|
چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟
|
|
۱۳:۱۹, ۲۷/آبان/۹۶
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در برخی مواقع برخی از افراد این سوال برایشان بوجود میآید که چگونه با علم ناتمامی که معصومین(علیه السلام) داشتهاند پس چرا بعضی از وقایع در زندگی آنان تاثیرات شگرفی گذاشته است.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، پرسش و پاسخی پیرامون این موضوع در اختیار این سرویس خبری قرار داده است که در ادامه متن آنها میآید: پرسش: اگر امام رضا(علیه السلام) میدانستند که شربت انگور یا انگورهایی که میخورند آغشته به زهر است که خوردن آنها خودکشی محسوب میشود که در اسلام جایز نیست و اگر نمیدانستند که آن شربت یا انگورها سمی هستند که این با عالم بودن و علم کامل امامان منافات دارد که چنین مطلبی را ندانند؟ پاسخ: این سوال و اشکال در مورد سایر امامان به خصوص امام حسین(علیه السلام) در حرکت به سمت کربلا و حرکت امام علی(علیه السلام) به سمت مسجد و... هم مطرح است و منشاء این پرسش هم به علم امامان از آینده بر میگردد. در مقام پاسخ ابتدا باید دانست که دانش و آگاهی پیامبران و امامان(علیه السلام) بر دو قسم است: 1 - علمهایی که از راههای عادی فراهم میآید، که در این دانشها با مردم دیگر تفاوت زیادی ندارند. 2 - علومی که از راههای ماورای طبیعی (علم لدنی = وحی و الهام) حاصل میگردد. در کتاب "کافی" بابی(فصلی) وجود دارد با عنوان "ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا"، یعنی امامان هرگاه میخواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه میشدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است.(1) پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راههای غیر عادی حاصل میشد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راههای عادی پیدا میشد. روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان(علیه السلام) منافقان را خوب میشناختند و میدانستند که آنها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آنها مانند کفار برخورد نمیکردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آنها مانند سایر مسلمانان بودند. همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم میکردند و از علم خدادادی خود استفاده نمیکردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمیکردند. معصومان(علیه السلام) میتوانستند در خود مصونیتی به وجود بیاورند که ضربه شمشیر و سم در آنها اثر نکند، یا اگر مؤثر شد، سریعا از راه اعجاز، خود را شفا بدهند، ولی این کار را نکردهاند، زیرا بشر هستند و قضای کلی الهی بر این است که در زندگی مانند سایر مردم عمل کنند. از این رو وقتی مریض میشدند، به طبیب مراجعه کرده و از دارو استفاده میکردند و درد را تحمل میکردند و در بستر بیماری میافتادند. زیرا اگر غیر از این بود امتحان، آزمایش، صبر و مقاومت در برابر مشکلات معنا نداشت. آنها در این جهت مانند مردمان عادی بودند که در معرض آزمونهای سخت قرار میگرفتند و علم لدنی آنها در اینجا هیچ دخالتی نمیتوانست داشته باشد. گرچه امامان(علیه السلام) از علم خدادادی برخوردار بودند و از گذشته و آینده خبر میدادند و از نحوه شهادت خود با خبر بودند، ولی مؤظف نبودند طبق علمشان عمل کنند، بلکه در همه موارد (مگر مصلحت ایجاب کند) مطابق آن چه علوم عادی اقتضا میکرد، عمل مینمودند. همان گونه که خداوند میتوانست در تمام برخوردهای بین کفر و توحید، پیامبران، امامان و اولیای الهی و رهروان راه حق را پیروز گرداند و کفر و کافران را مغلوب کند، ولی این کار را جز در موارد استثنایی انجام نداد، چرا که سنت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود. در غیر این صورت دنیا بستر آزمایش برای بشر نخواهد شد. امام حسین(علیه السلام) بر اساس علم عادی خود و در پی نامههای گوناگون شیعیان کوفه و اضطرار خروج از مدینه و بر حسب مساعد دیدن اوضاع عراق به سمت کوفه حرکت میکنند، هر چند به علم امامت میدانند که این سفر به داستان کربلا منجر خواهد شد. همان طور که برای علی(علیه السلام) بر اساس علم عادی بشری شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری مانند سایر شبهاست. به همین جهت به سمت مسجد حرکت میکند. علم غیبی که به اذن خداوند در مورد شهادت خود دارد، برای ایشان تکلیفی ایجاد نمیکند و مأمور است که بر اساس علم عادی عمل کند. البته اگر از راه طبیعی، کسی به ایشان خبر میداد که امشب بنا است شما را در مسجد ترور کنند، حضرت از رفتن خودداری میکرد، یا احتیاط بیشتری به خرج میداد، چنان که وقتی چنین خبری به امام حسن(علیه السلام) داده شد، حضرت زیر لباس خود زره پوشیدند. دلیل این نوع سلوک و رفتار میتواند امور و دلایل مختلفی باشد از جمله: 1 - عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیاء(علیه السلام) و نصب ائمه(علیه السلام) منافات دارد، زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد. افراد بشر از وظایف فردی و اصلاحات اجتماعی به بهانه برخوردار بودن آنان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادی از وظیفه خود سرباز خواهند زد. 2 - عمل بر اساس علم غیرعادی موجب اختلال در نظام عالم هستی است، زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعی و علم عادی نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) برای شفای بیماری خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمیکردند. شاید یکی از حکمتهای ممنوع بودن تمسک به نجوم، تسخیر جن، برای غیب گویی و کشف غیر عادی حوادث آینده، همین امر یعنی اختلال در نظام عالم هستی باشد. در نتیجه؛ گرچه مورد امام رضا(علیه السلام) اصولا از این بحث خارج است و آن حضرت اختیاری در نخوردن از آن انگور یا شربت مسموم نداشته و به انجام این عمل مجبور شدند؛ اما در سایر موارد امیر مؤمنان علی(علیه السلام) جریان شهادت خود را میدانسته و قاتل خویش را میشناختند، لیکن این علم افاضی (خدادادی) بود و بر حضرت لازم نبود طبق آن عمل کند و به مسجد نرود بلکه وظیفه آن بود که طبق علم عادی رفتار کند و "ابن ملجم" هم تصمیماش مبنی بر شهادت حضرت علی(علیه السلام) را مخفی نگه داشته بود و از این امر کسی غیر از همدستانش با خبر نبود. در نتیجه موقعی که علی(علیه السلام) به مسجد تشریف بردند، در ظاهر مطلبی که دلالت کند فردی در مسجد مصمم بر قتل حضرت است، وجود نداشت. از این رو حضرت مثل سایر روزها برای اقامه نماز جماعت به مسجد تشریف برده و براساس علم عادی خود رفتار کردند و به علم غیر عادی خود ترتیب اثر ندادند، چون مکلف و مأمور نبود تا به علم غیبی خود عمل کند، این حرکت حضرت هم خودکشی نبود. چنان که در قضاوت و حکومت و تدبیر امور و انجام سایر تکالیف، طبق راهها و علمهای معمولی عمل میفرمودند، نه طبق علم غیب. اگر در ظاهر آب نبود، ولی از راه علم غیب از وجود آب اطلاع داشت، تکلیفش مثل دیگران تیمم بود.(2) امام حسین طبق تکلیف الهی عمل کردند. از بیعت سر باز زده و دعوت کوفیان را اجابت کردند و همان گونه که روش طبیعی و مرسوم اقتضا میکرد، قبل از حرکت سفیرانی را به کوفه فرستاده و سپس دست به جهاد با دشمن زده و شهید شدند. با توجه به معنای اخیر انداختن در هلاکت و خودکشی هم مورد ندارد، چون در امور عادی خود، علم و آگاهی غیبی به ماجرا نداشتند یا در این امور، اراده علم غیب نمیکردند تا از آن آگاه شوند و یا اگر علمی هم داشتند، مأمور بودند که به علم عادی رفتار کنند. در حالی که خودکشی و هلاکت به از بین بردن جان خود با اسباب عادی و از طریق علم عادی و طبیعی است. برای مطالعه بیشتر در این خصوص میتوانید به کتاب معارف دین، نوشته آیتالله لطف الله صافی گلپایگانی(ج 1، ص 120 به بعد) مراجعه کنید. پینوشتها: 1. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 ه ش، ج1، باب: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا. 2. علامه مجلسی، بحارالأنوار. نشر اسلامیه، تهران بی تا، ج 42؛ ص 258 و 259. http://www.isna.ir/news/91102313020/ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۲۳, ۹/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۶ ۱۷:۱۷)mahdy30na نوشته است: پیامبر ایا رفتاری خلاف عصمت و علم انجام میده ؟سلام اگر منظور شما از "رفتار خلاف علم"، رفتار بر اساس علوم عادی و بدون استفاده همیشگی از علم لدنی باشه، هم در مطالب معرفی شده و هم در پست خود شما پاسخ سوالتون ذکر شده. اما این تضادی با عصمت نداره. پ.ن: عذرخواهی می کنم که در پست قبل، منظور شما رو به درستی متوجه نشده بودم. |
|||
|
|
۱۱:۳۲, ۱۰/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۶ ۱۷:۵۱)mdroudgar نوشته است: درود برسینای عزیز گرامی توی بحث عصمت و علم ، لطف کن عصمت رو برای معصوم مشخص کن که ایا همه اقوال بصورت مطلق وحی است یا خیر چون قید اوردید . (۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۹)mdroudgar نوشته است: عصمت الهی با وحی درعرض هم هستند نه دانش پیامبران (موضوع بحث)چه هرچه وحی است کاملا درست است(عصمت) ولی هر علمی وعملی غیر وحی آمیز باید اثبات شود.ممنونشاید من از حرفاتون برداشت اشتباه داشتم ولی این حرف رو تبیین کنید . (۹/بهمن/۹۶ ۱۸:۲۳)سعدی نوشته است: سلامنه گلم . بحث اینه رفتار و قول نبی خارج از دابزه عصمت نست . اینم که اون ادرسا رو دادم برای این بود بحث عصمت چه در قول و چه در رفتار نشون داده بشه . علم معصوم علمی هست که خدا میده علم غیب هم در این علم هست حالا برای استفاده از اون محدودیت هست که اون هم بحثش مشخصه و جناب درودگر کمی مسیر رو طولانی کردن پیشنهاد میکنم این مطالب رو با حوصله بخونین علم غیب علم غیب و علم لدنّی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از منظر امام خمینی مطالب جامع هست اگه موردی بود بیان کنین |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۱۰/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۲:۰۱ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۱:۳۲)mahdy30na نوشته است: گرامی توی بحث عصمت و علم ، لطف کن عصمت رو برای معصوم مشخص کن که ایا همه اقوال بصورت مطلق وحی است یا خیر چون قید اوردید .درود برشما پس مساله علم معصوم روشن شد وکناررفت میماند مساله عصمت معصوم برای اینکه دوباره دچار ابهام نشوید بفرمائید منظور شما ازقید چیست؟در کجا آمده است ممنون |
|||
|
۱۳:۱۸, ۱۰/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۲:۰۱)mdroudgar نوشته است: درود برشمامتن خودت رو اصلا نمیخونی ؟ اگه نمیخونی من ادامه نمیدم هرچه وحی است کاملا درست است(عصمت) ولی هر علمی وعملی غیر وحی آمیز باید اثبات شود. قید رو پیدا کنید . متن خودتون هست مگر اینکه بگید متن خودتون نیست . اون لینک عصمت رو مطالعه کنید البته با دقت چون حرفاتون نقض زیاد داره |
|||
|
|
۱۳:۲۷, ۱۰/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۳:۱۸)mahdy30na نوشته است: هرچه وحی است کاملا درست است(عصمت) ولی هر علمی وعملی غیر وحی آمیز باید اثبات شود.درود برشما اولا متشکرم که زحمت کشیدید چون آنقدر مطلب هست که گم میکنم ثانیادر تشریح مطلب خود عرض کنم که وحی با توجه به تنزیه باریتعالی دارای عصمت است واین بدلیل عقلی است اما آنچه غیر وحی است در عصمت آن باید دلیل بیاوریم حتی درمورد کلام معصومان |
|||
|
۱۵:۱۳, ۱۰/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۱۸ توسط III I III.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۳:۲۷)mdroudgar نوشته است: ثانیادر تشریح مطلب خود عرض کنم که وحی با توجه به تنزیه باریتعالی دارای عصمت است واین بدلیل عقلی است اما آنچه غیر وحی است در عصمت آن باید دلیل بیاوریم حتی درمورد کلام معصومانايشان خدايگان تعارض با خويش است ![]() البته اين هم دليل دارد كه اينگونه است، حالا كار به دلايلش نداريم در تاپيك پيرامون اظهار كفريات اخير، درباره داشتن حق انتقاد به معصوم در ذيل اين لينك خودش گفته است : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44...#pid387897 (۲۶/دی/۹۶ ۱۷:۴۳)mdroudgar نوشته است: آقای روحانی هم معصوم نیستند وحتما اشتباه هم میکنند .نقد معصوم هم معنا ندارد چون جمع دو ضد است وقتي خدا ميفرمايد: * و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى / از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه آنچه میگوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات 3و4 * ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه 7 * وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36 * مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80 * قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32 اين فرمان مطلق اطاعت از رسول خدا صلوات الله عليه و آله بي چون و چرا و تحت هر شرايط ديگر بديهي است كه مؤيد عصمت كلام معصوم است، مانند عصمت فعلش از خطا و حجت بودن آن! راستي از اين استدلالها بگذريم يك بار ديگر جمله اين بنده خدا را بخوانيد: (۱۰/بهمن/۹۶ ۱۳:۲۷)mdroudgar نوشته است: ثانیادر تشریح مطلب خود عرض کنم که وحی با توجه به تنزیه باریتعالی دارای عصمت است واین بدلیل عقلی است اما آنچه غیر وحی است در عصمت آن باید دلیل بیاوریم حتی درمورد کلام معصومانايشان در كلام بسيار فلسفي خود فرمودهاند در عصمت كلام معصومان بايد دليل بياوريم عصمت كلام معصومان عصمت معصوم ![]() ![]() ![]() ![]() خودش ميگويد معصوم بعد ميگويد... (۲۶/دی/۹۶ ۱۷:۴۳)mdroudgar نوشته است: نقد معصوم هم معنا ندارد چون جمع دو ضد است ياد حديثي از امام جعفر صادق عليه السلام در خصوص ويژگي دشمنان اهل بيت عليهم السلام افتادم كه با اين مطلع آغاز ميشود: الحمد لله الذی جعل أعدائنا من ال... بنده چون وقتم را از سر راه نياوردم گفتم در حد سلام عليكي با ديگر شركتكنندگان و خوانندگان بحث مطلبي تقديم كرده باشم به قول يك بنده خدايي سلام و درود بدرود |
|||
|
|
۱۵:۲۲, ۱۰/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۲۵ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۱۳)III I III نوشته است: 1-ايشان خدايگان تعارض با خويش استدرود برشما 1-آیا شما معصومیت پیامبر وامام را بدون دلیل می پذیرید؟ اگر چنین است شما مقلد هستید نه محقق واما آیاتی ازکلام الله مجید درباره معصومیت این بزرگان آورده اید درست است این هم دلیل ایرادی داشت کلام من؟ضمن اینکه اینها دلیل نقلی است وعقلی آن کجاست؟ نگاهتان را عوض کنید 2-شما چند بار از تنگی وقت نالیده اید چرا وقتتان را درسایت میگذرانید تشریف ببرید در خدمت خانواده باشید وهرگاه فرصت کافی داشتید با حوصله نظر بدهید ممنونم تا دیداری دیگر بدرود |
|||
|
۱۵:۳۵, ۱۰/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۳۵ توسط III I III.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
گزينه اول:
خداوند مثل گوسفند انسانها را بي هدايتگر رها كرده هر كي هر جور خواست با فكر خودش يه عده اگه خواستن مي تونن بگن لواط حق مسلم ماست مثل قوم لوط يه عده ديگر هم ... كلاً ارزشها و درست و غلط ها نسبي است ![]() گزينه دوم: خداوند هادي است و حكيم هدايت گر فرستاده و او را هم از خطا مصون داشته تا حجتي باشد بر خلقش و مايه هدايتشان حضرت امام جعفر صادق عليه السلام: الحمد لله الذی جعل أعدائنا من الحمقا وقت ارزش دارد ارائه ميشود براي ديگراني كه ممكن است با اراجيف و اباطيل معلوم الحالهايي كه توهم محقق بودن دارند برايشان مطلبي باطل حق جلوه دهد در اين حد هم صرف ميشود منتها كسي كه خود را به خواب ميزند و با لگد هم بيدار نميشود بديهي است كه بخواهي او را متقاعد كني وقت گرانقدرت را حرام كردهاي در پايان مجدداً توجه دوستان را به اظهارات ذيل جلب ميكنم : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44...#pid387897 (۲۶/دی/۹۶ ۱۶:۴۳) mdroudgar نوشته است: آقای روحانی هم معصوم نیستند وحتما اشتباه هم میکنند .نقد معصوم هم معنا ندارد چون جمع دو ضد است [/b] |
|||
|
|
۱۵:۳۸, ۱۰/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۲۲)mdroudgar نوشته است: 1-آیا شما معصومیت پیامبر وامام را بدون دلیل می پذیرید؟ ....سلام مطالب لينك زير شايد بتواند به شما كمكی بكند: استدلال عقلی و قرآنی امام زمان علیه السلام در مسئله ی امامت! |
|||
|
|
۱۵:۴۴, ۱۰/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۵۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۱۳)III I III نوشته است: ياد حديثي از امام جعفر صادق عليه السلام در خصوص ويژگي دشمنان اهل بيت عليهم السلام افتادم كه با اين مطلع آغاز ميشود:حالا خوبه مطالب از سایتهای دینی کپی شد و لینک داده شد. آیا نویسندگان اون مطالب رو جزء دشمنان می دونی؟ باز خوبه که حداقل از پرکردن اون سه نقطه خجالت کشیدی. اگر فکر می کنی وقت خوندن مطالب رو نداری، بهتره کار رو به کسانی بسپاری که با تحقیق نظر میدن. کاش وقتی که صرف فحاشی می کنی رو صرف تحقیق کرده بودی. باز هم میگم که استفاده از احادیث باعث توجیه این شیوه حرف زدن نیست. شما الآن دارید یک مصداق برای حدیث معرفی می کنید و در واقع حدیث رو تفسیر می کنید. این تفسیر برای خودش یه علمه و نیاز به دلیل داره. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مناظرات امامان معصوم علیه السلام با دشمنان ، مخالفان و دانشمندان سایر ادیان# | -Ali- | 43 | 89,650 |
۲۱/بهمن/۹۵ ۱۲:۲۵ آخرین ارسال: MohammadSadra |
|
| مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی (خواندنی) | ali0077 | 8 | 5,673 |
۲۰/دی/۹۲ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|
| مناظره امام رضا علیه السلام با عالم سنی | ali0077 | 0 | 1,640 |
۲۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۳۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|
| رداندیشه های فیلسوفانه توسط امام هادی علیه السلام | آیات | 4 | 4,192 |
۷/بهمن/۹۱ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|











