سلامحدود 40-50% از دوستان دوران دبیرستان و دانشگاه من خارج از کشور رفتند برای تحصیلمن به ترتیب انگیزه خیلی هاشون رو می گم
- یکی شون که مادر امریکایی داشت که مسلمون شده بود و با پدرش اومده بود مشهد ، لیکن خودش روحیه اش اون سمت بود و رفته برای تخصیل و اقامت اون ور.
- یک سری شون به دلیل خواست خانواده هاشون که تحصیل کرده اون سمت بودند رفتند برای تحصیل اون سمت
- یک سری شون پدر و مادرهاشون تحصیل نکردند ، اما برای کلاس جلوی فامیل روی ذهن بچه هاشون کار کردند تا برند اون سمت و مایه افتخارشون بشند و معمولا هم نمی گذارند برگردند
من توی دوستای دبیرستان این افراد رو زیاد داشتم ، چون دبیرستان محل تحصیل ما اکثرشون از بچه های پایین شهر بودند که روشون سرمایه گذاری کرده بودند و به ما تقریبا هر روز غذای گرم رایگان و .... می دادند و ... ،ولی متاسفانه خیلی ها رفتند و بر نمی گردندحتی یکیشون که نفر اول ارشد نانوتکنولوژی شده بود و رفته بود بلژیک برای دکترا ، می گفتند دفعه اول که رفته اونجا ناراحت بوده و می کفته کاش بشه برگردم ، اما دفعه بعد یک GF پیدا کرده و بی خیال برگشت شده.امثال ایشون زیاد هستند که جذب آزادی اون سمت میشند و ...
- یک سری هم مثل بعضی دوستام اصلا به دلیل بی بندوباری می رند اون سمت
- بعضی ها هم مثل پسرعمه خودم به زور پدرشون برای تحصیل فرستاده می شند و راه بازگشت ازشون صلب میشه
- البته هستند کسانی که هدفشون خیره و خیر هم می مونند.
یک نکته ای هم که باید ذکر کنم :
توی اساتید ما هم تحصیل کرده خارج بودند هم داخل ، انصافا اساتید تحصیل کرده خارج بر خلاف اسمش خیلی آدم های با سوادی نبودند ، علتش هم به نظر من تعصبشون به خارج از کشور بود ، اما اساتیدی داشتیم که همین دانشگاه تهران درس خونده بودند ،اما برای شرکت های ژاپنی مدار طراحی می کردند.
همین طور به قول یکی از دوستان ، خیلی از کسایی که ایران درس می خونند درس فنی می خونند تا برن اون سمت کار پیدا کنند ، و الا علوم اصلی در غرب علوم پایه هستند مثل فیزیک و شیمی که علوم فنی از اون ها منتج می شند.