|
اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه
|
|
۲:۳۷, ۵/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۲ ۲:۵۸ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
(۲/آذر/۹۲ ۸:۵۰)وحید110 نوشته است: درست است كه ائمه در قرآن اسمشان نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آنها ياد كردهاند . خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است : بسم الله الرحمن الرحیم داستان اعطای انگشتری در حال نماز اگر چه در معدودی ازمنابع اهل سنت آمده، اما قاطبة عالمان و فقیهان و مفسران بزرگ اهل سنت معتقدند که سند آن فوقالعاده ضعیف و مخدوش و متن آن نیز مضطرب و نشانههای جعل در آن واضح وآشکار است و معتقدند که چنین داستان و شأن نزولی اساساً ساختگی است. پس شما باید ابتدا سند این داستان را ارائه نموده و مورد وثوق بودن سلسلة راویان آن – از دیدگاه اهل سنت – را با استناد به منابع معتبرِ رجالیِ اهل سنت نشان دهید (نه اینکه نام یک یا چند مفسر اهل سنت را بیاوریدو بگویید که این مفسران، داستان مذکور را در تفسیر خود آوردهاند) و بعد از اثبات صحت سند، تازه نوبت به بررسی متن آن میرسد. در این مرحله بایدبه سؤالات و تشکیکات اهل سنت در مورد متن این داستان و ارتباط آن با آیة ولایت،پاسخ داد. ابهامات فراوانی در متن این داستان و شأن نزول وجود دارد : 1. وقوع چنین حادثهای، بسیار بعید و غریب است. آیا اجابت درخواستِ سائل، آنقدر واجب یا مستحب بوده که سیدنا علی نتوانسته حتی دقیقهای صبرکند تا نمازش تمام شود و بعد از آن انگشترش را به عنوان زکات به او بدهد؟
2. سیدنا علی که در حال نماز، پیکان ازقدم مبارکش کشیدند، متوجّه نشد، چگونه در نماز متوجه سائل شد؟ یعنی صدای سائل ازدرد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر بود؟!
3. حالت رکوع از حالاتی است که ایماء واشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانوها قرار دارند و سر نیز کاملا خم شده وپایین است، از این رو با سر و صورت نمیتوان اشاره کرد؛ صرف نظر از استبعاد اینکه سیدناعلی در نماز متوجّه سائل شده باشد، چگونه درحال رکوع به سائل ایماء و اشاره کرده و او را به سوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد؟! و با توجّه به اینکه نماز به جماعت برگزار میشده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان جمعیّت چگونه متوجّه اشارات سیدنا علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل میدانسته که چه کسی سؤال او را بیجواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت مینگریسته!
4.آیا سیدنا علی نمیتوانست زکات خود راقبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و یا سؤال در مسجد، مزاحم جمعیّت وحضور قلب نماز گزاران شده بود، چه خصوصیّتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خودرا به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحقی را بیابد که با اصرارورزی سؤال نمیکند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟ 5. زکات بر کسی است که لاأقل مالک حدّ نصاب باشد و یک سال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال سیدنا علی میدانندکه وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود. 6. زکات را خود اشخاص و به تشخیص خود نمیپردازند ،بلکه باید آن را به عاملیان زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود. 7. بر طبق این داستان، عمل سیدنا علی (یعنی اعطای انگشتری در حال نماز) مورد مدح قرآن قرار گرفته است و میدانیم که اگر عملی مورد مدح قرآن قرار گیرد، یا واجب است یا مستحب. اما اولاً نه وجوب و نه استحباب آن، در هیچ آیه یا روایتی نیامده است (مگر اینکه همین آیه را دلیل بر وجوب یا استحباب این عمل بگیریم که البته تاکنون هیچ مفسری چنین ادعایی نکرده است) ثانیاً این عمل – بنا به ادعای سازندگان این داستان – فقط از سیدنا علی سرزده است، در حالی که اگر واجب یا مستحب بود، پیش از این واقعه یا بعد از آن، پیامبر و اصحاب بزرگ او حداقل یک بار چنین کاری را میکردند وحال آنکه هرگز چنین عملی از آنها نقل نشده است. ثالثاً هیچ فقیهی (چه شیعه و چهسنی) فتوا به وجوب یا استحباب این عمل نداده است (و لذا هیچ کس چنین عملی را انجام نمیدهد). این تناقض چگونه حل میشود؟ 8. بر طبق این داستان، گویا سیدنا علی با بخشش انگشتری خوددر حال نماز، چنان عمل زیبا و ایثارگرانهای کرده است که ارزش آن حتی از تمام اعمال واجب و مستحبی که تا آن موقع انجام داده (مانند فداکاری ایشان درلیلة الـمبیت و یا شرکت داوطلبانه درجهادهای مهمی چون بدر واحد و حماسهها و دلاوریهایی که از خود نشان داده بود)بیشتر بوده و لذا در همان زمان به پیامبر (و در خطاب به مردم) وحی میشود که ولیّ شما فقط خدا و رسول و آن کس است که چنین عمل عظیمی را انجام داده است. اما آیابخشش یک انگشتر در حال نماز (چه واجب باشد چه مستحب) آنقدر ارزش و اهمیت دارد که وقتی کسی چنین کاری میکند، خداوند با نزول آیهای او را به مقام امامت و ولایت نصب کند؟ ممکن است بگویید که نصب سیدنا علی به امامت وولایت، به خاطر انجام این عمل نبوده بلکه خداوند در این آیه با اشاره به عمل آن حضرت میخواهد آدرس بدهد وبگوید که ولی و سرپرست خدا و رسول و همان کسی است که انگشترش را در حال نماز به سائل داد اما این توجیه مورد قبول نیست؛ زیرا اگر قرار بر آدرس دادن بود، باز هم آدرسهای مهمتر و حساستر و با ارزشتر (و البته شناخته شده تر) مانند واقعة لیلة المبیت و یا حماسههای بزرگی مانند نبرد با عمرو بن عبدود (در جنگ خندق) هم بود. چرا خداوند چنین آدرسهایی نداد که هم با ارزشتر و هم برای امت، شناخته شدهتر باشد؟ 9.در متن آیه برای همة افعال، صیغة مضارع بکار برده شده است. و صیغة مضارع دلالت برتکرار دارد. در حالی که این عمل – به زعم سازندگان داستان – فقط یک بار انجام شده است. آیا همین نشان نمیدهد که آیةمذکور، ربطی به این داستان (حتی اگر واقعی باشد) ندارد؟ 10. اگر خداوند میخواسته با این آیه، امامت و ولایت سیدناعلی را اعلام کند، اولاً چرا صریحاً و با ذکر نام آن حضرت این کار را نکرده تادهان مخالفان و بهانهگیران را ببندد. ثانیاً اگر به هر دلیل یا علتی ذکر صریح نام سیدنا علی به صلاح نبوده، چرا حداقل از بکار بردن ضمایر جمع و صیغه مضارع (که هردو مورد، استنباط امامت سیدنا علی از این آیه را دچار مشکل جدی میکند) احترازنکرده است؟ چه ضرورتی داشت که برای اشاره به فرد خاص، از فعل و ضمیر جمع استفاده کند و برای بیان عملی که فقط یک بار و آن هم در گذشته اتفاق افتاده، صیغة مضارع بکار برد و با این دو کار، استنباط نام سیدنا علی از آیه مذکور را دچار مشکل کندوعدة زیادی از مسلمین ( اهل سنت) را به اشتباه و گمراهی بیندازد؟ 11. واژة «ولی» که در این آیه بکار رفته است، معانی مختلفی دارد که برای رسیدن به معنای مورد نظر خداوند در آیه مذکور، باید به آیات قبل وبعد رجوع کنیم. خداوند در آیات قبل، مؤمنان را از دوستی با یهود و نصاری (به خاطربعضی مصالح دنیوی که ممکن است داشته باشد) نهی کرده و گفته است که اگر با آنها دوستی کنید، شما هم از آنها محسوب میشوید و این باعث محرومیت شما از هدایت الهی میشود. حال در این آیه میخواهد بگوید که دوست و یاور حقیقی شما فقط خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند و نماز میخوانند و زکات میپردازند و این عبادات را در کمال خضوع و فروتنی و خشوع انجام میدهند. بعد از این آیه (درست مانند آیات قبل، که در آن، نتیجة دوستی با کفار را بیان میکند) نتیجة دوستی باخدا و رسول و مؤمنان حقیقی را بیان میکند و میگوید اگر خدا و رسول و مؤمنان رابه دوستی بگیرید و آنان را یاری کنید، پیروزی و نصرت الهی نصیب شما میشود، چرا که حزب خدا همیشه پیروز است. میبینیم که اگر معنای «ولی» را دوست و یاور بگیریم،ارتباط و هماهنگی آیات حفظ میشود. اما اگر به معنای «سرپرست» یا «اولی به تصرف» ویا «امام مفترض الطاعة» بگیریم، نظم منطقی آیات به هم میخورد و در بین آیات گسستگی بوجود میآید.
12.دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفّار و تشویق به دوستی با مؤمنین واردشده و میفرماید خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت،زکات میدهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفّار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولّی امرمسلمین نیست.
13. حتی اگر داستان مذکور حقیقت داشته و آیه در شأن سیدناعلی نازل شده باشد، باز هم میتوان گفت که معنای «ولی» در این آیه «دوست و یاور»است و منظور خداوند از: ﴿ٱلَّذِين َيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوةَ وَيُؤتُونَ ٱلزَّكَوةَ وَهُم رَكِعُونَ﴾ فقط آن حضرت نبوده، بلکه ایشان مصداقی از آن مفهوم کلی است و این آیه میخواهد بگوید که دوستان حقیقی شما چنین انسانهایی هستند (که یک نمونهاش سیدنا علی است). 14. افعال و ضمایر بکار رفته در این آیه همگی جمع هستند واطلاق جمع بر واحد، نوعی مجاز است و مجاز نیاز به قرینه دارد. این قرینه کدام است؟ به عبارت دیگر ما مدعی نیستیم که محال است فعل یا ضمیر جمع برای مفرد بکار رود، اما میگوییم اگر کسی مدعی شود که در فلان آیه، فعل یا ضمیر جمع برای فرد خاصی بکار رفته است، باید قرینه و بیّنهای بیاورد که ادعای او را ثابت کند. حال سؤال ما این است که با کدام قرینه متوجه شدهاید که منظور از ﴿ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوةَ وَيُؤتُونَ ٱلزَّكَوةَ وَهُم رَكِعُونَ﴾ فرد خاصی مثلاً سیدنا علی است؟ 15. فرض میکنیم آیه در شأن سیدنا علی آمده و معنای «ولی»هم، همان است که شیعه میگوید، یعنی «أولی به تصرف». بسیار خوب. اما با همان استدلالی که شیعه میکند، باید بگوییم که بعد از پیامبر فقط یک امام داریم (یعنی علی ابن ابی طالب و بعد از ایشان، دیگر هیچ کس امام مفترض الطاعه و یا اولی به تصرف نیست.و بدین ترتیب اگر چه امامتِ سیدنا علی اثبات میشود اما جایی برای امام فرزندانش(یا هر کس دیگر) نمیماند. آیا شیعه این را میپذیرد؟
16.چرا پیامبر و یا ائمه دیگر هیچگاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداختهاند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع استدر این صورت پیامبر و حضرات حسنین و فرزندانشان که در رکوع نمازشان زکات نپرداختهاند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!
17.شک نیست که جز در مورد سیدنا علی چنین ادّعایی نشده و نه پیامبر و نه حـضرات حسنین چنین کاری کردهاند، از اينرو دراین مورد که مصداق اعطاء و دادن زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت است که آیه شریفه برای معرّفی یک فرد ازالفاظ جمع، خصوصا ضمیر (هم) استفاده کند که اصلا در زبان عربی استعمال آن برای غیرجمع، حتّی به منظور اکرام هم معمول نیست. 18.جمله (یؤتون الزکاة) معطوف است به جمله (یقیمون الصلاة) و ضمیر (هم) در جمله حالیه (و هم راکعون) «رابط» است و مرجع (یا به عبارت دیگر ذوالحال) آن، ضمیر (واو) است در هردو جمله (یؤتون) و (یقیمون) و نمیتوان بیدلیل ضمیر (واو) در جمله (یقیمون) رااز مرجعیت (هم) خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدّعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیاء مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع، نماز اقامه کرده و زکات میپردازند! امّا اقامه نماز در حال رکوع عبارت بیمعنایی است و معلوم نیست که چگونه میتوان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جزئی از نماز است و کلّ درجزء نمیگنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بیخلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثل فعل جمله (یقیمون الصلاة) را برای کسی که فقط یک بار نمازاقامه کند، استعمال نمیکنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمرّا و به دفعات نمازاقامه میکند بکار میبرند. از اینرو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا میدارند؛ همین حکم عینا درباره فعل جمله (یؤتون الزّکاة) نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال میکنند که - در صورت مشمولیّت حکم زکات -همواره زکات میپردازند. از اینرو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدّعیان بدانیم،در این صورت اولیاء مؤمنین باید همچون نماز خواندنشان که امری مکّرر و مستمرّ است،زکاتشان را در حال رکوع بپردازند، در حالی که حتّی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبارانجام نگرفته، از اينرو میپرسیم چرا سیدنا علی این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانکه میبینیم «ایتاء زکات» در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح است، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعا مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادّعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب - لاأقل از باب تأسّی به اولیاء مؤمنین - هیچگاه موقع پرداخت زکات نیّت نماز نمیکنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند؟! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! | علی 110 | 39 | 27,306 |
۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۱ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت | ghoran | 7 | 3,232 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) | ghoran | 4 | 2,624 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| 《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 | آوا | 0 | 1,245 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: آوا |
|
| روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) | aboutorab | 3 | 2,431 |
۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا «حبّ علی علیه السلام» نشانه ایمان است، نه حبّ پیامبر اکرم | راوی110 | 0 | 1,511 |
۱۹/مهر/۹۳ ۱۵:۱۷ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| امیرالمومنین شناسی به تعلیم امام صادق علیه السلام!!!! | علی 110 | 9 | 5,877 |
۱۰/اسفند/۹۲ ۱۳:۴۹ آخرین ارسال: ali-0110 |
|








