کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 13 رای - 4.62 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیخ رجبعلی خیاط
۱:۱۷, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
توصیه‌های جناب شیخ رجب علی خیاط برای ارتباط و دیدار با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
جناب شیخ برای رسیدن به توفیق دیدار با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر سه امر تأکید می‌ورزید:

1ـ اختصاص قلب به خدا
توصیۀ همیشگی شیخ این بود: «کوشش کن که قلب تو فقط برای خدا باشد. وقتی قلب تو برای خدا شد، خدا در آنجا است. وقتی خدا در قلب تو باشد، همه چیز در آنجا حاضر و ظاهر خواهد شد. و چون خدا در آنجا است، ارواح تمام انبیاء و اولیا آنجاست (امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنجا است) اراده کنی مکه و مدینه و ... همه نزد تو هستند ... پس کوشش کن قلبت فقط برای خدا باشد!»
2ـ دعا برای تعجیل فرج و کار برای امام زمان
جناب شیخ می‌فرمود: «اغلب مردم اظهار می‌‌کنند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از خویش تن نیز بیشتر دوست دارند، حال آنکه باید برای او کار کنیم؛ نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور آن حضرت را برطرف کند و دل شما را با آن وجود مبارک یکی کند!»
جناب شیخ خود همیشه متوجه آن حضرت بود و ذکر صلوات را هیچگاه بدون «و عجل فرجهم» نمی‌گفت و جلسات ایشان بدون یاد و تجلیل از وجود مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دعا برای تعجیل فرج آن حضرت برگزار نمی‌شد.

3ـ انس با قرآن و قرائت آیۀ 80 سورۀ اسراء شبی 100 مرتبه تا چهل شب
جناب شیخ بر تلاوت قرآن، به ویژه تلاوت سورۀ صافات در صبحگاهان و تلاوت سورۀ حشر در شبانگاهان، تأکید می‌ورزید و تلاوت این دو سورۀ را در صبح و شام برای دست یافتن به صفای مفید می‌دانست. آن بزرگوار، برای تشرف به محضر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قرائت کریمه «رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» را تا 40 شب، شبی 100 مرتبه، توصیه می‌فرمود.
یکی از شاگردان شیخ به نزد شیخ می‌آمد و عرض می‌نماید: «این دستورالعمل را انجام دادم، ولی موفق نشدم!» جناب شیخ توجهی می‌کند و می‌فرماید: «هنگامی که در مسجد نماز می‌خواندید، سیدی به شما فرمود: «انگشتر به دست چپ کردن کراهت دارد و شما گفتید: «کل مکروه جائز» هم ایشان امام زمان بودند»
دو نفر مغازه‌دار عهده دار زندگی خانواده سیدی می‌شوند. یکی از آن دو، برای تشرف به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ذکر سفارش شده شیخ را شروع می‌کند. پیش از شب چهلم، یکی از فرزندان سید نزد او می‌آید و یک قالب صابون می‌خواهد. مغازه دار می‌گوید: «مادرت هم فقط ما را شناخته است فلانی هم هست. می‌توانید از او بگیرید» این شخص می‌گوید: «شب که خوابیدم، ناگهان متوجه شدم از بیرون حیاط مرا صدا می‌زنند... در منزل را گشودم، دیدم سیدی روی خود را پوشانده است و می‌گوید: «ما خود می‌توانیم بچه‌هایمان را اداره کنیم، ولی می‌خواهیم شما به جایی برسید!»

شوق وصال در آخرین لحظه
و اما بشنوید آخرین لحظات عمر پر برکت جناب شیخ را از زبان فرزند گرامی‌اش: «... وضو گرفت و وارد اتاق شد و رو به قلبه نشست. به ناگاه از جا برخاست و با لبی خندان گفت: «آقا جان! خوش آمدید!» دست داد و دراز کشید و در حالی که آخرین خنده بر لب داشت، جان به جان تسلیم کرد.»
منبع:ماهنامه فرهنگی شمیم انتظار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، Ramin_Ghn ، The Arrival ، فرهاد ، mohammad790 ، بیداری اندیشه ، احیاء ، Bing ، Hadith ، جوینده حق ، Seyed Mohsen ، K-1 ، mohamad ، Mahdy2021 ، نسیم ، یا صاحب الزمان ، Agha sayyed ، iman-s ، Mitsonary ، farzad313 ، hesam110 ، بچه شیعه ، دیدگاه نوین ، Admirer ، میثاق ، sajjadbest22 ، حفیظ ، در جستجوی سختی ، nafas ، ats ، مفقود الاثر ، ilidin ، جویای حقیقت ، محمدهادی ، Bahar ، آفتاب ، ali0077 ، fafa* ، SAViOR ، ســــــاقی ، شهیدطیبه واعظی ، لبخند خدا ، عبدالرحمن ، mahramaneh ، help me ، قلب ، امیرخان ، صهبا ، عشقم کربلا ، bi-ehsaas ، فدک زهرا ، Mohammad Trust ، سدرة المنتهی

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۳, ۶/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۱ ۱۸:۰۹ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #21

با عرض سلام
کتاب کیمیای محبت اعجوبه است،سرشار از حقیقت، نورانیت وجاذبه ای دیدم که عطر کلام اولیای خدا از آن استشمام می شدوهدف اصلی آن عشق به خداوند متعال است.مقداری از آن استخراج شده و در اختیار شما قرار گرفته است .امیدوارم راه گشا باشد.

[/font]
بزرگترین هنرشیخ رجعبلی خیاط

مهمترین ویژگی و بزرگترین هنر جناب شیخ، دست یافتن به « کیمیای محبّت خدا»است. شیخ، در این کیمیاگری تخصّص داشت و بی تردید، اویکی از بارزترین مصادیقِ «یُحِبُّهُم وَ یِحِبُّونَهُ»؛ «خداوند، دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست می دارند» سوره مائده،آیه54 و«وَالَّذِینَءَامَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ»؛«و آنها که ایمان آوردند، بیشترین دوستی راباخدا دارند» سوره بقره ،آیه 165 بود و هرکس به او نزدیک می شد، بهره های از کیمیای محبّت می بُرد.

جناب رجعبلی خیاط می فرمودند:

محبت به خدا، آخرین منزل بندگی است . محبت،فوق عشق است . عشق، عارضی است و محبت، ذاتی. عاشق، ممکن است از معشوق خود، منصرف شود؛ولی محبت، این گونه نیست. عاشق، اگر معشوقش ناقص شد و کمالات خود را از دست داد، ممکن است عشق او زائل شود؛ ولی مادر به بچه ناقص خود هم محبت و علاقه دارد.
و می گفت :
میزان ارزش اعمال، میزان محبت عامل به خداوند متعال است.

«اصالت عشق قبل از آن که عاشقی باشد، معشوقی می باشد»
اول عاشقی را خدا آغاز می کند و عاشق را دعوت به عشق بازی می کند
حالا چی کار کنیم که خدا عاشقی را آغاز کند؟
******
رستگاری،در حقیقت، ثمره کمالات انسانی است و راه رسیدن به آن، از دیدگاه قرآن کریم، خودسازی و تزکیه نفس است .خداوند متعال،پس از سوگند های متعدّد، تأکید می فرماید:
«قَد أَفلَحَ مَن زَکَّاهَا»؛«سوره شمس، آیه9»
«کسی به رستگاری (فلاح) می رسد که تزکیه نفس کند»
همه آنچه پیامبران الهی از جانب خداوند متعال برای هدایت انسان آورده اند، مقدمه رسیدن به رستگاری (فلاح)و شکوفایی استعدادهای اوست. مسئله اصلی در تزکیه نفس، آن است که انسان در یابد که خوسازی را از کجا باید آغاز کند واساس خود سازی چیست.از نظر انبیای الهی، اساس خودسازی ونخستین گام در راه تزکیه نفس،«توحید»است. از این رو، نخستین پیام همه پیامبران،کلمه «لا إله إلّا الله»بوده است:
«وَ مَا أَرسَلنَا مِن قَبلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیهِ أَنَّهُ لا إِلَه إِلّا الله أَنَا فَاعبُدُونِ»
«و ما پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آن که به او وحی می کردیم که :«خدایی جز من نیست، پس مرا بپرستید.»»؛ سوره انبیا، آیه 25
[/b]
[u]
نخستین سخن پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)نیز با مردم،این بود که:
یا أیُّهَا النّاسُ !قُولُوا :«لا إلهَ إلَّااللهُ»تُفلِحُوا.
«هان، ای مردم!بگویید:«لا إلهَ إلَّا الله»، تا رستگارشوید»
ناگفته نماند که تنها گفتنِ کلمه توحید(لا إله إلَّا الله)،کارساز نیست و آنچه اساس خودسازی و موجب رستگاری و شکوفایی کمالات انسانی است، رسیدن به حقیقتِ توحید وموحّد شدنِ حقیقی انسان است.
نشانه آن که انسان به حقیقت توحید به مفهوم واقعی واقعی وکامل آن رسیده، این است که می تواند همچون فرشتگان الهی، در کنار ذات خداوندی،گواه بر یگانگی حضرت حق عَزّوَجل باشد:


«شهد الله أانه لا اله الا هو و الملائکه واولوا العلم»
«خداوند، فرشتگان و صاحبان دانش، گواه اند که خدایی جز اونیست»
سوره آل عمران ،آیه18
یکی از شاگردان شیخ رجعبلی خیاط، درباره او می گوید: خدایش رحمت کند!تمام همّتش تحصیلِ«لا اله الا الله» و همه گفتارش برای رسیدن به حقیقتِاین کلمه طیّبه بود.
فرد دیگری می گوید : شیخ، در این رشته متخصص بود و با تمام توان ، تلاش می کرد آنچه را یافته، به دیگران منتقل کند و شاگردان را به مرتبه توحید شهودی برساند.
شیخ می فرمود:
« اساس خودسازی، توحید است. هر کس بخواهد ساختمانی بنا کند،ابتدا باید زیر سازی آن، درست باشد. اگر پایه محکم واساسی نبود. آن بنا قابل اطمینان نیست. سالک باید سیر و سلوک ِ خود را از توحید، آغاز کند . نخستین سخن همه پیامبران، کلمه «لا اله الا الله» بوده است . تاانسان، حقیقت توحید را درک نکند که در وجود،چیزی جز خداوند،منشأ اثر نیست و همه چیز جز ذات مقدس حق،فانی است، به کمالات انسانی دست نخواهد یافت. با درک حقیقت توحید،انسان با همه وجود،متوجه آفریدگار خواهد شد.»
1)محو افعال فعل حق
همچنین می فرمودند: اگر میخواهی خدا تو را صدا کند، قدری معرفت پیدا کن و با او معامله کن.
وقتی می گوییم :«لا إله إلا الله»باید راست بگوییم. تا انسان، خدایان دورغین را کنار نگذارد، نمی تواند موحّد ودر گفتنِ«لا إله إلا الله » راستگو باشد. «اِله»،چیزی است که دل انسان را برُباید. هر چیزی که او را رُبود، خدای اوست. وقتی می گوییم: «لا إله إلا الله»،بایدحیران او باشیم.
همه قرآن به کلمه «لا اله الا الله»باز می گردد وانسان،باید به جایی برسد که در قلب او چیزی جز این کلمه،نقش نبندد و هر چه غیر اوست،رَخت بر بندد:
«قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرهُم»؛ سوره انعام، آیه91
انسان درخت توحید است . میوه این درخت، ظهورصفات خدایی است و تا این ثمر را نداده،کامل نیست. حّد کمال انسان، این است که به خدا برسد؛ یعنی مظهر صفات حق شود . سعی کنید صفات خدایی در شما زنده شود. او کریم است. شما هم کریم باشید .او رحیم است. شما هم رحیم باشید . او ستار است. شما هم ستّار باشید.....
2)محو صفات خدا شو
آنچه به درد انسان می خورد، صفات خدایی است . هیچ چیز دیگربرای انسان، کار ساز نیست، حتّی اسم اعظم !
اگر در توحید، مستغرق باشی،هر لحظه، از عنایت های خاصّ حق تعالی بهره مند می شوی که در لحظه قبل، برخوردار نبوده ای، عنایت های حق، هر دم تازگی خواهد داشت.
3)محوذات خدا شو
در مناجات شعبانیّه می خوانیم:«اِلهِی!وَ جعَلنِی مِمَّننَادَیتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لا حَظتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَا جَیتَهُ سِرّاًوَعَمِلَ لَکَ جَهراً؛خدایا! مرا از کسانی قرار ده که آنها را صدا زدی و پاسخت گفتند، و در آنها نِگریستی و مدهوشِ جلال تو شدند، و پنهانی باآنها سخن گفتی وآنها آشکارا عمل صالح به پیشگاه تو آوردند»
[font=Times New Roman]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، Agha sayyed ، Tolou ، یا صاحب الزمان ، میثاق ، Admirer ، nafas ، بچه شیعه ، ats ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۲۳:۲۹, ۸/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۱ ۲۳:۳۴ توسط دستهای سبز.)
شماره ارسال: #22

[/font]
شرک زدایی
شرک زدایی از جان و دل
، نخستین گام در راه رسیدن به حقیقت توحید است. از این رو،در شعار اصلی توحید، یعنی:«لا اله الا الله »نفیِ خدایان دورغین، بر اثبات خدای راستین، تقدّم یافته است.
اکنون باید دیدکه: شرک چیست؟ مشرک کیست؟و آیا شرک، تنها اعتقاد به خدا بودن جمادات است؟ و آیا مشرکان، تنها کسانی هستند که اعتقاد به بت های بی جان دارند، یا مسئله، چیز دیگری است؟
شرک، در برابر توحید است و اعتقاد داشتن به نیروهای خیالی و موثر بودن آن اندر هستی و پرستش آنان در برابر موثر حقیقی، یعنی خداوند یکتاست.
موحّد، هیچ چیز راجز خداوند یگانه، در نظام هستی،موثّرنمی داند و چیزی را جز او نمی پرستد؛ نه بت های بی جان و نه بت های جانداررا.
مشرک، کسی است که جز خدای یکتا، دیگری را نیز در هستی موثّرمی داند و از غیرِاو اطاعت می کند؛ گاه جمادات را می پرستد،گاه از زور مداران اطاعت می کند وگاه، بنده هوای نفس خویش است و گاه ،هر سه را بردگی می نماید.
ازنظر اسلام، هر سه نوع شرک یاد شده، نکوهیده است و برای رسیدن به حقیقت توحید، راهی جز شرک زدایی به مفهوم مطلق آن نیست.
نکته مهمی وقابل توجّه ، این است که خطرناک ترین گونه شرک،شرک به معنای سوم (یعنی پیروی از هوای نفس) است.این شرک، سر منشأ موانع شناخت عقل و قلبی، و سرآغازِ شرک به معنای اوّل و دوم است:
«آیا دیده ای آن کس را که هوس خود را خدای خود گرفته است وخداوند، او را با این که می داند، گم راه کرده و بر گوش ودلش مُهر زده؟ پس بعد از خدا،چه کسی او را هدایت می کند؟آیا پند نمی گیرید؟!» سوره جاثیه،آیه 23
براین اساس، جناب شیخ،بُت نفس را خطرناک ترین آفت توحید می دانست و می فرمود:همه حرف ها، سرِآن بتِ بزرگ است که در درون توست.
امام خمینی قدس سره، آن عارف فرزانه و آگاه نیز می فرماید:
مادرِ بُت ها،بت نفس شماست. تا این بت بزرگو شیطان قوی از میان برداشته نشود، راهی به سوی او
_جلّو علا_ نیست. و هیهات که این بت، شکسته و این شیطان ،رام گردد!
اگر انسان درمبارزه با این بُت بزرگ پیروز شود، به بالاترین پیروزی ها دست یافته است.
راه رسیدن به حقیقت توحید
اکنون، سوال اساسی این است که :انسان، چگونه می تواند ازخود ،شرک زُدایی کند، و با شکستن بت نفس، ریشه شرک پنهان و آشکار رادر وجود خود بُخشکاند و به زلال توحید ناب، دست یابد؟
[font=B Zar]به نظر حقیر،اگر کسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به کمال واقعی برسد و از معانی توحید، بهره ببرد، باید به چهار چیز تمسّک جوید:اوّل ،حضور قلب دائم؛دوم، توسل به اهل بیت(علیه السلام) ؛سوم، گدایی شب ها؛ و چهارم، احسان به خلق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، m.hossein ، میثاق ، Admirer ، nafas ، بچه شیعه ، fafa* ، لبخند خدا ، شهیدطیبه واعظی
۰:۱۴, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
واااااااااای مخم هنگ کرد چه مردی بوده این رجبعلی خیاط
خیلی احوالاتش خاص بوده
خیلی تشکر از همتون من یکی که خیلی استفاده کردم و چیز یاد گرفتم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، m.hossein ، Admirer ، nafas ، Farzaneh ، fafa* ، لبخند خدا ، شهیدطیبه واعظی
۰:۵۴, ۹/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۰:۵۶ توسط KABOOTAREHARAM.)
شماره ارسال: #24
آواتار
شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:
فرهاد هر کلنگی می زد می گفت (شیرین جونم)و غیر معشوق خود ذکری نداشت، این دفتر را به عشق محبوب(خدا) بنویس، پارچه را به یاد او متر کن! در این صورت همه اینها مقدمه وصل است، حتی نفس هایی که می کشی به یاد او بکش!
می فرمود:
هی نگو دلم اینطور می خواهد، دلم آنطور می خواهد، ببین خدا چه می خواهد، وقتی مهمانی می دهی هر کس را که خدا بخواهد را دعوت می کنی یا هر کسی که دلت بخواهد؟ تا پیرو خواهش های دل باشی به جایی نمی رسی، دل خانه ی خداوند است،کسی دیگر را در آن راه نده، فقط بایستی خدا در دل تو باشد و حکومت کند و لا غیر، از علی علیه السلام سوال کردند از کجا به این مقام رسیدید؟فرمود «در دروازه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.»
منبع: کتاب کیمیای محبت
یه روایت یادم اومد که استادمون از علامه مصباح نقل کرد، خیلی قشنگه:
روزی نبی مکرم اسلام با نوجوانی برخورد کرد. نوجوان که از دیدن رسول خدا چهره اش گشاده و لبخند بر لبانش نقش بسته بود، خود را به پیامبر رساند. حضرت به او فرمود:
ای جوان من را دوست داری؟
گفت: به خدا قسم، آری ای رسول خدا.
پیامبر پرسید: همچون چشمانت؟
و جوان پاسخ داد: بیش از آن ای رسول خدا.
حضرت فرمود: همچون پدرت؟
جوان گفت: بیشتر از آن
رسول خدا فرمود: همچون مادرت؟
جوان باز گفت: بیشتر یا رسول خدا.
پیامبر فرمود: همچون دوست داشتن خودت؟
جوان بی درنگ گفت: به خدا قسم بیشتر از خودم .
در این جا پیامبر اکرم جوان را با سئوال دیگری آزمود و فرمود: مرا همچون پروردگارت دوست داری؟
و جوان با کمی تأمل پاسخ داد: ای رسول خدا این مقام نه برای شماست و نه دیگری. در حقیقت من شما را برای دوستی خدا دوست دارم.
با پاسخ این جوان، نبی مکرم اسلام به همراهان خود رو کرد و فرمود: این گونه باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، parisan ، Agha sayyed ، Hadith ، m.hossein ، دستهای سبز ، میثاق ، Admirer ، nafas ، بچه شیعه ، ilidin ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۰:۴۹, ۱۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #25

بالا ترین مراتب تقوا
شیخ،درباره مراتب تقوا می گفت:
تقوا، مراتبی دارد.مرتبه نازله آن، انجام دادن واجبات و ترک محّرمات است که البته بسیار خوب و به جاست؛ ولی مرتبه عالی تقوا، پرهیز کردن از غیر خداست،بدین معنا که انسان،غیر از محبت حق، در دل چیزی نداشته باشد.Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، دیدگاه نوین ، Hadith ، m.hossein ، Agha sayyed ، میثاق ، ats ، Admirer ، nafas ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۴:۵۰, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
در عالم مکاشفه شیخ رجبعلی خیاط فرهاد را دید (که شهره او در عشق به شیرین است). به فرهاد گفت: تو که اینقدر در عاشق شدن استعداد داشتی چرا عاشق خدا نشدی؟
فرهاد در پاسخ شیخ گفت: یا شیخ، راست می گوئی اما دریغ که در زمان ما کسی نبود که خدا را به ما بشناساند و الا حتما عاشق خدا می شدم. لکن شیخ بدان که بعد از مردنم خداوند مرا به شیرین رساند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دستهای سبز ، شیدا ، میثاق ، یا صاحب الزمان ، Agha sayyed ، سید هادی ، m.hossein ، Farzaneh ، Admirer ، nafas ، بچه شیعه ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۸:۱۹, ۱۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
به نام خدا

[تصویر: 3920c9915d34e234ded8a77c0aea1608.jpg?1354717656]

یکی از دوستان شیخ رجب علی خیاط نقل می‌کند که : همراه ایشان به کاشان رفتیم، عادت شیخ این بود که هرجا وارد می‌شد به زیارت اهل قبور می‌رفت هنگامی که وار قبرستان کاشان شدیم .

شیخ گفت:«السلام علیک یا اباعبدالله (علیه السلام)» چند قدم جلوتر رفتیم فرمود:«بویی به مشامتان نمی‌رسد؟»

گفتیم :«نه! چه بویی؟»فرمود:«بوی سیب سرخ استشمام نمی‌کنید؟»

گفتیم :«نه!»

قدری جلوتر آمدیم و به مسئول قبرستان رسیدیم ،جناب شیخ از او پرسید:«امروز کسی را اینجا دفن کرده‌اند؟»

او پاسخ داد:«پیش پای شما فردی را دفن کرده‌اند» و ما را سر قبر تازه‌ای برد. در آنجا همه ما بوی سیب سرخ را استشمام کردیم .

پرسیدیم :« این چه بویی است؟»

شیخ فرمود :«وقتی که این بنده خدا را در این جا دفن کرده‌ند وجود مقدس سیدالشهدا (علیه السلام) تشریف آورده‌اند اینجا و به واسطه این شخص عذاب از اهل قبرستان برداشته شد».


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، سید هادی ، شیدا ، m.hossein ، دستهای سبز ، KABOOTAREHARAM ، Admirer ، nafas ، parisan ، ilidin ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۳:۵۹, ۱۷/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۱ ۱۴:۰۲ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #28
آواتار
به نام خدا


[تصویر: et6lkxt97wnmnwucamov.jpg?1354861754]


شیخ رجبعلــی خیاط:

چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!!

اما اگر خوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:

((یـــــا خیر حبیب و محبوب... ))
یعنی: خدایا من تو را می‌خواهم، این‌ها چیه؟! ، این‌ها دوست داشتنی نیستند...


هر چه که نپاید دلبستگی نشاید ....



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، در جستجوی سختی ، Agha sayyed ، دستهای سبز ، حسن.س. ، KABOOTAREHARAM ، Admirer ، Farzaneh ، meshkat ، nafas ، بچه شیعه ، parisan ، fafa* ، لبخند خدا ، عشقم کربلا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۰:۳۶, ۲۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #29

یکی از دستور العمل های مهم تربیتی شیخ،برنامه ریزی منظم برای خلوت کردن با خداوند متعال و دعا و مناجات است که با تعبیر «گدایی در خانه خدا» از آن یاد می کرد و می فرمود:
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید،باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید.
و می فرمود:
در بیداریِ سحر و ثُلث آخر شب، آثار عجیبی است. هر جیزی را که از خدا بخواهی، از گداییِ سحر ها می توان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هر چه هست، در آن است. عاشق ، خواب ندارد و جز وصالِ محبوب، چیزی نمی خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال ،هنگام سحر است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، KABOOTAREHARAM ، Agha sayyed ، Admirer ، Hadith ، meshkat ، nafas ، بچه شیعه ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
۱۲:۱۷, ۲۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


گزیده هایی كوتاه از سخنان شیخ رجبعلی خیاط


سعی كنید صفات خدایی در شما زنده شود.خداوند كریم است ،شما هم كریم باشید .


رحیم است ،رحیم باشید
ستار است ،ستار باشید...

ای انسان خودت را بشناس

و با اوباش رفاقت نكن ،
ملكوت و ملائكه دوستان تواند.

عمل ،فقط وفقط

باید برای رضای باری تعالی و با اخلاص باشد.

اگر ما به قدر ترسیدن از یك عقرب

از عقاب خدا بترسیم ،
همه كارهای عالم اصلاح می شود.

تو برای خدا باش ،

خدا و همه ملائكه اش برای تو خواهند بود ،
من كان لله كان الله له.
مقدسها همه كارشان خوب است ،فقط ؛؛
من؛؛ شان را باید با خدا عوض كنند.
دعا كنید كه خداوند از كری و كوری نجاتتان بدهد ،
وتا هنگامی كه انسان غیر از خدا بخواهد ،
هم كور است و هم كر.

دل جای خداست

.صاحب این خانه خداست؛
آن را اجاره ندهید.

دل آیینه است .غیر خدا را در آن راه ندهید ،

كه اگر یك لكه كوچك پیدا كند زودنشان می دهد.

كار را فقط برای خدا انجام دهید ؛

نه برای ثواب ،
یا ترس از جهنم.

دلت را انبار پنبه مكن ،

سعی كن دلت خدا را نشان دهد.
اگر انسان بخواهد راحت شود ،
باید عمر خود را به خدا واگذاردكند
و هر چه او می خواهد .


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، حسن.س. ، Hadith ، Agha sayyed ، Farzaneh ، فاطمه خانم ، Admirer ، nafas ، parisan ، fafa* ، لبخند خدا ، فدک زهرا ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شعر منتشر نشده‌ای از «شیخ رجبعلی خیاط» در وصف امام علی(علیه السلام) فدايي ولايت 1 1,684 ۲۰/شهریور/۹۱ ۱۹:۳۹
آخرین ارسال: zarati313

پرش در بین بخشها:


بالا