کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 11 رای - 4.27 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#
۱۲:۳۴, ۲۱/آبان/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۷ ۱۷:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان:
این پست هم مانند پستی که در مورد
آخرالزمان، شرايط ظهور باطني‏ترين بُعد هستی ارسال کردم پست فوق العاده ارزشمند و عمیقی است.
شرمنده اگه حوصله کرده و پست را مطالعه کردید و به نظرتان برایتان مفید بود، پدر و مادر حقیر را دعا بفرماید.

در این مقاله سعی شده بر اساس آیات قرآن و روایات به این سوالات پاسخ داده شود

1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
2- چرا و چگونه چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!
3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غَي و گمراهی چیست؟
4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست و چگونه مشخص می شود؟ و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟
5- آیا شرط ایمان و مومن بودن در ادیان قبل از اسلام هم منوط به پذیرش ولایت علی بن ابیطالب بوده است؟


1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
موضوع اصلي رسالت تمام انبياء الهي که بشر را به سوي آن دعوت كرده‏‌اند چيزي جز اصل «توحيد» (کلمه لا اله الا ا...) نيست. اما «توحيد» نيز صرفاً
به «توحيد در خالقيت» ختم نمي‏شود بلکه نهایت هدف رسالت انبياء "توحيد در پرستش" است و دوری از هر گونه شرک و در حقيقت «توحيد در پرستش» مساويست با «پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شئون زندگی به طور تمام و کمال ».

حضرت فاطمه سلام ا... می‌فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند. (فرازی از خطبه فدکیه حضرت)
و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفی است كه خدای متعال از تمامی مراتب عالم و رتبه‏‌های خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامی حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)
((و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏‌دهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم )) وپيشگام تمامی مخلوقات خداوند كه نسبت به اين ميثاق الهی به نحو تمام و کمال عهد گذارده‏‌اند و ولايت الهيه را در تمامی شئون پذيرفته‏‌اند، شخص نبی مكرم اسلام (صلوات ا... علیه و آله) و اهل بيت عصمت و طهارت ايشان (علیهم السلام) می‌باشند.

امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟
فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان‏ گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟
گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم.
(اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3،کتاب ایمان و کفر ص: 19)



2- چرا چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!

از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده‌اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبی يافتند كه مجرای ولايت الهيه در عالم شوند.
«نحن محالّ مشيّة ا... » ما جايگاه اراده و خواست خداييم (فرازی از دعای صباح)

در نتیجه ميثاق ولايت ايشان از تمامی عوالم گرفته شد.

در این خصوص در ذیل آیه شریفه:
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (172-اعراف)
و آن گاه كه پروردگار تو از بنى آدم، از صلبشان اولادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها گفتند: چرا، گواهى داديم. (خدا چنين كرد) تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين غافل بوديم.

حضرت امام صادق علیه السلام به صحابی بزرگ خود داود رِقیّ فرمودند:
هنگامی که خدای بزرگ اراده کرد مخلوقات را بیافریند، آنان را آفرید و در مقابل پراکنده ساخت، آنگاه به آنان گفت: پروردگار شما کیست؟
پس اول کسی که سخن گفت: رسول خدا، امیرالمومنین و ائمه صلوات الله علیه بودند.
آنان گفتند: خدایا تو پروردگار ما هستی و لذا خداوند آنان را حامل علم و دین خود فرمود.
آنگاه به ملائکه فرمود: اینان حاملان دین و علم من بوده و امین من در میان خلقم هستند و درباره آنان پرسش خواهد شد!
آنگاه خدا به ارواح آدمیزادگان گفت: به ربوبیت خدا و لزوم اطاعت و ولایت این افراد (اهل بیت) اقرار کنید...
سپس فرمود ای داود، ولایت ما در عالم میثاق (قبل از دنیا) مورد تأکید بوده است.
بحارالانوار: ج5، ص 244، ح33


با اين وصف ميثاق ولايت نبي مكرم اسلام و اهل بيت ايشان (علیهم السلام) جزئي از ميثاق توحيد است. البته ميثاق، نسبت به ولايت اين انوار پاك امری در عرض ميثاق توحيد و پذيرش ولايت الهيه نيست بلكه حقيقتي در طول ميثاق توحيد است.
همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند:
"كلمة لا اله الاّ اللّه‏ حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي"
و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها" (به شرطی و من از شروط آن هستم) ( توحيد (شيخ صدوق): ج1، 25)
اين حديث شريف صريحاً گويای اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است و امری در عرض توحيد نيست.(1)
چرا که کسی که قائل به وجود رسول و امامِ منصوب از طرف خدا نباشد در حقیقت قائل به ربوبیت و هادی بودن خدا به نحو اتم و اکمل نیست، چرا که اسمی رب و هادی در این عالم باید مصداق عینی پیدا کنند و ظهور یابند و ظهورش هم به وجود رسول و امام است
و کسی که قائل به وجود رسول و امام نیست قائل به خدایی است که از هدایت و ربوبیت متقنِ بندگانش دریغ ورزیده!!!!!!

از آنجا كه بالاترين ميثاق ولايت الهيه از انوار معصومين (علیه السلام) گرفته شده است و آنها نيز بالاترين ميثاق‌ها را در ظرف وجودی خود پذيرفته‏‌اند لذا اعظم ابتلائات عالم كه نتيجه همان ميثاق ولايت الهيه است در اين دنيا برای اقامه کلمه لا اله الا ا... متوجه ايشان گرديده.



3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غي و گمراهی چیست؟

اگر سخن از اخذ ميثاق و گردن نهادن به ولايت خداوند و اولياء او به ميان آمد به معناي حاكميت جبر بر پذيرش دين نيست اصولاً خداوند متعال در پذيرش دين اكراهي قرار نداده است و بنا نيست ما تكوينا مجبور به گردن نهادن به ولايت او و اوليائش شويم.
«لا اكراه في‏الدّين قد تبيّن‏الرّشد من الغي» (بقره / 256)
لذا در آنجا كه دينداری به اراده و اختيار ما بازگشت دارد هيچ اكراهی در ميان نيست. از يك سو «رشد» و هدایت و «غي» و گمراهی از يكديگر تميز داده شده است و از ديگر سو به انسان قوه اختيار و آگاهي عطا شده است.(و این اختیار لازمه نظام ثواب و عقاب است) پذيرش از روی آگاهی و اختيار دين و ولايت الهی همان رشد است و ولايت طاغوت چيزي جز «غي» نيست.
«فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللّه‏ فقد استمسك بالعروة الوثقي» يعني كسي كه به طاغوت، كفر بورزد و به خداوند متعال ايمان بياورد پس به تحقيق به رشته محكمی دست يازيده است كه «لا انفصام لها» گسستی در آن نيست و اين رشته او را تا قرب حق به پيش می‌برد.
با اين وصف حقيقت رشد چيزی جز پذیرش تام ولایت خداوند و اعراض تام از ولايت طاغوت نيست.
محصول ولايت طاغوت، «غي» و «ضلالت» است و محصول ولايت الهيه كه مجسم شده در ولايت خلفاء الهي است رشد و ايمان است.
طبعا نتيجه ولايت الهيه «يخرجهم من الظلماة الي النور»
و نتيجه ولايت طاغوت «يخرجهم من النور الي الظلماة» است.


4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست؟ و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟

چرا ابليس با شش هزار سال عبادت از زمره كافرين شد؟
عدم خشوع در برابر انسان کامل و پذیرش ولایت او در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است این امر وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند است. مگر غير از اين است كه معناي ايمان در مكتب اهل بيت (علیه السلام) همان ايمان به ولايت الهيه است. در رواياتي كه شيعه و سني ذيل آيه شريفه «فقد استمسك بالعروة الوثقي» ذكر كرده‏‌اند، «عروة وثقي» همان «ايمان باللّه» و «كفر به طاغوت» معنا شده است.
در بعضي از روايات نيز چنين آمده است:
«من اراد ان يستمسك بالعروة الوثقي فليوال عليا» (هر کس میخواهد به عروة الوثقی مستمک شود پس باید به ولایت علی بن ابیطالب اقرار کند) (2)
(عيون أخبار الرضا: ج 1، ص 227.)

در حقيقت اين روايت و احاديث مشابه، دلالت بر اين امر دارد كه پذيرش ولايت وجود مقدس مولي الموحدين علی(علیه السلام) در تمامي شئونِ حيات، همان حقيقت دين است چرا که:
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم. و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است. (3)

چنانچه قبلاً بيان شد زماني كه خداوند متعال مي‏خواهد ولايت خود را بر عالم جريان دهد و از عالم انساني امتحان بگيرد، ولايت خود را در وجود خلفاء به حق خويش جاري مي‏كند.و حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.



5- آیا شرط ایمان و مومن بودن در ادیان قبل از اسلام هم منوط به پذیرش ولایت علی بن ابیطالب بوده است؟

همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم:

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)
وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)
أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره)
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (3)
و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4)
آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5)

زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند!
به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)
همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)

همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!
ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.


اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه:
امام کاظم علیه السلام میفرمایند:
وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ.
ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت
خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده.

بصائر الدرجات: ص 72





نکته تکمیلی پایانی:

در ذیل آیه شریفه:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۴- حجرات﴾

[برخى از] باديه‏ نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴)


امام صادق علیه السلام میفرمایند:
الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِي عَلَيْهِ النَّاسُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءُ الزَّكَاةِ وَ حِجُّ الْبَيْتِ وَ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَامُ وَ قَالَ الْإِيمَانُ مَعْرِفَةُ هَذَا الْأَمْرِ مَعَ هَذَا فَإِنْ أَقَرَّ بِهَا وَ لَمْ يَعْرِفْ هَذَا الْأَمْرَ كَانَ مُسْلِماً وَ كَانَ ضَالًّا
الكافي، ج‏2، ص: 25

حضرت فرمود:
اسلام همين صورت ظاهرى است كه مردم دارند، يعنى شهادت دادن باينكه شايسته پرستشى جز خداى يگانه بى‏شريك نيست و اينكه محمد بنده و رسول اوست و اقامه ی نماز و دادن زكات و حج خانه كعبه و روزه ماه رمضان. اينست اسلام.
اما ايمان معرفت اين امر (ولايت) است با اين (صورت ظاهرى كه بيان شد) پس اگر كسى به آنها اقرار كند و باين امر (ولايت) عارف نباشد، مسلمان است و گمراه.


تکلمه ی بعدی:
شخصی از من سوال پرسید که:
چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامان، ایشون؟؟؟

در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می‌کنم
خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه في رجعته باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!

مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ
وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 384

امام صادق علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:

همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مؤمن او را دوست نخواهد داشت
و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت
ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.






(1): توحيد اشهد ان لا اله الا الله نيست! توحيد از اشهد ان لا اله الا الله شروع می‌شود و تا اشهد ان علی ولی الله ادامه می‌يابد چنانچه:
ابوحمزه از حضرت امام باقر عليه السلام نقل می‌كند:
قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ صلوات الله عليه و آله وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ عليه السلام وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى عليهم السلام وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
«خدا را عبادت و بندگى نمى‏‌كند، مگر آن كس كه خدا را بشناسد.
اما آن كس كه خدا را نمى‏‌شناسد، او را اين گونه (مانند عامه از مردمِ (اهل سنت) گمراهانه می‌پرستد.
عرض كردم كه:
فداى تو شوم،
پس شناخت خدا چه چيز است؟
حضرت فرمود:
«تصديق كردن خداى عزّوجلّ [كه همان توحيد معروف است]
و تصديق رسول او در آنچه آن جناب فرموده و آن حضرت آورده، [كه همان نبوت معروف است]
و موالات و دوستى با على، و اقتداى به آن حضرت در اعتقاد و گفتار و كردار، و به ائمه هدى عليهم السلام، [كه همان تولی و امامت معروف است]
و برائت و بيزارى به سوى خداى عزّوجلّ از دشمنان ايشان.[كه همان تبری]
و خداى عزّوجلّ اين‌چنين شناخته مى‏‌شود».
الكافی: ج1، كتاب الحجة، بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه، ح 1، ص 180

يعنی لازمه شناخت خدا و توحيد!
شناخت رسول خدا و جانشينان بر حقش (همراه با محبت و تبعيت از ايشان)
و شناخت دشمنان ايشان است (و برائت از ايشان)
و بدون هر يك از اين‌ها، معرفت خداوند حاصل نمی‌شود!


(2) رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله عليه و آله:
مَن أحَبَّ أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ ، ويَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ، ويَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّه ِ المَتينِ ، فَليُوالِ عَلِيّا بَعدي ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ ، وَليَأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ.
هر كس دوست دارد كه بر كشتی نجات سوار شود، و متمسك شود به دستاويز محكم نجات و به ريسمان محكم الهي چنگ زند پس ولايت علي عليه السلام را بعد از من بپذيرد و با دشمنانش دشمنی كند و اين پذيرش ولايت را تا پذيرش يكايك امامان هدايتگر از نسل فرزندانش ادامه دهد.
از منابع شيعي: عيون أخبار الرضا: ج1 ص292 ح43 - امالی شيخ صدوق: ص70 ح37 - بشارة المصطفى: ص15 - و از منابع اهل سنت روضة الواعظين: ص174 - شواهد التنزيل: ج1 ص168 ح177

(3) حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
اصل الحب التبری عن سوی المحبوب!!
اصل و ریشه‌ حب و دوستی، برائت و بیزاری جستن از غیر محبوب است!!
بحارالانوار (علامه مجلسی): ج66، ص252 - به نقل از مصباح الشریعه، باب 97
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۲۱, ۲۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #31

"یا علی حبک ایمان و بغضک کفر"
حب علی نشان و مشخصه افراد با ایمان است و بغض نسبت به ایشان کفر مطلق و مساوی با خلود در جهنم است.

الحمدلله الذی جعلنا متمسکین بولایه علی بن ابی طالب و الائمه المعصومین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۶, ۲۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #32

1-حضرت اباالفضل العباس در روز عاشورا شعار زیبایی می گفتند و آن این بود:
و ان قطعتمو یمینی انی احامی ابدا عن دینی.
اگر دست راستم را قطع کنید از دینم (امام حسین) دست برنمی دارم.
دین در کلام ایشان ولایت امام حسین است ایمان حقیقی اعتقاد عملی به ولایت معصوم زمان است.

2-در حدیث صحیح از حارث بن المغیره آمده است که گفت : به حضرت ابو عبدا.. صادق (علیه السلام) گفتم: آیا پیغمبر فرموده است :"من مات و لم یعرف امامه مات میتته جاهلیه" ؟
فرمود:آری
عرضه داشتم این کدام جاهلیت است آیا جاهلیت مطلق است یا جاهلیت کسی که امام زمانش را نشناحته؟
فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و ضلال.
اصول کافی 377/
2
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۰۳, ۷/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۷ ۱۵:۳۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #33
آواتار
بد نیست حدیثی هم از منابع اهل سنت اضافه کنم در خصوص این مطلب که شرط ولایت علی بن ابیطالب در ادیان گذشته هم ذکر شده است
قتدوزي در ينابيع الموده ذکر کرده است این حدیث را از رسول مکرم اسلام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در گزارش سفر معراج فرمودند:
فرشته ای به سوی من آمد و گفت: ای محمد از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که بر چه چیز مبعوث شدند!
من پرسیدم و آنان گفتند:

بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده بودیم.


قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: لمّا أسري بي في ليلة المعراج فاجتمع عليّ الأنبياء في السماء، فأوحى اللّه-تعالى-إليّ: سلهم يا محمد بما ذا بعثتم؟
فقالوا: بعثنا على شهادة أن لا إله إلاّ اللّه وحده، و على الإقرار بنبوّتك، و الولاية لعلي بن أبي طالب.

ينابيع المودة (قندوزی): ج2، ص 246

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۰, ۲۶/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۲ ۱۴:۲۰ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #34
آواتار
تعریف کافر از منظر شیعیان

برخی شیعیان، ایمان را دارای سه رکن دانسته‌ اند: باور قلبی، اقرار زبانی و عمل.
بنابراین دیدگاه، وجود این سه رکن برای ایمان لازم است و اگر یکی از آنها فرو ریزد، شخص به کفر می‌لغزد. امّا نظریّه مشهور علمای شیعه این است که ایمان همان باور قلبی، همراهِ اقرار زبانی است.
بنابراین، کسی که یکی از اصول یا ضروریات دینی را باور نکند و به اقرار زبانی نیاورد، کافر است.
برخی فقیهان بزرگ شیعه گفته‌ اند: کافر، کسی است که الوهیّت، یا توحید، یا رسالت و یا ضروری دین را- در عین التفات به ضروری بودن آن- انکار کند به گونه‌ ای که به انکار رسالت بینجامد (العروة الوثقی، ج۱، ص۵۴)

کافران چند دسته اند:
الف. مشرک:
کسی است که به بیش از خدای واحد معتقد است.
ب.کافر کتابی
کسی که به یکی از ادیان ابراهیمی صاحب کتاب- جز اسلام- معتقد است.
ج. منافق:
کسی که در دل کافر است و به ظاهر مسلمان.
د. مرتد:
کسی که پس از ایمان، به کفر بازگشته است. در ادبیّات اسلامی، منکران خدا را دهری، ملحد و معطّل نیز گفته ‌اند هر چند اصطلاح ملحد را برای برخی فِرَق مسلمان مانند اسماعیلیّه نیز به کار برده ‌اند. «زندیق» نیز تنها برای فرقه مانویّه به کار رفته است؛ امّا هر مسلمانی را نیز که سخن کفرآمیز بگوید، از باب مجاز، زندیق گویند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۶, ۱۳/آبان/۹۷
شماره ارسال: #35
آواتار
(۲۱/آبان/۸۹ ۱۲:۳۴)علی 110 نوشته است:  همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند:
"كلمة لا اله الاّ اللّه‏ حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي"
و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها" (به شرطی و من از شروط آن هستم) ( توحيد (شيخ صدوق): ج1، 25)
اين حديث شريف صريحاً گويای اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است و امری در عرض توحيد نيست.(1)
توحيد اشهد ان لا اله الا الله نيست! توحيد از اشهد ان لا اله الا الله شروع می‌شود و تا اشهد ان علی ولی الله ادامه می‌يابد چنانچه:
ابوحمزه از حضرت امام باقر عليه السلام نقل می‌كند:
قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ صلوات الله عليه و آله وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ عليه السلام وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى عليهم السلام وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
«خدا را عبادت و بندگى نمى‏‌كند، مگر آن كس كه خدا را بشناسد.
اما آن كس كه خدا را نمى‏‌شناسد، او را اين گونه (مانند عامه از مردمِ (اهل سنت) گمراهانه می‌پرستد.
عرض كردم كه:
فداى تو شوم،
پس شناخت خدا چه چيز است؟
حضرت فرمود:
«تصديق كردن خداى عزّوجلّ [كه همان توحيد معروف است]
و تصديق رسول او در آنچه آن جناب فرموده و آن حضرت آورده، [كه همان نبوت معروف است]
و موالات و دوستى با على، و اقتداى به آن حضرت در اعتقاد و گفتار و كردار، و به ائمه هدى عليهم السلام، [كه همان تولی و امامت معروف است]
و برائت و بيزارى به سوى خداى عزّوجلّ از دشمنان ايشان.[كه همان تبری]
و خداى عزّوجلّ اين‌چنين شناخته مى‏‌شود».
الكافی: ج1، كتاب الحجة، بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه، ح 1، ص 180

يعنی لازمه شناخت خدا و توحيد!
شناخت رسول خدا و جانشينان بر حقش (همراه با محبت و تبعيت از ايشان)
و شناخت دشمنان ايشان است (و برائت از ايشان)
و بدون هر يك از اين‌ها، معرفت خداوند حاصل نمی‌شود!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا