|
قدم اول: وجود خدا اینگونه ثابت میشود!!!
|
|
۱۲:۱۶, ۲۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۱ ۱:۲۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام به همه منتظران حضرت یار
در تاپیک قبلی خوب مباحث وجود خدا بیشتر جنبه شهودی و علمی و از روی براهین نظم در عالم بود که این حقیر به شدت مخالف آن براهین هستم و ادعای من این است که نمیشود با آن موارد به اثبات آن خدایی که ما با مذهبمان قبول کرده ایم برسیم... در عوض براهین دیگری است که با تکیه بر عقل محض جلو آمده است و بسیار محکم و عالی است و به واسطه آنها نه تنها وجود خدا اثبات میگردد بلکه به تکیه بر آنها میتوان صفات و افعال خداوند تبارک و تعالی را نیز اثبات کرد. به همه دوستان همین جا میگم که مطالبم را به عمد copy و paste نمیکنم البته همه اش از روی مطالب بزرگان این فن است ولی به عمد خودم تایپ میکنم و چون دارم با تمام وجودم روش کار میکنم لذا ازتون میخوام واقعا با من جلو بیایید تا به یک جای مناسب و خوب برسیم... این بحث باید به صورت مکالمه ای و گفتمانی باشد ... اگر امر خاصی دارید بفرمایید من به گوشم... |
|||
|
| آغاز صفحه 33 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۸, ۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #321
|
|||
|
|||
|
داداش گلم وقتی میگویید یک چیزهایی از مسلمات تاریخ هست و یک چیزهایی هم اشتباه یعنی فاتحه. از لحاظ منطقی ما نمیتوانیم به استدلالی تکیه کنیم که بخشی از آن صحیح و بخشی(نمی گم غلط) مبهمه... درسته؟
|
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۳ ۱۴:۰۸ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #322
|
|||
|
|||
|
آقا سید ما با استفاده از مسلمات تاریخ اینکار را می کنیم نه اشتباهات و روایات ضعیف.
اینکه یک قسمتی از تاریخ برخی مورخان غلط است دلیل نمی شود که همه چیز تاریخ غلط باشد و باز هم دلیل نمی شود ما به قسمتی از تاریخ غلط استناد کنیم تاریخ استدلال نیست که با غلط بودن قسمتی از آن همه ی آن غلط شود. در اینباره در پست #318 بیشتر توضیح دادم |
|||
|
|
۱۴:۲۰, ۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۳ ۱۴:۳۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #323
|
|||
|
|||
(۳/تیر/۹۳ ۱۴:۰۶)m.hossein نوشته است: آقا سید ما با استفاده از مسلمات تاریخ اینکار را می کنیم نه اشتباهات و روایات ضعیف. گویا ارسال قبلی ام را دقیق مطالعه نفرمودید. سوال من در این است اون شخص مقابلتون که شما واقعه ای را برایش از تاریخ شرح می دهید از کجا باید بداند این استدلال شما از مسلمات تاریخ است یا از موارد ضعیف؟؟؟؟ حتی اگر شما حقیقتا از مسلمات تاریخ واقعه ای را بیاورید شاید او بخواهد دلیل بیاورد که نه اینکه شما میگویی از روایات ضعیف است و حرف من از مسلمات تاریخ. اینگونه خیلی سخت می شود. یعنی به سختی میتونید او را متقاعد کنید. میتونم بیشتر توضیح بدهم؟؟؟ ببین مثلا ما یه قاعده داریم: 1)اگر P باشد آنگاه Q می شود. 2) الان P هست. نتیجه: الان Q هست. استدلال فوق را شما در هر زبانی و با هر سنی که مورد مطالعه قرار دهید، نتیجه همین می شود. هیچ نیازی هم به صدق و کذب عوالم خارج از ذهنتان ندارید. ما در مقابل یک خصم زمانی که میخواهیم محاجه کنیم از این دست استدلال ها باید استفاده کنیم. |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #324
|
|||
|
|||
|
استاد سبحانی در مقدمه ی کتاب فروغ ابدیت نوشته اند: تاریخ آزمایشگاه تجربی نیست.
یک سری چیزها هست غیرقابل انکار مثلا کی می تواند بگوید واقعه ی شهادت امام حسین(علیه السلام) واقع نشده؟ یا که می تواند بگوید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مسلمانان اصلا سختی نکشیده اند و خیلی چیزهایی از این دست من به این چیزها می گویم مسلمات که اینها غیر قابل رد هستند.(اینها فقط در حد مثال بودند) و اما در مورد استدلال 1- آیا می توانید با این استدلال از هیچ به خدا برسید؟ 2-خوب آقاسید استدلالی که نوشتید خیلی شبیه چیزی است که من می خواهم بگویم من استدلال را برعکس می کنم 1-اگر P نباشد آنگاه Q نمی شود. 2- الان P نیست. نتیجه: الان Q نیست. 1- اگر خدا نباشد آنگاه پیامبری نیست(دروغ می گفتند) 2- الآن خدا نیست در نتیجه: الآن پیامبری نیست. برای اثبات عدم وجود خدا فعلا فقط کافیست که اثبات کنیم پیامبران همه دروغ می گفتند نه؟ |
|||
|
|
۱۵:۲۹, ۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۳ ۱۵:۳۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #325
|
|||
|
|||
|
خب اگر کسی در روایات تاریخیش اعمالی از پیامبران را بیاورد که از دروغ هم بدتر بوده است چی؟ من نمیخواهم بگویم او درست میگوید، در اون زمان شما چگونه میخواهی پاسخ او را بدهی؟
او مثلا بگوید حضرت داود فلان کار خاص را کرده است؟ شما چه میخواهی بگویی؟ می خواهی از آثار خودتان بیاورید دیگر؟ او میگوید چرا از کتابهای من شاهد مثال نیاوریم؟ که اگر به تعداد هم باشد تعداد آن جور کتب بیشتر است. |
|||
|
|
۱۵:۴۵, ۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #326
|
|||
|
|||
نقل قول:خب اگر کسی در روایات تاریخیش اعمالی از پیامبران را بیاورد که از دروغ هم بدتر بوده است چی؟ من نمیخواهم بگویم او درست میگوید، در اون زمان شما چگونه میخواهی پاسخ او را بدهی؟کاملا صحیح می فرمایید آقا سید که تاریخ ضد و نقیض زیاد دارد. آقا سید به نظر من اگر خدا راه ساده ای برای رسیدن به خودش نگذاشته باشد به درد نمی خورد. به نظر من یکی از راه های ساده تاریخ است چون یکی از فلسفه های وجود تاریخ عبرت و پند است و ما می توانیم قسمتی از حرف های تاریخ را محکم بدانیم آنهم از راه های زیر. الآن روایات دروغی داریم در مورد پیامبران و داریم و من رد نمی کنم مانند شراب خواری و ... و حتی در مورد پیامبر خودمان اما مگر می شود یکی هم خوب باشد و هم بد؟ در عین حال که خوب است بد باشد؟ یعنی دو صفت کلی متضاد را با هم داشته باشد فقط کافی است ثابت کنیم رسول اکرم(ص) راست می گفتند آن وقت ثابت می شود حداقل پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده راست می گفتند ولی در مورد تاریخ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خوب فقط مورخین آن زمان و تقریبا عرب زبان می توانند بگویند که تاریخ پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چیست و علاوه بر آن همین ها قرآن را قبول داشتند پس بنابراین تاریخ پیامبر اگر که با قرآن جور در نیاید قبول نمی کنیم زیرا اگر قرآن در مورد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دروغ می گفت همان موقع دست آویز کفار همان جا می شد پس بعنوان اینها تاریخ قرآن درباره ی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبول می کنیم وقتی تعداد زیاد این حرف ها با معجزات قرآن و اعجاز دیگر و دلایل عقلی و نقلی و علم حدیث سخنان ائمه جمع شود اثبات کاملی برای خدا می شود. نه؟ |
|||
|
|
۱۵:۵۵, ۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #327
|
|||
|
|||
|
احسنت بر شما برادر گلم. حالا شد.
بله اجتماع تناقض محال است لذا استدلال شما در مورد زندگی پیامبران به نکته ی خاصی نمی رسد، چون شما مثبت میگید طرف مقابل منفی. باید از وجه اشتراک رفت جلو. در ضمن راه ساده است ولی دقیق. ساده و دقیق میتوانند با هم جمع شوند. اتفاقا باید و باید راه خدا شناسی دقیق باشد تا خدای نکرده جلوترپایمان نلغزد. نکته بعد که بسیار مهم است: راه اثبات صداقت و عصمت انبیاء مطالعه زندگی شان نیست، بلکه برهان کاملا عقلانی دارد که به وقت خودش گفته شده است. قرآن هم نمیتواند به تنهایی بیانگر این قضیه باشد دلیلش این همه اختلافات فرقه ای بین خود مسلمانان در مورد سیره رسول الله هست که هرکدام خودشان را بر حق می دانند. |
|||
|
|
۱۳:۰۴, ۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #328
|
|||
|
|||
|
آقا سید بسم الله(دوستان فعلا بحث در مورد راه های گوناگون اثبات خداست که بنده از استاد گرامی خودم دارم می پرسم)
1- از پاسخ شما استنباط شد که شما می فرمایید هیچ گونه روایت کامل و کاملا مستدل در مورد زندگی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وجود ندارد که ما بتوانیم به آن استناد کنیم. 2- اگر به حدیث ثقلین دقت کنیم اکثر قریب به اتفاق مورخین و علما می گویند کتاب الله مشترک است یا مثلا می بینیم برخی جسارت کرده و کتب مثلا صحیحین را در کنار قرآن قرار می دهند ولی قرآن را قبول دارند آیا نمی شود برای تاریخ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به قرآن رجوع کرد؟ آیا معتقد نیستید اگر من در زمان خودم دروغی بگویم ودر کتابی به اصطلاح خودم آسمانی ثبت شود کفار که دشمنان من هستند خودشان به قدری زرنگ هستند که اعتراض می کنند 3- اگر نمیشود از چیزی که هست به خدا رسید پس چرا خداوند در آیات مکررا به نشانه ها اشاره کرده و می فرماید در آنها تعقل و تدبر کنید و از آنها عبرت گیرید؟ |
|||
|
|
۱۵:۴۱, ۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #329
|
|||
|
|||
|
هیچ گونه؟؟؟ نه من این را عرض نکردم.
عرض بنده در این است ما باید سراغ منابعی برویم که هیچگونه خلل و لغزشی در آن راه ندارد. به این گزاره توجه فرمایید: 1- همه کبوترها پرنده هستند. (مسلم بدانید که هیچ کبوتری نمی توان پیدا کرد که پرنده نباشد) حالا به گزاره بعدی عنایت کنید: 2- همه کبوترها سفید هستند. (براستی میتوانید این را با قطعیت کامل بگید؟؟؟ ) هر دو جمله بالا یک کلیتی را برای کبوتر اثبات کردند، ولی یک تفاوت اساسی دارند. گزاره اول دارای مثال نقض نیست، یعنی نمیتوانیم کبوتری را پیدا کنیم که پرنده نباشد. ولی گزاره دوم به مراتب دارای مثال نقض هست، مثل همین کبوتران نوک مدادی رنگ(رنگش را درست گفتنم؟؟؟) در این جا هم به همین گونه است. اگر بخواهم بگویم پیامبر دارای عصمت هست نمیتوانم بر اساس تاریخ و سیره ایشان بگویم، چون شاید مثال نقضی پیدا شود. البته این مثال نقض در کتب مخالفین هست، ولی شما دیگر در اثباتش می مانید. میخورید به بن بست. بله مثال های معمولی هم هست که خیلی هم زیادند مثل همین ثقلین که شما فرمودید که هم ما قبول داریم و هم اونها، (مثل وجود یک کبوترسفید) ولی وجود یک، دو و حتی هزاران کبوتر سفید نمیتواند ضامنی برای صحت این جمله باشد که همه کبوتران سفید هستند. متوجه شدید؟ اگر نه بفرمایید که بیشتر توضیح بدهم. 2- در مورد قرآن کرم هم قبلا عرض کردم.به علت بطن های فراوان و وجود محکمات و متشابهات در تبیین و تفسیر در بسیاری از آیات قرآن اختلاف هست، و اصلا یکی از دلایل اثبات ضرورت امام هم همین است. که در بین اقوال ضد و نقیض به سخن ایشان رجوع کنیم. لذا این مسئله هم نمی تواند پایه ای استوار برای بحث باشد. 3- نه اتفاقا ما از چیزهایی که هست (موجودات) به خداوند می رسیم. اساسا نظریه اثبات وجود خداوند متعال از راه وجوب و امکان حول مسئله وجود می چرخد. |
|||
|
|
۲۰:۲۲, ۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #330
|
|||
|
|||
|
حالا بگذارید تنفسی شود و بعدا مزاحمتان می شوم اما یک سوال در مورد مورد 2
آیا قرآن در زمینه ی شرح تاریخ محکم و متشابه دارد؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| وجود خدا را ثابت کن؟! | Abasaleh | 85 | 35,423 |
۱۹/شهریور/۹۲ ۰:۱۶ آخرین ارسال: علی ع |
|
| ایا اسلام این است؟ایا اینگونه میشناسندش؟ چرا؟!! | وحید110 | 68 | 28,930 |
۲۳/آبان/۹۱ ۱۵:۰۳ آخرین ارسال: mahdy_mir |
|
| ثابت کن خدا خوب است! | One to be | 31 | 17,452 |
۲۹/آبان/۹۰ ۰:۳۲ آخرین ارسال: محمود |
|









