|
فرقه ضاله وهابیت
|
|
۰:۳۲, ۲۴/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۸۹ ۰:۳۷ توسط SAEED_KOSAR.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
از دوستان کسی در مورد اعتقادات و جنایات وهابییون علیه شعیه اطلاعاتی داره ؟ وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن محمد بن عبدالوهاب از علمای سنی عربستان سعودی است. وی خود پیرو ابن تیمیه بود و با ایدئولوژیهای شیعه و تصوف آن زمان به مخالفت برخاست. بنابر روایات شیعیان، افکار محمد بن عبدالوهاب منجر به نزاعهای خونینی در عراق و کشته شدن هزاران نفر از شیعیان در شهرهای شیعه نشین عراق و طائف و همچنین در میان مناطق صوفیه کردستان عراق و ترکیه شد. وهابیت در ۵۰ سال گذشته مذهب درباری سعودی بودهاست، اما گروهی تندرو از این میان بنام القاعده و سلفیهای تکفیری (سلفی جهادی) ظهور نموده و باعث انشعاب در مکتب وهابیت شدهاند. علمای بزرگ وهابی مانند ابن جبرین شیعیان را رافضی مینامند و قتل آنان را مباح میدانند. تشیع را به مراتب بدتر از سایر ادیان میدانند و مال و جان آنان را حلال میدانند. این فتواها باعث کشته شدن هزاران زن و مرد و حتی کودک شیعه مذهب در کشورهای عراق و افغانستان و ایران (زاهدان) شد. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۸, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
۱۲:۴۰, ۲۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
مثلث تشکیل وهابیت :همفر انگلیسی,محمدبن عبدالوهاب,جدآل سعود
فرقه وهابیت با تلاش های جاسوس انگلیسی موسیو همفر و نفوذ او در شخصیت متزلزل محمد بن عبد الوهاب[1] (1115-1206م )شکل گرفت . در کتاب خاطرات مستر همفر جاسوس کهنهکار انگلیس در کشورهای اسلامی میخوانیم که وی با دانستن زبان عربی و فارسی و ترکی و گشت و گذار به ترکیه و عراق و نجد در پی شخصی بوده که بتواند او را وادار به ایجاد تفرقه در جهان اسلام کند تا پس از تثبیت حضور بریتانیا در هند به وسیله کمپانی هند شرقی، این سوی دنیای اسلام یعنی شبه جزیره العرب و اماکن مقدسه را نیز تحت سلطه داشته باشند. او مینویسد که من گمشده خود را در محمد بن عبدالوهاب یافتم زیرا پایبند نبودن او به ضوابط مذهبی و روح غرور و خودپسندی و تنفری که از علمای عصر خود داشت و استقلال نظرش که حتی به خلفای چهارگانه (ابوبکر، عمر، عثمان و امام علی) اهمیتی نمیداد و تنها به فهم خودش در قرآن و سنت اتکا میکرد از بارزترین نقاط ضعفی بود که میتوانستم از این راهها در او نفوذ کنم[2]. همفر با کمک زنی که او هم جاسوس انگلیس بود و نام مستعار صفیه را داشت محمد بن عبدالوهاب را بر آن داشتند تا دعوی خود را آشکارکند و سرانجام آن شد که انگلیسی ها توانستند برای فعالیت های تفرقه آمیز شریف حسین یک مذهب جدید تفرقه آمیز هم تاسیس کنند. بدین صورت ضمن تقسیم سرزمین بزرگ عثمانی به چندین تکه، میان عقاید این دسته ی جدا شده با سایر سرزمین ها نیز انفکاک ایجاد کردند. در بخشی از خاطرات همفر درباره نشر عقاید ابن عبدالوهاب آمده است: « شیخ هرچه بیشتر اظهار دعوت میکرد، دشمنش بیشتر میشد، و گاهی هم در اثر فشار دشمن و شایعاتی که برضدش میشد میخواست از راهش برگردد، ولی من نمیگذاشتم و دوباره او را مصمم میساختم و به او میگفتم: محمد پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در راه اظهار دعوت خود بیش از اینها رنج کشید و این راه، راه بزرگواری است ، و هر مصلحی می بایست سختی و ناملایمات ببیند.[3]» مستر همفر درباره نحوه ارتباط گرفتن محمدبن عبدالوهاب با محمدبن سعود مینویسد: « پس از چندسال فعالیت، وزارت مستعمرات توانست محمدبن سعود را به طرف ما جلب کند و قاصدی نزد من آمد و این جریان را برای من توضیح داد و از آن پس برای ما لازم شد که از دو محمد (محمدبن عبدالوهاب و محمدبن سعود) پیروی کنیم، از محمدبن عبدالوهاب دین و از محمدبن سعود قدرت، تا این دو بر دلها و اجساد مردم مستولی شوند، زیرا تاریخ ثابت کرده است که حکومتهای مذهبی دوام بیشتری دارند و دارای نفوذ و هیبت میباشند.« همفر در بخش دیگری از خاطرات خود، طرح 6 مادهای که وزارت مستعمرات به وی داده بود تا به شیخ محمدعبدالوهاب القا کند، اشاره میکند این طرح نقشه دقیقی بود که به جز دو اصل آن که به واسطه حساسیت فوقالعاده مسلمانان تاکنون عملی نشده، سایر موارد مو به مو اجرا شده است. این طرح دستورالعملی برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان است. 1 - تکفیر تمام مسلمانان و مباح بودن قتل آنان، غارت کردن اموالشان و هتک آبروی آنان و فروختن آنان در بازار برده فروشان و جواز برده ساختن مردانشان و کنیزگرفتن زنانشان. 2 – نابود ساختن کعبه به نام این که جزء آثار بتپرستی است – اگر بتواند – و مانع شدن مردم از حج و تحریک عشایر و قبایل به غارت قافلههای حجاج و کشتن آنان . 3 - کوشش به منظور ایجاد روح نافرمانی نسبت به خلیفه عثمانی و تحریک مردم برای جنگیدن با او و تجهیز لشکرهایی برای این منظور و نیز لازم است با شریفهای (امیران محلی) حجاز با تمام وسایل ممکن مبارزه و از نفوذ آنان کاسته شود. 4 - ویران ساختن قبهها و ضریحها و اماکن مقدسه از نظر مسلمانان در مکه و مدینه و قدس و دیگر بلاد اسلامی که برایش امکان داشته باشد، به بهانه این که اینها بتپرستی و شرک و نوعی اهانت به شخصیت پیامبر و خلفای او ورجال اسلام است. 5 - ایجاد هرج و مرج و آشوب در بلاد اسلام به هراندازه که بتواند (مرجع ضمایر سوم شخص در این جملات محمدبن عبدالوهاب است.) 6 - انتشارقرآنی که کم و زیادهایی طبق احادیثی که در مورد تحریف قرآن رسیده است در آن عملی شده باشد.( همان، ص 181 و 182) در ایجاد این انفکاک مذهبی محمد عبد الوهاب کار را به جایی رسانده بود که احمد زینی دحلان در کتاب خلاصه الکلام مینویسد: محمد بن عبدالوهاب کسانی را که از مذهب او پیروی میکردند و فریضه حج را انجام داده بودند وا میداشت که دوباره حج کنند و به آنها میگفت حج اول تو در حال شرک بوده و باطل است. همچنین به کسانی که به مذهب او میگرویدند پس از ادای شهادتین میگفت شهادت سومی را هم بر زبان جاری کنید و بگویید که قبلاً کافر بودهایم و پدر و مادرمان در حال کفر از دنیا رفتهاند. اگر آنها این شهادت سومی را بر زبان جاری نمیساختند دستور قتل آنها را میداد. او به طور آشکار میگفت: مسلمانان 600 سال کافر بودهاند و غیر از پیروان خودش بقیه مردم را مشرک و کافر و خون و مالشان را حلال و مباح میدانست. با این عقاید خاص به سرعت اعراب عربستانی با کافر دانستن سایر مسلمانان ، از جمله سایر اعرابی که وهابی نشده بودند مرگ را سزای آنها دانستند. پیروان محمد بن عبد الوهاب ضمن آنکه نا خودآگاه قواعد انگلیسی ها را در منطقه اجرا می کردند به دشمنی با سایر مسلمانان پرداختند و در واکنش به حضور و ورود صهیونیست ها به فلسطین اعلام کردند:«خدا بر قوم کافر خود یهودی ها را مسلط گردانده است و این سزای کفر آنهاست.» بدین ترتیب دولت آل سعود و سلف شریف حسین تا تاسیس دولت صهیونیستی اسراییل هیچ واکنشی به تاراج،قتل و عام و اخراج مسلمانان فلسطینی از فلسطین نشان ندادند زیرا معتقد بودند هر اتفاقی که بر سر فلسطینی ها بیفتد نتیجه ی کفرشان است. |
|||
|
|
۲۰:۵۰, ۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
پایهگذار وهابیت کیست؟
یکی از مشکلات جدی مسلمانان (چه شیعه و چه سنی)، وهابیت تکفیری است و از طرفی، آشنایی با عقاید و عملکرد وهابیت تکفیری و نقد آنها یکی از نیازهای جدی جوامع مسلمان است. مطالب زیر سلسله مباحث وهابیتشناسی است که توسط آیتالله جعفر سبحانی تدریس شده است: ابن تیمیه و افکارش «یکی از این افرادی که در قرن هشتم اسلامی به نام نواندیشی دینی مسائلی را مطرح کرد جناب آقای احمد بن تیمیه است. وی در سال 661 متولد شده و در سال 728 درگذشته است. تا اوائل قرن هشتم یعنی تا اوائل 700 چیز جدیدی از ایشان مشاهده نشد، ولی ایشان در اوائل قرن هشتم و اواخر قرن هفتم قمری با نگارش دو کتاب به نام رسالهی «حمَویّه» و رسالهی «واسطیّه» -که هر دو چاپ شده در ضمن رسائل دیگر ایشان،- یک اندیشههای جدیدی را مطرح کرد که همهی جهان اسلام علیه او برخاستند، و اگر چنانچه این اندیشهها جنبهی فرعی داشت، باز هم چندان حرفی در آن بود، چون همیشه علمای اسلام در مسائل فرعی با هم اختلاف نظر دارند، ولی اندیشههای ایشان جنبهی فرعی نداشت، بلکه همهی آنها بر میگشت به اصول اسلام و قواعد کلیّه اسلام. خداشناسی ابن تیمیه ابن تیمیه در این دو رسالهی خود (رساله حمویّه خصوصا الواسطیّه) برای خدا جهت ثابت کرده است، «جهت» یعنی اینکه خدا (نعوذ بالله) در یک بخشی قرار دارد که آن بخش به نام عرش است و عرش را -در قرآن کریم آمده است- به معنای سریر و کرسی گرفته در حالی که در قرآن عرش داریم و سریر داریم و هر کدام برای خود کاربرد خاصی دارد، یعنی عرش در موردی به کار میرود و سریر در مورد دیگر، مثلاً اگر بخواهند بگویند که فلانی استراحت کرد، در اینجا کلمهی سریر را بکار میبرند، اگر بخواهند بگویند فلانی نشست، کلمهی سریر بکار میبرند، «جلس علی السریر». امّا اگر بخواهند قدرت را نشان بدهند، در اینجا کلمهی عرش را بکار میبرند، ایشان عرش را به معنای «سریر = تخت» گرفته و استوی را به معنای جلوس «إنّ الله علی العرش استوی = إنّ الله جلس علی سریر» یعنی سریر و تخت خدا (نعوذ بالله) عرش است و عرش در حقیقت به اندازهی وجود خدا است، و گاهی نسبت دادهاند که عرش کمتر از وجود خدا است و پاهای خدا بیرون عرش است. ایشان اولین بار جهت را برای خدا ثابت کرد که خدا در عرش است و در آن نقطه قرار دارد، قهراً به دنبالش جسمیّت هم هست. موضعگیری علمای دمشق با افکار انحرافی ابن تیمیه علما و بزرگان دمشق و سپس علمای مصر رسالههایی در نقد ایشان نوشتند و ایشان را دعوت به توبه کردند، ولی توبه نکرد فلذا ایشان زندانی شد و هنگامی که از زندان آزاد شد، باز به همان افکار نو خودش ادامه داد. مجموع مکتب ابن تیمیه اگر کسی کتابهای ایشان را مطالعه کند، مجموع مکتب ایشان در چند مطلب خلاصه میشود: الف: در درجهی اول مسئلهی تقسیم و تشبیه و اثبات جهت برای خدا است. متأسفانه ایشان در اینباره از روایات ضعیفی که حنابله نقل کردهاند بهره گرفته است و در حقیقت برای خدا نوعی جسم، نوعی جهت و نوعی تشبیه قائل شده است، یعنی تشبیه خالق به مخلوق کرده است. و این یک مسئلهای نیست که علمای اسلام در مورد آن ساکت بنشینند. افتخار اسلام این است که آمده است برای تنزیه حق تعالی «لیس کمثله شیء و هو الذی فی السماء إله و فی الأرض إله و هو معکم أین ما کنتم» همه ما در نماز میخوانیم «قل هو الله احد* الله الصّمد* لم یلد و لم یولد * و لم یکن له کفوا احد» اگر برای خدا جسمانیّت، جهت، تشبیه ثابت کنیم، دیگر نمیتوانیم بگوییم کفواً احد، ابن تیمیه مسئلهی تنزیه را زیر سؤال برد و لذا علما علیه او قیام کردند. ب: مطلب دومی که در مجموع کتابهای ایشان به چشم میخورد، این است مقام انبیاء و اولیاء را خیلی پایین میآورد کأنّه انبیاء بعد از مردن هیچ فرقی با افراد دیگر ندارند و حتی گاهی عصمت را هم منکر میشود، این هم یکی دیگر از ویژگیهای ایشان هست که مقام انبیاء و اولیاء را پایین میآورد به گونهای که گویا بعد از مرگ کار تمام است و هیچ نوع رابطهای با این جهان و ما با آنان نداریم. ج: نکتهی سومی که در کتابهای ایشان به چشم میخورد این است که ایشان بسیاری از روایات را که در فضائل علی و ائمهی اهل بیت علیهمالسلام وارد شده را انکار کرده است و در حقیقت یک نوع نصب خفی (نصب به معنای عداوت) در کلام ایشان وجود دارد، حتی مقلد ایشان جناب آقای آلبانی که حدیث شناس معاصر هست و همهی علمای حدیث اهل سنّت او را به استادی قبول دارند و او هم حنبلی مذهب است میگوید ایشان در نقل احادیث یک نوع تسرّع به خرج داده است. تسرّع یعنی شتاب زدگی. ابن تیمیه و حدیث غدیر ایشان هنگامی که به حدیث غدیر میرسد، آن را منکر میشود، فلذا آلبانی میگوید که به خاطر تسرّع این حدیث را منکر شده است، یعنی اطراف حدیث را ندیده است، جمع نکرده است و آن را منکر شده است، فلذا یک نوع نصب در کلمات ایشان هست، البته نصب خفیّه. «ابن حجر» مطلبی دارد که بد نیست آن را در اینجا نقل کنم. مرحوم علامّه حلّی کتابی نوشته است به نام «منهاج الکرامة فی الإمامة» این کتاب چاپ شده است و آقای ابن تیمیّه بر آن ردّی نوشته است به نام: « منهاج السنة» که بسیار در این کتابش بد زبانی کرده است، و حال آنکه اگر بنا است که ما حقیقتی را هم بگوییم، نباید بد زبانی کنیم، بلکه با زبان خوش آن را ارائه بدهیم، خدا به ما دستور میدهد که: «ادعوا الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن» ابن حجر میگوید ابن تیمیه برای کوبیدن ابن رافضی، یعنی علامه حلی به قدری پیشرفت کرده که حتی احادیث مسلّم و یقینی را که در حق علی و اهلبیت علیهم السلام است انکار کرده است. ابن حجر حدیث شناس جهانی است صاحب کتاب فتح است در شرح بخاری، «فتح الباری فی شرح احادیث البخاری» و همچنین ابن حجر هیتمی (این دو نفر حدیث شناس جهان اسلام هستند و خیلی محترم و بزرگوارند) میگویند که این مرد برای این که بتواند مؤلّف (علامه) را نقد کند، احادیث مسلّمی را که در حقّ علی و ائمهی اهلبیت علیهم السلام هست انکار کرده است. مطلبی در کتاب «الفتاوی الحدیثیه» است مال ابن حجر هیتمی است که در حقیقت از علمای قرن دهم است او مطلبی دارد البته من این جملهها را خودم نمیگویم زیرا اگر خودم بودم به این تعبیر نمیگفتم، امّا چون هم مسلک او است و به یک معنا استاد حدیث و انسان شناس است، درباره ی ابن تیمیه -که عرض کردم یک نوع نصب خفی در کلمات ایشان است - این جملهها را دارد که من آنها را نقل میکنم، او میگوید: «و ایّاک ان تصغی الی ما فی کتب ابن تیمیّه و تلمیذه ابن قیّم الجوزیّه و غیرهما ممّن اتّخذ الهه هواه و اضل الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد الله و کیف تجاوزها هؤلاء الملحدون الحدود و تعدّ الرسومة و خرقوا السیاة الشریعة و الحقیقة فظنوا به ذلک انهم علی هدی من ربهم و لیسوا کذلک» الفتاوی الحدیثیّه صفحه 203. ایشان در حق این این آدم (ابن تیمیه) میگوید و اگر تعبیر خلاف ادب نسبت به ایشان دارد، من ضامن نیستم، بلکه ضامن خودشان هستند. امّا محتوا درست است. د: چهارمین چیزی که در کتابهای ایشان هست، مسئلهی تفریق بین مسلمین است و آن هم در زمانی که مغول کشورهای اسلامی را فتح کرده است، بغداد را فتح کرده است و از شرق حرکت کرده است و در تمام زمینها و شهرها قتل و غارت و حرب انجام گرفته است، در یک چنین زمانی که مسلمانان نیاز به وحدت کلمه دارند، ایشان اختلاف کلمه را ایجاد کرد، در حالی که مغول میخواهد کم کم دمشق را بگیرد، حتی پدر ابن تیمیه به خاطر اینکه گرفتار مغول نشود از منطقهی خودش به نام حرّان حرکت کرد و ساکن دمشق شد که در دمشق بماند تا حدی در امان باشد، در چنین شرایطی که مغول دارد تمدن اسلامی را از بین میبرد، در چنین شرائطی اگر یک مسئله فکری و عقیدتی صحیحی هم باشد، ما باید سکوت کنیم تا این وحدت محفوظ بماند، در چنین زمان یک چنین اختلافی را ایجاد کرد. نتیجه مکتب ابن تیمیه نتیجه مکتب ابن تیمیه این است که امامیّه و شیعه کافرند، اشاعره کافرند، معتزله کافرند، صوفیّه کافرند، مسلمان فقط کسی است که از مکتب ابن تیمیه پیروی کند. خدا رحمت کند مرحوم شیخ شعبان طرابلسی را که رئیس جمعیّت توحید در لبنان بود، در سال 1407 که ما هم در حجّ بودیم و ایرانیان قتل عام شدند، ایشان شبی از شبهای منا به خیمهی جناب آقای بنباز مفتی سعودی رفت و گفت من آمادهام با شما سخن بگویم آیا اجازه میدهید؟ گفت: بفرمایید، این در زمانی بود که ایرانیان شیعه در مکه و در خانهی امن خدا قتل عام شدند و 410 نفر یا بیشتر کشته و چقدر هم زخمی شدند. گفت: نظر شما دربارهی شیعه چیست؟ گفت: شیعه کافرند، گفت: نظر شما دربارهی اشاعره که 90% اهل سنّت را تشکیل میدهند چیست؟ گفت: کافرند. نظر شما دربارهی معتزله چیست؟ گفت: کافرند. نظر شما دربارهی صوفیّه چیست؟ گفت: کافرند. گفت: وا عجبا پس کسانی که امشب در منا جمع شدهاند همه و همه کافرند، چطور به این همه کافرها اجازه دادید بیایند خانه امن خدا و در حرم عبادت کنند در حالی که ممنوع است کافر وارد حرم شود. افکار این مرد به نام نو اندیشی دینی سبب شد که مسلمانان دو دسته بشوند، یک دستهی قلیلی طرفدار ابن تیمیّه و جمعیّت کثیری هم مخالف او. امّا چون ابن تیمیّه در منطقهای ظهور کرد که آن منطقه، منطقهی فرهنگی بود، دمشق جایگاه بزرگی بود، علماء و محدثین و متکلمین و حکما و فضلا فراوان داشت. حتی در کنارش مصر دارای علمای بزرگ بود. آنان آنچنان ردیّههای محکمی بر اندیشهی این مرد نوشتند که مکتبش خاموش شد و فقط دو یا سه نفر توانستند این مکتب را ادامه بدهند یکی ابن کثیر است که در 774 درگذشته است، یکی ابن قیّم جوزی است که در 751 ، سومی هم مقدار ذهبی متوفّای 749، بعدا این مکتب خوابید، امّا بعد از 400 سال بار دیگر این مکتب به وسیلهی مردی در نجد زنده شد.» منبع: سایت بعثه مقام معظم رهبری |
|||
|
۱:۴۳, ۱۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما عزیزان
[/b] [b]موضوع بحث: ![]() تاریخ رو ورق میزنیم. در اواخر قرن 5 کاتالوگ ها به سرزمین فلسطین حمله کردند. و این آغاز جنگ های بزرگی تحت عنوان «جنگهای صلیبی» بود. در همین حین ها بود که ارتش مغول نیز به کشورهای اسلامی حمله کردند.همین زمان مسلمانان از دو جناح شرق و غرب مورد دست درازی و تجاوز قرار گرفتند. یا به عبارت دیگر مغول ها و صلیبیان(روم) با هم متحد شدند تا اسلام را از بین ببرند. و به همین علت بود که نوه هلاکوخان دختر امپراطور شرقی را گرفت.و جالب اینجاس که مادر هلاکوخان هم مسیحی بوده است. در نهایت این دو قدرت بزرگ برخواستند و به ایران بصورت وحشتناک حمله کردند. ![]() در طی این حمله به مسلمانان هزاران کتابخانه سوخت و هزاران نه بلکه میلیون ها مسلمان کشته شدند. در حین این حمله بود که طومار حکومت بنی عباس در بغداد برچیده شد و بغداد سقوط کرد. دنیای اسلام در حال سوختن بود و نیاز به چیزی داشت تا قدرتی یابد. و آن وحدت مسلمانان بود. شخصی بنام "ابن تیمیه" بروز کرد و شروع به ایجاد افکار و عقاید کرد. این افکار طوری بود که خود مسلمانان در برابر آن ایستادگی کردند و مقابله نمودند. در واقع کسی از مسلمانان برخواست که مسلمین را کافر ، قتلشان را واجب و مالشان را حلال کرد. به نحوی دیگر در بحبوحه جنگ برای از بین بردن افکار و عقاید اسلام چیزی نیاز بود تا از دل خود اسلام بروز کند و مثل موریانه داخل درخت را نابود کند و این "این تیمیه"بود که تیر خلاص را بر پیکره اسلام در آن زمان وارد کرد. الآن هم افرادی هستند تحت عنوان مسلمان که سعی دارند از "ابن تیمیه" پیروی کنند.میخواهند مسلمانان را کافر و مشرک جلوه دهند. الآن وهابی ها هستند که این کار را انجام میدهند. ![]() جالب اینجاس که خود وهابیون سعی دارند اسم وهابی را از خودشون پاک کنند و خودشان را سنی جلوه دهند و این یعنی نقض موجودیت و اصالت خود که فکر نمیکنم چیز خوبی باشد و این در حالیست که همه مذاهب آنها را از خود نمیدانند. برگردیم سراغ گذشته. این طرز فکرهای ابن تیمیه با مخالفت تمام علماء و مسلمانان با تمام مذاهب روبرو شد.بارها دادگاهی شد.و حکم در مورد وی این بود که هرکس به عقاید ابن تیمیه روی آورد خونش حلال است. در تمام دادگاه های ابن تیمیه یک شیعه وحود نداشت چون حکومت دست سنی ها بود و این دلیل محکم بر رد وهابیت از سوی سنی مذهبان می باشد. در اثر مقاومت مسلمانان افکار وی به زباله دان تاریخ سپرده شد. تا رسیدیم به محمدبن عبدالوهاب که او دوباره افکار ابن تیمیه را زنده کرد. وهابی ها جدیدالتاسیس هستند و عقبه ای ندارند و به همین علت خودشان را وهابی معرفی نمیکنند. و امامت را اصول دین نمیدانند. ![]() شیعه تا قرن 7 حالت دفاعی داشت و جواب میدادند و کتاب مینوشتند. در قرن7 خواجه نصیرطوسی مدرسه کلامی اهل بیت را در بغداد همزمان با ابن تیمیه تاسیس کرد و ابن تیمیه هم در شام مکتب اسلام اموی با افکار نادرست را ایجاد کرد. مهمترین کتاب ابن تیمیه"من هاج السنته"است که در رد بیانات علامه حلی نوشته است.و بارها در این کتاب فحاشی علیه مسلمانان و بزرگان شده است و این عامل فحاشی وهابیون می باشد و اینها به از شیخ الاسلام خود به ارث برده اند. چند ماه پیش کتابی از ماموران امربه معروف مدینه به حجاج دادند که آن حاجی به من تقدیم کرد.بزودی در مطلبی جدید عقاید خرافی وهابی را توضیح خواهم داد. ![]() جالب نیست؟ ![]() نمیدونم چی بگم ![]() خودتون قضاوت کنین ![]() صمیمیت بیش از اندازه با قرآن و خدا ... ... ... در کل ![]() ![]() و به احدیت خدا قسم جایگاه اینان آتش است. . . . . دعای همیشگی اللهم عجل لولیک الفرج
|
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۳/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۲۴/آبان/۸۹ ۰:۳۲)SAEED_KOSAR نوشته است: سلامهمه انسانند جدای دین و مذهب |
|||
|
۱۸:۳۸, ۲/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
متاسفانه فرقه های انحرافی زیادی در اسلام ایجاد شده
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,355 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| داده نما ( اینفوگرافی) فرقه ضاله وهابیت به زبان فارسی | سفینة النجاة | 0 | 1,300 |
۱۷/مرداد/۹۳ ۲۲:۰۳ آخرین ارسال: سفینة النجاة |
|
| شناخت فرقه ضاله وهابیت-علامه حسینی قزوینی | عبدالرحمن | 0 | 1,608 |
۱۲/اسفند/۹۲ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| فرقه ای به نام وهابیت وجود ندارد ! | سنت | 18 | 10,687 |
۲۴/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۱ آخرین ارسال: marjan |
|












![[تصویر: 481336_O2LrLgmT.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_O2LrLgmT.jpg)
![[تصویر: 481336_lRnvhIdC.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_lRnvhIdC.jpg)
![[تصویر: 481336_PLyvnIoU.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_PLyvnIoU.jpg)
![[تصویر: 481336_rGLdU9mL.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_rGLdU9mL.jpg)
![[تصویر: 481336_dha3BRAP.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_dha3BRAP.jpg)
![[تصویر: 481336_bRTpdA80.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_bRTpdA80.jpg)
![[تصویر: 481336_Bsb7SC73.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_Bsb7SC73.jpg)
![[تصویر: 481336_AOJgeNp8.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_AOJgeNp8.jpg)
![[تصویر: 481336_IbK9g6W1.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_IbK9g6W1.jpg)
![[تصویر: 481336_kahZoElQ.jpg]](http://images2.persianblog.ir/481336_kahZoElQ.jpg)