|
فیلم "جدایی نادر از سیمین"
|
|
۱۷:۲۰, ۱۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شايد بهترين مولّفه براي شناساندن اصغر فرهادي كارگردان اين فيلم اين باشد كه وي فيلمنامه نويس اثر جنجالي حاتمي كيا يعني ارتفاع پست مي باشد. فيلمي كه ياد آور جمله معروف " انقلاب فرزندان خود را مي خورد" بود. اين بار فرهادي با آخرين ضلع مثلث خود يعني "چهار شنبه سوري"، "درباره الي" ، " جدايي نادر از سيمين" باز گشته و در اتفاقي نادر، هم بهترين جوايز جشنواره بين المللي فيلم فجر در داخل را از آن خود كرده و هم جايزه خرس طلايي برلين را. براي اينكه فيلم را سطر به سطر و دقيقه به دقيقه مورد نقد و تحليل قرار دهيم زماني بسيار مي خواهد اما براي بينندگاني كه در اين ايام ديدن اين فيلم را انتخاب كرده اند كد هايي براي اشراف به ماهيت آخرين ساخته فرهادي و نيز اطلاع از كم و كيف آن داده مي شود تا با ديدي باز فيلم را ديده و يا پس از ديدن تحليل كنند. در يك جمله بايد گفت: فيلم فوق تنها يك اثر رئال اجتماعي نيست بلكه مانيفستي است از هر آنچه ضد انقلاب در اين سالها عليه نظام مقدس اسلامي گفته و در مجامع جهاني داده زده است. اين فيلم ماهيتي به شدت چند لايه دارد و از خواص آن تضاد در لايه هاست كه بيننده را در پارادوكسي مرگبار فرو مي برد كه به طرز ماهرانه اي به تصوير كشيده شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصغر فرهادي همواره با ابهام آفريني و ايجاد شبهه و ظاهرا از طريق مشاركت اذهان بينندگان، بسياري سوالات و اتفاقات را بي جواب رها مي كند اما واقعيت امر اينستكه وي هميشه پاسخ به اين ابهامات و شبهات را در لايه هاي زيرين ِ فيلمش براي ضمير ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.
اولين نكته درباره اين فيلم صحنه هاي آغازين آن در دادگاه است كه سيمين (ليلا حاتمي ) از نادر ( پيمان معادي ) به دليل همراهي نكردن با وي در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكايت كرده و تقاضاي جدايي از وي را دارد. در اين صحنه سيمين براي اثبات ادعايش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در اين سفر مي گويد: دوست ندارم دختر در اين شرايط بزرگ شود. و سوال نادر از سيمين كه مي پرسد چه شرايطي ؟ اولين گام از سناريوي شبهه افكني و ابهام تراشي اصغر فرهادي است. اتفاقات رخ داده در فيلم و ديالوگ هاي رد و بدل شده در دقايق بعد تا آخرين ثانيه هاي فيلم پاسخي پنهان به اين سوال آشكار مي دهد. فرهادي با نشان دادن دروغ هاي رد و بدل شده و فضاي هرج و مرج حاكم در جامعه چنين القا مي كند كه سيمين نمي خواست دخترش در جامعه اي به شدت آلوده به ريا و دروغ و بي قانوني و خودكامگي زندگي كند. دومين نكته، اشارات نادر براي خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اينكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالي كه نمادي از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار مي رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اينكه به علت چنين دلايل عامه پسندي از كشور خارج نمي شود نكته بسيار مهم و لايه ي بسيار پنهاني از اين فيلم است. براي فهم دقيق اين نيش و كنايه بايد مروري داشت بر مناظره هاي نامزدهاي انتخاباتي و سعي و تلاشي كه كروبي و موسوي نامزدهاي ديروز انتخابات رياست جمهوري و دشمنان امروز نظام در تخريب وجهه دولت از خود به خرج مي دادند. اينكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، ديگر رقبا و به صورت تخصصي دكتر احمدي نژاد را بي تفاوت نسبت به اين مهم نشان مي دادند. اينجاست كه بايد از سعي وافر فتنه گران سبز براي بالا بردن رقم فروش فيلم پرده برداشته و بر ماهيت چنين عملي واقف شد. هر چند فرهادي اشاره اي به رخدادهاي پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كساني لاف وطن دوستي مي زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند. سومين نكته؛ انحرافيست كه فرهادي در نشان دادن چهره مذهبيون از خود نشان داده است. راضيه(ساره بيات) را نبايد به عنوان نماد مذهبي بودن در ايران پذيرفت. هر چند فرهادي سعي دارد چنين انگاره اي را به مخاطب بقبولاند. در چندين موضع از فيلم راضيه از پذيرش پول بابت ديه بچه خودداري مي كند و اين خودداري نه به خاطر تدين وي بلكه به دليل اين اعتقاد است كه وي مي گويد اگر پول را بگيرد بلايي سر بچه ام مي آيد. اين يعني نهايت اعتقاد به مذهب در جامعه ايراني! حال اگر اين اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گيرد پس تكليف ميليون ها نفر از افرادي كه كرور كرور پول حرام مي گيرند و بلايي نيز سر بچه شان نيامده چه مي شود؟ فرهادي به طرز زيركانه اي رفتارهاي راضيه در نپذيرفتن پول را به اعتقادات سطحي عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبيون را عملا خرافاتي نشان داده است. در حالي كه بايستي راضيه به دليل تشرع و تدين و نه اعتقادات كم عمق و سطحي از گرفتن پول حرام سر باز مي زد. مضاف بر اينكه فرهادي تا آخر فيلم تكليف پولي را كه ادعا مي شد راضيه دزديده مشخص نكرد. اين هم از همان ابهاماتي است كه تيشه به ريشه مذهبيون و نماد به تصوير كشيده شده آن در فيلم يعني يك زن چادري مي زند. هر چند در ابتداي فيلم برداشتن پول توسط ليلا حاتمي بسيار ظريف نشان داده مي شود اما قرار دادن آن در لايه هاي پنهان فيلم چندان نمي تواند غير عمدي و بدون قصد باشد. چهارمين مسئله: پيامي است كه دختر نادر در پايان فيلم و در دادگاه به بيننده القا مي لكند. دختري كه در ابتداي فيلم نشان مي دهد به دليل شخصيت مثبت پدرش و اينكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود مي خواهد در كنار نادر بماند در انتهاي فيلم و پس از ديدن دروغ و انكار واقعيت پدرش عملا به گونه اي فضا را مديريت مي كند كه حرف ليلا حاتمي در ابتداي فيلم درست از آب درآيد و اين شرايط آكنده از دروغ و بدي براي ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بيننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد. آخرين نكته؛ مصائبي است كه بر شهاب حسيني (حجت) وارد شده است. جمله وي كه چندين سال دنبال حقش كه ضايع شده بوده و در دادگاه ها هيچ كسي به فرياد وي گوش نداده ، يكي از صريح ترين رويارويي هاي فرهادي با دستآوردهاي انقلاب در سي سال گذشته است. تصور كنيد در جشنواره هاي بين المللي كه اين فيلم در حال اكران است چنين تصويري از ايران به نمايش در آيد آنگاه چه بلايي سر وضعيت حقوق بشر و نوع نگاه غربي ها نسبت به ايران خواهد آمد. فرهادي رسما بيننده را در جايگاهي قرار مي دهد كه به اين نتيجه برسد كه در ايران كسي به فكر محرومان و مستضعفان نيست. شعاري كه بارها فتنه گران در دو سال گذشته و در سي و دو سال پس از پيروزي انقلاب سر داده اند. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۱۰, ۲۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۰ ۱۹:۰۸ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
من با شما موافقم ولی در مواردی مخالف
فیلم از جدایی شروع میشه جدایی که دلیلش مخالفت مرد برای طلاق زن به دلیل اصرار مهاجرت خانواده است.دلیل زن احساس امنیت نداشتن و مشخص نبودن آینده ی خود و فرزندش این نکته ی سیاسی فیلم است .که وضعیت کشور رو مناسب نمیدونه.ولی واقعیت است من هم دقیقا با این نظر موافقم پس واقعیتی سیاسی بیان شده.از این رو فیلم به میل خیلیا خوش نیامده. اصلا رقابتی در ار نبود تخریب در کار بود عزیز.از این طرف میگفتن که به تماشای اخراجی ها نرید که فیلمش بلوک سیاسی بشه و از اون طرف هم همین نظر رو برای جدایی نادر از سیمین داشتند. البته که بسیار کار زشتی است ولی من موافقم چون فیلم از ابتدا تا انتها توهین به خودم دیدم و خدا رو شکر کردم وقتم تلف نشد بگذریم. |
|||
|
۶:۵۳, ۳۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
من نه یه بسیجی هستم و نه زیادم مذهبی
اما وقتی فیلم رو دیدم فهمیدم که یه جور کینه پشتش هستش ظاهرا فرهادی خودشو تافته جدا بافته می دونه این فیلم یه توهینه به همه ایرانی ها ! به اسلام ! البته به خصوص به اسلام ! من هزار بار گفتم به جای اینکه به فیلمی مثل ارباب حلقه ها گیر بدیم بیاین به خودمون گیر بدیم یه خدا داریم از داخل ضربه می خوریم ! یه مشت فیلم خواب آور کینه ای که همش سرتاسر توهین به ملته میاد هیچ کسی هم هیچ کاری نمیکنه !!! من ترجیح میدم بشینم بت من رو نگاه کنم تا یه فیلمی که همش داره به خودمون توهین میکنه من کلی فیلم خفن تو گلدن کلوب دیدم واسه چی باید به فرهادی جایزه بدن ؟؟؟؟؟؟ کاملا معلومه غربی از اینکه فیلم در مورد سیاه نمایی کشوره خوششون اومده !! وگرنه فیلم خیلی هم کسالت بار بوده !!!!! در آخر هم بگم فرهادی مخملباف قبادی و . . . اینا یه مشت عروسک بیشتر نیستند !!! |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۳۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۰ ۱۴:۳۳ توسط Rman.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۳۰/دی/۹۰ ۶:۵۳)NiNe نوشته است: من نه یه بسیجی هستم و نه زیادم مذهبی دوست عزیز میشه یکم دقیقتر و با جزئیات بیشتر بگین کجاش توهین به اسلام و ایران هست؟! |
|||
|
۱۸:۱۵, ۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
نقل قول:بگید کجاش حرفه ای بود ؟؟؟ آقای منتقد گلدن کلوب اشتباهه گلدن گلوب نهایتش فیلمنامه و موضوع جدید نبود؟ عزیز من چندتا فیلم خوب در این رابطه ساخته شده تو ایران حداقل؟ مثلا فیلمای تیم برتون رو هم بخوایم این مدلی در نظر بگیریم اونا هم نوآوری نداره. کلیشه از نظر شما چیه؟ طرز حرکت دوربینش... شما فیلم سازی؟ فیلم برداری؟ منقدی؟ طبق کدوم حرف دوربین باید ثابت باشه؟ کجا این رد میشه که این مدل حرکت دوربین مسخره ست؟ این غیر از سلیقه شماست؟ |
|||
|
۴:۱۴, ۴/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۰ ۴:۳۲ توسط melanie2222.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
3 نکته ی مهم آموزشی فیلم جدایی نادر از سیمین
1.مذهبی ها قشر بیسواد بیفرهنگ و پایین ایرانند(همونایی که بر علیه آمریکاظاهرات میکنند واگرنه اونایی که مخالف نظامند خیلی با کلاس و فهمیده اند) در گذشته، تا حدود دهه ی 70 میلادی ،تصویری که از سیاه پوستها در فیلمهای هالیوود نمایش داده میشد، انسانهایی بیفرهنگ ،بیسواد ،نفهم و خدمتگزار سفیدپوستها بود. وقتی تصویری که از مذهبیها در این فیلم بنمایش دراومده رو دیدم یاد همون تصاویر افتادم!!! 2.ایرانیها انقدر گداهستند که از یه انعام عادی نمیگذرن و بچه شونو میفرستن بزور بقیه ی نا قابل گول رو پس بگیره. این مساله ی انعام دادن در غرب بخصوص آمریکا مسئله ی خیلی مهمیه و انعام ندادن خیلی زشت تلقی میشه و مطرح کردن این مسئله در این فیلم از الطافیه که فرهادی به جامعه ی ایرانی در شناختوندنش به دنیا داشته. 3.لات ترین و روانی ترین و بیمنطق ترین آدم در فیلم اونیه که مذهبیه و غیرتی و منطقی ترین و آدم ترین اونیه که سودای رفتن به آمریکا داره(یه جورایی ادامه ی نکته ی اول) |
|||
|
|
۱۲:۳۶, ۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
با سلام به همه عزیزان
به نظر من نقد و تحلیل نوعی قضاوت است و آفت قضاوت عدم رعایت عدل و انصاف . منتقدین و تحلیل گران ما دچار نوعی افراط و تفریط شدند . اکثر اوقات براساس سلائق خود فقط به نیمه خالی و یا پر لیوان توجه می کنند . از طرفی امروزه یکی از مهمترین معیارهای ما با یک موضوع طرز برخورد دشمنان ما با آن موضوع شده است . درست است که امام خمینی این پارامتر را یکی از معیارهای تصمیم گیری دانسته و به آن سفارش کردند . اما هم ایشان و در مقام اولی دین مبین و اولیائ ما همواره افراط و تفریط را نهی کرده اند . چرا با این همه انتقادی که ما به فرهنگ غربی داربم ؛ نگرش آنها درباره ما تا این اندازه برایمان مهم است ؟ آیا این تنها معیار در دست ماست ؟ آیا باید قوه تحلیل و استنباط خود را تعطیل کرده و فقط به این معیار بپردازیم . توجه کنیم که در اسلام از عقل به نبی درون یاد شده است . به نظر من فارغ از عقیده سیاسی فیلمساز ؛ نکات مثبت زیادی در این فیلم هست که می توان به آنها توجه کرد . الف - واقع گرایانه بودن داستان ( بیان منصفانه ایرادات )
|
|||
|
|
۱۳:۳۹, ۴/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۰ ۱۲:۳۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. تاپیک بسته می شود! چنانچه نظر خاص دیگری بود با حقیر برای قرار دادنش هماهنگ کنید! یا علی |
|||
|
|
۱۳:۵۴, ۱۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم رب مهدی
چند دقیقه پیش یک ایمیل برام اومد. مطالعه کنید و متخصصین لطفا نظر بدن با تشکر جدایی نادر از سیمین را از این زاویه ببینید تا متوجه شوید چرا هیچ کدام از مسئولین نظام تبریک نگفتند ، احتمالا زمانیکه فیلمنامه و متعاقب اون ساخت فیلم مجوز و پروانه گرفت از لایه های زیرین سناریو مطلع نبودند و بعد که فیلم اکران شد و نقدها بیرون آمد دیگه دیر شده بود و احتمالا برای همین بود که زمزمه ارسال فیلم دیگری مثل یه حبه قند به اسکار مطرح شده بود .... باور کنید که افکار عمومی بی تاثیر نیست حتی در نظام ما همایون خیری، وبلاگنویس، نگاهی دارد به فیلم جدایی نادر از سیمین. ساخته اصغر فرهادی . دیشب فیلم «جدایی [b]نادر از سیمین» را دیدم. پیشنهادم را مینویسم که اگر فرصت کردید ببینیدش یا خواستید دوباره ببینیدش از این زاویه هم به آن نگاه کنید . کی نماینده چه چیزیست؟ فهرست اینکه چه کسی دارد چه گروه یا تفکر در جامعه ایرانی را نمایندگی میکند اینطوریست : نادر- نادر دارد جامعه ایرانی را نمایندگی میکند که از یک طرف با سنت دست به گریبان است و از یک طرف با مدرنیته . پدربزرگ- پدربزرگ نماینده سنت در جامعه ایران است. آلزایمرش هم همان حافظه تاریخی ماست. نه قابل صرفنظر کردن است و نه بدون جامعه قدرت سرپا نگه داشتن خودش را دارد . سیمین- سیمین مدرنیته ایرانی را نمایندگی میکند. کسیست که به نادر (جامعه) قبولانده که باید مهاجرت کند. معلم است و دانستههایش از باقی بازیگران صحنه بیشتر است و بلد است مذاکره کند . زن باردار- زن باردار نماینده مذهب در جامعه ایرانیست. میخواهد به سنت (پدربزرگ) کمک کند که باری از روی دوش جامعه (نادر[/b]) بردارد اما از فرط نجس و پاکی و محدودیت شرعیات خودش هم تبدیل میشود به معضل تازه برای جامعه. ختم آبستنی او یعنی همین وضعی که الان در جامعه ایران میبینید و حکومت مذهبی قادر به نوزایی نیست. همین چیزی که به آن میگوییم اصلاحناپذیری حکومت . شوهر- شوهر نماینده روحانیت در جامعه است. رضا میرکریمی روحانیت را با همین شمایل ورشکسته و مقروض به عالم و آدم در «زیر نور ماه» روایت کرده. شوهر (روحانیت) زبان زن باردارد (مذهب) است. همین مذهب است که او را به درآمد تازه میرساند و بهانه برای او تولید میکند تا از جامعه پول بگیرد، چه در شکل ارائه خدمات به جامعه (نگهداری از سنت یعنی پدربزرگ) و چه در شکل جبران خسارت (دیه ). ترمه- ترمه دختر نادر و سیمین نماینده آینده است. موضوعی که در کشمکش میان جامعه، مدرنیته، سنت و مذهب گرفتار است و قادر به انتخاب میان آنها نیست و فیلم هم با این عدم انتخاب او تمام میشود. در سن بلوغ است و این بهترین نشانه آیندهٔ در حال وقوع است . دختر کوچک- دختر کوچک نماینده زمان حال است. کوچکتر از همه و گزارشگر (نقاش) وقایع. کوچکی او نشانهایست از نادیده گرفته شدن زمان حال در جامعه ایرانی. یکی از بهترین نشانههای نمایندگی او (زمان حال) وقتیست که دارد شیر سیلندر اکسیژن پدربزرگ (سنت) را کم و زیاد میکند. درست شبیه به آهنگهای تازه مثل نامجو . با این پیشنهاد میتوانید روابط میان جنبههای مختلف زندگی ایرانی را ببینید. چند تا مثالش را مینویسم : سیمین (مدرنیته)، زن باردار (مذهب)، ترمه (آینده) و دختر کوچک (حال) از یک جنساند و همهشان قدرت زادآوری دارند. منتها همهشان نیاز به یک عامل دیگر برای باروری دارند. محصول حاصل از پیوند زادآوران و فاعلان از همه جالبتر است. مثلا آینده محصول جامعه و مدرنیته است و این اوضاع را همیشه میتوانید ببینید. وجود ترمه یعنی جامعه (نادر) و مدرنیته (سیمین) توانستهاند آینده را خلق کنند. همیشه هم همینطور است و دنیای فعلی با مظاهر جدیدش محصول توافق هر جامعهایست با نوآوریهایش. منتها وقتی به محصول روحانیت (مرد) و مذهب (زن باردار) میرسید متوجه میشوید یک محصولشان وضع فعلیست (دختر کوچک[/b]) که فقط ناظر ماجراهاست و کارهای نیست جز گزارشگر وقایع اما تلاش روحانیت و مذهب برای خلق مجدد در شکل بارداری زن با برخورد شدید جامعه روبرو میشود و ناکام میماند . نکته جالب این است که این برخورد دفعی جامعه (نادر) نسبت به مذهب نیست که از سر تلاش برای حفظ سنت منجر به ختم نوزایی مذهب میشود بلکه این سنت (پدربزرگ) است که مذهب (زن باردار) را به دنبال خودش میکشد و بارداری او را خاتمه میدهد. وقتی زن باردار (مذهب) میرود تا پدربزرگ (سنت) را پیدا کند میبیند پدربزرگ (سنت) کنار دکه روزنامهفروشیست و دکه روزنامهفروشی همان جاییست که همیشه حرفش با پدربزرگ هست و روزنامههایی که نادر (جامعه) برای او میآورد و یا دربارهشان با او حرف میزند محل علاقمندی پدربزرگ (سنت) است. خوب به جای دکه روزنامهفروشی بگذارید جشن نوروز و چهارشنبهسوری تا متوجه بشوید چقدر دقیق است . زن باردار (مذهب) به دنبال پدربزرگ (سنت) میرود و او را در کنار دکه روزنامهفروشی (نوروز و چهارشنبهسوری) میبینید. میرود تا او را برگرداند اما آن آخر فیلم متوجه میشویم که ماشین به او زده و منجر به سقط شدن نوزادش شده. یعنی این جامعه نبوده که مذهب را کنار زده بلکه این واقعیات دنیای بیرونیست که مذهب را از نوزایی درآورده . دو تا موقعیت ویژه میان جامعه (نادر) و مذهب ([b]زن باردار) با سنت (پدربزرگ) هست. هر دو در حمام رخ میدهد. نادر پدرش را حمام میدهد و از فرط گرفتاریهای او به گریه میافتد. زن باردار هم لباس پدربزرگ را در همان حمام عوض میکند. نادر برای حمام دادن پدرش او را با دستکش لیف میزند و زن باردار هم برای تعویض لباسهای پدربزرگ از دستکش استفاده میکند. فرق دستکشها را که ببینید متوجه میشوید دستکش نادر خود او را هم خیس میکند ولی دستکش زن باردار مانع خیس شدنش میشود . عصبیت شوهر زن باردار (مرد: روحانیت) و پرخاشهای او که ما هم آدمیم و قرض بالا آوردنها و از کار بیکار شدنش همه نشانههای عاملان حکومت مذهبیست. یک چیز خیلی جالبی هم توی فیلم هست که به نظرم طعنهٔ فرهادیست به وقایع بعد از انتخابات و همراهی روحانیت با اوباش. خیلی خیلی جالب بود . نادر و سیمین و ترمه از خانه زن باردار میآیند بیرون و نگاهشان میافتد به ماشینشان. شوهر زن (روحانیت) از سر عصبانیت حل نشدن ماجرا و وصول نشدن پول و بیجواب ماندن طلبکارها با عصبانیت از خانه رفته است بیرون. بعد که ماشین در حال حرکت است شیشه جلوی آن را میبینیم که خرد شده . باتومهای بسیج و پلیس در جریان اعتراضات را یادتان هست؟ فیلمهایی که بسیجیها و پلیس با باتوم به شیشههای ماشینها میکوبیدند را یادتان هست. رهبران مذهبی ایران وقتی نتوانستند از جامعه جواب بگیرند با اوباش کنار آمدند و معروفترین نمونه این همکاری عبارت بود از خرد کردن شیشههای ماشینها. توی فیلم از نازایی مذهب و ناکارآمدی روحانیت به خرابکاریشان میرسیم فرهادی میگوید دعوای جامعه ایرانی بر سر حفظ سنتهای جامعه در مقابل مدرنیته است و این مذهب است که برای نجات درماندگی روحانیت خودش را میاندازد توی کاری که دست آخر او را هم نازا میکند. وقتی ترمه (آینده) دارد با درماندگی درباره انتخابش برای ماندن با جامعه و سنت ([b]نادر و پدربزرگ) یا مدرنیته (سیمین) تصمیم میگیرد تنها خبری که از مذهب (زن باردار) و روحانیت (مرد) داریم این است که یکی نازا شده و دیگری در زندان طلبکارها . . یا حق |
|||
|
|
۴:۵۳, ۲۸/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۵:۳۶ توسط Ahmad-A.R.M.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دانلود ایشان دارای چندین مدرک مختلف در ایران بودند که 16 سال پیش به این فرد اقامت افتخاری داده شد و به کانادا رفتند، سپس با باری از مشکلات رو به رو شدند و حتی با چندیدن مدرک معتبر کارگری و دیگر مشاغل سخت را انجام می دهند. در نهایت به این پی بردند که تمامی اینها جو سازی های دشمن است و رسانه های بیگانه هم به مردم ایران و همچنین به مردمان خود دروغ می گویند!. خب من این ویدئو رو از آپارات گرفتم،جالب بود و گفتم بزارم اینجا تا شما هم ببنید!
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| -لایه پنهان ضد شیعی جدایی نادر از سیمین- | moje12.ir | 35 | 22,422 |
۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: vahrakan |
|











