کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 18 رای - 4.72 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعر و شهادت
۸:۳۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۱ ۱۰:۰۷ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها
همان قبیله که بودند غرق پاکی ها

به عشق زنده شدن((عند ربهم))بودند
شدست حاصل آنها زسینه چاکی ها

دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست
نه بی مزار شدن ها،نه بی پلاکی ها

به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:
زمین چقدر حقیر است ؛آی خاکی ها!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektasepas ، mohamad ، Farzaneh ، 59-11(یامهدی) ، tiyam ، نگار ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، meshkat ، yamin ، سید هادی ، saloomeh ، hajiali.m ، مفقود الاثر ، میثاق ، شیدا ، hesam110 ، nafas ، *مهاجر* ، آلاله ، لبخند خدا ، Justice Bringer ، fiftynine ، بچه های گمنام ، آفتاب

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۲۳, ۱۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۲:۳۲ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #71
آواتار
" ای شهیدان : یاد دارید ساده اما بی ریا ! داشتید در سر هوای کربلا...!؟ "

[تصویر: ydwoifbpe6elh0bbrg.png]

آی کـربـلائی هـا :
دلِ همیشه غریبم ! هوایتان کرده...
روزگـارِ غریبی اسـت ،بیگـانه بودن ، در میانِ زمیـنِ زندگیمان ،

منـزل نمـوده !
آی کربـلائی هـا ، کجـائیـد ؟
دستِ پـرمهـرتـان را بر سینــهء داغـدارِ مـا بنهیــد.
راضـی نشـوید بیـش از ایـن در جـدایی آواره بـاشیـم.
بـی شمــا ، چگـونه همــدمِ لالــه زارهــا بـاشیـم ؟
نجوا وسوزِ و گدازِ غریبـانه تـان را ، دیگر در وَرای کدام لحظـهء
خـوشِ غــروبِ تنهــاییِ جبهــه بیابیــم ؟
باور کنیــد دل هنـوز بیقـرارِ شمـاســت !
دیگر کسی بسان شما ، برایمان در وقتِ غروبِ خوشِ شلمچه
مـرثیهء دلتنگی نخوانـد.
آی کربـلائی هـــا :
از اوجِ ژرفنایِ عالمِ معنـا ، بر بستـرِ خاکـیِ این خاکیان ،
گوشه چشمی نمائیـد ، مـا محتاجِ بـرقِ نگاهِ شمائیــم.
بـر چشمانِ نگران و محـزونِ ما ،چشمانِ خویش مبنـدید.
شقایقهـا را بـه ما نشان دهیـد ،

ما را به دیدارِ آنها ببرید
تا از وجودشان ، درسِ سرودِ سبزِ رویـش را فـرا گیریم.


[تصویر: 0l0geexeudux6oo85n.png]

آی کربلائی ها !
بلبل ، بـا ما ، بـی شما ، از وصل گفتن را ترک نموده .
سجاده هـای کوچک و مُهرهای کـربلا ،هر بامداد و شـامگاه ،

انتظارِ شما را میکشند تا از عطـرِ خوشِ نَفَستان ،

استشمـام کننــد..
دعـای عهد ، عهدهای شما را هـر صبـح ،متذکّرمان می شود.
روزگارِ غــریبـی است . غربت غـوغا می کنــد.
آی کربـلائی ها:
به حقِّ آن لحظاتِ وصلِ معرفت و التماسِ دعـا و شفاعـت ،



[تصویر: g3gihvp00m2n9oj1icsa.png]

به حقِّ آن لحظاتِ خوشِ بستـنِ سربنــد بــر جبین هایتان،
بـه حقِّ آن لحظه که وقتی شما را بر شـانه هـایمان نهادیـم

و بر هودجِ سبز ،راهی مرقدِ نور کردیم ،بار دیگر سری بما بـزنید !
خـانهء دلمان ،بـی فروغِ رویتـان ،تاریک است.
هــر لحظـه در وقـتِ گرفتنِ دل ،میخوانیم شمــا را کـه :
آی کـربـلایی هـا یــادتــان بــه خیـــر ...


[تصویر: jc9vubf2xk9lvnmph1gg.png]

حسین جانم !

گيـرم اين جسمِ مــرا ، رَه به سرايـَت نَـبُوَد

ولـي اين نوكـــرِ تو ! ميـــلِ شهـــادت دارد

كاش در مرحلهء عشق ، سَر از دست دهـم

تا ببينــند همـه ، عشـــق ! چـه قـدرت دارد


منبع: takhoda1.blogfa.com
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: arashpersian ، rastin ، netlog36 ، نگار ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، 59-11(یامهدی) ، nafas ، *مهاجر*
۲:۴۰, ۱۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #72
آواتار
مردان غيور قصه‌ها برگرديد
يك بار دگر به شهر ما برگرديد
ديروز به خاطر خدا مي‌رفتيد
امروز به خاطر خدا برگرديد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، rastin ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، نگار ، Farzaneh ، meshkat ، only_y2d ، 59-11(یامهدی) ، nafas
۰:۱۴, ۲۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #73
آواتار
به نام خدا
[تصویر: shimiyai2.jpg]
گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند
مادرت می گفت دکتر ها جوابت کرده اند
مرگ تدریجی است این دردی که داری می کشی
منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند
خواب می بینی که در سردشتی و گیلان غرب
خواب می بینی که بر آتش کبابت کرده اند
خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال
پس برای آزمایش انتخابت کرده اند
خواب می بینی که مسئولان بنیاد شهید
بر در دروازه های شهر قابت کرده اند
از خدا می خواستی محشور باشی با حسین (علیه السلام)
خواب می بینی دعایت را اجابت کرده اند
قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند
یا پلی هستی که چون سر پل خوابت کرده اند
خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای
باد خاکی با کدامین آتش آبت کرده اند؟
با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی
قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند؟
می پری از خواب و می بینی شهید زنده ای
با چه معیاری – نمی دانم- حسابت کرده اند...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Lancelot ، netlog36 ، شهیدطیبه واعظی ، yamin ، Havbb 110 ، Farzaneh ، meshkat ، only_y2d ، 59-11(یامهدی) ، nafas
۱۶:۳۱, ۱۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #74
آواتار
[تصویر: 13910330000125_PhotoA.jpg]
ای آب ندیده ها و آبی شده ها
بی جبهه و جنگ انقلابی شده ها
مدیون شب حمله جانبازانید
ای بر سر سفره آفتابی شده ها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، yamin ، meshkat ، only_y2d ، نگار ، شهیدطیبه واعظی ، 59-11(یامهدی) ، nafas
۱۰:۰۳, ۱۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۰:۰۵ توسط only_y2d.)
شماره ارسال: #75
آواتار
(۱۸/خرداد/۹۱ ۲:۴۰)netlog36 نوشته است:  
مردان غيور قصه‌ها برگرديد
يك بار دگر به شهر ما برگرديد
ديروز به خاطر خدا مي‌رفتيد
امروز به خاطر خدا برگرديد


اگه اینا الان بودن کشور ما گلستان میشد. واقعا چقدر باید تلاش کنیم تا به جایی برسیم که بدون هیچ واهمه ای جان بدیم فقط در راه خدا و برای رضای خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hajiali.m ، netlog36 ، yamin ، نگار ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، nafas
۶:۱۶, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #76
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بر مزار لاله ها تنها مانده ام قافله رفته است و من جا مانده ام

امضای Farzaneh
باید فقط پیله کرد به خدا

زیرا فقط با او می توان پروانه شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نگار ، netlog36 ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، yamin ، nafas
۱۴:۳۶, ۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #77
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
برترین شعر جشنواره ی عطر سنگر کرج

افتاده در دستان باد امواج گیسوها
صیاد می گردد فقط دور پرستوها

وقتی که شیطان عاقبت اندیش تر باشد
باید بیفتد قرعه در دستان جادوها

حالاکه سیری نا پذیر از طبع خونخواریست
چنگال حرص آزاد می چرخد در این سوها

ازخواب شیرین می پرد هرغنچه بغض آلود
خون می زند فواره از آغوش کندو ها

آیات محکم را تلاوت می کنند اما
لال است از تفسیر آن عقل ارسطوها

افسوس قد سرو ازچشمان باغ افتاد
رونق گرفته هرزگی ها برلب جوها

تقدیر گلهای بهاری عمر کوتاهست
پیچیده درذهن زمانها عطر شب بوها

آب از سر دنیا گذشت وعصر پایانیست
چیزی نمانده میرسد عدل ترازوها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، مهدی110 ، نگار ، nafas
۰:۳۹, ۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #78

هوالشهيد

در خاطره هايمان تو يك لبخندي
گفتند : غريب ، غربت اروندي
از اين كه آمدي پدر خوشحاليم
هر چند پلاك و چفيه و سربندي ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110 ، 59-11(یامهدی) ، N.Mahdavian ، netlog36 ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، نگار ، Farzaneh ، nafas
۲:۴۶, ۱۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۲:۵۰ توسط نگار.)
شماره ارسال: #79
آواتار
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد...
دانشگاه که قبول شد همه گفتند: با سهمیه قبول شده...!!!
ولی...
هیچوقت نفهمیدند...
کلاس اول...
وقتی خواستند به او یاد بدهندکه بنویسد "بابا"...
یک هفته در تب سوخت!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، Asma ، netlog36 ، taleb ، Farzaneh ، nafas
۲۲:۰۳, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۱ توسط taleb.)
شماره ارسال: #80
آواتار
[تصویر: kljjfkdjkg.jpg]

بر مزار لاله ها تنها مانده ام قافله رفته است و من جا مانده ام




ســـلام بـــابـــا...

دوباره بایـــد یک شـــاخه گـــُل بگــــیرم دستــــم

راه بیفـــتم دنبـــــال قبــــرت
کــه لابد " تــــو " آنجـــــایی...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، N.Mahdavian ، yamin ، Farzaneh ، نگار ، saloomeh ، nafas
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا