کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علم بهتر است یا عبادت؟
۱۲:۱۸, ۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۸۹ ۱۳:۳۵ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


به نظر شما علم بهتر است یا عبادت؟

امام باقر عليه‏السلام :
عالِمٌ يُنتَفَعُ بِعِلمِه ، أفضَلُ مِن سَبعينَ ألفِ عابِدٍ .
عالمى كه از علمش بهره برد، برتر از هفتاد هزار عابد است .
الدعوات : 62 / 153 منتخب ميزان الحكمة : 398

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
قَليلُ العِلمِ خَيرٌ مِن كَثيرِ العِبادَةِ .
انـدكى دانـش ، بهتر از بسيارى عبادت است .
المحجّه البيضاء : 1 / 22 منتخب ميزان الحكمة : 396

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
يُوزَنُ يَومَ القِيامَةِ‏مِدادُ العُلَماءِ ودِماءُ الشُّهَداءِ فيَرجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ .
روز قيامت مركّب عالمان و خون شهيدان با هم وزن مى‏شوند و مركّب عالمان بر خون شهيدان مى‏چربد .
تفسير الدرّ المنثور : 3 / 423 منتخب ميزان الحكمة : 396

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :
وَاعلَم أ نَّهُ لا خَيرَ في عِلمٍ لا يَنفَعُ ، ولا يُنتَفَعُ بِعِلمٍ لا يَحُقُّ تَعَلُّمُهُ .
بـدان كـه در دانـش ناسودمند خيرى نيست و آموختن دانشى كه سزاوار آموختن نيست ، سودى ندهد .
نهج البلاغة : الكتاب 31 منتخب ميزان الحكمة : 404


با توجه با احادیث بالا دانشمندی که سالهای عمر خود را صرف تحصیل علم می کند کار درست تری انجام دادی یا فردی که همان سالها را به عبادت مشغول است؟

یا اینکه به قول یکی از دوستان، اگر ادیسون بجای اختراع برق، دو رکعت نماز می خواند، کدام بهتر بود؟.
حال اگر از ادیسون بگذریم، دانشمندانی مثل ابن سینا که در کار طبابت بودند و برای نجات جان افراد تلاش می کردند و علوم جدید را بوجود می آورند، چطور؟

اصلا این دو، قابل مقایسه در یک سطح می باشند؟
آیا منظور این احادیث درباره علوم، مربوط به فقط علوم دینی است یا سایر علوم؟
آیا اختراع برق کاری سودمند برای تکامل بشر است یا اصلا نیازی به این کار نبود؟
یک سوال مهم، علم نجوم واقعا چه کاربردی برای ما دارد؟
مثلا اینکه ما ستاره ای را رصد کنیم که هیچگاه برآن دست نخواهیم یافت.
یا علومی که محصولات واسطه به صنایع پتروشیمی را به زندگی ما وارد کرده است، آیا مفید است یا نه؟

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
خَيرُ العِلمِ ما نَفَعَ .
بهترين دانش آن است كه سودمند باشد .
أماليالصدوق : 394 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 404

اصلا این مفید و سودمند بودن علم به چه معناست؟
اگه به معنای رشد معنوی ماست که باید همه ی علوم جدید را دور ریخت چون اکثرا برای زندگی دنیوی ما کاربُرد دارند
در ضمن یک سوال دیگر اینکه گفته می شود، اگر علم 28 قسمت باشد 26 قسمت آن در زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدست می آید. (البته اعداد 28 یا 27 می باشد)، منظور کدام علوم است؟
آیا علوم وابسته به اینترنت در رشد و سعادت ما مفید است؟
اگر است پس ما می توانیم با رشد اینترنت به بهشت بریم؟
علوم مربوط به چاپ و نشر کتاب چطور؟

اصلا چرا پیامبر گفته برای کسب دانش حتی به چین (منظور یعنی مکانی دور) بروید.
و چرا کسی که به قصد کسب علم خارج می شود مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند
و آیا این دو عبارت بالا حدیث زیر را نقض نمی کند:

الإمامُ الباقرُ عليه‏السلام
لسَلَمَةَ بنِ كُهَيلٍ والحَكَمِ بنِ عُتَيبَةَ: شَرِّقا وغَرِّبا لَن تَجِدا عِلما صَحيحا إلاّ شَيئا يَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَيتِ .
- خطاب به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبه- : اگر به شرق و غرب برويد ، هرگز دانش درستى را نخواهيد يافت ، مگر همان چيزى كه از ما خاندان صادر شود .
بحار الأنوار : 2 / 92 / 20 منتخب ميزان الحكمة : 406

امام صادق عليه‏السلام :
لَيسَ العِلمُ بالتَّعلُّمِ ، إنّما هُو نُورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه‏ُ تباركَ وتعالى أن يَهدِيَهُ .
علم بــه آموختن نيست ، بلكه در حقيقت نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى خواهان هدايتش باشد ، مى‏افتد .
بحار الأنوار : 1 / 225 / 17 منتخب ميزان الحكمة : 572

من نتوانستم به جواب درستی برسم و منتظره پاسخ های شما هستم؟

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ارتش1نفره ، bozorgmehr ، MAHDI59 ، mohammad790 ، ganjname ، سید میلاد ، بیداری اندیشه ، bahar2006 ، rastin ، Seyed Mohsen ، پارسه ، parsa ، محب الزهرا ، Ramin_Ghn ، ONLY66 ، antiKabbalah ، dideban ، help me ، ساقی ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۰, ۱۵/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۹:۱۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #21
آواتار
دوستان یک اشتباه راهبردی وجود دارد از یک مثال قدیمی
که چاقو میتواند هم در دست پزشکی حیات بخشد و هم در دست یک جانی جنایت بیافریند
این تفکر غالب در مورد علم است که خوب چندان درست نیست
به خصوص برای علومی که بعد از رنسانس به وجود آمده و شده عامل به وجود آمده نظم نوین شیطانی جدید
بنا به دلایلی مایل نیستم وارد این بحث شوم و دوستان این بحث رو ادامه ندهید
چون بحث نیاز به مقدمات زیادی دارد
اگه واقعاً میخواید بحث رو ادامه بدیم برای شما 7 منبع رو معرفی میکنم که مطالعه ی منبع اول آن برای ادامه ی بحث ضروری هست وگرنه ادامه اش چندان سودی ندارد
سه کتاب علل تزلزل تمدن غرب و گزینش تکنولوژی از دریچه جهانبینی توحیدی و فرهنگ مدرینته و توهم از اصغر طاهر زاده به خصوص گزینش تکنولوژی از دریچه جهانبینی توحیدی
کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب نوشته شهید سید مرتضی آوینی
کتاب درشناخت غرب نوشته سید محمد مهدی میرباقری
کتاب جهانی سازی غربی و جهانی سازی مهدوی نوشته محمد رضا حکیمی
کتاب جامعه سازی قرآنی نوشته محمد رضا حکیمی
سایر کتاب هارو میتونید از سایت پاتوق کتاب تهیه کنید و یا از کتاب فروشی ها بخرید
اگه دوستان لینکی رو هم پیدا کردند ممنون میشم
البته منابع دیگه ای هم وجود دارد
حتی توسط نویسندگان غربی به نقد شدید نظم نوین جهانی و این به اصطلاح علوم مدرن پرداختند
مانند آثار نیل پستمن و یا رنه گنون و...
اما حقیر برای شروع اینهارو پیشنهاد میکنم
دوستان خیلی ساده به قضیه ی این به اصطلاح علوم مدرن برخورد میکنند
به این پست هم نظری بیافکنید بد نیست:

مبانی محوری و ارکان توسعه نظم نوین جهانی از منظر قرآن کریم
فعلاً یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Seyed Mohsen ، MAHDI59 ، ارتش1نفره ، bahar2006 ، پارسه ، محب الزهرا
۲۳:۳۶, ۱۵/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #22

من هم اعلام کردم سوال کلی بود باید کلی جواب داد نه جزئی بدون به اون پیچیدگیه وحشناکی فکرمی کنی نیست وگرنه در خفا 7تا سوراخ موش قایم نمی شدن کار انجام بدن النی انجام میدادن .درمورد رنسانس منم یه منبع می گم جالب برای مطاله کتاب شریعتی درمورد رنساس .علی یارت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۴, ۱۷/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۸۹ ۱۸:۰۸ توسط parisan.)
شماره ارسال: #23
آواتار
پیشاپیش به خاطر اینکه دوم شخص مینویسم عذر میخوام.به خاطر اینه که خوندنش راحتتره.قصد جسارت و بی احترامی به جنابعالی رو ندارم.
راستش رو بخواید من پاسخ بقیه دوستان رو کامل نخوندم.اگر موردی تکراری است ببخشید.

به نظر شما علم بهتر است یا عبادت؟

به نظرم هرکدوم فواید خودش روداره.
اگر عالم باشی و دین درست و حسابی نداشته باشی و عبادت نکنی
1)بعد از مدتی دچا سرگردانی میشی..
2)غرور و تکبر میگیرتت به خاطر اینکه فکر میکنی دیگه آخرشی در حالی که عالم واقعی فقط خداست.
3)اگر به مشکلی برخورد کنی،نمیتونی با توسل به خدا مشکلت رو حل کنی.
برعکسش هم هست:
اگر فقط عبادت کنی و علم نداشته باشی،
1)هیچ کدوم از راز و رمز های عالم رو نمیفمهی.
2)علت خیلی از رخداد های جهان رو نمیدونی .
3)در جهل مرکب فرو میری و هیچ وقت نجات پیدا نمیکنی.(جهل مرکب یعنی اینکه چیزی رو ندونی و ندونی که نمیدونی.)

لذت واقعی از علم زمانی است که بفهمی خالقت چی خلق کرده.
آدم یکجوری فکر میکنه پیام خدارو دریافت کرده و فهمیده پروردگارش چیزی میخواسته بهش بگه و از اینکه تونسته تنها کوچکترین رمز و راز عالم رو بفهمه خوشحال باشه و از خودش راضی بشه که تونسته مفید باشه.نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا خیر.

دانشمندی که سالهای عمر خود را صرف تحصیل علم می کند کار درست تری انجام دادی یا فردی که همان سالها را به عبادت مشغول است؟
من میگم هیچ کدوم.
هم عالمی که فقط به تحصیل علم پرداخته و عبادت نکرده،ضرر میکنه.
هم اونی که فقط عبادت کرده و هیچ علمی کسب نکرده.
اصلا علم واقعی باید به عشق به پروردگار و عبادت و تشکر بیشتر به او منتهی بشه.
فقط عالم بودن کافی نیست.تشکر از خدا به خاطر خیلی از نعمات هم لازمه.
عالم هرچی بیشتر علم کسب میکنه ،حقارت خودش نسبت به خدا رو بیشتر متوجه میشه و اینکه اگر در این دنیا راه میره و چیزی میفهمه مثل موری است که در کاخ با عظمت سلیمان راه میره.یعنی دیدی کم و توانایی محدود داره.(اگر کسی واقعا به این برسه،خوش به حالشه)
اگر فقط عبادت کنی و علم کسب نکنی،هیچ کدوم از عجایب هستی که خدا به ظریفترین شکل خلق کرده رو ازش با خبر نمیشی.
پس هردو با هم نه در مقابل هم.

اگر ادیسون بجای اختراع برق، دو رکعت نماز می خواند، کدام بهتر بود؟.
من میگم آدم باید در هر رشته ای که هست مفید باشه.اگر مفید باشی و به دیگری سود برسونی،از سالها عبادت بهتره.
الان در هرخونه ای،یا حداقل خود من،برقها که میره و بعد از چند مدت میاد،میگم خدا نور به قبر ادیسون ببارونه که برق رو اختراع کرد.اگر برق نبود چه میکردیم.
ادیسون در رشته خودش،بهترین کار رو کرد.به همه آدمیان سود رسوند.البته درسته از نتایج دانشمندان قبلی هم استفاده کرده،ولی مهم اینه که تونسته کار اونها رو به سرانجام برسونه
حالا اگر به جای اینکه وقتش رو علم بذاره ،روی عبادت میگذاشت،ما خیلی از چیزها رو نداشتیم.
البته من نمیدونم آیا در طول عمرش به دنبال یافتن کاملترین دین بوده یا نه،ولی اگر دنبالش نرفته خوب ضرر کرده ولی این موضوع،هیچ تاثیر منفی بر دستاوردهاش نداره.

آیا اختراع برق کاری سودمند برای تکامل بشر است یا اصلا نیازی به این کار نبود؟
به نظرم،بشر در هر دوره ای از زمان نیلزهای خاص خودش رو پیدا میکنه و به دنبالش میره و بالاخره به دستش میاره.به قول اون بنده خدا تو سیب خنده(برنامه کودک)اگر ادیسون برق رو اختراع نمیکرد چی میشد؟خب یک نفر دیگه اختراع میکرد.واقعیت همینه.بشر یک موجود سیری ناپذیره.نمیشه جلوش رو گرفت.

یک سوال مهم، علم نجوم واقعا چه کاربردی برای ما دارد؟
علم نجوم از سالهای بسایر دور پایه کار خیلی از دانشمندان بوده.
همین تقویمی که ما امروزه داریم ،حاصل تلاش بسیاری از دانشمندانی است که از علم نحوم چیزهای زیادی میدونستند.مثلا حرکت کشتی ها در گذشته بر مبنای وضع قرار گیری ستاره هابوده.مثال بسیار است.
به نظرم بشر به خاطر حس کنجکاوی اش،واینکه میخواد در مورد همه چیز بدونه،دنبال این علم رو گرفته.بالاخره اسمان و ستاره ها همیشه برای ما انسانها اسرار آمیز بوده و البته مهم و پر کاربرد.


اصلا این مفید و سودمند بودن علم به چه معناست؟
من این طور برداشت میکنم که اگر علم در راه درستش استفاده بشه مفید خواهد بود.
همین انرژی که در اتم هست و انیشتن بهش پی برد.
میشه از انرزی اش استفاده کرد به کل یک کشور برق رسانی کرد بدون آلودگی،میشه بمب کرد و ریخت رو سر مردم بیچاره هیروشیما.
باید در راه درستش استفاده بشه.در راهی که به هیچ کس و حتی هیچ جنبنده ای آسیب نرسونه.

اگه به معنای رشد معنوی ماست که باید همه ی علوم جدید را دور ریخت چون اکثرا برای زندگی دنیوی ما کاربُرد دارند.
به نظرم علم مفید به رشد معنوی هم منجر میشه.وقتی ببینید خدا در اتم به اون کوچکی چه انرژی قرار داده،آیا در برابر عظمتش احساس حقارت و افتادگی نخواهید کرد؟

آیا علوم وابسته به اینترنت در رشد و سعادت ما مفید است؟
اگر منبع درستی داشته باشد به نظرم بله.اینترنت وسیله ای بسیار مفید برای بشر امروز است که بتواند از جدیدترین دستاوردها و رخدادها ی جهان آگاه شود.اگر با این ابزار بتوان اطلاعات مفید کسب کرد،چرا به رشد ما منجر نشود.اصلا همین مقالات برادر علی 110،آیا به رشد معنوی من و شما کمک نمیکند؟

اگر است پس ما می توانیم با رشد اینترنت به بهشت بریم؟
با رشد تمام جوانبش خیر.
همه جوانب آن دست ما نیست.فقط قسمتی از آن به نام بیداری اندیشه،یا سایتها و وبلاگهای خودمان دست ماست.اگر در اینترنت مطالب مفید و مهم را گسترش دهیم،چرا نتوان فردی را از گرداب گناه نجات داد و به بهشت هدایت کرد؟

علوم مربوط به چاپ و نشر کتاب چطور؟

چاپ و نشر اکاذیب و مطالب بی محتوا خیر.نمونه استفاده نادرست از نشر ،انتشار گسترده کتابهای پائولو کوئیلو که به گفته خودش بیشترین فروش رو در ایران داشته، یا رمانهای مضخرف و بی محتوا که هر موضوع نامربوطی در اون پیدا میشه،و......
هر علمی قطب مثبت و منفی خودش رو داره..بستگی به مصرف کننده داره که چطور ازش استفاده کنه..
علم بد نیست.پیشرفت بد نیست.اینترنت و ماهواره و انرژی اتمی و موبایل و ... بد نیست.
ماییم که با استفاده نا مربوط از اون بدش میکنیم.
خدا هم در ابتدای خلقت همه را پاک آفرید.اما بعضی ها وسط راه،گمراه شدن.پس آیا این دلیلی بر بد بودن و بی فایده بودن همه انسانهاست؟؟دلیلی بر بی خاصیت بودن همه انسانهاست.یا اینکه برخی، از این نعمت انسان بودنشان سوء استفاده کردند؟آن را در راههای نامربوط استفاده کردند؟؟

و چرا کسی که به قصد کسب علم خارج می شود مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند؟
به نظرم چون کسب علم میتونه خیلی هارو از جهالت نجات بده وبه بشر کمک کنه.اصلا اگر همه علوم در یک جا جمع میشد،عدالت خدا زیر سوال نمیرفت.اینکه فقط یک عده خاصی به علم دسترسی داشته باشن؟
خدا میدونست بشر اجتماعی است و نیاز داره با دیگران بحث و مناظره کنه،با دیگران تبادل اطلاعات کنه،برای همین علوم مختلف رو در جاهای مختلف قرار داد تا همه به دستاوردهایی هرچند کوچک برسند.
هر علم و پیشرفتی هم که از هرجا شروع شده،مربوط به همون منطقه بوده.شاید مناطق دیگه به اون احتیاج نداشتن.

علم بــه آموختن نيست ، بلكه در حقيقت نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى خواهان هدايتش باشد ، مى‏افتد .
استاد دانشگامون میگفتن:این درسی که شما دارید میخونید،علم نیست.بلکه یکسری ...یادم نیست چی گفت.شرمنده.مضمون حرفش همین حدیث بود.علم واقعی علم لدنی است که از طرف خدا در سینه بنده پاک و مومنش قرار داده میشه.علم لدنی هم میدونید چیه.نیازی نیست توضیح بدم.

عقل من همین قدر یاری کرد.اگر مورد مشکوکی بود و نیاز به توضیح بود،پاسخ میدم.
امیدوارم تونسته باشم کمکی بکنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، پارسه ، ارتش1نفره ، rastin ، محب الزهرا ، ONLY66
۰:۰۹, ۲۱/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام دوستان ،
اين روايات و احاديث فكر مي كنم مفيد باشند:

روزي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد مسجد مدينه شد ،‌چشمش به دو گروه افتاد. يك دسته مشغول عبادت و ذكر ، و دسته ي ديگر به درس و آموزش مشغول بودند. هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آن ها خرسند شد. به همراهان خويش رو كرد و فرمود :«هر دو دسته كار نيك مي كنند و راه خير و سعادت مي پيمايند.» سپس جمله اي اضافه كرد:«اما من براي تعليم و دانا كردن فرتاده شده ام.» آن گاه به طرف دسته اي كه به تعليم و تعلم اشتغال داشتند حركت كرد و در حلقه ي آنها نشست.(1)

رسول مكرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در يكي از روزها به يارانش فرمود :«كسي كه دوست مي دارد نگاهش به چهره ي كساني افتد كه از آتش دوزخ در امانند، به جويندگان علم بنگرد. سوگند به كسي كه جان من در دست قدرت اوست، هر شاگردي كه براي تحصيل علم (نه به قصد شهرت و نه براي تظاهر و تفاخر) ، به خانه ي عالمي رفت و آمد كند، در هر گامي، ثواب و پاداش عبادت يك ساله ي عابد براي او منظور مي گردد. و براي هر قدمي كه در اين مسير مي نهد، شهر آبادي در بهشت براي او آماده مي سازند. بر روي زمين كه راه مي رود، زمين نيز براي او طلب آمرزش مي كند ....»(2)

هم چنين مي فرمود:«فضيلت و برتي عالم بر عابد به ميزان هفتاد درجه و پايه است ، درجاتي كه ميان هر درجه ي آن ، چنان فاصله ي دور و درازي است كه اگر اسب راهواري بخواهد آن را طي كند ، هفتاد سال به طول مي انجامد تا فقط مسافت ميان دو درجه از درجات هفتادگانه را بپيمايد....»(3)

مي فرمود:«آن گاه كه جوينده ي علم-براي آموختن دانش- خانه ي خود را ترك مي گويد تا لحظه اي كه دوباره به خانه ي خويش بازمي گردد، سعي او جهاد در راه خدا محسوب مي گردد. (4)

مي فرمود:«آن گاه كه از بوستانهاي بهشت عبور مي كنيد خود را از نعمتهاي آن بهره مند سازيد.»
پرسيدند: اي رسول خدا ، بوستانهاي بهشت چيست ؟
فرمود :«(بوستانهاي بهشت) جلسات بحث و مذاكره ي علمي (هستند). خداوند را فرشتگاني است كه همواره در سير و گردش اند و در جستجوي جلسات بحث و مذاكره. آن گاه كه بر اهل چنين جلساتي وارد مي شوند، پيرامون آنان حلقه مي زنند و آنان را در بر مي گيرند.» (5)

مي فرمود :« دانشمندترين مردم كسي است كه علم و آگاهي ساير مردم را نزد خويش جمع سازد، و گران قدرترين مردم، كسي است كه بيشترين سرمايه ي علمي را به كف آورد و كم ارزش ترين افراد كسي است كه ناچيزترين و كم ترين سرمايه ي علمي را براي خود اندوخته باشد.» (6)

امام رضا (علیه السلام) حديثي مفصل در ارزش علم از پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل مي كند كه قسمتي از آن چنين است:« اگر آموختن دانش با هدف الهي همراه باشد ، كار نيك (حسنه) تلقي مي شود. علم آموزي ، عبادت است و مذاكره ي علمي، تسبيح و تقديس پروردگار. و عمل و رفتار هماهنگ با علم ، جهاد در راه خداست...فرشتگان شيفته ي دوستي با دانشمندانند و با بال و پرشان آنان را نوازش كرده و با درود و تحيات خويش به آنان تهنيت مي گويند....»(7)

حضرت علي (علیه السلام) فرمودند«اي مردم ! هشيار باشيد كه كمال دينداري دانش آموختن و عمل بر مبناي علم است.» و سپس فرمودند:«منزلت عالم و دانشمند ، والاتر از كسي است كه با كوشش ، روزها را به روزه مي گذراندو شبها را به عبادت سپري مي سازد.»(8)«اگر مرگ عالم و دانشمندي فرا رسد ، شكستي در اسلام پديد مي آيد كه جز به وسيله ي دانشمندي ديگر قابل جبران نيست.»(9)

----------------------------------------------
1تا7-آداب تعليمو تعلم در اسلام ، ترجمه منيه المير شهيد ثاني ، نگارش سيد محمد باقر حجتي ص46تا 48 و 54 تا 55 و 59 تا 60
8و9-الكافي ، ج 1 ، ص 35
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، ارتش1نفره ، parisan ، Irani ، محب الزهرا ، zarati313 ، ONLY66
۱۹:۵۹, ۱۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #25

سلام به همه دوستان- ممنون از پاسخ هاتون
توی پاسخ ها مطلبی خوندم که منبعش برام خیلی مهمه:
پرواز به آسمان از دو بال علم و ایمان مایه می گیرد
اگر لطف کنید و منبع این مطلب رو ذکر کنید ممنون میشم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ONLY66
۲۳:۵۳, ۱۳/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۵۳ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #26
آواتار
طبقه بندی علوم با توجه به ملاک و نظر فیلسوف در وجه تقدم یا تأخر، أشرف یا أخص بودن، مهم یا مهمتر بودن صورت می گیرید. این ملاک می تواند از چند جهت متفاوت در نظر گرفته شود.

1.به لحاظ موضوع؛

2. به لحاظ هدف و غایت؛

3. به لحاظ روش؛

4. به لحاظ عوارض جانبی.

یکی از پرسش هایی که همیشه بزرگترها از کودکان می پرسند این است که: می خواهی در آینده چکاره بشی؟ یک پسر بچه در پاسخ خود یک ملاک اساسی در ذهن دارد که براساس آن با توجه به آشنایی محدود با مشاغل، آن شغلهایی را در ذهن خود می پرواند که از هیجان، شور و حرارت بیشتری برخوردار باشد مثل خلبانی، پلیسی. بنابراین ملاک آنها به اقتضای سنشان عبارت است از پر تحرکی و هیجان داری.

اما آنچه از علوم در میان اکثر مردم دارای ارزش و اعتبار است به لحاظ غایت و نتیجه است. از منظر آنها هر چقدر نتیجه یک علم عینی تر و ملموس تر باشد شرافت و ارزش آن نسبت به بقیه دانش ها بیشتر است. همانند پزشکی که چون به سلامت جسمی مردم در ارتباط است و یا مثل رشته حقوق چون با حقوق آدمی و معیشت مردم سروکار دارد. از این رو ملاک طبقه بندی علوم نزد مردم عادی نتیجه عینی و سود بیشتر است.

ملاک اکثر کسانی که طالب علم و دوستدار دانش هستند را «روش علوم» است.
اینها با توجه به نوع علاقه و انگیزه نهفته در درونشان به دنبال علمی هستند که پاسخ گوی این علاقه باشد. مثلاً کسانی که خیلی استعداد دارند به دنبال ریاضی می روند چون روش پیچیده و نظام مندی دارد و افرادی که دارای روح لطیفی هستند به ادبیات و هنر روی می آورند چون گمشده خود را در آنجا می یابند.

اما در طبقه بندی علوم در نزد فیلسوفان علاوه بر توجه به ملاک های پیشین بر «موضوع» دانش ها تأکید بیشتری وجود دارد. به نظر آنها هر علمی که از موضوع شریف تر و بزرگتر بحث کند از اعتبار و ارزش بیشتری برخوردار است.

در روایات اسلامی به هر چهار ملاک پیش گفته، توجه شده است و نسبت به آموختن هر علمی بدان توجه داده شده است. امام علی(علیه السلام) در روایتی طبقه بندی علوم را براساس موضوع صورت داده است. ایشان می فرماید:

«دانش ها چهارگونه اند: دانش فقه برای دین، دانش پزشکی برای تن، دانش نحو برای زبان، و ستاره شناسی برای شناخت زمان.»(2)

رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در روایتی علوم را براساس روش و غایت بر سه قسم تقسیم می کند:

«دانش بر سه گونه اند: آیه ای محکم و استوار، قانونی عادلانه و یا سنتی پایدار؛ و غیر از اینها تنها فضلیت است.»


چيستى علم در قرآن

قرآن شريف در طرح جامع شناخت، افزون بر اينكه به مطالعه پديده هاى طبيعى و انسانى با استفاده از حس و تجربه تأكيد مىورزد، اين ادارك را به تدّبر و خردورزى پيوند زده و در نهايت اين آگاهى ها را در آغوش دين مى افكند و با توجه دادن به ژرفاى الهى پديده هاى عالم در رابطه با پديد آورنده، دانشى بر آمده از حس و تجربه و خرد و ايمان و پرهيزكارى را در راه تعالى و شكوفايى فراروى انسان مى نهد.

تعبيرى كه شهيد مطهرى براى ماهيت دانش از نظر قرآن برگزيده، «شناخت آيه اى» است، كه بر مبناى آن همه عالم آيت و علامت حق تعالى است. علّامه جعفرى آن را «شناخت تذكرى» ناميده است. بدين سان، طرح جامع شناخت در قرآن با دعوت انسان به مطالعه تاريخ، طبيعت و خود انسان راه كشف آيات و آثار الهى را مى گشايد. تا افزون بر گسترش سطح دانش در شناخت روابط اين جهانى، ميان پديده ها به گشايش لايه هاى ژرف آگاهى انسان از طريق درك رابطه پديده ها و نشانه ها با معناى بنيادين هستى دامن بزند و انسان را در مسير صلاح و فلاح سير دهد.

علّامه طباطبائى مفهوم علم را در ادبيات قرآن چنين تعريف كرده:
«اصولا علم در زبان قرآن عبارت است از يقين به خدا و آيات او» و در جاى ديگر نوشته است: «قرآن مجيد به اين علوم دعوت مى كند به اين شرط كه به حق و حقيقت رهنما قرار گيرند و جهان بينى حقيقى را كه سرلوحه آن خداشناسى مى باشد، در بر داشته باشند وگرنه علمى كه انسان را سر گرم خود ساخته از شناختن حق و حقيقت بازدارد، در قاموس قرآن مجيد با جهل مرداف است.»
همچنين غزالى در احياء العلوم و فيض كاشانى در محجه البيضا علم را اين تعريف كرده اند: «العلم و قد كان يطلق ذلك على الله تعالى و بآياته و افعاله فى عباده و خلقه.»

محققان تلاش هاى فروانى براى تدوين نظريه علم در قرآن نموده اند،
اما بايد توجه داشت كه در قرآن كريم واژه «علم» به صورت جمع به كار نرفته; زيرا علم يكى بيش نيست و آن شناخت حق تعالى و آثار و آيات بى كران اوست كه در آفاق وانفس پراكنده شده و جلوه نموده است، و شالوده آن شناخت آيه اى است كه همه امكانات ادراكى انسان را براى تأمين و نيل به هدف خلقت سازمان دهى مى كند و انسان را نظراً و عملا به پيش مى برد;

«قرآن كريم از علم و يقين به عنوان هدف آفرينش ياد كرده
و اين در حالى است كه از عبادت به عنوان هدف وسط ياد شده است،
زيرا در سوره "الذاريات " مى فرمايد: (وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إلاَّ لِيَعبُدُونِ)
و در سوره مباركه «حجر» مى فرمايد: (وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَاتِيَكَ اليَقيِنُ)
به اين معنا عبادت گرچه هدف است ليكن هدف برتر همان يقين،
يعنى شناخت مصون از اشتباه و دگرگونى است.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #27
آواتار
به این سوال بیاندیشید:


چرا انسانها برای رسیدن به آسایش، از وسایلی که برای رسیدن به آسایش ساختن فرار میکنند و میرن جایی که هیچ کدوم از این وسایل وجود نداره؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ramin_Ghn
۰:۵۷, ۱۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #28

به غیر از علمی که زیان دارخپ برای آخرت انسان بفپقیه علم ها نیز لازم و ضروری هستش
امام صادق علیه السلام یه شاگردی داشتند به اسم جابر بن حیان که در علم شیمی بی همتا بود
و البته ایشان چند صد شاگرد داشتند که در اکثر رشته ها تبحر داشتند
خود امام صادق حدیث دارند در باره نجوم که همه چیز به دور خورشید میچرخد
حضرت علی علیه السلام در باره سوال فردی که عددی که بر همه اعداد بخش پذیر باشه جوابی بدون تامل دادند
و هزاران حدیث دیگر...
ولی باید همه این علم برای تقرب به خدا باشه ، علم اسلحه سازی نیازه برای برتر بودن بر برابر دشمن خدا
علم الکتریسیته نیازه برای رفاه دادن به مسلمونا و مردم دیگه
شیخ رجبعلی خیاط رضوان الله علیه میفرماید مخترع پنکه رو در عالم برزخ دیدم که یه پنکه روشن کردند گذاشتن جلوش
میگن این بخاطر اختراعت که در عالم کردی
علم اعداد رو تا ندونی نیمتیونی به قدرت نظم خدا پی ببری
علم شیمی و فیزیک رو ندونی نمیتونی به قدرت صنایع خدا پی ببری ،
علم نجوم رو ندونی نمیتونی به قدرت خدا بر حرکت دادن صور پی ببری
و بخوام بگم خسته کننده میشه ، بعد این که این علم ها رو آموختی کافیه ده دقیقه بری گوشه اتاقت بشینی
فکر کنی به عظمت خدا و اون وفته که پی میبری به قدرت خدا و هر وقت آیه ان الله علی کل شی قدیر میرسی
تواضع رو. تو خودت احساس میکنی و اون وقته که به این حدیث میرسی که یک ساعت تفکر کردن در امر خدا بهتر از هفتاد سال عبادته
به امید ظهور منبع و مرجع علم ، اول آخر علم ، مولای غریبمون
برای ظهورش صلوات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، mohamad
۱۸:۵۶, ۲۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #29
آواتار
نقل قول:چرا انسانها برای رسیدن به آسایش، از وسایلی که برای رسیدن به آسایش ساختن فرار میکنند و میرن جایی که هیچ کدوم از این وسایل وجود نداره؟
توهم اینکه آن وسایل موجب آرامششان هست،باعث شده آنها را تهیه کنند...(تحت تاثیر تبلیغات وسیع در جای جای محل زندگیشان)
اما واقعیت این است که آدمی هرقدر هم تحت تاثیر اطرافش باشد و به دنبال فراهم کردن وتامین کردن نیازهای کاذبش باشد،با فطرت خودش که آرامش جو است و آن دست از آرامش را میپسندد(آرامش حضور در طبیعت و بودن در کنار نعمات خدا)، نمیتواند مبارزه کند.
به همین دلیل هست که اکثر ما ها که در شهرهای شلوغ و به قول شما با امکانات زندگی میکنیم،دوست داریم بزنیم به دشت و صحرا که شاید آرامشی بدست بیاریم..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود
۱۹:۴۱, ۲۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #30
آواتار
هر چیزی که در راه خدا باشه، حتی خوابیدن خوبه، باید دید کدومشون دین خدا رو بیشتر یاری می کنه، ممکنه یکی با عبادتش به خدا کمک کنه یکی با علمش !!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا