|
شعر و شهادت
|
|
۸:۳۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۱ ۱۰:۰۷ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها
همان قبیله که بودند غرق پاکی ها به عشق زنده شدن((عند ربهم))بودند شدست حاصل آنها زسینه چاکی ها دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست نه بی مزار شدن ها،نه بی پلاکی ها به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند: زمین چقدر حقیر است ؛آی خاکی ها! |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۳, ۱۳/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۱ ۱۲:۳۲ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
" ای شهیدان : یاد دارید ساده اما بی ریا ! داشتید در سر هوای کربلا...!؟ " آی کـربـلائی هـا : دلِ همیشه غریبم ! هوایتان کرده... روزگـارِ غریبی اسـت ،بیگـانه بودن ، در میانِ زمیـنِ زندگیمان ، منـزل نمـوده ! آی کربـلائی هـا ، کجـائیـد ؟ دستِ پـرمهـرتـان را بر سینــهء داغـدارِ مـا بنهیــد. راضـی نشـوید بیـش از ایـن در جـدایی آواره بـاشیـم. بـی شمــا ، چگـونه همــدمِ لالــه زارهــا بـاشیـم ؟ نجوا وسوزِ و گدازِ غریبـانه تـان را ، دیگر در وَرای کدام لحظـهء خـوشِ غــروبِ تنهــاییِ جبهــه بیابیــم ؟ باور کنیــد دل هنـوز بیقـرارِ شمـاســت ! دیگر کسی بسان شما ، برایمان در وقتِ غروبِ خوشِ شلمچه مـرثیهء دلتنگی نخوانـد. آی کربـلائی هـــا : از اوجِ ژرفنایِ عالمِ معنـا ، بر بستـرِ خاکـیِ این خاکیان ، گوشه چشمی نمائیـد ، مـا محتاجِ بـرقِ نگاهِ شمائیــم. بـر چشمانِ نگران و محـزونِ ما ،چشمانِ خویش مبنـدید. شقایقهـا را بـه ما نشان دهیـد ، ما را به دیدارِ آنها ببرید تا از وجودشان ، درسِ سرودِ سبزِ رویـش را فـرا گیریم. ![]() آی کربلائی ها ! بلبل ، بـا ما ، بـی شما ، از وصل گفتن را ترک نموده . سجاده هـای کوچک و مُهرهای کـربلا ،هر بامداد و شـامگاه ، انتظارِ شما را میکشند تا از عطـرِ خوشِ نَفَستان ، استشمـام کننــد.. دعـای عهد ، عهدهای شما را هـر صبـح ،متذکّرمان می شود. روزگارِ غــریبـی است . غربت غـوغا می کنــد. آی کربـلائی ها: به حقِّ آن لحظاتِ وصلِ معرفت و التماسِ دعـا و شفاعـت ، ![]() به حقِّ آن لحظاتِ خوشِ بستـنِ سربنــد بــر جبین هایتان، بـه حقِّ آن لحظه که وقتی شما را بر شـانه هـایمان نهادیـم و بر هودجِ سبز ،راهی مرقدِ نور کردیم ،بار دیگر سری بما بـزنید ! خـانهء دلمان ،بـی فروغِ رویتـان ،تاریک است. هــر لحظـه در وقـتِ گرفتنِ دل ،میخوانیم شمــا را کـه : آی کـربـلایی هـا یــادتــان بــه خیـــر ... ![]() حسین جانم ! گيـرم اين جسمِ مــرا ، رَه به سرايـَت نَـبُوَد ولـي اين نوكـــرِ تو ! ميـــلِ شهـــادت دارد كاش در مرحلهء عشق ، سَر از دست دهـم تا ببينــند همـه ، عشـــق ! چـه قـدرت دارد منبع: takhoda1.blogfa.com[/b] |
|||
|
|
۲:۴۰, ۱۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
مردان غيور قصهها برگرديد
يك بار دگر به شهر ما برگرديد ديروز به خاطر خدا ميرفتيد امروز به خاطر خدا برگرديد |
|||
|
|
۰:۱۴, ۲۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
به نام خدا ![]() گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت می گفت دکتر ها جوابت کرده اند مرگ تدریجی است این دردی که داری می کشی منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند خواب می بینی که در سردشتی و گیلان غرب خواب می بینی که بر آتش کبابت کرده اند خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال پس برای آزمایش انتخابت کرده اند خواب می بینی که مسئولان بنیاد شهید بر در دروازه های شهر قابت کرده اند از خدا می خواستی محشور باشی با حسین (علیه السلام) خواب می بینی دعایت را اجابت کرده اند قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند یا پلی هستی که چون سر پل خوابت کرده اند خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای باد خاکی با کدامین آتش آبت کرده اند؟ با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند؟ می پری از خواب و می بینی شهید زنده ای با چه معیاری – نمی دانم- حسابت کرده اند...
|
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۱۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
ای آب ندیده ها و آبی شده ها
بی جبهه و جنگ انقلابی شده ها
مدیون شب حمله جانبازانید
ای بر سر سفره آفتابی شده ها
|
|||
|
|
۱۰:۰۳, ۱۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۰:۰۵ توسط only_y2d.)
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
|
۶:۱۶, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بر مزار لاله ها تنها مانده ام قافله رفته است و من جا مانده ام |
|||
|
|
۱۴:۳۶, ۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
برترین شعر جشنواره ی عطر سنگر کرج افتاده در دستان باد امواج گیسوها صیاد می گردد فقط دور پرستوها وقتی که شیطان عاقبت اندیش تر باشد باید بیفتد قرعه در دستان جادوها حالاکه سیری نا پذیر از طبع خونخواریست چنگال حرص آزاد می چرخد در این سوها ازخواب شیرین می پرد هرغنچه بغض آلود خون می زند فواره از آغوش کندو ها آیات محکم را تلاوت می کنند اما لال است از تفسیر آن عقل ارسطوها افسوس قد سرو ازچشمان باغ افتاد رونق گرفته هرزگی ها برلب جوها تقدیر گلهای بهاری عمر کوتاهست پیچیده درذهن زمانها عطر شب بوها آب از سر دنیا گذشت وعصر پایانیست چیزی نمانده میرسد عدل ترازوها |
|||
|
|
۰:۳۹, ۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
هوالشهيد
در خاطره هايمان تو يك لبخندي گفتند : غريب ، غربت اروندي از اين كه آمدي پدر خوشحاليم هر چند پلاك و چفيه و سربندي ... |
|||
|
|
۲:۴۶, ۱۰/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۲:۵۰ توسط نگار.)
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد...
دانشگاه که قبول شد همه گفتند: با سهمیه قبول شده...!!! ولی... هیچوقت نفهمیدند... کلاس اول... وقتی خواستند به او یاد بدهندکه بنویسد "بابا"... یک هفته در تب سوخت!!!! |
|||
|
|
۲۲:۰۳, ۲۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۱ توسط taleb.)
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
![]() بر مزار لاله ها تنها مانده ام قافله رفته است و من جا مانده ام ســـلام بـــابـــا... دوباره بایـــد یک شـــاخه گـــُل بگــــیرم دستــــم راه بیفـــتم دنبـــــال قبــــرت کــه لابد " تــــو " آنجـــــایی...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: ydwoifbpe6elh0bbrg.png]](http://up.vatandownload.com/images/ydwoifbpe6elh0bbrg.png)
![[تصویر: 0l0geexeudux6oo85n.png]](http://up.vatandownload.com/images/0l0geexeudux6oo85n.png)
![[تصویر: g3gihvp00m2n9oj1icsa.png]](http://up.vatandownload.com/images/g3gihvp00m2n9oj1icsa.png)
![[تصویر: jc9vubf2xk9lvnmph1gg.png]](http://up.vatandownload.com/images/jc9vubf2xk9lvnmph1gg.png)

![[تصویر: shimiyai2.jpg]](http://uast2sab.ac.ir/Images/shimiyai2.jpg)


![[تصویر: kljjfkdjkg.jpg]](http://tashohada1.persiangig.com/image/tesavir-weblog-5/kljjfkdjkg.jpg)
![[تصویر: 9sihtgza47iqgue4zub.jpg]](http://uploadpa.com/beta/12/9sihtgza47iqgue4zub.jpg)