|
پاتوق گردان های بیداری اندیشه
|
|
۱:۳۸, ۱۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام گردان 41 نفره ی اول را گردان علی بن ابیطالب مینامم و گردان 41 نفره ی دوم که در حال تکمیل است را گردان سید الشهدا مینامم هر کسی هر اسمی که دوست داشت میتواند بگوید گردان های اول و دوم تالار بیداری اندیشه به خودمون باید حالی بکنیم که میخواهیم سرباز شویم نه نه نه به نظرم بهتر است به خود حالی کنیم که میخواهیم عبد شویم (عبد اوست کریم) و در نتیجه عبد واقعی در مقابل امامش سمعاً و طاعتاً هست کسی هم که سمعاً و طاعتاً شد خوب مشخصاً إن شاء الله نامش در لیست سربازخانه هم نوشته خواهد شد جان من باور کنید که قرار نیست شیعیان مریخ مقدمات ظهور را فراهم کنند آثار دعای خیر دوستان را در زندگی شخصی و احوالات شخصی خودم خدا وکیلی حس میکنم چرا هر کدام از ما نباید این نشان افتخار را دریافت نکنیم یا کاشف الکرب عن وجه المهدی [/font] رفقای خوب من همسنگرانم من هر بار که با حضرت استاد مشورت میکنم برای حل مشکلات ایشان به 3 چیز شدیداً تأکید 1- ساعت خلوت باخدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 2- تضرع به درگاه خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 3- توسل به اهل بیت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایشان تأکید عجیبی دارند بر ساعت خلوت داشتن ساعت خلوت معنایش این نیست که مثلاً در روز لحظاتی به یاد خدا باشیم و با خدا خلوت کینم مسأله فراتر از این است ساعت خلوت چیزی شبیه نماز است چطور اذان که میگویند باقی کارها را تعطیل میکنیم حال هر چه میخواهد باشد ساعت خلوت هم همین طور است زمانی در شبانه روز است(بهترینش لحظاتی پیش از اذان صبح است) که در آن لحظه زمان ملاقات خصوصی من با خدا خودم هست همه چیز تعطیل من میمانم و خدایم دعا و تضرع و مناجات من است و الطاف و رحمت رحیمیه ی پروردگارم فقط من و خدا و اظهار فقر و عجز من و اظهار امید من به خدایم اقرار به قصور و ناسپاسی من و حنان بودن پروردگارم دوستان من میدانید حنان یکی از اسامی خداوند است اما آیا میدانید حنان به چه معناست حنان یعنی بسیار بازگشت کننده به سوی کسی که از او دوری میگزیند الله اکبر چقدر این نام خدا زیبا است از وقتی معنی این نام خدا را فهمیدم مرتب با این نام خدا را صدا میزنم چون خودم را میشناسم که با اعمال و رفتار و گفتارم در عمل کسی هستم که از خدا دوری میگزیند اما وقتی خدا را با این اسم صدا میزنم معنایش این است که : اوست کریم خودت گفتی بسیار بازگشت کننده ای به سوی منی که عملم در حال دوری گزیدن از تو هستم در پیچ و خم های امتحانات زندگی اما معتقدم که تو خدایی هستی که بسیار بازگشت کننده ای خلاصه رفقا زیاد سرتون رو درد نیارم اینجا پاتوق گردان های آماده باش بیداری اندیشه است ما یک گفتگوی منتظران داریم در تالار اونجا ویژه دلدادگان یوسف زهرا است محاسن و کارکرد های ویژه ی خود را هم دارد اما اینجا کسی باید بیاید که خود را حقیقتاً مشغول آماده سازی برای حضرت حجت میداند سعی میکنم در پستهای خودم در این تاپیک مطالبی رو به دوستان تقدیم کنم که حقیقتاً به درد خودم خورده معارفی که مقادیری شاید در فضای عمومی تالار به این سبک و سیاق آنها را بازگو نکنم این جا به قولی اتاق خصوصی کسانی است که در حال آماده کردن خود هستند برای روزهای سختی که امتحان بندگی را باید پاس کنند علاوه بر عشق به حضرت حجت ، اینجا نیازمند حس مسئولیت هم هستیم مراقبتمان از اعمالمان ، رفتارمان با اطرافیانمان و کسانی که بر گردن ما حق دارند و حق الله و حق الناس و حق النفس را و.... باید حسابی رو به بهبود باشد یک نکته ی بسیار مهم از نکته های حضرت استاد ایشان میگفتد رستگاری با عمل حاصل نمیشود رستگاری بی عمل هم حاصل نمیشود پس چه خاکی بر سرمان بریزیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عمل را انجام میدهیم اما به عمل خود اتکا و اعتنا نباید بکنیم ، امید و اتکای ما فقط و فقط باید به فضل خدا باشد فضل میدانید یعنی چه یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یا علی منتظران و عاشقانی که میخواهند مسئولیت هم بپذیرند و عزم بندگی کردن خدا را دارند [font=Arial] التماس دعای فراوان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگه حقیر رو هم دعا نکردید بی زحمت پدرومادر حقیر رو دعا بفرماید االلهم صل علی محمد و آل محمد اللهم عجل لولیک الفرج االلهم صل علی محمد و آل محمد |
|||
| آغاز صفحه 25 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۴۸, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #241
|
|||
|
|||
(۸/خرداد/۹۱ ۷:۰۵)neda نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمواقعا هم خاک بر بسری داره.زمانی آدم متوجه میشه که دیگه خیلی دیره. اونم وقتیه که ببینی شخصی که براش نسخه پیچیدی، حالش خوب شده وهنوز خودت انگشت حیرت به دهان توی کوچه های تردید پرسه میزنی که آیا براخودم هم این نسخه خوبه یا... مثل داستان معلمی که به شاگردش میگه با خوندن اون سوره قرآن میتونی از روی آب رد بشی.شاگرد به گفته معلم اعتماد میکنه و ازآب رد میشه و معلم فقط یه کار ازش بر میآد؛ نگاه کنه و... |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #242
|
|||
|
|||
|
دوستان ما چقدر به فکر همدیگه هستیم؟....
کسی از محمدصدرا خبر داره چند روزه نیستش؟ |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #243
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام دوستان... اول اینکه خیلی وقته تصمیم گرفتم دیگه به تالار نیام چون متاسفانه گاهی زیاد اومدن به تالار باعث میشه وظایف مهم تر زندگی رو فراموش کنیم...(هرچند با اضافه شدن تعدادی از بستگان نیومدن جدا کار سختی شده )حتی از گردانم هم انصراف دادم تا به بهانه خواندن پست های اینجا هم نیام تالار. اما تاپیک قدم به قدم با زیارت جامعه کبیره رو همراه یکی از دوستان تا آخرش هستیم اگر خدا بخواد و توفیقی باشه... این پست یکی مونده به آخریه قدم به قدم با جامعه کبیره هم خلاصه پست های تاپیک تا اینجا هستش و پست آخریش هم اولین بخش از خلاصه خلاصه شرح ارزشمند علامه جوادی آملی (به نام ادب فنای مقربان) هست که توضیحش رو تو تاپیک نوشتم. از همه کاربران محترم تالار در خواست حلالیت دارم ببخشید اگر گاهی با صحبت های اضافه وقتتون رو گرفتم... إن شاء الله تو این دنیا و دنیای دیگه سربلند باشید یا علی (علیه السلام) مدد |
|||
|
|
۱۹:۴۶, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #244
|
|||
|
|||
(۹/خرداد/۹۱ ۱۵:۱۵)Havbb 110 نوشته است: دوستان ما چقدر به فکر همدیگه هستیم؟....بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا علیٍّ الهادی (علیه السلام) محمد صدرای عزیزمون در گیر امتحانات پایان ترم دانشجوهای جدیدشه . البته امیدواریم که همه دوستان خوب تالار در صحت و سلامت باشند ، خودشون و خانوادشون. اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #245
|
|||
|
|||
(۹/خرداد/۹۱ ۱۸:۳۶)یا ثارالله نوشته است: بسم الله الرّحمن الرّحیم بسم الله سلام دلم گرفت، بچه ها یکی یکی دارن میرن .....! از بقیه شنیدم و تو کتابا خوندم ، با این پست یه لحظه یاد شب عملیات های جبهه افتادم که دوستان قدیمی و شفیق با هم خداحافظی میکردن ...... آدم برا موندن سینه ش فشرده میشه و غم همه ی وجودش رو میگیره ...... راستی اصلا بهش فکر کردین که اون رزمنده هایی خدایی چه جوری فردای عملیات، وقتی دیگه دوستان خداییشون کنارشون نبودند .... با چه سنگینی نفس میکشیدن .....؟ من خودم وقتی از دوستای خوبم که منو به یاد خدا مینداختن، تو دوره ی دانشجویی، و بعد اتمامش جدا میشدم کمی این حس رو درک کردم .... واقعا سنگینه .... اون لحظات فقط به مرگ فکر میکردم، همش حس میکردم از یه کاروان جا موندم ...... حالا این حس با شرایطش کجا و حس شب و فردای عملیات کجا ............ از یه اسم روز قیامت خیلی میترسم، حس میکنم خیلی از زجرای معنویش به اون مربوط شه و اونم روز حسرت بودنشه .... روز تغابن ......... خیلی از حسرت کشیدن روز قیامت میترسم همیشه هم از خدا میخوام که کمکم کنه تا به اون مبتلا نشم، اما آیه ی قرآنه، حرف خداست، منم که بنده ی عاصی خدام ........ خدایا ..... نمیدونم گناهام میذارن بشنوی صدام رو یا نه ..... من که از خودم بدم میاد و به شدت زده شدم ، تو رو نمیدونم ! همش میخوام از خودم فرار کنم اما به خودت قسم روم نمیشه به سمت توام بیام ...... نذار من تو قبرم با خودم تنها بمونم ، من از خودم میترسم ......... دستم رو بگیر خدا ...... بدجور غرق شدم ......... میترسم دیگه راهی برام نمونده باشه ......... کم من ثناء جمیل لست اهل له نشرته ........ |
|||
|
|
۲۳:۰۰, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #246
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان .
راستش من هم از خداحافظی یا ثار اللّه دلم خیلی گرفت . ما اینجا خیلی به بودن هم عادت کردیم . یکی که کم میاد تالار یا می خواد بره دل هممون میگیره و دلتنگش میشیم . من این تالار و فضاش رو خیلی دوس دارم . خوشحالم در بین بچه مذهبی هایی هستم که دارن تمام سعی خودشون رو میکنن که مثل پرنده ها بتونن پرواز کنن . فقط هم به فکر خودشون نیستن . به بقیه هم دارن کمک میکنن تا اون ها هم بتونن پرواز کنن . من اینجا یاد بهشت میافتم بچه ها . امیدوارم همتون موفق باشید . هرجایی که هستید . |
|||
|
|
۷:۴۵, ۱۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۷:۵۰ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #247
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام چند روزی بود احساس میکردم تالار و یا همین پاتوقمون ساکت شده... گفتم شاید به خاطر حال و احوال خودمه... یا گفتم شاید به خاطر ماه رجبه... و این سکوت، سکوت خوبیه... شاید مقدمه خوبی باشه... اما گویا یه چیزیمون شده... اول از همه خودمو میگم.... نمیدونم.... دیشب هرچی توی تالار خوندم نا امیدی بود... رفتن بود... گویا منتظر رفتن بودیم... و من بیشتر.... اما... اما هنوز هم امیدی هست... بازم با صاحبش حرف میزنم... مثل دفعه قبل... آقا سلام بازهم به دعای شما نیازمندیم... یعنی همیشه به دعایتان نیاز داریم اما الان بیشتر...پاتوقمان این بار خلوت نشده... گویا حس و حالی ندارد... شورش رفته... میشه دعامون کنید؟؟؟ باز هم... مثل همون اوایل... آقا ما که جز شما کسی رو نداریم... یکی هم میگفت شما به جز ما شیعیان دست و پا شکسته کسی رو ندارید.... وقتی اینو شنیدم تازه فهمیدم چرا به شما میگن غریب... ولی آقا ما هم غریبیم... از همه چیز... شما در بین ما غریبید... و ما در خود نیز غریبیم.... دعایمان کنید... انگار کم آوردیم... و من از همه بیشتر... و تنها به امید شما مانده ام.... دفعه قبل که با شما صحبت کردیم، شما، ما را به عباستان(علیه السلام) حواله کردید... (تنها دوهفته بعدش اسامی دوستان توی ضریح عباس(علیه السلام) انداخته شد....) یادمه بعدش پاتوقمون دیگه خلوت نبود!!!!!!! میشه این بار هم باز سفارش ما رو بکنید؟؟؟؟؟؟ عباس جان(علیه السلام) سلام کم آوردم .... هر کاری هم میکنم خوب نمیشه... داره طولانی میشه... و من میترسم... میترسم که به گذشته بازگردم... یعنی دارم باز میگردم... عباس جان(علیه السلام)، گویا از برادریمان خسته شدی؟؟؟ گویا تحملم برایتان سخت شده... تحمل خودم هم برای خودم سخت شده... خیلی... چیکار کنم؟؟؟ میشه دعایمان کنید؟ چشمانم را میبندم... مینشینم پشت خیمه گاهش... همان خیمه ی بزرگی که جلوتر از بقیه خیمه هاست... همان خیمه ای که برای ورود به بقیه خیمه ها باید ازش عبور کنی... دستانم را به شبکه های خیمه گاهش گره میکنم... به یاد سه ماه پیش... مینشینم منتظر... شما هم بنشینید... عباس(علیه السلام)، دلی بزرگ دارد... تمام بدی هایمان، تمام قول ها و عهدهای وفا نکردمان، تمام اذیتهای عزیزشان مهدی فاطمه(عج... در دلش جا میگیرد... ولی باز هم دعایمان میکند... مینشینیم منتظر.... شاید نظری افکند... اما عباس جان(علیه السلام) حتی اگر نظری هم نبود، اجازه بدید همچنان بنشینیم و بمانیم... آخه آقا کجا بریم توی این دنیای غریب؟؟؟؟؟؟؟؟ یا کاشف الکرب الحسین (دوستان ببخشید یه جاهایی رو جمع بستم... حلال کنید....)اکشف کربی بحق اخیک الحسین ------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوستی که گفتید نقل قول:خجالت میکشم زیر اسم ایشون زندگیو رو به بی خیالی طی کنم .......... مطمئن باش که طی کردن زندگی به بی خیالی زیر اسم عباس(علیه السلام) عاقبت کار خودش رو خواهد کرد... آیا با وجود چنین آقایی رفتن جایز هست؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------- در مورد(۹/خرداد/۹۱ ۱۸:۳۶)یا ثارالله نوشته است: حتی از گردانم هم انصراف دادم تا به بهانه خواندن پست های اینجا هم نیام تالار. دوست عزیز، برای دعا کردن در حق دوستانتان نیازی به بودن در تالار نیست... مثل همه دوستان غیر از تالار که عضو گردانها هستند... برگرد دوست خوبم... |
|||
|
|
۱۱:۰۳, ۱۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۴:۱۱ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #248
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا علیٍّ الهادی (علیه السلام) وقتی عباراتی مثل (۹/خرداد/۹۱ ۱۸:۳۶)یا ثارالله نوشته است: حتی از گردانم هم انصراف دادم تا به بهانه خواندن پست های اینجا هم نیام تالار. را می خواندم یاد واقعه سال 60 هجری قمری افتادم . بی اختیار دلم طوفانی شد . تمام وجودم بدرد آمد ، اگر آدم خودداری نبودم حتما میگریستم ، یادتون هست در آنزمان هم به بهانه زن و فرزند و کشت و زرع و رمه های بسیار و بدهی و ... امام زمانشان حسین را یاری نکردند . چند نفر از حضور در تالار انصراف دادند . چند نفر از گردانها رفتند ، گردان اول : 5- یا ثارلله (رضوانه) :---ایشان از حضور در گردان انصراف دادند برایش دعا کنید اعمالش خالص شود. 6- سید احمد (سید احمد) : --- ایشان فعلا از حضور در این گردان انصراف داده اند برام دعا کنید که خدا بهم کمک کنه تا بتونم حرف و عملم رو یکی کنم. 12-در جستجوی سختي (پژمان) : ---ایشان از حضور در گردان انصراف دادند گردان دوم : 9- Ramin-GH (رامین) :---ایشان از حضور در گردان انصراف دادند 19- فدک زهرا (زهرا) : ---ایشان از حضور در گردان انصراف دادند برا من دعا کنید آقا مخصوص من رو برا خودش یه یار 100 درصدی تربیت کنه و تا آخر عمر خرج خودش بشم و آخرشم تو راه خودش جونم رو فدا کنم... 20- netlog36 (مهدی) : ---ایشان از حضور در گردان انصراف دادند و.... آیا حضور در تالار لیاقت میخواهد ؟؟؟؟؟ آیا حضور در گردانها لیاقت میخواهد ؟؟؟؟؟ چگونه برایتان دعا نماییم ، حال آنکه خود نمیخواهید که خدایی شوید ؟ چگونه برایتان بهترینها را بخواهیم ، حال آنکه در کلاسهای معرفت شناسی حضورتان با عدم همساز است ؟ نمیدانم ، نمیدانم کِی میخواهیم خدایی شویم ، نمیدانم . صلاح مملکت خویش خسروان دانند .. برادر کوچکتان ، آقا سَیّد اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۱:۱۲, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #249
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۲:۵۳, ۱۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۱ ۹:۵۸ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #250
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه من تا حالا به این تاپیک سرنزدم...یعنی نبودم که سربزنم ![]() بچه ها من از همه شما کمترم...به خدا راست راستشو گفتم... ولی همیشه یه جمله رو تو ذهنم مرور می کنم که بابام خیلی وقت پیش بهم گفت: " گر دل شکسته ای دعاگویتان شود، بهتر از این که خود نشسته و عمری دعا کنید" خدا میدونه چقدر به این جمله معتقدم...با اینکه خودم خیلی حقیرتر از اونم که واسه کسی دعا کنم ولی اینو میدونم خدا باید لیاقت بده که بتونی واسه کسی دعا کنی...هروقت خواستم دعا کنم اول واسه بقیه دعا کردم بعد گفتم خدایا از برکت وجود این آدمای خوب یه نگاه به منم بنداز...این جمله التماس دعا رو خیلی دوست دارم چون تنها التماسی هست که از ته دل میگم و خجالت هم نمی کشم...الان که این تاپیک رو خوندم خدا میدونه چقدر ذوق کردم که بتونم جز این گردان ها باشم...البته اگه لیاقتش رو داشته باشم... اگه دوست داشتین من کمترین رو هم جزء خودتون حساب کنید بعد بگید باید چیکار کنم...فقط بگمآآآآآآآ دعا کنید بتونم پای عهدم بمونم... یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| یه پیشنهاد!!! آیا عملی میشه!!! قرارگاه بیداری اندیشه! | مهدی2012 | 13 | 5,643 |
۹/بهمن/۹۴ ۲۲:۱۵ آخرین ارسال: سعدی |
|
| راهنمای تاپیکهای گردانهای بیداری اندیشه | Tolou | 2 | 3,186 |
۲/خرداد/۹۳ ۱:۵۶ آخرین ارسال: ساجد |
|
| گردان قاسم بن الحسن (آماده سازی برای گردان حسن بن علی) | علی 110 | 39 | 26,305 |
۱۶/فروردین/۹۳ ۱۱:۵۶ آخرین ارسال: الهی313 |
|
| وضعیت قرمز ...!!!((ویژه گردانهای بیداری اندیشه )) | ساقی | 14 | 10,809 |
۸/تیر/۹۲ ۸:۰۲ آخرین ارسال: ساقی |
|
| آماده باش گردانهای بیداری اندیشه! (اطلاعیه ها شماره 10 اضافه شد!) | علی 110 | 24 | 17,547 |
۱۱/تیر/۹۱ ۱۹:۲۶ آخرین ارسال: علی 110 |
|












)

