|
بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار(جالب)
|
|
۲۰:۱۶, ۱۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۰ ۰:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
این مطلب در مباحثه ای در تاپیک بحثی ارام پیرامون خلافت قرار داده شد . با توجه به اینکه مطلب جالبیست تاپیک مجزایی برای ان ایجاد کردم .
حیف است از دست بدهید خوب نکته بعدی مورد اشاره استناد به یار غار بودن ابوبکر است . در این نوشتار برسی میکنیم که ایا کسی با پیامبر بوده یا نه؟! و ایه مورد استناد چه چیزی را میرساند و ایا همراهی پیامبر دلییلی بر خلافت بعد از ایشان و است؟! دوستان این نوشتار را مطالعه بفرمایید ================================================================== بسم الله الرحمن الرحيم بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار بررسي سند روايت
حزن هميشگي ابوبكر و عدم اعتنا به دستور رسول خدا مواردي از حزن ابوبكر آيا حزن ابوبكر، براي رسول خدا بود؟ نقد و بررسي وجوب بازگشت ضمير به اقرب المذكورات سكينه، تنها بر رسول خدا نازل شده است الف: تصريح علماي اهل سنت بر نزول سكينه بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ب: وحدت سياق ج: عطف جمله «وايده بجنوده» بر نزول سكينه د: عطف جمله «وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا» بر جمله «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْه» پيامبر، ابوبكر را به خاطر لو ندادن اخبار هجرت، با خود برد مقايسه فضيلت ابوبكر با فضيلت اميرمؤمنان عليه السلام ابوبكر در خدمت پيامبر حاضر و علي عليه السلام غائب بود سختي عمل ابوبكر بيشتر از سختي عمل اميرمؤمنان عليه السلام خشم كفار بر ابوبكر بيشتر از خشم آنها بر علي عليه السلام بود نزول أيه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه» در باره اميرمومنان عليه السلام http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...han&id=139 این لینک هم خواندنی است نتيجه: اولاً: آيه غار در باره ابوبكر نازل نشده است و او به همراه رسول خدا صلي الله عليه وآله در غار نبوده است؛ ثانثاً: آمدن او با اجازه رسول خدا صلي الله عليه وآله نبوده است؛ ثالثاًٌ: بر فرض قبول اين مطلب كه آن شخص همراه رسول خدا ، ابوبكر بوده، اين آيه، جز اين كه ثابت مىكند ابوبكر در اين سفر دائم الحزن بوده و با بىتابي، اندوه ، گريه و نالههاى پي در پي ، بر زحمت پيامبر مىافزود، فضيلتي را براى او به ارمغان نمىآورد. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۱, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۱۳:۵۲)ابوبکر نوشته است: چشمانشان را باز کنند و جواب را بخوانند!!!! شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! و ظلم در حق فاطمه ی زهرا ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که: هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود : ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ... اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت: فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾ «من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است. دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود: وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾ «از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است. سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش: قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾ «ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم» پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است. چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت: قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾ «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند» پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است. پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾ «وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است. ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾ «ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد. هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)، پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است. ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ... مناقب ابن شاذان ، صفحه 173 |
|||
|
|
۱۴:۱۱, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
خلافت ابوبکر از دیدگاه امیرالمومنین عليه السلام مولا علي عليه السلام در خطبه معروف شقشقيه مي فرمايند : به خدا قسم! پسر ابوقحافه ( ابوبکر ) پيراهن خلافت را در حالي به تن کرد که مي دانست محور اين سنگ آسيا من هستم... تا که اولي درگذشت و جامهي خلافت را پس از خويش بر اندام فلاني (عمر) آويخت!... شگفتا! با آنکه ابوبکر در زندگيش بارها ميخواست جامهي خلافت از تن درآورد، چگونه آن را پس از مرگش بر اندام ديگري افکند! اين دو زورمندانه خلافت را چون دو پستان شتر ميان خويش بخش کردند! همچنين اميرالمومنين عليه السلام در بخش پايانى خطبه ى دوّم نهج البلاغه ، راجع به ابوبکر ، عمر و عثمان مى فرمايند: " زرعوا الفجور، وسقوه بالغرور، وحصدوا الثبور " " تخم گناه كاشتند، و با آب تكبّر و غرور آبيارى اش كردند، و عذاب و هلاكت درو كردند. " منبع:وبلاگ اولین مدافع و شهیده ولایت و امامت |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۱۴:۰۵)وحید110 نوشته است: بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار(جالب) همش شبهه هست . با توکل به االله متعال جواب خواهم داد. |
|||
|
۱۵:۵۳, ۳/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۲ ۱۷:۴۱ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم چكيده
فرق مختلف اسلامى براى اثبات حقانيت باورهاى خود، به قرآن كريم به عنوان اصلىترين منبع معرفتى دين استناد كردهاند. در اين زمينه، مىتوان به نويسندگانى از اهلسنت اشاره كرد كه براى اثبات برترى ابوبكر و خلافت وى، آيه 40 سوره «توبه» (آيه غار) را مورد استناد خويش قرار دادهاند. بيشترين تكيه آنان در راه دستيابى به اين هدف، استناد به فراز «ثانىاثنين» (به اين بيان كه ابوبكر در اين سفر نسبت به رسول خدا صلىاللهعليهوآله نفر دوم شمرده شده است) و نيز عبارت «اذ يقول لصاحبه لاتحزن ان اللّه معنا» است. اين مقاله با ارائه تفسير صحيح از آيه شريفه و نقد ادلّه آنها، ثابت مىكند آيه شريفه هيچ فضيلتى را براى ابوبكر بيان نكرده است. [align=CENTER] كليدواژهها: هجرت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، آيه غار، خلافت ابوبكر.[align=CENTER] مقدّمه مسئله خلافت و امامت پس از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله از جمله موضوعات بسيار مهمى است كه در طول تاريخ اسلام مورد بحث و كاوش ميان مسلمانان بوده است. مفسّران و متكلّمان اهلسنت با آنكه در خلافت نصب الهى را شرط نمىدانند، اما براى اثبات خلافت ابوبكر به آياتى از قرآن، از جمله آيه 40 «توبه»، استدلال كردهاند. اين آيه شريفه كه به «آيه غار» مشهور است مىفرمايد: «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا»؛(اگر او را يارى نكنيد خداوند او را يارى فرمود در آن هنگام كه كافران او را از مكه بيرون راندند، در حالى كه او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه كه در غار بودند و او به همراه خود مىگفت غم مخور كه خدا با ماست، پس خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با لشكريانى كه آنها را نمىديديد تأييد نمود.) اهل سنت جريان همراهى ابوبكر با پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهدر هجرت از مكه به مدينه را اساسىترين دليل بر حقانيت خلافت وى مىدانند و همواره بدان استناد مىجويند. اين استناد در سقيفه كليد خورد و در سير تاريخ همچنان ادامه يافت. عمر در سقيفه خطاب به حاضران گفت: «چه كسى جز ابوبكر داراى اين امتيازات است؟ او نفر دوم در غار و همراه پيامبر صلىاللهعليهوآله بود.» * ـ ر.ك: عبدالملكبن هشام، السيرهالنبويه، ج 3، ص 661. ادامه دارد معرفت سال بيستم- شماره 164-مرداد1390، 19-29 جعفر انوارى |
|||
|
|
۲۳:۳۶, ۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
دوستان یک نکته بهش برخودم و برام خیلی علامت سوال بزرگی ایجاد کرد این بود که : این بحث غار رو مدتی پیش که برسی میکردم برام جالب بود که این موضوع رو خود جناب خلیفه اول خودش هیچ وقت استناد نکرد و هیچ گاه نگفت من با رسول اکرم تو غار بودم . خوب این شخص که هیچ ادعایی نداره ، چرا به ایشون این قول رو نسبت میدن؟ کسی که حرفی نزده چرا به او این کلام رو نسبت میدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این رو دقت کنین که ""البینه عن المدعی و الیمین علی من انکر"" همین
|
|||
|
|
۱۰:۴۰, ۴/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم وى در روز بيعت عمومى، دگربار گفت: «ابوبكر همراه پيامبر و نفر دوم از دو تن بود. او براى ولايت و حاكميت بر شما اولويت دارد، پس برخيزيد و با او بيعت كنيد.»* عبدالملكبن هشام، السيرهالنبويه، ج 3، ص 661. «عالمان اهلسنت همچنان اين همراهى را بزرگترين امتياز ابوبكر مىدانند. فخر رازى در اين زمينه، بيشترين تلاش را داشته و قرطبى، آلوسى، رشيدرضا و... كار وى را ادامه دادهاند. در كتابهاى تفسيرى و تاريخى شيعه در تفسير اين آيه نكات قابل توجهى آمده و استدلال مفسّران اهلسنت نقد گرديده است.* (ـ ر.ك: سيد محمدحسين طباطبائى، الميزان، ج 9، ص 279ـ283؛ محمدبن محمد نعمان مفيد، تفسير القرآنالمجيد، ص 245ـ258؛ عبدالحسين طيب، اطيب البيان، ج 6، ص 223؛ محمدحسين فضلاللّه، من وحى القرآن، ج 11، ص 117.) در پارهاى از كتابهاى سيرهنگارى همچون الصحيح من سيرهالنبى الاعظم صلىاللهعليهوآله به اين بحث پرداخته شده است. اما با جستوجويى كه صورت گرفت، پژوهشى فراگير در اين زمينه يافت نشد و از آنرو كه استدلال به اين آيه كريمه از سويى جزء مهمترين مستندات اثبات فضيلت ابوبكر است و آنان عنوان يار غار را براى او يك ويژگى مهم مىدانند و از همين راه درصدد هموار ساختن زمينه اثبات خلافت او برمىآيند و از سوى ديگر چون براى تحكيم مبانى شيعه در امر امامت، نقد استدلالهاى اهلسنت امرى است بايسته، انجام پژوهش بيشتر در اينباره ضرورى مىنمايد. در بحث از اين آيه، گرچه برخى بر اين باورند كه يار غار پيامبر صلىاللهعليهوآله عبداللّهبن اريقطبن بكر بوده است،*( ـ نجاح عطا الطائى، صاحبالغار ابوبكر ام رجل آخر؟، ص 15ـ181.) اما نقلهاى قطعى تاريخى از همراهى ابوبكر با آن حضرت حكايت دارد و عالمان شيعى هم در مقام تفسير آيه شريفه، با پذيرش اين امر به بررسى آن پرداختهاند و اين نوشتار نيز براساس اين نگرش، نگارش يافته است و در آن به بررسى اين آيه از ديدگاه شيعه و اهلسنت پرداخته شده است. محور اصلى اين بحث پاسخ به استدلال عالمان اهلسنت به اين آيه براى اثبات خلافت ابوبكر مىباشد، پاسخ آنان در مورد اثبات فضيلت براى او مباحث فرعى اين نوشتار به شمار مىآيد. ادامه دارد ...
|
|||
|
|
۱۰:۱۰, ۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نگاه كلى به آيه شريفه اين آيه در رديف آيات مربوط به غزوه تبوك قرار دارد و بر موضوع جهاد و تشويق مسلمانان به شركت در آن تأكيد مىكند. دو آيه پيش از آن، مسلمانان را به شدت نكوهش مىكند كه چرا به دعوت رسول خدا صلىاللهعليهوآله براى جهاد در راه خدا پاسخ ندادند. شأن نزول اين آيه نيز حكايت از نزول آن در غزوه تبوك دارد.* آيه شريفه به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر مسلمانان پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله را يارى نكنند، خداوند خود يار پيامبرش خواهد بود، چنانكه در جريان غار او را يارى كرد. در اين ماجرا، طبق آنچه در شأن نزول آيه در روايات آمده است، خداوند متعال در آن هنگام كه دشمنان بر قتل پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله عزم خود را جزم كرده بودند رسولش را يارى فرمود. آن حضرت به دليل تهديدات دشمن، هجرت از مكه را به عنوان تنها راه چاره برگزيد. ابوبكر آن حضرت را در اين سفر همراهى مىكرد. حضرت در غار خطاب به وى فرمود: هرگز از اين ماجرا محزون مباش؛ چراكه خداوند متعال ياور ما خواهد بود. خداوند رسولش را با نزول سكينه الهى و لشكريان ناپيدا يارى فرمود. در نتيجه، ايده كافران در كشتن و چيره شدن بر آن حضرت باطل و بىاثر گرديد و وعده الهى در يارى آن حضرت و كمك دين جامه عمل پوشيد.** برخى از مفسّران اهلسنت موضوع كلى اين آيه شريفه را مدح ابوبكر دانسته و معتقدند: «قرآن كاملترين كتاب آسمانى است؛ هميشه ايمان و عمل صالح را مىستايد و كفر و شرك را نكوهش مىكند و در آن ستايش شخص خاصى جز ستايش پيامبر از ابوبكر ديده نمىشود، پس اين آيه شريفه بر فضيلت وى نسبت به تمام افراد امت دلالت دارد.»*** *علىبن احمد واحدى نيشابورى، اسبابالنزول، ص 139. **سيد محمدحسين طباطبائى، همان، ج 9، ص 279. *** محمد رشيدرضا، المنار، ج 10، ص 450.
|
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۶/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ارزيابى: استفاده فضيلت ابوبكر از آيه شريفه درست نيست؛ زيرا اولاً، چنانكه در ادامه و در نقد استناد به فرازهاى آيه روشن خواهد شد، آيه شريفه ابوبكر را نمىستايد. ثانيا، ادعاى انحصار مدح قرآنى به ابوبكر از ميان صحابه درست نيست؛ زيرا اينسان تفسير در موارد ديگرى از آيات نيز مطرح است؛ از آن جمله مىتوان به آيه مباهله اشاره كرد كه مىفرمايد: «.. فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»(آلعمران: 61)؛ (پس بگو بياييد ما پسرانمان را فرامىخوانيم و شما پسرانتان را و ما زنان خويش را دعوت مىكنيم و شما زنان خودتان را و ما خويشان نزديك خود را فرامىخوانيم و شما خويشان نزديك خود را سپس مباهله مىكنيم.) تمام مفسّران * شيعه و جمهور مفسّران اهلسنت كلمه «نسائنا» را به حضرت زهرا عليهاالسلام و واژه «ابنائنا» را به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و «انفسنا» را به حضرت على عليهالسلام تفسير كردهاند كه در ماجراى سرنوشتساز مباهله، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله آنان را برمىگزيند و خطاب به آنان مىفرمايد: هرگاه من دعا كردم شما آمين بگوييد.** زمخشرى مىنويسد: «اهل كسا براى او عزيزترين افراد هستند و در اين آيه مىبينيم آنان بر خود حضرت رسول صلىاللهعليهوآله در بيان، مقدم گرديدهاند و اين خود قوىترين دليل بر فضيلت اصحاب كسابه شمار مىآيد.»*** * ـ ر.ك: محمدبن حسن طوسى، التبيان، ج 2، ص 484؛ فضلبن حسن طبرسى، مجمعالبيان، ج 2، ص 763؛ ملّا فتحاللّه كاشانى، منهجالصادقين، ج 2، ص 484؛ سيد محمدحسين طباطبائى، همان، ج 3، ص 223؛ نصرتامين اصفهانى، مخزنالعرفان، ج 3، ص 131؛ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، ص 582؛ فخر رازى، مفاتيحالغيب، ج 4، جزء 8، ص 90؛ محمود آلوسى، روحالمعانى، ج 3، ص 303. ** .ك: ابواسحاق احمد ثعلبى، الكشف و البيان، ج 3، ص 85. *** ـ ر.ك: محمودبن عمر زمخشرى، الكشّاف، ج 1، ص 369.
|
|||
|
|
۱۱:۳۰, ۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم تفسير فرازهاى آيه كريمه فراز اول آيه: «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ»؛ اگر او را يارى نكنيد خداوند او را فرموده است. در اين فراز از آيه، جواب شرط حذف شده است؛ به اينگونه: «الا تنصروه فسينصره اللّه» و جمله «فقد نصره اللّه» به منزله بيان علت براى جواب محذوف است.* خداوند خطاب به مسلمانان مىفرمايد: اگر پيامبر صلىاللهعليهوآله را يارى نمىكنيد خداوند او را يارى مىكند، همچنانكه در گذشته او را يارى كرده است. اگر شما در جنگ تبوك شركت نكنيد به رسول خدا و اسلام زيان نمىزنيد، خداوند او را يارى و پيروز خواهد فرمود. در اينكه خداوند در جريان هجرت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله از مكه به مدينه با چه چيزى آن حضرت را يارى فرموده، دو ديدگاه مطرح است: ديدگاه اول: چنانكه برخى از مفسّران اهلسنت نيز اشاره دارند،** خداوند پيامبرش را با امدادهاى غيبى و فرشتگان الهى و با نزول سكينه يارى فرموده است. هيچيك از مؤمنان در اين يارى نقشى نداشتهاند؛ زيرا خداوند در اين قسمت همه آنان را سرزنش مىكند.*** ديدگاه دوم: خداوند پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله را به وسيله ابوبكر يارى فرمود. قرآن كريم ابوبكر را در مقابل تمام صحابه قرار داده است؛ آنان را بر عدم نصرت رسول خدا نكوهش، و او را به سبب يارى رساندنش ستايش فرموده است.**** ارزيابى: ديدگاه اول كاملاً با آيه كريمه همخوان است، ولى ديدگاه دوم درست نيست؛ چه اينكه در آيه شريفه، خداوند نصرت حضرت در جريان هجرت را به خود نسبت داده است «فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ» و از تأييد حضرت با لشكريان ناپيدا سخن گفته است: «وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا.» همچنانكه فراز «لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا»گوياى اين حقيقت است كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله چه سان همراه ناآرام خود را آرام مىسازد و در حقيقت، از لحاظ روانى او را يارى مىكند. حال آيا چنين همراهى مىتواند ياريگر حضرت رسول باشد؟! در اين آيه، شاهدى بر اينكه ابوبكر در جريان غار ياريگر پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله بوده است وجود ندارد. منحصر كردن وى در استثناى از نكوهش آيه درست نيست. چنانكه ابن عطيه مىگويد: «تمام كسانى كه در جنگ تبوك شركت داشتهاند از اين دايره خارج شدهاند.»***** «تاريخ قطعى گواه بر آن است كه گستره اين سرزنش بسيارى از مؤمنان را دربر نمىگيرد... . پس گرچه خطاب آيه به گونه عام همه مؤمنان را دربر مىگيرد، اما نكوهش آن تنها برخى از مؤمنان را شامل مىشود؛ زيرا كه همه آنان در يارى حضرت محمد صلىاللهعليهوآله كوتاهى نكردهاند. قرآن هم براى پاسدارى از حق آنان، در آيات ديگر به ستايش آنان پرداخته است.»****** * ر.ك: محمودبن عمر زمخشرى، همان، ج 2، ص 272؛ محىالدين درويش، اعراب القرآنالكريم و بيانه، ج 4، ص 101؛ احمدبن يوسف سمين الحلبى، الدرالمصون، ج 6، ص 51. ** ر.ك: اسماعيلبن كثير دمشقى، تفسير القرآنالعظيم، ج 4، ص 136؛ جلالالدين سيوطى، تفسير الجلالين، ج 1، ص 196؛ عبدالرحمنبن محمد ثعالبى، الجواهرالحسان، ج 3، ص 183؛ محمود آلوسى، همان، ج 5، ص 288؛ محمدبن طاهر ابنعاشور، التحرير و التنوير، ج 10، ص 98. *** ر.ك: سيد محمدحسين طباطبائى، همان، ج 9، ص 282. **** ر.ك: محمدبن عبداللّهبن ابىبكر ابنعربى، احكامالقرآن، ج 2، ص 950. ***** ر.ك: ابنحيان اندلسى، البحرالمحيط، ج 5، ص 421. ****** ر.ك: سيد محمدحسين طباطبائى، همان، ج 9، ص 29.
|
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۱۰/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم فراز دوم آيه: «ثَانِيَ اثْنَيْنِ»؛ او نفر دوم از دو نفر بود... اين فراز از آيه شريفه، تنها گزارش مىكند نفر دومى با حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در جريان غار بوده است و هيچ دلالتى بر فضيلت نفر دوم ندارد. گرچه برخى اين فراز آيه را شاهد بر فضيلت ابوبكر و خلافت وى دانستهاند؛ به اين بيان كه خليفه همان نفر دوم است و در اين آيه، ابوبكر نفر دوم پس از پيامبر معرفى شده است1 و نمىتوان گفت اين دوم بودن گوياى امتيازى براى ابوبكر نيست؛ زيرا قرآن مجيد خداوند را چهارم هر سه معرفى فرموده است: «مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ»(مجادله: 7)؛ هر نجوايى كه بين سه نفر انجام شود چهارم آنان خداوند متعال است. و منظور از اينكه خداوند با انسانها مىباشد اين است كه او نسبت به آنان علم و تدبير دارد و از باطن آنان آگاه است، اما در مورد اين آيه، دوم بودن ابوبكر نسبت به پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نوعى امتياز شمرده مىشود؛ زيرا حضرت مىدانست كه او از شفافيت باطن برخوردار است. هنگامى كه ابوبكر دچار اندوه شد، حضرت براى آرام ساختن او فرمود: «ماظنك باثنين اللّه ثالثهما»؛2 گمان تو درباره دو نفرى كه خداوند سومى آنان است چيست؟ اين امر نشان از امتياز بزرگ وى دارد.3 نقد و بررسى: اين فراز آيه شريفه نيز دلالتى بر فضيلت ابوبكر ندارد؛ زيرا تنها عدد افراد در غار را گزارش مىكند و دلالت دارد بر اينكه رسول خدا در اين سفر تنها نبوده و شخص ديگرى نيز همراه آن حضرت بوده است. همراه بودن ابوبكر با حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در غار مطرح است، نه در فضايل و چه بسيار پيامبرانى كه با كافران و مشركان در يك مكان اجتماع داشتند.4 اگر نفر دوم از فضيلت اول بهرهمند بوده و منظور از ثانى، دوم بودن در فضايل باشد، ابوبكر از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله برتر خواهد بود؛ زيرا منظور از «ثانى» در آيه آن حضرت است؛5 چون «ثانى اثنين» حال براى ضمير «اذا خرجه الذين...» است6 و مرجع اين ضمير هم نبى اكرم صلىاللهعليهوآله مىباشد. و اما در نقد استناد به حديث «ما ظنك باثنين ...» كه سيوطى آن را چنين نقل مىكند: «دخل النبى صلىاللهعليهوآله و ابوبكر غار حرا فقال... يا ابابكر ان اللّه انزل سكينة عليك و ايدنى بجنود لم تروه.»7 اولاً، اين حديث از غار حرا سخن گفته است، در حالى كه به اعتقاد همگان، اين آيه جريان غار ثور را بيان مىفرمايد. ثانيا، آلوسى ادامه حديث را چنين نقل مىكند: «يا ابابكر ان اللّه تعالى انزل سكينته عليك و ايدك بجنود.»8 حال روشن نيست كدامين تعبير در اين دو نقل واقعى و كدام تحريف شده است؟ ثالثا، خطاب «لم تروها» در نقل سيوطى خطاب به جمع است، در حالى كه در غار دو نفر بيشتر نبودند تا مخاطب اين خطاب قرار گيرند.9 ******** 1ـ ر.ك: محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ص 147؛ محمد رشيدرضا، همان، ص 446. 2ـ ر.ك: جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور، ج 4، ص 200. 3-ر.ك: فخر رازى، مفاتيحالغيب، ج 8، جز 16، ص 66. 4ـ ر.ك: عبدالحسين طيب، همان، ج 6، ص 223. 5-ر.ك: محمدحسن مظفر، دلائلالصدق، ج 2، ص 404. 6- ر.ك: ابىاسحاق الزجاج، معانىالقرآن و اعرابه، ج 2، ص 449. 7-جلالالدين سيوطى، الدر المنثور، ج 4، ص 207. 8ـ ر.ك: محمود آلوسى، همان، ج 6، جزء 10، ص 142. 9- ر.ك: سيد محمدحسين طباطبائى، همان، ج 9، ص 298 ***** دوستان یک نکته هستش اونم اینه که بازم تکرار میکنم چرا خود خلیفه اول یک بار هم این فضیلت رو برای خودش قائل نشد؟
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بررسى فضایل حضرت على (علیه السلام) و مساله امامت (حدیث غدیر خم) | Anti gods | 2 | 1,581 |
۲۴/آبان/۹۰ ۱۰:۳۹ آخرین ارسال: Anti gods |
|











