|
ولادت حضرت زینب
|
|
۱:۱۹, ۲۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
«همگام با ولادت نور » در ارتفاع «خطبه و بلاغت» ...ولادت تو حلول «غیرت »بود در«نام زن» و هنگامی که به دیدار جسم بی سر برادرت شتافتی ، در چشمانت «تاریخ غربت آدمی»به خون نشسته بودنمی گویم فراتراز «زن»بودی که تو با آن همه عظمت و زیبایی که آفریدی«زن » را معنایی دیگر بخشیدی .
به دنیا آمدی تا هم برادرت را یاری کنی و هم مادریتیمان خاندان پیامبر باشی . و کدام زن در طول تاریخ ، این گونه در ارتفاع «خطبه»و «بلاغت»درخشیده است . و هیچ اسطوره ای این گونه عارفانه به حکمت محبوب نگریسته است که پس از شهادت برادر و کسان خود ، از جان بگوید: «ما رایت الاّ جمیلا» و زینب «جان»زیبایی داشت و جان «زیبایی»بود که جز«زیبا»ندید . زیبا سکوت کرد و به زیبایی به سخن درآمد و صبر «زینب»، «زینت»زیبای دیگر او بود . وجز او که می تواند که خواهر حسین«ع»باشد؟ و خوشا آن روزی که تو را به علی «ع»بشارت دادند . ای زینب ای خواهر «مظلومیت»....!! سلام دوستان ولادت عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله رو پیشا پیش تبریک میگم این ویژه نامه هم تقدیم شما دوستان نام آسمانی کودکی زیبا چون غنچه ای تازه شکفته، لطیف تر از برگ گل، سپیدتر از گلبرگ نسترن، پاک تر از آسمان، خوشبوتر از یاس رخ می نماید. پدر در نام گذاری اش بر پیامبر پیش قدم نمی شود و پیامبر در انتظار نام آسمانیِ او از سوی خدا، چشم بر افق می دوزد. جبرئیل می آید، با یک سبد پر از گل تبریک، با یک تحفه گرانبها: «نام آسمانیِ زینب» و چشم ها به این نام روشن می شود. دل علی(علیه السلام) موج می زند. خوش آمدی ای زینت پدر، ای زینت اهل بیت، ای زینت اسلام علوی. |
|||
|
|
۹:۵۷, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آنگاه كه خورشید سر بر دوش كوه می نهد و می آرامد ؛
برگ های سبز بر روی هم می لغزند و در سكوتی سبز لبخند می زنند ؛ و چشمه ای آرام و بی صدا ، آهسته می جوشد . او ،همان سپیده صبح ، همان طلیعه آبی ، با قامتی استوار ، با عزمی راسخ ، و با روحی عظیم ، تمام كوچه های پر پیچ و خم شب را ، در می نوردد و گاه ،" تجدید حیات پدری " و" التیام زخم كهنه عشقی " و" ترمیم دل شكسته مهربان مادری " ، است كه همیشه در آسمان زندگی اش می درخشد . از تبار بزرگ زن تاریخ است . انگار ، كه آگاه به تمام غصه های زمین است . پشت پنجره هایی كه رو به غروبند ، هر سحر ، در طلوع نگاه " آذر " گونه ی خورشید ؛ " نسرین " را آرام ، هجا می كند ؛ " با خطبه ای از عشق ." و " ترنمی كه در صدایش موج می زند " تمام غصه های سنگین از بار غم را می شكند. " و صدای گامهایش ، كه در پناه نگاه مهتابی ماه ، به گوش باغ می رسد ." تو را . و اندیشه ات را ؛ می برد به " ابدی ترین صفحه تاریخ ." به " برگ عشق و خون ." به نام زینب (سلام الله علیها). او كه در هر برهوتی خونین ،اشك می بارد ؛ آه می سراید ؛و با طنین " شیوا " و حزین صحبتش ،زمین و زمان را ، " بر هر آنچه كه بر برادر گذشته " ، زنده نگاه میدارد . بر پیكره شبهایی كه از كسالت گنگند ؛ ناله ای از پیچك خمیده به دیوار بر می خیزد . لبخند است . و او ، نبض زمان را می گیرد و می بیند ، كه در میلاد سرورش چه با شتاب می تپد . و " خدای را می ستاییم ، چون تو را برای زمین آفرید ." |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله زینب(سلام الله علیها)عفیفه ای است که در راه عفتش/عباس(علیه السلام)میدهد نخ معجر نمی دهد![]() میلادت مبارک خاتون خانه ولایت!زینب جان، ای پرستار زخم های عاشورایی! ![]() |
|||
|
|
۱۲:۵۰, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
صل الله عليكِ يا زينب الكبري الصديقه الشهيده
|
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۲۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
زینب می آید علی خالقیآسمان، آسیمه سر، خود را بر آستان خاک آلوده زمین رسانده تا شاهد درخشش نور صبری جمیل باشد؛ صبری که استقامت کوه ها را به سخره خواهد گرفت، صبری که آینه و آیت تمام نمای صفات خداوندی است. به خانه ساده و کوچکی که پذیرای نوری از انوار ایزدی خواهد بود وجود مقدسی پا به عرصه هستی خواهد گذاشت که پهنه پهناور صحراها و بیابان ها را با قدوم مبارکش در می نوردد. کودکی در گهواره متلاطم خانه زاده خواهد شد که معنای حقیقی زن را از مادرش به یادگار، بر پیشانی تاریخ حک خواهد نمود. «زن مگو مرد آفرین روزگار کدام دریا امشب به سوی خانه نورانی مولا رو نمی کند که صاحب زلالی آب ها از آسمان نازل می شود.زن مگو بنت الحیا اُخت الوقار زن مگو مردی از او نیرو گرفت عفت از شرم حیایش رو گرفت» نوری ازلی فرود می آید تا جمع اهورائیان، در خانه مولی الموحدین کامل شود. کودکی جلوه می کند که جهانی را بی قرار حضور خویش کرده است. همدمی برای بزرگ ترین حماسه ساز تاریخ می آید. پناه کودکانِ سرگردان بیابان ها می آید. عجیب نیست که گریه خویش را در جمال دل آرای حسین علیه السلام ، به لبخند رضایت بدل می کند. شب، شب هلهله ملائک هفت آسمان است؛ شب افق های تا بی نهایت در اشتیاق. شب عشق بازی شمع است و پروانه؛ شب شادی و اشک. این کودک که عالمی را گرفتار نام خود کرده است، بر گرده خویش داغ ها و مصیبت هایی را خواهد کشید که تمام عالم را یارای تحملشان نیست. این همدم آغوش ملائک، روزی بر محملی خواهد نشست که یادش، اشک ها را بر پهنه چهره ها روان خواهد کرد. این دردانه علی علیه السلام ، روزی زبان گویای حیدر علیه السلام خواهد شد و چون شمشیر دو دَم پدرش، چهره ظالمان را در خوف و ترس، لرزان خواهد نمود. می آید؛ او که عقیله بنی هاشمش خواندند. او که همسفر سرهای از پیکر جدای آل الله خواهد بود. زینب علیهاالسلام می آید تا زینت پدر باشد؛ تا چادر خاکی مادرش بر زمین فراموش نشود و سر بریده برادر، عَلَم شجاعت و عشق نام گیرد. می آید تا عاشورا، حادثه لقب نگیرد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حضرت زینب سلام الله علیها | قبیله منتظر | 0 | 1,091 |
۲۵/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۴ آخرین ارسال: قبیله منتظر |
|
| آیا واقعا قبر حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق است؟ | mohamad | 0 | 1,445 |
۶/اسفند/۹۳ ۱۳:۱۳ آخرین ارسال: mohamad |
|
| سر شکستن حضرت زینب(سلام الله علیها) آری یا نه!؟ | آوا | 5 | 1,920 |
۱۱/آبان/۹۳ ۱۳:۳۶ آخرین ارسال: آوا |
|
| تبریک ولادت حضرت علی (علیه السلام) | سدرة المنتهی | 0 | 1,034 |
۲۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۵۱ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| متن خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) در شام | mahdy30na | 0 | 1,044 |
۲۵/آبان/۹۲ ۱۱:۳۲ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| وداع حضرت زینب (سلام الله علیها) با امام حسین (علیه السلام) | Jim.m | 0 | 1,177 |
۲۴/آبان/۹۲ ۲۱:۳۸ آخرین ارسال: Jim.m |
|
| {||" مطالب بی سند و اشتباه "||}---شکسته شدن سر حضرت زینب ( س) | میلاد.م | 12 | 7,390 |
۱۱/مهر/۹۲ ۲۱:۲۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|







![[تصویر: rose.png]](http://nooromahdi.ir/forum/images/smilie/rose.png)
![[تصویر: 1363506278991.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/1363506278991.jpg)

