|
اشعاری که باید خواند ...
|
|
۱۳:۱۲, ۱۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شعری که تحسین رهبر انقلاب را بر انگیخت
![]() تمام غصه ی ما بال و پر نداشتن است ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است در این قفس متولد شدیم و می میریم طبیعت قفس عمر در نداشتن است چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است علاج دردسر عمر سر نداشتن است فقط نصیب شهیدان سرسپرده ی توست سعادتی که سازی سپر نداشتن است |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۴۶, ۲۹/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۰ ۱۷:۴۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
ادامه: چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی بر همه اهل آن زمین به مراد گردش دور آسمان بینی آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بینی بیسر و پا گدای آن جا را سر به ملک جهان گران بینی هم در آن پا برهنه قومی را پای بر فرق فرقدان بینی هم در آن سر برهنه جمعی را بر سر از عرش سایبان بینی گاه وجد و سماع هر یک را بر دو کون آستینفشان بینی دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی زیان بینی جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را کیمیای جان بینی از مضیق جهات درگذری وسعت ملک لامکان بینی آنچه نشنیده گوش آن شنوی وانچه نادیده چشم آن بینی تا به جایی رساندت که یکی از جهان و جهانیان بینی با یکی عشق ورز از دل و جان تا به عینالیقین عیان بینی که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الاهو |
|||
|
|
۱:۳۵, ۱۲/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۰ ۱:۴۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
ادامه:
یار بیپرده از در و دیوار در تجلی است یا اولیالابصار شمع جویی و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار گر ز ظلمات خود رهی بینی همه عالم مشارق انوار کوروش قائد و عصا طلبی بهر این راه روشن و هموار چشم بگشا به گلستان و ببین جلوهٔ آب صاف در گل و خار ز آب بیرنگ صد هزاران رنگ لاله و گل نگر در این گلزار پا به راه طلب نه و از عشق بهر این راه توشهای بردار شود آسان ز عشق کاری چند که بود پیش عقل بس دشوار یار گو بالغدو و الآصال یار جو بالعشی والابکار صد رهت لن ترانی ار گویند بازمیدار دیده بر دیدار تا به جایی رسی که مینرسد پای اوهام و دیدهٔ افکار بار یابی به محفلی کآنجا جبرئیل امین ندارد بار این ره، آن زاد راه و آن منزل مرد راهی اگر، بیا و بیار ور نه ای مرد راه چون دگران یار میگوی و پشت سر میخار هاتف، ارباب معرفت که گهی مست خوانندشان و گه هشیار از می و جام و مطرب و ساقی از مغ و دیر و شاهد و زنار قصد ایشان نهفته اسراری است که به ایما کنند گاه اظهار پی بری گر به رازشان دانی که همین است سر آن اسرار که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو |
|||
|
|
۱۴:۳۳, ۱۵/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۰ ۱۴:۳۸ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
به نام خدا زهره منظومه زهرا حسين
كشته ي افتاده به صحرا حسين دست صبا زلف تورا شانه كرد بر سر ني خنده مستانه كرد كيست لب خشك ترك خورده ات چشمه اي از زخم نمك خورده ات روشني خلوت شبهاي من بوسه بزن بر تب لبهاي من تازغم غربت تو تب كنم ياد پريشاني زينب كنم آه از آن لحظه كه بر سينه ات بوسه نشاندند لب تيرها آه از آن لحظه كه بر پيكرت زخم كشيدند به شمشيرها آه از آن لحظه كه اصغر شكفت در هدف چشم كمانگيرها آه از آن لحظه كه سجاد شد هم نفس ناله زنجيرها قوم به حج رفته به حج رفته اند بي تو در اين واديه كج رفته اند كعبه تويي كعبه بجز سنگ نيست آينه اي مثل تو بيرنگ نيست آينه رهگزر صوفيان سنگ نصيب گذر كوفيان كوفه دم از مهر و وفا ميزدند شام تورا سنگ جفا ميزدند كوفه اگر آينه ات را شكست شام از اين واقعه طرفي نبست كوفه اگر تيغ وتبرزين شود شام اگر يكسره آذين شود مرگ اگر اسب مرا زين كند خون مرا تيغ تو تضمين كند آتش پرديس نبرد مرا تيغ اجل نيز نبرد مرا بي سر و سامان توام يا حسين دست به دامان توام يا حسين جان علي سلسله بندم نكن گردم از خاك بلندم نكن عاقبت اين عشق هلاكم كند در گذر كوي تو خاكم كند تربت تو بوي خدا ميدهد بوي حضور شهدا ميدهد ساقي لب تشنه لبي باز كن سفره نان و رطبي باز كن شمعه از درد دلت باز گو نكته اي از نقطه آغاز گو قوم به حج رفته چو باز آمدند بر سر نعشت به نماز آمدند قوم به حج رفته تورا كشته اند پنجه به خوناب تو آوشته اند سامريان شعبده بازي كنند نفي رسولان حجازي كنند مشعر حق عظم منا كرده اي كعبه شش گوشه بنا كرده اي تير تنت را به مصاف آمد است تيغ سرت را به طواف آمد است كيست شفا بخش دل ريش ما مرحم زخم و غم و تشويش ما كيست بجز ياد دل روي تو سجده به محراب دو ابروي تو بر سر ني زلف رها كرده اي با جگر شيعه چه ها كرده اي باز كه هنگامه بر انگيختي بر جگر شيعه نمك ريختي كو كفني تا كه بپوشم تنت تا گيرم دامنه دامنت حج تو هر چند كه تخير داشت لاكن هفتاد و دو تكبير داشت آري هفتاد و دو لبيك گو عظم وضو كرده به خون گلو اينان هفتاد دو قربانييند كه از اسر باده تو فانييند هم نفسان حج حسيني كنيد پيروي از راه خميني كنيد حج حسيني سفري سرخ بود احرامش بال وپري سرخ بود حج حسيني سفر كربلاست نيت آن قربت رنج و بلاست[/b] |
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۰ ۱۳:۲۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
شعر حضرت علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی (رحمة الله علیه)
(استاد ظاهری و باطنی شهید آیت الله مطهری (رحمة الله علیه) بسیار عمیق و عرفانی در مدح حضرت سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) نور خدا آینه حق نما نور هدی نور حسین است و بس سر ولا لؤلؤ لالای حق مظهر دادار حسین است و بس سر هویت که تجلی نمود پرتو پر نور حسین است و بس روح مشیت که از او شد پدید کون و مکان جمله حسین است و بس جلوه ذات احدی بی نقاب نور تجلای حسین است و بس سجده که بر آدم خاکی نمود خیل ملک بهر حسین است و بس سلسلة منتظم انبیاء مقدّم الجیش حسین است و بس میوة خلقت ز ازل تا ابد مقصد ایجاد حسین است و بس محفل انس است دو عالم ولی شمع دل افروز حسین است و بس نفخه جان بخش نسیم بهشت شمه ای از بوی حسین است و بس آتش نمرود به جان خلیل بَرد شد از خوی حسین است و بس سفینه نوح به طوفان یم زورقی از جوی حسین است و بس موسی عمران که به میعاد رفت از بر میقات حسین است و بس روشنی وادی ایمن همی شعشعة روی حسین است و بس آتش افروخته در کوه طور پرتوی از نور حسین است و بس آن دم عیسی که به تن جان دمد از دم و از بوی حسین است و بس گردش این گنبد افراشته بر خَم ابروی حسین است و بس من چه بگویم به جهان هر چه هست سر به تکاپوی حسین است و بس آنکه فروزان کند امشب چو شمس رایت توحید حسین است و بس آنکه ببوسید گلویش ز مهر رسول و بگریست حسین است و بس محفلی بزمِ حریم لقا رأس پر از نور حسین است و بس سوخته پروانه جان را به شوق در حرم عشق حسین است و بس کشته جان باخته در کوه طور پیکر صد پاره حسین است و بس آنکه بزد خرگه خود را برون از دو جهان جمله حسین است و بس آنکه به قربانگه کوی حبیب گفت رضیً ربِّ حسین است و بس آنچه به خون گلو آغشته شد طرّه گیسوی حسین است و بس باب نجات از غم و بحر بلا کشتی منجی حسین است و بس دست شفاعت همه را روز حشر از کرم و جود حسین است و بس گر تو بخواهی که شوی رستگار راهْ تولای حسین است و بس آنکه سرود این دُرَرِ پاک را خاک رهِ کوی حسین است و بس |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۱۱/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۰ ۱۶:۱۲ توسط revenger.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بعد از هزار سال مردمی ز شهر عشق
با عشقشان به اسمان طعنه ها زدند از هجرت هزاره مولای عاشقان با خون جگر از فراغ ضجه ها زدند هرچند دشمنانشان چو دیو و دد بدند با خونشان به دیوها ضربه ها زدند از پیروی ز حکم ولی و فقیه خویش بر تار وفا با غرور زخمه ها زدند دهه فجر مبارک |
|||
|
|
۲۱:۱۶, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
یارب مکن از لطف پریشان مارا هرچند که هست جرم و عصیان مارا
|
|||
|
|
۱۶:۱۶, ۶/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مرداد/۹۲ ۰:۴۷ توسط ahmad1300.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان لطفا هر کسی بیاد زیباترین بیتی که تا حالا شنیده رو بگه ( اگر هم 2-3 بیته که با هم ارتباط معنایی داره و نمیشه جدا جدا گفت هر 2-3 بیت رو بگید )
دوستانی که شعر ارسال کردند اگر ابیات قشنگ دیگه ای هم دارند برامون بفرستند |
|||
|
|
۱۶:۴۴, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
به من چیزی بگو ،شاید هنوزم فرصتی باشه
هنوزم بین ما شاید ، یه حس تازه پیدا شه یه راهی رو به من وا کن ، تو این بی راهه ی بن بست یه کاری کن برای ما ، اگه مایی هنورزم هست به من چیزی بگو از عشق ، از این حالی که من دارم من از احساس شک کردن ، به احساس تو بیزاذم
|
|||
|
|
۱۷:۰۰, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تورا دیدم و بیمار شدم (حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه)) |
|||
|
|
۱۹:۰۴, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
سلام
تا اب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را اگاه شدم غفلت خود را دیدم بیدار شدم به خواب دیدم خود را ابوسعید ابی الخیر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اشعاری در وصف اهل بیت که انسان را مست میکنند!!!! | ehsan8taherian | 8 | 3,291 |
۲/آذر/۹۴ ۱۸:۲۲ آخرین ارسال: ehsan8taherian |
|
| اشعاری در مدح امام خامنه ای(حفظه الله) | سجاد313 | 12 | 8,224 |
۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۵ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) | ali0077 | 17 | 7,503 |
۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸ آخرین ارسال: پرنیان |
|






![[تصویر: new%20bitmap%20image.bmp]](http://www.emam8.com/images/stories/new%20bitmap%20image.bmp)





