|
کارگاه "معنویت"
|
|
۱۳:۱۹, ۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند بخشنده ی مهربان با توسل قلبی به ساحت قدسی و ملکوتی ائمه معصومین(علیهم السلام) . ضمن سلام و اهداء ادب و احترام محضر شریف دوستان و همسنگران نیک تالار بیداری اندیشه . با توجه به لزوم "اقدامات عملی" در هر حوزه نظری طرح شده در تالار؛ طرحی با عنوان "کارگاه معنویت" خدمت شما تقدیم میشه که امیدواریم مورد نظر و استقبال عزیزان قرار بگیره.. . و اما؛ انشاءالله اینگونه عمل می کنیم: هر هفته(از جمعه تا جمعه بعد) در همین تاپیک "پیمانی الهی" می بندیم که به یک "صفت پسندیده" خودمون رو آراسته و از یک "صفت رذیله" دوری کنیم.. بدون شک،آثار روحانی چنین حرکت های جمعی، در "دنیای واقعی"باعث ارتقاء معنوی ما شده و بهانه ای میشه برای تمرین بیشتر و عمیق تر در انجام دیگر واجبات الهی و ترک معاصی..(انشاءالله) دوستان محترم؛می تونند پس از توفیق انجام،با بیان آثار مثبت،ضمن افزایش روحیه معنوی خود،مشوقی باشند برای سایرین اعضاء.. واگر هم در انجام، دچار مشکل و مانعی شدیم،با بیان علل زمینه ای و... همدیگه رو راهنمایی کنیم.. توجه داشته باشیم که شیطان معلون و ایادی اش و نفس سرکش اماره،از همین ابتدا با سخت توصیف کردن عمل و احیاناً لغزش حین انجام دستور الهی، مرتباًً،مکرراً و به هر نحو ممکنه، ما رو از طی مسیر الهی "ناامید" و "مایوس" می کنند..! با استعانت از خدای قادر متعال و توسل به ائمه معصومین(علیهم السلام) و ذکر مقدس یا علی(علیه السلام) از مجاهدت خویش؛عقب ننشسته و به امید خدای مهربان،بیشتر از قبل بر انجام این "جهاد اکبر" پای می فشریم... . مدل روزانه کار، همان شیوه مرسوم"مراتب محاسبه" هست: محاسبه چهار مرحله دارد: اول) مشارطه یعنى، صبح انسان با خودش شرط كند كه آن روز، وظایفش را به خوبى انجام دهد و از گناهان نیز بپرهیزد. دوم) مراقبه یعنى، در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد كرده تخطى نكند. سوم) محاسبه كه در آخر شب، به حساب كارهاى خود برسد؛ بررسى كند كه چه مقدار به وظایف خویش عمل كرده و چه مقدار كوتاهى داشته است. چهارم) معاتبه برخى از علماى اخلاق این مرحله را براى محاسبه ذكر كردهاند. یعنى، اگر انسان در محاسبه متوجه اشتباهاتى در رفتارش شد، خود را تنبیه كند تا لغزشهایش جبران شود؛ مثلا، خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغى انفاق كند یا قدرى قرآن تلاوت نماید یا كار خیر دیگرى انجام دهد تا مافات جبران شود. اما در مساله محاسبه، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نقش حساب كشیدن از خویش است؛ اگر كار خوبى انجام دادهبودیم، خدا را شكر كنیم و توفیق ادامه آن را بخواهیم و اگر قصور ورزیده بودیم، به فكر تدارك آن بیفتیم.. . . . شروع از جمعه این هفته با اهتمام جدی بر: دائم الوضو بودن (در همه ی احوالات) ترک نگاه به نامحرم . . افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد در پناه خدای مهربان
|
|||
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۰, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین
سلام علیکم السلام علیک یا ثار الله دکتر ما پشت در کارگاه موندیم. باباجان ،بیرون سرده، ظلمات همه جا رو گرفته، گرگ زیاده و روباهان کفتار صفت منتظرن تا ما غفلت کنیم تا .. . امیدوارم که در کارگاه رو نبسته باشی و ما رو بین زمین و زمان معلق نذاشته باشی.. راستی نکنه ناخوش احوالی دکتر جون ! نه بابا دکترها که مریض نمیشن ، میشن؟؟ منتظریم ؛ سالهاست که منتظر نوریم . نوری گرم که گرمی بخشد زندگیمان را . اللهم الرزقنا شفاعة الحسین موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۱:۰۵, ۲۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۱۸/آذر/۹۰ ۲۱:۲۰)Agha sayyed نوشته است: بسم رب الحسین با سلام و احترام تشکر از اهتمام و پیگیری مجدانه شما.. اشاءالله اگه توفیقی بود از ماه صفر ادامه میدیم.. اگر حقیر امکان حضور نداشت از دوستان تقاضای همکاری و ادامه طرح خواهد شد.. التماس دعا در پناه خدای مهربان |
|||
|
|
۱۲:۱۳, ۲۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
با سلام به دوستان و آقای دکتر. تاپیک گاراگاه معنوی شده یه دغدغه و دل مشغولی واسه من و امثال من که نیازمند یه دوست مشفق و یه راهنمای خوبی مثل شماییم. اینکه با دقت و تامل موضوعات هرهفته رو انتخاب می کنید و خودتون هم عامل به عمل نیک هستید باعثه که مارو ملزم و تشویق به پیگیری میکنه. در ماه صفر منتظر ارشادهای بعدی شما هستیم. در پناه امام هشتم سرافراز باشید. |
|||
|
|
۲۲:۴۱, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند بخشنده ی مهربان کارگاه معنویت 7 عرض سلام و ارادت و اهداء ادب و احترام محضر شریف دوستان و همسنگران نیک تالار بیداری اندیشه عزاداری همه ی شما محبان اهل بیت عصمت و طهارت ع قبول درگاه حق(انشاءالله) شکر بیکران به درگاه حضرت احدیت که توفیق ادامه ی این مسیر روحانی را نصیب همه ی ما نموده.. . . با توسل قلبی به ساحت قدسی و ملکوتی ائمه معصومین(علیهم السلام) ادامه این حرکت روحانی از جمعه این هفته(2/10/90) با اهتمام جدی بر: " آشتی" "بخشيدن گناه را شعار خود گردان... " (قسمتی از آیه شریفه199 سوره مبارکه اعراف ) بسیاری از دلخوری ها،کدورت ها و قهرها محصول سرکشی نفس و غرور آدمی است. با اندکی تحمل،صبر و بردباری و سعه صدر در خصوص آراء و رفتار دیگران میتوان خود را از یک صفت بد اخلاقی دور، و این فرصت را به یک فضلیت اخلاقی تبدیل کرد.. توانايى دوست داشتن و عشق ورزيدن،به ما این امكان را مى بخشد تا خود و ديگران را از عمق وجود دوست بداریم و واضح است كه در حالت صلح و آشتى اين عشق و محبت و دوستى است كه حرف اول را خواهد زد.. در همین هفته مروری داشته باشیم بر کسانی که غرور بیجای "نفس سرکش" ما، به سمت آنان نشانه رفته و تنها برای رضای خدای متعال با بخششی از عمق وجود،مهر و محبت و عشق الهی را در درونمان لبریز کنیم.. ارزش این فضلیت بزرگ،صدچندان خواهد شد وقتی که با رضایت کامل می بخشیم با اینکه میدانیم حق با ما بوده است.. . . " ترک حسد " یکی از گناهان خطرساز و کلیدی که گناهان متعددی را در پی دارد، «حسد» است. حسد، آرزوی زوال نعمت از مستحق آن است و گاه همراه این آرزو تلاشی [هم] در زوال نعمت انجام می گیرد! بر اساس آیات قرآنی،حسادت آن قدر خطرناک است که انسان حسود حتی به برادرش هم رحم نمی کند تا چه رسد به همسایه و هم لباس و هم نوع و... در روایات معصومین علیهم السلام تعبیرات هشدار دهنده ای درباره خطرناک بودن حسد وارد شده؛ از جمله: ریشه تمامی رذایل ، آفت دین ، ریشه کفر و بدترین بیماری.. . . افوض امری الی الله ان الله بصير بالعباد در پناه خدای مهربان
|
|||
|
|
۰:۱۲, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
حسد ، از رذایل اخلاقى، به معناى آرزوىِ زوال نعمتها و داشتههاى دیگران. اما برخى از مفسران واژه حسد را در اصل به معنى چیزى را بر چیزى ساییدن چندان كه خراشیده شود، دانستهاند (رجوع کنید به ثعلبى؛ ابوالفتوح رازى، ذیل بقره: 109). برخى از فرهنگنویسان، اصل این واژه را از حَسْدَل به معناى كَنِه دانستهاند؛ همانگونه كه كَنه پوست تن آدمى را زخم میكند و خونش را میمكد، حسد نیز با جان و روان حاسد چنین میكند (رجوع کنید به ازهرى؛ ابنمنظور؛ زبیدى، ذیل واژه).
حسد حد افراطىِ رفتار كسى دانسته شده است كه از نیكبختى مردمان رنج میبرد (ارسطو، ص 71). بر پایه تعریفى، حسد، آرزوى نابودىِ نعمتهاى دیگران و خواستن آن نعمتها فقط براى خود است (جرجانى، ص 92)، لیكن در تعریفى دقیقتر، آرزوى زوالِ نعمتهاى دیگران است كه چه بسا با تلاش براى نابودى آن همراه باشد (یحییبن عدى، ص 19؛ راغب اصفهانى، ذیل واژه). با توجه به اینكه دانشمندان علم اخلاق براى حسد مراتبى ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به غزالى، 1417، ج 3، ص 204؛ فیض كاشانى، ج 5، ص 334؛ نراقى، ج 2، ص 204ـ205)، به نظر میرسد این تعریفها به مراتب حسد اشاره دارند. واژه حسد و مشتقات آن در چهار آیه از قرآن به كار رفته است (رجوع کنید به بقره: 109؛ نساء: 54؛ فتح: 15؛ فلق: 5): در آیه 109 سوره بقره آمده است اهل كتاب (كه مفسران منظور از آنان را یهودیان میدانند، براى نمونه رجوع کنید به ابوالفتوح رازى؛ فخررازى، ذیل آیه) از حسدى كه در دل دارند، دوست دارند مؤمنان را به كفر بازگردانند. در آیه 54 سوره نساء نیز سخن از حسادت به میان آمده است. مُفاد این آیه، بنابر سیاق آیات و تصریح مفسران (براى نمونه رجوع کنید به طبرى؛ طوسى؛ ابوالفتوح رازى؛ فخر رازى، ذیل آیه)، درباره برخى یهودیان همعصر پیامبر است كه به شوكت اسلام و فزونى پیروان آن حسد میورزیدند. برخى آیات نیز بدون آنكه واژه حسد یا مشتقات آن در آنها به كار رفته باشد، مفهوم حسد را میرسانند (براى اطلاع از پارهاى از این آیات رجوع کنید به غزالى، 1417، ج 3، ص 202؛ فخررازى، ذیل بقره: 109). براى نمونه، در آیه 32 سوره نساء به مؤمنان فرمان داده شده است تا به آنچه خدا بهرهشان ساخته راضى باشند و آنچه را خداوند به دیگران داده طلب نكنند. نتیجه این آیه این است كه هر كس چنین نباشد، به حسادت درمیافتد (فخررازى، ذیل آیه؛ نیز رجوع کنید به زحیلى، ذیل آیه). غمگین شدن از خوشى دیگرى و شاد شدن از بدبختى او، كه آیه 120 سوره آلعمران حاكى از آن است، با مفهوم حسد ملازمت دارد (فخر رازى، ذیل بقره: 109). حسادت برادران یوسف و نفرت شدید آنان از او، در واكنش به محبت بیش از اندازه یعقوب به وى، و تأكید قرآن بر شیطانى بودن این رفتار نیز از آیه هشتم سوره یوسف دریافت میشود (همانجا). واژه بَغْى* در برخى از كاربردهاى قرآنى، داراى وجه معنایى حسد است (رجوع کنید به دامغانى، ص 166؛ تفلیسى، ص 48) و به گفته سیوطى (ج 2، ص 121) بَغْى در لهجه تمیمى به معناى حسد است. فخر رازى (همانجا) برخى از این كاربردهاى قرآنى را ذكر كرده است، لذا به نظر میرسد این موارد در شمار آیاتیاند كه در آنها از حسد سخن رفته است. احادیث فراوانى در نكوهش حسد و بیان انگیزهها و نشانههاى آن وجود دارد. بنا بر احادیث، غیبت، چاپلوسیو ملامت به هنگام مصیبت، از نشانههاى حسودان است (رجوع کنید به مجلسى، ج 70، ص 251). در حدیثى مشهور، تأثیر این خوى ناپسند در تباه ساختن حسنات آدمى، به تأثیر آتش بر هیزم مانند شده است (ابنماجه، ج 2، ص 1408؛ ابوداوود، ج 4، ص 276). بنابر حدیثى نبوى، حسد از خویهاى ناپسندى است كه هیچ كس از آن در امان نیست (ماوردى، ص 266) و در حدیثى از امام صادق علیهالسلام (رجوع کنید به كلینى، ج 8، ص 108) حسد یكى از سه امرى است كه هیچ پیامبر و افراد فروتر از او از آن در امان نیستند، اما مؤمن هیچگاه رفتار ناشى از حسد ندارد. در حدیثى دیگر، حسد نخستین گناه است كه در آسمانها ابلیس* و در زمین قابیل (رجوع کنید به هابیل و قابیل*) مرتكب آن گردیدند (ماوردى، ص 261). شاید به همین سبب، طبق حدیثِ رفع یكى از الطاف خدا در حق مؤمنان برداشته شدن حسد است. در شرح این حدیث، بهویژه با توجه به نكوهش شدید حسد، گفتهاند این عبارت، ناظر به حسد در مرتبه قلب است كه اگر بروز خارجى نیابد نكوهش و كیفر ندارد (براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به حدیث رفع*). مفهوم غبطه (منافسه) نیز با حسد در ارتباط است (غزالى، 1417، ج 3، ص 202ـ203)، ولى تفاوت آنها در این است كه آدمى در غبطه آرزوى زوال نعمت دیگران را ندارد، بلكه فقط میخواهد آن نعمت را به او هم بدهند (نراقى، ج 2، ص 202ـ 203). غبطه، به عكس حسد، صفتى پسندیده است (رجوع کنید به ماوردى، ص 262)، به ویژه آنكه در روایتى، به صراحت غبطه از صفات مؤمن و حسد از خصلتهاى منافق دانسته شده است (راغب اصفهانى، همانجا؛ مجلسى، ج 70، ص 250). غزالى تصریح كرده است كه این دو مفهوم گاه به جاى هم به كار میروند (1417، ج 3، ص 202) و نمونهاى از آنها را در یكى از احادیث ذكر كرده است (رجوع کنید به 1364ش، ج 1، ص 127؛ نیز رجوع کنید به فخررازى، همانجا). غزالى (1417، ج 3، ص 204ـ206) انگیزههاى حسد را هفت چیز برشمرده است: دشمنى و كینهتوزى، به خود نازیدن، غرور و تكبر، اظهار شگفتى از داشتههاى دیگران، ترس ازدست دادن داشتههاى خود، عشق به ریاست و شهرت، و خبث نفس (نیز رجوع کنید به مجلسى، ج 70، ص 240؛ نراقى، ج 2، ص 205ـ208؛ امامخمینى، ص 107). او به نكته دیگرى نیز توجه داده است: حسد اساساً ریشه در قلب دارد و بنابراین صفت قلب است. این صفت قلبى گاه، در زبان یا رفتار بروز میكند كه در این صورت انسان مرتكب گناه (مَظْلمه) شده است و باید از كار خود حلّیت بطلبد (یجب الاستحلال منها)؛ اما گاه حسد در همان مرحله قلب میماند، در این صورت انسان فقط مرتكب گناهى بین خود و خدا شده است. این در حالى است كه اگر این حسدورزى قلبى را به راستى ناروا بداند و خود را در دل نكوهش كند، وظیفه مقابله با حسد را نیز بجا آورده است و دور مینماید كه توان آدمى بیش از این مقدار باشد، مگر آنكه خود را در محبت الهى فروافكند تا از التفات به هر چه جز اوست رها شود. دانشمندان علم اخلاق، به پیروى از غزالى (1417، ج 3، ص 208ـ 212)، براى درمان بیمارى حسد دو روش علمى و عملى ذكر كردهاند (رجوع کنید به فیض كاشانى، ج 5، ص 342ـ 348؛ نراقى، ج 2، ص 212ـ215). ابنعربى (سفر 2، ص 344) حسد را خویى جبلّى و ذاتى میداند كه نابود شدن آن امكان ندارد (نیز رجوع کنید به گوهرین، ج 4، ص 213). به نظر میرسد روایتى از امام صادق علیهالسلام، كه در آن حسد ممتزج با خون و گوشت آدمى معرفى شده است (رجوع کنید به مجلسى، ج 70، ص 253)، به جبلّى و ذاتى بودن این خوى اشاره دارد. بنابر دیدگاهى عرفانى، آدمى به هنگام گذر از سراپردههاى دهگانه حساب در روز قیامت، در سراپرده هشتم از حسد بازخواست میشود و چون حسادت نكرده باشد، به سوى سراپرده نهم میرود و به عرش الهى نزدیكتر میشود (رجوع کنید به ابنعربى، سفر4، ص 439ـ440). در پارهاى از مَثَلهاى فارسى و عربى، آموزههایى درباره حسد یافت میشود، مانند «اگر حسود نباشد، جهان گلستان است»، «حسود هرگز نیاسود» (دهخدا، ج 1، ص 206، ج 2، ص 696)، «الحسود لایسُود» (میدانى، ج 1، ص 241) و «الاحْسانُ الَى الْعَبیدِ مَكْبَتَةٌ لِلْحَسُود» (نیكى به بندگان مایه خوارى حسود است؛ رجوع کنید به همانجا). موضوع چشم زخم* با حسد پیوند تنگاتنگ دارد. در برخى روایات به این ارتباط اشاره شده (براى نمونه رجوع کنید به مجلسى، همانجا) و مفسران، آیه پنج سوره فلق را، كه در آن از حسادتِ حسودان یاد شده است، در اینباره میدانند (براى نمونه رجوع کنید به طبرى؛ طوسى؛ فخررازى، ذیل آیه). |
|||
|
|
۲:۲۰, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
سلام و درود خدا بر همه ی برو بچ گل کارگاه معنویت
امیدوارم با اینکه خیلی دیر آمدم این حقیر فقیر سرا پا تقصیر هم در بین خود جای دهید ما هم انشالله بشیم حر در این کاروان دیر آمدیم اما بالاخره آمدیم در بین شما خوبان گل تالار توبه کردم به این تاپیک اگه بچسبیم و برای هم دعا کنیم همین دستورات جناب دکتر messenger برادر عزیزم را که دستور ایشان نیست دستور خدا و 14 معصوم است که ایشان نقل میکنند اگه عملی کنیم و دعای دسته جمعی کنیم در حق هم انشالله خیلی برکات دستمان می آید این لیست برو بچی است که در این کارگاه یا پست زدند یا تشکر کردند یعنی تابلو کردند خودشون رو که جزو بچه هان (البته خیلی ها هم بی سرو صدا اومدن و هنوز هم هستند) MESSENGER علیرضا110 ، rastin ، paradise ، azam ، Agha sayyed ، guided ، MohammadSadra ، meshkat ، Admirer ، وحید110 ، amin0151 ، hajiali.m ، حسن عزتی ، Meraj ، رهیافته ، علی 110 ، مسافر ، Ramin_Ghn ، خادمة الزهرا ، nafas ، mehrnaz ، zarati313 ، Seyed Mohsen ، یاران مهدی ، منتظر کوچولو ، sarbaz 313 ، مجنون الحسین ، miley ، parisan ، zohur ، shafagh_mah ، bagheri4 ، منتقم زهرا ، aftab2014 ، مبينا ، EMPERATOR ، mohammad790 ، 7zahra7 ، akhevi ، boghz ، sunrise59 ، abas_341 ، netlog36 ، mahdi12 ، am_po ، wakeup2012 ، ANTI MASON ، محیصا ، mohammad.d ، بیداری اندیشه ، beautiful-mind ، azade ، mohamad316910 ، hamed313 ، 1366 ، آزاد اندیش ، تازه مسلمان sarbaz 313 چند نفری که جا افتادن حلال کنن برای هم دعا کنیم |
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۰ ۱۲:۵۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت تمامی بزرگواران و جناب دکتر عزیز
آقا علی 110 هم به دوستان لطف دارند،غزل زیر هم تحفه ای به دوستان کارگاه معنویت؛ به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم بیا بـگو که ز عشقت چه طرف بربستـم اگر چـه خرمن عمرم غم تو داد بـه باد بـه خاک پای عزیزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق کـه در هوای رخت چون به مهر پیوستم بیار باده که عمریست تا من از سر امـن بـه کنـج عافیت از بهر عیش ننشستم اگر ز مردم هـشیاری ای نـصیحـتـگو سخن به خاک میفکن چرا که من مستم چـگونـه سر ز خجالت برآورم بر دوست کـه خدمـتی به سزا برنیامد از دستم بـسوخـت حافـظ و آن یار دلنواز نگفت که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم
|
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین
سلام علیکم السلام علیک یا ثار الله " آشتی" رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم : ألا اُخبِرُكم بِأفضلَ مِندَرَجَةِ الصِّيامِ والصَّلاةِ والصَّدَقةِ ؟ إصلاحُ ذاتِ البَينِ ؛ فإنّ فسادَ ذاتِ البَينِ هِي الحالِقةُ آيــا شما را به چيزى با فضيلتتر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاه نكنم ؟ آن چيز اصلاح ميان مردم است ؛ زيرا تيره شدن رابطه ميان مردم مُهلك و دين برانداز است . كنز العمّال : 5480 منتخب ميزان الحكمة : 324 " ترک حسد " امام صادق عليه السلام: يَقولُ إِبليسُ لِجُنودِهِ: أَلقوا بَينَهُمُ الحَسَدَ وَالبَغىَ، فَإِنَّهُما يَعدِ لانِ عِندَ اللّه الشِّركَ شيطان به سپاهيانش مى گويد: ميان مردم حسد و تجاوزگرى بياندازيد چون اين دو، نزد خدا برابر با شرك است. كافى، ج2، ص327، ح2 اللهم الرزقنا شفاعة الحسین موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۴:۰۲, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
حسد را علماي اخلاق اين گونه تعريف كردهاند: حسادت،تمناي سلب نعمت است از ديگري كه به صلاح او باشد،يعني حسود دوست دارد نعمتها از طرف مقابل گرفته شود،خواه آن نعمت به حسود برسد! يا نرسد. حضرت اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) در اين باره ميفرمايد:«منشأ و ريشه رزايل حسادت است».1 البته يك حالتي هم نزديك به حسادت وجود دارد، كه پسنديده و مايه ترقّي و پيشرفت است،و آن حالت غبطه است. امام صادق(علیه السلام) ميفرمايند:«به راستي مؤمن غبطه ميخورد،ولي حسادت نميورزد اما منافق حسادت ميورزد و غبطه نميخورد».2 راستي ميدانيد نخستين حسدي كه از سوي انسان در روي زمين صورت گرفت چه زماني بود؟ كه بود؟براي چه بود؟ و نتيجهاش چه شد؟ نخستين حسد،حسادت قابيل نسبت به برادرش هابيل بود،آن هم به جهت اينكه خداوند قرباني هابيل را پذيرفت ولي قرباني قابيل را نپذيرفت،و اين موضوع براي قابيل انگيزهاي براي كشتن برادرش شد. «و اتل نبأ ابني آدم بالحقّ اذا قرّباً قرباناً…».(سوره مائده،آيه 27) در اين آيه كريمه داستان حسادت قابيل نسبت به هابيل بيان شده است. در قرآن نمونههايي از اين قبيل ذكر شده است.مانند:داستان برادران يوسف،پسر نوح، هابيل و قابيل . نشانههاي حسد 1.ناراحتي از رسيدن نعمت به ديگري، بدون نشان دادن عكس العمل. 2.غيبت و عيب جويي. 3.دشمني،عداوت و كارشكني. 4.بيمهري يا قطع رابطه از شخص،و پنهان كردن صفات برجسته او به طوري كه حتي نميخواهد سخني از او بشنود. آثار حسد الف: آثار اجتماعي 1.نابسامانيهاي اجتماعي حسود تمام يا بيشتر نيرو و انرژي بدني و فكري خود را صرف حسادت ميكند، لذا اين كار منشأ نابسامانيهاي اجتماعي است. قرآن مجيد ميفرمايد:و كساني كه بعد از آنها آمدند،ميگويند:پروردگارا ما و برادرانمان را كه در ايمان به ما پيشي گرفتند بيامرز و در دلهايمان كينه و حسدي نسبت به مؤمنان قرار مده…(سوره حشر،آيه 10) 2.قتلها و جنايتها:چنان كه در داستان هابيل و قابيل ملاحظه كرديد. 3.از بين رفتن دوستيها. 4.عقب ماندگي اجتماعي؛اشخاص حسود و تنگ نظر ميكوشند ديگران را به عقب بكشند. 5.هرج و مرج،پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حسد را به بيماري بزرگ امتها تشبيه كرده و ميفرمايند:«…در اثر اختلاف و نفاق و حسد نسبت به يكديگر،سرانجام به ظلم و ستم و سپس به هرج و مرج مبتلا ميشوند».3 ب: آثار معنوي حسد 1.نابود كننده ايمان، 2.آفت دين، 3.نابود كننده نيكيها، 4.رسيدن به كفر و تفكرات كفر آميز، 5.غيبت، 6. حسرت زياد،(گناه زياد)، 7.حجاب ضخيمي در برابر شناخت حقايق ميافكند، 8.مانع رشد و تعالي ـ روحي فكري،معنوي خانوادگي و اجتماعي ميگردد. ج: آثار جسماني حسد افراد حسود معمولاً افرادي رنجور،حساس،عصبي،پرخاشگر و افسرده ميباشند.دستگاههاي مختلف بدن تحت تأثير اين حالت روحي دچار بيماري ميگردد. حضرت علي(علیه السلام) ميفرمايد:«شگفتا كه حسودان از سلامتي خود غافل ماندهاند».4 د: آثار اخروي حسد 1.بدون حساب به جهنم ميرود، 2.بدبختي و شقاوت دنيا و آخرت ويژگيهاي حسود 1.دشمن خير و طالب شر است، 2.خواهان زوال نعمت از ديگران،3.به بدي گرايش دارد، 4.منافق است، 5.غيبت،شماتت و تملّق ميكند،قرآن كريم ميفرمايد:«انّ تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصيبة…».(سوره توبه،آيه 50) ، 6.در حال خوشي ديگران غمگين است، 7.رفيق بدي است،8.دشمن نعمتهاي خدا است، 9.به خود ظلم ميكند،10.زود عصباني ميشود. 1.غررالحكم،5242. 2.اصول كافي،2،307. 3.المحجة البيضاء،5،326. 4.غررالحكم،1803. [/b]
|
|||
|
|
۱۰:۴۱, ۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند بخشنده ی مهربان کارگاه معنویت 8 عرض سلام و ارادت و اهداء ادب و احترام محضر عزیزان تالار . . با توسل قلبی به ساحت قدسی و ملکوتی ائمه معصومین(علیهم السلام) ادامه این حرکت روحانی از جمعه این هفته(9/10/90) با اهتمام جدی بر: " خوش قولی " آیا آدم خوش قولی هستیم!؟ به کسی قولی دادیم و بعد، خیلی راحت بدون اینکه مجبور باشیم و در حالی که عمل به اون قول برامون دشوار و یا غیر ممکن نبوده زیر قولمون زدیم! به خودمون چی؟! تا حالا نشده به خودمون قولی داده باشیم و بعد..... راستی! به خدای بزرگ چی!؟ بعدش..!؟ عمل..!؟ . . " ترک آمال و آرزوهای خیالی " آرزو يعني آنچه که افراد در زندگي يا در دنياي هستي تمنا مي کنند.. هر آرزویی که انسان را از مسیر حق و حقیقت دور بکند، خیالی و باطل و از نظر اسلام مردود است! دامنه آرزوهای حقیقی و مثبت انسان هیچ محدودیتی ندارد و آرزوهای مادی و دنیوی هر چند مباح هم نباید انسان را دلبسته دنیا و پای بست غرور نماید.. چنان که حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمودند: یا من بدنیاه اشتغل - ای کسی که دنیا تو را به خودش مشغول کرده (و از آخرت غافلی)! وغره طول الامل - و آرزوهای طولانی تو را مغرور ساخته! الموت یأتی بغتة - مرگ به ناگهان تو را در میگیرد! والقبر صندوق العمل - در حالیکه قبر صندوق عمل است! . . افوض امری الی الله ان الله بصير بالعباد در پناه خدای مهربان
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کارگاه های بیداری||کارگاه ویژه ماه رمضان | میلاد.م | 93 | 33,213 |
۹/مرداد/۹۳ ۲۰:۳۳ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|
| ·٠•●کارگاه بیداری || اعلام آمادگی کارگاه ویژه ماه رمضان●•٠·˙ | میلاد.م | 38 | 13,972 |
۹/تیر/۹۳ ۱:۲۱ آخرین ارسال: 135 |
|
| کارگاه " معنویت " (بررسی مباحث مطرح شده ) | Agha sayyed | 6 | 3,687 |
۲۸/فروردین/۹۱ ۲۱:۳۸ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|












