| نظرسنجی: میزان آشنایی شما با رساله حقوقی امام سجاد ( ع ) این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| قبلا خوانده ام | ![]() ![]() |
3 | 75.00% |
| تازه آشنا شدم | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| میدانستم اما نخوانده بودم | ![]() ![]() |
1 | 25.00% |
| تمام | 4 رأی | 100% | |
|
متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام
|
|
۰:۳۸, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
الحمد للّه ربُّ العالمين و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين و لَعنَة اللَّه عَلَى اءَعدائهم اجمعين . با سلام خدمت تمام دوستان و جویندگان حق و عدالت. در ابتدا یک آشنایی مختصر از امام سجاد ( علی بن الحسین (ع )) بنابر قول مشهور ولادت آن حضرت در سال 38 ه . ق و بنا به نقل ديگرى در سال 36 ه . ق مى باشد و مورّخان با اختلاف اقوال روز ولادت آن حضرت را پنجم شعبان و نيمه جمادى الثانى ذكر كرده اند. بنابر قول مشهور، مادرش شهربانو نام دارد و سلامه يا غزاله نيز گفته اند، كه مورخان نوعا اين خانم را دختر يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى دانسته اند. براى موضوع بحث ما هيچ يك از اين دو نكته شايان توجه نيست ؛ اگرچه هر يك در جاى خود، شايسته تحقيق و بررسى است ، ولى مهم اين است : كسانى كه در ولادت آن حضرت ، قول سال 38 ه . ق و اين كه شهربانو دختر يزدگرد است را تضعيف كرده اند، دليل متقن و محكمى براى مدعايشان ندارند و آنچه كه ذكر نموده اند، وجوه استحسانى و قابل جواب است ؛ بنابراين دليلى وجود ندارد كه ما نظر مشهور مورخان را، چه درباره سال ولادت و چه درباره مادر آن حضرت نپذيريم . برجستگى عمده در تاريخ زندگى امام سجاد عليه السلام همان روزهاى آغازين محرم سال 61 ه . ق است و از همان ايام است كه نام و ياد آن حضرت ، در تاريخ مورد توجه قرار گرفته است ، كه از اين منظر نيز به واقعه عاشورا و جايگاه حضرت در آن ايام به طور مستقيم نخواهيم پرداخت ؛ گرچه اين مطلب هم به طور مستقل شايسته بحث و بررسى است . آنچه كه ما در مقام نقل و تحقيق آن هستيم ، بيان گوشه اى از تجلّى شخصيّت آن حضرت بعد از واقعه عاشورا، تا زمان وفات است كه اگر تاريخ شهادت امام سجاد عليه السلام را سال 95 ه .ق بدانيم ، يك دوره 35 ساله بسيار پرماجراست ، كه در حقيقت مى خواهيم نور وجود حضرت را در آن روزگار تيره و تار، كه هر روزش تاريك تر از روز قبل است ، دريابيم . متن رساله حقوق امام سجاد عليه السلام در كتابهاى فراوانى نقل شده است ، در بعضى از آنها با تفاوت كم و يا جابجايى بعضى از كلمات بر مى خوريم ، اما مرجع ما كتاب شريف ((تحف العقول )) است . 1 -[b] حق اللّه فاءَمَّا حَقُّ اللّه الاكبر فانّك تعبده لا تُشرك به شيئا فاذا فَعَلتَ ذلك باخلاص جَعَلَ لَكَ عَلى نَفسِهِ اءَن يَكفِيَكَ اءَمر الدُّنيَا وَالاخِرَةِ و يحفظ لك ما تحبّ منها. ((و اءما حق بزرگتر خداوند آن است كه او را بپرستى و چيزى را شريك او قرار ندهى و اگر از روى اخلاص چنين كنى ، خدا بر خود مقرر كرده كار دنيا و آخرت تو را به عهده گيرد و آنچه از آن بخواهى برايت نگه دارد)). در آغاز بيان اين حق و رسيدن به نتيجه بسيار مهم آن ؛ يعنى حل و فصل همه كارهاى دنيا و آخرت كه مطلوب همه انسانهاست ، دو مطلب بايد روشن شود، نخست : كلمه عبادت ؛ و دوم : كلمه اخلاص . انشا الله ادامه دارد ... |
|||
|
| آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۰, ۱۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #101
|
|||
|
|||
|
سلام دیگه چون قرار هست کوتاه بگم برای همین به حق بعدی میرویم و این بحث را خودتون باب علاقه ای که دارید مطالعه کنید
20 - حقّ همسر [/b] [b]وَ اَمَّا حقّ رَعِيَّتِك بِمِلكِ النِّكاحِ فاءَن تَعلَمَ اءَنَّ اللَّه جعلها سكنا و مُستَرَاحا و اءُنسا و وَاقيَة و كذلك كُلّ واحد منكُما يَجبُ اءَن يَحمَدَ اللَّه على صاحبه و يعلم اءَنَّ ذلك نعمة منه عليه و وَجبَ اءَن يُحسِنَ صُحبةَ نعمَةَ اللَّه و يُكرِمَها و يَرفَقَ بها و اءِن كان حقُّك عليها اءَغلَظَ و طاعتك بها اءَلزَمَ فيما اءَحبَبتَ و كَرِهتَ ما لم تكن معصية فانَّ لها حقّ الرحمةِ و المُؤ انِسَةِ و مَوضِعَ السُّكون اليها قضاءَ اللَّذَّةِ الَّتى لابدَّ من قضائِهَا و ذلك عظيم و لا قوَّةَ الا باللَّه . ((و اما حق همسرت آن است كه بدانى ، خداوند متعال با آفرينش او، وسيله آرامش ، رفاه ، انس و نگهدارى تو را فراهم نموده و واجب است هر كدام از شما زن و شوهر بر نعمت وجود ديگرى ، خدا را سپاس گويد و بداند كه اين نعمت الهى است بر او. و بر تو واجب است كه نعمت الهى را گرامى داشته در معاشرت با او، خوشرفتارى و رفق پيشه كنى ؛ اگرچه حقّ تو بر زن سخت تر و رعايت محبوب و مكروه تو اگر معصيت و زياده خواهى نباشد بر او لازم تر است ؛ ولى زن حقّ مهربانى و انس بر تو دارد و جايگاه آرامش و آسايش غريزه اى است كه گريزى از انجام آن نيست و اين حقّ بزرگى است )). موضوع همسر و خانواده چون از مباحث هميشه زنده و مورد نياز زندگى روزمره انسان ها است ، مساله اى نيست كه با گذشت زمان ، فراموش شود. بنابراين ضرورى است به عنوان مقدمه ، به مباحث جديدى كه در اين يكى دو قرن اخير درباره تساوى حقوق زن و مردم مطرح شده است ، اشاره كنيم .[/b] |
|||
|
|
۱۸:۱۱, ۱۵/مهر/۹۱
شماره ارسال: #102
|
|||
|
|||
|
تساوى حقوق زن و مرد
خداوند در قرآن مى فرمايد: يا اءَيُّهَا النَّاس اتّقوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا كثيرا و نساء(234). ((اى مردم ! از مخالفت پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را نيز از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت )). تحليل آيه شريفه اين است كه روح زن و مرد هر چه باشد يك چيز است و از منظر قرآن تساوى واضح و كاملى بين زن و مرد برقرار است . در حقيقت ، هر دو از نوعى حقوق طبيعى و اخلاقى مشترك در روابط انسان برخوردارند. در سوره حجرات مى خوانيم : يا ايُّها الذين آمنوا لا يَسخَر قوم من قوم عَسى اءَن يَكونوا خَيرا منهم و لا نِساء من نساء عسى اءَن يَكُن خَيرا مِنهُنَّ و لا تَلمِزوا اءَنفسكم و لا تَنابَزوا بالاَلقاب (235). ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يكديگر را مورد طعن و عيب جويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد)). بر اساس اين سوره مباركه ، در حقوق طبيعى و انسانى ، نكات دقيق اخلاقى كه انسان ها ملزم به رعايت آنها هستند، بين زن و مرد هيچ تفاوتى احساس نمى شود؛ به همان ترتيب كه مى گويد مردها نبايد يكديگر را به سخره بگيرند، زن ها را هم از سخره يكديگر منع مى كند. همان گونه كه مردها نبايد همديگر را مورد طعن و سرزنش قرار دهند، زنها نيز بايد اين چنين باشند. همان گونه كه براى مردها با القاب زشت يكديگر را صدا زدن ، ممنوع است . زن ها هم بايد اين چنين باشند. |
|||
|
|
۰:۲۴, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #103
|
|||
|
|||
|
نكات قابل توجه در تساوى حقوق زن و مرد
در تساوى حقوق زن و مرد بايد به چند نكته توجه كرد: اول اين كه يك سلسله از قوانين برخاسته از تفاوت هاى طبيعى ميان زن و مرد است ؛ مثلا در شرايط باردارى ، يك سلسله براى زن قرار داده شده كه دليل آن برخوردار بودن از اين ويژگى است و نمى توان با شعار ضرورت تساوى زن و مرد اين قوانين را به مرد هم سرايت داد. دوم اين كه بنا به تعليمات آيين مقدس اسلام ، الزاما ذات اقدس الهى ، خالق انسان و قانون گذار است ؛ چرا كه خود او بيش از هر كسى مى داند چه آفريده است ؟ چه اسرار و رموزى در زن و مرد وجود دارد؟ نيازها و احتياجات آنها چيست ؟ و با چه قواعد و قوانينى مى توان اين نيازها را تاءمين كرد؟ و به همان دليل هم ذات اقدس پروردگار بر خود لازم و واجب فرمود كه با ارسال پيامبران و با تشريع اديان الهى به هدايت اين موجود قابل هدايت اهتمام كند. خداوند براى هيچ موجود و مخلوق ديگرى ، اقدام به ارسال رسل و انبيا نكرده است . براى هيچ موجودى هدايت تشريعى قائل نشده است و اين از ويژگى هاى بشر است . و بر اساس اين نكته است كه قران مى فرمايد: فاءَقِم وَجهَك للدِّين حنيفا فطرتَ اللَّه الَّتى فَطَرَ النَّاس عليها لا تبديل لخلق اللَّه ذلك الدِّين القيِّم و لكن اكثر النَّاس لا يعلمون (241). ((پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن ، اين فطرتى است كه خداوند، انسان را بر آن آفريده ؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست ؛ اين است آيين استوار، ولى اكثر مردم نمى دانند)). پس اگر قبول داشته باشيم و بپذيريم كه دين فطرى است ؛ ولى در جعل قوانين بگوييم كه رعايت فطرت و نيازهاى فطرى نشده است ، تناقضى آشكار خواهد بود. |
|||
|
۲۳:۴۸, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #104
|
|||
|
|||
|
حقوق زن نسبت به شوهر
پس اولين قدم در توصيه امام سجاد عليه السلام به رعايت حقوق زن ، برقرارى روابط عاطفى ، دوستانه و صميمانه است ، ولى براى اين كه روابط عاطفى در يك چهارچوب ، قابل تعريف بشود، شرع مقدس آنها را يك به يك برشمرده است كه ما نيز به آنها اشاره مى كنيم : 1 - مهريه اولين حقى كه قرآن براى زن ذكر كرده است ، مهريه است . خداوند مى فرمايد: و آتوا النِّساء صَدَقاتِهِنَّ نِحلِة فاءِن طبنَ لكم عن شى ء منهُ نفسا فكُلّوهُ هَنيئا مَريئا( سوره نساء، آيه 4.). ((مهريه زنان را به طور كامل به عنوان يك بدهى و عطيه ، به آنان بپردازيد؛ اگر آنها چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد)). در اين آيه شريفه تعابير ظريفى به كار رفته است : اولا، از مهريه تعبير به صدقه شده است و عكس اين مطلب هم در روايات آمده است كه مهريه را صداق گفته اند در اين جا صدقه به معناى آنچه كه به فقرا داده مى شود نيست . بعضى از مفسرين به مهريه ، صداق گفته اند، چون صدق و صدقه مشتق از ماده صدق است ، صداق نشانه راستگويى مرد در اظهارعلاقه به همسر است . به كار گرفتن اين كلمه و تعيين مهريه ، ظاهرا سابقه قبل از اسلام هم ندارد و از اصطلاحات وضع شده شرع انور است كه نشان از راستگويى مرد از علاقه او به زن است . ثانيا، تعبير ديگرى در آيه شريفه است كه به صدقات ضمير مونث اضافه مى كند و مى فرمايد: صدقاتهن يعنى مالك اين صداق و مهريه خانم ها هستند و ديگران را در آن هيچ دخالتى نيست . اين كه صداق به عنوان خريد متاع در قالب پول ، به پدر و مادر تحويل مى شود به هيچ عنوان درست نيست ؛ چرا كه اولا فرزند متاع نيست ؛ ثانيا آنچه كه به عنوان شيربها متعارف شده و هنوز هم هست ، جنبه شرعى ندارد. ثالثا، تعبير نحله است . نحله ، در لغت به معناى هديه و پيش كش است . آن هم نه هر هديه و عطيه اى ، بلكه به تعبير راغب در كتاب مفردات ، نحله ، معناى خاص و كوچك ترى از عطيه دارد و به معناى عطيه و هديه اى است كه از روى رضا، رغبت به اشتياق كامل و براى ايجاد شيرينى در بين دو يا چند نفر بذل مى شود. بنابراين هر نحله اى عطيه هست ، ولى هر عطيه اى نحله نيست . كلمه نحله ماءخوذ از نحل به معناى زنبور عسل است و نحله يعنى آنچه از زنبور عسل حاصل مى شود(مفردات راغب ، ص 506.)؛ يعنى مايع شيرين ، ارزشمند و مرغوب عسل كه قرآن درباره آن مى گويد: فيه شفاء للناس ( سوره نحل ، آيه 69.). ((در آن عسل شفا براى مردم است )). |
|||
|
۵:۱۵, ۱۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #105
|
|||
|
|||
|
2 - نفقه و مسكن
يكى ديگر از حقوقى كه زن نسبت به مرد دارد، حقّ نفقه و مسكن است . به حكم آيه شريفه قرآن كه در سوره مباركه طلاق ذكر شده است : ليُنفِق ذوسَعَة من سَعَتَهُ و مَن قُدِرَ عليه رزقُهُ فليُنفِق ممّا آتاهُ اللَّه لا يكُلّف اللَّه نفسا الا ما آتاها سيَجعَلَ اللَّه بعدَ عُسر يُسرا( سوره طلاق ، آيه 7.). ((آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنان كه تنگدست هستند، از آنچه كه خدا به آنان داده انفاق نمايند؛ خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمى كند؛ خداوند به زودى بعد از سختى ها آسانى قرار مى دهد)). در اين آيه ، خداوند فرمان مى دهد؛ انسان بايد از همه توانش براى فراهم كردن نفقه همسر خود استفاده كند؛ همچنين روايات فراوانى وجود دارد كه مورد استناد علما در اين حكم حقوقى اسلام قرار گرفته است ؛ كه مساله نفقه و مسكن را از حقوق الزامى همسران مى دانند. نكته اى كه درباره حقّ صداق ، نفقه و مسكن وجود دارد و در مباحث مقدماتى و بيان امام سجاد عليه السلام نيز بيان شده اين است كه بايد بر محيط، شرايط و فضاى زندگى صميميت و دوستى حاكم باشد تا مرد و زن در كنار يكديگر احساس آرامش و رفاه كنند؛ اگر چنين شد، انسان به عنوان محبوب و مطلوب خود، نه تنها به همسرش مسكن مى دهد و خوراك و پوشاك او را تامين مى كند، بلكه سعى مى كند در حد توان خود، بهترين ها را برايش فراهم كند. خلاصه مطلب اين است كه اگر از منظر و نگاه امام سجاد عليه السلام به زندگى زناشويى بنگريم ، حقوق مهريه ، مسكن ، خوراك و پوشاك ، از نظر عاطفى حقوق بسيار ضرورى است ، اما از آن جا كه در ميان انسان ها، عواطف در يك سطح نيست ، شرع مقدس نظام مدونى را براى اين حقوق عاطفى مقرر فرموده است كه نبايد از اين چهارچوب معين ، كمتر باشد. |
|||
|
۲۰:۴۰, ۲۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #106
|
|||
|
|||
|
مسووليت و اختيار در خانواده
قبلا به اين نكته نيز اشاره شد كه اداره صحيح هر مجموعه ، نيازمند يك مدير است . اگرچه مسووليت ها، تقسيم شده باشد اما در سيره عقلا وجود يك مدير و فرمانروا، در هر مجموعه اى ، پذيرفته شده است .همان طور كه مى پذيريم در اداره يك شهر يا حكومت يك كشور يك مدير نهايى ، يك فرمانروا، رهبر، سلطان يا رئيس جمهور نياز است ، در ساير مجموعه هاى كوچك تر همچنين است كه براى حفظ نظام آنها، زيرمجموعه ها موظف به اطاعت هستند و اگر اطاعت پذيرى نباشد، موجب هرج و مرج و اختلال نظام آن مجموعه مى شود بنابراين ، حرف نهايى را در مجموعه خانواده مرد مى زند و مسووليت اصلى به عهده او نهاده شده است . يك اصل كلى است كه : لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق ( وسايل الشيعه ، ج 16، ص 154، حديث 21226.). ((در سرپيچى از فرمان خالق نبايد از مخلوق اطاعت كرد)). خداوند، خودسوزى و خودكشى را عصيان دانسته و آن را حرام كرده است ؛ بنابراين ، اگر فرمانروا و حاكمى دستور دهد كه مردم برخلاف فرمان الهى عمل كنند، به صرف اين كه او حاكم است مردم نبايد حرم او را بپذيرند. همين طور همسران ، اگرچه موظف به اطاعت از شوهر هستند، اما گر فرمان همسر برخلاف موازين و قوانين شرعى بود، ملزم به رعايت نيستند. از طرفى اگر فرمان همسر، ظلم به خانواده باشد، پذيرش فرمان ظالمانه شوهر، معصيت الهى است و زن مى تواند سر باز زند. از اين محدوده كه بگذريم ، اطاعت همسر به حكم سيادت و رياست بر مجموعه خانواده ، امرى الزامى است . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم در سخنى فرموده اند: اذا صلَّتِ المراءةُ خمسها و صامَت شَهرَهَا و حَجَّت بيت ربِّها و اَطاعَت زَوجَها و عَرَفَت حقَّ علىّ عليه السلام فَلتَدُخل مِن اءَىِّ اءَبوابِ الجَنان شاءَت ( وسايل الشيعه ، ج 20، ص 159، حديث 25303.). ((اگر زن در طول زندگى خود، نمازهاى واجبش را به جاى آورد، روزه ماه رمضانش را بدون عذر ترك نكند، و حج خانه خدا را به جاى آورد و همسر خود را اطاعت كرده ، فرمانبردار باشد، و ولايت اميرالمؤ منين عليه السلام را بشناسد، از هر درى كه بخواهد، وارد بهشت خواهد شد)). در معارف اخلاقى اسلام همه انسان ها به عفو و اغماض توصيه شده اند و ان شاءاللَّه در مباحث بعد كه حقوق انسان ها را نسبت به دوستانشان و يا افراد بدكار در اجتماع بيان مى كنيم ، به اين بحث نيز خواهيم پرداخت كه اساسا مطلوب شارع مقدس اين است كه روش و منش افراد در جامعه و روابط اجتماعى ، عفو و گذشت باشد. ولى گاهى مدير تشخيص مى دهد كه فرد تحت مديريت او كه خطايى مرتكب شده ، بايد تاديب شود، كه تصميم نهايى با او خواهد بود. |
|||
|
۱۲:۴۱, ۲۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #107
|
|||
|
|||
|
21 - حقّ برده و غلام
وَ اَمَّا حقّ رَعِيَّتِك بمِلكِ اليَمين فاءَن تَعلَمَ اءَنَّه خَلقُ ربِّكَ و لَحمُكَ و دَمُكَ و اءَنَّك تَملِكُهُ لا اءَنتَ صَنَعتَهُ دونَ اللَّه و لا خَلَقتَ له سمعا و لا بَصَرا و لا اَجرَيتَ له رِزقا و لكنَّ اللَّه كَفَاكَ ذلِكَ بمَن سخَّرَهُ لَكَ وائتَمَنَكَ عليه واستَودَعَكَ ايَّاهُ لِتَحفَظَه فيه و تَسيرَ فيه بسيرَتِهِ فتُطعِمَهُ ممَّا تاءكُلّ و تَلبِسُهُ ممَّا تَلبس و لا تُكلِّفِهُ ما لا يُطيقُ فاءِن كَرِهتَ خَرَجتَ الى اللَّه منه واستَبدَلتَ به و لَم تُعَذِّب خَلقَ اللَّه و لا قوَّةَ الا باللَّه . ((حقّ برده و غلام تو آن است كه بدانى او هم مخلوق خداى توست و گوشت و خون تو. و بدانى كه تو مالك او هستى نه خالق او. نه گوش و چشمش را خلق كرده اى و نه روزيش داده اى . همه اينها كار خداست و او را ملك تو قرار داده و به امانت به دست تو سپرده و وديعه اى است كه بايد از او محافظت كنى و با او روشى نيكو و موردقبول خداوند داشته باشى و از آنچه مى خورى به او بخورانى و از آنچه مى پوشى به او بپوشانى و كار بيش از طاقت او نخواهى و اگر او را نخواستى براى خدا خود را از مسووليت او فارغ كنى و مخلوق خداوند را آزار ندهى )). در مجموعه حقوق كسانى كه تحت مديريت گروه يا فرد ديگرى اداره مى شوند، از حق متعلم و محصل و سپس حق همسران به تفصيل سخن گفته شد و اينك نوبت به ذكر حق كسانى رسيده كه در گذشته به عنوان موالى خوانده مى شدند، يا به اصطلاح كسانى به عنوان برده يا بنده خريدارى مى شدند؛ و در تعبير عاميانه و محاوره اى كنيزان و غلامان گفته مى شدند و ما چون درباره اين موضوع - حق مولا و مالك - مفصل بحث كرديم ، ديگر اين جا به صورت مستقل درباره آن سخنى گفته نمى شود. |
|||
|
۱۷:۲۱, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #108
|
|||
|
|||
|
22 - حقّ مادر
وَ اَمَّا حقّ الرَّحِمِ فحقّ اءُمِّكَ اءَن تَعلَمَ اءَنَّها حَمَلَتكَ حيثَ لا يَحمِلُ اءَحد اءَحَدا و اءَطعَمَتكَ مِن ثَمَرةِ قَلبِها ما لا يُطعِم اءَحد اءَحَدا و اءَنَّها وَقَتكَ بسمعها و بصَرِها و يَدِها و رِجلِها و شِعرِها و بَشَرِها و جميعِ جوارِحِها مُستَبشِرَة بذلك فَرِحَة مؤَمِّلَة مُحتَمِلَة لمَا فيه مكروهُها و اءَلَمُها و ثِقلُها و غَمُّها حتى دفَعَتهَا عنك يدُ القُدرَة و اءُخرِجَت الى الارضِ فرَضِيَت اءَن تَشبَعَ و تَجوعَ هىَ و تَكسُوكَ و تَعرَى و تُروِيَكَ و تَظمَاءَ و تُظِلُّكَ و تَضحَى و تُنَعِّمَكَ بِبُؤ سِها و تَلَذِّذَكَ بالنَّوم باءَرَقِهَا و كان بَطنُهَا لكَ وِعَاء و حُجرُهَا لكَ حِوَاء و ثَديُها لكَ سِقَاء و نَفسُهَا لكَ وِقاء تُباشِرُ حرَّ الدُّنيَا و بَردِهَا لكَ و دونَكَ فتَشكُرُها على قدرِ ذلك و لا تَقدِرُ عليه الا بِعَونِ اللَّه و تَوفِيقِه . ((حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در جايى نگه داشته كه كسى نگه نمى دارد و از ميوه دلش به تو داده كه كسى به كسى نمى دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موى و پوست ، با شادمانى و سرور نگهبانى و نگهدارى كرده ، ناملايمات ، غم و اندوه و نگرانى ها را تحمل مى كند و شادان و خرم است كه تو را سير نمايد، و خود گرسنه بماند؛ تو را بپوشاند و خود برهنه باشد؛ تو را سيراب كند و خود تشنه بماند؛ خود در آفتاب باشد و بر تو سايه افكند، با تحمل مشقت ، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذيرش رنج بى خوابى ، تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شكمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سينه اش چشمه جوشانى براى رفع عطش تو و جانش فداى تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذيرا گشته است ؛ پس بايد به پاس اين همه محبت و زحمت ، شكرگزار او باشى ، و هرگز نمى توانى ، مگر خدايت يارى كند)). در عبارت امام عليه السلام ، آن چنان زيبايى و بلاغتى وجود دارد كه همه آلام و مشقت هاى مادر از آغاز حمل و باردارى تا بلوغ و رشد فرزند را در برمى گيرد. هر انسانى وقتى اين سخنان را مى خواند، بار ديگر همه رنج هاى مادر را مقابل چشم خود مى بيند و صبر و بردبارى او، در تحمل محنت و رنج هاى فراوان را تحسين نموده ، در مقابل اين موجود قابل تقديس و تكريم خاضع مى شود و بيشتر احساس وظيفه مى كند. اين تاثير كلام كسى است كه خود با مادر بر سر يك سفره ، هم غذا نمى شود و هنگامى كه علت را سوال مى كنند: اءَنت اءَبَرُّ النَّاس و لا نَرَاكَ تُؤَاكُلّ اءُمَّكَ قال اءَخافُ اءَن اءَمُدَّ يَدِىَ الى شى ء و قد سَبَقَت عينُهُا عليه فاءَكونَ قد عَقَقتُهَا( مستدرك الوسايل ، ج 15، ص 182، حديث 17940.). ((شما با اين كه از نيكوكارترين مردم هستيد، چگونه است كه هرگز نديده ايم با مادرتان بر سر يك سفره بنشينيد؟ فرمودند: مى ترسم بر سر سفره دستم را به چيزى دراز كنم كه قبلا چشم مادرم بر آن افتاد باشد و با اين عمل موجبات نافرمانى او را فراهم كنم )). اگر در كلام امام عليه السلام دقت شود، رنج ها و آلام مادر تا پايان حيات ترسيم شده است ؛ يعنى گرچه فرزند در بزرگسالى باشد، باز هم عواطف مادرى او را همچنان نسبت به رفاه ، آرامش و آسايش فرزندش حساس نگه مى دارد. |
|||
|
۱۸:۴۵, ۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #109
|
|||
|
|||
|
اهميت اكرام والدين
قرآن نيز در موارد بسيارى احسان و شكرگزارى والدين را بعد از توحيد و نفى شرك از ذات ذوالجلال الهى قرار داده و بدان تصريح كرده است مثلا در سوره مباركه انعام مى فرمايد: قُل تَعالوا اءُتلُ ما حَرَّمَ ربُّكم عليكم اءَلّا تُشركوا بهِ شيئا و بالوالدين احسانا( سوره انعام ، آيه 151). ((اى پيامبر! بگو بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم ، چيزى را شريك خدا قرار ندهيد؛ و به پدر و مادر نيكى كنيد)). اين آيات ، سر سلسله دستورات اكيد شرع و به عبارتى منشور عملى مسلمين در آغاز ضهور اسلام است آيات مفصل است و سياق واحدى دارد و شاهد بحث ما در آيه اين است كه اولين سخن ، دعوت پيامبر به توحيد و دومين سخن او احسان به والدين است ؛ يعنى بعد از توصيه به توحيد و نهى از شرك به ذات اقدس الهى بلافاصله احسان و نيكوكارى به والدين توصيه شده است . در سوره مباركه اسراء مى فرمايد: و قضى ربُّك الا تَعبدوا الا ايَّاه و بالوالدين احسانا(سوره اسراء، آيه 23). ((پروردگارت فرمان داده كه جز او را نپرستيد، و به پدر و مادر نيكى كنيد)). در اين آيه كريمه بعد از حكم و توصيه به توحيد، احسان به والدين توصيه شده. واقعا همچنين است كه هر شهر، محله و كشور و در نهايت همه عالم و جامعه بشرى مجموعه وسيعى است كه از خانواده هاى كوچك و بزرگ تشكيل شده است . |
|||
|
۲۳:۱۷, ۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #110
|
|||
|
|||
|
مقام مادر در فرهنگ اسلام
از منظر معارف ما، مادر ويژگى خاصى دارد؛ در سوره مباركه احقاف بعد از اين كه مى فرمايد: و وصَّينا الانسان بوالديه احسانا( سوره احقاف ، آيه 15.). ((و ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند)). بلافاصله مى فرمايد: حملته اءُمُّهُ كَرها و وَضَعَتهُ كرها( سوره احقاف ، آيه 15.). ((انسان ياد كند كه مادر چگونه با رنج و زحمت بار حمل كشيد و با درد و مشقت وضع حمل نمود)). در اين آيات ؛ نسبت به مادر توصيه اكيد شده است و اين تخصيص به ذكر مادر؛ يقينا در كلام وحى ، لغو و بيهوده نيست و دلالت بر اين دارد كه حقّ مادر به سبب تحمل مشقات جسمانى بيشتر، نسبت به ديگر صاحبان حقوق و حتى پدر؛ والاتر و مهم تر است كه امام سجاد عليه السلام هم فرمودند: اءَن تعلم انَّها حَمَلَتكَ حيث لا يَحمل اءَحد اءَحدا و اءَطعَمَتكَ من ثمرةِ قلبها ما لا ية طعِمُ اءَحد اءَحدا. ((بايد بدانى كه مادر، تو را در جايى نگهدارى كرد كه هيچ كس ديگر، كسى را در آن جا نگه نمى دارد. از شيره جانش به تو داد كه كسى به ديگرى نمى دهد)). نتيجه اين كه در كلمات وحى و سخنان اهل بيت عليهم السلام درباره حقوق مادر تاءكيد بيشترى شده است و در سلسله مباحث حقوق نيز امام سجاد عليه السلام حقّ ارحام و بستگان را با حقّ مادر آغاز فرموده اند. از امام سجاد عليه السلام روايت شده است كه شخصى به حضور رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شده ، عرض كرد: يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ما من عمل قبيح الا قد عملته فهل لى من توبَة فقال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم فهل من والديك اءَحد حىّ قال اءَبى قال فاذهَب فبرِّهِ قال فلمَّا وَلّى قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم لو كانت اءُمُّهُ(بحارالانوار، ج 71، ص 82، حديث 88، مستدرك الوسايل ، ج 15، ص 179، حديث 17930.). ((يا رسول اللَّه ! در طول عمرم كار زشتى نيست كه انجام نداده باشم ؛ آيا راه بازگشت و توبه دارم ؟ حضرت فرمودند: آيا از پدر و مادرت هيچ يك زنده هستند، گفت : بله ، پدرم زنده است . فرمود: برو به پدرت نيكى كن . راوى مى گويد: وقتى او رفت ، پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اگر مادرش زنده بود، تاثير بيشترى داشت )). از اين روايت معلوم مى شود كه ارج ، قرب و منزلت مادر، در درگاه الهى بيشتر از پدر است. روايت معروفى در افواه و عامه مردم هست كه مرحوم قطب الدين راوندى از رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كرده است كه فرمودند: ((الجنَّةُ تحتَ اءَقدامِ الامَّهات ( مستدرك الوسايل ، ج 15، ص 180، حديث 17933.)). ((بهشت زير پاى مادران است )). روايت مشابه ديگرى مى فرمايد: تحت اءَقدامِ الامَّهات روضة من رياض الجنَّة ( مستدرك الوسايل ، ج 15، ص 181، حديث 17933.). ((باغى از باغهاى بهشت ، زير پاى مادر است )). شايد معناى روايت اين باشد كه بهشت در دسترس است . و براى به دست آوردن آن جايگاه خلود و سعادت ابدى ، نياز به تهيه وسايل و ابزار دور از دسترس نيست ؛ نياز به مسافرت نيست ؛ نياز به رنج و مشقت فوق العاده نيست ؛ بلكه خدمات به مادر بهشت را به ارمغان مى آورد. شايد به تعبير ديگرى هم بتوانيم اين روايت را توجيه كنيم كه وقتى مى فرمايد بهشت زير پاى مادران است ، يعنى اگر خود را مقابل مادر به خاك افكنى و خود را در مقابل او كوچك بشمارى ، بهشت را به دست آورده اى ؛ و اين تاءكيد همان آيه شريفه است كه مى فرمايد: واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة ( سوره اسراء، آيه 24.). ((و بال هاى تواضع خويش را از محبت و لطف ، در برابر آنان فرود آور)). يعنى بهشت ، حاصل خضوع ، تذلل ، حقارت و خود را در مقابل عظمت و جايگاه رفيع مادر، كوچك ديدن است . ================================================================== پیام روز تا غدیر . . . 6 روز تا غدير باقيست. پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطابه غدير مي فرمايند : "دانشي نبوده مگر آنکه به علي آموخته ام." " مَعاشِرَالنّاسِ،(فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُاللَّهُ فِىَّ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ فى إِمامِ الْمُتَّقينَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ (الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فى إِمامٍ مُبينٍ). " امروز آيه "43- رعد" را تقديم ايشان نمائيم . بسم الله الرحمن الرحیم وَ يَقُولُ الَّذينَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب صدق الله العلي العظيم |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خطرناکترین رساله در بین ایرانی ها | mohsenmeamar | 1 | 1,372 |
۱۶/دی/۹۴ ۲۳:۵۵ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| کلام جاودان علي عليه السلام: | عمار رهبری | 2 | 1,601 |
۲۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۵۳ آخرین ارسال: HermeS |
|
| درباره امام علي النقي (عليه السلام) و اهانت عده اي سخيف | مصطفي مازح7610 | 0 | 1,380 |
۱۳/اردیبهشت/۹۳ ۸:۴۸ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| سفارشهاى عيسى بن مريم(عليه السلام) به حواريون | مصباح | 5 | 2,497 |
۱۶/مهر/۹۲ ۱۹:۱۹ آخرین ارسال: Imam12 |
|
| شيعه از منظر امام صادق(عليه السلام) | پرنیان | 6 | 3,517 |
۱۱/شهریور/۹۲ ۱۲:۱۰ آخرین ارسال: پرنیان |
|
| هفت شاخص روزه واقعی از دیدگاه امام سجاد (علیه السلام) | ali0077 | 0 | 1,286 |
۱۵/تیر/۹۲ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: ali0077 |
|
| نهضت بزرگ علمى باقر العلوم عليه السلام ** | faateme-313 | 1 | 1,438 |
۲۴/بهمن/۹۱ ۱:۳۲ آخرین ارسال: faateme-313 |
|








