|
بررسي گفته هاي راجر در مورد نظريه تكامل چالرز داروين در فيلم مستند ظهور
|
|
۱۸:۳۹, ۱۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
نظريه تكامل آثار مخرّب اخلاقى ـ اجتماعى فراوانى دارد كه ظهور مكاتب مادى، سكولاريسم، نهيليسم، ليبراليسم، از جمله آن است و قدر مشترك در تمام اين مكاتب سقوط انسان به مرتبه حيوانات است و در نتيجه آن تعالى و صعود معراجى هم براى انسان در حد حيوانات نخواهد بود.
چكيده پرسش از منشأ حيات، از مباحث جدى عرصههاى مختلف انديشه است. در مورد منشأ حيات آراء مختلفى مطرح شده است. در اين نوشتار، ضمن بررسى آراء پيرامون منشأ حيات، نظريه تكامل انواع داروين و اتباع وى به چالش كشيده شده و نشان داده مىشود كه اين نظريه به جاى پاسخگويى به پرسش از منشأ حيات، به فرايند تكامل پرداخته است. اين نظريه نه تنها در تبيين منشأ حيات، بلكه در توضيح فرايند پيدايش «انواع» نيز ناكام است و در آن از موضع يك دانشمند تجربى، اظهارنظرى فيلسوفانه مىشود. در ادامه مقاله، ضمن تبيين مهندسى آفرينش، اهمّ آراء موافقان و مخالفان نظريه تكامل انواع در بين انديشمندان اسلامى و نيز نگاه قرآن كريم مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. مقدّمه «إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (جاثيه: 3ـ5)؛ و در آفرينش شما و پراكنده شدن جنبندگان عبرتهاست براى اهل يقين، و آمد و شد شب و روز و رزقى كه خدا از آسمان مىفرستد و زمين مرده را بدان زنده مىكند و نيز در وزش بادها براى عاقلان عبرتهاست. اينكه آدمى از كجا آمده است، به كجا مىرود و هدف از زندگى او چيست، سؤالاتى هستند كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول كرده است: روزها فكر من اين است و همه شب سخنم كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم ماندهام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا يا چه بوده است مراد وى از اين ساختنم از كجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود به كجا مىروم، آخر ننمايى وطنم2 گمان نمىرود سؤالاتى اساسىتر از اين سؤالات براى بشر در طول تاريخ مطرح بوده باشد. انديشمندان نيز همواره در جستوجوى پاسخى براى اينگونه سؤالات بودهاند. از جمله اين موارد، سؤال از نقطه شروع ـ و به اصطلاح ـ از منشأ حيات، تحول و تكامل موجودات است. در روى زمين انواع گوناگونى از جانداران و گياهان مشاهده مىشود. درباره آنها اين سؤال مطرح است كه آيا تمام جانداران و گياهان از روز نخست به همين وضع و شكلى كه دارند آفريده شدهاند يا اينكه آنها در زمانهاى دور موجودات سادهاى بودهاند و به مرور زمان در مسير تحول قرار گرفته و به تدريج به صورت انواع كنونى درآمدهاند؟ نظريه اول را نظريه ثبوت انواع و نظريه دوم را تكامل انواع يا ترانسفورميسم3 مىنامند. تكامل انواع را نيز به دو صورت تكامل تدريجى و تكامل دفعى بيان مىكنند. امروزه تكامل تدريجى از نظر علمى مردود اعلام شده و تنها تكامل دفعى مورد بحث و گفتوگو است. راستى منشأ حيات انسان و جانداران چيست؟ از قديمالايام دانشمندان پاسخهاى متعددى به اين پرسش دادهاند؛ از جمله: 1. تكامل شيميايى حيات در آبگيرهاى اوليه زمين؛ 2. پيدايش مستمر حيات به صورت خلقالساعه در نقاط خاصى از سطح زمين؛ 3. تكامل شيميايى حيات در فضا و انتقال اتفاقى آن بر عرصه زمين؛ 4. فرستاده شدن حيات با شهابسنگها از كرات دور ديگر به زمين؛4 5. خلقت حيات با اراده و قدرت لايزال الهى. به لحاظ بازگشت برخى از اين نظريهها به نظريههاى ديگر، و با چشمپوشى از برخى از جزئيات، در مجموع دو نظريه عمده در اين زمينه قابل بررسى است كه اعتقاد به هريك از آنها تأثير بسيار زيادى در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد: الف. نظريه خلقت: بر اساس اين نظريه، جهان هستى خالقى به نام «خدا» دارد كه با علم و اراده و قدرت بىنهايت خود ماسوا را خلق كرده است. با توجه به آيات قرآن كريم (براى نمونه، آيات 12ـ14 سوره مباركه «مؤمنون») هم اساس خلقت حيات و هم خلقت تدريجى انسان به خداى متعال نسبت داده شده است. ب. نظريه تكاملى خلقت: اين نظريه مىكوشد وجود نظامهاى بسيار پيچيده را با تكيه بر فرايندهاى مادى موسوم به فرايندهاى طبيعى توضيح دهد. در اين نظريه، سخن از انتخاب طبيعى و جهشهاى اتفاقى است و جهان، نظام بستهاى فرض مىشود كه همه عوامل ارتقا و تكامل را در درون خود دارد و هيچگونه وابستگى به بيرون از خود ندارد. در اين نوشته، ابتدا نظريه تكاملى خلقت بررسى و تحليل مىشود و سپس نظريه خلقت با تأكيد بر مهندسى آفرينش تبيين مىگردد. در پايان نيز، ضمن بيان آراء موافقان و مخالفان مسلمان نظريه تكامل، عمده مستندات قرآنى آنها بيان مىشود. نظريههاى منشأ حيات 1. نظريه خلقت قديمىترين نوشتهاى كه به بحث درباره آفرينش جانداران مىپردازد، عهد عتيق كتاب مقدس يهوديان است؛ كتابى كه مورد قبول مسيحيان نيز مىباشد. بر اساس اين نوشته، خداوند جهان و جانداران ساكن آن را در شش روز آفريد و آدمى آخرين آفريده اوست: «خداوند پس آدم را از خاك زمين بسرشت و در بينى وى روح حيات دميد و آدم نفس زنده شد.»5 در قرآن كريم نيز آيات فراوانى مبنى بر اينكه خداوند متعال هستى و حيات را آفريد است وجود دارد.6 2. نظريه پيدايش خلقالساعه حيات اينكه حيات مىتواند از ماده فاقد حيات پديد آيد بخش مركزى فلسفه يونان بود. فلاسفه يونان معتقد بودند كه ارگانيسمها يا موجودات زنده از لجن و تحت تأثير پرتو خورشيد تكامل يافتهاند. ارسطو، اين نظريه را تعليم داد و تحت تعليمات او نظريه خلقالساعه حيات اهميت پيدا كرد، به گونهاى كه در عهد باستان، قرون وسطا و تا قرن هفدهم ميلادى اين نظريه حاكميت خود را حفظ كرد. «ارگانيسمهاى پيچيده نظير كرمها و قورباغهها از موادى مانند گوشت فاسد و لجنها پديد مىآيند.»7 3. نظريه پيدايش حيات از حيات در اواخر قرن هفدهم، محققان نظريه «پيدايش خلقالساعه حيات» را مورد سؤال قرار دادند. به ويژه سِررابرت بويل8 در سال1661 و لوين هوك9 در 1680 نظريات خود را در مخالفت با اين نظريه مطرح نمودند. اما اولين مخالفت اساسى از طرففرانسيسكو ردى10 محقق مشهور ايتاليايى، ابراز گرديد. ردى مشاهده كرد كه اگر گوشت براى چند روز در معرض هوا قرارگيرد، مولد كرمها و حشرات مىشود؛ اما اگر گوشت را در ظرفى محصور قرار دهيم هيچگونه كرمى يا حشرهاى توليد نمىگردد. او از مشاهدات خود نتيجه گرفت كرمها يا حشرات از گوشت در حال فساد توليد نمىشوند، بلكه از تخمهايى به وجود مىآيند كه توسط حشرات بر گوشت قرار داده شده است. از اينرو، او اعلام داشت: «حيات فقط از حيات پيدايش و ظهور مىيابد.»11 نتايج تحقيقات ردى به مجادلات در خصوص منشأ حيات پايان نداد، اگرچه در قرن هجدهم محققان ديگرى با استفاده از روش ردى، حملات سنگينى را متوجه اين نظريه نمودند؛ ليكن در اواخر قرن هجدهم اين نظريه در قالب و شكل متفاوتى مطرح گرديد. گروهى اين نظريه را مطرح كردند كه «اشكال بسيار سادهاى از حيات به طريق خلقالساعه از مواد فاقد حيات تشكيل گرديده و سپس اين اشكال ساده به تدريج به انواع پيچيدهتر توسعه يافتهاند.» از پيشگامان اين باور و اعتقاد، اريسموس داروين12 پدر بزرگ چارلز داروين بود. جوزف پيرستلى13 كه از مخالفان اين نظريه بود، آن را به عنوان يك عقيده مادىمحكوم مىكرد. اين مجادلات در طول سالهاى قرن نوزدهم ادامه يافت. در قرن 19 از چهرههاى شاخص كه وارد اين مقوله شد پاستور بود. در سال 1862 كه پاستور با انتشار نتايج تحقيقات تجربى خود آكادمى علوم پاريس را متقاعد نمود «ميكروارگانيسمها از مواد فاقد حيات به طريق خلقالساعه پديد نمىآيند»، چارلز داروين در انگلستان كتاب بنياد انواع خود را منتشر كرد. داروينيسم شديدا بر اين عقيده متكى بود كه «پيدايش حيات به طور خلقالساعه از مواد فاقد حيات صورت پذيرفته است.»14 4. نظريه نيروى حياتى15 ماهيت ارگانيسمهاى داراى حيات را نمىتوان فقط برحسب قوانين شيمى و فيزيك شناخت. برزيليوس، مشهورترين شيميدان متقدم، از پيروان اين نظريه بود. او عقيده داشت كه تمام مواد آلى تحت نفوذ يك نيروى حياتى توليد مىشوند و از اينرو، ساخت آنها به طريق مصنوعى در آزمايشگاه غيرممكن است. اين گروه معتقد بودند كه مواد شيميايى موجود در ارگانيسمهاى زنده اساسا با مواد معدنى متفاوت است. در درون يك موجود زنده نيروى ناشناخته به نام «نيروى حياتى» وجود دارد. زمانى اين عقيده آنقدر حاكميت داشت كه محققان، مواد شيميايى را به دو دسته «آلى» و «معدنى» تقسيم مىكردند. مواد آلى موادى هستند كه در چرخه حيات يافت مىشوند.16 5. نظريه بنياد انواع چارلز داروين در طول نيمه دوم قرن 19 داروينيزم، مركزيت مجادلات بين طرفداران نظريه خلقالساعه و نظريه نيروى حياتى را در اختيار گرفت. داروينيستها چنين بحث مىكردند كه تكامل انواع به واسطه انتخاب طبيعى غيرهدايتشده، پس از آنكه اولين شكل حيات به طور اتفاقى بر عرصه زمين تشكيل شد، تحقق يافته است. اين بازگشت داروينيزم به نظريه خلقالساعه بود كه محققان عليه آن برخاسته بودند. داروين مىدانست كه يك توضيح رضايتبخش براى نظريه او از اهميت زيادى برخوردار است. مخالفان داروين نيز تن به مصالحه دادند: اگر خداوند اولين سلول زنده را به گونهاى خلق كرده كه حاوى دستورهاى لازم براى تكامل بوده باشد، در اين صورت، لازم نيست مؤمن از ايمان خود دست بردارد. خصوصا اينكه او يك پاراگراف را به نظريه خود صرفا به دليل كم كردن مخالفتها به شرح زير افزود: «معدودى از فرمهاى اوليه با يك فرم اوليه حيات خلق شده است.»17 نقد نظريه بنياد انواع پروفسور براون آلمانى در نقد نظريه داروين بيان مىدارد: نظريه شما چيزى را تغيير نمىدهد، مگر اينكه منشأ حيات را توضيح دهيد. داروين بيان داشت: «پيدايش حيات ممكن است با عبور جريان الكتريسيته از ماده صورت پذيرفته باشد.» البته اين پاسخ چيز تازهاى دربر نداشت. پيش از داروين، اندروكروز در سال 1837م ادعا كرده بود كه با گذراندن جريان الكتريسيته از مخلوط سيليكات و هيدروكلريك اسيد، يك هشتپاى عظيمالجثه خلق مىكند. بنابراين: ـ داروين هيچ اطلاعى از ساختار درون سلول نداشت. ـ داروين نيروى حياتى را چيزى جز جريان الكتريسيته نمىدانست. ـ داروين معتقد به پيدايش خلقالساعه حيات بر عرصه زمين بدون دخالت هرگونه نيروى غيرمادى بود. اگرچه گروهى اصرار دارند كه پيدايش حيات، به صورت خلقالساعه و در مرحلهاى از حيات زمين صورت پذيرفته است. البته اين نظريه با مسائل و مشكلات حلنشدنى مواجه است؛ از جمله: 1. ماهيت اتمسفر اوليه زمين چه بود؟ اتمسفرى شبيه به اتمسفر زمين در حال حاضر، اكسيدكننده است و امكان پيدايش حيات تحت چنين اتمسفرى وجود ندارد. 2. ظهور مولكولهاى بيولوژيكى كه داراى ساختمان بسيار سازمانيافته و منحصر به فرد هستند، چگونه امكانپذير گشته و ميزان اين مولكولها و خلوص آنها چگونه براى پيدايش حيات به حد كافى رسيده است. 3. وجود آنزيمها براى حيات ضرورى است و حيات بدون آنها ممكن نيست. پس پيدايش حيات چگونه بدون آنزيمها ممكن گرديده است؟ اين همان سؤال سنتى مرغ و تخم مرغ است كه معتقدان به نظريه مادى پيدايش حيات پاسخى براى آن ندارند. 4. چگونه اولين سلول، پيدايش و ظهور يافته است؟ چگونه اولين سلول آموخت كه تقسيم شود و تكثير يابد؟ چگونه سازوكار بسيار پيچيده توليدمثل ظهور يافت؟ 5. چگونه ارگانيسمهاى ساده به ارگانيسمهاى پيچيده تكامل يافتهاند؟ تحليل الگوى تكاملى 1. در يك الگوى تكاملى، تلاش بر آن است كه وجود نظامهاى بسيار پيچيده با تكيه بر فرايندهاى مادى موسوم به فرايندهاى طبيعى توضيح داده شود. 2. در الگوهاى تكاملى اثرى از طراحى مهندسى نيست، بلكه از انتخاب طبيعى و جهشهاى اتفاقى سخن به ميان مىآيد. 3. در الگوهاى تكاملى هيچ اثرى از طراحى فوق طبيعى نيست. در اينگونه الگوها، جهان نظام بستهاى فرض مىشود كه همه عوامل ارتقا و تكامل را در درون خود دارد و هيچگونه وابستگى به بيرون از نظام در اين الگوها منظور نشده است. عناوينى نظير جهانشناسى تكاملى، جهانشناسى مادى يا جهانشناسى علمى همه به يك معنا هستند. اين عناوين به گونهاى از جهانشناسى اطلاق مىشود كه در آن، جهان متشكل از پديدههاى مادى كاملاً مستقل و خودكفاست و در يك جريان تكامل تدريجى سير مىكند. 4. سه عامل قوانين طبيعى، ماده و زمان عناصر اصلى يك جهانبينى تكاملى را تشكيل مىدهند. ميل به تكامل، خاصيتى ذاتى براى ماده فرض مىشود. اين خاصيت، در فواصل زمانى بسيار طولانى سبب شده است كه ماده از سادهترين صورت (گاز هيدروژن) به پيچيدهترين ساختار (مغز انسان) تكامل يابد. 5. با اندكى توجه مىتوان دريافت كه سه پيشفرض براى الگوهاى تكاملى از اهميت بسيار زيادى برخوردار است. با حذف اين سه پيشفرض، الگوهاى تكاملى دچار فروپاشى مىشوند: الف. تمايل ماده به ارتقا و تكامل است. اين پيشفرض غالبا به صورت يك اصل اجتنابناپذير عنوان مىشود. ب. زمانهاى بسيار طولانى. الگوى تكاملى، شديدا وابسته به اين پيشفرض است. ج. جهان تحت تأثير همين روابطى كه بين پديدهها جارى است و آنها را تحت نام قوانين علمى مىشناسيم، تكامل يافته است. نقد نظريه تكامل انواع 1. دريافتهاى عاميانه و علمى به ما نشان مىدهد كه ساختارهاى مادى تمايل به تنزل به مراتب پايينتر از خود نشان مىدهند. براى مثال، يك اتومبيل به تدريج مستهلك مىگردد و سرانجام تمام سازمان و نظم و هماهنگى آن دچار فروپاشى مىشود. زمان برخلاف تصور رايج، دوست تكامل نيست، بلكه دشمن آن است. ما چقدر تلاش مىكنيم كه بناها و آثار تاريخى را حفظ كنيم؟ هر ساله هزينه هنگفتى در موزهها و ابنيه تاريخى صرف نگهدارى از اشيا مىشوند. در حقيقت، ما براى حفظ يك اثر تاريخى و يا يك تابلوى نقاشى به جنگ زمان مىرويم. هرچه بر فواصل زمان بيفزاييم، فروپاشى افزونتر خواهد شد. اين موضوع در خصوص ساختارهاى حياتى از شدت بيشترى برخوردار است. 2. دريافتهاى واقعى به ما آموخته است براى اينكه مواد اوليه را به اجزاى يك ساختار مهندسى تبديل نماييم بايد حجم متناسبى از اطلاعات تخصصى را بر ماده اوليه وارد كنيم. خواص فيزيكى، شيميايى و مكانيكى مواد اوليه، روابط طبيعى و زمان نقشى در تبديل مواد اوليه به يك ساختار مهندسى ندارد. براى تبديل يك سنگ آهن به يك دستگاه انتقال قدرت، بايد كار مهندسى صورت پذيرد. هيچكدام از خواص آهن نظير سختى، استحكام مكانيكى، قابليت تغيير شكلپذيرى، جرم مخصوص قابليت هدايت الكتريكى، خواص الكترو مغناطيسى، و... و هيچيك از قوانين نظير اصل بقاى انرژى، اصل افزايش انتروپى و... نمىتواند جايگزين كار مهندسى شود. 3 پى نوشت ها 2ـ مولوى. 3. Transformism. 4ـ ابوالفضل درويزه، آفرينش حيات، ج 1 بررسى علمى تئورىهاى منشأ حيات، ص 48. 5ـ سفر پيدايش، 2:7. 6ـ بقره: 29 / حجر: 26 / فاطر: 1. 7ـ ابوالفضل درويزه، آفرينش حيات، ج 1 بررسى علمى تئورىهاى منشأ حيات، ص 6. 8. SirRobert Boyle. 9. Leewen hook. 10. Francesco Redi. 11ـ همان، ص 7. 12. Erasmus Darwin. 13. Josep Priestly. 14ـ همان، ص 8. 15. Vitalism. 16ـ همان، ص 9. 17ـ همان، ص 10. 18ـ كلمه «تلمود» به معناى آموزش از فعل ثلاثى عبرى «لمد» يعنى ياد داد مىآيد. و با واژه رباعى «تلميذ» و مشتقات آن در زبان عربى ارتباط دارد. تلمود به كتابى بسيار بزرگ اطلاق مىشود كه احاديث و احكام يهود را در بردارد و در واقع، تفسير و تأويل تورات است و احيانا آن را تورات شفاهى مىنامند. (ر.ك: حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، ص 104.) 19ـ ويل دورانت، تاريخ تمدن عصر ايمان، ج 4، بخش اول، ص 451. 20ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 61، ص 60. 21ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه سيد محمّدباقر موسوى همدانى، ج 4، ص 229. 22ـ يداللّه سحابى، قرآن و تكامل، ص 55. 23ـ همان. 24ـ همان، ص 62ـ64. 25ـ يداللّه سحابى، خلقت انسان، ص 107. 26ـ همان، ص 111. 27ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، ص 249. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| يك سوال مهم در مورد مستند ظهور | علي | 129 | 85,430 |
۲۳/دی/۹۶ ۱۲:۵۶ آخرین ارسال: karim22 |
|
| دانلود سریال مستند ظهور (The Arrivals) با زیرنویس فارسی | بیداری اندیشه | 170 | 338,275 |
۱۱/مهر/۹۶ ۲۲:۰۹ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| یکی دیگر از کارهای شک بر انگیز در فیلم مستند ظهور این است که | GustavoWoltman | 2 | 15,091 |
۱/شهریور/۹۶ ۲۲:۵۹ آخرین ارسال: eragon2 |
|
| جنبش اطلاعرسانی مستند ظهور (The Arrivals) | karimi_cae | 7 | 10,873 |
۱۹/خرداد/۹۵ ۱۴:۵۳ آخرین ارسال: قبیله منتظر |
|
| آیا مستند ظهور طرف دیگری از کنترل ذهن نیست؟؟ | parsa | 118 | 84,273 |
۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۵:۲۳ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| آهنگ متن سریال مستند ظهور (Arrivals) | behruzhsd | 47 | 66,658 |
۱۲/مهر/۹۴ ۱۵:۴۴ آخرین ارسال: ALI-BM |
|
| چرا آیا مستند ظهور را تماشا کرده اید؟ | آیات | 12 | 8,844 |
۴/تیر/۹۴ ۱:۰۱ آخرین ارسال: Greena |
|







