|
شعر و شهادت
|
|
۸:۳۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۱ ۱۰:۰۷ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها
همان قبیله که بودند غرق پاکی ها به عشق زنده شدن((عند ربهم))بودند شدست حاصل آنها زسینه چاکی ها دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست نه بی مزار شدن ها،نه بی پلاکی ها به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند: زمین چقدر حقیر است ؛آی خاکی ها! |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۵۱, ۲۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم رفته بودم سفری سوی دیار شهداکه طوافی بکنم گرد مزار شهدا به امیدی که دل خسته هوایی بخورد و تبرک شود از گرد و غبار شهدا هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم شرمگینم که نشد اشک نثار شهدا خشکی چشم عطش خورده از آن جاست که من آبیاری نشدم فصل بهار شهدا آخرین خط وصایای دل من اینست که مرا خاک بسپارید کنار شهدا |
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۳/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۱۳:۱۴ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
گلوله زوزه کشان ازمیان قوطی های خالی روی کانال رد شد و رفت یه راست خورد توی سینش ، بیهوش شد! وقتی بلند شد گیج بود.
نمی دونست چی شده! توی سینش دنبال گلوله گشت اما چیزی پیدا نکرد! یه دفعه دستش به یه تیکه آهن گرم خورد! گلوله رفته بود مستقیم تو ((وان یکاد))آهنی توی سینش، تااومد به خودش بجنبه بعثیها رسیده بودند. اون اسیر شده بود،صورتش رو روبه آسمون کرد و گفت:شهادت که نصیب نشد ولی عیبی نداره، هرچه از دوست رسد نیکوست! این موضوع رو برای عرض ارادت به آسمونی های بی ادعا باز کردم!اگه دوست داشتی توهم همراه شو! یاعلی ![]() پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفتند،اما حقیقت این است که زمان مارا با خود برده و شهدا پایدارند! (سید شهدای اهل قلم) |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۳/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۲۲:۱۳ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
اگه شعر یا متن یا جمله ی قشنگی درباره بچهای جبهه دارید ، بنویسید تا از لذت ببریم!!!
![]() همتون به این ضیافت دعوتید!! به صرف جمله و شعر ![]()
|
|||
|
|
۱۸:۳۲, ۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
هنر آن است که بمیری پیش ان آن که بمیرانندت و مبداء و منشاء حیات آنانند که این گونه مرده اند!
(سید شهدا اهل قلم) |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۳/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۲۲:۰۲ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
![]() در سينهام دوباره غمي جان گرفته است «امشب دلم به ياد شهيدان گرفته است» تا لحظهاي پيش دلم گور سرد بود اينـک به يُمن يـاد شما جان گـرفته است در آسـمـان سينهي مـن ابـر بغض خفت صـحراي دل بـهـانهي باران گرفته است از هـر چـه بوي عشق تهي بود، خانهام اينک صفاي لـاله و ريـحـان گرفته است ديشب دو چشم پنجره در خواب مي خزيد امشب سکوت پنجره پـايـان گرفته اسـت امشب فضاي خانه دل، سبز و ديدني است در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته اسـت |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۳/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۲۰:۳۸ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
ممنون از همکاریتون! بقیه مطلبی ندارند ، بنویسید به نیت شفاعت گرفتن اونها!
|
|||
|
|
۲۳:۰۰, ۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
![]() ازتو مي خواهم بنويسي ازتوئي که سعادتت يارت شد وزائر وادي عشق شدي از تو که فکه را ديدي، حکايت هايش را شنيدي از تو که طلائيه را ديدي و غربت شهيدان را با تمام وجودت حس کردي تو که در خاک پاک شلمچه نفس کشيدي و هم ناله شهيدانش شدي تو که وسعت بي انتهاي اروند را ديدي و صداي ناله لب هاي خشک شهيدانش را شنيدي از تو که توفيق رفتن به دهلاويه را داشتي و سکوت پر رمزش را به صداي پايت شکستي ازتو مي خواهم که بنويسي ازعشق ،از شهادت ،از غربت ، از گمنامي ، از مظلومي ، از رشادت ، از شهامت ار هرآنچه که شهيدان با زبان بي زباني باتو گفتند وقلبت را تصرف کردند و دست و پاي دلت را در زنجيرعشقي خدائي کردند وشايد تا به حال نميدانستي که پس از آن سفر نوراني تو رسول شهيداني که پيام خون پاکشان را با تمام وجودت به گوش همه برساني همه انها که زماني بيدار بودند و شايد اينک خواب... همه آنها که از ابتدا خواب بوده اند و هنوز نيز ... همه آنهائي که مي خواهند بيدار شوند و نيازمند تلنگري ... پس بسم الله ........ |
|||
|
|
۲۳:۵۴, ۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
به نام خدا روی سنگ قبر یه شهید این شعر رو نوشته بود : بــا صــبــا در چــمــن لـالـه سـحـر مـیگـفـتـم
کـه شـهـیـدان کـهانـد ایـن هـمه خونین کفنان گـفـت حـافـظ مـن و تـو مـحـرم ایـن راز نهایم از مـی لـعـل حـکـایـت کـن و شـیـرین دهنان |
|||
|
|
۹:۵۶, ۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
![]() قســم به غیرت مردانه ی علی اصــغر
به درد عشق نخوردن چه ارزشی دارد هزار ســر به فدای غــباری از خــاکم وطن نبــاشد اگر تن چه ارزشـــی دارد از این طرف نگرانی ست تا که برگردند از ان طرف چه کسی شوق امدن دارد کسی که تا لب مــرز جنون جـلو رفته به کربــلا دل او مــیل ســر زدن دارد اگر که پــای حرامی به کــشورم وا شد همیــشه خاک طلا دار دست کج دارد به هـشت سال دفاع مقدسـم سوگند هــوای خاک مرا ثـــامن الــحجج دارد |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از سراچه خورشید ای شهید « زهره » به نام توست غزلخوان آسمان با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید « قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد در گسترای ساحت تحمید ای شهید تیغ سحر زجوهره خونت آبدار گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید آئینهدار خون تو اند آسمانیان رنگینکمان به شوق تو خندید ای شهید ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید در فتنهخیز حادثهها جان پناه ماست بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید نام تو گشت جوهر گفتار عارفان « عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: 1348507935_tmp_sh_gomnam.jpg]](http://fixpicture.org/medias/1348507935_tmp_sh_gomnam.jpg)
![[تصویر: 31503800551958544768.jpg]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31503800551958544768.jpg)
![[تصویر: 20090107770.jpg]](http://image.2khati.com/data/media/519/20090107770.jpg)

