|
مبانی محوری و ارکان توسعه نظم نوین جهانی از منظر قرآن کریم:
|
|
۱۲:۳۲, ۲۱/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۸۹ ۱۵:۳۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
این آیه شریفه رو بادقت بخوانید: " اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ..." بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است... (20 - حدید) در این آیه به 5 مؤلفه مهم حیات دنیوی مذموم به طور کامل اشاره میکنه، که از قرار معلوم منطبق بر دوران حیات انسان ها هم میشه. اولین مؤلفه حیات دنیوی مذموم لعب هست که مهمترین مشخصه دوران کودکی هست و برخی از ما تا آخر عمر با این مؤلفه کم وبیش دست به گریبانیم. لعب یعنی چه؟ لعب به معناى بازى نظامدارى است (كه دو طرف بازى به نظام آن آشنايى دارند، مانند الكدولك و نظاير آن) كه اطفال به منظور رسيدن به غرضى خيالى آن را انجام مىدهند.(نقل از تفسیر المیزان) المپیک، چمپیونز لیگ، لیگ برتر، جام جهانی و بازیهای پلی استیشن و کامپیوتر و... همه از مظاهر لعب هستند آیا بشر برای این خلق شده که مثلاً 20 سال از امر خودش رو صرف کنه از اینکه چی بخوره کجا بره کِی بیاد چه کار کنه که مثلاً در نهایت 2. ثانیه 100 متر رو زود تر طی بکنه؟؟؟؟؟؟ خب این کار رو که خیلی از حیوانات بهتر از ما هم انجام میدن!!! آیا این تلاشها در راستای رشد دادن جنبه انسانی بشر هست؟ آیا ورزش قهرمانی به شکل مدرن که فراگیر شده و به عنوان مسائل مهم زندگی بسیاری از ما تبدیل شده پرداختن بهش در این حد، جزو اهداف عالیه خلقت ماست؟ یه سوال!!!!! : من یه خط به عرض 5 سانت رو زمین میکشم بعد یه توپ رو از این طرفش به اون طرفش قِل میدم به نظر شما در حقیقت هستی وجود من الآن چه اتفاقی افتاد؟ خیلی ها به خاطر این اتفاقات تا پای مرگ خوشحال میشن و از خوشحالی جیغ میزنن حتی ممکن تو سر خودشون بزنن (کاری که من بعد از گل دوم ایران به استرالیا انجام دادم) و خیلی ها هم ممکن تا پای دِغ کردن و افسردگی و خشم مُفرت پیش برن (مثلاً در جام ملتها 96 به خاطر حذف ایتالیا افسردگی گرفتم) اما اینها همه از اعتباریات هست که اوهامِ من و شما بهش اهمیت و ارزش کاذب داده و هیچ اثر مثبتی برای حیات حقیقی انسانی نداره. و ما باید این رو درک کنیم. بعضی از ما تا آخر عمر توی همین لعب و بازی باقی میمونن و چه سرمایه ها و انرژی های هنگفتی رو که از دست نمیدن!!!!!!!!!!!!! بعد از کودکی میرسیم به نوجوانی و جوانی، جایی که شهوات به اوج خودش میرسه و آدم میره دنبال لهویات. لهو یعنی چی؟ " لهو" به معناى هر عمل سرگرم كنندهاى است كه انسان را از كارى مهم و حياتى و وظيفهاى واجب باز بدارد. (نقل از تفسیر المیزان) در نوجوانی و جوانی بیشترین کشش برای پرداختن به لهویات وجود داره و اوج سیطره شهوات شکمی و زیر شکمی است و برخی تا آخر عمر از این منجلاب رها نمیشن. تجارت س ک س و تجارت مواد مخدر از مهمترین گردانندگان چرخه پولی اقتصاد جهان هستند امروز. ما امروز بیش از 70 طعم متفاوت برای ماست در دنیا داریم که بسیاری از این ها مصنوعی و شیمیایی هست و مضراتی داره اما از اونجا که در تمدن جدید اصالت با لذت حداکثری هواس پنج گانه هست دیگه این مسایل مطرح نیست، اصالت با این است که ما باید بیشتر حال کنیم، حالا چه خدا خوشش بیاد چه نیاد، اصلاً با خدا چیکار داریم، گور بابای سلامتی، ما که بالاخره یه روز میمیریم حالا 2 روز دیر تر یا زود تر چه فرقی داره بزار ما حالمون رو بکنیم!!!!! اینها جوابهای آشنایی هستند! بعد از جوانی در اواخر دوران جوانی تا نزدیکی میانسالی انسان میره سراغ زینت! زینت چیه؟ كلمه" زينت" ... و" آرايش"، عبارت از آن است كه چيز مرغوبى را ضميمه چيز ديگرى كنى تا مردم به خاطر جمالى كه از اين ضميمه حاصل شده مجذوب آن چيز شوند، (مثلا آرايش زنان عبارت از اين است كه زن با طلا و جواهرات و يا رنگهاى سرخ و سفيدى خود را جلوه دهد، و از ضميمه كردن آنها به خود جمالى (عاریتی) كسب كند، به طورى كه بيننده مجذوب جمال او شود). (نقل از تفسیر المیزان) تفاوت بنیادی وجود داره بین زینت و جمال، ریشه زینت ، آرایش بیرونی با چیزهای عاریتی هست اما ریشه جمال، زیبای منبعث شده از ذات شی است و امروز ما شدیداً گرفتار زینت شدیم. از مد پرستی بگیر تا نو به نو کردن وسایل به خاطر شیک بودن. بعد از این میرسیم به تفاخر که مهمترین تجلیاتش در دوران میانسالی هست که اتفاقاً از مهمترین پیامد های زینت هم همین تفاخر هست. اما تفاخر در لغت به چه معناست؟ " تفاخر" به معناى مباهات كردن به حسب و نسب است. (نقل از تفسیر المیزان) در این مرحله انسان میچسبه به پز دادن با مدرکشو خونشو پولشو بچه شو .... و بعضی ها تا آخر عمر گرفتار تفاخر باقی میمونند. امروز علناً داره تبلیغ میشه که چه کار کنید تا منحصر به فرد باشید، این عنوان تبلیغات مملکت خودمون هم هست در خارج که جلب توجه کردن رو ماشاالله در روانشناسی غربی جزو نیازهای لاینفک و اصیل انسان میدونن!!!!!!!!!!!!!!! امام خمینی و آیت الله بهاءالدینی به روانشناسی غربی میگفتن حیوان شناسی!!!!!! اما بعد از این دوران، انسان به دوران کهنسالی میرسه مولا علی میفرمایند: وقتی انسان پیر میشه حرصش جوون میشه انسان در پیری می افته به تکاثر و جمع کردن مال دنیا، حرصش زیاد میشه و دست سخاوتش کم میشه و بعد یه دفعه جناب عزرائیل تشریف میارند میگن: یه عمر تمام سرمایه هات و صرف چیزایی کردی که نباید میکردی حالا با دست خالی تشریف میبری به.... و اگه صادقانه و متفکرانه بیاندیشید، دوستان من، این 5 محور و رکن حیات مادی مذموم، امروز محور توسعه و حرکت تمدن نوین جهانی هست که داره نظم نوین جهانی رو شکل میده بر پایه پرداختن و پر رنگ کردن مظاهر و مصادیق لعب و بازی ، لهویات و سرگرمیها و شهوترانیها، مسابقه در زینت و تفاخر و دمیدن بر آتش خودبرتر بینی و خودنمایی انسان و پرداختن به این که سعادت یعنی جمع آوری مظاهر و مواهب و متاع دنیا یا همون تکاثر. علامه طباطبایی در المیزان در مورد این 5 رکن میگن و همه اينها همان موهوماتى است كه نفس آدمى بدان و يا به بعضى از آنها علاقه مىبندد، امورى خيالى و زائل است كه براى انسان باقى نمىماند، و هيچ يك از آنها براى انسان كمالى نفسانى و خيرى حقيقى جلب نمىكند. و خود خدا در قرآن در ادامه این آیه شریفه می فرماید: " وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ"- يعنى دنيا جز متاعى نيست كه با آن تمتع مىشود و از آن بهرهمند مىگردند، و بهرهمندى از آن همان فريب خوردن با آن است، البته اين فريب خوردن مخصوص كسانى است كه به دنيا دل بسته باشند. این هم نکته جالبی که در تفسیر نمونه در این مورد اومده: " متاع" به معنى هر گونه وسائل بهرهگيرى است، بنا بر اين جمله" دنيا متاع غرور است" مفهومش اين است كه وسيله و ابزارى است براى فريبكارى، فريب دادن خويشتن، و هم فريب ديگران و البته اين در مورد كسانى است كه دنيا را هدف نهايى قرار مىدهند و به آن دل مىبندند، و بر آن تكيه مىكنند و آخرين آرزويشان وصول به آن است، اما اگر مواهب اين جهان مادى وسيلهاى براى وصول به ارزشهاى والاى انسانى و سعادت جاودان باشد هرگز دنيا نيست، بلكه مزرعه آخرت، و پلى براى رسيدن به آن هدفهاى بزرگ است. بديهى است توجه به دنيا و مواهب آن به عنوان يك" گذرگاه" يا يك" قرارگاه" دو جهتگيرى مختلف به انسان مىدهد كه در يكى مايه نزاع و فساد و تجاوز و بيدادگرى و طغيان و غفلت است، و در ديگرى وسيله بيدادى است و آگاهى و ايثار و فداكارى و برادرى و گذشت. و البته این دنیا ارزشی بی نهایت دارد چرا که مهمترین سرمایه ی ما برای ساختن ابدیتمان تلاشهای ما در این دنیا هست، اما خیلی از ما در خیلی از مواقع برای دنیا کار میکنیم و محور برنامه ریزی های ما به گونه ای هست که انگار اینجا اقامت گاه ماست و نه مسافر خانه مولا علی در حدیثی بسیار زیبا میفرمایند: کافر در دنیا برای لذت کار میکند و مومن برای جمع آوری توشه !!!!! خداوکیلی خیلی حدیث فوق العاده ای هست. جا داشت بیشتر این بحث رو ادامه بدم و باهاش به نقد مبانی تمدن مدرن و فلسفه پیدایش این تمدن بپردازیم که ما و زندگی ما رو هم درگیر کرده کم و بیش،ما در این موضوع آیات و روایات بسیار مهم و تکان دهنده ای و روشن گری داریم اما فکر کنم تا همین جاش هم طولانی شده رفقا برای پدر و مادر حقیر دعا بفرماید. یا علی مدد الهم عجل لولیک الفرج |
|||
|
|
۱۶:۳۲, ۲۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ممنون از مطلب نافذی که نوشتی، واقعا آدم را به فکر فرو می بره؟
اگه چیزهایی که می گی درست باشه (که هست) پس خیلی از ما و مردم دنیا در گمراهی هستیم و از اون چیزی برای اون آفریده شده ایم بسیار دوریم. خود من در ترک کوچک ترین چیزها کلی مشکل دارم، چون بعضی از همین ها جزء زندگی روزمره و عادت ما شده و حتی برای ما مهم تر از نفس کشیدن. این مسائل این قدر پیچیده است که، برای یک فرد غیر مطلع، غیر قابل قبول هست. اینکه خدا، چنیدن بار در قرآن می گه: "خیلی از آنها نمی دانند"، می تونه در مورد این قضایا هم باشه. باور کن من می ترسم که این مسائل را بخوام تو جمع مطرح کنم. بهتره که خیلی چیزها را نشنیده بگیرم. روزی آقای بالا منبر گفت: وقتی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کنه، همه ساختمان ها بلند را خراب می کنه. چون این ساختمان ها برای زندگی بشر مناسب نیست. تقریبا همه بهش خندیدن. حالا ما چجوری بریم بگیم که آقا المپیک و چه و چه اشکال داره و ... اگه کمی با خودم رو راست باشیم تازه می فهمیم که حتی فکردن بهش هم خیلی سخته. |
|||
|
|
۱۷:۲۲, ۲۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
محمد جان در مورد المپیک و ...
مطالعه این کتاب بسیار مفید است 3- مطالعه کتاب "داستان ورزش غرب" نوشته اسماعیل شفیعی سروستانی - چاپ هلال (موسسه موعود) پیشنهاد شده توسط جوینده حق در بخش نقشه راه |
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا شاید آن چیزی که دنیا رامذموم می کند،دلبستگی به دنیا است واگر نه خود دنیا بستری برای آزمایش وسکویی برای
انسان است که نیل به اهداف اساسی انسان که همانا راه حق است را فراهم می کند ،که ما باید آن را مغتنم شمرده و در لوح اعمالمان بهترین ها را حک کرد. |
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۱۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
اگر دورة آخرالزّمان را دورة سلطة فرهنگ شيطاني بناميم، سخن به گزاف نگفتهايم؛ دورهاي که شاخص عمومي جهتگيريها و حرکتها به سمت اهداف، منويّات و برنامههاي شيطاني است. چند قرني است، شعار «خدا مُرد» نيچه سرلوحة برنامه ريزيها و استراتژيها شده است؛ امّا در اين ميان برخي از خلقيّات و رفتارهاست که بيش از ديگر رفتارها و منشها مورد اقبال و توجّه قرار گرفته است. در اينجا نگاهي اجمالي به دنياي اطراف خود مياندازيم:
تفاخر ديديم شيطان در ابتداي نافرماني خود در برابر خداوند چنين گردن کشيد که من بهتر از اويم مرا از آتش آفريدهاي و او را از گِل. اين خُلق از اهمّ خلقيّات آخرالزّماني مردم شده و افراد با تمام قوا به دنبال خود برتر نمايي در مقايسه با ديگران افتادهاند. آنچه در پي تکاثر و زيادهطلبي اتّفاق ميافتد و در واقع زمينهساز ظهور رفتار زيادهخواهي در انسان ميشود، گاهي خود حبّ دنياست؛ ولي در بسياري از موارد در مقايسه با داشتههاي ديگر و فخرفروشي به آنها معنا پيدا ميکند. انسانها زيادهخواه ميشوند تا به ديگران فخر بفروشند که ما بيشتر از شما داريم و از اين جهت بالاتر از شماييم. حرص، زيادهخواهي و تکاثر تکاثر يا زيادهخواهي در حالتي اتّفاق ميافتد که شخص بيش از آنچه را نياز دارد، طلب و براي به دست آوردن آن تلاش کند. آسيبهاي ناشي از تکاثر به حدّي است که يک سوره از قرآن به آن اختصاص يافته و در جايي ديگر نيز مصداق حيات دنيوي خوانده شده و چنين آمده : «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ؛ بدانيد كه زندگي دنيا، در حقيقت، بازي و سرگرمي و آرايش و فخرفروشيِ شما به يكديگر و فزونطلبي در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مثل باراني است كه كشاورزان را رُستني آن [باران] به شگفتي اندازد. سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بيني، آن گاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابي سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودي است و زندگاني دنيا جز كالاي فريبنده نيست.» مفهوم سرمايه با مجموعه تحوّلاتي که در پي رنسانس داشته بارزترين مصداق تکاثر است. يکي از ويژگيهاي جالب دنيا که در آيات و روايات به آن اشاره شده اعتباري و غير واقعي بودن دنياست. با توجّه به سلطة جدّي فضاي مجازي و سايبري بر زندگيها در اين روزها، زندگيهاي مردم سراسر زمين به سمت مجازي شدن پيش ميرود و خودنمايي و زياده طلبيها در اين عرصه معني ميشود. انسانها تمام تلاش خود را ميکنند که با چپاول اموال و ضايع کردن حقوق ديگران، دزدي و سرقت، آميختن حلال و حرام، نپرداختن حقوق واجب، مانند خمس و زکات يا پرداختيهاي لازم و موظّف مانند صدقه، صرفاً به دنبال افزودن صفرهاي حسابهاي خود در بانکها ه?تند. تنوّع طلبي، مصرفزدگي و مدگرايي يکي از روحياتي که در قرآن، قوم بني اسرائيل را با آن وصف کرده، تنوّعطلبي است. در دورهاي که آنان با حضرت موسي(علیه السلام) در حال سفر از مصر بودند، خداوند به آنان مرحمت کرده و غذاهاي بهشتي براي آنان از آسمان ميفرستاد تا رنج کشيدن بار غذا را بر دوش تحمّل نکرده و بتوانند سريعتر حرکت کنند. پس از مدّتي، آنان در نهايت جسارت و صراحت به موسي(علیه السلام) گفتند: به خدا بگو ما نميتوانيم به يک غذا صبر و عادت کنيم از خدا بخواه براي ما عدس و پياز بفرستد تا تنوّع در آن ايجاد شود. اين روحية تنوّعطلبي تا قرنها اختصاص به يهود و بني اسرائيل داشت تا اينکه با رنسانس، روال يهوديسازي جهان دنبال شد و اين روزها فرهنگ قوم يهود مبناي تمام رفتارها و منشها گشته است؛ بيآنکه بسياري از ما متوجّه آن باشيم. روحية تنوّعطلبي را در ميان ما جاري ساختهاند تا با مصرفگرايي ما چرخ صنعت و توليد آنان رونق بيشتري پيدا کند به اين ترتيب ما نيز بيشتر از پيش در فرهنگ يهودي خداگريز، غوطهور ميشويم. عنوان زدگي(حبّ جاه و برتري جويي نوين) جاهطلبي از جمله خصايص و خلقيّات شيطاني است که مبناي بسياري مفاسد به شمار ميآيد. در زندگي مدرن با تأسيس ادارات، نهادها و مؤسّسات، اين فرصت براي همه فراهم شد که عنواني داشته باشند و اين عنوان مبناي تفاخر نسبت به هم قرار گيرد. عنوانها در ساختارهاي تشکيلاتي رتبه پيدا کردند و اگر کسي را اين روزها با رتبه و عنوان و مقامي پايينتر از آنچه حکم کارگزينياش تعريف کرده، خطاب کنند، توهين غير قابل بخشش و گذشتي به حساب ميآيد و حتماً بايد با آن برخورد شود! اخلاقي که به شدّت در قرآن مورد نهي قرار گرفته است. تجمّلگرايي خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد، امّا گاه زيباييگرايي تمام توجّه فرد را به خود جلب ميکند و بهانهاي براي تفاخر و خودنمايي ميشود. اين روحيه نيز مصرفزدگي، اسراف و تبذير را به دنبال ميآورد. ترکيب تنوّع طلبي، تجمّلگرايي و مُدزدگي، فرهنگي را به دنبال ميآورد که فرد، تمام همّ و غم زندگياش را در خريد و نمايش آنچه خريده و خود برترنمايي خلاصه ميکند. اين سبک يکي از مؤثّرترين راههاي غفلت از خدا و ياد خداست. علّتها و آثار مختلفي را براي تجمّلگرايي ميتوان برشمرد؛ مثلاً يکي از آنها چشم و همچشمي است. مدگرايي(جهالت مدرن) و تبليغات زدگي(تقليد نوين) از جمله ابزارهايي که با آن تنوّعطلبي، معنا و مصداق مييابد، فرهنگ مُد است. از مد ميتوان به تقليد جاهلانه و جهالت مدرن ياد کرد که شخص بي توجّه به نياز، ضرورتها و حتّي علاقه و سليقة خود، صرفاً بر اساس آنچه مدسازان يا ابزارهاي تبليغاتي براي او تعريف ميکنند، مطلوب و محبوبش ميشود. غرب زدگي(تغيير قبلة اعمال و آمال) زيباترين و بهترين رنگ براي زندگي و حيات بشر، رنگ خدايي است و کعبه نمادي است که ما اين جهت را گم نکنيم و زندگي را بر اساس آن جهت دهي کنيم. در دورة مدرن جهت بسياري از پيروان اديان، مذاهب و ملل مختلف جهان يا به تعبير دقيقتر عموم آنان به يک سو شده و همة مناسبات زندگي ما را رسانهها، آزمايشگاهها و گويندگان و نويسندگان غربي تعيين ميکنند. همين قدر که گفته شود بنابرآزمايشهاي انجام شده در آزمايشگاههاي آمريکا يا فلان کشور اروپايي به چنان نتيجه رسيده اند، براي ما کافيست تا آن را به راحتي قبول کنيم. حال اگر براي ?ا مسلمانان روايات معتبر و گاه متعددي در خلاف اين ادّعا وجود داشته باشد. آنچه کنار گذاشته ميشود روايت است نه نتايج آزمايشهايي که معلوم نيست آيا واقعاً انجام شده يا تبليغات رسانههاست. اين امر به خوبي نشان ميدهد که قبلة اعمال کجاست. علاوه برآن براي بسياري از مردم سفر سياحتي، اقامتي يا مهاجرت به کشورهاي غربي آرزويي بزرگ شده که به دنبال برآورده ساختن آن هستند. خودخواهي، بي دردي، بي تعهّدي، سردي عواطف و تغافل يکي از ويژگيهاي شاخص و شايع دورة ما، مشغول شدن افراد به خود است. آنقدر مردم به خود مشغول شدهاند که دوست، فاميل، آشنا و... همه در حاشيه قرار گرفته اند. هجمة اخبار و اطّلاعات در حدّي است که از شنيدن بدترين اخبار، مانند آوارگي بيست ميليون نفر در سيل پاکستان، کشته شدن يک ميليون عراقي به دست آمريکاييها و معلول شدن هزاران کودک و بزرگسال در طول اين سالها، نسل کشي مسلمانان به دست صربها و دهها و صدها خبر ديگر، صرفاً ما را نارحت ميکند و بس. بلافاصله هم اگر خبري بشنويم، لبخند بر لبانمان مينشيند. خردگرايي جايگزين خداگرايي در طول قرون متمادي، انبياي الهي نه تنها پيامهاي معنوي الهي را براي زندگي پس از مرگ به انسانها ابلاغ ميکردند که هرآنچه را آنها براي زندگي در زمين، بدان نياز داشتند نيز به انسانها ميآموختند. به استناد روايات تاريخي نقل شده از اهل بيت(علیه السلام) تمام علوم مورد نياز بشر در عرصههاي نظري و فنآوري به دست انبيا براي بشريّت آورده شده است در پي رنسانس تمدّني بنا نهاده شد که بر اساس خدا گريزي و خداستيزي است و تلاش ميکند همه چيز را بر اساس مقصد نوين حيات که همان بندگي نفس و شيطان است با شعار خردگرايي و ابزار آزمون و ?طا به هر قيمت، حتّي تباهي نسلهاي متعدّد، همه چيز را بازنگري و نوزايي کند. در اين مسير چه مقصد و چه راه حرکت و ابزارهاي مورد استفاده در طول مسير همه و همه غير خدايياند. نوزايي معاصي در پرتو رسانهها رسانهها مهمترين ابزار ترويج فرهنگ نوين غربي است؛ فرهنگي که الآن شرق تا غرب عالم را متأثّر از خود ساخته و تمام جهات جغرافيايي جهان از حيث فرهنگ، غربي شدهاند. اينترنت، ماهواره، تلويزيون و... از سويي براي تحقّق حاکميّت شيطان به ترويج فساد و فحشا از هر طريق ممکن همّت گماشتهاند و از سوي ديگر، برخي گناهها مانند دروغ، غيبت، تهمت و افترا، نمّامي(سخن چيني) و... با استفاده از ابزار رسانه دچار تحوّل مفهومي شده و براي بسياري از مردم کاملاً عادي شده است. ماهنامه موعود، ویژه نامه جن شماره ،123 |
|||
|
|
۶:۳۴, ۱۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
انقلاب اسلامی یک تحول دگرگونی در تمامی ابعاد اجتماعی و فردی جامعه بود ،دشمنان نیز در تمام اشکال فرهنگی، اقتصادی ،نظامی و اخلاقی به مقابله با آن می پردازند و مسلمانان بویژه ایرانیان با اعتقاد به آیین مقدس اسلام و فرامین قرآن و انقلاب اسلامی موظفند تا ضمن شناخت عظمت و شکوه اسلام افزون بر ترویج فرهنگ اسلامی به جوامع بشری به شناسایی اندیشه ها و ترفندهای دشمنان بپردازند.
اما تعریف دشمن در اسلام به دشمنی بیرونی ختم نمی گرددو شامل نفس اماره و شیطان نیز می شودبه گونه ای که جهاد با نفس را برترین جهاد می خواند و هدف از آفرینش این دشمنان پنهان آن است که انسان با تکیه بر ارزشهای انسانی و اسلامی به مبارزه با آن بپردازدو با پرورش روح پرهیزکاری جود را در برابر دشمن ایمن سازد. اما آنچه قرآن بر آن تاکید نموده اینکه وجود دشمنان داخلی و خارجی نه تنها از نظر آفرینش به ضرر بشریت نبوده بلکه موجب تکامل او نیز می گردد.وجود ۱۰۶ بار واژه عدوومشتقاتش در قرآن به معنای دشمنی به کسانی اطلاق گردیده که در دل با انسان به عداوت پرداختند و در ظاهرنیز مطابق با آن رفتارمی کنندو خداوند در این آیات طریقه شناسایی باطن دشمنان را نیز نشان داده است و به مومنان هشدار می دهد که غیر از هم مسلکان برای خود دوست و همراز و یا همسر انتخاب نکنید تا بیگانگان از اسرارتان مطلع نگردند. استاد مطهری در این زمینه می گوید"اسلام نمی گوید کار محبت آمیز منحصرا درباره مسلمین باشدو به هیچ وجه خیری از شما به دیگران نرسد دینی که پیغمبرش رحمت للعالمین است کی می تواند چنین باشدولی مسلمانان نبایداز دشمن غافل شوند پس منافاتی نیست میان آن که مسلمان به غیر مسلمان احسان کنددر همین ولای اورا نپذیردواما اساس دشمنی از نفاق سرچشمه می گیرد و کاربرد یک صدویازده بار نفاق در قرآن به معنای نفوذ و پیشروی موکد اهمیت آن می باشد.نفاق به معنای کانالهای زیرزمینی قابل استفاده از استتار یا فرار می باشدو در قرآن منافقان به عنوان خطرناکترین دشمن اسلام و مسلمانان مطرح شدند زیرا آنها نسبت به مسلمانان کینه توزی و عداوت دارند اما مسلمانان به دلیل چهره ظاهریشان آنان را دوست و هم کیش خود می دانند و ازاین رو مبارزه با آنان در مواردی غیرممکن می گردد. بحث شناخت دشمن در مکتب سیاسی قرآن کریم از موقعیت ویژه ای برخوردار است و خداوند در آیات متعددی دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکل های گوناگونی معرفی می کند و چهره های پلید و گمراه کننده آنان را برای پیروان حق آشکار می نماید تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند ودر این آیات بیشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پیروزی حق به میان می آید که حتی اگر عقب نشینی نمایند باز خود تاکتیکی برای رویارویی دوباره و هشداری مهم برای پیروزی حق می باشد. پیکار حق و باطل موقتی نیست و از آنجا که هدف مشترک نابودی نظام الهی است این نبرد تا قیامت هم استمرار دارد اگرچه به رغم تمامی توطئه های گوناگون دشمنان اسلام در طول تاریخ شاهد درخشش روزافزون حق باشیم زیرا خداوند مدافع حریم حق است.یکی از اساسی ترین شرایط موفقیت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصه ها شناخت دشمن است و هرگاه آدمی در پهنه طبیعی دشمن را شناخت به موفقیت دست خواهد یافت . اما انسان از دشمنان ناشناخته خود ضربه های فراوان خورده است که امام خمینی طلایه دار آزادی و آزادگی از آغازین روزهای مبارزه خود بارها بر شناخت دشمنان و حربه های آنان در جهت نابودی اسلام تاکید نموده بود و بارها بر حضور دشمنان آشکار و پنهان در عرصه های سیاسی و اجتماعی هشدار داده بود.شاید مهم ترین حربه دشمنان ازدیدگاه امام خمینی (رحمة الله علیه)رواج تفکر جدایی دین از سیاست بودکه خوداز دووضعیت سرچشمه می گیرد.عده ای که آسایش خودرادر عدم دخالت در سیاست دانسته و گروهی که دین را سدی در برابر غارت گریهای خود می دانستند. این طرز تفکر از فرهنگ غرب و استعمارگران سرچشمه گرفته است که متاسفانه اشاعه آن در قشر فرهیخته و تحصیلکرده، اثرات مخربی را به همراه داشت اما با توجه به جامعیت اسلام و عجین بودن دین و سیاست در این دین الهی لزوم تشکیل حکومت اسلامی بدیهی و غیرقابل انکار است وآنچه بدیهی تربه نظر می آیدآن است که خداشناسی منجر به دشمن شناسی و تشخیص حق از باطل می گرددوآغاز راه خداشناسی عبور از جاده خودشناسی است و انسان خودشناس،تفاوت حق از باطل را به خوبی درک خواهد کرد .مقام معظم رهبری نیز بارها در سخنان خود قشر فرهیخته را به دشمن شناسی و حفظ وحدت فراخوانده است .اما متاسفانه از آنجا که تفکرات خصماگین همچون سمی کشنده در قالب ایده های روشنفکرانه و شیرین وارد افکار نسل جوان شده که گاه ناخواسته آنان را در برابر حق و حق جویی بی منطق می نمایاند.حوادث اخیر نشان داد که برخی افراد بویژه جوانان و فرهیختگان با وجود آگاهی از حقانیت حق ، به دلیل عدم شناخت دشمن ،ارزشهایی را زیر پا گذاشتند که تبعات جبران ناپذیری را در نفوذ دشمن به جریانات داخلی به همراه داشت و نشان داد جامعه ای که فاقد شناخت دشمن می شود گاه به سادگی انگشتری را از دستان حقیقت بیرون می کشد و به دست دشمن می دهد که خود نیز از عداوت آن بی خبر است. |
|||
|
|
۱۱:۳۴, ۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۲ ۱۱:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
در تکمیل این مبحث مفید خواهد بود که این 3 تاپیک را هم مطالعه فرماید:
تكنولوژي ، گوساله ي سامري دنياي مدرن (مهمترين مقاله اي كه تابحال خوانده ام) ضَلَّ،زَلَّ،ذَلَّ،ظَلَّ..... و نظم نوین جهانی!!!!!!!!!!!!!!! کالبد شکافی طب مدرن ، قطعه ای از پازل نظم نوین جهانی (مقاله ویژه !!!) با تأمل بخوانید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| رابطه یهود و سحر و جادو از منظر قرآن کریم | علی 110 | 10 | 14,896 |
۲/دی/۹۶ ۱۵:۰۳ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| شباهت قوم یهود و ابلیس از دیدگاه قرآن کریم | ghoran | 6 | 2,560 |
۲۹/مرداد/۹۵ ۲۳:۵۲ آخرین ارسال: MOHSEN-Z |
|
| افشای یک راز در نقش اجنه در مدیریت جهانی یهود مبتنی بر آیات قرآن | علی 110 | 11 | 9,361 |
۲۵/فروردین/۹۴ ۲۳:۲۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| ضَلَّ،زَلَّ،ذَلَّ،ظَلَّ..... و نظم نوین جهانی!!!!!!!!!!!!!!! | علی 110 | 19 | 16,548 |
۸/آبان/۹۲ ۱۱:۲۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| پروتکل دانشوران یهود برای تسخیر دنیا ! ( نظم نوین جهانی ) | oO DaViD Oo | 15 | 16,602 |
۲۳/تیر/۹۲ ۱۹:۳۶ آخرین ارسال: arnh |
|









