|
فرقه ای به نام وهابیت وجود ندارد !
|
|
۲۲:۲۸, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۲۲:۳۲ توسط سنت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دوستان امامیه ، به شما گفته اند که فرقه ای درون اهل سنت و جماعت ، به نام وهابیت وجود دارد که بسیار خبیث است
،اصلا چنین فرقه ای وجود ندارد ، که خبیث باشد یا نه ! اهل سنت و جماعت چهار مکتب فقهی هستند ( یعنی حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی ) ، این افرادی که شما بدانها وهابی می گویید اکثر عضو فرقه حنبلی هستند و فقط فرقشان با اهل سنت عادی در اینست که این افراد تعصب شدیدتری به قرآن و سنت دارند و به خصوص توحید عملی برایشان بسیار مهم است و هیچ گونه شائبه کفر و شرک را نمی توانند تحمل کنند ، شاید این مطلب را شنیده باشید که شرک خفی در دل مسلمان ، از راه رفتن مورچه سیاه ، بر روی سنگ سیاه در شبی تاریک ، هم ناپیداتر است، بلی دوستان ،این افراد فقط هم وغم این را دارند که با همه مظاهر شرک خفی و جلی ، مبارزه کنند بلکه غالیان را بتوانند به راه راست هدایت کنند و سیره نبی اکرم ( رحمه للعالمین ) را پیدا کنند ، ولله که این افراد برخلاف آنچه که به شما گفته شده با علی ( کرم الله وجهه ) هیچ دشمنی ندارند و علی (رضی الله عنه ) را از بزرگترین موحدان و شیرخدا می دانند . |
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۴۵, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۲۳:۴۷ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بله جریان القاعده و اسامه بن لادن هم می خواستند کفر جهانی را نابود کنند که خوب فقط باعث شدند وجهه خشن و تروریست از اسلام به جای بگذارند
و نه تنها کفر جهانی نابود نشد، بلکه 2 کشور اسلامی به همین بهانه اشغال شد...... آدم کشی و بمب گذاری و ترور را به هیچ طریقی نمی توانید رنگ و لعاب اسلامی بدهید... وهابیت=تروریسم=دشمن اسلام |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۲۳:۵۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
ببین برادرم.
فرقه یعنی گروه. وحدیثی نقل شده از ابو هریره که: رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: « قوم یهود بعد از حضرت موسی(علیه السلام) هفتاد و یک فرقه شدند که از آنها یک فرقه اهل بهشت و هفتاد فرقه اهل جهنمند و نصارا بعد از حضرت عیسی(علیه السلام) هفتاد و دو فرقه شدند که از آنها یکی اهل بهشت و هفتاد و یک فرقه اهل جهنم هستند، امت اسلام نیز بعد از نبی اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هفتاد و سه فرقه می شوند که از آن میان یکی در بهشت است و هفتاد و دو فرقه در جهنم خواهند بود. » (مسند احمدبن حنبل، ج2، ص322 و ج4 ص102، / سنن ابن ماجه، ج2، ص1321 و 1322و 1460 و 1461 / سنن ابی داود، ج2، ص390 / سنن ترمذی، ج4، ص 134، / مستدرک حاکم، ج1، ص6 و ص128، / صحیح ابن حبان، ج15، ص125) خب شما بفرما الان 72 فرقه اصلی برای من پیدا کن. پس نتیجه میگیریم که تمام اینها یک فرقه بحساب میان. در ضمن: ما برای فتح بیت المقدس که قبله اول مسلمانان هست تلاش میکنیم. و این وعده قرآنه. همچنین: خیلی از افراد جنبش حماس تو فلسطین بعد از پیروزی های حزب الله شیعه شدن. |
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۲۳:۵۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
البته ناگفته نماند ما انها را فرقه میدانیم و نه مذهبی از اهل تسنن
شما ببین کجای این توحیده برادر من !! ـ وهابیت و اعتقاد به تجسیم و تشبیه خداوند به مخلوقات: اولین نقدی که بر وهابیت وارد است در مسئله مبدأ و صفات باری تعالی میباشد.اعتقادات وهابیت نسبت به خداوند مستلزم تجسیم و تشبیه بوده و تمام چیزهایی را که در یک پدیده مادی خصوصاً انسان وجود دارد برای خداوند نیز ثابت میداند. وهابیها خداوند را مانند پادشاهان موجود در جامعه بشری پنداشته و عرش و محل سکونت او را در جهت فوق بالاتر از جایگاه مخلوقاتش قرار میدهند(۱) و برای عرش خداوند اوصافی مانند خصوصیات تختهای شاهانه قائل هستند(۲) و میگویند خداوند در روز جمعه از روزهای آخرت با انبیاء خودش جلسه تشکیل میدهد و برای این کار از عرش فرود میآید و بر کرسی خاصی که برای این منظور در نظر گرفته شده است مینشیند و بعد از گفتگو با انبیاء جلسه را ترک گفته و به عرش خودش بر میگردد(۳) [sup][/sup]و نیز معتقداند که خداوند با چشم سر دیده میشود(۴) و برای این ادعا چنین استدلال میکند که هر چیزی که وجودش کاملتر باشد برای دیدن سزاوارتر است. و از آن جا که خداوند اکمل موجودات است سزاوارتر است برای دیدن از غیر او(۵) وهابیها بعد از اینکه برای خداوند دست، پا، ساق، کفش طلائی و امثال اینها را قائل میشوند میگویند: خداوند هر شب به آسمان زمین فرود میآید و در شب عرفه به زمین نزدیکتر میشود تا دعاهای بندگان خود را از نزدیک اجابت کند(۶).این اعتقادات وهابیت علاوه بر اینکه جسمیت، شباهت، کیفیت، کمیت، محدودیت و عجز را که منافات با عقل و نقل دارند برای خدا ثابت میکند بعضی اشکالات علمی غیر قابل انکارنیز بر برخی از این معتقدات وارد میباشد. ـ ابن تیمیه، احمد عبدالحلیم، منهاج السنة، 1 / 363 اول،بولاق مصر، مطبعه کبری امیریه، 1321 ق. 2ـ ابن تیمیه، احمد عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، 5 / 137، و ابن قیم، محمد بن ابی بکر،توضیح المقاصد، 1 / 234، بیروت، المکتب الاسلامی، سوم 1404 ق و سلیمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب، شرح کتاب توحید، 1 / 659، ریاض، مکتبة الریاض الحدیثة، بی تا. 3ـ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اجتماع الجیوش الاسلامیه، 1 / 51، بیروت،دارالکتب العلمیه و مجموع الفتاوی، 5 / 55، بی جا، بی تا و ابن قیم، محمد بن ابی بکر، زاد المعاد، 1 / 369، بیروت، مؤسسة الرسالة، چهاردهم، 1407ق. 4ـ ابن تیمیه، منهاج السنة، 3 / 341، مؤسسه قرطیه اول 1406 ق. 5ـ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، 1 / 217، مصر بولاق، مطبعه کبرای امیریه 6ـ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، 1 / 262، بولاق مصر، مطبعه کبرای امیریه،اول 1321 ق |
|||
|
|
۰:۰۴, ۱۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
اهل سنت با وهابیت متفاوت هستش مثل بهاییت که با تشیع زمین تا آسمون فرق داره. هردوتای اینا برای سرکوب دو ریشه اساسی تشیع هستن. وهابیت برای زدن ریشه غدیر و مسئله خلافت و امامت و بهاییت برای زدن اصل مهدویت. نکته جالبش این هست که هردوی اینا ( وهابیت و بهاییت )اصلا با پیامبر اکرم مشکل دارند و بر خلاف اهل سنت و تشیع که نقطه مشترکی حداقل با هم دارند اونا با هیچکی نقطه مشترکی ندارند. وهابیت بهاییت فرقه های ساختگی هستند و اساس مخالف با اسلام دارند. |
|||
|
|
۱:۲۱, ۱۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۳/شهریور/۹۱ ۲۲:۴۲)سنت نوشته است: والله که کافیست در مجالس عزاداری حسین بن علی شرکت کنید ، کفریات و شرکیات به طور واضحی بیان می شودما هرچه باشیم ...پشت سر زن نماز نخواهیم خواند ...و ان چه را که گفتی همه باطل است ...همانطور پیامبر بعد از واقعه احد ..به همه زنان فرمودند برای شهادت عمویش حمزه گریه کنند ...ما شیعیان هم برای فرزند بزرگوارش عزا داری خواهیم نمود ...شما اگر این کار را دوست ندارید ...می توانید سر خود را به دیوار بکوبید تا منفجر شود مثل دوستان وهابی تان خودتان را به بهشت بفرستید .یا روز های جمعه با مولایان خود به پیش خدا بروید ...و از او کسب تکلیف کنید و ببینید خدا به شما چه میگوید. ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا ونصرنا علی القوم الکافرین. تصاویری از بدعت جدید پیروان مکتب سقیفه ! ![]() ![]() ![]() ![]() صلوات یا الله ![]() |
|||
|
|
۲:۲۵, ۱۴/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۱ ۲:۲۸ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۳/شهریور/۹۱ ۲۲:۲۸)سنت نوشته است: دوستان امامیه ، به شما گفته اند که فرقه ای درون اهل سنت و جماعت ، به نام وهابیت وجود دارد که بسیار خبیث است شما می توانید اسمش را هر چیز دیگری هم بگذارید ... تشخیص خبیث بودن آن با من نیست ... اما به تمسخر گرفتن عقاید و زیرپاگذاشتن حقوق انسانی که در اسلام به آن توجه ویژه شده است به وضوح دیده می شود... احکام این قوم را ببینید: حرام ها: خوردن غذا با قاشق داشتن راننده یا خدمتکار در منزل دست تکان دادن به بازیکنان فوتبال!!!! نوشتن مقاله در مطبوعات انداختن عبا روی کتف (۱۳/شهریور/۹۱ ۲۲:۲۸)سنت نوشته است: ، شاید این مطلب را شنیده باشید که شرک خفی در دل مسلمان ، از راه رفتن مورچه سیاه ، بر روی سنگ سیاه در شبی تاریک ، هم ناپیداتر است، بلی دوستان ،این افراد فقط هم وغم این را دارند که با همه مظاهر شرک خفی و جلی ، مبارزه کنند بلکه غالیان را بتوانند به راه راست هدایت کنند و سیره نبی اکرم ( رحمه للعالمین ) را پیدا کنند ، ولله که این افراد برخلاف آنچه که به شما گفته شده با علی ( کرم الله وجهه ) هیچ دشمنی ندارند و علی (رضی الله عنه ) را از بزرگترین موحدان و شیرخدا می دانند . هان ، یعنی تمام مسلمانان فرشته زاده می شوند ؟! شمری که جانباز جنگ های حضرت علی (علیه السلام) بود فرزند علی را به شهادت نرساند؟ قتل معصومین که بدترین گناه و نافرمانی از خداست. نادیده گرفتن خدا و معصوم (که عزیز خداست) هم شرک محض است! والله نمی دانم مساله غدیرخم که اینقدر واضح و مبرهن است برای دوستان اهل سنت اما ... حال ببینیم هدف اسلام چیست... سیره پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): از نظر اسلام هدف زندگی چیزی جز خداشناسی و خداپرستی و از این طریق رسیدن به قرب خداوند نیست. قرآن کریم می فرماید: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین (سوره بینه، آیه 5 ). مردم هیچ ماموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى خدا انجام دهند; یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى الهی است. و اما در مورد انسانیت : اگر ملاک انسانیت و انسان شدن احیای حیات معقول و اختیار باشد، این قسمت تنها بخشی از مسیری است که انسان درمسیر خودسازی و قرب الهی طی می کند، بنابراین می توان گفت: احیای هویت انسانی از اهداف مهم اسلام است، ولی هدف نهایی اسلام کمال در انسانیت، یعنی احیای هویت الهی انسان در راستای قرب به خداوند و تشتبه به رب و کسب مقام خلیفه اللهی است. حال شما به بنده بفرمایید این احکام وهابیت چقدر باعث نزدیک شدن ما به خدا می شود؟!!!! یعنی غذا را با دست خوردن باعث لقای الهی می شود و با قاشق خوردن باعث لقای شیطان؟! ![]() نمی دانم چه برایتان آرزو کنم ، انشالله همان که برایتان خوبست پیش آید. نمیخواهم درگیر این مباحث بشم ، احتمالا این اولین و آخرین ارسالم در این موضوع ها باشه. درپناه خدا. |
|||
|
|
۹:۲۷, ۱۴/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۸:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۳/شهریور/۹۱ ۲۲:۲۸)سنت نوشته است: دوستان امامیه ، به شما گفته اند که فرقه ای درون اهل سنت و جماعت ، به نام وهابیت وجود دارد که بسیار خبیث است عقاید وهابیت جدا این مسلک و مرام جای هیچ دفاعی را برای مدافعان خود نگذاشته و حالا با جدیدترین حربه خود به میدان آمده اند ان هم تکذیب وجود چنین فرقه ای !!!! مسلک فقهی وهابیت، حنبلی است اما مسلک اعتقادی آنان، شامل ۲۰ عقیده انحرافی است که مبتنی بر ۴ رکن است. وهابیان، خود را پیروان مذهب جدیدی در اسلام نمیدانند و بیشتر خود را به مذهب حنبلی که یکی از مذاهب چهارگانه اهل تسنّن است منتسب میکنند. اما تردیدی نیست که مبانی و دیدگاههای اینان تفاوتهای جدّی با دیدگاههای مذهب حنبلی و به طور کلی همه مذاهب اسلامی دارد. ما چهار رکن انحرافات وهابیت را با قرآن مقایسه می کنیم تا ببینیم، آیا قرآن آنها را تایید می کند؟ رکن اول؛ حکم عقل فاقد ارزش است ابن تیمیّه بنیانگذار عقاید وهابیت، عقل را در مبانی دینی فاقد هرگونه ارزشی می داند. در کتاب “منهاج السنة ” می نویسد: “کسانی که ادعای تمجید از عقل را دارند، در حقیقت ادعای تمجید از بتی دارند که نام آن را عقل گذاشته اند” یعنی اگر طرفدار عقل باشید، بت پرست شده اید. بتی که خودتان درست کرده اید. اعتقاد دارد که عقل، ملاک دینی ندارد لذا برای هیچ ارزشی برای آن قائل نیست. از همین جهت وقتی شما به عقائد وهابیت رجوع میکنید، می بینید مباحثی مطرح است که با عقل و فطرت منافات دارد. در قرآن آیات زیادی آمده که بر اهمیت عقلانیت تأکید می کند. افلا یتدبرون، افلا یعقلون، افلا یتفکرون و …بنابراین، بی ارزش جلوه دادن عقل و تعقل، خلاف قرآن است. رکن دوم؛ تفسیر و تأویل قرآن به ظاهر آیات براساس این تفکر اشتباه، قائل به تفسیر آیات بر مبنای ظاهر آیه هستند. مثلا در تفسیر این آیه که می فرماید: « و جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا، در روز قیامت خداوند می آید و ملائکه صف در صف در پی او می آیند » یا « وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ، إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ، چشمهایی که در روز قیامت خدا را نگاه میکنند » در تفسیر این آیات قائل به تجسم خداوند هستند و معتقدند خدا دیده می شود. می گویند خداوند واقعاً می آید و ما با چشم سر او را می بینیم و این جزء عقاید آنهاست. آنها عقیده دارند خدا در دنیا دیده نمی شود، امّا در قیامت بهشتیان روزی دو بار با خدا ملاقات دارند و او را در بهشت با بهترین چهره می بینند و زیباترین صدا را از او می شنوند. این مطالب برداشت آنها از آیات سوره فجر و قیامه است که ذکر شد. این تفسیر خلاف قرآن است. در سوره مبارکه آل عمران آیه ۷ آمده است: « وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ » و تأویل قرآن را جز خداوند و کسانی که علم نزد آنان است، نمی دانند. منظور از راسخون فی العلم، اهل بیت پیامبر است. این تفسیر به استناد آیه آخر سوره رعد فهمیده می شود که در شأن امیرمؤمنان نازل شده است. « مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب » کسی است که علم کتاب را تماماً در سینه دارد و منظور امیرالمؤمنین است. بنابراین فقط اهل بیت (علیه السلام) حق تأویل آیات قرآن را دارند. ابن تیمیّه می گوید: “شبهای جمعه خداوند سوار بر استر از آسمان هفتم به آسمان اول می رود و حوائج بندگانش را برآورده می کند. بعد از گذشت نیمه های شب، به آسمان هفتم باز می گردد” حضرت آیت الله وحیدخراسانی در مورد این عقیده ی باطل، سؤالی را مطرح می کنند که در حقیقت پاسخی به عقیده ی باطل آنهاست. ایشان می فرمایند که طبق آیات قرآن خداوند در همه جا حاضر و ناظر است. حالا اگر خداوند شبهای جمعه به آسمان اول می رود، پس آسمانهای دیگر بدون خدا هستند یا با خدایند؟! آسمان اول در شبهای دیگر، بدون خدا چه می کند؟! زمانی که بنا شود بر اساس عقائد وهابیت تأویل قرآن صورت بگیرد و تفسیر اهل بیت (علیه السلام) از قرآن کنار گذاشته شود، نتیجه این گونه می شود.رکن سوم؛ معنای خاص بدعت همه عقلاء مخصوصاً مسلمین و بصورت خاص تر، عالمان شیعی عقیده دارند که در انجام امور اصل “اصالة الاباحه” صادق است. یعنی اصل این است که امور مباح هستند مگر آنکه خلافش ذکر شده باشد. بطور مثال اگر با موردی برخورد کردیم که حکمش را نمی دانیم، باید به آیات قرآن و روایات رجوع کنیم. در تقسیم بندی اعمال یکی از این ? صورت وجود دارد: حرام، مکروه، مباح، مستحب و حرام. اگر برای موردی که مواجه شده ایم حکمی صادر شده باشد، جزء یکی از موارد پنجگانه خواهد بود. اما در مسائل جدیدی که در منابع فقهی، حکم خاصی برایش صادر نشده مانند خوردن نوشابه یا استفاده از موبایل و …، طبق قاعده “اصالة الاباحه” انجام آن اشکال ندارد. وهابیت عقیده دارد که مبنا “اصالة الحرمة” است. یعنی هر چیزی که با آن مواجه می شوند، حرام است مگر اینکه حکمی برای آن صادر شده باشد. این حکم باید در سه قرن اول هجری از سوی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا اصحاب یا تابعین صادر شده باشد. اصحاب کسانی هستند که پیامبر را دیده اند و تابعین کسانی هستند که فقط اصحاب را دیده اند. بنابراین عقیده، چون تا قرن سوم هیچکدام از اصحاب و تابعین موبایل نداشته اند بنابراین حکمی در مورد آن داده نشده، پس استفاده از موبایل حرام است. البته این مورد، تنها موردی است که حاکمیت سیاسی عربستان با حاکمیت دینی و فقهی آنها مخالفت کرده است. وهابیت با این اصل، هر عملی بعد از قرن سوم که برای آن حکمی نیست را بدعت می نامد و انجام آن را حرام می داند. رکن چهارم؛ شرک در عقائد وهابیت همه فرقه های اسلامی اعتقاد دارند که اگر دو جمله “اشهد أنَّ لا اله الّا الله” و “اشهد أنَّ محمداً رسول الله” بر زبان جاری شود، بواسطه آن فرد مسلمان می شود. اما وهابیت می گوید که علاوه بر بیان آن دو جمله، باید عقیده ما را هم قبول داشته باشند تا مسلمان شوند. بنابراین توحید اینست که علاوه بر شهادتین، عقاید ما را هم قبول داشته باشید، در غیر این صورت مشرک هستید. طبق این عقیده، توسل و شفاعت و زیارت و … چون در سیره اصحاب و تابعین نبوده، پس نباید انجام شود و کسی که این اعمال را انجام دهد مشرک است. اینان عبادت را علاوه بر اسلام و ایمان و احسان؛ شامل دعا، بیم، امید، توکل، رغبت، هراس، خشوع، خشیت، انابه، کمک گرفتن، استعاذه، استغاثه، ذبح و نذر میدانند. طبیعی است که چنین تفسیر وسیع و بیپایهای از عبادت، بسیاری از یکتاپرستان و مسلمانان جهان را در جرگه مشرکان وارد میکند! و این تفکر خطرناکی است که متأسفانه وهابیان بیباکانه بدان پایبند هستند!
|
|||
|
|
۶:۳۸, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۶:۴۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
تفاوتهای اندیشه احمد بن حنبل با مبانی اندیشه سلفی گری:
سلفیان از دیر باز خود را وابسته و پیرو مکتب احمد بن حنبل می دانند ، ایشان با ادعای پیروی از احمد می کوشند برای خود ریشه و پیشینه ای را در جهان اسلام فراهم کنند . اما حنبلیان هرگز انان را به رسمیت نشناخته اند . دانشمندان حنبلی کتب زیادی را بر ضد سلفی گری وهابی که ادامه سلفی گری ابن تیمیه است ( سلفی گری اعتقادی ) نوشته اند . گذشته از اینها میان مکتب حنبلی و اندیشه احمد با مکتب وهابی گری تفاوتهای روشنی وجود دارد . 1- احمد دیدگاه تند اهل حدیث را که مستند به اندیشه عثمانی بود تعدیل کرد و فرقه های مختلف و متضاد را نظام بخشید . (توضیح بیشتر : پس از جنگ صفین و تبلیغات شدید بنی امیه ، امر خلافت بر اهل سنت مشتبه شد و در اینکه چه کسی بعد از عثمان خلیفه چهارم است تردید کردند با اینکه امیر المومنین ع در ان وقت خلیفه وقت بود و مردم با اصرار زیاد او را برای خلافت تعیین کرده بودند .در ان زمان جریان عثمانی در میان اهل حدیث وجود داشت و پیوسته مساله تثلیث ، و اینکه بعد از رسول الله ص تنها 3 خلیفه به حق وجود دارد را مطرح می کرد .احمد پاسخ به این پرسشها و تردیدها را که به مساله تربیع ، یا به رسمیت شناختن 4 خلیفه به حق ، معروف است را مطرح کرد او در این شرایط ، امیر المومنین ع را به عنوان خلیفه جهارم معرفی کرد .و گفت : هر کس امامت را برای علی ثابت نداند ، از چهار پای خانه اش گمراه تر است .) اما در مقابل اندیشه سلفی گری نه تنها میان فرقه های اسلامی اتش نفاق و اختلاف را شعله ور کرد ، بلکه حتی موجب شکاف داخلی مکتب حنبلی شده و حکم تکفیر بسیاری از مسلمین از جمله شیعیان را نیز صادر نمود . گذشته از اینها در مقابل نظریه تربیع احمد ، اندیشه سلفی گری در مسیری کاملا مخالف حرکت کرد و احادیث احمد را که پیرامون جایگاه علی ع و خاندانش می باشد را از احادیث ساختگی و جعلی شمرد و نسبت دروغ به خاندان پیامبر داد . کاری که ابن تیمیه ان را اغاز کرد و بر ان همت گمارد . 2- تشبیه و تجسیم ( اعتقاد به جسمانیت خداوند ) در اندیشه احمد هر چند بروز و ظهور دارد اما هرگز به اندازه نگرشهای تجسیمی و تشبیهی سلفی گری نیست .چرا که اعتقاد به حمل صفات خبریه بر معنای ظاهریشان رسما در اندیشه سلفی گری به اوج خود رسید .( مثل اینکه در اندیشه سلفی گری گفته شد در ایه ( ید الله فوق ایدیهم ) : خدا دارای دو دست بسیار بزرگ است که بالای همه دستها است و... ) 3- در اندیشه سلفی گری ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب مواردی دیده می شود که هیچ یک در اندیشه کلامی احمد سابقه نداشت . مسائلی چون شرک و بدعت و حرام دانستن توسل ، کاستن از مقامات بالای پیامبر ص ، تبرک ، زیارت قبور ، طلب شفاعت ، و.... از ابداعات سلفیان بوده است . 4- احمد هیچ گاه به مشرک بودن و تکفیر غیر حنبلیان فتوا نداد . بر خلاف اندیشه وهابیت که حکم به شرک و کفر هر کسی می دهند که بر غیر مذهب وهابیت باشد . |
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۲۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با سلام
دوستان عزیز لطف کنن چند تا فیلم و کتاب معتبر به جناب سنت در باب دین معرفی کنند شاید که شبهاتشون از بین بره و باعث بشه کمتر این تفکرات نا معتبرشون رو گسترش بدن. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فرقه ضاله وهابیت | SAEED_KOSAR | 25 | 24,584 |
۲/شهریور/۹۶ ۱۸:۳۸ آخرین ارسال: parsa34 |
|
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,357 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| داده نما ( اینفوگرافی) فرقه ضاله وهابیت به زبان فارسی | سفینة النجاة | 0 | 1,300 |
۱۷/مرداد/۹۳ ۲۲:۰۳ آخرین ارسال: سفینة النجاة |
|
| شناخت فرقه ضاله وهابیت-علامه حسینی قزوینی | عبدالرحمن | 0 | 1,608 |
۱۲/اسفند/۹۲ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|















![[تصویر: 19505_222.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/12/19505_222.jpg)
![[تصویر: 19506_315.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/12/19506_315.jpg)
![[تصویر: 19507_123.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/12/19507_123.jpg)
![[تصویر: 19508_585.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/12/19508_585.jpg)
![[تصویر: 19509_719.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/12/19509_719.jpg)


