کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا به مطرح کردن سوالات بعدی از این کتاب ادامه دهیم
بله
خیر
فرقی ندارد
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاسخ جوانان شیعی به پرسش های وهابیان
۱۳:۳۵, ۲۴/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۴:۳۱ توسط mostafa1367.)
شماره ارسال: #1

بسم رب الانباء والمرسلین
سلام
قصد دارم به یک سری از سولاتی که وهابیان ایجاد نموده اند از
کتاب :پاسخ جوانان شیعی به پرسش های وهابیان
نویسنده : محمد طبری
ناشر : نشر مشعر
چاپ : دار الحدیث
نوبت چاپ : دوم-زمستان 1386
پاسخ بدم
اگه نظر دوستان موافق با ادامه این مطلب باشه دوباره ادامه می دم
سوال
انسان فقط بنده خداست پس چرا می گویید عبدالرسول یا عبدالحسین و ... ؟
پاسخ
عبودیت در معانی مختلفی به کار می رود
1 ) عبودیت در مقابل الوهیت:
روشن است که استعمال عبودیت در چنین موردی به معانی مملوک بودن انسان ، خالق بودن خداوند متعال و مخلوق بودن انسان است. در این استعمال ، از آنجا که عبودیت ، رمز مخلوق بودن است فقط به اسم خداوند متعال اضافه می شود و می گویند (عبد الله ) زیرا :
هیچ موجودی در آسمان وزمین نیست جز آنکه خدا را بنده و فرمان بردار است ( سوره مریم آیه 93 )
همچنین قرآن به نقل از حضرت مسیح می فرماید
من بنده خدایم ، او کتاب آسمانی به من داده و مرا پیامبر قرار داده است ( سوره مریم آیه 30 )
2 )عبودیت قرار دادی :
چنین عبودیتی ناشی از غلبه و پیروزی انسانی بر دیگر انسان در میدان جنگ است .دین اسلام ، این نوع عبودیت را تحت شرایطی خاص که در فقه بیان شده پذیرفته است . اختیار افرادی که در جنگ به دست مسلمانان اسیر می شوند ، با حاکم شرع است و او می تواند یکی از راههای سه گانه را برگزیند ، آزاد سازی اسیران بدون دریافت غرامت ، آزاد سازی اسیران با دریافت غرامت و در اسارت نگه داشتن آن ها
در صورت سوم فرد اسیر ( عبد ) مسلمانان محسوب می شود و به همین دلیل در کتب فقهی ، بابی به نام << عبید واماء >> منعقد شده است . به عنوان مثال ، قرآن می فرماید:
وَ أَنکِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنکمُ‏ْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمُ‏ْ وَ إِمَائکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(32)
مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید . همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند . خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد . خداوند گشایش دهنده و آگاه است. ( سوره نور آیه 32 )
در این آیه خداوند اسیران جنگی را بندگان و کنیزان مسلمانان می داند و می فرماید ( ... عِبَادِکمُ‏ْ وَ إِمَائکُم ... ) در اینجا عبد به نام غیر خداوند اضافه شده است .
3 ) عبودیت :
در اینجا عبودیت به معانی اطاعت و فرمانبرداری است و در کتاب های لغت این معنی آمده است ( کتاب لسان العرب و القاموس المحیط ، ماده عبد )
بنابراین ، در نا مهایی مانند عبدالرسول و عبدالحسین معانی سوم مورد نظر است . عبدالرسول وعبدالحسین یعنی مطیع پیامبر (ص )وامام حسین (ع ) و بی شک چون اطاعت از پیامبر و اولی الامر واجب است هر مسلمانی مطیع پیامبر و ائمه بعد از ایشان می باشد:
اطاعت کنید خدا را و پیامبر خدا و اولی الامر ( اوصیای پیامبر ) را.... سوره نساء آیه 59
براساس این آیه قرآن کریم پیامبر را مطاع و مسلمانان را مطیع معرفی کرده است و اگر همین معنا را در نام فرزند خود بگنجاند ، نه تنها قابل سر زنش نیست که شایسته ستایش است ما افتخار می کنیم که مطیع پیامبر ( ص ) و حضرت امام حسین ( ع ) باشیم و به فرمان آنها گوش فرا دهیم . البته واضح است که میان عبدارسول و عبدالله بودن منافاتی نیست و انسان در عین حال که عبد خداوند است مطیع پیامبر نیزهست زیرا دانستم که عبودیت درمورد خداوند ، عبودیت تکوینی وناشی از خالقیت حق است ، اما عبودیت انسانها را به اطاعت از پیامبر ( ص ) ناشی از تشریع و دستور خداوند می باشد که انسان ها را به اطاعت از پیامبر می خواند و پیامبر را مطاع می نامد . میان این دو استعمال ، فاصله و تفاوت بسیار است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادم الرضا ، وحید110 ، meshkat ، aybaniz ، paradise ، hadi.ah ، EMPERATOR ، user313 ، فاطمه خانم ، Reza14 ، محمود ، حلما ، خاک ، m.hossein ، mahdy30na ، حسن.س. ، أین المنتظر

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۰۰, ۲۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام من بین ارسال های شما گشتم و دیدم قبلا هم در مورد این کتاب تاپیک ایجاد کردید برای انسجام مطالبتان و بالا رفتن بازدید همه ی مطالب در مورد این کتاب و نسخه های دیگر ان را در یک تاپیک قرار بدهید بهتر است.
گرچه من ناظر نیستم و این فقط یک توصیه دوستانه بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، mostafa1367 ، حلما
۲:۰۹, ۳۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #12

سلام
راستی من یادم رفت که در ابتدا تاریخچه وهابیت رو بیان کنم ولی حالا در این تایپ قرار می دمش

آشنايي با مكتب وهابيت

از آنجا كه طراحان اين پرسش ها، وهابي هاي تندرو هستند، لازم است به ريشه اين مكتب و پديد آورنده آن و موقعيت و جايگاهش نزد بزرگان اهل سنت اشاره كنيم تا روشن شود كه اين مكتب ساختگي، در چه زماني پديد آمد.

وهابيت را ابن تيميه حراني در قرن هشتم پديد آورد. وي بر خلاف سنت پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) ، هرگز ازدواج نكرد و بر اثر افكار انحرافي اش، به حكم علما چهار بار زندان رفت. وي از سوي بزرگان مذاهب اهل سنتمورد انتقاد قرار گرفت و تكفير شد; برخي از عالمان اهل سنت كه نظر به كفر وي دادند، عبارت اند از:

1 . «تقي الدين السبكي» از بزرگان شافعي.

2 . «محمد بن احمد بن عثمان الذهبي» مورخ و رجال شناس بزرگ و مورد احترام اهل سنت و شاگرد ابن تيميه كه رساله اي به نام «بيان زُغل العلم و الطلب» در ردّ وي نگاشت. او در اين كتاب با اشك و آه و تأسف شديد نسبت به آرا و افكار ابن تيميه سخن گفته است.

3. «ابن حجر هيتمي»، وي ابن تيميه را بنده اي مي داند كه خدا او را خوار، گمراه، كور و كر كرده است.

4. «قاضي تاج الدين السبكي» ابن تيميه را زيان زننده به علما مي داند و مي نويسد: او شاگردانش را به پرتگاه دوزخ برد.

5. «علامه تقي الدين الحصني» ابن تيميه را انساني مي داند كه در دلش بيماري است و منحرف و فتنه جو است.

6. «ابن حجر عسقلاني» شارح صحيح بخاري، كه به امير حديث معروف است، به دادخواهي از احاديث و شخصيت امام علي برخاسته و درباره ابن تيميه، كه به ردّ احاديثِ صحيح، معروف است و در ناسزاگويي و بد دهني شهرت دارد، اينگونه مي نويسد: «وي بسياري از احاديث معتبررا ردّ و در توهين و ناسزاگويي به افراد (مانند علاّمه حلّي، كه معاصر وي بوده و كنيه اش ابن مطهّر است، ابن تيميه او را ابن متنجس مي خواند! و) آن قدر افراط مي كند كه در مواردي موجب تنقيص [امام] علي بن ابي طالب مي شود».

7. «آلوسي» صاحب تفسير نيز ابن تيميه را منحرف خوانده و از وي با همان ديدگاه ابن حجر ياد مي كند كه گفت: در ناسزاگويي و بد دهني شهرت دارد.

8 . «سيدحسن سقاف» از معاصران، «زاهد كوثري» و گروهي ديگر گفته اند: ...كسي كه به معاويه اقتدا مي كند و امام علي[ (عليه السلام) ] را مورد هجوم و عيب جويي قرار مي دهد، نزد وهابيان به «شيخ الاسلام» نامبردار است و افكار و نظرياتش را همچون وحي منزل مي دانند!

* * *

اين مكتب در برهه اي از تاريخ رو به خاموشي گراييد، امّا پس از مدتي، به وسيله محمد بن عبدالوهاب تبليغ و ترويج شد. هدف بانيان و مروجان اين مكتب، تفرقه افكني ميان مسلمانان و تكفير همگان، جز ياران خودشان است.

به هر روي، كتابي كه از آن ياد كرديم آشفتگي و تناقض گويي در آن، به روشني پيدا است. اكنون تنها صفحه اي از مقدمه آن را به اختصارمي آوريم:

در صفحه 4 مي نويسد:

«اراده تكويني و تقدير خداوند بر آن بوده است تا مسلمان ها به گروه ها و مذاهب مختلفي ـكه با يكديگر دشمني ميورزند و عليه همديگر توطئه مي نمايندـ تقسيم شوند. آري، دچار تفرقه گشته و...».

بعد از چند سطر مي نويسد:

«بنابراين، بايد همه كساني كه خيرخواه امّت خويش هستند و دوستدار يكپارچگي و وحدت آن مي باشند، تا آنجا كه مي توانند براي متحد نمودن امّت، زير پرچمِ حق و باز گرداندن آن از نظر عقيده و شريعت و اخلاق، به دوران پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بكوشند.»

بنابراين، آييني كه اين نويسنده مي خواهد جوانان شيعه را به آن دعوت كند، اين است كه خدا از يك طرف به اراده تكويني خواسته است مسلمانان به گروه هايي تقسيم شوند و با هم دشمني كنند و آنگاه با اراده تشريعي، وحدت و يگانگي آنان را خواسته است!

اگر واقعاً اراده تكويني خدا بر دو دستگي است، دعوت به وحدت از طريق كتاب و سنت، كار لغو خواهد بود; زيرا اراده خدا نافذ بوده و قابل برگشت نيست: } إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ{.اكنون تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
نويسنده مي خواهد جوانان شيعه را به راه و روش اهل سنت دعوت كند و مقصودش از اهل سنت، فقط و فقط «وهابيان» هستند كه خود را «اهل سنت» مي نامند و ديگر فِرَق اهل سنت، كه اكثريت قاطع مسلمانان جهان را تشكيل مي دهند، از نظر آنان، اهل سنت نيستند، بلكه به طور صريح و آشكار آنان را تكفير مي كنند و مشرك مي شمارند.

حتي خودِ نويسنده در آخر مقدمه مي نويسد: «در پايان به آنان يادآوري مي كنم كه بازگشت به حق از ادامه دادن راه باطل بهتر است و يكي از آن ها اگر هدايت شود و به سنّت عامل و پايبند باشد، جايگاه و پاداش او از هزاران سنّيِ بيكار و تنبلي كه از دينشان روي گردان هستند و عمر خود را در شهوت ها تلف مي نمايند يا گرفتار شبهات هستند، بالاتر و بيشتر است.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۰, ۱۲/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۹۲ ۲۲:۱۲ توسط هایرو.)
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۵/مرداد/۹۰ ۱۷:۰۲)حلما نوشته است:  لینک کتاب ارزشمند "پاسخ جوان شیعی به پرسش های وهابیان":
http://hajj.ir/hadjwebui/library/wfViewB...ookId=1341

کتاب الکترونیک
تالیف حضرت آیت الله العظمی سبحانی(دام ظله العالی):
http://ramuzi.com/index.php?option=com_c...2-18-51-00
و تالیف جناب طبری: http://religious01.persianblog.ir/post/368/
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  جنایات وهابیان در سوریه aboutorab 9 4,051 ۸/اسفند/۹۱ ۰:۰۸
آخرین ارسال: aboutorab

پرش در بین بخشها:


بالا