کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی چیست؟
۲:۲۷, ۶/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۱ ۲:۴۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

موسیقی چیست؟

غنا به چه چیزی میگویند ؟

ایا اسلام با موسیقی مخالف است ؟

چرا ابو علی سینا گفته اگر در روز 20 دقیقه موسیقی گوش نکنید بخشی از مغز شما میمیرد؟!

موسیقی چه اثری بر مغز دارد؟

چرا هر کس نوعی خاص از موسیقی را میپسندد؟

چرا بزرگانی مثل ابن سینا و برادر علامه طباطبایی رساله ای در موسیقی دارند؟ مگر موسیقی حرام نیست؟

ارتباط موسیقی با ریاضیات چیست؟

ایا موسیقی شاخه ای از علم ریاضی است؟

و ....

میخواستم در این موارد مسایلی رو بنویسم ولی بهتره خودتن گوش کنید

ایه الله صمدی . از شاگردان دانشمند بزرگ علامه ذوالفنون حسن زاده عاملی

دوستان گوش دادنش میتونه به درک درستی از موسیقی و نظر اسلام در مورد ان کمک کند .

واقعا در هر موردی باید به اهلش رجوع کرد
.

البته شاید یک یا 2 دقیقه اولش در مورد موسیقی نباشد ولی گوش بدید....اصلا هم نترسید از اول بحث محکم با شجاعت گوش بدید برید جلو

در پناه خدا


http://www.mediafire.com/download.php?i81pagkv8m9z6iv


دوستانی که نمیتونند مدیا فایر رو باز کنند از این راه بروند
کافیست به سایت مدیافایر آسان مراجعه کرده لینک مدیافایر اصلی خود را در فیلد خالی کپی پیست کرده و دکمه ی جنریت کن را فشار دهید ، در زیر این فیلد لینکی ساخته خواهد شد که محتوی فایل شما بدون هرگونه قیلتری است!

درپناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Blank Mind ، Mohammad Trust ، فاطمه خانم ، بیداری اندیشه ، یا صاحب الزمان ، مجید121 ، حسن.س. ، SARV ، Mitsonary ، میلاد.م ، blue.blood ، rastin ، Havbb 110 ، مسافر ، EMPERATOR ، در جستجوی سختی ، vahrakan ، هدهد ، MESSENGER ، saloomeh ، immigrant7sm ، hamid_mol ، Amir ، medad.sefid ، مجتبی110 ، hassanseo ، Islam

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۶:۴۷, ۲۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۱ ۶:۴۸ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #21
آواتار
حالا منتهی , آدم میتونه این خواندن ها را به هر الفاظ ( ؟؟؟؟؟ 20:48 ـ 20:50 ) هم ببافه و لذا شخص , افراد رو ببینید , همین که بیابون گیر آوردن , یه جایی که خلوتِ خلوته , هیچ کی نیست که اصلاً کسی از او نشنوه که او در مقام این گفتن شاید خیلی خوشش بیاد امّا دیگری بَدِش بیاد . یا به یک تعبیری وقتی ببینه دیگری صداش رو می شنود یا مجبوره تقلیدی عمل کند یا مجبور است از اون طبیعی خودش دربره . اونی که جناب شیخ الرئیس گفته اینه که موسیقیِ هر کسی یعنی مغزِ او , سلول های مغزی او طوری است که به موسیقی خودش آروم میشه . به موسیقی دیگری کمتر میتونه آروم بشه . مگر این که دیگری در مقام موسیقی طوری بکنه که همونی که طبعشه بپذیره . و لذا می بینید یکی میخونه , یکی میگه عجب جالب میخونه , یکی دیگر میگه هوهوهوهو من خسته شدم . من دیگه به خونده ی او توجّه نمی کنم . این معلوم میشه که آقا هر کسی اون موسیقی اش در درون او به وفق خودشه . خوب حالا چه جوریه ؟ مثلاً می بینید یه کشاورز وقتی سرِ زمین که مشغول کشاورزی شده دیگه بیکار شده هیچ کسی نیست , همین مشغول کاره , حالا میبینی یه سری خوندن هایی رو شروع می کنه . خوندن هاش به وفقِ درونِ او گاهی بلنده , گاهی کوتاس . اون دیگه خودِ درون گزارش بهش میده , خودِ درون بهش گزارش میده . می بینی گاهی آهسته می خونه , خیلی سرِحاله , یه کمی بخواد صدا رو بلندتر کنه , بیحاله . امّا یه وقتی می بینید همین شخصه , ها , در یه چند دقیقه ی بعد , یه کمی بلندتر میخونه , سرِحاله , کوتاه میخونه می بینه خوشش نمیاد . از اون به بعد دستگاه تنظیمیِ موسیقیِ خدایی او , خودش بِهِش میگه بلند کن , کوتاه کن . او خودش میدونه . منتهی برای اینکه وقتی انسان به حرف درمیاد خلاصه به یک تعبیری داره از نفسِ ناطقه ی او در مرتبه ی بَدَن کاسته میشه . حالا که داری خرج می کنی , یه جوری خرج کن , مثلِ پول داری توو جیبت , حالا میخوای خرجش کنی ؟ خوب بالاخره یه چیزی بخر بِدَرد بخورتر باشه و لذا اسلام اومده فرموده : همیشه صبح ها قرآن بخون . شب ها قرآن بخونید . شب قرآن بخونید . حالا اون دیگه سیرِ انفسی و معنویِ به حقایق و لطلیف و اسرار قرآن و اینها سرِجاش , یه کسی میگه آقا , خوب باشه من قرآن می خونم , بله , نه موسیقی نداره , نه , میگه " و رَتِّل القُرآنَ تَرتیلا " . بلند بخون , صوت دار بخون . یعنی صوت بخون به اندازه ای که بشنوی . این که , حالا نماز , نماز جَهریّه داریم و ها ؟ اِخواتیه داریم . نمی دونم طبع روز چیه که , نماز ظهر و عصر رو آدم میخواد بلند بخونه , همچی طبع آدم نمی کشه ! طبع روز چیه که این طُنِ روز جواب نمیده , بهم میزنه طبع رو اصلاً . امّا در شب چطور ؟ الان روز می بینید نماز بین الطلوعین صبح و نماز مغرب عشا توو شب , طبع شب طوری است که صوت در اونجا جواب میده . میگه بلند بخون . واجبه بلند بخونی . حالا واجبه بلند بخونید , چه قدر بلند بخونید ؟ حتّی می بینید اینها هم توو فقه آمده . اگه بخواد اینقدر بلند بخونه که از حدِّ طبیعی بیرون بره , نماز باطله . تا چقدر بلند بخونه ؟ این بلند رو آقا اون شخص به تعبیر حضرت آقا فرمود : آقا اینا دیگه تقلید از این و اون نمی خواد , این جانِ عقلت رو بکار بینداز , خودش بهت می گه . این کسی که می خواد بلند بخونه , چه اندازه بلند بخونه ؟ این بلند یه حداقلی داره که دیگه اِخوات نشه , جَهر به , آشکار به , امّا این آشکار چه اندازه آشکار بشه ؟ به تعبیری موجش و چقدر بلند کنه ؟

ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121
۸:۳۸, ۲۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۱ ۲۳:۵۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #22
آواتار
این و دیگه ببینه آقا طبع او تا چه مقدارش رو میپسنده . اگر بیش از حد داره میشه , نکنه . تا یه حدّی که خلاصه آشکارا باشه . حالا میری طبایع مختلف , یکی داره می خونه , ماشاءالله خیلی طُنِ صدا داره , یکی دیگر همین بغلش وایساده اون هم صدا داره , ها , در حدّی که گاهی از درون صدای خودش و خودش میشنوه , دیگری نمی شنوه . نماز جَهریه به این معنا نیست که صدای تو رو حتماً دیگران بشنوند , مثل نماز جماعت های ما . نماز جماعت های ما به محض اینکه امام جماعت از حمد و سوره عبور کرد , ماشاءالله کلّ مسجد موسیقی بلنده , موسیقی های بلند که حتماً باید طُن صدای او را دیگران بشنوند , نه . در جَهر اونی است که طرف طوری صدا رو بلند کنه که حداقل خودش بشنوه . حالا اگه دیگران شنیدن یا نشنیدن یه بحث دیگره . ولی امام جماعت , نه , صدا رو طوری بلند کنه که مأمومین بشنون . اینه که در فقه داره , امام جماعت اسماع کند , مأمومین استماع کنند . یکی از لطایف در نماز جماعت اینه که , نماز جماعت یک نغمه دارد که گوینده ی اصلیش امام جماعته , مابقی همه مستمع همون یک نغمه باشند . عنایت دارید حالا ؟ می بینید قُدمای ما فقه هم می خوندن , موسیقی هم می خوندن . حساب هم می خوندن , هندسه هم می خوندن , هیئت هم می خوندن . اغراض داشتن . حالا بعد وارد بشین ببینید هیئت در فقه چه کاربردها داره . موسیقی در فقه چه کاربردها داره . منتهی چون هم عموم مردم , هم خواصّ موسیقیدان ها , چون این علمی که بدست آوردن متأسّفانه مورد شیطنت نفس واقع می شدن , نفس از این علمشون در جهت زشتی ها سوقشون میداد , کم کم باعث شده که این علمِ موسیقی بیچاره بدنام شده . دیگه کم کم بزرگان همه علم موسیقی را , ها ؟ رها کردن . اینا زیرِ سرِ اون شیطنت ها یا نفس موسیقیدانان بود یا شیطنت های نفوس موسیقی شنونده ها بود که متأسّفانه بازیگری شروع شد . خوب البتّه همین جوری که نماز یک کسی را می تونه بیاد شیطان القا کنه , ریائیش کنه , باطلش کنه و ملائکه و خدای متعال و انبیاء میان از اون طرف به این نماز رنگِ خلوص . صفا میدن , الهی اش میکنن , موسیقی رو هم میشه شیطان بیاره , رنگ و لعابش بده , بکنه غنای حرام , میتونه هم نَفَس رحمانی بیاد همین موسیقی را رنگ الهی بدهد که موسیقی بشه موجب تقرّب الی الله . حالا یه کسی می بینی که به نماز وقتی وایمیستد صدای نماز او " بسم الله الرحمن الرحیم " نحوه ی صدا رو گاهی یه طوری یه دفعه می بینی گریه اش درمیاد , حال او متحوّل میشه , اصلاً به طور کلّی زیر و رو میشه . میتونه اینا در انسان , هم خدایی ناکرده شیطان بیاد آدم رو اشتباه ببره . عنایت داشته باشید , علم هیئت موضوع او کمّ متبصلِ متحرکه . اگر علمی کمّ متّصلِ ثابت باشه , اون علم هندسه است . اگر علم او مربوط به یک امتدادی و کمّی که این کمّ اتّصال داره , منتهی این اتّصال متحرکه , حرکت داره , این میشه چی آقا ؟ این میشه علم هیئت . و لذا تمام کرات همه حرکت دارن , تمام مدارات همه حرکت دارن . تمام کره های اسمانی , من جمله همین کره ی زمین متحرکه .

از این قسمت سخنرانی به بعد استاد راجع به علم هیئت صحبت می فرمایند که بحث آن جدای از بحث این تاپیک می باشد .
پایان .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121
۱۷:۴۱, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #23

برای اینکه به بحث قبلی برگردیم و از بحث فقهی که موضوع این پست نیست خارج شویم مطلب دیگری که در ارتباط با صحبت های استاد نیز هست عرض می کنم :

استاد در صحبت ها یشان فرموده اند که علمای قدیم به این دلیل فقط 7 کوکب در نجوم مطرح کرده اند که فقط آنها موثر در احوالات زمینیان است ( قریب به مضمون ) و اینطور نبوده که که از وجود سایر سیارات بی خبر بوده باشند و اهمیت عدد 7 و تاثیرات آن در اینجا موثر بوده است .
از سوی دیگر در مثنوی نیز آمده است که :

بانگ گردش های چرخ است این که خلق / می سرایندش به تنبور و به حلق

و همچنین این مطلب نظر بعضی از فلاسفه قدیم مغرب زمین هم بوده است و اینجا این نظریه به ذهن خطور می کند که با توجه به اینکه در موسیقی هم 7 نت اصلی داریم ، ممکن است هر نت ارتباط یا نوعی وابستگی به یکی از این هفت کوکب داشته باشد .

جالب اینجاست که حضرت آیت الله قاضی در تفسیر دعای سمات نیز به طور ضمنی این مطلب را تایید می کنند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۸, ۲۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #24

چرا فالش می خوانیم؟
یک خواننده به دلایل مختلف ی احتمال دارد نتواند یک ملودی را آنطور که انتطار می رود بخواند نت ها را در فرکانس های غیر صحیح و گاه گوش خراش بخواند. به نقل از radiojavan فالش خوانی دلایل مختلف ی دارد. آشنایی با این دلایل به معلمان آواز و خوانندگان یاری می نماید تا در صدد رفع این نقص برآیند. خواننده هر چقدر صوت قشنگ یی داشته باشد، اگر ملودی را صحیح نخواند، نتیجه برای شنونده جذاب نخواهد بود. گاه فالش خوانی احتمال دارد بسیار زیاد جزئی و در حد یک هشتم پرده باشد که در این صورت نیز، مخاطب متوجه نازیبا یی در موزیک می شود و در نهایت جذب آن نمی شود. همراه رادیو جوان باشید در ادامه با دلایل رایج فالش خوانی آشنا می شویم.

اختلالات شنوایی: برخي از افراد دارای اختلالات شنوایی یا فیزیکی هستند و عدم توانایی آنها در تولید ملودی ها ناشی از این مساله است. اما تخمین زده می شود که فقط 3 تا 5 درصد جمعیت کره زمین از نظر پزشکی این مساله را داشته باشند و نتوانند ملودی ها را بشنوند یا پردازش کنند. در بین اهالی علاقمند به موزیک این درصد ممکن است کمتر باشد، چون فردی که از موسیقی لذت می برد احتمـا لا آنرا درست می شنود. این موارد در پی آسیب های مغزی و محیطی یا موارد ژنتیکی در افراد وجود دارند.

درک نادرست ملودی: بعضی از غلط ات در خواندن ملودی ناشی از درک نادرست است. درک ملودی شاید به دلایلی چون شنیدن غلط ملودی باشد که ناشی از صداهای مزاحم محیطی یا کم دقتی در شنیدن است. این شکل از فالش خوانی علی الخصوص در خوانندگانی که بیشتر به گوش تکیه می کنند تا نت های روی کاغذ، رایج تر است.

ضعف در به خاطر سپردن: این مساله علی الخصوص در ملودی هایی که پیچیدگی بیشتری دارند روی می دهد. هر چقدر میزان پیش بینی پذیری ملودی جهت خواننده پایین تر باشد، ابه احتمال زیاد ل خطا در به خاطر سپردن ملودی بیشتر است. همين طور ذهن بایستی به یادگیری و به خاطر سپردن آن عادت نماید .

ضعف در تست در زمان کودکی و نوجوانی: خوانندگی مهارت الزامی برای زندگی نیست. عده ای از افراد از کودکی هیچ گاه خواندن را تست نکرده اند یا امتحان کردن آنرا ادامه نداده اند. به مفهوم خواندن هیچ گاه جزئی از عادات آنها در کودکی نوجوانی نبوده است. چنانچه از این دسته از افراد در سن جوانی میانسالی بخواهید که بخوانند، عمدتاً فالش هستند . بخشی از خانم های ایرانی که به دلیل محدودیت های اجتماعی، حتی در خلوت خواندن را تست نمی کنند، اکثرا ٌ ً در سن بزرگسالی در تلاش جهت خواندن فالش هستند . باورهای غلطی که اطرافیان یا فرد در خویش تقویت می کنند شاید به این موارد دامن بزند. برای مثال اگر ملکه ذهن کودکی این باشد که صوت بدی دارد، شاید دیگر هرگز كار به تلاش برای خواندن نکند.

دوری از موزیک : بخشی از افراد به ایزوله بودن از انواع موسیقی ، ریتم ها، هارمونی ها و صداها ممکن است نسبت به گستره وسیع ی ازبقیه موسیقی ها فالش باشند. اگر فردی که از کودکی تا بزرگسالی فقط موزیک ملی ایرانی را گوش داده باشد برای اولین بار در بزرگسالی جهت خواندن ملودی کلاسیک تلاش نماید ، فالشی های زیاد در خواندن ملودی آیرو موزیک این قطعه خارج از انتظار نیست. همین مورد بالعکـس نیز صادق است. به نظر می رسد این موضوع ناشی از پردازش صدا در مغز و توان آن باشد.

خروج از محدوده امن: منطقه امن در واقع محدوده ای از نت هاست که خواننده به راحتی آن ها را میخواند اکثرا ً حاوی گستره میانی پایین (بم) صدایی فرد می شود. چنانچه ملودی در محدوده ای بالاتر از محدوده امن فرد باشد خواننده دچار اضطراب تنش می شود و دچار ترس برای خواندن ملودی خارج از محدوده امن صدایی خود می شود. به این ترتیب شخص به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه نیم پرده یا کمی بیشتر از آن ملودی را پایین تر از فرکانس واقعی میخواند فالش می شود.

موارد فیزیکی: افراد گاه به موارد فیزیکی حنجره یا تنفسی احتمالا در خواندن محدود باشند. این مشکلات از طریق مشاوره معلم آواز تشخیص و معاینه پزشک کارشناس حنجره قابل شناسایی است. برخي از فالش خوانی ها احتمالا به مشکات مقطعی یا دائمی در ساختار فیزیکی دستگاه تولید صوت در بدن است.

محدودیت در فیزیک دستگاه صوتی: محدودیت های فیزیکی (و نه موارد فیزیکی) در ساختار حنجره یا سیستم صوتی شاید واضح نباشند و در حرف کردن فرد قابل شنیدن نباشند. اما در زمان خواندن این محدودیت ها را به گوش می رسانند. عمده این موارد ناشی از ضعف در تست و ورزیدگی دستگاه تولید صوت در بدن است با آزمایش و آموزش قابل رفع است. موارد بعدی همگی ناشی از محدودیت های فیزیکی می باشند .

حرکت بین رجیسترهای صدایی: اکثرا ٌ جهت خوانندگان آماتور حرکت بین رجیسترهای صدایی مساله ساز است و منجر به فالشی در صدا می شود. این مساله علی الخصوص در حرکت از رجیستر گستره میانی صدایی به گستره زیر صدا رایج است. در این حالت صوت خواننده به میزان غیر قابل پیش بینی فالش می شود میزان فالشی احتمال دارد بیش از پرده یا دو پرده باشد. این مساله عمدتا ناشی از کافی نبودن میزان کشش در چین های صوتی پدید می آید که تنها فقط با آموزش تست قابل کنترل است.

کنترل ضعیف نفس: اگر جریان هوای خروجی به صورت یکنواخت نباشد، در اجرای برخي نت ها احتمال دارد رنگ صدا و فرکانس آن دست خوش تغییر شوند که هر دو برای گوش مخاطب جذاب نیستند. در این حالت اکثرا فشار ناگهانی به چین های صوتی کشش زیادتری در آنها پدید می آورد و باز شدن ناگهانی آنها نتی با فرکانس بالاتر از فرکانس مورد نیاز تولید می نماید . این حالت چیزی نیست جز فالشی. این موضوع نیز با آموزش و آزمایش قابل کنترل است. برای مثال تست آپوجو فارس کیدذ تست عالی برای رفع این مساله است. جدا از این آزمایش ، صداها آزمایش دیگر در حوزه راهنمای آواز برای کنترل نفس که اساس خوانندگی است وجود دارند.

تاخت به نت زیر: تاخت یا پرش جهت اجرای نت زیر، به طور کلی پرش ها در اجرای نت ها شاید منجر به اجرای فالش شود. یک مساله رایج در این موارد زمانی است که خواننده نتی بالاتر از نت مورد نظر را میخواند . حالت دیگر این است که خواننده جهت لحظات بسیار زیاد کوتاهی نتی غیر از نت مهم را میخواند پس سریع را تصحیح می نماید . این مساله هم عمدتا ناشی از حالت فضای دهانی کنترل نفس روی می دهد که با آموزش و تست قابل رفع است.

موارد دیگری همچون اجرای آرپژها، ویبراتوهای نادرست، بازنبودن دهان، پوزیسیون غلط سر، پوزیسیون غلط زبان و ... نیز وجود دارند که عوامل رایجی در ظهور فالشی در صدا هستند .

نتایج یک تحلیل بین دو دسته از خوانندگان بهتر و بد (از حیث فالش خواندن) نشان می دهد، هر دو دسته در درک تغییرات ملودی فرق نت ها با فرقی ندارند. ولی خوانندگان بهتر تر، در تولید صدا ها بسیار زیاد خوب عمل می کنند. همين طور در همین ارزیابی معین شد خوانندگانی که فالش خوانی بسیار زیاد ی دارند، اکثرا ً عمدتا به میزان نیم پرده یا کمی بیشتر فالش هستند (چه یک نت چه ملودی). این نشان می دهد که فرق خوانندگان خوب و بد بیش از هر چیزی باید ناشی از عادات شنوایی خواندن و مهم تر از تمام موارد تکنیکی باشد.

فالش خواندن، ظهور خطاهای تکنیکی موارد ی از این دست ذات حرفه خوانندگی است جهت هر خواننده پیشرفته نیز در مواقعی روی می دهد. در این بین آنچه با اهمیت است، توجه به علل ظهور غلط تلاش جهت کاهش آن تا میزان ممکن است .
منابع گردآوری شده: farskids و iromusic
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۵۷, ۱۴/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #25

غنا
بحث از غنا در باب مکاسب این است که ببینیم معاملۀ با غناء چگونه است؟ مثل اینکه کسی ­را برای آوازخوانی یا نوازندگی اجیر کنند. یا کسی جنسی را به دیگری بفروشد و ثمن آن را خوانندگی یا نوازندگی قرار دهد. بحث این است که آیا این معامله جایز است یا محّرم؟ و آیا معاملۀ صحیح است یا باطل؟ لکن برای اینکه بتوانیم به حرمت معامله حکم کنیم، باید اوّل حرمت غنا معلوم شود.
تابلو استيل

مبحث اول: معنای غنا
غنا به دو معنا استعمال می‌شو­د:
۱. معنای عام غناء (معنای لغوی): غنا عبارت است از هر آنچه­ به شکل آواز ادا ‌شود. ارکان آواز عبارت است از: کشیدن صدا با برخی زیر و بم‌ها و فراز و فرودهای آوایی، که به آن ترجیع(۱) می‌گویند.
توضیح: بیان مطلب گاه به نحو تکلّم است؛ مثل حرف زدن، و گاه با تکیه به صوت به نحو آواز است؛ مثل کسی­ که روی منبر، با تکیه به صوت حرف می‌زند. یا کسی­ که با خودش زمزمه می‌کند. یا کودکی که آواز می­‌خواند؛ این معنای عام غنا است.
۲. معنای خاص غنا (معنای عرفی): معنای دیگر برای غنا در استعمالات رایج، آواز به نحو خاص است. آوازی­که با زیر و بم، قاعده و قانون و اسلوب خاصّی خوانده می‌شود. این هم استعمال دیگر برای غناست که معادل فارسی آن خوانندگی است؛ مغنّی یعنی خواننده، ولی به هر کسی­ که صدایش را بلند کند و آواز بخواند خواننده نمی‌گویند.
این معنا نزد مردم روشن است؛ زیرا خوانندگی و آوازخوانی مفهومی عرفی است؛ مثلاً کسی به مؤذّن، آوازخوان نمی‌گوید؛ با اینکه غنای به معنای اوّل بر اذان هم صدق می‌کند. همچنین مردم کسی که قرآن را با صوت معمولی یا با زمزمه می‌خواند، آوازخوان نمی‌گویند. بنابراین غنای به معنای دوّم، بر این نحو خواندن صدق نمی‌کند، اما معنای اوّل بر آن صدق می‌کند؛ چون دارای ترجیع است. پس این دو معنا به این کیفیّت قابل تفکیک از هم است.
آنچه ­محل بحث است غنای به معنای دوّم است.
به دلیل اینکه غنا، اگرچه به معنای لغوی هم استعمال می‌شود، امّا در استعمال رایج عرف، جز معنای دوّم به ذهن متبادر نمی‌شود؛ یعنی این معنای دوم، آن‌قدر در بین مردم و استعمالات مردم رایج است که وقتی این کلمه به کار می‌رود، ذهن مستمع اصلاً به آن معنای اصلی متوجّه نمی‌شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  موسیقی محبوب طالبان چیست؟ مجید121 6 4,035 ۲۲/تیر/۹۱ ۱:۳۱
آخرین ارسال: مجید121
  اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... Femme Moderne 12 10,741 ۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035

پرش در بین بخشها:


بالا