اعلام کند هر آنچه وعده دادهام انجام دادهام و وعدههای انجام نشده، به این دلیل بود که نگذاشتهاند! [یادتونه دروران انتهایی حناب احمدی نژاد هم ایشون به هیچ منتقدی توجهی نمی کردند.] بدین ترتیب اگر رأی به آقای روحانی به ادامه صدارتش منجر شود با عدم تفاهم و تعارضی که با بخش مهم و گستردهای از حاکمیت پیدا میکند چگونه خواهد توانست به وعدههایی که داده است عمل کند. در دوره اول که ایشان خود را حلقه وصل نیروهای مختلف اجتماع معرفی میکرد مدعی است که همه ناتوانیها به دلیل ممانعت دیگران بوده است؛ حالا که با این مواضع تند و غیرمنطقی و غیرواقعی، به مقابله با بسیاری از نهادها و ارکان کشور پرداخته است؛ چگونه خواهد توانست از ظرفیتهای کشور برای تحقق وعدههایش بهره بگیرد؟ و در پایان چهار سال مجدداً نگوید که نگذاشتند. هدف از قانون اساسی، تأمین اهدافی بلند به دست کسانی است که میخواهند با هم کار کنند نه آنکه با یکدیگر پیکار کنند. این سوال به طور جدی مطرح است که آقای روحانی با مواضع و رفتار فوق آیا سوگند ریاست جمهوری را نقض نکرده است و می تواند در آینده نسبت به آن پایبند باشد؟! در مقابل، آقای رئیسی با تفاهم با همه ارکان حکومت، فرصت تازهای برای تأمین خواستههای ملت فراهم میسازد. اگر هیچ دلیل دیگری جز آن تضاد بین قول و عمل و آن تعارض بین رئیسجمهور و نهادهای دیگر در آقای روحانی و این تفاهم بین آقای رئیسی و ارکان دیگر حکومت نباشد باز عملگرایی و عقلانیت ما را به سمت آقای رئیسی هدایت میکند. به ویژه آنکه نگاه سلبی آقای رئیسی به اجتناب از اصحاب انحراف و فتنه منحصر میشود با این قید که حضوراً به بنده گفتند «البته من هرکس را که با دولت قبل کار کرده منحرف نمیدانم و هر اصلاحطلبی را هم فتنهگر نمیشناسم» مخصوصاً آنکه پیشنهاد بنده برای بکار گیری برادران اصلاحطلب عدالتخواه با حسن قبول ایشان روبرو شد. در صورت تعلق اراده شما ملت بر انتخاب آقای رئیسی، من شعار ایشان را که گفتهاند «نه بازگشت به قبل و نه ادامه وضع موجود، بلکه تغییر به نفع مردم» و سایر شعارهایشان را، به ویژه اصرار بر شفافیت را، عهدشان با ملت میدانم و با کمال استقلال رأی، عملکرد دولت را رصد میکنم و انشاءالله از منافع شما ملت دفاع خواهم کرد. البته با اقدام مدبرانه و خیرخواهانه برادر محترم آقای قالیباف و دعوت آقای رئیسی از ایشان برای همکاری در دولت، امید توفیق اجرای تعهدات و وعدهها بیشتر شده است. به امید ایرانی آبادتر و مردمی با زندگی کریمانهتر. خادم ملت ایران احمد توکلی 27 اردیبهشت 1396 پ.ن. آقای روحانی در این اواخر بی پرده به رفتارهای رادیکالی روی آوردند که به مراتب از دوران احمدی نژاد و خود سری های ایشون بدتر بوده. با این اوصاف، در چهار سال آینده اگر ایشون خدای نکرده رای بیارند، چه وضعی خواهیم داشت؟ |
|||
|
|
۱۰:۴۵, ۳/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۶ ۱۰:۴۹ توسط III I III.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۴۷)Mforootaghe نوشته است: وکشور به روند رشد خود ادامه میدهدپيشنهاد ميشود به بخش خندههاي حلال انتقال يابد بله واقعاً خب دولت در واردات مربا و غذاي سگ رشد بيسابقه داشتهاست در بستن درب بزرگترين كارخانههاي با سابقه مملكت ركورد بيسابقه كسب كردهاست در دروغگفتن به ملت روي چوپان دروغگو را سفيد كردهاست در ... واقعاً رشد ما بيسابقه بوده شاد باش پسرم |
|||
|
|
۱۰:۵۶, ۳/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۶ ۱۱:۳۶ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
۱۱:۲۹, ۳/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
|
۱۳:۱۴, ۲۳/آذر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۶ ۱۳:۱۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
خیلی وقت گذشته و من به این نتیجه رسیدم این تاپیک با این عنوان که "چرا روحانی باید رییس جمهور باشد؟" درست بوده.
یادم میآید درروزهای منتهی به انتخابات، برادر عزیزی چند دوست را دورهم جمع کرده بود تا گپی در مورد انتخابات زده شود، در نهایت رفیقمان پرسید که شما به چه کسی رای میدهید. چهار نفر حاضر در اتفاق گفتند به آقای رئیسی رای خواهیم داد. اما بنده و یک دوست دیگر گفتیم به آقای روحانی باید رای داد. دوست عزیز میزبان، پرسید به چه دلیل؟ عرض شد، گل های کاشته شده در گلدان فقط توسط این دولت معلوم است کجا کاشته شده و چگونه کاشته شده و چگونه باید نگهداری شود، لذا ادامه دولت یازدهم از هر جهت صواب است. امروز که رویداد های داخلی را مرور می کنیم، می بینم این نگاه تا چه حد درست بوده است، چون اگر غیر از این بود، دولت یازدهم می شد دولت محبوب سه ساله مرحوم امیرکبیر و دولت دوازدهم(به ریاست جمهوری آقای رئیسی) یک دولت متحجر، داعشی و قجری می بود. در دولت دوازدهم آمریکاییها رسمأ برجام را هوا کردند، که خونش به گردن آقای رئیسی می افتاد و این کار و مخالفان این کار را به بی تجربگی در سیاست خارجی و بر فنا دادن دستآورد های عظیم برجام نسبت میدادند. بن سلمان تازه به دوران رسیده، تصمیم های عجیب و غریب می گیرد و همه این تصمیم ها به حساب آقای رئیسی ریخته می شد، قدس را ترامپ یک شبه پایتخت اعلام کرد، این هم ضعف آقای رئیسی بود که نتوانسته است با آمریکا و جهان تعامل داشته باشد. چه بسا میگفتند زلزله آمد و می آید، آن هم از قدم دولت آقای رئیسی است، عوارض خروج از کشور از سر ناچاری، سه برابر می شد، این هم دلیلی می شد، که آقای رئیسی و دولتش با خارج رفتن مردم مخالفند، آن ها نمی خواهند مردم بروند و سایر کشورها را ببینند و چشم و گوششان باز شود صاحب توقع شوند. یارانه ها حذف می شد، دلیلش ناتوانی اقتصادی و عدم مشورت آقای رئیسی با اقتصاد دانان مطلع کشور به حساب می آمد. یک میلیون شغل در سال باید درست کرد، که نمی شود، باز هم قوزی بالای قوز برای دولت آقای رئیسی بود. قیمت حامل های انرژی باید اصلاح شود، مالیات ها افزایش یابد، دلار از مرز ۴۲۰۰ تومان گذشته و می گذرد، همه این ها نشان می داد دولت آقای رئیسی بلد نیست مملکت را اداره کند. لایحه بودجه ۹۷، به ما می گوید، هر اتفاق عجیبی که قرار است رخ دهد، یک مصیبت و گرفتاری برای دولتی مثلا آقای رئیسی بود. اصلاً خود آقای رئیس جمهور روحانی فرمودند، که اگر این بودجه با این شکل تصویب نشود، دولت بعدی نمی تواند مملکت را اداره کند. یعنی تا حالا هم مصیبت داشتیم و داریم تا ادارهاش کنیم. من فکر می کنم آقای روحانی در ته دلش می گوید، ای کاش همان یک دوره رئیس جمهور بودم، تا مثل قهرمانان در اوج رفته بودم و لااقل در حد قول و قرارهایم "امیرکبیر" دوره خودمم می شدم. ولی بودن و ادامه دادن یعنی روز به روز کاهش محبوبیت ها و نا توانی در انجام وعدهها و شعار های انتخاباتی، به طوری که نمی شود این کاستی را هم به گردن کسی انداخت. ولی اگر آقای رئیسی دولت دوازدهم را تشکیل داده بود، چقدر عالی بود، به راحتی می شد، همه امور ارضی و سماوی را به او منتسب کرد. ولی من خوشحالم که در نظام سیاسی ها رئیس جمهور حتماً دو دوره انتخاب می شود. چون دوره اول فقط ماه عسل است، این دوره دوم است که نشان می دهد، مسئولیتی به این بزرگی مرد اقدام عمل می خواهد و نمی شود همه چیز را به قبل و بعد موکول کرد و گردن این و آن انداخت . آقای رئیسی خدا شما را دوست داشت که رئیس جمهور نشدید و خادم حضرت امام رضا (علیه السلام) ماندید. اصلاً خدا رحم کرد تا با انتخاب جناب آقای روحانی اندک گفتمان واقعی اصول گرایی باز هم باقی بماند و سوسو بزند. همه اصول گرایان واقعی باید خود را مدیون آقای روحانی بدانند که قرار است، چهار سال بسیار سختی را امتحان پس بدهد. البته ناگفته نماند، اصلاح طلبان هم باید از آقای روحانی متشکر باشند که این مسئولیت را پذیرفت، چون آن ها هم کمی بعد می توانند دبه کنند و بگویند دولت دوازدهم اصلاً اصلاحاتی نبود و باز هم در حیات سیاسی مملکت به بقاء خود ادامه دهند و با این کل کل اصولگرایی و اصلاحطلبی، همچنان ما مردم ساده را سر کار بگذارند. ولی من دلم برای دولت دوازدهم خیلی می سوزد، کار خیلی سختی را پیش رو دارد، خدا کمک کند، موفق شوند. که اگر غیر این باشد باید برای” تدبیروامید” فکر دیگری کرد. |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۲۳/آذر/۹۶
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲۳/آذر/۹۶ ۱۳:۱۴)MohammadSadra نوشته است: درود برشما 1-انتخابات یعنی برگزیده شدن یک مسوول با اکثریت آراء فرقی نمیکند چه روحانی باشد یا رئیسی ویا شخص دیگری بنابراین آقای روحانی رئیس جمهور ملت ایران است 2-دوره دوم برای هر رئیس جمهوری دشوار است چه دیگر نمیتواند تبلیغ کند ویا انتظار تداوم دوره های بعدرا داشته باشد 3- کار هر رئیس جمهور دردوره دوم دشوار است بویژه که کشور درگیر در منطقه باشد وهزینه های بسیاری را باید ازبودجه بپردازد الان هم که دولت آمریکا سخت بدنبال فشار برایران است بنابراین باید بدولت کمک کرد تا بتواند این مرحله سخت را پست سر بگذارد البته این دولت بزرگترین مانع را که تحریمات جهانی بود پشت سر گذاشته ودیگر مانعی برسر کار نیست مگر آنکه درداخل بخواهند دولت دردوره دوم شکست بخورد که امید است چنین نباشد ممنونم
|
|||
|
۲۰:۵۸, ۲۳/آذر/۹۶
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
من فقط یه سوال دارم.
چهل ساله انقلاب شده. ولی هنوز از اسم بردن و گرفتن 4 تا دزد میترسن ! این یعنی چی ؟ |
|||
|
|
۲۱:۱۲, ۲۳/آذر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۶ ۰:۳۶ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اختلاف سنی مرد و زن باید چقدر باشد؟؟؟؟ | قبیله منتظر | 1 | 1,011 |
۲۲/آذر/۹۵ ۱۳:۲۳ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|










