|
أین الفاطمیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
۱۵:۴۴, ۷/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۰ ۱۵:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه ی زهرا عشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه فاطمه یا فاطمه یا فاطمه عشق یعنی جلوه ی صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی عشق بر دلداده فرمان میدهد عاشق جان داده را جان میدهد عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت عشق یعنی انقلاب فاطمه از کبودی چشم خواب فاطمه عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه عشق یعنی صحبت بی واهمه حیدر در بند پیش فاطمه عشق یعنی غسل زیر پیروهن دست بیرون کردن از زیر کفن عشق یعنی صبر در هنگام خشم عشق یعنی جای سیلی روی چشم عشق یعنی قلب چون آاینه ای جای میخ در به روی سینه ای عشق یعنی انتظار منُتَظَر سینه ای مجروح از مسمار در عشق یعنی گریه های حیدری دختری دنبال نعش مادر عشق یعنی طاعت جان آفرین رد خون سینه بر روی زمین دنبال حیدر می دوید از سینه اش خون می چکید ... در بین آن دیوار و در دادی تو شش ماه پسر .... پدر زخم زبان بسیار خوردم کتک از خسم بد کردار خوردم میان کوچه های شهر سیلی هم از دشمن هم از دیوار خوردم پدر زهرای تو حاجت روا شد ببین مزد رسالت چوون ادا شد ببین باز و دست و سینه ی من بلاگردون جان مرتضی شد .... بیش از این طاقت نوشتن نداشتم سلام برادران و خواهران عزیزم میدونم مدت زیادی تا ایام فاطمیه باقی است و میدانم که عید نوروز را در پیش داریم اما بنابر مصالحی خواستم یاد آوری کنم که خود را برای پشت سرگذاشتن ایام فاطمیه ای متفاوت آماده کنیم. به پیشباز فاطمیه میرویم بزرگترین افتخار دوران دانشجویی علی 110 یک کارت بود که در ایام فاطمیه بهش دادن روش نوشته بود خادم الزهرا من چه بگویم در وصف خانوم فاطمه ی زهرا همین بس که امام زمان می فرمایند ما امامان حجت خداییم بر مردم و مادرمان حجت خداست بر ما و ما منتظر منتقم فاطمه هستیم دوستان معارف بسیار مهمی در باب مسائل بعد از رحلت وجود دارد که ما کمتر از آن مطلع هستیم به طور مثال بسیار نکات فراوانی دارد که چرا در حالی که مولی الموحدین اول غیرت مرد عالم پس از رسول اکرم در خانه بوده خانوم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها می روند پشت در و چه قدر نقشه هایی را که داشتند منافقین با این عملی خانوم فاطمه نقش برآب شد چرا که مطلقاً فکر نمیکردند که با وجود مولا علی ، خانوم فاطمه بیایند پشت در و بسیاری مسائل دیگر که باید برای شیعه واکاوی شود و ما بفهمیم که چه جهاد عظیمی را یکتنه در دفاع از مولا علی خانوم فاطمه پس از شهادت رسول الله انجام دیدند که متأسفانه از آن بیشتر جز گریه های خانوم چیزی نشنیده ایم بنا بر این: دوستان در این تاپیک جامع چند محور فعالیت خواهیم داشت إن شاء الله 1- قرار دادن ارزشمندترین و اصیل ترین و نابترین مداحی ها و روضه های مناسب ایام فاطمیه 2- بیان ارزشمندترین معارف درباره ی انقلاب عظیم حضرت فاطمه ی زهرا پس ماجرای غصب غاصبین مستدل و متقن بر آیات قرآن و شواهد غیر قابل انکار تاریخی 3- ارائه ی نکات ارزشمندی درباره ی سیره خانوم فاطمه ی زهرا اول بانوی هستی 4- و بسیار مباحث دیگر که میتواند مرتبط باشد با ایام فاطمیه خلاصه برویم و در فکر برگزاری ایام فاطیه ای متفاوت در زندگی شخصی و تالار خودمان داشته باشیم إن شاء الله ابلیس بسیار تلاش میکنه تا فوج فوج بریزد جهنم اما بدبخت نمیداند که جان میکند برای گناه شیعیان و میرسد تصفیه خانه هایی که پشیمان کننده ی بچه شیعیان از گناهانشان است می رسد محرمها می رسد صفرها می رسد ایام اعتکاف ها می رسد رمضان ها می رسد شبهای قدر و . . می رسد ایام فاطمیه یادمان نرود صاحب عزای مراسمی که داریم خود را برایش آماده میکنیم آقا صاحب الزمان است خدایا روز قیامت که منادی ندا در داد أین الفاطمیون (کجایند فاطمیون) توفیق عنایت که جواب دهم من هستم اینجا من فاطمی هستم |
|||
| آغاز صفحه 40 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۰, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #391
|
|||
|
|||
|
بانو
نمی یابمت اما . . . کنارتو گریه مرسوم است مگر می توان پهلوی تو بود و شکسته نبود ؟ حمید رضا شکارسری
|
|||
|
|
۲۲:۵۲, ۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #392
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
متن زیر رو توی تاپیک پیامکهای مناسبتی خوندم بوی فاطمیه میدهد... (۲/اسفند/۹۱ ۱:۴۹)محب الزهرا نوشته است: |
|||
|
|
۱۰:۲۰, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #393
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . . دود سرکش شد و با رنگ سحر برخورد کرد باز هم دیدم خیری که به شر برخورد کرد *** طبق عادت جبرئیل از آسمان آمد ولی ناگهان با اتفاقی شعله ور برخورد کرد *** اتفاقی که غرور همسری را زخم کرد اتفاقی که در آن مادر به در برخورد کرد *** او حواسش به علی و بچه هایش بود که میخ با پهلوی زهرا (س )بی خبر برخورد کرد *** گردش لولای در سمت حیاط خانه بود سمت مادر چرخ خورد و با پسر برخورد کرد
|
|||
|
|
۱۷:۲۲, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #394
|
|||
|
|||
|
بوی بهار میاید باز
بوی سادابی و نشاط ولی ایکاش تنها بوی بهار و بوی عود و انبر میبود ایکاش .... ولی از انتهای کوچه ولایت ، دریست که سالها میسوزد از کین نفاق و مسماریست که هنوز دارد یادگاری از خون ... دری که هر لحظه یاد میاورد خاطرات اتشی را که خود مردم هیزمش را اوردند همان دری که « مَوْضِعَ الرَّسالَهِ وَ مُخْتَلَفَ المَلائِكهِ وَ مَهْبِطَ الْوَحی .... » بوده برایش وای که از این نامردمان شهر.... عید امسال با ایام فاطمیه گره میخوره ، ای انان که ولایی هستید یاد مادر سادات باشید. |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #395
|
|||
|
|||
|
شنيده ميشود از آسمان صدايي كه ... كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ... نبوده هيچكسي جز خدا، خدايي كه ... نوشت نام تو را، نام آشنايي كه ... پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد و از شنيدنش افلاك دست و پا گم كرد نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد نوشت فاطمه، هفت آسمان مزين شد نوشت فاطمه، تكليف نور روشن شد دليل خلق زمين و زمان معين شد نوشت فاطمه يعني خدا غزل گفته است غزل ـ قصيده نابي كه در ازل گفته است نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد ز درك خاك مقام فراتري دارد خوشا به حال پيمبر! چه مادري دارد! درون خانه بهشت معطري دارد پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت براي وصف تو از عرش واژه بر ميداشت چراكه روي زمين واژه وزيني نيست و شأن وصف تو اوصاف اينچنيني نيست و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست خدا فراتر از اين واژهها كشيده تو را گمان كنم كه تو را، اصلاً آفريده تو را كه گرد چادر تو آسمان طواف كند و زير سايه آن كعبه اعتكاف كند ملك ببيند و آنگاه اعتراف كند كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند كتاب زندگيات را مرور بايد كرد مرور كوثر و تطهير و نور بايد كرد در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود و وصف مردمش الهيكم التكاثر بود درون خانه تو نان فقر آجر بود شبيه شعب ابيطالب از خدا پر بود بهشت عالم بالا برايت آماده است حصير خانه مولا به پايت افتاده است به حكم عرش بنا شد در آسمان علي علي از آن تو باشد تو هم از آن علي چه عاشقانه همه عمر مهربان علي! به نان خشك علي ساختي، به نان علي از آسمان نگاهت ستاره ميخواهم اگر اجازه دهي با اشاره ميخواهم به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم شكسته آمدهام تا شكسته بنويسم و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادري كن و اين بار هم اجازه بده به افتخار بگوييم از تبار توايم هنوز هم كه هنوز است بيقرار توايم اگرچه ما همه در حسرت مزار توايم كنار حضرت معصومه در كنار توايم فضاي سينه پر از عشق بيكرانه توست «كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست» حمید رضا برقعی
|
|||
|
|
۲۱:۵۷, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #396
|
|||
|
|||
|
بسم الله
مادر درست است زیاد نمیشناسم شمارا اما فکر کنم همین چادر برای وام دار شما بودن بس باشد.... اللهم عجل لولیک الفرج... |
|||
|
|
۸:۵۳, ۱۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #397
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
![]() هر سال فاطمیه دلم شور می زند ...
. . . دعا کنید فاطمیه ، مادری شویم .. |
|||
|
|
۱۰:۱۰, ۱۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #398
|
|||
|
|||
|
منظومه غم
فاطمه، یادگار رسول خدا و تنها دختر اوست. مدینه، عطر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را از او استشمام می کند و در خـَلق و خـُلق، به او می نگرد که « آینه مصطفی نما» است. فاطمه ، موهبت بزرگ خدا به بشریت است . کوثر همیشه جوشان و جاری ، و فیض گستر ابدی است. اما بانویی است شکسته بال و پر، رنجدیده و محزون، غریب و بی پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم. مگر چند روزاز آن « ماتم بزرگ» ، از رحلت آخرین سفیر حق، از کوچ آخرین منادی ملکوت گذشته ، که باغ رسالت چنین خزان و گل عصمت این گونه پرپر شده است؟ مدینه، بوی غم و رنگ ماتم دارد. آنان که در پی « چگونه زیستن » و یافتن « الگوی حیات» بودند، به فاطمه می نگریستند . فاطمه در طاعت ، خشیت ، عفاف ، حجاب و حیا، « میزان» بود. چشمه سار حکمت و رحمت و عطوفت بود. خشم و رضای او، میزان خشم و رضای رحمان بود، جلوه همه کمالات مکتب ، و مظهر همه خوبیهای انسان! دختر رسالت بود ، همسر ولایت ، و مادر امامت. بانوی بانوان جهان بود، « سیدة نساء العالمین ». اما اینک... پس از وفات امین وحی، در خلوت غمگین مولا، تنهاترین انیس لحظه های غربت اوست. علی (علیه السلام) را یگانه محرم راز ، و مرهم دردهای جانگداز! راستی ، داستان « رخ کبود» ، « بازوی ورم کرده » ، « میخ در» و « سینه مجروح» چیست که کتاب تاریخ را با غم ، رنگ زده است؟ کیست مفسر آن رازهای پنهان و دردهای نهان؟ گرچه رسول مدنی در مدینه، خفته درخاک است، اما چشم خدایی اش بصیر و بیناست ، و جسارت ها در همین مدینه، پیش چشمان بیدار رسول، شکل می گیرد. این « مادر نمونه تاریخ » در کوچه های پر ازغربت مدینة النبی ، در پی دستی است که به یاری و حمایتش برخیزد و در جستجوی پایی است که برای احقاق حقش به راه افتد و زیانی که به دفاع از او در کام بچرخد! سلام بر آن سینه زخمی، که بوسه گاه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و عطر بهشت را با خود داشت. وقتی بلبلی به فراق گل مبتلا می شود، چه می ماند، جز نالیدن و گریستن و فغان ؟ اینک، مدینه پیامبر، محل التقای این فراق ها و کانون فراق گل ها و بلبل هاست. فاطمه، در فراق محمد سوخت، و اینک، علی در فراق زهرا می گدازد. و .... حسنین و زینبین، گل های نوشکفته این بوستان عرشی اشک می ریزند و عزادارند. فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرده است، چشم فضیلت در این مصیبت عظمی می گرید ، آه از نهاد حق برمی خیزد و کوه غم بر دوش « امت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) » سنگینی می کند. و مدینه انس گرفته به این « محبوبه خدا» ؛ چگونه است؟ « یک طرف ، دل شکسته حسین و زینب و حسن یک طرف علی ز رحلت تو سوگوار رفتی ای قرار دل ای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نور خانه تو مانده است، با چهار کودک یتیم و یک علی در انتظار ....» چگونه باور کردنی است، آن همه جفا بر آل مصطفی؟ و آن بی حرمتی به حریم فاطمه؟ هر روز، آن رسول بزرگ، هنگام عبور از برابر خانه فاطمه، به اهل آن خانه که طاهر و مطهر بودند، سلام می کرد و آیه تطهیر می خواند. دست و سینه زهرا، بوسه گاه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود، « مودت ذی القربی» سفارش پیامبر و مزد رسالت بود، چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند و میراث نبوی را غارت کردند ، و ودیعه رسول را آزردند! « بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید، آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهل بیت ، مانده در کنار، بنگر این جفا به جای آن جفا، بنگر این ستم به جای آن صفا، چهره زمانه گشته شرمسار شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته، داغدار و چشم های اشکبار...» راستی ... قبر فاطمه کجاست؟ و چرا در مدینه، انسان زائر در می ماند که عقده دل در سوگ « بضعة الرسول» کجا بگشاید و اشک دیده، پای کدام نخل بریزد و نشان « بیت الاحزان» را از که بپرسد و در کجا ایستاده، بر « فاطمه» سلام دهد؟ در مدینه چه گذشت و اکنون چه می گذرد؟ یک سوی، جوشش صداقت و اطاعت و وفا وعشق به اهل بیت عصمت بود و شیدایی و شیفتگی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و... سوی دیگر ، کینه های بدر و خیبر و حنین. و اکنون نیز مگر جز این است؟ باز هم صدای پای حمله قبایل قریش، باز هم مدینه مانده درحصار ! « تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها این نشانه پیوند و همدلی با فاطمه و همدردی با علی و زینب است. نام « فاطمه» ، از تاردل ها نوای غم بر می آورد. یاد « زهرا»، واژه های محزون وغربت زده را به « غمنامه» تبدیل می کند. و ... « ایام فاطمیه» ، مجموعه ای است از جگرهای سوزان، چشمهای گریان، عزاداران سیه پوش، عاشقان درد آشنا، شیعیان وفادار، احساس های یتیمانه و دردهای تنهایی. مرور اوراق کتاب تاریخ، یاد آور « رنج های شیعه » و درد و داغ « آل الله » است. خدا را شاکریم که نعمت « غم زهرا» عطایمان کرده و ما را نمک گیر سفره « محبت اهل بیت » ساخته است. از این رو، روحمان با " اولاد علی و فاطمه " همنوایی دارد و جز از " کوثر ولایت"سیراب نمی شود و جز از " شراب مودت" جام بر نمی گیرد. خوشیم که جرعه نوش ولاییم و اسیر سلسله غم این خاندان. محبتمان منحصر در " ذی القربی" است. خاندانی که هم شایسته " دوست داشتن" اند، هم اشک ریختن بر رنجهایشان و سوختن در مصیبت ها و داغ هایشان. امروز ما ، در فاطمیه ای به وسعت ایران اسلامی، سر بر شانه " مظلومیت شیعه" می گذاریم و آرام آرام می گرییم ؛ چون شمع می سوزیم و پیوسته در پی آنیم که جواب سؤال های بی پاسخ مانده خویش را بیابیم. می خواهیم باز هم سری به مدینه بزنیم ، بر سفینه نجات " عترت" سوار شویم و از موج ها بگذریم. " موج فتنه ها و کینه ها فرا گرفته باز هم ، دامن مدینه و حجاز را . " اهل بیت " در میان موج های سهمگین ، یک " سفینه " اند، ثابت و نجابت بخش و استوار، مایه امید و رشته قرار لیکن این سفینه نجات هم شکسته است دست و بازوی امیر عشق بسته است چشم روزگار، مانده همچنان در انتظار این دل شکسته، پای خسته، بی شکیب مانده بی قرار " و ... سوگنامه " بانوی بانوان" را نهایتی نیست. کتاب غم وغربت زهرا، تا ابدیت و تا دامنه محشر گشوده است، تا درس های ناگفته و ناشنوده این مکتب و کتاب، به گوش همگان برسد. پایان غم فاطمه ، صبح قیامت است و عرصات داوری خدا. سلام بر آن" منظومه غم " که بی پایان است... جواد محدثی |
|||
|
|
۱:۵۷, ۱۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #399
|
|||
|
|||
|
سلام
فاطمیه فاطمیه یعنی نتونی حبیب خدا و رسولش رو 3 ماه تحمل کنی فاطمیه یعنی یه لات تو مدینه پیدا نشه فاطمیه یعنی بستن دستان خدا با ریسمان فاطمیه یعنی نقض قول مردم فاطمیه یعنی نقض عهد همسایه ها فاطمیه یعنی نتونی موهای سر دخترت رو شونه بزنی یا علی! به فاطمه بگو یا روز گریه کنه یا شب فاطمیه یعنی تنهایی علی فاطمیه یعنی یا امیرالمومنین روحی فداک، آسمان را دفن کردی زیر خاک |
|||
|
|
۲۰:۲۷, ۱۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #400
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا وَ سِرِّالمُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَد ما اَحاطَ بِه عِلمُک . . . روضـه پـهـلو شـکسته . .(ویژه ایام فاطمیه92) التماس دعا |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: Fatemieh.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7677629137/Fatemieh.jpg)
