|
گفتگوی منتظران
|
|
۱:۲۵, ۲/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۰۲ ۱۷:۳۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه وعلى آبائه في هذه الساعة وفي كل ساعة وليا وحافظا"وقائدا"وناصرا"ودليلا" وعينا" حتى تسكنه أرضك طوعا" وتمتعه فيها طويلا" برحمتك يا أ رحم الراحمين .وصلى الله على سيدنا محمد وعلى آله الطيبين الطاهرين سلام این تاپیک مخصوص آقا و منتظران آقاست راستش من از فضای کلی تالار راضی نیستم و برام خسته کننده هست خیلی بده مدیری این حرف و بزنه و حتماً اشکال از من هست اینجا به نظرم خیلی مباحث حاشیه وجود داره که اینم ممکنه نظر غلط شخص من باشه عجالتاً از آنجا که یه مرضی پیدا کردم و از هرچی که ارتباطی با آقام پیدا نکنه حالم به هم میخوره اینجا منحصراً در مورد آقام صحبت میکنم هر که دارد هوس کرببلا بسم الله هر که دارد هوس روی نگار بسم الله اینجا فقط حرف از یوسف زهرا هست حرف از غربتش (حتی تو این تالار) حرف از بی وفایی هامون اینقدر میگیم تا یه کم محبتمون بیشتر بشه این یکی از وظایف منتظران هست گفتگو در مورد آقامون البته یاد امام با کلام یکی از تکالیف هست اما وصف العیش نصف العیش چند نفر دلشون میخواد توی نمازی شرکت کنند که توی مسجد کوفه برگزار میشه توی صف اولش عیسی علیه السلام و خضر عیله السلام و سلمان و مالک اشتر و اصحاب کهف قرار دارند؟؟؟؟؟؟ چند نفر دلش میخواد زیر سایه منتقم خون حسین فریاد بزنه یا لثارات الحسین اینجا فقط مال عاشقای دلسوخته ی مهدی هست که شب و روز که میاد و میره لحظات با آقاشون خلوت میکنن وقتی خورشید میره پشت ابر به آسمون نگاه میکنن و میگن اللهم عجل لولیک الفرج وقتی بارون میاد و میدونن وقت استجابت دعاست میگن اللهم عجل لولیک الفرج اگه گذرشون به حیات مسجد الحرام افتاد قبل هر چی میگن اللهم عجل لولیک الفرج زیر قبه ی امام حسین تو کربلا اگه خدا قسمتشون کرد و میدونن اینجا دعا مستجاب میشه میگن اللهم عجل لولیک الفرج اینجا جایی که دلم میخواد باحالترین قصه های تشرف که شور و سوز و گداز و تو آدم میندازه رو از منتظرای مهدی بگذارید اینجا جایی که دلم میخواد خدا بهش برکت بده تا دلم باز بشه یکم تا با خودم بگم نه بابا دیگه وقتشه آقام اونقدرام قریب نیست شاید مشکل از منه نمیدونم اما وقتی با خودم فکر میکنم آقام هر روز گریه میکنه و به قول خودشون خون گریه میکنه و من بی خیال و بی توجه روزم شب میشه و شبم روز میشه یه جوریم میشه شاید مشکل از منه بچه ها کی میدونه امام زمان تو قنوت نمازشون چی میگن؟ یه راهنمایی کنم توی کتاب مهج الدعوات تألیف سید طاووس اومده وقتی خوندم برای آقام گریه کردم اینجا جایی هست که دوست دارم رفقا بیان بگن آقا ما داریم زیارت عاشورا میخونیم داریم نماز شب میخونیم داریم انفاق میکنیم میگیم و این گفتن همون توصیه به حقی هست که خدا توی سوره والعصر گفته بگید به هم میگیم تا شوق بندگیمون بیشتر بشه اینجا جایی هست که از آقا میگیم رفقا من از شما شرمنده هستم والله قسم من لایق عنوان مدیر بخش مهدویت نیستم و اینم خوب میدونم منی که یه مشت اطلاعات شاید فقط دارم و رفتارم به منتظر که هیچ به شیعه که هیچ شاید به زور به محب بخوره،شما به بزرگواری خودتون ببخشید بیاید اینجا در مورد امامتون هر چی میخواید بگید ولی بگید این پست اگه خالی بمونه یعنی منتظری نیست که بخواد گفتگو کنه البته شاید من اشتباه فکر میکنم من رو حلال کنید و دعا کنید برای تالار یه مدیر لایق در بخش مهدویت پیدا بشه که از شر حقیر هم خلاص بشید برای پدر و مادر من اگه شد دعا بفرماید یا علی و امیدوارم روزی همه باهم بگیم یا لثارات الحسین در رکابش |
|||
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۲۷, ۱۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
گفتم که روی خوبت، ازمن چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت ؟ گفتا نشان چه پرسی آن کوی ، بی نشان است گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان است! گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت آن که سوخت او را ، کی ناله یا فغان است گفتم فراغ تا کی گفتا که تا توهستی گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است گفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما گفتم غمم بیفزا ، گفتا رایگان است گفتم ز فیض بپذیر ، این نیمه جان که دارد گفتا، نگاه دارش غمخانه ی تو جان است |
|||
|
|
۱۶:۵۴, ۱۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم عنايات امام عصر ارواحنافداه به سيدبن طاووس رحمه الله (589-664ه. ق) از ميان علماى عصر غيبت كبرى، كمتر عالمى از لحاظ جلالت قدر و عظمت مقامات معنوى به پايه سيدبن طاووس قدس سره مى رسد كه واسطه او با امام عصر خويش بسيار خصوصى و داراى اسرار بسيارى بوده است(1) ؛ شخصيتى كه آنقدر به امام عصرعليه السلام خويش قرب روحى و معنوى پيدا كرد كه امام زمان عليه السلام او را فرزند خويش ناميد.(2) وى داراى مكاشفات، مشاهدات و رؤياهاى صادقه و تشرفات بسيارى بوده كه هر يك از آنها بازگو كننده مقام معنوى آن عالم بزرگوار است كه به وضوح مى توان عنايات امام عصر ارواحنافداه را به اين شخصيت معنوى مشاهده نمود؛ از آن جمله قضيه زير است كه خود صداى دلرباى امام عصر خويش را شنيده است كه آن عزيز دست به دعا بلند كرده و براى شيعيان به درگاه خداى تعالى دعا نموده است ؛ خود در اين باره مى گويد: در يك سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامرارواحنافداه اين مناجات را شنيدم كه مى فرمود: خدايا شيعيان ما را از شعاع نور ما و بقيه طينت ما خلق كرده اى ؛ آنها گناهان بسيارى با اتكا بر محبت ما و ولايت ما كرده اند ؛ اگر گناهان آنها گناهانى است كه در ارتباط با تو است، از آنها درگذر كه ما را راضى كرده اى و آنچه از گناهان آنها، در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بين آنها را اصلاح كن و از خمسى كه حق ما است به آنها بده تا راضى شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.(3) آن عارف كامل در فرازى از كتاب ارجمند مهج الدعوات، پيرامون لطفى ديگر از امام عصر خويش مى فرمايد: در شب چهارشنبه، سيزدهم ذى قعده، سال 638 در سامرا بودم. سحرگاهان صداى آخرين امام معصوم، حضرت قائم عليه السلام را شنيدم كه براى دوستانش دعا مى كرد و عرضه مى داشت:... خداوندا، آنها را در روزگار سرافرازى، سلطنت و چيرگى دولت ما، به زندگى بازگردان .(4) پي نوشتها : 1) محدث نورى در مستدرك الوسائل در اين باره يم گويد:«از برخى فرازهاى كتاب ابن طاووس خصوصاً كشف المحجه ايشان ظاهر مى شود كه باب ملاقات وى با حضرت ولى عصرصلوات الله عليه باز بوده»؛ مستدرك، ج 3، ص 499. 2) تشرف «اسماعيل هرقلى»؛ بحارالانوار، ج 52، صص 61-64. 3) نجم الثاقب، ص 296. 4) مهج الدعوات، ص 368. |
|||
|
|
۰:۵۱, ۲۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
اقا جان سلام مگه خودتون نگفتین که : هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نیست !از عهد شکنی ها و پشت سر گذاشتن عهد و پیمان ها با اطلاعیم!با همه ی این گناهان ما امور شما مهمل نگذاشته و شما را فراموش نمیکنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود ...مصائب و حوادث زندگی شما را در برمیگرفت و دشمنان شما را از بین میبردن . اقاجون پس چرا من اینقدر عقب موندم از قافله ؟ چرا نمیتونم اونی باشم که ازم انتظار داری ؟ اقا جون به دادم برس رفاقت با زمستون کاره من نیست *** نمیخوام خشک سالیمو ببینی واست رو میکنم هر چی ندارم *** شاید دستای خالیمو ببینی مثله ابرها همش تبعید میشم *** با هیچ کوهی سر سازش ندارم این موجه که با دریا قهر کرده *** بدون تو من ارامش ندارم گمت کردم غافل از اینکه *** اقام با این بزرگی گم نمیشه کسی که محو تصویره بهشته *** دیگه بازیچه ی گندم نمیشه دارم نابود میشم دود میشم ***دلم هر شب یه داغ تازه داره یه کاری کن دارم از بین میرم*** اخه دلتنگیم اندازه داره |
|||
|
|
۱:۴۳, ۲۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
من کاری به بچه های اینجا ندارم
امام زمان گناه کردم ،بله گناه کردم چون مثل شما معصوم نبودم ولی آقا جان یه قولی بهت میدم رو من به عنوان 313 نفر لشکرت حساب کن دارم به شما بچه های گروه بیداری اندیشه هم میگم وقتی تو صف و اشگر آقا دیدید only66 رو هی نیاید بگید الان و فلانه بابا برای این که این همه ناراحت باشید و سر به زیر ، دو تا کار میگم از آیت اله بهجت تا هر کی انجام داد بشه سرباز امام زمان 1- انجام واجبات 2-ترک محرمات من که دارم خودمو جا میکنم ،از قافله عقب نمونی برادر ،به قول دوستمون هر وقت خورشید بیاد نمازمون قضاست ها از ما گفتن |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۲۵/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۰ ۲۲:۳۴ توسط raha.f.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
سلام داداش علی. شما خیلی لایقی. شکسته نفسی میفرمایین.. من خیلی دوستون دارم و 1 حس خوبی بهتون دارم... مارو نذارین برین 1 وقت، من تازه پیداتون کردم گناه دارم..:-(
من دیشب دعایی که سرورمون توی قنوتشون میگن رو خوندم.. خوندمو اشک ریختم..هق هق زدم.. واسه مظلومیت آقا، واسه غربتش.... واسه نامردی هام... آتیش گرفتم.. شبش نماز شب خوندمو فقط از خداوندم ظهور آقارو خواستم.. گریه کردم، از سرورم عذرخواستم که انقدر دل مهربونشو رنجوندم.. هر هفته پنج شنبه بعد از ظهر با 1 دل داغون، سر تا پا انتظار میشم، میرم مزار شهدا و ازشون میخوام 1 جورایی واسه ظهور ما دعا کنن.. هر جمعه غروب به خودم میگم ریحان مثه اینکه امروزم قرار نیس.............. آره.....آنکه میخواهد بیاید دیر کرد.... سلام داداش علی. شما خیلی لایقی. شکسته نفسی میفرمایین.. من خیلی دوستون دارم و 1 حس خوبی بهتون دارم... مارو نذارین برین 1 وقت، من تازه پیداتون کردم گناه دارم..:-( من دیشب دعایی که سرورمون توی قنوتشون میگن رو خوندم.. خوندمو اشک ریختم..هق هق زدم.. واسه مظلومیت آقا، واسه غربتش.... واسه نامردی هام... آتیش گرفتم.. شبش نماز شب خوندمو فقط از خداوندم ظهور آقارو خواستم.. گریه کردم، از سرورم عذرخواستم که انقدر دل مهربونشو رنجوندم.. هر هفته پنج شنبه بعد از ظهر با 1 دل داغون، سر تا پا انتظار میشم، میرم مزار شهدا و ازشون میخوام 1 جورایی واسه ظهور ما دعا کنن.. صبح توی راه دانشگاه خیلی واسه درختا درد دل کردم.. گفتم اگه دیدینشون خاک پاشو بردارین واسه سرمه ی چشمام... گفتم چشم من 1 پرده روش نشسته که نمیزاره جمالشو زیارت کنم.. قرار شد اگر خودم جمعه ندیدمشون شنبه صبح اونا خبرشو بهم بدن.. هر جمعه غروب به خودم میگم ریحان مثه اینکه امروزم قرار نیس.............. آره.....آنکه میخواهد بیاید دیر کرد.... |
|||
|
|
۱:۲۱, ۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
سلام آقا
دلم گرفته،نمی گم دلم براتون تنگ شده چون من شما رو درست نمی شناسم، فقط می دونم اگه بیای دیگه دل کسی نمی گیره ، دیگه کسی یواشکی گریه نمی کنه..... از شما می خوام من رو واسه خودتون انتخاب کنی، اول سعادت پیدا کنیم شما رو بشناسیم ، دوم عاشقتون بشیم ، انتظار بکشیم ....... آقا به خدا دلم گرفته ، دل هممون گرفته...... |
|||
|
|
۱۶:۰۹, ۲/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۰۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بزرگی میگفت
زمانی که موقعی که سلام نماز رو میگیم بعدش میگیم آخیش زمانی که موقع نماز احساس کسلی میکنیم زمانی که تعقیبات نماز نمیخونیم و زود جانماز و جمع میکنیم و یا مهر رو برمیداریم میریم سراغ باقی کارامون شک نکنید که امام زمان علیه السلام رو هم دیدیم از بودن در کنار ایشون احساس کسالت میکنیم و حال و حوصله ی ایشون رو نخواهیم داشت |
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۴/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقا جان حال شما خوبه؟ آقا جان میدانم مرا دعا میکنید و زبانم قاصر است که بخواهم و بتوانم سپاسگذار و قدردان الطاف و دعاهای شما نسبت به خودِ حقیرم باشم آقا جان به حقیر اذن دهید که زندگی خود را وقفتان کنم آقا جان به حقیر اجازه دهید تا روز شب و شب و روز در پی انجام فرامین شما باشم که شما فرمان نمیدهید مگر آنچه مورد رضای خدا باشد و بر من که عبد ناچیز و فقیر و مسکین وگناهکار و حقیر خداوند هستم واجب است که در پی کسب رضای خالق و معبود و محبوبم باشم، و اگر خدا توفیق دهد و خدمتگذار شما شوم و در راستای کسب رضایت شما قدم بردارم باشد که مورد رضای پروردگارم قرار گیرم آقا جان بصیرتی به حقیر عنایت فرماید تا بدانم که در چه زمینه ای در جبهه حق علیه باطل بیشتر میتوانم مفید باشم و نیاز هست که خدمت کنم آقا جان خودتان به اذن خدا به کار حقیر برکت دهید و موانع را از سر راهم بردارید تا بتوانم خدمت اثر بخش و مورد رضای خدا انجام دهم که خیر دنیا و آخرت خودم و جامعه ام را و رضایت شما و خالق یکتا را در پی داشته باشد آقا جان به مرا یاری دهید که عبد مطیع خدا شوم آقا جان به مرا یاری دهید تا با اعتقادات درست و عمل صالح مقدمات رسیدن به بارگاه انس و جذبه الهی را به دست آورم آقا جان مرا خدمتگذار و نوکر مطیع خودتان قراردهید آقا جان من همیشه به قنبر غلام امیرالمونین غبطه میخورم ، مرا به غلامی خود قبول کنید آقا جان مرا تربیت فرمایید تا عبد مطیع خدا شوم و شمه ای از عشق و انس با خدا را درک نمایم آقا جان کمکم کنید تا در جهت کاستن مظلومیت شما حتی در بین شیعیانتان گام بردارم آقا جان عهد شکنی های پیاپی و بی معرفتی های پیاپی مرا به بزرگواری خودتان و کرم خودتان بر این حقیر ببخشید و یاریم نمایید تا شیعه ی واقعی شما شوم آقا جان میدانم با افکار و سخنان و اعمالم، بارها و بارها قلب نازنین شما را به درد آوردم ای یوسف زهرا مرا ببخش آقا جان میدانم کمال بی ادبی هست این درخواست من اما شما که مظهر اسما و صفات خدا هستید شما که مظهر جود و کرم خدا هستید من با تکیه بر شناختی که از جود و کرم و احسان و فضل شما دارم در نهایت جسارت این خواسته ی خود را به شما میگویم آقا جان مرا یاری دهید تا منّا اهل البیت شوم و در راستای رسیدن به جایگاه سلمان گام بردارم خدایا پروردگارا یا کریم و یارب ای قادر مطلق که همه چیز به دست توست و در ید قدرت توست ای حیِّ قیّوم ای صاحب فضل و کرم ای منشاً هر خیر و کمال ای یگانه هستی ای بینیازِ غنی خدایا نوکرتم خدایا منو عبد خودت کن خدایا من زورم به خودم نمیرسه خدایا تورا قسم میدهم به حق رسول الله و عظمت شأن او خدایا تورا قسم میدهم به فرق شکافته ی مولا خدایا تورا قسم میدهم به پهلوی شکسته ی بی بی خدایا تورا قسم میدهم به جگر پاره پاره ی کریم اهل بیت خدایا تورا قسم میدهم به رگهای بریده آقا اباعبدالله الحسین خدایا تورا قسم میدهم به دودست بریده ی قمر بنی هاشم خدایا تورا قسم میدهم به همه ی خوبان و آبروداران درگاهت به من رحم کن و مرا عبد خود گیر من اقرار به ضعیفی و حقیری و فقیری خود دارم من اقرار به گناهکاری و تقصیر کاری و اسرافکاری خودم دارم و به فضل تو که بی استحقاق میبخشی امید دارم و ایمان و اطمینان دارم و میدانم تو خدایی هستی که ناامید نمیکنی امیدوارانت را به من رحم کن و خیر دنیا و آخرت را به من و پدر و مادرم و همه ی کسانی که نسبت به تو و دوستانت محبت دارند، به ویژه همسنگرانم در تالار بیداری اندیشه ببخش. آمین یا رب العالمین |
|||
|
|
۲۳:۵۴, ۴/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
فقط عمل عمل عمل عمل
نه چله نشینی میخواد ، نه رفتن و اومدن میخواد بدترین کار ما همین منتظر موندنمونه ، انتظار نکش حرکت کن مولا منتظره نه من و شما ، ما ها مشکلمون فقط یه چیزه هم پشت سر علی نماز میخونیم ، هم سر سفره معاویه میشینیم به قول آقا دانشمند ، یا رومی یا زنگی ، من خودم پیش یکی از رفقام که میرم میبینی نشسته داره فحش میده خاطره تعریف میکنه بین هر کلمه یه فحش میده دهنش عادت کرده ، بعدش میام میرم نماز میخونم در حالی که سرباز مهدی باید فقط با خوبا بگرده ، بهترین رفیقت دیدی داره فحش میده بهش بگو تو رو به خیر و ما رو به سلامت تو دین نباید تعارف داشته باشی ، میبینی تو جمع نشستن دارن غیبت میکنن ، یه حرف از دهنت در نمیاد که داداش من غیبت نکن چرا که اگه بگم ازم ناراحت میشه زن با هزار آرایش و ناز و ادا داره بیرون راه میره یه نهی از منکر نمیکنیم که خواهر من این راهش نیست چرا؟ چون از جونمون میترسیم ، نکنه من بگم دعوا بشه بیان با قمه بزن یه چیزیم بشه بدترین چیزمون تو زندگیمون نمازمونه ، چند ساله دارید نماز میخونید ؟ خدا وکیلی تو کدوم یکی از نمازامون اونم دو رکعتی حواسمون پرت نشده تو روز چند بار دروغ میگیم در حالی که حضرت محمد صل الله علیه و آله فرمودند : خدا لعنت کنه کسی رو که دروغ بگه اگر چه از روی مزاح باشه چمد بار تو رزو غیبت میکنیم یا میشنویم در حای که از همین یگانه عالم حدیث داریم هر کسی که غیبتی کند و یا یه غیبی گوش فرا دهد همانند این است که با محارم خود در مسجد هفتاد بار زنا میکند چقدر تو کارهامون ریا میکنیم ، چند بار در روز جلوی این چشای هوس باز رو میگیریم یه حرف از امام صادق علیه السلام هست میگم که از وقتی خوندم همواره بین کفر و ایمان بودم میفرماید: اگر بگی خدا وجود ندارد که کافری و تا ابد در آتش جهنم خواهی بود ، و اگر بدانی خدا وجود دارد و گناه کنی خدا در پیش تو پست ترین چیز است چه بسا که هر وقت کسی در پیش تو باشد شرم میکنی که گناه کنی این حدیث بالا دراه من رو میگه ها ، همه رو به خوبی فرا میخونم خودم عمل نمیکنم و همه رو از بدی نهی میکنم ولی خودم تو خفی انجام میدم حضرت علی همچین کسی رو لعنت میکنه ، پس منی که تو لعنت پدر امام زمان هستم چطور میتونم سربازش باشم ولی در توبه بازه ، من همیشه برای امید دان به خودم این نکته رو یاد آوری میکنم پدر و مادر تنها موجوداتی هستند که در اوج بخشش و سخاوت هستن تا اینجا درست من اگر به هزار نفز تجاوز کنم ، هزار نفر رو بکشم بازم بیام در خونمو بزنم پدر و مادرم درو باز میکنن میگن عیبی نداره بیا تو ، هر چقدر ظالم باشن مادرم من رو میبخشه حال خدا که میگه آی بنده عشق من به تو از همه بیشتره به عزت خودش قسم خورده که منو دوست داره انتظار داری اون منو از در خودش برونه برا همینه هیچ وقت نا امید نمیشم و فقط از خودش کمک می خوام تو احادیث قدسی به حضرت داود صل اله علیه میفرماید : ای داود !! تا کی به انتظار بشینم تا بنده من برگرده ،چرا بنده من به سوی من نمیاد آیا غیر از من کسی رو سراغ داره آیا خدایی بهتر از من پیدا کرده این جیگر آدمو میسوزونه ، عشق بازی خدا رو ببین ، خاک سیاه تو صورتت رامین با این که همه این ها رو میدونی بازم گناه میکنی به امید ظهور حضرت مهدی و رو سفیدی ما |
|||
|
|
۱:۱۷, ۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
(۲/اسفند/۸۹ ۱:۲۵)علی 110 نوشته است: این تاپیک مخصوص آقا و منتظران آقاست بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا صاحب الزمان مولای من ممنونتون هستم که من رو سیاه و نا سپاس روتو جمع دوستدارانتون راه دادید...منم اومدم اینجا براتون بنویسم...مولای من!!!اومدم بگم میدونم خیلی بدم ...میدونم هیچکاری براتون نکردم و بیشتر نمک رو زخمتون پاشیدم...میدونم خیلی غفلت کردم وفقط نمک خوردم و نمکدون شکستم... اما با همه روسیاهیم می خوام بهتون بگم دوستتون دارم... می خوام فداتون بشم... جز یه روح الوده و یه بدن عاریه که هیچی ندارم....حالا که فرق مولامون علی رو شکافتن...حالا که پهلوی مادرمون زهرا رو شکستند...حالا که سر مولامون حسین ویارانشون رو از تن جدا کردند...حالا که دستهای مولامون ابوالفضل رو بریدند و عمود اهنین بر سرو چشم مبارکشون زدند...حالا که ... قسمتون میدم به تمام اسمای الهی که این جسم بی لیاقت و ناقابل من رو هم در راه خودتون و در رکاب خودتون تیکه تیکه کنید و فدا کنید ...قسمتون میدم به تمام اسمای الهی که این روح الوده ام رو تو دریای عشق و معرفتتون پاک کنید و فنا کنید... میدونم این اسم مجنون الحسین خیلی برام زوده و سنگینه...اما انقدر میگم انا مجنون الحسین تا مجنونم کنید...انقدر میگم فداتون بشم تا فدام کنید... مولای من...انا مجنون الحسین...می خوام مثل اقام حسین در راه عشق و بندگی خدا همه چیزم رو فدا کنم... یا اله المذنبین لیاقت بده... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












