کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشاعره شاعرانه نوع یک
۱۸:۱۰, ۸/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۰۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام!یادم میاد قبلا هم چنین مشاعره هایی رو ایجاد کرده بودم ، فقط یک روز نشده پر شد از اسپم!باور کنید مشاعره مورد نظر من نقل قول از شاعران دیگه نیست!پس لطفا کاربران و ناظران کمک کنند این مشاعره به درستی انجام بشه.اما مشاعره شاعرانه نوع اول که ساده ترین نوع مشاعره شاعرانه است ، به این صورت هست که هر نفر باید با استفاده از انتهای آخر مصراع آخر نفر قبل یک بیت مثنوی بنویسه ، با این شرط که دارای وزن و قافیه کامل و مناسب باشه،شعر هم از خودش باشه و ترجیحا برای همین جا گفته بشه.ان شاء الله بعد از پیشرفت در نوع اول ،انواع سخت تر و شاعرانه تر رو شروع خواهیم کرد.اما برای شروع شعری از امام خمینی رحمة الله علیه ذکر می کنم:
مصدرِ هر هشت گردون، مبدأ هر هفت اختر

خالق هر شش جهت، نور دل هر پنج مصدر

والي‌‌ هر چار عنصر، حُکمران هر سه دختر

پادشاه هر دو عالم، حُجّتِ يکتاي‌ اکبر
[align=-WEBKIT-AUTO]
پس نفر اول با ر می تونه شروع کنه،فقط سعی کنید تعداد اشعار زیاد نباشه تا اسپم تشخیص داده نشه.
[/align]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: tiyam ، مجید121 ، سجاد313 ، netlog36 ، nasimesaba ، مهدی110 ، یاران مهدی ، mahdavi61313 ، m.hossein ، AMINI ، علی امینی

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۴۴, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #61
آواتار
غم از غمِ هجرت به سکوت عادت کرد
بی خود شد و در گوشه دل عزلت کرد

تا صحبت وصل آمد و امیّد وصال
خورشید به غم خانه دل دعوت کرد

گمونم وزنش همون وزن رباعی لاحول ولا قوه الا بالله باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مجید121
۲۱:۱۶, ۱۸/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۴۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #62
آواتار
دست از تو کشیدیم و پی نان گشتیم.
درمان تو و ما در پی درمان گشتیم.
انسان توئی و نور دو گیتی از تو است.
با نور چراغی پی انسان گشتیم.
"لا حول و لا قوة الا بالله"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، مهدی110
۸:۳۳, ۱۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۸:۳۷ توسط مهدی110.)
شماره ارسال: #63
آواتار
مِی نخواهیم،خونِ دل بر ما رواست
از خُم و پیمانه خالی بپرس

خاکِ دارِ روضه عشقت شویم
از سرشک و دیده قالی بپرس
وزن،فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مجید121
۱:۳۸, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #64
آواتار
سر هزار ساله را دیدم و خود خمش شدم
دیده ی خود ببسته ام روی به این و آن مکن

هست مهی بر آسمان دیده بر این آب روان
خیره شده چو ابلهان ، آب دگر روان مکن

مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110 ، دل خسته
۱۲:۱۵, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #65
آواتار
...
نرگسانم خشک شد بر آستان در،ولی
لحظه دیدارمان گویی زمان خواهد هنوز

دُرفشانم تا که تسکینی شود بر زخمِ دل
هق هق تلخ صدایم را جهان خواهد هنوز


وزن،فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مجید121
۱۲:۵۳, ۲۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۴۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #66
آواتار
زرد از غم دوری تو خورشید شده.
برهان و دلیل ، شک و تردید شده.
انگار که عالم از غم دوری تو.
از هر چه محبت است نومید شده.
"لا حول و لا قوة الا بالله"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، مهدی110
۱۳:۵۸, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #67
آواتار
همچو ابراهیم ادهم لحظه ای از خود بر آ
آسمان بین کز برای مقدمش مفروش شد

التفاتی بر در و دیوار زندانت مکن
چون در و دیوار زندان روز و شب منقوش شد

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مهدی110
۱۴:۲۷, ۲۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۲۹ توسط مهدی110.)
شماره ارسال: #68
آواتار
در کوی عشق بازی گرچه نبرده باشم
خرّم دلم که هرگز سیبی نخورده باشم

دوری گزیدن از شمع خفاش می شناسد
من طالب ظهورم گیرم که مرده باشم
وزن،مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۱۶:۱۴, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #69
آواتار
(۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۲۷)مهدی110 نوشته است:  در کوی عشق بازی گرچه نبرده باشم
خرّم دلم که هرگز سیبی نخورده باشم

دوری گزیدن از شمع خفاش می شناسد
من طالب ظهورم گیرم که مرده باشم
وزن،مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن.
سلام دوست عزیز
فکر می کنم وزن شعرتان این است :
مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مهدی110
۲۲:۴۵, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #70
آواتار
من غرق گناهم و تو یی مظهر لطف.
درها همه بسته گشته الا در لطف.
انگار نگاه تو ز من دور شده.
بنداز نگاه کوچکی از سر لطف.
"لا حول و لا قوة الا بالله".
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، مهدی110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مشاعره دیدگاه نوین 815 151,337 ۲/آبان/۹۳ ۰:۰۸
آخرین ارسال: مهسا110

پرش در بین بخشها:


بالا