کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدم به قدم با زیارت جامعه کبیره....شرح و تفسیر
۰:۱۵, ۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۳۹ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام . خلاصه عرض می کنم که از حوصلتون خارج نشه...

یکی از وظایف اصلی منتظران حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا کردن شناخت و معرفت نسبت به امام زمانشون هست.(نجم‌الثاقب، ص 424)
و یکی از روش های توصیه شده برای افزایش معرفتمان نسبت به امام ، مطالعه و تدبر در زیارت جامعه کبیره است...

به همین خاطر به همراه دوستان تصمیم گرفتیم چند روز یک بار ، چند خطی از زیارت جامعه کبیره رو قرار بدیم و به معانیش فکر کنیم .و از تفاسیری هم که وجود داره استفاده کنیم و نکات مهمش رو ذکر کنیم(حداقل نتیجه ای که ممکنه از این کار حاصل بشه اینه که یک بار هم که شده این زیارت رو با توجه به معنی مطالعه کردیم. ان شاءالله...)



الهی کمک کن نیتمون خدایی باشه...



اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن علی اعدائهم اجمعین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، sevenmoons ، Tolou ، Havbb 110 ، ساقی ، علی 110 ، nasimesaba ، میلاد.م ، fazel ، mohamad ، meshkat ، وحید110 ، بیداری اندیشه ، محمد رضا. ، یاســین ، فدک زهرا ، yamin ، نسیم ، یوسف خان ، saloomeh ، خادمة الزهرا ، تازه مسلمان ، zarati313 ، محب الزهرا ، Farzaneh ، حسن.س. ، حلما ، seyed313 ، یاران مهدی ، محیصا ، العبد ، در جستجوی سختی ، حسن عزتي ، vahrakan ، mhvvhm ، میثاق ، s.majid hashemi ، mohammad reza ، فاطمه خانم ، somayeh ، netlog36 ، mahdi jan ، m.hossein ، mahdy30na ، rahgozar.f ، كارمند پيمانی ، zahra.shakiba ، Admirer ، مجید املشی ، مجنون الحسین ، یا زهرا(س) ، amiroooo ، moflehoon ، عبدالرحمن ، sagheb ، علمدار133 ، مصباح ، jafar ، سیمرغ ، 135
۲۲:۱۹, ۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۸ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


«شيخ صدوق» در كتاب «من لا يحضره الفقيه» از يكى از ياران حضرت هادى(عليه السلام) روايت كرده كه گفت:
خدمت آن حضرت(عليه السلام) عرض كردم: يابن رسول الله! زيارتى به من تعليم فرما كه از حيث بلاغت كامل باشد و با آن، هر كدام از شما را كه خواستم زيارت كنم،

فرمود: پس از غسل زيارت، هرگاه به درگاه حرم رسيدى بايست و بگو
:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ


گواهى دهم كه معبودى نيست جز خداى يگانه اى كه شريك ندارد و گواهى دهم كه محمّد كه درودهاى خدا بر او و آلش باد بنده و رسول اوست



و چون وارد حرم شدى و نگاهت به قبر افتاد، مى ايستى و سى مرتبه اَللهُ اكْبَرُ مى گويى. سپس اندكى با آرامش دل و آرامش تن و كوتاه گرفتن گام ها راه مى روى،
آنگاه مى ايستى و بار ديگر سى مرتبه اَللهُ اكْبَرُ مى گويى،
سپس نزديك قبر مطهّر مى روى و چهل مرتبه اَللهُ اكْبَرُ مى گويى(تا صد مرتبه الله اکبر كامل شود)



{چنان كه مجلسى اوّل گفته: شايد علت گفتن صد مرتبه تكبير اين باشد كه مبادا زائرى - با توجّه به عبارات بلند اين زيارتنامه درباره ائمّه: - دچار غلوّ شود و يا از عظمت خداوند متعال (و اين كه آنچه آنها دارند از جانب خدا و به اذن خداست) غافل گردد
(روضة المتقين، جلد 5، صفحه 453) }

{دوستان این مطالبی که از اینجا به بعد در تفسیر زیارت نامه میذارم برگرفته از سخنرانی های استاد معمار منتظرین در شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره هست.البته با اندکی تلخیص.
اگر احساس کردید نکته ای جا مونده یا شما هم خواستید از تفاسیر دیگه ای استفاده کنید می تونید در ارسال مباحث همکاری بکنید تا إن شاءالله تاپیک پویایی داشته باشیم و فقط من ارسال کننده نباشم.

اصل زیارت نامه رو به رنگ آبی مانند زیر قرار میدیم و توضیحات رو در کروشه}



آنگاه می گویی


اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ،.....


سلام بر شما اى خاندان نبوت ....




{سه موضوع در اینجا مطرح میشود:

1- سلام یعنی چی؟و چرا زیارت جامعه و بسیاری از زیارات ما با سلام شروع می شود

2- کیفیت ابلاغ سلام به معصومین؟ (چطوری سلام ما به معصومین میرسه)

3-اهل بیت چه کسانی هستند؟ اهل بیت نبوت چه کسانی هستند؟


إن شاءالله فردا شب بحث سلام رو مطرح می کنیم ....}
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، sevenmoons ، Tolou ، علی 110 ، Havbb 110 ، ساقی ، nasimesaba ، میلاد.م ، fazel ، mohamad ، meshkat ، وحید110 ، بیداری اندیشه ، محمد رضا. ، یاســین ، yamin ، نسیم ، یوسف خان ، خادمة الزهرا ، saloomeh ، تازه مسلمان ، zarati313 ، حلما ، vahrakan ، mhvvhm ، s.majid hashemi ، somayeh ، Farzaneh ، netlog36 ، كارمند پيمانی ، مجنون الحسین ، یا زهرا(س) ، amiroooo ، viana ، moflehoon ، مصباح ، سیمرغ
۱:۵۰, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۴۱ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



امشب بحث سلام رو مطرح می کنیم :


به عنوان مقدمه بد نیست بدانیم که سلام کردن خود یک ادب است در فرهنگ ما و این ادب ارتباط تنگاتنگ و کاملی دارد با هدف نهایی برای زندگی انسان. یعنی همانطور که هدف زندگی انسان وصول به خدا و تحصیل رضای خداست ، شروع زیارت هم با ادبی شروع می شود که این ادب در حقیقت انسان رو در مسیر تحصیل رضای او قرار خواهد داد.


اما کلمه "سلام" دارای معانی بسیار لطیف و زیباییست.حال بقیه معانی سلام رو هم ذکر می کنیم و در پایان استنتاج می کنیم.(توصیه اکید می کنم پست رو بخونید.خیلی زیباست خیلی...در ضمن هر معنی را که می بینید با جمله "السلام علیکم یا اهل بیت النبوة مقایسه نمایید.)

مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان چهار معنا برای کلمه "سلام" ذکر کرده اند.



1- اسمیست از اسماء الهی .



2-گاهی به معنای سلامتی است که یعنی سلامتی بر شما باد.سالم بمانید از آفات و امراض و بلاها


3- سلام یک درختی است بسیار قوی که هیچ آفتی از آفات به اون عارض نخواهد شد و چون هیچ آفتی به آن نمی رسد ، آن درخت رو به عنوان شجره سلام نامگذاری کرده اند



(یک نکته : ما داریم معانی سلام را بررسی می کنیم؛اما سلام تعریفی نیز دارد: مراقب اصفهانی صاحب مفردات تعریف زیبایی از سلام کردند که ترجمش رو قرار میدهیم...با دقت بخوانید

"سلام یعنی کنار بودن از همه آفات ظاهری و باطنی"

یعنی انسان نه به آفات ظاهری مبتلا باشد و نه باطنی ؛ این حالت ،حالت سلام است.که میبینیم این تعریف به معنای دوم سلام از صاحب مجمع البیان (که سلامتی بود) نزدیک است.)

4-اما چهارمین معنایی که در مجمع البیان وارد شده: سلام گاهی معنای مصدری دارد .

که اگر معنای مصدری رو اراده کردید به معنای دعا خواهد بود، وقتی میگید السلام علیکم یعنی إن شاءالله خدا شما را سالم نگه داره ، إن شاءالله خدا شما را از جمیع آفات و بلیات محفوظ نگه داره.و این خودش در حقیقت یک نوع ابراز ارادت است و یک نوع ابراز دوستی است که شما در حقیقت به انسانی که بهش سلام می کنید، محبت و دوستی تان هم ابراز می کنید.




در خود قرآن هم آیات زیادی مطرح شده است که از مجموعه آیات قرآنی می توان معنای سلام را نتیجه گرفت:


(ایشان در سخنرانی آیه هایی مثال می زنند که برای جلوگیری از طولانی شدن پست از ذکرشون صرف نظر می کنم . البته گوش دادن کامل سخنرانی رو به همه دوستان پیشنهاد میکنم. اینم لینک دانلود

یک نکته خیلی جالبی که در آیات مطرح کردند رو عرض می کنم و بعد میریم سراغ نتیجه گیری در مورد معنای سلام از آیات قرآن

نکته اینه که کلید ارتباط در بهشت سلام هست! در حقیقت اگر میخوایم اینجا تشخیص بدیم که توی این دنیا بهشتیا کیا هستن ، کافیه ببینیم چه کسانی خوب ارتباط سالمانه برقرار می کنند؛ و سلامت نفس بر اونها حاکم است....
در حقیقت اگر در بهشت رضوان الهی اینگونه است که هر انسان بهشتی کلید ارتباطش با بهشتیان دیگر "سلام" است و سخنش را با سلام شروع می کند، در این عالم هم اینگونه است یعنی مقدمه ورود به جنت الهی اینست که انسان در این دنیا نیز هم با سلام شروع به کلام بکند و هم با سلامت نفس ادامه کلام بدهد و هم با سلام صحبتش رو خاتمه بدهد.لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما الا قیلا سلاما سلاما هم یعنی هیچ گونه سخن لغو و بیهوده ای نیست..هر چه که هست سلام است و سلامتی است...به همین دلیل هم هست که خداوند نام بهشت را گذاشته "دارالسلام" !... )
سلام یکی از اسماء حسنی ذات باریتعالی است. در سوره مبارکه حشر داریم : "هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام ....که مرحوم علامه در تفسیر المیزان در رابطه با این آیه آورده است که : به این معنا نام پروردگار "السلام" باشد که او مالک سلامتی مطلق است.از این رو هر نوع سلامتی چه سلامتی فکری چه روحی و چه جسمی که به هر انسان سرایت بکند از پرتو اسم السلام است.
خب همینجا یکی از دلایلی که ما زیارت را با سلام آغاز می کنیم مشخص شد...
میدانیم که 14 معصوم مظاهر اسماء حسنی الهی هستند... خود امام رضا(علیه السلام) فرموده اند : قسم به خدا "ما" اسماء حسنی الهی هستیم!
یکی از اسماء حسنی الهی اسم "السلام" است.
پس وقتی می گوییم : السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ، داریم میگیم ای کسانی که مظهر اسم "السلام" خداوند هستید؛ هر سلامتی که از هر جنبه به هر کسی خدا برساند (علیکم یا اهل بیت النبوة!) به واسطه مظهر اسم "السلام" می رساند. پس شاید وقتی ما می گوییم ، السلام علیکم یا اهل بیت النبوة در حقیقت می خواهیم از مظهر اسم "السلام" که اهل بیت هستند تقاضای سلامتی بکنیم...سلامتی نفس ، سلامتی قلبی و روحی و سلامتی جسمی...
اما یک معنای زیبای دیگر سلام از آیه زیر استنتاج می شود :


إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

که عده ای از علما کلمه تسلیما رو همان سلام دادن معنی کرده اند. در حقیقت یکی از معانی کلمه سلام ، تسلیم بودن است. پس وقتی می گوییم : السلام علیکم یا اهل بیت النبوة یعنی ای اهل بیت، من تسلیم شما هستم!
إن شاءالله ادامه بحث سلام و بخصوص قسمت نتیجه گیری رو چند شب دیگه قرار میدم تا فرصت مطالعه تا همینجا حاصل بشه برای شما
یا زهرا(سلام الله علیها)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، Havbb 110 ، ساقی ، nasimesaba ، میلاد.م ، mohamad ، meshkat ، محمد رضا. ، yamin ، وحید110 ، Agha sayyed ، یوسف خان ، saloomeh ، zarati313 ، تازه مسلمان ، بیداری اندیشه ، Tolou ، حلما ، حسنیه ، s.majid hashemi ، Farzaneh ، netlog36 ، دوست خدا ، كارمند پيمانی ، zahra.shakiba ، mhvvhm ، مجنون الحسین ، amiroooo ، viana ، مصباح
۲:۰۹, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
خداوند به این پست بسیار ارزشمند و مفید شما برکت دهد
حجت الاسلام معمار منتظرین از آگاهترین روحانیون ما هستند در عرصه ی مسائل اعتقادی
حقیقتاً دوستان میتوانند از این پست کسب فیض کنند ان شاء الله

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، ساقی ، nasimesaba ، fazel ، یا ثارالله ، وحید110 ، یوسف خان ، saloomeh ، zarati313 ، تازه مسلمان ، Tolou ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، حلما ، در جستجوی سختی ، netlog36 ، كارمند پيمانی ، mhvvhm ، مجنون الحسین ، amiroooo ، viana
۱:۳۲, ۱۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۱ ۱:۳۴ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

حال یک معنای احتمالی دیگر سلام را بررسی می کنیم .

در قرآن کریم در آیه 16 سوره مائده داریم :

يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ....

این قرآن هدایت می کند کسانی را که تحصیل رضای خدا بکنند (و چه راهی را به آنها نشان می دهد؟) راه های سلام رو!! (سبل السلام یعنی راه های تحصیل سلامت را)

اما طبق حدیث ثقلین داریم قرآن و عترت از هم جدایی ناپذیرند.لازمه اینکه قرآن و عترت در عبارت "لم یفترقا" (در حدیث ثقلین) صدق کنند، اینست که هیچ کدام از این دو (کتاب و عترت) بر دیگری رجحان نداشته باشد.


پس اگر قرآن کارش ارائه سلامت است، عترت هم باید کارش ارائه سلامت باشد


پس وقتی می گوییم السلام علیکم یا اهل بیت النبوة یعنی ای اهل بیت النبوة، ارتباط با شما ، همان تحصیل راه های سلامت است.



اما یک سوال : این سلام ما چه فایده ای دارد؟ آیا برای معصوم فایده ای دارد یا برای سلام کننده؟

اولا معصومین از این جهت که وصل به حضرت باریتعالی هستند، غنی اند ازینکه محتاج سلام من و شما باشند.اما یک آیه جالبی در خود قرآن کریم است که معنی اش این است: اگر کسی به شما سلام کرد، یا مثل آن را جواب بدهید یا بهتر از آن!

اما میدانیم که بیشتر از همه انسان ها معصومین هستند که به آیات قرآن عمل می کنند. و در خود زیارت جامعه کبیره می خوانیم که اهل بیت (علیه السلام) مجرای جاری کردن تمام فیوضات الهی به انسان ها هستند (بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ) که بعدا بررسی می کنیم...


پس اگر به ایشان سلام کنیم، به صورت احسن (همان که در آیه قرآن آمده) یعنی بهتر از سلام ما پاسخ می دهند!پس سرّ سلام در اول زیارت نامه می شود : درخواست جاری شدن فیوضات الهی و برکات معنوی بر شخص سلام کننده


پس وقتی سلام می کنیم دقت کنیم که به چه معنی داریم سلام می کنیم ، و از روی عادت این کار را نکنیم...مثلا وقتی در زیارت عاشورا می گوییم السلام علیک یا اباعبدالله ، با دقت به همین معنی پیشین سلام را انجام دهیم، و فکر کنیم که امام حسین (علیه السلام) که انقدر کریم است می خواهند به آن آیه قرآن عمل کنند ، و دقت کنیم که با این کار چه برکات و فیوضاتی بر ما نازل می شود.یکی از عللی که می گویند زیارت عاشورا را هرروز بخوانید تا در زندگیتون گشایش ایجاد بشه همین است که با سلام کردن ما امام حسین (علیه السلام) می خواهند احسن سلام ما را انجام دهند و فیض و برکات از طریق ایشان بر زندگی ما وارد میشه...


حال یک سوال دیگر رو بررسی می کنیم : سلام که انجام گرفت چه کاری با ما می کند؟

ابتدا به کمک دو حدیث این سوال را پاسخ می دهیم و سپس به کمک قرآن

در حدیثی داریم : صدقه دفع بلاست ! و در حدیثی دیگر می خوانیم : سلام ، یک صدقه است!

پس سلام ، می تواند بعضی بلاها را از ما دور کند.


اما جوابی دیگر برای پرسش فوق:

خداوند در سوره یس می فرماید که سلام دو کار انجام می دهد :

1-تربیت کننده شخصیت انسان است

2-به موجودی به نام انسان کمال لایق رو اعطا می کند.

این دو نکته از آیه (سلام قولا من رب الرحیم) سوره یس استنباط می شود. این سلام (سلام قولا من رب الرحیم) از چه کسی نازل شده است؟ از کسی که 2 ویژگی دارد.اولا "رب" (تربیت کننده) است.ثانیا "رحیم" است (به هر موجودی کمال لایق رو اعطا می کند).

یعنی سلام هم موجب تربیت است و هم موجب تکمیل شدن شخصیت انسان است.



اما با توجه به صحبت ها و معانی که برای سلام مطرح شد، متوجه شدیم که شاید سرّ شروع زیارت جامعه کبیره با کلمه "سلام" این باشد که ائمه ما مظهر اسم "السلام" اند(منبع مطلق تمامی سلامتی ها) و عرض سلام به این بزرگواران علامت جاری شدن فیوضات الهی از این مظاهر اسم السلام باشد.و دلیل دیگر هم اینکه کسی که می خواهد با ائمه معصومین (علیه السلام) ارتباط برقرار بکند باید از سلامت فکر ، سلامت روح و سلامت شخصیتی برخوردار باشد.



إن شاءالله چند روز بعد روش های ابلاغ سلام به ائمه + این نکته که اهل بیت (علیه السلام) چه کسانی هستند را بررسی میکنیم...
یا علی النقی (علیه السلام) مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، محمد رضا. ، nasimesaba ، فاطمه خانم ، yamin ، وحید110 ، Agha sayyed ، یوسف خان ، meshkat ، saloomeh ، zarati313 ، تازه مسلمان ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، حلما ، محیصا ، عبدالرحیم ، ساقی ، s.majid hashemi ، Farzaneh ، netlog36 ، دوست خدا ، كارمند پيمانی ، mhvvhm ، مجنون الحسین ، amiroooo ، viana ، مصباح
۱۸:۳۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۴۸ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


بحث ما درباره جمله اول زیارت جامعه کبیره به کلمه "اهل بیت" رسید.


اول اندکی کلمه "اهل" را بررسی کنیم. اهل از نظر معنای لغوی یعنی خانواده، و گاهی نیز به معنای لایق است.


خداوند در قرآن کریم در مورد پسر حضرت نوح(علیه السلام) می فرماید: "إنه لیس من اهلک!" یعنی "او از اهلش نبود!"

میدانیم که پسر نوح نسبت مستقیم با حضرت نوح داشته.پس اینجا متوجه می شویم که لازمه اینکه کسی اهل دیگری باشد این نیست که نسبت خونی با او داشته باشد! بلکه می تواند اهل او باشد و نسبت مستقیم با او نداشته باشد. (البته در مورد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم اهلند و هم خویشاوند...)

از مجموعه آیات قرآن هم چنین برمی آید که "اهل" به معنی مجموعه افرادی است که در یک مسیر و در یک روش حرکت می کنند .


در مورد اهل بیت در قرآن آیه تطهیر را داریم: "إنما یریدکم الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا"

در این آیه چه اهل را به معنی خانواده در نظر بگیریم،چه به معنای افراد لایق و چه به معنای افرادی که در یک مسیر حرکت می کنند با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، هر کدام از معانی را که بگیریم شامل خاندان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می شود.



اما عمده مطلب در بررسی کلمه نبوة است که از ظریف ترین نکات قرآنی است.

(در این مبحث دقت زیادی بفرمایید و حتما مطالعه کنید. تا متوجه بشیم که هیچ چیز از مقام شگفت انگیز پیامبرمان نفهمیده ام!!! شناخت درجه و مقام ایشان به پیدا کردن شناخت نسبت به اهل بیتشان کمک زیادی می کند.پس این یکی از مباحث اصلی است که باید بهش توجه بفرمایید.)


در بعضی کتب لغت نبی را یک شخصیت بزرگ و بلند مرتبه معرفی کرده اند!که این معنا آنچنان با واقعیت سازگار نیست(البته ما منکر مقام رفیق انبیاء نیستیم اما باید معانی به صورت دقیق و صحیح باشد)


"نبی" به معنای خبر دهنده است!!! همانطور که می دانیم کلمه "نباء" به معنای خبر است و نبی کسی است که پیامی را از کسی می گیرد و به کسی دیگر منتقل می کند.


اما یک معنای "نبی" که خیلی لطیف است و ما باید عمده مباحثمون رو روی این معنا متمرکز کنیم اینست که نبی به معنای–اظهار کننده مافی الغیب یک موجود است— (یعنی آن کسی که خبر رسان می شود تا غیب وجود یک موجود را آشکار کند.)رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به این دلیل نبی است که آنچه که در غیب وجود حضرت حق هست و در ذات حضرت حق هست را با موجودیت خود بر عوالم وجود آشکار می کند. به این اعتبار به ایشان نبی گفته می شود. و ایشان نبی مطلق هم هست.در حقیقت نبوت هرکدام از انبیای دیگر یک صورتی از نبوت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.
حال ببینیم تفاوت کلمه نبی با کلمه رسول چیست...
ممکنه به ذهن برسه که "رسول" هم به معنای پیام رسان هست.پس چه فرقیست بین کلمه نبی و رسول. اما تفاوت مهمی که دارند اینست که "رسول" کسیست که با واسطه با او سخن گفته می شود و او پیام را می رساند (مثلا فرشته از جانب حضرت حق نازل می شود و پیام را به او می دهد و او هم پیام را به خلق می رساند.دقت کنید حتی خواب هم یک نوع واسطه هست.الهام هم یک واسطه است...)


اما نبی کسی است که خدای متعال مستقیما پیام خودش را به او می رساند.


قرآن کریم حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را گاهی رسول و گاهی نبی معرفی می کند.و این نکته مهمیست.



پس تا اینجا فهمیدیم نبی کسی است که تعالیمی که مستقیما به وی داده شده است را اظهار کند. آنچه که در ضمیر ذات باری تعالی در کنه وجود او موجود باشد را نبی اظهار می کند.
برای آشکار تر شدن این جمله مثالی می زنیم.
مثلا یکی از صفات ذاتی حضرت حق ، علم است و برطبق توحید صفاتی ، علم عین ذات خداست.
حال مظهر علم خداوند ، قرآن کریم است. یعنی قرآن علم خدا را ظاهر می کند.
خوب این قرآن بر چه نازل شده است؟بر قلب نبی اکرم
پس نبی اکرم آنچه که در علم الهی است را ظاهر کرده است و به همین دلیل وی نبی است.


پس خود وجود رسول اکرم می شود انباء (یعنی ظاهر کردن حقایق ما فی الذات ) سخن گفتن رسول اکرم می شود انباء ، راه رفتن رسول اکرم می شود انباء ...
عصمت رسول اکرم اقتضا می کند که هر حرکتی ، هر قولی و هر فعلی که از وی صادر شود عین آن چیزی باشد که در علم ذات ربوبی موجود است. اینجاست که او تمام وجودش نبوت است...او تمام حرکات و اقوالش انباء است.


نکته ای که در اینجا وجود دارد اینست که نبوت ، مقامی است که در باطنش دو مقام اساسی وجود دارد!!! تمام عظمت نبوت در همین دو مقام است


یک مقام، مقام خلیفة الله ی مطلق است.

(او خلیفه خداست در همه عوالم. شاید به این نکته توجه نکرده باشیم که خداوند عوالم متعددی را آفریده است.رسول اکرم در این عالم 23 سال رسالتشان طول کشیده است. براساس روایات معتبری در بحار ، رسالت پیامبر در بعضی عوالم 40 قبل از این عالم سال بوده است! برای حضرت ابراهیم خداوند فرموده است که ما او را قرار دادیم امام للناس. یعنی او را امام برای مردم و انسان ها قرار داده ایم. اما رسول اکرم امام مطلق است. یعنی امامست برای همه موجودات در همه عوالم وجود
یک مثال دیگر هم می زنیم تا عظمت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیشتر نمایان شود.هر کدام از پیامبران قبل از ایشان مظهر بعضی صفات الهی بودند. موسی(علیه السلام) کلیم الله بود به دلیل اینکه با مردم صحبت می کرد. عیسی(علیه السلام) مظهر اسم المحیی و الشافی است. هم شفا میداد و هم احیا می کرد مردگان رو. اما رسول الله مظهر اسم الله است!! یعنی مظهر همه صفات خداست!
در قرآن میبینیم که موسی(علیه السلام) وقتی میخواهد به سراغ فرعون برود خداوند به وی میگوید نترس! من همراه شما هستم! همچنین از خدا میخواهد که : رب اشرح لی صدری و یسر لی امری.... اما در مورد رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همچین چیزی نداریم.بلکه خداوند به رسول اکرم فرموده: الم نشرح لک صدرک؟...پس این دو مقام اصلا قابل مقایسه نیستند!)

مقام دوم هم مقام ولایت است.

(ولایت یعنی احساس نقص مطلق!!! حالا از این زاویه به ولایت نگاه بکنید! ولی الله کسیست که در خودش احساس نقص مطلق دارد. کسی به مقام ولایت می رسد که احساس کند هرچه دارد از اوست!!! وقتی احساس کرد که هیچ چیزی از خودش نیست، لحظه به لحظه همه چیز و همه موجودیتش را از او طلب خواهد کرد...و چون لحظه به لحظه همه چیز و همه موجودیتش را از او می خواهد خداوند هم فیض مطلق را در اختیار او قرار می دهد! کسی که صاحب فیض مطلق شد میشود صاحب ولایت مطلقه
ما چرا به مقام ولایت نمی رسیم؟چون همه ما احساس می کنیم یکسری کمالات رو دارا هستیم.ما آنچیزی را از خداوند طلب می کنیم که احساس می کنیم نداریم! )


پس متوجه شدیم که نبی در حقیقت اظهار کننده مقام خلیفة الله ی و اظهار کننده مقام ولایت مطلقه است.
به تعبیر امام خمینی (رحمة الله علیه) شاید سرّ اینکه بعد از "اشهد أن محمد رسول الله" استحباب دارد که انسان بگوید "و اشهد ان علیا ولی الله" اینست که ولایت باطن نبوت است.وبعد از اشاره به نبوت شما اشاره می کنید به مقام ولایت.



پس تا اینجا فهمیدیم نبی آشکار کننده صفات و اسماء و ذات خداست.

(دقت کنید این مقام کمی نیست، نبوت مقام بسیار رفیعیست و مطمئنا "اهل"بیتش هم باید اهلیت داشته باشند!باید دارای مقاماتی باشند.و طبق تعریفی که از "اهل" در قرآن شد باید در مسیر و در جهت و روش نبوت حرکت کنند.)
با عرض پوزش از طولانی شدن بحث امروز رو با مضمون یک روایت خیلی خیلی جالب و با ذکر نکته ای لطیف به اتمام می رسانیم .
امام علی(علیه السلام) از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سوال کردند: آیا فضیلت ما بالاتر است یا ملائکه؟
حضرت فرمودند:" ملائکه خدّام ما و خدّام محبان ما هستند..."
تا می رسد به اینجا که فرمود "علی جان ما تسبیح گفتیم و ملائکه هم به دنبال ما تسبیح گفتند. و ما به این دلیل تسبیح گفتیم که ملائکه خیال نکنند ما خالقیم"!!!!!!!!
یعنی معرفت ملائکه به خدای متعال هم توسط نبی مطلق ، (حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) محقق شده است.
اما نکته لطیف اینست که اگر در این عالم رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به عنوان نبی مطرح است، در عوالم بالا به عنوان عقل مطرح است. در برخی عوالم به عنوان نور مطرح است!
یک روایت زیبایی داریم که فرمود: " اول ما خلق الله العقل. و هو نور الرسول الله" یعنی اولین چیزی که خداوند خلق کرد عقل است و آن نور رسول الله است!
عقل چیست؟ عقل یک موجود مجرد است. یعنی موجودی است که نه زمان در آن تاثیر می گذارد و نه مکان.و تغییر کردن در ذات او به هیچ عنوان سرایت نمی کند.
حالا موجودی که شد عقل؛ رسالتش چیست؟ رسالت او ارشاد موجودات است. نگه داری موجودات است...
اصلا در بعضی روایات گفته شده که مقام نبوت مقام حفاظت از حدود الهی است...(حدود که می گوییم فقط ذهنتان در احکام شرعی نرود! در سوره یس می خوانیم : ما برای موجودات یک اندازه ای قرار داده ایم و نباید از آن اندازه خارج شوند.) نبی از همه حدود در همه عوالم نسبت به همه موجودات حفاظت می کند که سر سوزنی این موجودات از اعتدالی که خدای متعال برایشان قرار داده است خارج نشوند...(مقام نبوت رو دست کم نگیریم!!!)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Agha sayyed ، nasimesaba ، یوسف خان ، فاطمه خانم ، علی 110 ، saloomeh ، meshkat ، zarati313 ، تازه مسلمان ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، محیصا ، ساقی ، s.majid hashemi ، netlog36 ، دوست خدا ، كارمند پيمانی ، mhvvhm ، منادی حق
۱۳:۵۰, ۱۴/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۲۵ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام دوستان.
توجهتون رو به یکی از دعاهایی که زیاد دیدیم اما شاید بهش دقت نکرده باشیم جلب می کنم:
در دعای عصر غیبت می خوانیم :



اللّهمّ! عرّفني رسولك فإنّك إن لم ‏تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك!
خدايا! پيغمبرت را به ما بشناسان كه اگر پيامبر تو را نشناسيم، امام را نمي‏شناسيم؛
*****
اللّهمّ! عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن‏ديني! »
خدايا! امام را به ما بشناسان كه اگر امام را نشناسيم، از دينمان منحرف و گمراه مي‏شويم.



چرا وقتی بحث سر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست فکر می کنیم در این زمینه علامه هستیم و خودمون رو نیازمند به شناخت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نمی دانیم؟ در صورتی که در دعای عصر غیبت می بینیم که خطر پیدا نکردن شناخت نسبت به رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، انقدر زیادست که به عدم شناخت از امام زمان و در آخر به گمراهی از دین منجر می شود...

لطفا پست فوق رو بخونیم و روش فکر کنیم تا ببینیم چیزی از وجود پیامبر نفهمیده ایم...اگر وظیفه ماست که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسیم ،و اگر دوست داریم در مسیر شناخت ایشان قدمی برداریم، لازم است که آشنایی با رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم پیدا کنیم...



نکته دومی که می خواستم عرض کنم در رابطه با ذکر انتقادات در مورد این تاپیک هست.اگر اشکالی در فونت، سایز نوشته، رنگ، طولانی یا کوتاه بودن پست ها، زمانی که برای مطالعه هر پست وجود داره یا هرچیز دیگه دارید خواهش می کنم بفرمایید تا مطابق میل شما تنظیم کنیم و تاپیک از این بلااستفاده بودن دربیاد.باتشکر


یا علی النقی(علیه السلام) مددی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، یوسف خان ، فاطمه خانم ، zarati313 ، تازه مسلمان ، nasimesaba ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، محیصا ، Agha sayyed ، ساقی ، s.majid hashemi ، netlog36 ، دوست خدا ، كارمند پيمانی ، mhvvhm
۹:۴۹, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
بنا به دلایلی اصلاً یه جورایی حضور در این تاپیک و خواندن این معارف توفیق هم میخواهد
شما نگران تعداد بازدید کننده نباشید
البته تلاش برای افزودن بازدید کننده خوب است انجام دهیم و باید هم انجام دهیم
اما این تاپیک از آن تاپیک هایی است که به نظر حقیر واقعاً توفیق میخواهد مطالعه اش
با قدرت ادامه دهید إن شاء الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، zarati313 ، یا ثارالله ، nasimesaba ، میلاد.م ، بیداری اندیشه ، Tolou ، یوسف خان ، ساقی ، s.majid hashemi ، netlog36 ، كارمند پيمانی ، zahra.shakiba ، mhvvhm
۲۳:۲۱, ۱۷/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۷ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


در تفسیر زیارت جامعه کبیره ، رسیدیم به جایی که می گوییم:

وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ (در حقیقت چون در ادامه جمله قبلیست تعبیر این است که : السلام علیکم یا موضع الرساله)

"یعنی سلام بر شما ای جایگاه های رسالت"




بحث ما بررسی مفهوم رسالت است ، و اینکه انسان صاحب رسالت دارای چه ویژگی هاییست ، و هدف رسالت چیست؟


تعریف رسالت :
"رسالت نوعی تصرف و به وجود آوردن دگرگونی روحی و معنویست در زندگی انسان ها."


((در حقیقت رسول کسیست که تصرف می کند در جان انسان ها و آنها را از درون متحول می کند، تغییر در ارکان شخصیت اونها ایجاد می کند تا به اون اهدافی که خداوند متعال برای رسالت رسولان در نظر گرفته است برسند.))


انبیاء الهی رسالتشون اصیل است (بالاصاله) است و دیگرانی که تابع انبیاء هستند می توانند بالتبعیه (یعنی به وسیله تبعیت از انبیاء) از رسالت برخوردار باشند.



تعریف رسالت را آموختیم؛ولی بحث اصلی ما اینست که صاحبان رسالت دارای چه ویژگی هایی هستند؛


وقتی ویژگی های صاحبان رسالت را بررسی کردیم متوجه خواهیم شد که موضع رسالت یعنی چه و چرا باید به موضع رسالت سلام کردو ابراز ارادت نمود؟!



6 ویژگی اساسی رو در مورد صاحبان رسالت بررسی می کنیم. (چه رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و چه ائمه هدی که همه این ها صاحب رسالت هستند؛ رسول اکرم صاحب رسالت اصیل است و ائمه هدی صاحب رسالت بالتبعیه از رسول اکرم)
در هر بخشی ده ها آیات و روایات داریم اما فرصت نمیشه که همه رو بررسی کنیم و ویژگی ها را به اختصار بررسی خواهیم کرد.



اولین ویژگی انسان صاحب رسالت اینست که دارای یک عظمت بسیار بالای عقلی (عقل به معنایی که خودشان تعبیر کرده اند) هستند. از نظر هوش و فراست فوق العاده قوی؛ بالاترین استعداد عقلی و بالاترین عظمت روحی را صاحبان رسالت دارا هستند . چرا؟ به دو جهت :


اول برای دریافت رسالت


دوم برای ابلاغ رسالت


یعنی عقلی که معصوم (علیه السلام) داراست هم ظرف دریافت رسالت است و هم وسیله ابلاغ اون رسالت است.

قرآن کریم ایشان را "اولی الالباب" خطاب کرده است.اولی الالباب اولین مصداقش اهل بیتند که صاحب رسالت اصلی هستند. همین دارا بودن "لب" ( یک مغزی که قدرت تفکیک بین حق و باطل را دارد) اولین شرط است برای اینکه کسی دارای رسالت باشد.




ویژگی دوم (که مساله خیلی مهمیست و ما از همینجا نتیجه می گیریم که هر کسی نمی تواند صاحب رسالت باشد) ، مسالۀ چشمگیر بودن و عظمت شخصیتی انسان صاحب رسالت است در قیاس با انسان های دیگر.


انسان صاحب رسالت باید شخصیت فوق العاده ای در قیاس با دیگر انسان ها دارا باشد و از یک هیبت و جلال حقیقی برخوردار باشد، و همه انبیاء الهی و همه اولیاء طاهرین همینگونه بودند؛ از لحظه تولد تا زمان ترک دنیا این عظمت وجودی بر سرتاسر موجودیتشون حاکم بود. یعنی راه رفتنشان عظیم بود، نگاه کردنشان عظیم بود، سخن گفتنشان دارای عظمت و ابهت بود ، سکوتشان هم فوق العاده هیبت انگیز بود.


چرا باید صاحب رسالت دارای عظمت و هیبت شخصیتی باشد؟ به دلیل اینکه نگاه های مربی و نگاه های رسول صاحب رسالت ، سکوت او، فریاد او، حرکت او گاهی می تواند مسیر حرکت یک انسان تحت تربیت خودش رو تغییر بدهد.


یک مثال میزنیم: زمان عثمان بود و او میخواست ابوذر غفاری را تبعید کند . دستور داد که هیچ کسی حق ندارد از ابوذر استقبال بکند و او رو بدرقه کند. امیرالمومنین(علیه السلام) به همراه امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) به دنبال ابوذر راه افتادند.

این خبر به گوش عثمان رسید ، مامورینی را فرستاد که حضرت علی(علیه السلام) را برگردانند ، امام(علیه السلام) یک جمله فرمودند : "به عثمان بگویید کاری نکند که آنچه که می دانم بیان کنم." همین یک جمله!
وقتی مامورین آمدند به عثمان خبر دادند که امام علی(علیه السلام) چنین جمله ای گفته ، بلافاصله گروهی دیگر را گسیل کرد که به امیرالمومنین(علیه السلام) بگن : "یا ابالحسن، عثمان از شما عذرخواهی می کند و گفته است شما تا هرجا که می خواهید همراه ابوذر بروید..."
این بزرگواران اصلا نوع انتخاب کلماتشان با عظمت و با هیبت بود.



یا مثلا وقتی رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ابوسفیان و دارودسته اش برخورد کردند، با اینکه از آینده اینان آگاهی داشتند، تنها یک جمله فرمودند:
« انتم الطلقا» (شما آزاد شدگانید!)



ویژگی سوم (که ما با این ویژگی خیلی کار داریم و بسیار هم اهمیت دارد) اینست که کسی می تواند صاحب رسالت باشد که


_دریافت کننده اصول و حقایق ریشه داری باشد که این ها به تمام تاریخ بشریت و زندگی انسان احاطه دارد


_اصولی را تبیین بکند که این اصول اگر بیان شد، طوری بیان شود که تا الی یوم القیامت احاطه کامل به فرهنگ بشری داشته باشد.



هرکسی نمی تواند که چنین اصولی را دریافت و سپس ابلاغ بکند!
کلامی که اهل بیت (علیه السلام) در رابطه با یک موضوع می فرمایند ، مفهومش از ازلیت تا ابدیت امتداد دارد.


چرا اینگونه است؟ به دلیل اینکه شخصیت صاحبان رسالت در حیطه ماده محدود نشده است.آنها بر زمان هم احاطه دارند ...و نه تنها بر زمان، بلکه بر ماسوی الله احاطه دارند.چراکه زمان هم در تحت العرش است . اون ها به فوق عرش هم احاطه دارند. به همین دلیل وقتی جمله ای از آنها صادر شود راجع به موضوعی ، اگر اثبات بشود که این جمله ازین موضوع صادر شده است ، امکان ندارد که قابل تغییر باشد...


إن شاءالله ادامه دارد...
یا علی النقی(علیه السلام) مددی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، meshkat ، nasimesaba ، فاطمه خانم ، saloomeh ، محیصا ، تازه مسلمان ، بیداری اندیشه ، یوسف خان ، Agha sayyed ، s.majid hashemi ، netlog36 ، دوست خدا ، ساقی ، كارمند پيمانی ، mhvvhm
۲۰:۱۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۴۳ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


ویژگی چهارم انسان صاحب رسالت (که از همینجا هم میتوان متوجه شد که فلاسفه ، صرفا به واسطه فلسفشون نمی توانند صاحب رسالت باشند) اینست که صاحب رسالت به واسطه احساسات لطیف و پاکی که بر روح او وارد شده است با یک منطق مورد قبول فطرت انسان ها ، تمام موجودیت عاطفی انسان ها را به استخدام خودش در میاورد.

صاحب رسالت آنچنان عظمت شخصیتی پیدا کرده است که همین که راه می رود، مثل یک آهنربا تمام موجودیت شما را به طرف خودش جذب می کند. اصلا با تمام قلب و وجود شما سخن می گوید...


ائمه ما آنچنان بوده اند که دشمنانشان در مصیبت های اونها گریه می کرده اند! معاویه ابن ابوسفیان چقدر گریه کرده است در عظمت حضرت علی(علیه السلام)

وقتی یکی از دوستان امیرالمومنین در وصف شخصیت ایشان سخن می گوید ، معاویه اشک چشمش جاریست و با دستمال مشغول پاک کردن اشکهایش است و تصدیق می کند : آری ، علی(علیه السلام) همینگونه بود.

اصلا همین که دشمنان می ترسیدند که ائمه (علیه السلام) در میان مردم باشند و به روش های مختلف اونها رو از مردم دور نگه میداشتند یکی از دلایلش همین است که ائمه آنچنان لطافت روحی داشتند که بدون نیاز به هیچ سخنی، همین که مردم اونها رو می دیدند، تمام موجودیتشان به سمتشون گرایش پیدا می کرد.


شما الان کنار قبر مطهر حضرت رضا(علیه السلام) بروید، همین طور که ایستاده اید مثل اینست که یک مغناطیس بسیار قوی به اندازه کل هستی اینجا قرار گرفته و همه رو داره به سمت خودش جذب می کنه.

این جذبه از لوازم انسان صاحب رسالت است...


یک سری مثال هم زده شده که برای جلوگیری از طولانی شدن پست این بخش سخنرانی رو براتون آپلود کردم اگر خواستید گوش بدید


با این ویژگی صاحبان رسالت ایجاد جهش روحی می کردند.




ویژگی پنجم (که این هم خیلی مهم است) برخورداری از درک خواسته های اجتماع و قدرت نشان دادن راه های اشباع اونها است. یعنی کسی می تواند صاحب رسالت باشد که

اولا) خواسته های جامعه رو به خوبی درک کند.

ثانیا)بتواند راههایی که این خواسته ها رو تامین می کند در اختیار جامعه قرار دهد.


مثلا در جامعه یکی از نیازهای مهم مردم اقتصاد سالم است...مولا علی(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید : من به عنوان اینکه خلیفه شما هستم ، شما چه یهودی باشید ، چه مسلمان باشید و چه مسیحی باشید ، سه حق اساسی بر گردن من دارید : 1- تامین آب شما 2-تامین نان شما 3-تامین مسکن شما

کسی که هیچ درک و شناختی از نیازهای انسان ها ندارد، نمی تواند صاحب رسالت باشد.



ویژگی ششم انسان صاحب رسالت اینست که او قدرت ایجاد تحول درونی و روحی در انسان ها را داراست. می تواند به راحتی انسان ها را از موقعیتی که هستند ، به موقعیتی که باید باشند جهش بدهد. چراکه آنها مظهر "مقلب القلوب" بودن خداوند هستند. و نه فقط برای یک انسان، بلکه برای یک جامعه!


یک مثالش امام کاظم (علیه السلام) که در زندان ، شبانه روز مشغول عبادت بودند.هرکس را که می ذاشتند زندانبان امام(علیه السلام) باشد پس از دو سه روزی شیعه می شد!

یا مثال دیگرش حضرت امام حسین (علیه السلام) ، که کسی نزد ایشان میاید و اظهار نیازمندی مالی می کند.حضرت برای اینکه او خجالت نکشد از لای در انقدر به وی پول می دهد که بتواند همه قرض هایش را ادا کند. اون شخص شروع می کند به گریه کردن و چشمش به دستان امام حسین(علیه السلام) است...بعد می گوید من نگرانم که چگونه این دستها میخواهد زیر خاک برود....

من و شما و اکثریت مردم هیچ شناختی از اهل بیت(علیه السلام) نداریم...کجا به درک شخصیت و وجود این بزرگواران می رسیم؟ هیچ آشنایی عمیقی با معارف اهل بیت نداریم.

حتی از زندگی و مسائل تاریخی و گفته هایشان هم جز مقدار ناچیزی هیچ نمی دانیم!

با این وجود اعلام کردند که در سال گذشته 14 میلیون نفر به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفته اند!

از این 14 میلیون سوال بکنید که چقدر شخصیت حضرت رضا(علیه السلام) را می شناسند؟

پس از چه راهی ارتباط برقرار کرده اند با حضرت ثامن الحجج (ارواحنا له الفداه)

آیا غیر از راه فطرت و راه دل و راه دگرگونی های درونی که در شخصیت این بزرگواران وجود دارد است؟


حال به بخش سوم و سوال سومی می رسیم که مطرح کردیم: اینکه صاحبان رسالت چه هدفی را دنبال می کنند؟ هدف اصلی آنان چیست؟



برای یافتن پاسخ لازم است ابتدا یک نکته رو مطرح کنیم


برای انسان، دو موقعیت متصور است : یک موقعیتی که الان برای او است و یک موقعیتی که باید به آن برسد و عالی ترین آرمان است برای او که اگر به آن آرمان برسد تمام موجودیت او شکوفا و احیا خواهد شد! این موقعیت کجاست؟ "تحصیل شناخت ذات باری تعالی ..."


هدف انسان های صاحب رسالت ، انتقال دادن انسان هاست از اون موقعیتی که هستند به اون موقعیتی که باید به آن برسند.

و این کار فوق العاده مشکل است

میدانید چرا؟

چون مهم ترین مشکلی که در راه صاحبان رسالت وجود دارد اینست که شخصیت ما قالب گیری شده!

و انتقال یک انسان که تحت سیطره قالب هاست به موقعیتی که باید به آن برسد کار بسیار دشواریست

این قالب ها از کجا به وجود میاد؟؟

به محض اینکه ما به ماده و مادیات چسبیدیم تحت سیطره قالب ها درمیاییم!و شکستن این قالب ها کاریست که صاحبان رسالت از عهده آن برمیایند.

به همین دلیل است که همیشه در برابر انسان های صاحب رسالت موضع گیری میشود. و این موضع گیری ها از جانب کسانیست که در سیطره قالب ها گیر کرده اند



....................................................................................................​.......




بحث امشب رو با یک تمثیل زیبا از مولوی به اتمام می رسونیم...اگر تا اینجا هم نخوندید این رو از دست ندید.البته ممکنه برای بعضی تکراری باشه



یک روز مردی از مکانی عبور می کرده که می بینه یک بنده خدایی زیر درختی خوابیده و دهانش باز است. در همان لحظه یک مار داخل دهان اون فرد میشه. مرد عابر نگاه میکنه و از اسب پیاده میشه. به فکرش میرسه که اگر به اون مرد بگه در درون تو ماری وجود داره ، بنده خدا تحمل نمی کنه. و روح محدود و کوچک است و به دلیل همین کوچکی روح ممکنه ذکر حقیقت موجب وحشت او بشه و اتفاق بدتری بیوفته

پس مرد رو بیدار میکنه و بعد از بیدار شدن به او میگه بدو! اون فرد ناراحت میشه و میگه به چه حقی من رو بیدار کردی و تازه بعد از بیدار شدن به من میگی بدوم؟؟!


{حال به این نکته هم توجه داشته باشید که قدم به قدم این مراحل برای رسول اکرم هم به صورت خیلی وسیع تری اتفاق افتاده است!}


مرد بیدار شده گفت من نمی دوم! مرد عابر گفت اگر ندوی با این شلاق شما رو تادیب خواهم کرد.


{در اینجا فکر کنید به حدودی که خداوند وضع کرده و قوانینی که خداوند وضع کرده است که برای اصلاح خودمان است ولی به دلیل کوچکی روح نمی دانیم و نمی فهمیم!حتی گاهی بلاهایی که در طول زندگی برای ما پیش میاید هم دلیلش اصلاح درون ماست...}


خلاصه اون مرد شروع می کنه به دویدن. به یک سربالایی می رسن. عابر بهش گفت : ازین سربالایی هم برو بالا... مرد بهش گفت آخه فلان فلان شده تو از خواب بیدارمون کردی، شلاق هم که می خواهی بزنی ، این همه راه هم منو دواندی و حالا مجبورم میکنی از اینجا بالا برم؟

گفت اگر ندوی با این شلاق می زنم توی سرت! باید بدوی...

بعدش رسیدن به درختی که میوه های گندیده داشت...گفت اینها رو هم باید بخوری

طرف گفت : آخه پدرت خوب، مادرت خوب! چرا دست از سر ما بر نمی داری؟ بذار زندگیمونو بکنیم...

خلاصه میوه های گندیده را هم می خورد. بعد یکمرتبه حالش بهم خورد و مار هم بیرون افتاد

مرد شوک زده شد! و عابر به او گفت : عزیز من ازونجا تا الان جرئت نداشتم به تو بگم چه ماری در وجود تو هست!


در ادامه زیارت جامعه کبیره در جایی که این تعبیر آمده : " و منتهی الحلم" بیشتر توضیح می دهیم که چرا ائمه (علیه السلام) انتهای حلم رو درمورد ما به کار می برند تا ما آدم شویم.گاهی شصت سال با یک انسان مدارا می کنند تا رسالتشون انجام شود...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، محیصا ، بیداری اندیشه ، حسنیه ، یوسف خان ، netlog36 ، دوست خدا ، ساقی ، كارمند پيمانی ، mhvvhm
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله ضیاء آبادی عبدالرحمن 100 22,539 ۱۱/دی/۹۳ ۱:۰۴
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  چرا ثواب زیارت کربلا بسیار عظیم تر از زیارت کعبه است؟# جویای حقیقت 6 5,083 ۲۲/اسفند/۹۰ ۱۹:۲۳
آخرین ارسال: جویای حقیقت

پرش در بین بخشها:


بالا