|
هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
|
|
۸:۰۸, ۲۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان و همسنگران استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب» می نویسد: معتقد بوده و هستم هیچ کس از نقد مبرّا نیست و هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام. شاید این روزها در تاپیک هایی دیده باشید که برخی از دوستان در پی راههایی سازنده در بهبودی فضای تالار را هستند و لزوما این کار به شرایطی نیاز مند است که ما گاهی از آن عدول می کنیم. هرچند به نظر می رسد قریب به اتفاق دوستان به دنبال رشد و تعالی در دیگران و محتوای مطالب هستند اما بیاییم با هم ببنیم که چه موانعی بر سر راه یک نقد منصفانه است؟. لذا از همه ی دوستان می خواهم تا ابتدا به اهمیت بررسی روشهای درست در انتقاد توجه داشته باشند. در این تاپیک قصداست تا با یک دید باز و عقلانی به مسئله ی نقد،نقادی، روشهای صحیح در انتقاد و مباحثی پیرامون آن بپردازیم. هرچند که در یکی از تاپیکها تاحدودی به این موضوع پرداخته شد اما آنچنان که باید به ارزش این مسئله بعنوان اولین قدم در راه یک گفتمان سازنده نپرداخت. روش صحیح انتقاد و انتقادپذیری پذیرفتن این نکته هم ضروری به نظر می رسد که جای نقد در این بحثی که مطرح می شود نیز باز است و هرکدام از دوستان که انتقادی به همین مبحث دارند هم میتوانند نظرات خود را برای بهتر بررسی شدن این بحث مطرح نمایند. ابتدا تعریف: انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین میبرد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را میبندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید: انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی. فکر می کنم باید در اولین گام به این مسئله بپردازیم که به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بیگانه آسیب پذیری بیشتری داریم. که هر فرد در طول حیات خود ممکن است بارها توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی از این ارزشیابی ها دارای جنبه های تشویقی و برخی دیگر منتقدانه است. انتقاد از دیگران در صورتیکه هوشمندانه انجام شود آثار بسیار مفیدی خواهد داشت، درغیر این صورت ممکن است با واکنش های منفی مختلف مواجه شود. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود. لذا ابتدا به انواع انتقاد می پردازیم. انتقاد سازنده: این روش در بسیاری موارد می تواند جنبه ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود. بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود «بد غذا میخورید» و یا «در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید». برای آنکه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سئوالات می بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تاثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می خواهیم انتقاد کنیم؟ این روش می تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده ای چون «همیشه همین کار را می کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می شود. هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست. انتقاد غیرمستقیم: انتقاد می تواند به صورت غیرمستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید «به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟» این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است. حتماً این مثل را شنیده اید که می گوید «به در می گویند تا دیوار بشنود». این یک مثال متداول در فرهنگ ما برای ابراز همین موضوع است. انتقاد همراه با تعریف و تمجید: در این روش ابتدا می توان به تعریف و تمجید ویژگی های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت.برای مثال «تو پسرخیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته اید. انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود. محکوم کردن: گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است. انتقاد دیرتر از موعد: این گونه انتقادات، زمانی صورت می گیرد که هیچ کمکی به رفع مشکل نمی کند. به عبارت دیگر زمان برای جلوگیری از خطا وجود ندارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که انتقاد در چنین زمانی برای جلوگیری از تکرار اشتباه بوده و اگر تشخیص داده شود که تاثیری در آینده نخواهد داشت، بهتر است هیچگاه ابراز نشود. در ادامه به مسأله برطرف کردن عیبها و راههای چاره و البته ذکر مبانی دینی آن خواهیم پرداخت.
امیدوارم در رشد و تعالی همدیگه کوشا باشیم.
|
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۵, ۲۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۱ ۲:۳۵ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
به نظر میرسه یکی دیگر از دلایل به انحراف رفتن تاپیک ها در بحث ها دو پهلو و به صورت کنایی صحبت کردن باشه. در این صورت نباید منتظر جواب های اصولی و در راستای تاپیک باشیم. مثلا: آره، تو که راست میگی... عاقلان دانند... و ... پس بهتره در ارسالهامون از عباراتی استفاده کنیم که باعث این چنین سوءتفاهماتی نشویم و اینطور تنها باعث انحراف در بحث ها خواهیم شد. |
|||
|
|
۰:۲۷, ۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۱ ۰:۳۱ توسط *مهاجر*.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم"
توی پست های قبلی مباحثی که مطرح شده بود: انواع انتقاد- در انتقاد چه بگوییم، چگونه بگوییم، موانع نقد پذیری (غرور)، و شیوه برخورد با نقاد. در تکمیل سخن دوستان منم نکاتی در همین موارد البته مخاطب سخنم کسانی اند که تند انتقاد می کنند: در میان هر صد بار خطایی که اشخاص مرتکب می شوند، به ندرت می توان افرادی را یافت که برای بیش از یک خطا خود را سرزنش کنند، به عبارت واضح تر کمتر کسانی هستند که از هر صد خطا بیش از یکی را مستوجب سرزنش بدانند. انتقاد در مقابل چنین افرادی مفید نخواهد بود: 1- حالت دفاعی گرفته و توجیه خطا می کنند. 2- غرور آنها لگدمال می شود. 3- به احساس مهم بودن آنها ضربه زده ایم. 4- احساس کینه و عداوت در آنها برانگیخته می شود. نمیدانم هنوز در ارتش آلمان این قاعده به صورت یک دستورالعمل مورد توجه قرار می گیرد یا نه که یک سرباز بلافاصله بعد از اهانتی که به او شده است حق شکایت ندارد. و این باعث شده خشم خویش را فرو خورد. البته نمونه هایش در دین ما الا ما شا الله است همچون حضرت رسول صلی الله علیه و اله [در راه مردی همیشه بر سر ایشان پهن گوسفند می ریختند... روزی خبری از ریختن پهن نشد، پیغمبر حالش را پرسیدند که کجاست که نیامده؟ دریافت که بیمار است، به عیادتش رفت.. از خجالت سر به زیر داشت داشت در ذهن خودش حلاجی میکرد به عیادت من آمده ... خودت که بهتر از من میدانی آخر سر ایمان آورد] قشنگیش به اینه که مثه ارتش آلمان قانون نبود که ملزم به اطاعت باشه. همیشه ما با تندی پیش رفتیم و کف گرگی زدیم تو دهن طرف! اما چه زیبا می شود همانند پیامبر دیگران را به مسلک خود آورد. خطاکار همه را غیر خودش مقصر میداند. همه ما چنین هستیم اگر انتقاد تند ما کسی را برنجاند (در پست های قبل شیوه ی بهترین انتقاد بیان گردید) این رنجش ممکن است تا سالها باقی بماند و تا هنگام مرگ از بین نرود. کافی است شما انتقاد نیشداری بنمایید ولو اینکه مطمئن باشید حق با شماست ممکن است برای مدتها طرف را از خود برنجانید. موقع معاشرت با مردم به یاد داشته باشیم: - سر و کارمان با افرادی نیست که منطق سرشان می شود. - افرادی دارای احساسند. - دارای تعصبات و عقاید بی دلیل. - و محرکشان غرور و خودبینی است البته بدترین حالت ممکن را بیان کردم! ناگفته نماند انتقاد اخگر خطرناکی است؛ اخگری که ممکن است در باروت غرور انفجاری تولید کند آن چنان انفجاری که ممکن است سبب هلاکت هم شود. فی المثل [ژنرال لئوناردوود] مورد انتقاد قرار گرفت و به او اجازه داده نشد با قشون به فرانسه برود. شاید این دستور آن چنان به غرورش برخوردکه در اثر آن نابهنگام مرده است. حال به جای محکوم کردن این افراد که بدترین حالت ممکن را فرض کردیم: - آنها را بشناسیم. - کشف کنیم چرا طرز رفتارشان چنین است و طور دیگر نیست. این کار منشأ همدردی و مهربانی است " نمونه اش را که فراموش نکردی آری پیغمبر را می گویم" همه را شناختن به منزله همه را عفو کردن است. تا حالا به این توجه کردی توی دهان ما دندان سخت است و زبان نرم!! دوام کدام بیشتر است؟ دندان یا زبان ؟؟ دندان با این همه سختی زود شکسته میشه خراب میشه، حتی گاهی خودت می کشی میندازیش دور امازبان چی تا آخر عمر سالمه سالمه.
|
|||
|
|
۲۲:۲۱, ۱۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه کاربران بزرگوار و با بصیرت سخنم اول از همه با خودم و بعد با همه دوستان هستش نه هیچ شخص خاصی چرا انقدر متعصبانه در مورد برخی علایق و برخی شخصیت های بزرگ رفتار می کنیم؟؟؟؟؟؟!!!!!!! ببینید نمیخوایم فلسفی صحبت کنیم یا خیلی پیچیده خود من خیلی علایق مربوط به خودم رو دارم و خیلی از شخصیت ها رو براشون ارزش و احتراااااام قائلم به خاطر اینکه علمشون رو در اختیار بقیه قرار دادن و این خیلی مقدس و ارزشمنده... . . صد البته اجرش رو هم از خدای متعال میگیرن...ان شاءالله . . . اما اگر کسی اومد درباره اون شخص انتقادی کرد،،،،اول درست گـوش میدم به حرفای اون بنده خدا.... و بعد تجزیه و تحلیل می کنم....اگر دیدم درست نیست،،،،منطقی باهاش بحث می کنم تا از اشتباه درش بیارم نه اینکه یه چیزی بگم که بسوزونمش!!! و اگر هم درست بود ،،،،،میپذیرم... فکر کنم تو همین تالار بارها گفتم که طرفدار پر و پا قرص سخنرانی های حکیـــــــــــــم عباسی هستم... اما همین چند وقت پیش یکی از اعضای خانوادم یک انتقادی از ایشون کرد(یک حرفی تو یکی از جلساتشون زده بودن!!! که خب از روی عصبانیت بوده،،،،استاد عباسی هستند دیگه جوش میارن کسی جلودارشون نیست!!!بگذریم!) ایشون گفتن که فلان کارشون اشتباه بوده... یه سرچ کردم...بعد دیدم که واقعا درسته!!! و پذیرفتم پذیــــــــــــــرفتم به همین راحتی . . . چرا نمیخواهیم بپذیریم انسان ها (به غیر از معصومین) هیچکدوم صد در صد کامل نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا احساس می کنیم اگر بپذیریم که بعضی جاها اشتباه شده یا نه میتونست عکس العمل بهتری انجام بشه،،،،،کوچیــــــک میشیم و به غرورمون بر میخوره؟؟؟؟؟ چرا؟ واقعا چرا؟ و چرا وقتی به صحبت های یک شخص انتقاد داریم،،،،کلا شخصیتش رو زیر سوال می بریم؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۱:۲۶, ۱۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۲ ۱۱:۳۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
تجربه نشون داده این نوع بحث به هیچ جا نمیرسه و فقط ۲ گروه مقابل هم می ایستند و ....
انتقادی اگر به اقای راءفی هست با خودشون میتونید در میون بزارید . وبلاگ و یا سایتی دارند گویا اگر به محتوا ایرادی دارید میتونید محتوا رو نقد کنید اگر سودی درش میبینید . در کل چند ساله همین بحث ها داره تکرار میشه . یا حق خصوصا در مورد اینکه رابطه ایشون با دوستانش چی بوده و چی شده و کی مقصره و قاتل بروسلی کیه! |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۱۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۲ ۱۷:۴۰ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
برادر وحید
اصلا بحث اینجاست که این کارها انتقاد نیست تخریب است انتقاد بر اساس سند و مدرک است روبروی شخص تخریب غیبت و تهمت است الاعمال بالنیات خدا از دل افراد خبر داره با حرفها و کردارشون رو سیاهی هم به ذغال خواهد ماند در این مورد دیگر بحث نمی کنم |
|||
|
۱۱:۱۴, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۱۱:۲۰ توسط آلاله.)
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
چه جالب ! دارید درمورد موضوعی دعوا میکنید که دیگه وجود خارجی نداره !!! یه نفر یه جایی یه حرفی زد که نباید زده میشد و بسیار بسیار زشت و دور از شان تالار بوده! مدیر کل بخش هم سریعا خودشونو رسوندند و بهشون تذکر داده شد هرچند خیلی با مماشات بود, ولی بهتر بود بعد از اون تذکرات دیگه بحث ادامه پیدا نمیکرد! دوستان کاش وقتی درمورد موضوعی اطلاع نداریم دربارش اظهار نظر هم نکنیم !!! ![]() اما من فقط اومدم اینجا اینو بگم : نقل قول:افکار طالبانی نداشته باشید خود من آخرشم!!!
|
|||
|
|
۱۲:۳۲, ۱۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
با سلام
وقت شما بخیر در ادامه ی مبحث نقادی و انتقادهای سازنده ابتدا یک مروری می کنیم بر کل پیشنهادهای مطرح شده تا به اینجا در این تاپیک: (۲۴/مهر/۹۱ ۳:۵۷)مجید املشی نوشته است: (۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۰۶)دیدگاه نوین نوشته است: (۲۷/مهر/۹۱ ۵:۱۱)مجید املشی نوشته است: (۲۷/مهر/۹۱ ۱۶:۵۴)شیدا نوشته است: سلام (۲۸/مهر/۹۱ ۱:۳۷)مجید املشی نوشته است: من تمام حرفم در ارسال قبلیم این بود که برای یک نقد سازنده نباید نسبت به مسائل حاشیه ای و فرعی که زیاد به بحث هم مربوط نمیشه سلیقه ای برخورد کنیم. (۲۹/مهر/۹۱ ۱۶:۲۵)دیدگاه نوین نوشته است: (۳۰/مهر/۹۱ ۶:۵۶)مجید املشی نوشته است: (۳۰/مهر/۹۱ ۱۹:۰۶)مجید املشی نوشته است: انتقاد درست آن است که ضمن تاکید بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نیز اشاره کند و با ارایه راهکارهای مناسب برای رفع آن سخن به میان آورد. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود. (۳۰/آذر/۹۱ ۱۵:۰۸)حنین نوشته است: (۷/دی/۹۱ ۱۴:۴۸)مجید املشی نوشته است: سلام به همه ی دوستان عزیز در تالار (۷/دی/۹۱ ۱۷:۲۳)مجید املشی نوشته است: این مورد یکی از خطرات بسیار متداول در مورد یک منتقد است. حتی اگر توجه کرده باشیم معنای نقد کردن در عرف به بیان نکات منفی تغییر معنا داده شده. دلیل این امر به نظر بنده از همین خظر ناشی شده است. (۷/دی/۹۱ ۲۳:۴۶)مجید املشی نوشته است: (۸/دی/۹۱ ۶:۳۱)مجید املشی نوشته است: (۸/دی/۹۱ ۲۲:۱۴)مجید املشی نوشته است: (۹/دی/۹۱ ۶:۱۷)مجید املشی نوشته است: (۹/دی/۹۱ ۱۷:۴۹)مجید املشی نوشته است: (۱۲/دی/۹۱ ۰:۵۲)مجید املشی نوشته است: (۱۳/دی/۹۱ ۰:۴۶)مجید املشی نوشته است: خواهش می کنم پاسخ های با کمی صبر را هم امتحان کنید. (۱۳/دی/۹۱ ۲۱:۴۵)مجید املشی نوشته است: (۱۵/دی/۹۱ ۰:۳۰)مجید املشی نوشته است: (۱۶/دی/۹۱ ۰:۱۰)مجید املشی نوشته است: (۱۸/دی/۹۱ ۱:۲۱)مجید املشی نوشته است: (۱۸/دی/۹۱ ۶:۲۶)مجید املشی نوشته است: (۲۱/دی/۹۱ ۰:۵۱)مجید املشی نوشته است: (۲۴/بهمن/۹۱ ۰:۰۵)مجید املشی نوشته است: (۲/اسفند/۹۱ ۰:۲۷)*مهاجر* نوشته است: (۱۲/آبان/۹۲ ۲۲:۲۱)رضوانه نوشته است: اگر به مبانی نقد های درست آشنا باشیم حقیقتا در ایجاد یک فضای گفتگوی مناسب و مفید بسیار مهم خواهد بود. حال هرکدام از بزرگواران اگر پیشنهادهای جدیدی دارن در مورد "هرآنچه در یک نقد سازنده میتواند مفید باشد" بفرمایند. |
|||
|
|
|
|
|









![[تصویر: sad.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/sad.png)
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)

که خب از روی عصبانیت بوده،،،،استاد عباسی هستند دیگه
جوش میارن کسی جلودارشون نیست!!!بگذریم!)



![[تصویر: giltiti.com-1392-06-03-347699522.jpg]](http://www.giltiti.com/picture/upload/1392/06/03/giltiti.com-1392-06-03-347699522.jpg)
